|
نداي شيعه "
|
|
۲۳:۰۹, ۱۸/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۲ ۰:۳۴ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
الحمد لله و الصلوه علي رسول الله و علي آله آل الله واللعنه علي اعدائهم اعداءالله . اين سوال براي جوانان پيش مي آيد كه اگر ما بخواهيم اسلام را بپذيريم بايد پيرو كدام يك از مذاهب مختلف اسلامي شويم ؟ يعني از هفتاد و سه فرقه و يا پنج مذهب كدام را قبول كنيم ؟ پاسخ اجمالي : اينسكه بايد مذهب شيعه را انتخاب كنيد تا مسلمان واقعي باشيد اكنون در اين تايپك با دليل عقلي و نقلي ثابت مي كنيم كه : « چرا ما بايد فقط شيعه باشيم »
يك دليل عقلي " همه ميدانيم اسلام يك سلسله قواعد و قوانين آسماني است كه خداوند توسط پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) براي بشر فرستاده و مجموع آنرا از كتاب و سنّت اسلام نام نهاده و در قرآنش فرمود : « هر كس غير از اسلام ديني اختيار كند هرگز از وي پذيرفته نيست و او در آخرت از زيانكاران است». و به شخص پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سوره انعام آيه (13) فرمود: «بگو اي پيغمبر بگو به مردم كه من كه پيغمبر شما هستم مامورم اول كسي باشم كه تسليم اوامر و نواهي و احكام خداست » و براي ساكت كردن هواها و هوسها اجتماع آنروز مردم به پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خود در سوره انعام آيه (55) فرمود : « بگو اي پيغمبر من پيروي از هوي و هوسها و خواسته هاي شما نمي كنم زيرا گمراه ميشوم و از هدايت شدگان نخواهم بود » مردم بر پيغمبر شوريدند و گرد او جمع شده از حضرتش خواهشكردند قرآنش را عوض كند ، و يا احكام آنرا تغيير دهد و مطابق هوي و هوس آنان حكمي بياورد و خدا در سوره يونس آيه (14) را فرستاد كه فرمود : « و هرگاه آيات روشن ما بر مردم خوانده شود منكران معاد كه اميدوار به ملاقات مانيستند به پيغمبر ما اعتراض كرده و گفتند قرآني غير از اين بياور يا همين را به قرآني ديگر مبدل ساز، اي پيغمبر ما در پاسخ آنها بگو مرا نرسد كه از پيش خود قرآن را تغيير و تبديل كنم من اگر نافرماني پروردگار كنم از عذاب روز بزرگ قيامت سخت مي ترسم .» تا اينجا بخوبي واضح شد از صريح قرآن كريم كه پيغمبراسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با عظمت و شخصيت بزرگي كه دارد و خود رئيس اسلام و آورنده قرآن است حق هيچگونه تصرّفي در احكام آن را ندارد و از روز اول تا آخرين لحظه حيات و زندگيش تنها پيرو اسلام و قرآن و وحي آسماني بوده است و دين او هم يك دين بوده نه هفتادو سه فرقه و نه پنج مذهب و در سرتاسر جهان اسلام همه مسلمانان پيرو يك دين و مذهب بودند بنام اسلام و شما براي نمونه نمي توانيد در تاريخ زنده اسلام كسي را پيدا كنيد كه در عصر و جيات پيغمبر اسلام جز دين اسلام دين و مذهبي ديگر داشته باشد . برداشت از كتابچه نداي شيعه - به قلم مير سيد احمد روضاتي ان شاءالله ادامه دارد ..... |
|||
|
|
۷:۵۵, ۱۹/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
« اما پس از پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)»
وقتي پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت مردم چون از زبان خود پيغمبر شنيده بودند كه آنحضرت اميرالمومنين علي عليه السلام را خليفه و جانشين بلافصل خود معرفي كرده بود لذا مسلمانان حقيقي و مومن واقعي و رجال برجسته ي اسلام يعني آنكه خدا در سوره نور آيه (37) در مقام تعريف آنها فرموده : « رجال لاتلهيهم تجاره ولا بيع عن ذكر الله» و پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حياتش بعظمت و بزرگي آنان مكررّا اقرار و اعتراف فرموده بود همه بگرد شمع وجود حضرت اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه السلام جمع شدند و دستوراتش را همانند فرمايشات خدا و پيغمبر از جان و دل عمل كردند مانند : سلمان فارسي [/b]- كه جلالت قدر و بزرگي مقامش بر هيچ كس پوشيده نيست و پيغمبر او را از خاندان خود دانسته و در علم و تقوي پس از علي عليه السلام در عصر خود مورد انفاق بود . و علي عليه السلام او را مانند لقمان حكيم ميدانست و خدا پيغمبرش را امر فرموده بدوستي چهار نفر كه يكي از آنها سلمان بود . و نيز جندب بن جناده معروف به ابوذر غفاري ، كه چهارم كسي است كه به پيغمبر اسلام صلي الله عليه واله وسلم ايمان آورده و نزد آن حضرت مقامي شامخ داشت و پيغمبر او را در زهد به حضرت عيسي عليه السلام تشبيه فرموده بود . ادامه دارد ان شاءالله ... |
|||
|
|
۱۲:۳۸, ۱۹/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/اسفند/۹۲ ۱۳:۱۳ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
« و نيز مقداد بن اسود » كه او هم از بزرگان اصحاب پيغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دينداري و شجاعتش معروف است و يكي از كساني كه خدا و پيامبرس (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را امر فرموده كه او را دوست بدارد . « و نيز جابربن عبدالله انصاري » كه از بزرگان اصحاب پيغمبر و مورد محبت و احترام او بود و سلام پيغمبر را او به حضرت امام باقر عليه السلام ابلاغ كرد و اول كسي است كه حضرت امام حسين عليه السلام را در روز اربعين زيارت كرد و سند اخبار لوح آسماني كه نصوص خدا بر ائمه شيعه در آن درج شده بدو منتهي مي شود و جابر كسي است كه مردم را به دوستي اميرالمومنين عليه السلام امر مي كرد و مكررّ در كوچه هاي مدينه عبور مي كرد و مي فرمود : « علي خير البشر فمن ابي فقد كفر» كه حديث پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) استو عايشه هم روايت كرده يعني علي عليه السلام بهترين افراد بشر است و منكر او كافر است . و نيز مي فرمود : اي گروه اصحاب فرزندان خود را با دوستي علي عليه السلام ادب كنيد پس هر كس خودداري كند از دوستي او بايد به ببيند مادرش چه كرده است ؟ و هيچ كس قدرت نداشت متعرض او شود زيرا ا طرفي اين كلماترا مردم از زبان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيده و گوش آنها بدان آشنائي داشت و از طرف ديگر جلالت قدرتش نزد مردم بقدري مسلم بود كه دستگاه حاكمه وقت جرأت جسارت بر او نبود . « و نيز بلال بن رياح » مؤذن مخصوص پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خازن او بود و از كسانيكه در راه خدا بسيار شكنجه و آزار از مشركين ديده و همچنان بر ايمان خود ثابت بوده است و بعد از رحلت پيامبر ديگر براي كسي اذان نگفت مگر بامر فاطمه الزهرا سلام الله عليها و آنرا هم تمام نكرد چون حضرت زهرا سلام الله عليها غش نمود و تاب نياورد و نيز در كتاب « اسد الغابه» كه از كتب معتبر سنيان است نقل كرده كه بلال سفري از شام بجهت زيارت قبر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدينه آمد و بر سر قبر آنحضرت گريه بسيار كرد و وقتي حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السلام را ديد آنانرا در بغل گرفت و بوسيد و آندو امام از او خواهش كردند كه هنگام سحر اذان بگويد ، بلال به درخواست آنان بر سطح مسجد بالا رفت وقتي گفت « الله اكبر» صداي صجّه و فرياد مردم مدينه بلند شد وقتي گفت « اشهد ان لااله الا الله » ازدحام مردم بيشتر شد وقتي گفت « اشهد ان محمداً رسول الله » زنان از خانه ها بيرون دويدند و شهر مدينه سر تا سر گريه و زاري شد ، زيرا مردم او را دوست مي داشتند و صداي او آنها را بياد پيغمبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انداخت . بلال با ابوبكر بيعت نكرد و حاضر نشد براي او اذان بگويد لذا عمر گريبانش را گرفت تا با او بيعت كند . بلال گفت : بيعت نخواهم كرد با كسي كه رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) او را جانشين خود ننموده و آن كسي را كه را كه جانشين خود كرده بيعت او در گردن ماست تا روز قيامت . عمر گفت : پس از مدينه بيرون رو ناچار بلال به دمشق هجرت كرد و در همانجا بماند نا از دنيا رفت و قبر شريفش الان در دمشق مزاري معروف است و نگارنده به زيارتش مشرف شده ام . آفرين بر اين مسلمانان با ايمان كه تا آخرين لحظه حيات دين و ايمان و شرافت انسانيت خود را حفظ كردند و حاضر نشدند با مردم بي دين بيعت كنند و از اين جهت افتخار امت اسلام محسوب شدند . آنچه تا اينجا نوشتم تاريخ زنده اسلام است ( و قولي است كه جملگي بر آنند ) و هيچكس را ياراي انكار آن نيست و همه از شيعه و سني اينمطالب را قبول و تصديق دارند . ان شاءالله ادامه دارد .... |
|||
|
|
۲۳:۳۰, ۱۹/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۲ ۰:۱۶ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
خلاصه پس از پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين شخصيتهاي بزرگ و برجسته اسلام همه بگرد شمع وجود علي عليه السلام جمع شدند . او را بنص خدا و فرمايش پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امام و پيشواي خود مي دانند و اوامر و نواهي او را بكار مي بستند و جامعه ي مسلمانان واقعي را تشكيل مي دادند و چون پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مكررّا فرموده بود « يا علي انت و شيعتك هم الفائزون يوم القيامه » يعني يا علي تو و پيروان تو روز قيامت رستگاريد . از اين جهت مردم آنانرا شيعه ناميدند پس شيعه نامي است كه پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر اين مذهب نهاده يعني شيعه سر تا پا همان اسلام و اسلام سر تا پا فقط همان شيعه و بقيه مذاهب ساختگي است . «بازيگران عصر پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» ولي پس از رحلت پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كفار و مشركين و منافقان كه در زمان پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تازه اسلام آورده بودند فقط براي اينكه در فرصت مناسب اساس اسلام را در هم ريزند آنها پس از پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) گرد............... از ادامه اين قسمت موقتاً خودداري مي نمايم تا از مديران و اساتيد تالار كسب اجازه نمايم و در صورت صلاحديد ثبت خواهم نمود . ان شاءالله [/b] بسم الله الرحمن الرحيم ( دليل دوم عقلي ) اسلام كه دين آسماني است و از طرف خدا آمده بايد احكام ضد و نقيض نباشد و اختلاف در مسائل آن ديده نشود زيرا خدا در سوره نساء آيه (82) فرموده: « آيا در قرآن از روي فكر و تامل نمي نگرند ( تا بر آنان ثابت شودكه وحي خداست) و اگر از جانب غير خدا بود در آن ( از جهت لفظ و معني)بسيار اختلاف مي يافتند » .و عقل هم مي گويد بايد احكام اسلام ضد يكديگر نباشد ، بنابر اين اسلام نمي تواند داراي هفتاد و سه رنگ و پنج مذهب مختلف باشد و ناچاراً يكي از آنها درست و مطابق با واقع و بقيه همه باطل است . اكنون از شما مي پرسم آيا پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه خود اول مسلمان بود تا آخرين روز حيات مباركش چه مذهب داشت ؟ آيا حنفي بود ؟ يا مالكي ؟ يا حنبلي ؟ يا شافعي ؟ يا شيعه ؟ ادامه دارد ان شاء الله .... |
|||
|
|
۸:۱۷, ۲۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
اكنون از شما مي پرسم آيا پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه خود اول مسلمان بود تا آخرين روز حيات مباركش چه مذهب داشت ؟ آيا حنفي بود ؟ يا مالكي ؟ يا حنبلي ؟ يا شافعي ؟ يا شيعه ؟ اگر بگوئيد پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حنفي بود ، گوئيم اولاً پيغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه هيچگاه تابع يك نفر از امت خود نمي شود و ثانياً ابوحنيفه كه نامش نعمان بن ثابت است در سال (80 قمري ) بدنيا آمده و در سال (150) در بغداد از دنيا رفته در حاليكه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سنه (11 هجري قمري ) از دنيا رفته ، پس اينمذهب پس از رحلتش اختراع شده. و اگر بگوئيد پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مالكي مذهب بوده ، گوئيم مالك بن انس كه رئيس و مخترع مذهب مالكي است در سال (95) بدنيا آمده و در ستال (179) در مدينه از دنيا رفته پس او هم بعد از پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين مذهب را اختراع كرده . و اگر بگوئيد پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) حنبلي مذهب بوده گوئيم احمد بن محمد بن حنبل در سال (164) به دنيا آمده و در سال ( 241 ) در بغداد مرد ، پس او هم بعد از رحلت پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده و اگر گوئيد كه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شافعي مذهب بوده گوئيم محمد بن ادريس شافعي رئيس شافعيه در سال (150) به دنيا آمده و در سال (204) در قاهره از دنيا رفته پس او هم بعد از رحلت پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده . و خلاصه اين چهار مذهب چون پس از پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)اختراع شده عقل نمي پذيرد كه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به يكي از اين چهار مذهب معتقد بوده باشد اما اگر بگوئيم پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت در حاليكه مسلمان شيعه مذهب بود سخني است عاقلانه و در مجموع عقلاء از شما مي پذيرند و هيچ گونه شك و ترديدي در آن نيست زيرا علي عليه السلام از كودكي در دامان پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تربيت شده و در نه سالگي بآنحضرت ايمان آورد و همواره ملازم و همراه پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و در تمام شئون اسلام شركت داشت و تا آخرين روز زندگي پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علم و تقوي او مورد تصديق پيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود . ادامه دارد ان شاءالله |
|||
|
|
۱۴:۵۱, ۲۰/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/اسفند/۹۲ ۱۴:۵۸ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
اما اگر بگوئيمپيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از دنيا رفت در حاليكه مسلمان شيعه مذهب بود سخني است عاقلانه و در مجموع عقلاء از شما مي پذيرند و هيچ گونه شك و ترديدي در آن نيست زيرا علي عليه السلام از كودكي در دامانپيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تربيت شده و در نه سالگي بآنحضرت ايمان آورد و همواره ملازم و همراهپيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و در تمام شئون اسلام شركت داشت و تا آخرين روز زندگيپيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علم و تقوي او مورد تصديقپيغمبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود . و هيچگاه پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مسائل دين بر او ردّ نكرد و اشتباهي در احكام از او ديده نشد زيرا او باب علم پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود و هنگامي كه از دنيا رفت سر مباركپيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)در دامن علي عليه السلام بود و تنها كسيكهپيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)را تجهيز كرد و مراسم غسل و كفن و دفن او را انجام داد علي بود و در حياتش فرمود:« يا علي انت و شيعتك هم الفائزون يوم القيامه » و مردم را به پيروي او امر فرمود و شاهد و گواه است كه مذهب و دينپيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عيناً و بدون كم و زياد همان مذهب و دين علي عليه السلام است و دين و مذهب علي عليه السلام هم عيناً همان دين و مذهب پيغمبر اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)است ، پس باين نتيجه ميرسد و حكومت ميكند كه اسلام بطور انحصار فقط همان مذهب شيعه است و شيعه همان اسلام است و غير از آن از مذاهب ديگر ساختگي و باطل است و پيروي از آنها خروج از اسلام و سبب نجات انسان در آخرت نيست. نويسنده كناب مي گويد : [/b] « اين مباحث را در سفر مكه در سال 1390 قمري كه مشرف شده بودم در شهر مدينه با امام جماعت مسجد النبي آقاي شيخ عبدالعزيز صالح پيرمرد هفتاد ساله پس از خاتمه نمازش در روز 24 ذيحجه بر سر محراب او رفتم و قدري مفصل تر در اين زمينه با او مباحثه كردم و او هيچ جوابي نداشت و همچنان متحيّر و شگفت آور ماند .» ........ از ادامه اين قسمت هم موقتا خودداري مي نمايم تا بعد ( قرآن پيروي از شيعه را واجب ميداند ) ان شاءالله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۳:۲۲, ۲۰/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
(قرآن پيروي از شيعه را واجب ميداند ) گرچه دليل بر اينكه اسلام فقط مذهب شيعه و تنها شيعه است كه با احكام اسلام موافقت تامّه دارد ، در قرآن كريم بسيار است و آياتي چند بر اين مطلب دلالت دارد ولي در قرآن يك آيه است كه بطور صريح و روشن ميتوانيم بدان استدلال كنيم . در سوره توبه آيه (119) فرموده: « يا ايهاالذين امنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين » يعني اي كسانيكه ايمان آورديد از خدا بترسيد و هميشه طرفدار و بر روش و مذهب راستگويان باشيد . با توجه به اينكه صادقين جمع صادق و در لغت « الصادق هو القائل بالحق العامل به» يعني صادق كسي است كه قائل و طرفدار حق و حقيقت و عمل كننده ي بآن باشد و با توجه باينكه عرب هرگاه بگويد : « انا مع فلان في هذه المسئله اي اقتدي به فيها » يعني من با فلاني هستم در اين مسئله معناش اين است كه باو اقتداء و از او پيروي ميكنم و در آن با توجه به اينكه «كونوا» صيغه ي امر جمع است و امر حقيقت در وجوب است پس معناي آيه « كونو ا مع الصادقين » چنين مي شود كه بطرف مذهب و روش كسي باشيد كه در گفتار و كردارش راستگو و از دروغ اجتناب مي نمايد . اي جانم علي مرتضي لعنت به دسمن علي و فاطمه عليهما السلام |
|||
|
|
۸:۰۶, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
( دومين دليل نقلي از قرآن ) تمام فرق مسلمانان مي دانند و يقين دارند (و اگر بعضي انكار كرده اند از روي عناد و دشمني بوده ) كه آيه ي سوم از سوره مائده : ( « اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الايلام دينا» يعني امروز (روز غدير خم ) دين شما را به حد كمال رسانيدم (زيرا علي بنص خدا خليفه بلافصل پيغمبر شد )و بر شما نعمت را تمام ( زيرا امام اعلم و با تقوي را براي شما تعيين كردم ) و بهترين آئين را كه اسلام است براي شما برگزيدم . نه تنها علماي شيعه اين آيه را درباره نصب خلافت و ولايت اميرالمومنين عليه السلام در روز غدير خم مي دانند بلكه دانشمندان و مفسران سني مذهب در تفاسير خود نوشته اند كه در خصوص علي است و از جمله حافظ ابوجعفر محمد بن جرير طبري متوفي (310) و حافظ ابن مردويه اصفهاني متوفي (410) و حافظ ابونعيم اصفهاني متوفي (430) و حافظ ابوبكر خطيب بغدادي متوفق (463) و حافظ ابوسعيد سجستاني متوفي (477) و ابن المغازلي شافعي متوفي (483) و......جلال الدين سيوطي متوفي (911) مي بينيد اينها بزرگان شيعه و سني هستند كه تصريح كرده اند اين آيه درباره علي عليه السلام است و توجه داريد كه تصريح شده در آيه كه دين پسنديده شده اسلام است و بضميمه تفاسيري كه نقل است باين نتيجه ميرسيد كه اسلام همان شيعه و شيعه همان اسلام است . اي جانم " اسدالله - عين الله - يدالله - وجه الله = علي بن ابيطالب عليه السلام . |
|||
|
|
۱۴:۵۰, ۲۱/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
( سومين دليل نقلي از قرآن ) ( مژده قرآن به فرا گرفتن شيعه جهان را ) قرآن كريم مژده داده كه مذهب شيعه سرتاسر جهان را فرا مي گيرد در زمان ظهور ولي عصر حجه بن الحسن العسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف تا حقيقت اسلام بر همه ي جهانيان آشكار شود در سوره نور آيه (55) فرموده: « وعدالله الذين آمنوا......هم الفاسقون » يعني خدا وعده فرموده به كساني كه از شما بندگان ايمان آرد و نيكوكاري كند كه (در ظهور امام زمان) در روي زمين آنان را خلافت دهد چنانچه امم شايسته ي پيغمبران پيشين جانشين پيشينيان خود شدند و علاوه بر خلافت دين پسنديده ي آنانرا بر همه ي اديان تمكين و تسلط بخشد .(يعني اسلام زمين را فراگيرد) و به همه ي مومنين پس از خوف و انديشه از دشمنان ايمني كامل دهد بطوري كه مرا به يگانگي بدون هيچ گونه شائبه ي شرك و ريا پرستش كنند و بعد از آن هر كه كافر شود در حقيقت همان فاسقان تبه كارند . |
|||
|
|
۶:۵۷, ۲۲/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/اسفند/۹۲ ۱۵:۱۲ توسط ali-0110.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحيم
(چهارمين دليل نقلي از قرآن ) ممكن است از آنچه تا اينجا نوشتم براي خوانندگان عزيز سوالي پيش بيايد و از ما بپرسند مگر سنيان برادران ديني ما نيستند ؟ و مگر ما به حكم قرآن نبايد برادران خود را دوست بداريم و با آنان يار و رفيق و متحد باشيم ؟!! در پاسخ گوئيم : البته ما بايد به حكم قرآن برادران ديني را دوست بداريم و با آنها رفيق باشيم ، ولي من از شما مي پرسم آيا هركس بگويد من برادر ديني شما هستم ما بايد اورا بپذيريم با او مهربان باشيم و گرچه تمام مقدسات ديني و مذهبي ما را از بين ببرد و همه چيز ما را بباد فحش و ناسزا گيرد ؟!! با اينكه برادري در اسلام و قانون قرآن، ضابطه و قاعده دارد اين مورد ادامه دارد ولي هنوز ظرفيت تحمل شنيدن حقايق تكميل نشده ، انشاءالله در آينده اگر .... جانم علي مرتضي |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







