کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بحث در مورد بیانات روز امام خامنه ای
۴:۲۱, ۱۶/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
در این تاپیک به نکات ناب سخنرانی های روز امام می پردازیم

قسمت های مهم رو رنگی می کنم و حتما بخوانیدلینک سخنرانی ها به همراه صوت
http://farsi.khamenei.ir/speech

[تصویر: 13921215_2725683.jpg]

لطفا شرکت کنید

سخنرانی 15 اسفند 92

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

خدا را سپاسگزاريم بر توفيقى كه عنايت فرمود كه ما زنده بمانيم در يك جلسه‌ى ديگر در اين جمع با عظمت حضور پيدا كنيم و مطالبى را بشنويم و مطالبى را عرض كنيم. تشكّر ميكنم از رئيس محترم مجلس خبرگان(۱) كه با وجود اينكه برايشان سخت هم هست در عين حال مقيّدند كه اين مجلس را در سر وقت تشكيل بدهند و وقت بگذارند و نيرو بگذارند، و همچنين از كلّيّه‌ى آقايان محترم.
در اهمّيّت اين مجلس خيلى صحبت شده، هم ما عرض كرده‌ايم، هم خود شما آقايان مكرّر بيان كرده‌ايد؛ در مجموعه‌ى اركان نظام اسلامى و نظام جمهورى اسلامى، اين مجلس جايگاه ويژه‌اى دارد. لكن گاهى به مناسبتهايى كه پيش مى‌آيد - چه در اوضاع داخلى، چه در مجموعه‌ى مسائل جهانى - اهمّيّت اين مجلس و اجتماع اين‌همه از علما و بزرگان و متنفّذينِ روحانى در بلاد و مجتهدين و مانند اينها، اهمّيّت ويژه‌اى پيدا ميكند؛ به‌نظر ما دوران كنونى از جمله‌ى اين دورانها است، يعنى مسائل مهمّى در جريان است در پيرامون ما؛ چه مسائلى كه مستقيماً به ما ارتباط پيدا ميكند، و چه مسائلى كه ولو به‌طور مستقيم با ما مربوط نيست لكن نميتوانيم از كنار آن آسان بگذريم؛ از اين‌گونه مسائل امروز در دنيا و در منطقه زياد است. اوضاع عمومى - چه در آسيا، چه در آفريقا، چه در اروپا - اوضاع پيچيده‌اى است، اوضاع مهمّى است؛ و نظام جمهورى اسلامى طبعاً حرفى خواهد داشت در قبال اين نظام، و خودنگرى و بازيابىِ وظيفه جزو مسئوليّتهاى همه‌ى ما در اين دوران است. عرض كرديم، هم در دنيا معضلات زيادى وجود دارد، هم اثر گذارى جمهورى اسلامى در معادلات منطقه بلكه گاهى در معادلات جهانى بيش از هميشه است؛ بنابراين همه‌ى اركان نظام از جمله اين مجلس، بايد نگاه مبتكرانه و اساسى به مسائل داشته باشند؛ هم به حيث وظيفه‌ى شخصى و ذاتى علما - كه علما هاديان امّتند و وظايفى دارند و مردم را بايد روشن كنند؛ در نظام اسلامى وظيفه‌ى علما فقط گفتنِ مسئله‌ى نماز و روزه نيست، مردم را بيدار ميكنند، هوشيار ميكنند، حقايق را به مردم ميگويند، بصيرت‌افزايى ميكنند - هم به حيث اعتبار اين مجلس كه يك نهاد حكومتى است، وظايفى بر عهده است.
من دو مطلب را عرض ميكنم. يك مطلب، نكاتى در حول‌وحوش مسائل كنونى دنيا است، مسائلى كه به ما البتّه ارتباط پيدا ميكند. طبعاً خيلى از مسائل هست كه به ما مرتبط نيست؛ چند نكته درباره‌ى آنچه به ما مربوط ميشود در زمينه‌ى مسائل جهانى، عرض ميكنم.
يك نكته اين است كه امروز جهان درگير تحوّلات اساسى است، اين را نميشود منكر شد؛ شما نگاه كنيد به منطقه‌ى شمال آفريقا و مناطق ديگرى از آفريقا، در منطقه‌ى آسيا و قدرتهايى كه در آسيا سر برآورده‌اند و در دنيا عرض اندام ميكنند در مقابل قدرتهاى سنّتى عالم، [يا] وضعيّتى كه در اروپا ملاحظه ميكنيد وجود دارد؛ دنيا در حال يك تحوّل است. حالا تحوّلات جهانى و تاريخى طبعاً در زمان كوتاه تحقّق پيدا نميكند؛ اين‌جور نيست كه حالا ما فرض كنيم اگر تحوّلى دارد رخ ميدهد بايد در ظرف شش‌ماه، يك سال، دو سال انجام بگيرد؛ نه، نشانه‌هاى تحوّل را بايد ديد ولو اين تحوّل بمُرور در ظرف بيست سال انجام خواهد گرفت؛ لكن ما [بايد] بفهميم كه در دنيا چه دارد اتّفاق مى‌افتد. بنابراين نكته‌ى اوّل اين است كه دنيا درگير تحوّلات اساسى است؛ اين را بفهميم.
نكته‌ى دوّم اين است كه آرامش ظاهرى جبهه‌ى مسلّط جهانى - يعنى همين قدرتهاى سنّتى‌اى كه در دنيا حاكم بودند، چه قدرت آمريكا، چه قدرتهاى اروپايى؛ كه يك آرامشى داشتند اينها از لحاظ اقتصادى، از لحاظ رسانه‌اى، از لحاظ استقرار اجتماعى در داخل كشورهايشان و يك آرامشى بظاهر بر زندگى اينها حاكم بود - امروز به‌هم خورده، نشانه‌هاى اين به‌هم‌خوردگى را انسان ميبيند.
اينها مجهّز بودند و هنوز هم هستند، هم به پول، هم به سلاح، هم به ابزارهاى تبليغاتى، و نيز به علم. بنابراين قدرتى كه با اين چند چيز مجهّز است، بايد ديگر خيالش راحت باشد و آرامشى بر آنها حاكم باشد و بود؛ اين آرامش سالهاى متمادى بر اينها حاكم بود؛ امروز اين آرامش به هم خورده است.
در چند عرصه اين آرامش به هم خورده؛ اوّلاً در عرصه‌ى اقتصادى - كه مهم‌ترين امتيازشان پيشرفت اقتصادى و رشد اقتصادى بود - ميبينيد كه وضع چه‌جورى است: هم اروپا دچار بحران اقتصادى است، هم آمريكا دچار بحران اقتصادى است؛ آن اقتصاد مستقر، امروز نشانه‌هاى ورشكستگى را دارد در خودش نشان ميدهد. خب، فرض بفرماييد دولتِ كشورى بيش از همه‌ى درآمد ناخالص ملّى‌اش مقروض باشد؛ اين الان وضعيّتى است كه در آمريكا وجود دارد؛ دولت مقروضى كه راهى هم على‌الظّاهر براى نجات از اين مقروض بودن برايش متصوّر نيست. لذا برنامه‌هاى گوناگون كلان اينها [انجام نميشود]؛ در خود آمريكا اين جور است، در كشورهاى بزرگ و قوىّ اروپايى هم كمتر تبليغ ميشود و گفته ميشود امّا واقعاً در آنجاها هم همين جور است. در خود آمريكا اين رئيس جمهور فعلى - از دوره‌ى اوّلى كه به رياست جمهورى رسيد - وعده‌ى بيمه‌ى خدمات درمانى همگانى را به مردم داد، [امّا] تا امروز كه حدود شش سال از آن روز ميگذرد، هنوز موفّق نشده اين كار را انجام بدهد؛ يعنى كشورى با آن همه امكانات مالى و با آن همه منابع، وعده‌اى را رئيس جمهور به مردمش داده و نتوانسته اين وعده را عمل كند؛ اينها است ديگر. بنابراين در عرصه‌ى اقتصادى - كه عرصه‌ى مهمّ كشورهاى جبهه‌ى استكبار و قدرتهاى سنّتى دنيا بود - اينها دچار بحرانند، دچار مشكلاتند؛ اروپا هم - در خبرها همه ميبينند، همه ميشنوند - در كشورهاى مختلف، دچار مشكلات عديده‌ى اقتصاديند.
در عرصه‌ى اخلاقى هم اينها شكست خورده‌اند؛ خب، تمدّن كنونى غرب بر اساس پاسداشت انسان به‌وجود آمد؛ بر اساس اومانيسم و اصالةالانسانيّه همه‌ى اين تمدّن بنا شده است؛ معناى آن اين است كه "انسانيّت"، عنصر اصلى و هدف اصلى و قبله‌ى اساسى براى اين تمدّن خواهد بود؛ امروز در نظام تمدّنى غرب، انسانيّت پامال‌شده است و حقّاً و انصافاً دچار شكست شده‌اند. خب، تا اندكى قبل از اين، در لباس علمى و در ادبيّات دانشگاهى اين مسائل را جلوه ميدادند و ضعفها را ميپوشاندند، لكن بتدريج اين ضعفها آشكار شده و باطن اين تمدّن مادّى - كه ضدّ انسان است، ضدّ فطرت الهى است - دارد خودش را نشان ميدهد. يك نمونه‌اش قتل و غارت و خشونت است كه خب اين خشونتها و قتل‌وغارت‌ها اين‌قدر متراكم شده كه امروز بر كسى پوشيده نيست. حالا يك‌وقتى بود كه انگليس‌ها در هند جنايت ميكردند، در بِرمه جنايت ميكردند، [امّا] در يك نقطه‌ى ديگرى خودشان را برّاق و اتوكشيده و مؤدّب جلوه ميدادند؛ امروز ديگر آن روزگار گذشته است؛ امروز همه در جريان خشونتها قرار ميگيرند. كسانى كه حرف مردم را بر زبان مى‌آورند، اين خشونتها را به‌رخ جبهه‌ى استكبار دارند ميكشند. قتل و غارت و خشونت، و شهوت‌رانى‌هاى مسخ‌كننده‌ى انسان: ازدواج با هم‌جنس! اين غير از همجنس‌بازى است، بمراتب بالاتر است؛ يعنى علناً منكرِ ضدّ فطرت را در زندگى خودشان راه بدهند؛ «وَ تَأتونَ فى ناديكُمُ المُنكَر» (۲) كه در قرآن هست. امروز علناً و صريحاً به اين اعتراف ميكنند، و دو همجنس با يكديگر ازدواج ميكنند، و كليساها اين را ثبت ميكنند، و رئيس جمهور آمريكا اظهار نظر ميكند و اظهار عقيده ميكند و ميگويد من موافقم با اين كار و مخالف نيستم! يعنى از پرده برون افتاده آن فساد باطنى و درونى در اين زمينه‌هاى شهوت‌رانى و مانند اينها.
حمايت صريح از تروريسم. خب ملاحظه ميكنيد ديگر در همين قضاياى منطقه، كسانى هستند كه جگر طرف را از سينه‌اش درمى‌آورند و جلوى دوربين تلويزيون‌ها گاز ميزنند، قدرتهاى اروپايى هم مى‌نشينند در اروپا، منتها احتياط ميكنند و نميگويند ما به او كمك ميكنيم، ميگويند ما به اين جبهه‌ى معارض كمك ميكنيم؛ اين جورى است ديگر؛ يعنى صريح از تروريسم، آن هم تروريسم خشن، وحشى، سبُع، (۳) اينها حمايت ميكنند.
به مقدّسات اهانت ميكنند و آسان و به‌عنوان آزادى، مقدّسات را، چهره‌هاى نورانى را ملكوك(۴) ميكنند، مورد اهانت قرار ميدهند؛ پيامبران را، بزرگان را، نه فقط پيغمبر ما را، همه‌ى پيغمبران را. گفتم به بعضى از مسئولين فرهنگى كه متأسفانه خيلى از مسئولين فرهنگى ما، با مسائل فرهنگى، در ميدان مرتبط نيستند [كه مثلاً] كتاب بخوانند، كتابهاى گوناگون را ببينند؛ غالباً بركنارند. گفتم كه اينها به حضرت موسى اهانت ميكنند، به حضرت عيسى اهانت ميكنند، به پيامبران بزرگ اهانت صريح ميكنند؛ اين امروز وجود دارد. بنابراين در جبهه‌ى اخلاقى هم اين جبهه‌ى مستكبرى كه اوضاع دنيا را كنترل ميكرد، شكست خورده، يعنى در آنجا هم اشكالات فراوانى بر او وارد شده.
در عرصه‌ى منطِق هويّتى هم اين تمدّن و پاسداران اين تمدّن شكست خورده‌اند، چون پايه‌هاى علمى تمدّن مادّى غربى يكى پس از ديگرى دارد فروميريزد؛ دانشمندانى آمدند، حرفهاى آنها را - چه در زمينه‌ى علوم انسانى، چه در زمينه‌ى علوم ديگر - رد كردند؛ پايه‌هاى علمى اين تمدّن يكى پس از ديگرى به هم ميريزد.
در عرصه‌ى اعتبار و آبروى جهانى هم كه انصافاً امروز براى جبهه‌ى استكبار آبرويى باقى نمانده، يعنى سرجمع جنايتهاى دولتهاى غربى و حكومتهاى مستبدّى كه دست‌نشانده‌ى آنها هستند، براى مردم دنيا آشكار شده و امروز منفورند در دنيا؛ حالا بعضى از سران دولتها و دولتهاى وابسته و دولتهاى ضعيف و ملاحظه‌كار و ترسو، خب در تعارف يك چيزهايى ميگويند امّا در بين ملّتها انصافاً امروز منفورند. امروز آمريكا از همه‌ى دولتهاى ديگر منفورتر است، هم در اين منطقه، هم در مناطق ديگر؛ حالا منطقه‌ى اسلامى كه خيلى، در مناطق ديگر هم همين‌جور. بنابراين اينها در عرصه‌ى آبرويى هم شكست خورده‌اند. اين هم يك مسئله‌اى است كه چيزى باقى نگذاشته است براى آن جبهه‌ى گردن‌كلفتى كه حالا يكّه‌بزن اينها هم دولت آمريكا است كه از همه‌ى اينها به‌اصطلاح قوى‌تر و آماده‌به‌كارتر است، امّا آبرويى اينها در دنيا ندارند. اين هم نكته‌ى دوّم از آن نكاتى كه ميخواستيم عرض بكنيم.
نكته‌ى بعدى در مورد واقعيّتهاى جهانى و اوضاع جهانى، بيدارى ملّتها است؛ حالا ما گفتيم بيدارى اسلامى در منطقه‌ى شمال آفريقا و منطقه‌ى عربى، عليه اين تعبير جبهه‌گيرى شد كه نه، اين بيدارى اسلامى نيست، ربطى به اسلام ندارد؛ معلوم شد كه چرا، كاملاً ربط به اسلام دارد؛ خب، حالا به‌حسب ظاهر [آن را] خاموش كردند امّا خاموش شدنى نيست. وقتى احساس وظيفه‌ى اسلامى در يك ملّتى به‌وجود آمد، احساس هويّت اسلامى وقتى در يك ملّتى به‌وجود آمد، به اين آسانى‌ها نميشود اين را از بين برد؛ حالا گيرم يك دولتى سركوب بشود يا بركنار بشود - يا با كودتا، يا با هر عارضه‌ى ديگرى - لكن آن روحى كه در مردم به‌وجود مى‌آيد، آن خودباورى و خودبازيابى هويّت اسلامى، اين به اين آسانى‌ها از بين نخواهد رفت و از بين هم نرفته است. امروز در همان مناطقى و در همان كشورهايى كه بيدارى اسلامى به‌وجود آمده بود، همچنان مثل ديگ جوشانى در حال غَلَيان است؛ اين‌جور نيست كه اين بيدارى از بين رفته باشد. اين هم يكى از واقعيّتهاى دنيا است؛ استقامت اسلامى اوج گرفته.
و واقعيّت ديگر هم كه شايد يكى از مهم‌ترين اين واقعيّتها باشد، مسئله‌ى ملّت ايران است؛ ملّت ايران با گذشت ۳۵ سال از طلوع انقلاب، از انقلاب زده نشده است، دست نكشيده است، انقلاب را كنار نگذاشته است، روحيّه‌ى انقلابى را از خود دور نكرده؛ شما ملاحظه كرديد اين بيست‌ودوّم بهمن را. و اين يك پديده است، اين را بارها عرض كرده‌ايم، عادت كرديم ما به اين حادثه‌ى به اين اهمّيّت. [البتّه مطلبى هم درباره‌ى‌] جوانهاى ما، در ذيل واقعيّتهايى كه بايد به آنها توجّه داشت، عرض خواهم كرد. به‌هرحال اين هم يك مسئله‌ى اساسى است. بنابراين در يك چنين دنيايى هستيم: در آنجا - در اطراف ما و در مجموعه‌ى جهان - آن حوادث كه نشان‌دهنده‌ى تحوّلات اساسى است دارد اتّفاق مى‌افتد، در كشور ما هم اين رشد تفكّر اسلامى و استقامت اسلامى و بالندگى و تناور شدن درخت حكومت اسلامى و نظام اسلامى است كه وجود دارد. بنابراين با اين توجّه، بايد عرض كرد كه نگاه ما به مسائل خودمان و مسائل جهان، بايد نگاه جدّى‌اى باشد.
مطلب دوّمى كه عرض ميكنم، اين است كه حالا ما چه كارهايى برعهده داريم؛ بنده چند مطلب را در اينجا يادداشت كرده‌ام كه البتّه [هم‌] همه‌ى مطالب نيست، هم اين مطالبى كه عرض ميكنيم حرفهاى جديد و تازه‌اى نيست و حرفهايى است كه همه‌ى آقايان ميدانيد، [امّا] تكرار اينها و گفتن اينها مفيد است؛ كارهايى كه ما برعهده داريم، زياد است؛ از جمله اينهايى است كه عرض ميكنم:
يكى‌از آنها واقع‌بينى است؛ ما بايد واقعيّتهاى موجود جامعه‌ى خودمان را ببينيم. معمولاً در نگاه به واقعيّتها، طبيعت انسان اين است كه سراغ نقاط ضعف ميرويم. همه‌ى اين چيزهايى كه ما مى‌بينيم، فرض بفرماييد كه گرانى را مى‌بينيم [يا] تحقّق نيافتن برخى از اهداف اسلامى را مشاهده ميكنيم، اينها خب يك واقعيّتهايى است و غالباً اينها را مى‌بينيم - بعضى‌ها هم البتّه همينها را درشت ميكنند - لكن واقعيّتهاى ديگرى هم وجود دارد در اين كشور؛ اينها را بايد ديد. يك واقعيّت همين است كه عرض كرديم، واقعيّت ايستادگىِ نظامِ مبتنى بر اسلام؛ اين يك واقعيّتى است. توقّع دشمنان اسلام و دشمنان ايران اين بود كه مردم بعد از يك سال دو سال پنج سال، خسته بشوند، يادشان برود، از انقلاب دست بكشند؛ كمااينكه در بسيارى از انقلابهاى دنيا همين اتّفاق افتاده است؛ اينكه من ميگويم "بسيارى"، در واقع بايد گفت همه؛ در اين انقلابهايى كه در دويست، دويست‌وپنجاه سال اخير در دنيا اتّفاق افتاده است، تا آنجايى كه بنده سراغ دارم همه‌جا همين‌جور بوده است، بعد از گذشت يك مدّتى آبها از آسياب افتاده است و آن موج انقلاب فروكش كرده و تمام شده، برگشته به حالت سابق.
بنده به يك كشورى رفتم زمان رياست جمهورى، يك كشور انقلابى كه هفت هشت ده سالى بود انقلاب كرده بودند، رئيس آن كشور هم جزو همان عناصر انقلاب‌كننده بود وقتى ما رفتيم آنجا. وقتى من وارد شدم‌[به‌] آنجايى كه مارا بردند به‌عنوان ضيافت و به‌عنوان مهمانى و اينها، ديدم عيناً همان وضعيّتى كه حاكم استعمارگر قبلى - كه پرتغالى بوده است؛ آنجا مستعمره‌ى پرتغال بود - با آن وضع زندگى ميكرده، عيناً همان وضع وجود دارد، هم از لحاظ تشريفات ظاهرى، هم از لحاظ احترامات، [هم از لحاظ] آداب! هيچّى فرق نكرده است؛ يعنى اوّلى كه اينها سرِكار آمدند اين‌جور نبوده، بعد بتدريج مغلوب عادات مستكبرين و مستبدّينِ قبل از خودشان شدند و همان وضعيّت را انجام دادند؛ انقلاب اسلامى مغلوب نشد، جمهورى اسلامى مغلوب نشد؛ آن كسانى كه ميخواستند عادات قبلى، سنن قبلى، شيوه‌ى قبلى را بر اين كشور و بر اين انقلاب تحميل كنند، نتوانستند؛ و انقلاب همچنان حرف اسلام را ميزند، حرف انقلاب را ميزند، حرف استقلال را ميزند، حرف ايستادگى ملّى را ميزند، حرف توسعه‌ى درون‌زاى كشور را ميزند، حرف عدل را ميزند و براى اين اهداف بزرگ تلاش ميكند و كار ميكند؛ همه‌ى اينها مسائل انقلاب است؛ اينها چيزهاى مهمّى است. اين يك واقعيّتى است.
واقعيّت ديگرى كه از آن نبايد غفلت كرد، انگيزه‌هاى دينى در نسل امروز انقلاب است. يك‌وقت است كه ما پيرمردهايى كه از دوره‌ى انقلاب باقى مانده‌ايم، ما انقلابى باقى مانده‌ايم امّا جوانهاى ما از دست رفته‌اند؛ مى‌بينيم اين‌جورى نيست. ما امروز، جوان انقلابى بسيار داريم، در سرتاسر كشور داريم، از همه‌ى قشرها داريم، در دانشگاه‌ها بسيار داريم، جوانى كه هم متديّن است، هم انقلابى است؛ به اعتقاد من اين جوان از جوان انقلابى اوّلِ انقلاب شأنش بالاتر است. چرا؟ چون آن‌روز اوّلاً آن انقلابِ با آن عظمت و پرهيجان اتفّاق افتاده بود؛ ثانياً آن‌روز اينترنت نبود، ماهواره نبود، اين همه تبليغات گوناگون نبود، اين جوان در معرض اين همه آسيب نبود، جوان امروز در معرض اين همه آسيبها است؛ اينترنت جلوى او است، اين همه تلاش دارد ميشود براى اينكه اين جوان را منحرف كنند، [امّا] اين جوان متديّن باقى ميمانَد؛ نمازخوان است، به نماز اهمّيّت ميدهد، نمازِ شب ميخواند، نافله ميخواند، در مراسم مهّم دينى شركت ميكند، پاى انقلاب مى‌ايستد، شعارهاى از دل برآمده ميدهد؛ اينها چيزهاى مهمّى است. نسل امروزِ انقلاب، به نظر ما يكى از افتخارات بزرگ است. اين يك واقعيّتى است، بايد اين را ديد.
واقعيّت ديگرى كه بايد به آن توجّه داشت، ظرفيّتهاى بى‌شمار ملّى است؛ كه خوشبختانه مسئولين كشور، مسئولين دولتى - كه من امكان اين را داشتم كه بالخصوص در اين ايّام با اينها ملاقات كنم - بعد از تشكيل دولت جديد، ميبينم همه معترفند، معتقدند، واقفند، به ظرفيّتهاى بى‌شمار داخلى كشور؛ كه خب همين وجود اين ظرفيّتها هم بحمدالله رهنمون شد كه اين حقير و همفكران و همكاران و كمكها، به اين مسئله‌ى اقتصاد مقاومتى برسيم؛ والّا اگر كشورى از ظرفيّت داخلى محروم باشد، نميتواند يك اقتصاد مقاوم به‌وجود بياورد. اقتصاد مقاوم آن‌وقتى است كه ما در داخل، ظرفيّت داريم. با هر كدام از اين مسئولين اقتصادى و مرتبط با اين قضايا انسان مى‌نشيند، ميبيند اينها ظرفيّتهاى داخلى فراوانى را ميشمرند؛ اين هم يك واقعيّتى است كه بسيار مهم است.
يك واقعيّت ديگرى كه نبايد غفلت كرد، دشمنى دشمنان ما است. از دشمنى دشمن نبايد غفلت كرد. به قول سعدى: «دشمن چون از همه حيلتى فرومانَد، سلسله‌ى دوستى بجنبانَد»، (۵) آنگاه در دوستى كارى كند كه هيچ دشمنى نكرده باشد؛ اين را نبايد فراموش كنيم؛ اين واقعيّتى است؛ دشمن ما هستند، دشمن اسلامند، دشمن استقلال ملّى ما هستند و دشمن ملّت ما هستند به‌خاطر اين خصوصيّات؛ بله، اگر چنانچه اين ملّت از انقلاب دست برميداشت، از اسلام دست برميداشت، خودش را تسليم متجاوز و متعدّى ميكرد، از ملّت ما خيلى هم راضى بودند، خيلى هم تعريف ميكردند، امّا با ملّت بدند به‌خاطر اين. قَد بَدَتِ البَغضآءُ مِن اَفواهِهِم؛ (۶) حرفهايى هم كه ميزنند، نشان ميدهد كه چقدر اين بغض و دشمنى عميق است. وَ ما تُخفى صُدورُهُم اَكبَر؛ (۷) آن مقدارى كه ميگويند بخشى از آن دشمنى‌ها است كه اينها بر زبان مى‌آورند، والّا آنچه كه در دلهاى آنها است بمراتب بيشتر است؛ اين هم يك واقعيّتى است كه نبايد از ياد برد و نبايد فراموش كرد.
واقعيّت ديگر اين است كه همين دشمن، از مقابله‌ى با ملّت ايران و مقابله‌ى با نظام اسلامى عاجز است. دليل عجز را اگر بخواهيد، اين است كه چون نميتواند مقابله كند، تحريم را آورده؛ والّا اگر ميتوانست مقابله كند، تحريم چرا؟ دليل بر اينكه تحريم هم فايده ندارد و نداشته است و نخواهد داشت، اين است كه مكرّر تهديد نظامى ميكند. خب، اگر ميتوانستند اينها با شيوه‌هاى متعارف و معمول دنيا اين انقلاب را از بين ببرند و اين ملّت را به زانو در بياورند، ديگر اين تهديد و اين فشار و اينها لازم نبود. و اين تحريم هم جديد نيست و نشان هم دادند. خوشبختانه امروز با اتّفاق نظرى كه مسئولان محترم دولت، هم رئيس جمهور محترم، هم وزراى مربوط، هم رؤساى دو قوّه‌ى ديگر، روى مسئله‌ى اقتصاد مقاومتى كردند - كه جاى تقدير و تشكّر دارد از اينها؛ يعنى واقعاً استقبال كردند از اين فكر؛ كه البتّه خود آنها هم در مجمع تشخيص، در مشورت‌دهى به اين مسئله سهيم بودند، شريك بودند، بحث كردند روى اين مسئله - خود اين اتفّاق نظر، نشان‌دهنده‌ى اين است كه اين تحريمى كه اينها ظالمانه و از روى بغض و عداوت و نفرت بر ملّت ايران تحميل كردند، اثرى نخواهد داشت و ان‌شاءالله اين اقتصاد مقاومتى فائق خواهد آمد بر ترفندهاى آنها. اين هم يك واقعيّت است.
و اين واقعيّت ديگر را هم عرض بكنيم. حالا واقعيّتهاى خوب خيلى زياد است، كه ما هر جايى كه به خدا تكيه كرديم، به نيروى مردم تكيه كرديم و حاضر به حركت جهادى شديم، پيروز شديم؛ نگاه كنيد شما از اوّل انقلاب تا حالا، هر جا ما مردم را آورديم وسط كار، به نام خدا شروع كرديم و حركتمان حركت جهادى بود، ما در آنجا پيروز شديم. در خود اصل انقلاب اين اتّفاق افتاد، مردم آمدند، مردم خيابانها را پر كردند، قشرهاى مختلف مردم آمدند وسط ميدان، و حركت حركت جهادى بود. در دفاع هشت ساله - هشت سال جنگ شوخى نيست؛ هشت سال جنگ را بر اين مملكت تحميل كردند - مردم آمدند وسط كار. امام (رضوان الله تعالى عليه) - كه روح مطهّر اين مرد بزرگ شاد باد و با انبياء و اولياء محشور باد - راز قضيّه را فهميد كه بايد چه‌كار بكند؛ خدا به او الهام كرد، او را هدايت كرد، مردم را آورد وسط ميدان و نام خدا را سرِدست گرفت و حركت كرد. درجنگ هشت ساله ما پيروز شديم؛ در همه‌ى موارد ديگرى كه مردم آمدند و خداى متعال بر زبان و دل مردم حاكم بود و كار كار جهادى بود، ما پيروز شديم؛ اين‌هم يك واقعيّتى است.
آخرين مطلبى كه در باب اين واقعيّتها عرض بكنيم اين است كه: كجا بوديم ما، به كجا رسيديم؛ وَاذكُروا اِذ اَنتُم قَليلٌ مُستَضعَفُون؛ (۸) يادمان نرود آن‌روزى را كه ما مستضعف بوديم، كم بوديم، زيردست بوديم، هم ملّت ايران اين‌جور بود، هم جامعه‌ى متديّن اين‌جور بود، هم روحانيّون اين‌جور بودند، هم جوانان علاقه‌مند اين‌جور بودند، كم و مستضعف و زيردست بودند؛ امروز بحمدالله خداى متعال دست آنها را قوى كرده است. به‌نظر من يكى از وظائف ما اين است كه ما ببينيم، اين واقعيّتها را از ياد نبريم، اين واقعيّتها را به ياد داشته باشيم؛ اين يك وظيفه.
يك وظيفه‌ى ديگرى كه من اينجا يادداشت كرده‌ام كه هميشه بايد مورد نظرمان باشد بخصوص امروز، وظيفه‌ى مرزبندى صحيح و صريح با جبهه‌ى دشمن است؛ مرزبندى. آيه‌ى شريفه ميفرمايد: قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيمَ وَ الَّذينَ مَعَهُ اِذ قالوا لِقَومِهِم اِنّا بُرَءآؤُا مِنكُم وَ مِمّا تَعبُدونَ مِن دونِ الله كَفَرنا بِكُم وَ بَدا بَينَنا وَ بَينَكُمُ العَداوَةُ وَالبَغضآءُ [ابداً] حَتّى‌ تُؤمِنوا بِاللهِ وَحدَه. (۹) قرآن فقط تاريخ نگفته، تصريح ميكند كه اين اسوه‌ى حسنه‌اى است براى شما - قَد كانَت لَكُم اُسوَةٌ حَسَنَةٌ فى اِبراهيم - يعنى بايد اين‌جورى باشيد، مرزبندى بايد بكنيد. مرزبندى به معناى اين نيست كه ما رابطه‌مان را قطع بكنيم؛ توجّه بكنيد، مغالطه نكنند كه شما ميگوييد ما با همه‌ى دنيا دشمنيم؛ نه، مرزبندى كنيد، مرزها مخلوط [نشود]. مثل مرز جغرافيايى؛ در مرز جغرافيايى شما بين كشور خودتان و كشورهاى اطرافتان مرز معيّن ميكنيد؛ معناى اين مرز اين نيست كه شما نميرويد آنجا، آنها نمى‌آيند اينجا؛ معناى اين مرز اين است كه هر رفت‌وآمدى منضبط خواهد بود. معلوم باشد كِى ميرويم، چه كسى ميرود، چه‌جور ميرود؛ چه كسى مى‌آيد، كِى مى‌آيد، چه‌جور مى‌آيد، چرا مى‌آيد؛ مرزبندى در مرزهاى جغرافيايى اين‌جور است؛ در مرزهاى عقيدتى هم همين‌جور است. در همين آيه‌ى شريفه، بعد از آنكه خداى متعال اين اسوه‌ى حسنه را و عمل ابراهيم را بيان ميفرمايد، بعد ميفرمايد: اِلّا قَولَ ابراهيمَ لِاَبيهِ لَاَستَغفِرَنَّ لَك؛ (۱۰) يعنى اين مرزبندى، مانع اين نيست كه ابراهيم به پدرش بگويد كه من به تو ترحّم ميكنم، براى تو استغفار ميكنم؛ اينها همه هست. بنابراين معناى مرزبندى اين است كه مشخّص باشد ما چه كسى هستيم، شما چه كسى هستيد. من گمان ميكنم سوره‌ى مباركه‌ى "قل يا ايّها الكافرون" همين مرزبندى را بيان ميكند: لا اَعبُدُ ماتَعبُدون، و لا اَنتُم عابِدُونَ مااَعبُد؛ (۱۱) يعنى مرز مشخّص باشد، مرز مخلوط نشود. كسانى كه سعى ميكنند اين مرز را كمرنگ كنند يا محو كنند يا از بين ببرند، اينها خدمت نميكنند به مردم، اينها خدمت نميكنند به كشور؛ چه مرزهاى دينى و عقيدتى، چه مرزهاى سياسى. استقلال، مرزى است براى كشور؛ اين كسانى كه سعى ميكنند اهمّيّت استقلال يك ملّت را - به‌عنوان جهانى شدن و حل شدن و منطبق شدن با جامعه‌ى جهانى - از بين ببرند و كمرنگ كنند، مقاله مينويسند، حرف ميزنند، اينها هيچ خدمتى نميكنند به اين كشور. شما ميگوييد ارتباط داشته باشيم با دنيا، خيلى خب، ارتباط داشته باشيد، منتها معلوم باشد با چه كسى ارتباط داريد، چرا ارتباط داريد، چه جور ارتباطى داريد، اينها مشخص باشد؛ مرزبندى يعنى اين. در جبهه‌بندى‌هاى داخلى هم همين‌جور است. اين هم به نظر ما يكى از چيزهايى است كه بايستى به آن توجّه كنيم؛ جزو وظايف ما است كه مرزبندى‌ها را [مشخص كنيم‌].
بعضى‌ها هم بمجرّد اينكه يك مشكلى براى كشور پيش مى‌آيد، فوراً شروع ميكنند به ملامت كردنِ كسانى كه استقامت كردند كه: هان، ديديد، آدم وقتى اين‌جور سر حرفش مى‌ايستد، اين مشكلات پيش مى‌آيد! در صدر اسلام هم بود ديگر: لَو اَطاعونا ماقُتِلوا قُل فَادرَءوا عَن [اَنفُسِكُمُ] المَوت. (۱۲) خداى متعال اگر چنانچه بنا گذاشته باشد بر طبق سنّت الهى حركت نكنيم، خب، دچار مشكلات ميشويم. اين‌جور نيست كه در جنگ بدر بگويند: يَقولونَ لَو كانَ لَنا مِنَ الاَمرِ شَى‌ءٌ ما قُتِلنا هاهُنا؛ (۱۳) اين‌جورى نيست قضيه كه اگر چنانچه ما تسليم شديم در مقابل دشمن، آن‌وقت مشكلات ما برداشته خواهد شد، برطرف خواهد شد؛ نخير. من واقعاً بايد تشكّر كنم از مسئولين كشور كه در مقابله‌ى با دشمن حرفِ صريح ميزنند؛ عدم انفعال ملّت ايران را و عدم انفعال انقلاب را به زبانِ صريح بيان ميكنند؛ اين خيلى لازم است. اين را بايد ما به صورت گفتمان - كه حالا عرض خواهم كرد آن را - دربياوريم؛ و اين هم يكى از مسائل ما است.
يك مسئله ديگرى كه جزو وظائف ما است، اين است كه بايد از دشمنى اشرار بيمناك نشويم. دشمنى بالاخره وجود دارد. هيچ ملّتى كه صاحب حرفى و ايده‌اى باشد و حركتى بكند، از دشمنى دشمنان مصون نيست. امروز به نظر من اقبال ملّت ايران اين است كه دشمن ملّت ايران و دشمنان ملّت ايران، جزو بدنام‌ترين‌ها در دنيا هستند. شما ملاحظه كنيد، امروز دولت آمريكا در سطح بين‌المللى يك بازيگر خشن و آلوده‌ى به جنايت معرفى شده كه واقعيّت قضيّه هم همين است. در سطح بين‌المللى دولت آمريكا امروز اين است: يك بازيگر خشن، آلوده‌ى به جنايت، و بى‌باك از كارهاى زشت، و ارتكاب خلاف حقوق ملّتها و حقوق انسانها؛ در داخل كشور خودشان هم به‌عنوان يك دولت و يك رژيم دروغگو و مزوّر معرفى شده ‌[كه‌] وعده ميدهد، عمل نميكند. لذاست كه اعتقاد مردم به اين دولتها - هم به اين رئيس‌جمهور فعلى آمريكا، هم به رئيس‌جمهور قبلى آمريكا - [در] نظرسنجى‌هايى كه از مردم كردند، اعتماد اینها در حدّ بسيار پايينى بود؛ نشان ميدهد كه مردم اينها را قبول ندارند. خب، اينها دشمن ما هستند؛ دشمن ما يك دولت آبرومند، يك دولت حرفِ‌حساب‌دار نيست، اينها هستند. لذا از اينها نبايستى يك بيمى انسان به خودش راه بدهد. و اتّكاء به حمايت الهى امر بسيار مهمّى است؛ حالا جناب آقاى مهدوى(۱۴) آيه‌ى شريفه‌ى مربوط به قوم موسى را خواندند، يك بخش ديگر را هم من بخوانم كه وقتى‌كه بنى‌اسرائيل حركت كردند و از مصر بيرون آمدند و جناب موسى اينها را آورد، خب بعد از مدّتى لشكر فرعون از پشت رسيد؛ فَلَمّا تَرآءَا الجَمعانِ قالَ اصحابُ موسى‌ اِنّا لَمُدرَكون، (۱۵) وقتى كه اين دو جمعيّت به حدّى رسيدند كه ديگر همديگر را از دور ميديدند يعنى اينها ميديدند كه آنها دارند مى‌آيند، آنها هم اينها را ميديدند؛ قالَ اصحبُ موسى‌ اِنّا لَمُدرَكون، پدرمان در آمد، از دست رفتيم؛ قالَ كَلّا اِنَّ مَعِىَ رَبّى سَيَهدين؛ (۱۶) ببينيد اين درس است: با خدا باشيد، خداى متعال مگر واميگذارد بنده‌اى را كه با او باشد؟ لاَتخافا اِنَّنى مَعَكُما اَسمَعُ و اَرى‌؛ (۱۷) در بخش ديگرى از قضيّه‌ى حضرت موسى. با خدا كه باشيم، براى خدا كه باشيم، خداى متعال كمك ميكند. اين هم اين وظيفه‌ى ديگر، بيمناك نشدن.
و مسئله‌ى وحدت، وحدت ملّى، حفظ اتّحاد؛ اين جزو وظائف ما است. حضور نيروهاى تكفيرى كه امروز متأسّفانه در برخى از نقاط منطقه فعّالند، خطر بزرگشان اين نيست كه بى‌گناه‌هان را ميكشند، آن هم جنايت است، بزرگ است؛ امّا خطر بزرگ اين است كه دو گروه شيعه و سنّى را نسبت به هم بدبين ميكنند؛ اين خيلى خطر بزرگى است؛ جلوى اين بدبينى را بايد بگيريم. نه از آن طرف شيعيان خيال كنند كه يك گروه آنچنانى كه با شيعه اين‌جور رفتار ميكند اين جبهه‌ى اهل تسنّن است كه با اينها مقابله ميكند، نه جبهه‌ى اهل سنّت تحت تأثير حرفهاى آنها - آنچه آنها راجع به شيعه ميگويند و تهمتهايى كه ميزنند و آتش‌افروزى‌هايى كه ميكنند - قرار بگيرند. بايد مراقب باشند؛ هم شيعه مراقب باشد، هم سنّى مراقب باشد. اين را بايستى در همه‌ى مناطق كشور همه بدانند؛ هم سنّى‌ها بدانند، هم شيعه‌ها بدانند؛ نگذارند كه اين وحدتى امروز در بين كشور هست ‌[از بين برود]؛ كه يكى از بخشها وحدت مذاهب شيعه و سنّى و وحدت اقوام است. برجسته كردن خصوصيّات قومى و دميدن در آتش قوم‌گرايى، كارهاى خطرناكى است، بازى با آتش است؛ به اين هم بايد توجّه بكنند.
يك مسئله هم مسئله‌ى فرهنگ است؛ كه آقايان هم حالا معلوم شد كه نگرانى داريد، بنده هم نگرانم. مسئله‌ى فرهنگ، مسئله‌ى مهمّى است. اساس اين ايستادگى، اين حركت و در نهايت ان‌شاءالله پيروزى، بر حفظ فرهنگ اسلامى و انقلابى است و تقويّت جناح فرهنگى مؤمن، تقويّت اين نهالهايى كه روييده است در عرصه‌ى فرهنگ؛ بحمدالله جوانهاى مؤمنِ خوبى داريم در عرصه‌ى فرهنگ و هنر؛ فعّاليّت كردند، كار كردند؛ حالا بعضى جوانند، بعضى دوره‌ى جوانى را هم گذرانده‌اند؛ ما عامل فرهنگى كم نداريم. ما حتماً در مسئله‌ى فرهنگ‌[بايد توجّه كنيم‌]، دولت محترم هم بايد توجّه كند، ديگران هم توجّه كنند. بنده هم در اين نگرانى با شما سهيم هستم و اميدوارم كه مسئولين فرهنگى توجّه داشته باشند كه چه ميكنند. با مسائل فرهنگى شوخى نميشود كرد، بى‌ملاحظگى نميشود كرد؛ اگر چنانچه يك رخنه‌ى فرهنگى به‌وجود آمد، مثل رخنه‌هاى اقتصادى نيست كه بشود [آن را] جمع كرد، پول جمع كرد يا سبد كالا داد يا يارانه‌ى نقدى داد؛ اين‌جورى نيست، به اين آسانى ديگر قابل ترميم نخواهد بود، مشكلات زيادى دارد. و واقعاً بايد قدر جوانان مؤمن و انقلابى را همه بدانند، همه؛ اين جوانان مؤمن و انقلابى‌اند كه روز خطر سينه سپر ميكنند، هشت سال جنگ تحميلى ميروند توى ميدان؛ اينها هستند. افرادى كه نسبت به اين جوانها با چشم بدبينى نگاه ميكنند يا مردم را بدبين ميكنند، خدمت نميكنند به كشور؛ به استقلال كشور، به پيشرفت كشور، به انقلاب اسلامى خدمت نميكنند. اين جوانها را بايد حفظ كرد، بايد از اينها قدردانى كرد، امروز هم بحمدالله كم نيستند و زيادند. [نبايد] با عناوين گوناگونى بخواهيم اين جوانهاى مؤمن را طَرد كنيم و منزوى كنيم؛ كه البتّه منزوى هم نميشوند؛ آن جوانهاى مؤمنِ پرانگيزه، با اين حرفها منزوى نميشوند اينها؛ لكن خب، ما بايد قدر اينها را بدانيم.
و آخرين مطلب، مسئله‌ى گفتمان‌سازى است. اين مطالبى كه عرض كرديم، اينها فقط نصيحت و درددلِ بين ما نيست كه شما بگوييد بنده بشنوم، بنده بگويم شما بشنويد، بايد اينها به صورت گفتمان در بيايد. گفتمان يعنى باور عمومى؛ يعنى آن‌چيزى كه به صورت يك سخنِ مورد قبول عموم تلقّى بشود، مردم به آن توجّه داشته باشند؛ اين با گفتن حاصل ميشود؛ با تبيينِ لازم - تبيين منطقى، تبيين عالمانه و دور از زياده‌روى‌هاى گوناگون - حاصل ميشود؛ با زبان صحيح، با زبان علمى و منطقى و با زبان خوش، بايستى اين مطالب را منتقل كرد.
اميدواريم ان‌شاءالله خداوند متعال به همه‌ى آقايان محترم، توفيقات خودش را ارزانى بدارد، به ما هم كمك كند، هدايت كند، دستگيرى كند كه اوّلاً وظيفه‌مان را ان‌شاءالله بشناسيم، و عزم جدّى به ما بدهد كه اين وظيفه را عمل كنيم. «اللّهم قوّ على‌ خدمتك جوارحى، و اشدد على العزيمة جوانحى و هب لى الجدّ فى خشيتك، و الدّوام فى الاتّصال بخدمتك».
و السّلام عليكم و رحمةالله و بركاته‌

۱) آيت‌الله مهدوى‌كنى‌
۲) سوره‌ى عنكبوت، بخشى از آيه‌ى ۲۹
۳) درنده‌
۴) لكّه‌دار
۵) گلستان، باب هشتم، در آداب صحبت‌
۶) سوره‌ى آل عمران، بخشى از آيه‌ى‌۱۱۸
۷) سوره‌ى آل عمران، بخشى از آيه‌ى ۱۱۸
۸) سوره‌ى انفال، بخشى از آيه‌ى‌۲۶
۹) سوره‌ى ممتحنه، بخششى از آيه‌ى‌۴
۱۰) سوره‌ى ممتحنه، بخشى از آيه‌ى‌۴
۱۱) سوره‌ى كافرون، آيات ۲و۳
۱۲) سوره‌ى آل عمران، بخشى از آيه‌ى ۱۶۸
۱۳) سوره‌ى آل عمران، بخشى از آيه‌ى ۱۵۴
۱۴) رئيس مجلس خبرگان‌
۱۵) سوره‌ى شعراء آيه‌ى ۶۱
۱۶) سوره‌ى شعراء، آيه‌ى ۶۲
۱۷) سوره‌ى طه، بخشى از آيه‌ى ۴۶

امضای عبدالرحمن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۲۷, ۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: 13921229_0125965.jpg]


بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم‌

يا مقلّب القلوب و الابصار، يا مدبّر اللّيل و النّهار، يا محوّل الحول و الاحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال.
اللّهمّ صلّ علی فاطمة و ابيها و بعلها و بنيها.
اللّهمّ کن لوليّک الحجّة بن الحسن صلواتک عليه و علی ابائه فی هذه السّاعة و فی کلّ ساعة وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا حتّی تسکنه ارضک طوعا و تمتّعه فيها طويلا.
اللّهمّ عجّل فرجه و اجعلنا من اعوانه و انصاره و شيعته.


فرا رسيدن سال نو را تبريک عرض ميکنم به همه‌ی هم‌ميهنان عزيزمان و يکايک ايرانيان در سراسر کشور و در هر نقطه‌ای از جهان که زندگی ميکنند. مخصوصاً تبريک عرض ميکنم به خانواده‌های معظّم شهيدان، به جانبازان، به همسرانشان و به همه‌ی کسانی که در راه اسلام و ايران مجاهدتی کرده‌اند و ميکنند و بار زحمتی را بر دوش کشيده‌اند و ميکشند. همچنين تبريک عرض ميکنم نوروز را به همه‌ی ملّتهايی که نوروز را گرامی ميدارند و برای آن ارج و احترامی قائلند.
امسال فرا رسيدن سال نو مصادف است با دو فاطميّه و مراسم يادبود شهادت بانوی بزرگ جهان اسلام صدّيقه‌ی کبری (سلام الله عليها). اين تقارن موجب ميشود که ملّت ما ان‌شاءالله بتوانند از برکات انوار فاطمی بهره ببرند و خود را در شعاع تعاليم آن بزرگوار قرار بدهند و خود را منوّر کنند به انوار هدايت الهی که به وسيله‌ی فاطمه‌ی زهرا (سلام الله عليها) و خاندان پيغمبر به همه‌ی مردم عالم اهدا شده است.

گذشتِ سالها و تبادل سالهای گوناگون برای ما بايد موجب تجربه و بصيرت باشد؛ از گذشته درس بگيريم و به آينده با چشم باز و دل آگاه نظر کنيم و برای آينده تصميم بگيريم. من از خداوند متعال درخواست ميکنم که به همه‌ی ايرانيان عزيز ما در اين سال جديد، تن سالم، روح شاداب، امنيّت روانی، آرامش روحی و پيشرفت و تعالی و سعادت مرحمت کند. و اميدوارم خداوند متعال به جوانان ما نشاط و پويايی، و به مردان و زنان ما همّت و اراده و عزم مستحکم و درست، برای پيمودن راه‌های پرافتخار، و به کودکان ما خرسندی و تندرستی، و به خانواده‌های ما امنيّت و محبّت و الفت عنايت کند. آنچه بر عهده‌ی ما است، نگاه به گذشته برای عبرت‌گيری و نگاه به آينده برای برنامه‌ريزی و تصميم‌گيری است.

سالی که گذشت، اعلام شده بود که سال «حماسه‌ی سياسی و حماسه‌ی اقتصادی» است. حماسه‌ی سياسی بحمدالله در عرصه‌های مختلف به بهترين وجهی صورت گرفت؛ هم در انتخابات، هم در راهپيمايی‌های بزرگ، هم حضور مردم در عرصه‌های مختلف و فعّاليّتها و تلاشهايی که از سوی مسئولان و از سوی مردم در طول سال انجام گرفت. سال تبادل دولتها و دست‌به‌دست‌شدن قدرت بود؛ و اين کار با آرامش، با نهايت امنيّت در کشور انجام گرفت و بحمدالله يک حلقه‌ی جديد از سلسله‌ی طولانی مديريّت کشور پديد آمد.

در باب حماسه‌ی اقتصادی کاری که بايد انجام بگيرد و توقّع بود که اتّفاق بيفتد، اتّفاق نيفتاد. تلاشهايی انجام گرفت که مورد سپاس است، ولی کار بزرگی که بايد در زمينه‌ی حماسه‌ی اقتصادی انجام بگيرد، همچنان در پيش روی ما است و ما موظّفيم که اين حماسه را به وجود بياوريم. مسئله‌ی اساسیِ اقتصاد برای کشور ما و ملّت ما يک مسئله‌ی مهم است؛ در اواخر سال ۹۲ بحمدالله يک زيرساخت فکری و نظری برای حماسه‌ی اقتصادی به وجود آمد؛ سياستهای «اقتصاد مقاومتی» اعلام شد و زمينه آماده است برای اينکه ان‌شاءالله تلاش لازم در اين باب انجام بگيرد.

در نگاه به سال ۹۳ آنچه به نظر اين حقير مهم‌تر از همه است، دو مسئله است: يک مسئله همين مسئله‌ی اقتصاد و ديگری مسئله‌ی فرهنگ است. در هر دو عرصه و در هر دو زمينه توقّعی که وجود دارد، تلاش مشترکی است ميان مسئولان کشور و آحاد مردم. آنچه برای بنای زندگی و سازندگی آينده مورد انتظار است، بدون مشارکت مردم تحقّق‌پذير نيست. بنابراين علاوه بر مديريّتی که مسئولين بايد انجام بدهند، حضور مردم در هر دو عرصه لازم و ضروری است؛ هم عرصه‌ی اقتصاد، هم عرصه‌ی فرهنگ. بدون حضور مردم کار پيش نخواهد رفت و مقصود تحقّق پيدا نخواهد کرد. مردم در گروه‌های گوناگون مردمی با اراده و عزم راسخ ملّی ميتوانند نقش‌آفرينی کنند. مسئولين هم برای اينکه بتوانند کار را به‌درستی پيش ببرند، احتياج به پشتيبانی مردم دارند. آنها هم بايستی با توکّل به خدای متعال و با استمداد از توفيقات و تأييدات الهی و کمک مردمی، مجاهدانه وارد ميدان عمل بشوند؛ هم در زمينه‌ی اقتصاد و هم در زمينه‌ی فرهنگ. من ان‌شاءالله توضيح همه‌ی اين موارد را در سخنرانی روز جمعه به عرض ملّت ايران خواهم رساند. لذا به گمان من آنچه در اين سال جديد پيش رو داريم، عبارت است از اقتصادی که به کمک مسئولان و مردم شکوفايی پيدا کند، و فرهنگی که با همّت مسئولان و مردم بتواند سمت و سوی حرکت بزرگ کشور ما و ملّت ما را معيّن کند. لذا من شعار امسال را و نام امسال را اين قرار دادم: «اقتصاد و فرهنگ با عزم ملّی و مديريّت جهادی».

اميدواريم خداوند متعال کمک کند هم به آحاد مردم، هم به مسئولين محترم که بتوانند وظايف خودشان را در اين زمينه انجام بدهند؛ و قلب مقدس ولیّ‌عصر (ارواحنافداه) را از ما شاد کند و روح مطهّر امام بزرگوار و شهدای عزيز را از ما راضی و خشنود فرمايد.

والسّلام عليکم و رحمةالله و برکاته
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۰۶, ۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
[تصویر: si2IKH0j_500.jpg]
[font=Tahoma][/font]

امضای حضرت عشق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۵۰, ۵/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/مرداد/۹۳ ۲۱:۵۴ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بخشی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با دانشجویان
93/05/01


روحیه
پرنشاط و مطالبه‌‌گر در مجموعه‌‌ى دانشجویى به همراه رعایت حدود شرعی و اخلاق و به دور از بی انصافی

*** آن بخشى که به نظر من مهم و در خور ستایش و تقدیر است، عبارت است از «روحیه‌‌ى پرنشاط و مطالبه‌‌گر در مجموعه‌‌ى دانشجویى» که در بیانات این جمع معدود و محدود خودش را نشان داد؛ این مهم است. ممکن است [از] آنچه در این مطالبات وجود دارد، بعضى منطقى نباشد، بعضى قابل تحقق نباشد، بعضى مورد قبول نباشد؛ اما نَفْس این روحیه‌‌ى مطالبه‌‌گرى و انگیزه براى خواستن و فکر کردن و پیشنهاد دادن و انتقاد کردن، مطلوب است. البته در همه‌‌ى امور باید اخلاق را، دیانت را، حدود شرعى را رعایت کرد؛ از بى‌‌انصافى باید پرهیز کرد؛ از «قول بغیر علم» باید اجتناب کرد؛ اینها به جاى خود محفوظ؛ آنچه مهم است، این است که جوان دانشجوى ما باید مطالبه‌‌گر، پرانگیزه، پرنشاط، حاضر در صحنه و ناظر به مسائل کشور باشد؛ و من این را امروز مشاهده میکنم که بحمدالله هست.


کار علمى باید ناظر به نیازهاى کشور باشد
*** باید توجه داشته باشند که علم، مقدمه‌‌ى عمل است؛ علمِ نافع عبارت است از آن علمى که به کار کشور بیاید و مفید براى حل مشکلات کشور باشد. صِرف اینکه فرض کنید مقاله‌‌مان در پایگاه‌‌هاى آى‌‌اِس‌‌آى(۱) و امثال آن در دنیا منتشر میشود، یا حتى مرجع قرار میگیرد، این یک تمجید علمى هست، اما مطلوب نهایى نیست؛ کار علمى باید ناظر به نیازهاى کشور باشد؛ این را دوستان گفتند، من هم تأکید میکنم. مسئولین آموزش عالى و مدیران ارشد حضور دارند، ان‌شاءالله به این نکته توجه کنند.

ارتباط بین شیوه‌‌هاى مدیریت اقتصادى و فرهنگ جامعه

*** اینکه «در دهه‌‌ى ۷۰ ما مسئله‌‌ى تهاجم فرهنگى را مطرح کردیم درحالى‌‌که تهاجمْ تهاجم اقتصادى بود» این حرف درستى است؛ ما این را رد نمیکنیم؛ لکن نگاه به فرهنگ به‌‌عنوان یک مسئله‌‌ى اصیل و مسئله‌‌ى حیاتى، حتماً بایستى مورد توجه همه در همه‌‌ى سطوح باشد. همان‌‌وقت اعتراضهایى به شیوه‌‌هاى مدیریت اقتصادى هم میشد؛ اما آنچه اهمیت داشت و امروز هم حائز اهمیت است، نگاه به جهت‌‌گیرى‌‌هاى فرهنگى است. البته ما قبول داریم که شیوه‌‌ى مدیریت اقتصادى تأثیراتى بر روى فرهنگ میگذارد، همچنان‌‌که عکس قضیه هم صادق است.


مسئله‌‌ى ازدواج جوانها؛ انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛
*** یک مسئله که به‌‌صورت حاشیه‌‌اى مطرح شد و به‌‌نظر من حاشیه‌‌اى نیست و مسئله‌‌ى مهمى است، مسئله‌‌ى ازدواج جوانها است؛ انتظار داشتیم که این‌‌جور عکس‌‌العمل نشان بدهید؛ مسئله‌‌ى ازدواج جوانها مسئله‌‌ى مهمى است. من از این بیم دارم که نگاه بى‌‌تفاوت نسبت به مسئله‌‌ى ازدواج - که متأسفانه امروز کم و بیش این نگاه بى‌‌تفاوت وجود دارد - در آینده تبعات سختى را براى کشور به‌‌وجود بیاورد. خب، حالا شما مسئله‌‌ى سربازى را مطرح کردید؛ به‌‌نظر من، سربازى مسئله‌‌ى مشکلى نیست؛ میشود در آن زمینه هم فکر کرد، کار کرد؛ راه حل مشکل سربازى به‌‌عنوان یک مانع در امر ازدواج، این نیست که ما مدت زمان سربازى را کوتاه کنیم؛ میتوان شیوه‌‌هاى دیگرى را به‌‌کار گرفت؛ لکن این یک مسئله است. انگیزه براى ازدواج، باید تبدیل بشود به یک اقدام عملى؛ یعنى ازدواج باید تحقق پیدا بکند. اینکه خداى متعال میفرماید: اِن یَکونوا فُقَرآءَ یُغنِهِمُ اللهُ مِن فَضلِه،(۳) این یک وعده‌‌ى الهى است؛ ما باید به این وعده، مثل بقیه‌‌ى وعده‌‌هاى الهى که به آن وعده‌‌ها اطمینان میکنیم، اطمینان کنیم. ازدواج و تشکیل خانواده، موجب نشده است و موجب نمیشود که وضع معیشتى افراد دچار تنگى و سختى بشود؛ یعنى از ناحیه‌‌ى ازدواج کسى دچار سختى معیشت نمیشود؛ بلکه ازدواج ممکن است گشایش هم ایجاد کند. محیط دانشجویى محیط خوبى و مناسبى است براى زمینه‌‌سازى ازدواج. به نظر من بر روى مسئله‌‌ى ازدواج جوانها، خود جوانها، اولیاى خانواده‌‌هایى که جوانها متعلق به آنها هستند، و مسئولان ذى‌‌ربط مرتبط با دانشگاه، فکر کنند و تصمیم بگیرند؛ نگذاریم سن ازدواج - که امروز متأسفانه بالا رفته؛ بخصوص در مورد دختران - ادامه پیدا بکند. بعضى از تصورات و سنتهاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوانها است؛ این سنتها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبه‌‌گرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده‌‌ى نقض خیلى از عادتها و سنتها هستید، به نظر من این سنتهاى غلطى را هم که در زمینه‌‌ى ازدواج وجود دارد، بایستى شماها نقض کنید؛ این هم یک مسئله است که من تأکیدِ آن را لازم میدانم. البته در گذشته معمول بود که براى ازدواج، افراد خیر و مؤمنى پیدا میشدند، واسطه‌‌گرى میکردند، دخترهاى مناسب را، پسرهاى مناسب را، معرفى میکردند، ازدواجها را راه مى‌‌انداختند؛ این کارها باید انجام بگیرد؛ باید واقعاً در جامعه یک حرکتى در این زمینه به‌‌وجود بیاید.

در موضع گیری ها منتظر نظر رهبری نمانید, باید بر اساس احساس تکلیف و معیار تقوا تحلیل داشته باشید
*** شما به‌‌عنوان یک انسان مسلمان، مؤمن، صاحب فکر، باید نگاه کنید، تکلیفتان را احساس کنید، تحلیل داشته باشید - که من حالا عرض خواهم کرد - نسبت به اشخاص، نسبت به جریانها، نسبت به سیاستها، نسبت به دولتها، موضع داشته باشید، نظر داشته باشید. این‌‌جور نیست که شما باید منتظر بمانید، ببینید که رهبرى درباره‌‌ى فلان شخص، یا فلان حرکت، یا فلان عمل، یا فلان سیاست چه موضعى اتخاذ میکند که بر اساس آن، شما هم موضع‌‌گیرى کنید؛ نه، اینکه کارها را قفل خواهد کرد. رهبرى وظایفى دارد، آن وظایف را اگر خداى متعال به او کمک کند و توفیق بدهد، عمل خواهد کرد؛ شما هم وظایفى دارید؛ به صحنه نگاه کنید، تصمیم‌‌گیرى کنید؛ منتها معیار عبارت باشد از تقوا؛ معیار، تقوا باشد. تقوا یعنى اسیر هواى نَفْس نشدن در جانب‌‌دارى و طرف‌‌دارى یا در مخالفت و معارضه، در انتقاد یا در تمجید؛ این را رعایت کنید. اگر این رعایت شد، هم انتقاد خوب است، هم جانب‌‌دارى و تمجید خوب است: از شخص، از دولت، از فلان جریان سیاسى؛ از فلان حادثه‌‌ى سیاسى؛ هیچ اشکالى ندارد. البته اگر در یک زمینه‌‌اى نظرى هم از سوى این حقیر ابراز شد، آن کسانى که حسنِ‌‌ظن دارند و این نظر را قبول دارند، ممکن است این هم یکى از عواملى باشد که در تشخیص آنها دخالت خواهد داشت؛


مسئله‌‌ى فلسطین و مسئله‌‌ى غزه
*** یک مسئله‌‌ى اساسى و مهم امروز، همین مسئله‌‌ى فلسطین و مسئله‌‌ى غزه ...
از دو منظر باید مورد توجه قرار بگیرد: یک منظر این است که این نشان‌‌دهنده‌‌ى واقعیت رژیم صهیونیستى است؛ رژیم صهیونیستى این است؛ این به نظر من آن بخش نه‌‌چندان مهم مسئله است...علاجى هم ندارد جز از بین رفتن این رژیم. از بین رفتن رژیم صهیونیستى هم به‌‌هیچ‌‌وجه به معناى قتل‌‌عام کردن مردم یهودى در آن منطقه نیست؛ یعنى این منطقى که امام بزرگوار مطرح کردند که «اسرائیل باید از بین برود»،(۵) یک منطق انسانى است؛ ما سازوکار عملى آن را هم به دنیا ارائه کردیم، که کسى هم نتوانست هیچ ایراد منطقى بگیرد. ما گفتیم از این مردمى که در این منطقه زندگى میکنند و اهل اینجا هستند و متعلق به خود اینجا هستند، یک نظرسنجى و نظرخواهى بشود؛ یعنى یک رفراندمى انجام بگیرد، رژیم حاکم بر این منطقه را رفراندم معین کند، مردم معین کنند؛ معناى از بین رفتن رژیم صهیونیستى یعنى این؛...
تنها علاجى که تا قبل از نابودىِ این رژیم وجود دارد عبارت است از اینکه فلسطینى‌‌ها بتوانند قدرتمندانه برخورد کنند؛ اگر قدرتمندانه برخورد کردند، احتمال اینکه طرف مقابل - که همین رژیم گرگ‌‌صفتِ خشن است - کوتاه بیاید، وجود دارد؛ کمااینکه الان دارند با همه‌‌ى توان دنبال آتش‌‌بس میگردند؛ یعنى بیچاره شدند. آدم‌‌کشى میکند، کودک‌‌کشى میکند،...
لکن آنچه به‌‌نظر من از این نگاه مهم‌‌تر است، این است که توجه کنیم که امروز دنیاى استکبار و در رأس آنها آمریکا از این فاجعه‌‌آفرینى، از این جنایت، از این خشونت غیر قابل توصیف حمایت میکنند، دفاع میکنند. به‌‌نظر من، این یک نگاه عمیق‌‌ترى به مسئله است؛ این مهم است، روى این باید تکیه کرد. امروز قدرتهاى سلطه‌‌گر غربى - یعنى چند دولت بزرگ و ثروتمند و مقتدر غربى که در رأس آنها آمریکا است، پشت سرش هم انگلیس خبیث - محکم ایستاده‌‌اند براى اینکه از این رژیم غاصب و ظالم و سنگدل دفاع کنند؛ این خیلى مسئله‌‌ى مهمى است. صریح دارند حمایت میکنند. از چه حمایت میکنند؟...
با چه منطقى؟ با منطق مسخره‌‌ى آقاى رئیس جمهور آمریکا که میگوید اسرائیل حق دارد از امنیت خودش دفاع کند! خب فلسطینى‌‌ها حق ندارند از امنیت خودشان دفاع کنند؟...
آن [جبهه‌‌اى‌‌] که امروز در مقابل نظام جمهورى اسلامى قرار گرفته است و در قضایاى مختلف، در چالش با نظام جمهورى اسلامى است، یعنى دولت ایالات متحده‌‌ى آمریکا و دنباله‌‌روانش، این هستند، واقعیتشان این است، حقیقتشان این است: نسبت به کشتار انسانها و نسبت به کشتار مردم بى‌‌دفاع هیچ حساسیتى که ندارند هیچ، از ظالم و مرتکب جنایت دلخراش و جنایتهاى بزرگ - مثل آنچه امروز در غزه دارد میگذرد - دفاع و حمایت هم میکنند.
این باید براى ما یک معیار باشد. یعنى ملت ایران، دستگاه فکرى ما، دانشجویان ما، روشنفکران ما، نباید این را فراموش بکنند؛ آمریکا این است؛ نظام قدرت غربى و پایه‌‌ى فکرى او که لیبرال‌‌دموکراسى است این است؛ این امروز در مقابل نظام اسلامى قرار دارد....
این سیاست کلان استکبار است؛ به این باید توجه داشت. شعارهاى ضد آمریکایى، شعارهاى ضد غربى، شعارهاى ضد استکبار در کشور ما، ناظر به این حقیقت است. یک عده‌‌اى بمجرد اینکه شعار ضد غربى یا ضد آمریکایى مى‌‌شنوند، فوراً تصورشان این نباشد که یک کار تعصب‌‌آمیز یا بدون یک منطق فکرى دارد انجام میگیرد؛ نه، این نگاه ضد غربى و ضد آمریکایى در انقلاب اسلامى، متکى است به یک تجربه‌‌ى درست، به یک نگاه عقلانى درست، به یک محاسبه‌‌ى صحیح...

توصیه میکنم دانشجویان عزیز را به اینکه مطالعات خودشان را، هم در زمینه‌‌هاى مسائل دینى، هم در زمینه‌‌ى مسائل گوناگون سیاسى، در کنار کار علمى تقویت کنند. سعى کنید قدرت تحلیل را در خودتان تقویت کنید. البته من امروز که نگاه میکنم به بیانات دانشجوها، نکات برجسته و خوبى را مشاهده میکنم، یعنى واقعاً جاى خرسندى و شکرگزارى دارد، لکن هرچه میتوانید در این زمینه بیشتر کار کنید...
در محیط دانشجویى، «رقابت گفتمانى» چیز خوبى است، درصورتى‌‌که با تحمل مخالف همراه باشد. از وجود مخالف نه باید انسان تعجب بکند، نه باید انسان خشمگین بشود، نه باید انسان بیمناک بشود؛ هیچ‌‌کدام از این سه حالت در قبال مخالف، قابل قبول نیست. اگر انسان از داشتن مخالف تعجب بکند، معناى آن این است که نسبت به خودش خیلى خوشبین است؛ تعجب میکند که کسى با او مخالف باشد. تعجب ندارد! خب، هر انسانى، هر فکرى، هر جهتى و جهت‌‌گیرى و جریانى، یک عده مخالف دارد، این‌‌جور هم نیست که بگوییم آن مخالفها خطا میکنند؛ نه، نقاط ضعفى وجود دارد و آن نقاط ضعف موجب میشود یک عده‌‌اى مخالفت بکنند. بنابراین وجود مخالف نباید تعجب ما را برانگیزد؛ همچنان‌‌که نباید خشم ما را برانگیزد و عصبانى بشویم که چرا با ما مخالفند؛ نه، مخالفت قابل فهم است، قابل قبول است. وحشت هم نباید بکنیم؛ وحشت کردن از وجود مخالف، نشان‌‌دهنده‌‌ى این است که انسان به استحکام موضع خودش خاطرجمع نیست و اطمینان ندارد؛ نه، منطقى داریم، پایه‌‌هاى این منطق را محکم میکنیم، مستحکم میکنیم، وارد میدان رقابت گفتمانى میشویم، و بحث میکنیم...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
منبع

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۶, ۹/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بخشی از بیانات رهبری در دیدار با مسئولان و سفرای کشورهای اسلامی به مناسبت عید فطر

93/05/07

عید فطر؛ عید امت واحده, عید همه مسلمانان

عید فطر آن‌طورى که از مجموع آثار و بیانات صادره‌ى از بزرگان دین استفاده میشود، یکى از مهم‌ترین خصوصیاتش این است که عید امت واحده است: اَلَّذى جَعَلتَهُ لِلمُسلِمینَ عیدا؛ عید همه‌ى مسلمانان است. معناى این، نگاه امت‌سازِ دین مقدس اسلام و تعالیم پیامبر بزرگوار است. بسیارى از تعالیم اسلامى را که انسان مشاهده میکند، نشانه‌هاى تلاش براى ایجاد امت واحده در آنها محسوس است. امروز امت اسلامى متفرق است، نه به‌معناى تفرق نحله‌هاى(گروه های) مسلمان - که این یک امر طبیعى است، منافاتى هم با تشکیل امت واحده ندارد - و عقاید مختلف؛ نظرات گوناگون در زمینه‌ى مسائل اصولى و فروعى میتواند باشد، درعین‌حال امت واحده هم باشد.
آنچه امروز آحاد مسلمانان را از یکدیگر جدا کرده است، سیاستها است، انگیزه‌هاى سیاسى است، انگیزه‌هاى قدرت‌طلبانه است؛
کشورهاى مسلمان میتوانند از این انگیزه‌ها عبور کنند.
این برعهده‌ى نخبگان سیاسى و قدرتمندان و دارندگان مناصب حکومتى در کشورهاى اسلامى است.
اگر این بشود، به‌معناى حقیقى کلمه یک قدرتى به‌وجود خواهد آمد که از همه‌ى قدرتهاى متجاوز و مستکبر، برتر و فراتر خواهد بود؛ اگر این بشود، کسى نخواهد توانست به یک کشور اسلامى زور بگوید؛ هیچ قدرتى نخواهد توانست از کشورهاى اسلامى و از دولتهاى مسلمان باج بطلبد؛
اگر با هم باشیم، اگر موارد مشترکمان را مورد توجه قرار بدهیم و روى آن متمرکز بشویم، اگر قدرت‌طلبى‌ها، خودخواهى‌ها، وابستگى‌ها، فسادها ما را از هم جدا نکند، قدرتى متشکل خواهد شد که خواهد توانست از حقوق و حوائج آحاد یک و نیم میلیارد مسلمان دفاع کند و حمایت کند؛ که امروز متأسفانه چنین چیزى نیست.

ایشان در خصوص مسائل غزه چنین فرمودند:
... دنیاى اسلام، امروز این توان را ندارد که در مقابل این تجاوز، در مقابل این سبعیت، این خون‌آشامى، که از صهیونیستها سر میزند، از خود عکس‌العمل نشان بدهد و آن را متوقف کند! لذا مردم غزه تنها میمانند. قدرتهاى مستکبر هم که از حضور صهیونیسم در قلب خاورمیانه راضى‌اند و مقاصد قدرت‌طلبانه‌اى را از این راه دنبال میکنند، نه فقط حمایت از مظلوم نمیکنند، بلکه با کمال وقاحت از ظالم حمایت میکنند. اینجا وظیفه‌ى دنیاى اسلام است که یک کارى بکند.
پیام ما به دنیاى اسلام، به دولتهاى اسلامى این است که از توان خودتان، از توانایى‌هاى عمومى و ملى و دولتىِ خودتان استفاده کنید، از مظلوم حمایت کنید؛ بفهمانید به دشمنان که دنیاى اسلام در مقابل سبعیت و تجاوز آرام نمى‌نشیند؛ پیام ما به دولتهاى اسلامى این است. ما با همه‌ى اختلاف‌نظرهایى که ممکن است با برخى از دولتهاى اسلامى در زمینه‌هاى گوناگون سیاسى و غیر سیاسى داشته باشیم، اما همه باید در این امر از همه‌ى آن اختلاف‌نظرها صرف‌نظر کنند. بخشى از امت اسلامى در قالب یک ملت مظلوم در چنگال یک گرگ خون‌خوار و خون‌ریزى دست‌وپا میزند؛ همه باید به کمک او بشتابند؛ این حرف ما است. امروز مسئله‌ى غزه، مسئله‌ى اول دنیاى اسلام است...
دو کار باید انجام بگیرد:
یک کار کمک به مظلوم است؛ که این کمک به مظلوم به معناى فراهم کردن امکانات حیاتى آنها است. امروز آنها به غذا احتیاج دارند، به دارو احتیاج دارند، به بیمارستان احتیاج دارند، به آب احتیاج دارند، به برق احتیاج دارند، به بازسازى منازلشان و شهرشان و مسکنشان احتیاج دارند، دنیاى اسلام موظف است اینها را فراهم کند. اینها به سلاح هم احتیاج دارند؛ دشمن میخواهد دست اینها را از سلاح خالى کند، تا هروقت اراده کرد و میلش کشید - سرِ یک بهانه‌اى یا بى‌بهانه - به اینها حمله کند؛...ما به دولتهاى مسلمان از همین‌جا - سفراى دولتهاى مسلمان اینجا حضور دارند - میگوییم: بیایید بر سرِ کمک‌رسانى به مردم غزه و غلبه‌ى بر موانعى که رژیم صهیونیستى در سرِ این راه به‌وجود آورده است، باهم همدست بشویم، باهم کار کنیم و انواع و اقسام کمکها را به اینها برسانیم.

وظیفه‌ى دومى که وجود دارد، مقابله و معارضه‌ى با کسانى است که این ظلم، این ستم بزرگ تاریخى، این نسل‌کشى، این بى‌حیایى و بى‌شرمى در جنایت و آدمکشى، از آنها دارد سر میزند؛ که انسان واقعاً حیرت میکند از بى‌شرمىِ اینها، که براى کشتن مردم غیر نظامى توجیه و استدلال و منطق ارائه میدهند؛ این‌قدر بى‌شرمند! براى کشتن بچه‌هاى کوچک، کودکان معصوم و مظلوم استدلال مطرح میکنند؛ این‌قدر اینها وقیحند! اینهایى که این جنایت را دارند میکنند، جانى‌اند، مباشرین جنایتند، اما فقط اینها تنها نیستند، امروز هرکسى از صهیونیست‌ها حمایت میکند، اعم از مسئولین کشورهاى مستکبر مثل آمریکا و انگلیس و غیرهم، یا مجامع عمومى مثل سازمان ملل و امثال اینها، که به نحوى یا با سکوت خود، یا با اظهارات خود و بیانات خود و حرفهاى غیر منصفانه‌ى خود، از اینها حمایت میکند، در این قضیه شریک جرم است. همه‌ى دنیاى اسلام، همه‌ى دولتهاى اسلامى، همه‌ى آحاد ملتهاى مسلمان موظفند با اینها معارضه کنند، مقابله کنند، ابراز برائت کنند، از اینها ابراز نفرت بکنند، آنها را به خاطر این موضع‌گیرى‌ها ملامت کنند، این وظیفه‌ى عمومى است؛ باید آنها را منزوى کنند، و اگر میتوانند برخورد اقتصادى بکنند، برخورد سیاسى بکنند؛ این وظیفه‌ى امت اسلامى است.
ملت ایران بحمدالله‌ نشان داده است که در این میدانها با عزم راسخ مى‌ایستد؛ این را نشان دادیم. ملت ایران در قبال این تجاوز، در قبال این خباثت و دشمنى دچار رودربایستى با کسى نمیشود؛ دچار ملاحظه‌ى این قدرت و آن قدرت و این شخصیت و آن شخصیت نمیشود؛ حرف خود را صریح میزند.


اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم اجمعین
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۲۹, ۲۲/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/مرداد/۹۳ ۱۵:۳۳ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بخشی از بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور
1393/05/22


[تصویر: sofara_rahbar1393_05_22.PNG]

وزارت خارجه؛ ارتش منظم دیپلماسی کشور
رهبر انقلاب، وزارت خارجه را ارتش منظم دیپلماسی کشور خواندند و افزودند: در مسئله سیاست خارجی، دستگاه‌های دیگری هم مؤثرند اما وزارت خارجه به عنوان یک سازمان موظف و ارتش منظم، مسئولیت اصلی را بر عهده دارد.

شروط و لوازم دیپلماسی موفق
1_ ضرورت تعیین دقیق و صریح هدف‌ها
2_ سازماندهی مناسب
3_ برخورداری از عناصر با صلاحیت (((عناصری همچون «هوش و مهارت دیپلماتیک»، «انعطاف در جای لازم»، «نفوذ ناپذیری در مواقع ضروری»، و «پایبندی صادقانه و عمیق به اهداف» )))
4_ تحرک فراوان و بی وقفه

نرمش قهرمانانه
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مهارت دیپلماتیک» را استفاده به‌موقع و به‌جا از انعطاف و اقتدار معنا کردند و افزودند: معنای دیگر این ویژگی نرمش قهرمانانه است که صلح امام حسن مجتبی علیه‌السلام پرشکوه‌ترین نمونه‌ی تاریخی آن به شمار می‌رود.
ایشان افزودند: نرمش قهرمانانه برخلاف برخی تفاسیر، معنای واضحی دارد که نمونه‌ی آن در مسابقه‌ی کشتی نمایان است در این مسابقه که هدف آن شکست دادن حریف است اگر کسی قدرت داشته باشد اما انعطاف لازم را در جای خود به کار نگیرد قطعاً شکست می‌خورد اما اگر انعطاف و قدرت را به موقع مورد استفاده قرار دهد پشت حریف را به خاک می‌نشاند.


دوران فعلی, دوران گذر به یک نظم جدید جهانی

در کنار بازیگران سنتی، بازیگران جدیدی در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین وارد عرصه شده اند و در تلاشند جایگاه خود را در نظم جدید پیش رو، تثبیت کنند.

موضعگیری در قبال تحولات منطقه‌ای و جهانی

تحولات منطقه‌ای و جهانی، بسیار سریع است و باید بطور آنی، آنها را رصد کرد و با تحرک بالا، هر حادثه و رویدادی را بلافاصله تحلیل کرد و با درک نسبت آن با اهداف و آرمان‌ها، موضع خود را در قبال آن مشخص نمود.

ویژگی‌های دیپلماسی ایرانی
1_ پایبندی به موازین شرع در رفتارهای فردی و اجتماعی و در محافل دیپلماتیک، و نترسیدن از هیبت و تشر قدرتهای بزرگ از جمله آمریکا
2_ دفاع صریح، قاطع و واقعی از مظلوم
3_ مخالفت جدی با نظام سلطه
4_ تلاش برای تأمین منافع ملی و «حفظ سرمایه‌ی ملی»

تعامل با جهان دو استثنا دارد: رژیم صهیونیستی و آمریکا
***
رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود!؟
*** عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.
*** در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند.
*** البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند.
*** آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.
*** البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود اما این، یک تجربه‌ی ذی قیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.

تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها
1_ این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می‌دهند.
2_ ایشان همچنین ضرر دیگر نشست و برخاست با آمریکا را ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنها دانستند.

تعامل با رژیم صهیونیستی و آمریکا
ایشان تعامل با رژیم صهیونیستی را موضوعاً منتفی خواندند و درباره آمریکایی‌ها هم گفتند: تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.

اوضاع عراق
ان‌شاءالله با تعیین نخست‌وزیر جدید عراق، گره کارها باز و دولت تشکیل می‌شود تا بتواند کار کند و به کسانی که قصد فتنه در عراق داشته و دارند درس خوبی بدهد.


آرزوی توفیق برای مسئولان و فعالان دستگاه دیپلماسی
ایشان فرمودند به طور دائم از خداوند متعال برای وزیر خارجه‌ی عزیز و همکارانشان طلب توفیق می‌کنم.

* پیش از سخنان رهبر انقلاب, دکتر ظریف
با بیان گزارشی از همایش سفرا و رؤسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور، هدف از برگزاری این همایش را تبادل نظر و همفکری، تنظیم سیاست خارجی بر اساس اسناد بالادستی، و بهره‌جویی از رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اعلام کرد...

منبع

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک اعدائهم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۲۸, ۲۳/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۳ ۱۷:۲۹ توسط عمار رهبری.)
شماره ارسال: #7

نتیجه مذاکره با آمریکا؛ تحریم بیشتر، لحن اهانت آمیزتر

رهبر انقلاب اسلامی با تأیید سخنان دو روز قبل رئیس‌جمهور در جمع سفیران و کارداران درخصوص تعامل با همه دنیا افزودند: در این میان دو استثنا وجود دارد رژیم صهیونیستی و آمریکا.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با بیان چند دلیل و استدلال درباره نفی تعامل با آمریکا تأکید کردند: رابطه با آمریکا و مذاکره با این کشور به جز در موارد خاصی برای جمهوری اسلامی نه تنها هیچ نفعی ندارد بلکه ضرر هم دارد و کدام عاقلی است که دنبال کار بی‌منفعت برود!؟
ایشان افزودند: عده‌ای اینجور وانمود می‌کردند که اگر با آمریکایی‌ها دور میز مذاکره بنشینیم بسیاری از مشکلات حل می‌شود، البته ما می‌دانستیم اینجور نیست اما قضایای یک سال اخیر برای چندمین بار این واقعیت را اثبات کرد.

رهبر انقلاب خاطرنشان کردند: در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند.

رهبر انقلاب افزودند: البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند.

رهبر انقلاب در همین زمینه، افزایش تحریم‌ها را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است.

ایشان افزودند: البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود اما این، یک تجربه‌ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است.

رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می‌دهند.

ایشان همچنین ضرر دیگر نشست و برخاست با آمریکا را ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنها دانستند.

رهبر انقلاب در جمع‌بندی این بخش از سخنانشان، تعامل با رژیم صهیونیستی را موضوعاً منتفی خواندند و درباره آمریکایی‌ها هم گفتند: تا وقتی وضع کنونی یعنی دشمنی امریکا و اظهارات خصمانه دولت و کنگره آمریکا درباره ایران ادامه دارد تعامل با آنها نیز هیچ وجهی ندارد.

دیدار مسئولان وزارت خارجه و سفرا و رؤسای نمایندگی های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور با رهبر انقلاب


[تصویر: w535]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۴۶, ۲۳/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


[تصویر: taamol.jpg]




امضای مصباح
[تصویر: photo_2017_04_20_14_10_20.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۱, ۵/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۳ ۱۸:۲۶ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

[تصویر: didare_rahbar_dolat.PNG]

15 توصیه رهبر انقلاب به دولت یازدهم

1393/05/06


رئیس جمهور و اعضای هیأت دولت صبح امروز به مناسبت هفته دولت با حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دیدار کردند. رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار طی سخنانی با اشاره به خدمات با ارزش دولت یازدهم در یک سال گذشته، ۱۵ توصیه را نیز خطاب به دولتمردان مطرح کردند.

۱. کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم و پرهیز از حاشیه‌سازی‌ها

۲. حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت

باید مراقبت شود تا در سخنان مسئولان دولتی تعارض وجود نداشته باشد و فلسفه تعیین سخنگو هم این است که از دولت صدای واحد در مسائل مختلف شنیده شود.

۳. پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی
جناح‌بندی‌های سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می‌شود.

۴. عبور دولت از جناح بندی‌ها در مسائل سیاسی
علائق اعضای دولت به برخی جناح‌های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح‌بندی‌ها شوند.
در موضوع جناح‌بندی‌های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسئله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.
مسئله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه‌ی رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.

۵. رعایت سعه‌ی صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه
آقای رئیس‌جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیرمنصفانه هستند.
لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی، پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آنکه هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود این‌گونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد.
انتقاد باید باشد اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی‌آبرویی و سبک کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاً غلط است.
پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود.
ایشان با تأکید بر اینکه انتقادهای منصفانه دشمنی نیست بلکه کمک به دولت است، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود.


۶. رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاست‌های دولت‌های گذشته
همواره دولت‌ها نسبت به دوره‌های گذشته خود منتقد بوده‌اند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراق‌آمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیه‌ی مردم تأثیر بد می‌گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می‌کند.
اگر در این اظهار نظرها بی‌انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی‌انصافی خواهد شد.

اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره‌ی گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه، اصلاح آن در عمل است و این روش، بهتر از اظهار نظر است.

۷. موضع‌گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه‌ای و بین المللی
موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد.
موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملتها را حفظ خواهد کرد.

۸. ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکتهای دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی

۹. پشتیبانی از طرح نظام سلامت[/b]

باید این طرح پشتیبانی شود و ادامه یابد، ضمن آنکه مراقبت شود برخی تصمیم ها، این طرح را به ضد خود تبدیل نکند.

۱۰. تکیه بر توان و ظرفیت‌های داخلی و حمایت از تولید
کلید رونق اقتصادی که مورد تأکید رئیس جمهور محترم نیز است، مسئله تولید است. باید با استفاده از ظرفیت های فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورد تا رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی محقق شود.
دولت باید بسته سیاستهای اقتصادی خود را با سیاستهای اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد و مواردی را که غیرمنطبق با این سیاستها است، حذف کند.
ایشان، تثبیت قیمت ارز و کنترل تورم را از اقدامات با ارزش دولت در یکسال گذشته برشمردند و افزودند: نباید به این اقدامات بسنده کرد زیرا این موارد، قدمهای اول هستند.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی کنونی کشور را بنگاه داری بانک ها دانستند و تأکید کردند: دولت باید این موضوع را بطور جدی پیگیری و حل کند زیرا بانکها باید در خدمت تولید باشند و اگر در خدمت تولید قرار گیرند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

۱۱. توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها
صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخشهای راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه ای داشته باشد. راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها است.

۱۲. اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال‌زایی این بخش

۱۳. پرهیز از واردات بی‌رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی
رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه موضوع واردات، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد، افزودند: دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.

۱۴. حل مشکل آب کشاورزی
حضرت آیت الله خامنه ای ضمن تأیید سیاستهای وزارت نیرو درخصوص آب، گفتند: یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است.

۱۵. توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر
اگر احتمالا با اصل طرح مسکن مهر و یا نحوه تزریق اعتبارهای بانکی به آن مخالفتی وجود دارد، اما این را هم بدانیم که اکنون چند میلیون نفر چشم انتظار تکمیل مسکن مهر هستند و باید این کار بطور جدی پیگیری شود و به اتمام برسد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۱, ۵/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #10

۱۵ توصیه رهبر انقلاب در دیدار با اعضای هیأت دولت ۵/۶/۱۳۹۳
farsi.khamenei.ir/speech-content?id=27282

۱. کار و فعالیت و خدمت مستمر به مردم» و «پرهیز از حاشیه‌سازی‌ها»
۲. حفظ انسجام درونی و شنیده شدن یک صدا از دولت
باید مراقبت شود تا در سخنان مسئولان دولتی تعارض وجود نداشته باشد و فلسفه تعیین سخنگو هم این است که از دولت صدای واحد در مسائل مختلف شنیده شود.

۳. پرهیز از دو قطبی کردن جامعه با شعارها و دعواهای سیاسی
جناح‌بندی‌های سیاسی اشکالی ندارد اما نباید جامعه را به دو قطب تبدیل کرد زیرا این کار موجب دل زدگی و خستگی مردم و شکننده شدن محیط جامعه می‌شود.

۴. عبور دولت از جناح بندی‌ها در مسائل سیاسی
علائق اعضای دولت به برخی جناح‌های سیاسی اشکالی ندارد اما دولت و اعضای آن نباید اسیر جناح‌بندی‌ها شوند.
در موضوع جناح‌بندی‌های سیاسی همواره تأکید بر رفاقت و اُنس با یکدیگر است اما در برخی موارد هم مسئله متفاوت است و باید حتماً خطوط قرمز و خطوط فاصل رعایت شوند.
مسئله فتنه و فتنه‌گران، از مسائل مهم و از خطوط قرمز است که آقایان وزرا باید همان‌گونه که در جلسه‌ی رأی اعتماد خود بر فاصله‌گذاری با آن تأکید کردند، همچنان بر آن پایبند باشند.

۵. رعایت سعه‌ی صدر و آرامش در قبال انتقادهای منصفانه
آقای رئیس‌جمهور از برخی انتقادها ناراحتند که البته در برخی موارد هم واقعاً حق با ایشان است و برخی انتقادها، تند و گاهی غیرمنصفانه هستند.
- لزومی ندارد که انسان بخواهد به هر مطلب یا انتقادی، پاسخ دهد زیرا در برخی موارد سکوت بهتر است ضمن آنکه هر حرفی هم که بر ضد ما زده شود این‌گونه نیست که حتماً در ذهن افراد جامعه تأثیر بگذارد و مورد قبول قرار گیرد.
انتقاد باید باشد اما انتقاد باید با لحن خوب و منصفانه باشد و هدف از آن نیز بی‌آبرویی و سبک کردن طرف مقابل نباشد که این روش قطعاًَ غلط است.
پاسخ به انتقادها هم باید منطقی و با خونسردی داده شود.
ایشان با تأکید بر اینکه انتقادهای منصفانه دشمنی نیست بلکه کمک به دولت است، گفتند: یکی از مسائل بسیار مهم کنونی، آرامش روانی موجود در جامعه است که باید حفظ شود.

۶. رعایت انصاف در انتقاد از اقدامات و سیاست‌های دولت‌های گذشته
همواره دولت‌ها نسبت به دوره‌های گذشته خود منتقد بوده‌اند که ایرادی هم ندارد اما این انتقاد نباید حالت اغراق‌آمیز و تخریب پیدا کند زیرا در روحیه‌ی مردم تأثیر بد می‌گذارد و آنان را نسبت به آینده نیز نامطمئن می‌کند.
اگر در این اظهار نظرها بی‌انصافی شود، قطعاً در آینده نیز نسبت به عملکرد ما هم بی‌انصافی خواهد شد. اگر برخی سیاست ها یا عملکردهای دوره‌ی گذشته را قبول نداریم، بهترین شیوه، اصلاح آن در عمل است و این روش، بهتر از اظهار نظر است.

۷. موضع گیری صریح و قاطع در قبال مسائل منطقه ای و بین المللی
موضع گیری صریح و قاطع در مسائلی همچون فلسطین، رژیم صهیونیستی، غزه، سوریه، عراق، تکفیری ها و دخالت های امریکا، به نفع نظام جمهوری اسلامی است و منافاتی هم با زبان دیپلماسی و مذاکره ندارد.
موضع گیری صریح و شفاف درخصوص این مسائل شاکله کلی نظام اسلامی و عقبه راهبردی نظام در میان ملتها را حفظ خواهد کرد.

۸. ادامه پرشتاب رشد علمی کشور و حمایت از شرکتهای دانش بنیان و نقش تعیین کننده تحقیقات کاربردی و تحقیقات بنیانی

۹. پشتیبانی از طرح نظام سلامت
باید این طرح پشتیبانی شود و ادامه یابد، ضمن آنکه مراقبت شود برخی تصمیم ها، این طرح را به ضد خود تبدیل نکند.

۱۰. تکیه بر توان و ظرفیت های داخلی و حمایت از تولید کلید
رونق اقتصادی که مورد تأکید رئیس جمهور محترم نیز است، مسئله تولید است. باید با استفاده از ظرفیت های فراوان داخلی، تولید را به حرکت درآورد تا رونق اقتصادی و افزایش صادرات غیرنفتی محقق شود.
دولت باید بسته سیاستهای اقتصادی خود را با سیاستهای اقتصاد مقاومتی تطبیق دهد و مواردی را که غیرمنطبق با این سیاستها است، حذف کند.
ایشان، تثبیت قیمت ارز و کنترل تورم را از اقدامات با ارزش دولت در یکسال گذشته برشمردند و افزودند: نباید به این اقدامات بسنده کرد زیرا این موارد، قدمهای اول هستند.
رهبر انقلاب اسلامی یکی از مشکلات جدی کنونی کشور را بنگاه داری بانک ها دانستند و تأکید کردند: دولت باید این موضوع را بطور جدی پیگیری و حل کند زیرا بانکها باید در خدمت تولید باشند و اگر در خدمت تولید قرار گیرند بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.

۱۱. توجه ویژه به بخش کشاورزی و صنایع تبدیلی در روستاها صنایع بخش کشاورزی، یکی از بخشهای راهبردی است که در همه کشورها به آن کمک ویژه می شود و دولت باید به بخش کشاورزی مساعدت ویژه ای داشته باشد.
راه توسعه روستاها، ایجاد صنایع تبدیلی در روستاها است.

۱۲. اهمیت ویژه بخش معدن و ارزش افزوده و اشتغال زایی این بخش

۱۳. پرهیز از واردات بی رویه و تاثیر منفی آن بر تولید داخلی
رهبر انقلاب اسلامی با تاکید بر اینکه موضوع واردات، فقط از طریق تعرفه حل نخواهد شد، افزودند: دولت باید درخصوص واردات کالاهای غیر ضروری و تجملی سخت گیری بیشتری انجام دهد و اِعمال قدرت کند.

۱۴. حل مشکل آب کشاورزی
حضرت آیت الله خامنه ای ضمن تأیید سیاستهای وزارت نیرو درخصوص آب، گفتند: یکی از راه حل های جدی برای مشکل آب در کشور، صرفه جویی در آب کشاورزی از طریق استفاده از شیوه های نوین آبیاری بویژه آبیاری تحت فشار است.

۱۵. توجه جدی برای تکمیل مسکن مهر
اگر احتمالا با اصل طرح مسکن مهر و یا نحوه تزریق اعتبارهای بانکی به آن مخالفتی وجود دارد، اما این را هم بدانیم که اکنون چند میلیون نفر چشم انتظار تکمیل مسکن مهر هستند و باید این کار بطور جدی پیگیری شود و به اتمام برسد.

عکس | farsi.khamenei.ir/photo-album?id=27276
خبر | farsi.khamenei.ir/news-content?id=27277


[تصویر: w535]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  امام خامنه ای: شعار مرگ بر امریکای ملت ایران عقلانی است سید ابراهیم 21 2,498 ۱۵/آبان/۹۴ ۱۱:۳۸
آخرین ارسال: نرگس مهدوی
  عکس نوشته هائی از امام خامنه ای عمار رهبری 49 9,747 ۲۶/تیر/۹۴ ۱۴:۱۹
آخرین ارسال: مصباح
  mp3:امام خامنه ای(رحمة الله علیه): برنامه رئیس جمهور آینده hed_gol 0 716 ۸/خرداد/۹۲ ۱۰:۴۴
آخرین ارسال: hed_gol

پرش در بین بخشها:


بالا