کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اسکار هشتاد و ششم
۱۵:۵۵, ۱۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اسفند/۹۲ ۱۶:۰۰ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #1
آواتار
آنچه همیشه می خواستید درباره اسکار بدانید

ولی می ترسیدید بپرسید!



[تصویر: 31048421060750228894.jpg]


وقتی در شب 16 ماه مه سال 1929، پس از مراسم نخستین جشن اهدای جوایز آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا که با حضور 270 نفر در هتل روزولت هالیوود برگزار شد و اصل مراسم تنها 15 دقیقه به طول انجامید، از میان تمامی تولیدات سینمایی سالهای 1927 و 1928 که بر پرده سینماهای لس آنجلس رفته بودند، فیلم تبلیغاتی و پروپاگاندای " بالها " ساخته ویلیام ولمن اسکار بهترین فیلم سال را دریافت کرد و فرانک بوزریچ و لوییس مایلستون برای فیلم های "آسمان هفتم" و "دو دلاور عرب" اسکارهای کارگردانی را گرفتند و همچنین امیل یانینگز ( برای فیلم "آخرین فرمان" ) و جنت گینور ( برای فیلم "آسمان هفتم" ) جوایز اسکار بازیگری را به خود اختصاص داده و به این ترتیب در واقع اسکارهای اولین دوره مراسم اهدای جوایز آکادمی مابین 2-3 فیلم متوسط و تبلیغاتی آمریکایی از 2 کمپانی اصلی هالیوود یعنی پارامونت و فاکس قرن بیستم تقسیم گردید، به خوبی مشخص شد اهداف و مسیری که در بیانیه مراسم سالیانه آکادمی در مراسم 11 مه 1927 در خانه لویی بی مه یر ( رییس کمپانی مترو گلدوین مه یر ) تعیین شده بود، به طور کامل به اجرا درآمده است. در آن بیانیه بر حمایت از صنعت سینمای آمریکا و ترویج ایدئولوژی آمریکایی تحت عنوان رویای آمریکایی و فرهنگ و اندیشه لیبرالی تاکید شده بود.

شاید از همین رو بود که در اولین مراسم اهدای جوایز آکادمی اسکار خبری از اغلب فیلم ها و آثار سینمایی برتر و معتبر سالهای 1927 و 1928 نبود. در آن مراسم اگرچه چارلز چاپلین برای فیلم "سیرک " نامزد دریافت اسکار بهترین کارگردانی شده بود، ولی هیچ یک از جوایز اصلی را کسب نکرد و اعضای آکادمی برای جبران این نقیصه حیرت آور ( که اساس جایزه اسکار را در همان نخستین دوره زیر علامت سوال می برد ) یک اسکار افتخاری برای چاپلین در نظر گرفتند. اسکاری که اولین و آخرین جایزه چارلی چاپلین ( یعنی همان که نابغه عالم سینما خواندندش ) در مقابل خیل فیلم های به یادماندنی و برجسته اش محسوب گردید و چارلی برای هیچ یک از شاهکارهایش ( همچون "روشنایی های شهر"،" عصر جدید" ، " پسر بچه " ، " جویندگان طلا "، " موسیو وردو "، "سلطانی در نیویورک " و ... ) حتی کاندیدای دریافت اسکار هم نشد و تنها برای بازیگری در فیلم "دیکتاتور بزرگ" و موسیقی فیلم "لایم لایت" در سالهای 1940 و 1972 نامزد دریافت اسکار بود که البته نصیبی از آن نبرد.

ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، عبدالرحمن ، شهیدطیبه واعظی ، SAViOR ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، هادی... ، neyestan23 ، مصطفي مازح7610 ، محب الزهرا ، رضوانه ، Hadith ، fafa* ، Maysam-1st ، fazel ، حسن.س. ، PWLG ، السا ، لبخند خدا ، صبح صادق ، melanie2222
۱۹:۵۲, ۱۷/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اسفند/۹۲ ۱۹:۵۴ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #2
آواتار
در نخستین مراسم اسکار همچنین فیلم قابل توجه "جمعیت" کینگ ویدور که نامزد دریافت اسکار کارگردانی شده بود هم توفیقی کسب ننمود و از آثار مهمی مانند "طلوع" ساخته فریدریش ویلهلم مورنا ( یکی از فیلم های ماندگار تاریخ سینما ) ،"مارش عروسی" ( اریش فون اشتروهایم )، "متروپلیس" ( فریتز لانگ ) از آثار اساسی سبک اکسپرسیونیسم، "ناپلئون" ( ابل گانس ) از فیلم های مثال زدنی امپرسیونیستی و سینمای صامت، "کشتی بخار بیل جونیور" ( باستر کیتون ) یکی از ماندگارترین فیلم های چهره سنگی مشهور تاریخ سینما، " اکتبر " ( سرگئی آیزنشتاین ) از مطرح ترین آثار حماسی در سبک رئالیسم سوسیالیستی ، "باد" ( ویکتور شوستروم ) از ملودرام های مهم سینمای صامت، "باراندازهای نیویورک" اثر قابل ذکر جوزف فون اشترنبرگ، "ترز راکن" برداشت قوی ژاک فدر از رمان امیل زولا، "سقوط خاندان آشر" اثر سوررئالیستی ژان اپستاین، "مصائب ژاندارک" کارل تئودور درایر از 10 فیلم برتر تاریخ سینما به انتخاب منتقدان و نویسندگان و فیلمسازان حتی جایی در میان نامزدهای هیچ یک از رشته های اسکار نیافتند!

در حالی که همگی این فیلم ها بنا به نوشته و اظهار نظر تقریبا اغلب کارشناسان و سینماروها و تماشاگران حرفه ای سینما، بارها و بارها از امثال "بالها" و "آسمان هفتم" و "آخرین فرمان" و ... ( یعنی همان آثار متخب اولین مراسم اسکار ) برتر و قوی تر و سینمایی تر و جذاب تر بودند.

[تصویر: 772102.jpg]

شاید بتوان گفت در هیچ یک از دوره های برگزاری مراسم اهدای جوایز آکادمی، به اندازه دوره نخست، دست اعضای آن برای انتخاب آثار برجسته تاریخ سینما باز نبود ولی آنها با کج سلیقگی و کوته بینی و تنگ نظری از تمامی آن فیلم های مهم چشم پوشیدند، برروی همه عناصر و کارشناسی ها و واقعیات سینمایی پا گذاردند، هیچ یک از معیارها و اندازه های هنری و حتی ملاک های تولیدات صنعتی را در نظر نیاوردند تا مقصد و مقصود آکادمی علوم و هنرهای سینمایی و گردانندگان سینمای آمریکا را جامه عمل بپوشانند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، رضوانه ، هادی... ، Hadith ، مجید املشی ، محب الزهرا ، شهیدطیبه واعظی ، fafa* ، Maysam-1st ، عبدالرحیم ، سید ابراهیم ، fazel ، Justice Bringer ، حسن.س. ، السا ، صبح صادق ، SAViOR
۱۳:۵۱, ۱۸/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اسفند/۹۲ ۲۳:۴۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

من دیشب از Admirer مجوز گرفتم که بیام و این ارسال رو بزنم و تاپیکشو بهم بریزم Cool

دل خسته علیه الرحمه Cool این ارسالمو یاداور شد.

خدمت دوستان می خوام یه حرف تلخی رو بزنم

روش فکر کنید

فرض کنید پنتاگون و بقیه سازمان های تروریستی دنیا یه مراسم برگزار کنند هر سال

در این مراسم به بهترین قاتل،متجاوز،شکنجه گر و .... جایزه بدن

شما در مورد این مراسم و برگزارکننده هاش چه احساسی دارید؟؟؟


خب

حالا میخوام یه مقایسه بکنم ببینیم کجای کاریم

پنتاگون رو اگر با هالیوود مقایسه کنیم میبینیم قدرت تخریبش به مراتب کمتر بوده

هالیوود ابزار اصلی نظام سلطه در بسط و نشر سبک زندگی شیطانی بوده و باعث شده بصورت نرم خیلی جنایات رخ بده که افراد از آن غافلند

اگر در افغانستان با یک حمله ناتو 10 خانواده قتل عام می شوند در هالیوود با هر برنامه سمی وارد روح و قلب بیننده می شه که اثرش مخرب تر و پایدار تره و علاوه بر اون تعداد قربانیان بیشترند

در نتیجه اگر نگاه کنید میبینید مراسم اسکار به همین میزان شیطانیه

حدیث داریم که در آخرالزمان مردم از گناهکاران تجلیل می کنن و برای انجام کارهای زشت تجمع می کنند و امثالهم

دقیقا اسکار هم همینطوریه

اگر ما یه فیلمی رو نقد می کنیم نه اینکه حالا سیستم رو قبول داریم و داریم معایبش رو برطرف میکنیم

کلش رو هواست و هیچ اعتباری نداره

دقیقا مثل خود ایالات متحده که هیچ اعتباری نداره و حکومتش باید ساقط بشه مثل خیلی از حکومت های دیگه

چطور بود Admirer Cool
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: دل خسته ، fazel ، Justice Bringer ، Admirer ، شهیدطیبه واعظی ، عبدالرحیم ، السا ، SAViOR
۰:۰۶, ۱۹/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۲ ۰:۳۸ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #4
آواتار
در واقع مراسم اسکار، رسمی ترین برنامه سینمایی آمریکا و غرب است که به نوعی اعلام سیاست های هنرهفتم در دنیای غرب به شمار می آید. چنانچه بین برگزیدگان این مراسم و سایر مراسم مشابه همچون بافتا در انگلیس، سزار در فرانسه، گویا در اسپانیا و یا گلدن گلوب ( از سوی روزنامه نگاران خارجی مقیم هالیوود ) شباهت های بسیاری وجود دارد و اشتراکات لیست جوایز مراسم یاد شده و حتی سایر انجمن های نقد در سراسر آمریکا و اروپا و همچنین اتحادیه های صنفی و هنری، این فرضیه را تقویت می کند که گویا همه این مراکز و آکادمی ها و نهادها وانجمن ها و اتحادیه ها از یک هسته مرکزی خط گرفته و تغذیه می شوند وگرنه چطور امکان دارد در سینمایی با تولید بیش از 1000 فیلم در سال، تا این حد انتخاب ها و گزینش ها به یکدیگر شباهت داشته باشد! اگرچه واقعیت این است که برخلاف تصور رایج، آن هسته مرکزی، یک نهاد یا سازمان و یا ارگان رسمی نیست، بلکه مجموعه ای از رسانه های مکتوب و دیداری و شنیداری است که توسط همان صاحبان کمپانی های سینمایی هدایت و کنترل می شوند که اغلب از گردانندگان کارتل و تراست های اقتصادی و مسئولین تینک تانک های استراتژیک و صاحبان کارخانه های اسلحه سازی نیز بوده و به نوعی دولت غیر متمرکز ایالات متحده را تشکیل می دهند. افرادی مانند جرج سوروس، رابرت مرداک و تد ترنر که به عنوان نمونه ای از مردان همین دولت غیرمتمرکز علاوه بر بنیانگذاری شبکه های CNN , WTBS ,TNT، کانال های تلویزیونی TCM و غول رسانه ای VOL شامل مجموعه TIME WARNER و کمپانی برادران وارنر را هم می شود و در برخی کارخانه های تسلیحاتی هم شریک بوده و سال گذشته نیز به طور رسمی اعلام شد که از مشاوران موسسه استراتژیک CSIS گردیده است!

متاسفانه این نوع نگاه، نگرش و رویکرد ایدئولوژیک و تنگ نظرانه، به اولین دوره اهدای جوایز اسکار محدود نشد و در همه هشتاد و پنج دوره بعدی نیز ادامه یافت.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، حسن.س. ، هادی... ، شهیدطیبه واعظی ، سید ابراهیم ، Justice Bringer ، مجید املشی ، السا ، صبح صادق
۲۰:۴۸, ۱۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #5
آواتار
مثلا سال بعد در حالی که فیلم های برجسته و مهمی همچون "آرسنال" الکساندر داوژنکو، "حق السکوت" آلفرد هیچکاک، "سگ آندلسی" لوییس بونوئل، "کهنه و نو" سرگئی آیزنشتاین، "مردی با دوربین فیلمبرداری" ژیگا ورتوف و ... تولید و اکران شده بودند که هر یک در تاریخ سینما جایگاهی ویژه داشته و از فیلم های نمونه ای این تاریخ محسوب می شوند، اما اعضای آکادمی بازهم چشم خود را به روی چنین آثار ارزشمند سینمایی بستند و برای تحقق همان ایدئولوژی آمریکایی در برگزیدگانشان، فیلم های زیر متوسطی همچون "نوای برادوی " ساخته هری بومانت و محصول مترو گلدوین مه یر یا "میهن پرست" به کارگردانی ارنست لوبیچ و یا "بانوی آسمانی" فرانک لوید و "آریزونای قدیم" ایروینگ کامینگز را مورد لطف و عنایت خود قرار دادند.

پس از آن سال هم، آلفرد هیچکاک، یعنی فیلمسازی که به تصریح اغلب منتقدان و فیلمسازان و کارشناسان سینما، از اساتید مسلم هنر هفتم به شمار آمده و 53 اثر بلند سینمایی اش، همچنان به عنوان الگوهای فیلم و سینما در دانشکده ها و آکادمی ها و کانون های سینمایی تدریس شده و مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرند، هیچگاه جایزه اسکار دریافت نکرد. اگرچه 5 بار در سالهای 1940 برای فیلم "ربه کا"، 1944 برای "قایق نجات"، 1945 برای فیلم "طلسم شده"، 1954 برای "پنجره عقبی" و 1960 برای "روح" نامزد دریافت این جایزه در رشته کارگردانی شد ولی اعضای آکادمی ترجیح دادند برای رعایت اصل ایدئولوژی آمریکایی، جایزه را در 1940 به جان فورد برای فیلم "خوشه های خشم" ( که به توصیه سرویس جاسوسی OSS صورت گرفت، در حالی که در همان سال جایزه بهترین فیلم را به دیوید سلزنیک تهیه کننده همین فیلم "ربه کا" داده بودند! )، در 1944 به لئو مک کاری برای فیلم "به راه خود می روم"، در 1945 به بیلی وایلدر برای فیلم "تعطیلی از دست رفته"، در 1954 به الیا کازان برای "دربارانداز" و در 1960 بازهم به بیلی وایلدر برای فیلم "آپارتمان" دادند!!

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، شهیدطیبه واعظی ، هادی... ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، السا ، مجید املشی ، صبح صادق
۲۱:۵۱, ۲۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #6
آواتار
این در حالی بود که در دهه 1930، فیلمسازان بسیار معمولی مانند فرانک لوید، فرانک بوزریج، لئو مک کاری هر یک دوبار جایزه اسکار کارگردانی را دریافت کردند و فرانک کاپرا 3 بار آن را به خود اختصاص داد ولی فیلمسازان بسیار برجسته در همان دهه برای تعداد متنابهی از تولیدات ارزشمند تاریخ سینما، نصیبی از آن جایزه نبردند. امثال :

مروین لروی برای فیلم "سزار کوچک" ( یکی از 3 اثر مانیفست سینمای گنگستری )، جوزف فن اشترنبرگ برای فیلم های "فرشته آبی" ( که به قول ژرژ سادول اثر فناناپذیر نام گرفت )، "قطار سریع السیر شانگهای" و "مراکش"، رنه کلر برای فیلم های ماندنی "آزادی از آن ماست" و "میلیون"، فریدریش ویلهلم مورنا و رابرت جی فلاهرتی برای فیلم "تابو" و پس از آن "مردی از آران" ( از آثار نمونه ای مستند داستانی بزرگ تاریخ سینما )، ویلیام ولمن برای "دشمن مردم" ( یکی دیگر از سه گانه مانیفست سینمای گنگستری )، گئورک ویلهلم پابست برای فیلم "رفاقت" ( از نخستین آثار روانکاوانه رئالیستی تاریخ سینما )، فریتس لانگ برای یکی از تکان دهنده ترین و برانگیزنده ترین اثرش به نام "ام" و همچنین فیلم معروف "وصیت نامه دکتر مابوزه "، ژان رنوار برای فیلم های "بودوی نجات یافته از غرق"، "تونی"، یکی از بی نظیرترنی فیلم های تاریخ سینما به نام "توهم بزرگ" و همچنین فیلم "قاعده بازی" ( یکی از قله های به نوشته برخی منتقدین دسترسی ناپذیر تاریخ سینما )، ارنست لوبیچ برای فیلم "دردسر در بهشت"، هاوارد هاکس برای "صورت زخمی" ( سومین فیلم از سه گانه مانیفست سینمای گنگستری و از کلاسیک ترین آثار این ژانر )، ژان ویگو برای فیلم هایی که از آثار ماندگار تاریخ سینما لقب گرفته مانند"نمره اخلاق صفر" و "آتالانت"، ژولین دوویه برای فیلم مهم"په په لوموکو "، سرگئی آیزنشتاین برای یکی از تجربه های نادر سینما در زمینه تلفیق صدا و تصویر به نام "الکساندر نوسکی"، مارسل کارنه برای فیلم به یادماندنی "بندر مه آلود" و ...

[تصویر: rsz_oscars_315.jpg]

اکثر نویسندگان و منتقدان و فیلسازان و حتی تماشاگرانی که آثار فوق الذکر را دیده اند، بارها و بارها در مصاحبه ها و نوشته ها و نظرسنجی ها و اظهار نظرهای مختلف بر قوت هنری و سینمایی و حتی صنعتی و تجاری آنها متفق القول بوده و قطعا چنین آثاری را نسبت به فیلم هایی مانند "اسکیپی"، "دختر بد"، "رژه"، " گراند هتل" و "حقیقت اسفبار" و ... که در همان دهه 1930 اسکار های بهترین فیلم یا کارگردانی و یا هردو را برای سازندگانشان به ارمغان آوردند، برتر می دانند. اما اینکه چرا مثلا در سال 1937 فیلم متوسطی همچون "زندگی امیل زولا " ساخته ویلیام دیترله، برترین های سینمایی مانند " په په لوموکو" و "توهم بزرگ " و "فقط یک بار زندگی می کنید" ( فریتس لانگ ) و ... را پشت سر گذارده و در حالی که فیلم های یاد شده برای هیچ جایزه ای حتی نامزد هم نمی شوند، "زندگی امیل زولا" نامزد دریافت 8 جایزه اسکار شده و 3 تای آن را دریافت می کند، دقیقا به همان مسئله ایدئولوژی آمریکایی بازمی گردد. فیلمی که بیش از زندگی امیل زولا بر داستان افسانه ای دریفوس یهودی و ادعای مظلومیت او در مقابل گرایشات ضد یهودی تاکید دارد!!!

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، هادی... ، Justice Bringer ، سید ابراهیم ، شهیدطیبه واعظی ، السا ، مجید املشی ، صبح صادق
۲۲:۲۳, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
آواتار
نمی توان در طول سالهای بعد از فیلم های مهمی نام نبرد که علیرغم وجود هیچگونه تردید تاریخی از سوی اهل فن و تماشاگران و مخاطبان اما حتی در یک مورد هم نامزد دریافت جایزه اسکار نشدند، بخشی از لیست طویل این دسته از فیلم ها عبارتند از :

"قاتل در شماره 21 زندگی می کند" (هانری ژرژ کلوزو) ، "گوپی سرخ دست" ( ژاک بکر) ، "جنوبی" (ژان رنوار) ، "خانم های جنگل بولونی" ( روبر برسون) ، "رم ، شهر بی دفاع" (روبرتو روسلینی) ، "پاییزا" ( روبرتو روسلینی ) ، " خواب بزرگ" ( هاوارد هاکز) ، "دروازه های شب" ( مارسل کارنه) ، "رود سرخ" ( هاوارد هاکس) ، "زمین می لرزد " ( لوکینو ویسکونتی) ، "آنان در شب زندگی می کنند" (نیکلاس ری) ، "برنج تلخ " ( جوزپه دسانتیس) ، "داستان لوییزیانا" ( رابرت جی فلاهرتی) "آخر بهار" ( یاساجیرو اوزو) ، "چه ساحل کوچک قشنگی " (ایو آلگره) ، " روز جشن " ( ژاک تاتی) ، "مرد سوم" ( کارول رید) ، "اورفه " ( ژان کوکتو) ، "در مکانی خلوت"(نیکلاس ری) ،"خاطرات یک کشیش روستا" (روبربرسون) ، "سانست بولوارد" ( بیلی وایلدر) ، "فراموش شدگان" ( لوییس بونوئل) ، "معجزه در میلان" (ویتوریو دسیکا) ، "دوشیزه اویو"( کنجی میزوگوچی) ، " امبرتو د " ( ویتوریو دسیکا) ، "زندگی اوهارو" (کنجی میزوگوچی)،"اوگتسو مونوگاتاری"(کنجی میزوگوچی)،"جیب برخیابان جنوبی"(ساموئل فولر)، "داستان توکیو" (یاساجیرو اوزو) ، "دروازه دوزخ" ( تینو سوکه کینوگاسا) ،"پاتر پانچالی"(ساتیا جیت رای) ، "اردت" ( کارل تئودور درایر) ، "لولا مونتز"( ماکس اوفولس) ، "ورای شک معقول"(فریتس لانگ) ، "لوکوموتویو ران" (پیترو جرمی) ، "یک محکوم به مرگ فرار کرده است"( روبر برسون) ، "دروازه پاریس"( رنه کلر) ، "راههای افتخار" (استنلی کوبریک) ، "آسانسور به سوی سکوی اعدام" ( لویی مال) ، "نشانی از شر"(اورسن ولز) ،"جیب بر" (روبر برسون) ،"ریوبراوو" ( هاوارد هاکس) ،"هیروشیما ، عشق من"( آلن رنه) ،"آخر پاییز" (یاساجیرو اوزو ) ،"حفره "( ژاک بکر)،"سایه ها"(جان کاساواتیس) ، "شب" ( میکل آنجلو آنتونیونی ) ، "بعداز ظهر پاییزی" (یاساجیرو اوزو) ،"خاموشی دریا" ( ژان پی یر ملویل) ،"کریدور شوک" ( ساموئل فولر )، "فارنهایت 451" ( فرانسوا تروفو) و ...

همچنین در طول سالهای برگزاری مراسم اسکار، هیچگاه از این اساتید سینما نامی به میان نیامد :

ایو آلگره ، کلود اوتان لارا ، یاساجیرو اوزو ، ماکس اوفولس ، سرگئی آیزنشتاین ، روبر برسون ، ژاک بکر ، گئورک ویلهلم پابست ، آندری تارکوفسکی ، سام پکین پا ، آرتور پن ، وسوالد پودوفکین ، ژاک تاتی ، الکساندر داوژنکو ، کارل تئودور درایر ، ژولین دووویه ، روبرتو روسلینی ، ساتیا جیت رای ، نیکلاس ری ، داگلاس سیرک ، دان سیگل ، ویکتور شوستروم ، رابرت جی فلاهرتی ، مارسل کارنه ، رنه کلر ، گریگوری کوزینتسف ، ژان کوکتو ، باستر کیتون ، ابل گانس ، فریتس لانگ ، مروین لروی ، سرجئو لئونه ، آنتونی مان ، فریدریش ویلهلم مورنا ، کنجی میزوگوچی ، رائول والش ، لوکینو ویسکونتی و ....

فیلمسازانی که تاریخ سینما بر اهمیت نقششان در شکل گیری و رشد هنر هفتم صحه گذارده و آثار آنها برگ های زرینی بر تارک این تاریخ به حساب می آیند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، هادی... ، عبدالرحمن ، Justice Bringer ، MAHDI59 ، مجید املشی ، صبح صادق
۲۳:۵۲, ۲۵/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #8
آواتار
اما در مقابل حذف این اساتید تاریخ سینما، آکادمی اسکار به سینماگران متوسط الحالی همچون دلبرت مان ،مایکل آندرسون، لئو مک کاری، مایکل کورتیز، الیا کازان، رابرت راسن، تونی ریچاردسون، نورمن جویسون، جان شله زینگر، ویلیام فرید کین، جرج روی هیل، جان آویلسون، مایکل چیمینو، رابرت بنتون، جیم هادسون، ریچارد آتن بورو، سیدنی پولاک و مایک نیکولز و ... و فیلم های پیش پا افتاده ای همچون "به راه خود می روم"، "همه مردان شاه"، "مارتی "، "دور دنیا در 80 روز"، "ژی ژی"، "تام جونز"، "در گرمای شب"، "ارتباط فرانسوی"، " نیش"، " راکی"، "شکارچی گوزن"، "ارابه های آتش" و "گاندی" و ... اسکار داد و با تبلیغات سرسام آور، آنها را به عنوان فیلم های برتر سینما جلوه داد.

آکادمی حتی به آثار مهم فیلمسازان محبوبش همچون جان فورد ( که مغایر با اهداف ایدئولوژیک و سیاسی اش بودند ) روی خوش نشان نداد. مثلا فیلم های "دلیجان"، "کلمانتین عزیزم"، "مردی که لیبرتی والانس را کشت"، "جویندگان" و "پاییز قبیله شاین" از بهترین فیلم های فورد، هیچگونه راهی به اسکار نیافتند و در مقابل، فیلم "مرد آرام" که از فیلم های سفارشی ریچارد هلمز ( دوست نزدیک جان فورد ) از مسئولان سازمان CIA بود، اسکار بهترین کارگردانی را برای فورد به ارمغان آورد که در تیتراژ پایانی نیز از هلمز تشکر شده بود. یا فیلم "دره من چه سرسبز بود" که در میان فیلم های جان فورد، اثر متوسطی محسوب می شود، فقط به خاطر ستایش از سرزمین آمریکا به عنوان سرزمین موعود، اسکارهای متعددی را تصاحب کرد!

یا اینکه سالهای سال، فیلم های قوی مارتین اسکورسیزی از قبیل : راننده تاکسی، خیابان های پایین شهر، گاو خشمگین، دوستان خوب، تنگه وحشت، بیرون آوردن مردگان، دار و دسته نیویورکی و ... مورد تحسین منتقدان و کارشناسان سینما قرار گرفت اما هیچیک نصیبی از اسکار نبردند و با اینکه این دسته از فیلم ها و خود وی بارها نامزد دریافت جایزه شده بودند اما اوضاع به گونه ای بود که گویا اسکار گرفتن مارتی، به یک طلسم تبدیل شده بود تا اینکه در سال 2007 یکی از معمولی ترین فیلم ها او یعنی "مردگان"، اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را نصیب وی کرد. این اتفاق آنچنان برای خود اسکورسیزی غیرمترقبه بود که وقتی برای دریافت اسکار بهترین کارگردانی به روی سن کداک تیاتر رفت تا جایزه را از دست دوستان قدیمی اش، اسپیلبرگ و کوپولا و جرج لوکاس بگیرد، در ابتدا گفت که یک بار دیگر پاکت حاوی اسم برنده را کنترل کنید شاید که اشتباه شده باشد!!

[تصویر: 31108530664539431406.jpg]

این در حالی بود که در همان سال فیلم هایی که بوی سیاست های معترض و منتقد می دادند را کنار گذاشته و یا تنها در رشته های جنبی نامزد کردند، مانند : "چوپان خوب" (رابرت دونیرو) که درباره شکل گیری سازمان سیا از یک جمعیت سری ماسونی، متعصب و مخوف به نام "جمجمه ها و استخوان ها" بود، "پرچم های پدران ما" (کلینت ایستوود) که قهرمان سازی های جعلی در تاریخ آمریکا را زیر ذره بین می برد، "یک گلوله را بگیر" (فیلیپ نویس) که به جنایات رژیم نژادپرست آفریقای جنوبی در دوران حمایت های آمریکا و انگلیس می پرداخت ، "الماس خونین" (ادوارد زوییک) که تجارت خونین الماس توسط سفیدپوستان از آفریقا به لندن را در کادر خود قرار می داد، "کوکب سیاه" (براین دی پالما) و "هالیوود لند" (آلن کولتر) که هر دو فیلم، روی دیگر سکه هالیوود را در خانه های بدنام و همچنین قتل ها یا خودکشی های فجیع را به تصویر می کشیدند، "نفوذی" (اسپایک لی) که به همکاری صهیونیست ها با نازی های آلمانی در جنگ دوم جهانی برای لو دادن یهودی ها و کمونیست ها اشاره داشت، "مرد سال" (بری لوینسن) که در آن یک کمدین شوهای تلویزیونی، رییس جمهوری آمریکا می شد و ماجراها و تقلبات معمول پشت پرده انتخابات ودست های نامریی شرکت هایی که در سایه قرار دارند را برملا می ساخت، "فساد میامی" (مایکل مان) که درباره فساد پلیس آمریکا بود، "پالس" (جیم سونزرو) که به خطر افزاینده ابررسانه هایی همچون اینترنت و موبایل بر زندگی بشر می پرداخت، "بابی" (امیلیو استوز) که با پرداختی قوی ماجراهای پیرامون ترور رابرت کندی را در سال 1968 نشان می داد، "مرگ یک رییس جمهور" که اثری هوشمندانه در به تصویر کشیدن تخیلی یک مستند گونه درباره ترور جرج بوش در آینده بود، "آپوکالیپتو" (مل گیبسن) که مقایسه ای تاریخی تصویری بر سر شباهت های تمدن مضمحل شده مایا و حکومت کنونی آمریکا به عمل آورده بود ( ضمن اینکه فراموش نکنیم که گیبسن بعد از ساختن فیلم "مصائب مسیح" مورد تنفر یهودی ها و البته آکادمی اسکار قرار گرفت! )، "نلسن نصفه" که دیپرس شدن یک معلم جوان تاریخ را از تاریخ کشورش آمریکا نشان می داد به دلیل آنکه این کشور به اصطلاح مهد دمکراسی هیچگاه در طول تاریخ خود به آرای مردمی احترام نگذاشته و نتایج آن را همواره لگد کوب کرده است و ...

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Justice Bringer ، هادی... ، شهیدطیبه واعظی ، عبدالرحمن ، مجید املشی ، صبح صادق
۰:۰۸, ۲۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اسفند/۹۲ ۰:۱۱ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #9
آواتار
نقل قول:تا اینکه در سال 2007 یکی از معمولی ترین فیلم ها او یعنی "مردگان"، اسکار بهترین فیلم و بهترین کارگردانی را نصیب وی کرد

سلام،

میون کلامتون ... [نمیدونم این مطالب کپی از جایی دیگه هست یا خودتون زحمت کشیدید] ... ولی فیلم The Departed رو نمیتونیم معمولی تلقی کنیم. البته فیلمای رقیب این فیلم رو بنده ندیدم ! ولی این فیلم فوق العاده بود و ارزش چندین بار دیدن رو داره.

نیم ساعت، 40 دقیقۀ پایانی فیلم پر از شوک به مخاطب هست. مخصوصا زمانیکه کاراکتر DiCaprio می میره !
نقطۀ قوت فیلم دقیقاً توی مرگ و نحوۀ مرگ دی کاپریو بود !

و همینطور این مسئله که کاراکتر Jack Nicelson خودش برای FBI کار میکرد (با وجود اینکه تو فیلم 1 بار این مسئله بطور واضح اشاره میشه بهش ، مخاطب اصلا نمیتونه باور کنه تا آخر فیلم که معلوم میشه ماجرا واقعی ـه).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Admirer ، شهیدطیبه واعظی ، صبح صادق
۲۲:۱۹, ۲۶/اسفند/۹۲ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۲ ۲۰:۰۳ توسط Admirer.)
شماره ارسال: #10
آواتار
به نام خدا

با سلام خدمت دوست گرامی ام جناب Matey!

اول این که این مقاله از حقیر نیست و استاد مستغاثی زحمت نوشتنش رو کشیدن و بعد هم در مورد انتقادتون اگر به خود ایشون مراجعه کنید قطعا بهتر از حقیر می تونن پاسخ بدن ولی به هر حال اون چه که به ذهن من می رسه اینه که منظور استاد معمولی نسبت به آثار فاخر خود مارتین اسکورسیزی باشه و نه این که کلا فیلم معمولی باشه...

از نظر و توجهتون ممنونم!Smile

--------------------------------------------------

این اتفاق در مورد بسیاری دیگر از برندگان اسکار نیز در طول تاریخ این مراسم افتاده که فیلم های قابل قبول و مهم و قوی آنها جایزه را دریافت نکرده و برخی از پیش پا افتاده ترین آثارشان به دریافت اسکار نائل آمده اند.

اعضای آکادمی اسکار و یا بهتر بگوییم، آنان که تبلیغات ذهنی این اعضا را برعهده داشتند ( بخش های توزیع و تبلیغات کمپانی ها و همچنین رسانه های متعلق به صاحبان آنها )، همچنان در انتخاب و گزینش فیلم های برتر خود، مهمترین اصل بیانیه مهمانی خانه لوییس بی مه یر در 11 مه 1927 را سرلوحه کار خود قرار دادند که ترویج ایدئولوژی آمریکایی یا به قول خودشان نمایش تصویر رویای آمریکایی از سرزمین فرصت ها بود.

اما آن ایدئولوزی آمریکایی چه بود که در تمامی دوره های اسکار مد نظر جایزه دهنده ها قرار داشته است؟

سمیر امین اقتصاددان مصری ـ فرانسوی، در مقاله ای به سال 1381(2002) در روزنامه الاهرام در توضیخ دیدگاه خود در باره ایدئولوژی آمریکایی می نویسد :

"اصلاحات دینی در مسیحیت، [مشروعیت] عهد عتیق را احیاء کرد، همان [مشروعیتی] که کاتولیسیسم و کلیسای ارتدوکس آن را به حاشیه رانده بودند. به حاشیه راندن عهد عتیق توسط کاتولیسیسم، هنگامی صورت گرفت که مسیحیت با قطع رابطه با یهودیت تعریف شد. اما پروتستانها بار دیگر جایگاه مسیحیت را به عنوان جانشینِ راستین یهودیت احیا کردند. شکل مشخص پروتستانتیسمی که به آمریکا آمد [در نیوانگلند، شمال شرقی آمریکا] تا همین امروز ایدئولوژی آمریکایی را شکل می بخشد. ابتدا، این ایدئولوژی، با رجوع به نصّ کتاب مقدس، مقهور کردن قاره جدید را مشروعیت بخشید. ( در گفتار [فرهنگی] آمریکای شمالی، مضمون توراتی-انجیلیِ تسخیرِ خشونت بارِ ارض موعود توسط اسرائیل مدام تکرار می شود! ) سپس، آمریکا مأموریتی را که از سوی خدا به آن محول شده بود به سراسر پهنه عالم تعمیم داد. مردم آمریکای شمالی خود را «قوم برگزیده» به شمار می آورند. ( در عمل مترادف اصطلاح فاشیستی نژاد برتر ( "هِرن فولک" ) در زمان نازی ها در آلمان ) این همان خطری است که ما امروزه با آن روبرو هستیم. و به همین دلیل است که امپریالیسم آمریکایی ( نه "امپراتوری" ) به مراتب درنده خوتر از امپریالیسم های پیشین است که اکثرشان هرگز مدعی نبودند که مأموریتی الهی را به اجرا گذاشته اند."

[تصویر: 1644658_306.jpg]

براساس همین تئوری و ایدئولوژی بود که همپای سینمای آمریکا و غرب، مراسم اهدای جوایز آکادمی نیز از دهه 90، آرایش آخرالزمانی گرفت. فیلم هایی همچون "ترمیناتور 2 : روز داوری" ، "ماتریکس" ، "فهرست شیندلر" ، "تایتانیک" ، "ارباب حلقه ها" ، "نارنیا" و "هری پاتر" و ... اغلب جوایز اسکار را در رشته های مختلف درو کردند و جالب اینکه پس از فیلم "بن هور" که با 11 جایزه اسکار ، موفق ترین فیلم تاریخ آکادمی محسوب می شد ، دو فیلم آخرالزمانی "تایتانیک" و " ارباب حلقه ها : بازگشت پادشاه" هم در سالهای 1998 و 2003 از سوی آکادمی علوم و هنرهای سینمایی آمریکا ، 11 جایزه اسکار گرفتند!

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، شهیدطیبه واعظی ، Justice Bringer ، عبدالرحمن ، هادی... ، سید ابراهیم ، مجید املشی ، صبح صادق
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اسکار هشتاد و پنجم Admirer 25 11,782 ۲۹/شهریور/۹۲ ۱۶:۴۷
آخرین ارسال: melanie2222
Lightbulb پشت پرده ی اسکار ... اسکار به چه فیلم‌هایي جایزه می‌دهد؟ MESSENGER 35 20,706 ۱۲/مرداد/۹۱ ۱۱:۱۷
آخرین ارسال: medad.sefid

پرش در بین بخشها:


بالا