کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اين منابع معتبر هست ؟؟؟؟
۱۴:۵۱, ۲۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحيم



منابع اهل سنت:

1- الامامه و السیاسه 1/30-20(ابن قتیبه م.276)

2- اعلام النساء 4/114-115(عمر رضا کحاله)

(3)


منابع اهل سنت:

1- السقیفه و فدک/72 (جوهری م323)

2- شرح نهج البلاغه 6/49-48-57 (ابن ابی الحدید م656)

(7)


منابع اهل سنت:

1- موتمر علمای بغداد135-137 ( مقاتل بن عطیه م525 )

2-الامامه والسیاسه1/30(ابن قتیبه م.276)

(2)


منابع اهل سنت:

1- بلاغاه النساء/12(ابن طیفور م.280)

2- السقیفه و فدک/101(ابوبکر جوهری م.323)

3- مروج الذهب2/311 و(ط.آخر)2/304 راجع به غصب فدک اشاره کرده به کتاب اخبار الزمان والاوسط(مسعودی م.346)

4- مناقب اهل بیت/417(ابن مغازلی م.483)

5-شرح نهج البلاغه 16/263 و(ط.آخر)16/251(ابن ابی الحدید معتزلی م.656)

6- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی (علیه السلام) 1/161(الباعونی شافعی م.871)

(2)


منابع اهل سنت:

1- السقیفه و فدک(شرکه الکتبی بیروت)120 (جوهری م323)

2- شرح نهج البلاغه 16/233 (ابن ابی الحدید م656)

3- جواهر المطالب فی مناقب الامام علی (علیه السلام) (ناشر:مجمع احیاء الثقاله الاسلامیه)1/169


منابع اهل سنت:

1- مسند احمد(ط.دارصادر بیروت)1/6(احمد بن حنبل م.241)

2- صحیح بخاری (دارالفکر بیروت)4/42 و ح2862(بخاری م.256)

3- السنن الکبری(دارالفکر بیروت)6/300 (مع اختلاف یسیر) (بیهقی م.458)

4- سیره النبویه (ط.دارالمعرفه بیروت)4/576(ابن کثیر م.774)

5- البدایه و النهایه(ط.داراحیاء التراث العربی بیروت)5/306(ابن کثیر م.774)

6- فتح الباری(ط.دارالمعرفه للطباعه و النشر بیروت)6/139(این حجر عسقلانی م.852)

(3)


منابع اهل سنت:

1- الطبقات الکبری(ط.دارصادر بیروت)2/315(محمد بن سعد بن منبع البصری م.230)

2- صحيح بخاري(ط.دارالفكر بيروت)5/82-ح3913-ح6230(بخاري م.256)

3- صحيح مسلم(ط.دارالفكر بيروت) 5/153-ح 3304(مسلم م.261)

4- تاريخ المدينه(ناشر :دارالفكر)1/196(نميري م.262)

5- مشكل الاثار1/47-48(طحاوي م.321)

6- السقيفه و فدك (ط.شركه الكتبي)/107 (ابوبكر جوهري م.323)

7- مسند الشاميين (ط.موسسه الرساله البيروت)4/198 (طبراني م.360)

8- شرح نهج البلاغه 16/218 (ابن ابی الحدیدمعتزلي م.656)

9- سير اعلام النبلاء(ط.موسسه الر ساله )2/121(ذهبي م.748)

10- اعلام النساء(عمر رضا كحاله)

11- صحيح ابن حبان(ط.موسسه الرساله )11/153 و14/573(ابن حيان)

(4)


منابع اهل سنت:

1- صحيح بخاري /ح3483-3437(بخاري م.256)

2- نظم در رالسمطين /176(زرندي حنفي م.750)

3- كنزالعمال 6/220(متقي هندي م.975)

4- فيض القدير 4/142(مناوي م.103)

5- ينابيع الموده 2/52(قندوزي الحنفي م.1294)

6- الاحادوالمثاني 5/361(ابن ابي عاصم)

(2). انما فاطمه بضعه منني يوذيني ما آذاها ...

همانا فاطمه(علیه السلام) پاره تن من است،هر آنچه او را بيازارد مرا مي آزارد.


منابع اهل سنت:

1- صحيح مسلم 7/141 و ح 4483(مسلم م.261)

2- سنن ترمذي 2/319 و 5/360(ابوعيسي ترمذي م.279)

3- الاحاد و المثاني 5/362(ابن ابي عاصم)

(3). قاتل رسول الله لفاطمه : ان الله يغضب لغضبك و يرضي لرضاك

رسول خدا به فاطمه(علیه السلام) فرمود: همانا خداوند به غضب تو،غضب مي كند و به خشنودي تو خشنود مي شود.


منابع اهل سنت:

1- مسند ابي يعلي 1/190(موصلي م.307)

2- السقيفه و فدك(ط.شركه الكتبي )/108(ابوبكر جوهري م.323)

3- اسد الغابه 5/522(ابن اثير م.630)

4- مجمع الزوائد(ناشر: دارالكتب العلميه)9/203(علي بن ابي بكر الهيثمي م.807)

5- تهذيب التهذيب 12/441(ابن حجر عسقلاني م.852)

6- الاصابه 8/159 و(ط.دارالكتب العلميه)9/203(علي بن ابي بكر الهيثمي م.807)

7- كنز العمال 7/111و(ط.موسسهن الرساله بيروت)13/674(متقي هندي م.975)

8- ينابيع الموده 2/56(قندوزي الحنفي م.1294)

9- مستدرك علي الصحيحين 3/154(حاكم نيشابوري)

(4). قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): ان الله ليغضب لغضب فاطمه و يرضي لرضاها.

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: همانا خداوند غضبناك مي شود به خاطر غضب فاطمه(علیه السلام) و راضي مي شود به خاطر رضاي او.


منبع اهل سنت :

1- كنز العمال 12/111(متقي هندي م.975)

2- يناييع الموده 2/56(قندوزي الحنفي م.1294)

(5) .قال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) :فاطه بضعه مني من آذاها فقد اذاني و من آذاني فقد آذي الله و من آذي الله اكبه الله في النار.

رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند:فاطمه(علیه السلام)پاره تن من است،كسي كه او را بيازارد مرا آزرده و كسي كه مرا بيازارد خدا را آزرده و كسي كه خدا را بيازارد خدا او ر ابا صورتش در آتش خواهد انداخت.


منابع اهل سنت:

1- مسند احمد/ح52(احمد بن حنبل م.241)

2- السنن الكبري 6/300(بيهقي م.458)

3- جامع الاصول لاحاديث الرسول 4/482و10/386(ابن اثير م.630)

4-التلخيص 3/154(ذهبي م.748)

5- البدايه و انهاغيه 5/249(ابن كثير م.774)

6- وفاء الوفاء2/995(سمهودي م.911)

7- تفسير الوصول الي جامع الاصول 2/42(شيباني م.944)

8- تاريخ الخميس 2/173(ديار بكري م.966)

9- كنز العمال 5/584(متقي هندي م.975)


منابع اهل سنت:

1- السقيفه و فدك/104(ابوبكر جوهري م.323)

2- شرح نهج البلاغه 16/214(ابن ابی الحدیدمعتزلي م.656)


منابع اهل سنت:

1- الامامه و السیاسه 1/20-31 و(ط.آخر)1/13(ابن قتیبه م.276)

2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)

3-الامام علی بن ابیطالب1 /192(رحمانی همدانی)

4- عمر بن خطاب /88(عبدالرحمن احمد بکری)


منابع اهل سنت:

1-الامامه و السیاسه 1/13 و(ط.امیر)1/20-31(ابن قتیبه م.276)

2- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)

3- الامام علی (علیه السلام) /709(رحمانی همدانی)


منابع اهل سنت:

1- المصنف(ط.الاعلمی بیروت)5/472(صنعانی م.211)

2- صحیح بخاری 5/-83 و8/3(بخاری م.256)

3- صحیح مسلم 5/154(مسلم م.261)

4- مسند الشامیین(ي.موسسه الریاسه)4/198(طبرانی م.360)

5- فتح الباری(ط.دارالمعرفه بیروت)6/139(ابن حجر عسقلانی م.852)

6- شرح مسلم (ط.دارالکتاب العربی بیروت)12/77

(3)


منابع اهل سنت:

1- صحیح بخاری (ط.دارالفکر بیروت)5/82 و ح3913-ح6230(بخاری م.256)

2- صحیح مسلم((ط.دارالفکر بیروت)5/153 وح 3304(مسلم م.261)

3- تاریخ المدینه(ط.قدس قم)1/198 (نمیری م.262)

4-الطبقات الکبری(ط.دارصادر بیروت)2/314 (محمد بن سعد بن منبع البصری م.230)

5-تاریخ الامم الملوک(ط.بیروت)2/443 (ط.مطبع الاستقامة بالقاهرة)3/198 و (ط.آخر)3/202 (طبری م.310)

6- مشکل الآثار1/471-48(طحاوی م.321)

7-السقیفه و فدک(ط.شرکه الکتبی )/108(ابوبکر جوهری م.232)

8- مسند الشامیین(ط.موسه الرساله البیروت)4/198(طبرانی م.360)

9- السنن الکبری(ط.دارالفکر بیروت)6/302 (بیهقی م.323)

10- سیر اعلام النبلاء(ط.موسسه الرساله)2/121(ذهبی م.748)

11- سیره النبویه(ط.دارالمعرفه )4/567(ابن کثیر م.774)

12- البدایه و النهایه(ناشر:داراحیاء التراث العربی بیروت)5/306(ابن کثیر م.774)

13- وفاءالوفاء 2/995-996(سمهودی م.911)

14- صحیح ابن حیان (ط.موسسه الرساله)11/153 و14/573(ابن حبان)

15- شرح مسلم (ط.دارالکتاب العربی بیروت)12/75

(4)


منابع اهل سنت:

1- السقیفه و فدک(مکتبه نینوا الحدیثه)/72 (ابوبکرجوهری م323)

2- کامل ابن اثیر 11/112-113(ابن اثیر م.630)

3- شرح نهج البلاغه 6/49 (ابن ابی الحدید م656)

4- عمربن خطاب/182(عبدالرحمن احمد البکری)

(5)


منبع اهل سنت:
السقیفه و فدک(مکتبه نینوا الحدیثه)/72 (ابوبکرجوهری م323)
***
در منابع زیر،نیز به تکلم نکردن حضرت(علیه السلام) تا آخر عمر،با آن دو اشاره شده است.
منابع اهل سنت:
1- جامع الاصول لاحادیث الرسول4 /482 (ابن اثیر م.630)
2- شرح نهج البلاغه 6/46و16/218و(16/246 نقل مشابه) (ابن ابی الحدید م656)
3- التخلیص 3/154(ذهبی م.748)
4- فتح الباری 6/139(ابن حجر عسقلانی م.852)
6- کنزالعمال 5/584(متقی هندی م 975)
7- اعلام النساء 4/122-124(عمر رضا کحاله)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۱, ۲۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #2
آواتار
خیلی متشکر بابت تاپیک مفیدتون...
راستش منم مدت هاست این سوال در ذهنم هست
که بین منابع اهل سنت و منابع شیعه کدوم منابع اولویت بیشتری دارن...
یعنی اگر بخواید اولویت بندی بکنید در منابع شیعه و سنی چه جوری اولیوت بندی میکنید؟
و چه اشخاصی در شیعه و سنی نسبت به بقیه ارجحیت بیشتری دارن؟
میدونید...مثلا من میخوام بدونم....وقتی دارم با یک شیعه یا سنی صحبت میکنم و میخوام براش حدیث با منبع بگم...
از کدوم یکی از منابع شیعه یا سنی منبع بگم بهتره؟؟
مثلا من یه بار از یه روحانی شنیدم که میگفتن....برخی اسنادی که در بحار هستش باید خیلی بیشتر مورد بررسی قرار بگیره...یعنی سندیتش رو بیشتر باید بررسی کرد...
میشه توضیح بدید
ممنون
یا حق
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۹, ۲۴/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

نقل قول:مهمترین کتب حدیثی شیعه: اصول کافی، من لا یحضره الفقیه، تهذیب الاحکام، الاستبصار هستند.
در اهل سنت هم صحاح سته (شامل 6 کتاب) هست.
اولا: تو همین کتب، احادیث ضعیف و قوی وجود داره. و اینکه گفتیم اینها مهمترین کتب هستند، دلیل بر این نیست که احادیثی که تو کتب دیگه اومدن، همشون غیرمعتبرن. بلکه تو اونها هم صحیح و ضعیف است.
دوما: در صحت و ضعف احادیث، فقط سند حدیث معیار نیست. بلکه سند + محتوای حدیث باید بررسی بشن.
اگه محتوای حدیث با نص قرآن ناسازگار بود، باید انداختش دور. حتی اگه سندش صحیح باشه. مثل حدیث صحیحی که تو اصول کافی اومده و تعداد آیات قرآن رو حدود 13000 آیه ذکر کرده. با اینکه صحیحه، ولی چون دلالت یا همون محتوای حدیث با قرآن و سایر روایات ناسازگاره، این حدیث پذیرفته نیست. و همچنین احادیثی که سندشون صحیح نیست. یا اصلا سند ندارن. ولی محتوا و دلالتشون مخالف با قرآن و سایر روایات و مبانی اسلامی نیست. اینها هم گرچه سندا ضعیف هستند ولی دلالتا صحیحن.

امضای سیمرغ

«الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی‌الیهود و النصر للاسلام»


[تصویر: 584748343_1_3_.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۲۳, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام

[تصویر: info.png] [تصویر: link.png] شهادت مادرم زهرا افسانه نیست+سند
منزلت خانه فاطمه (سلام الله علیها)

1-خانه انبياء احترام ويژه‏اى دارد كه كسى حق ورود بدون اجازه ندارد:
يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ لاتَدْخُلُواْ بُيُوتَ النَّبِىِ‏ّ إِلا أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ. الأحزاب /53.
اى افرادى كه ايمان آورده‏ايد! در خانه‏ هاى پيامبر داخل نشويد مگر به شما داده شود.
2-شكى نيست كه خانه حضرت صديقه طاهره خانه پيغمبر محسوب می‏شود همانطورى كه در تفاسير متعدد اهل سنت ذيل آيه شريفه:
فِى بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ‏و يُسَبِّحُ لَهُ‏و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْأَصَالِ. النور/36.
در خانه ‏هايى كه خدا رخصت داده كه [قدر و منزلت‏] آن‌ها رفعت يابد و نامش در آن‌ها ياد شود. در آن [خانه‏] ها هر بامداد و شامگاه او را نيايش می‏كنند.
سيوطى و ديگران از قول ابوبكر از نبى مكرم‏ (صلى الله عليه وآله وسلم) نقل كرده‏اند كه خانه علي و زهرا عليهما السلام از با فضيلت‏ترين خانه‌هاى انبياء محسوب میشود:
وأخرج ابن مردويه عن أنس بن مالك وبريدة قال: قرأ رسول الله صلى الله عليه وسلم هذه الآية ) في بيوت أذن الله أن ترفع ( فقام اليه رجل فقال: أي بيوت هذه يا رسول الله قال: بيوت الأنبياء. فقام اليه أبو بكر فقال: يا رسول الله هذا البيت منها ـ البيت علي وفاطمة ـ قال: نعم من أفاضلها.


السيوطي، عبد الرحمن بن الكمال جلال الدين (متوفاي911هـ)، الدر المنثور، ج 6، ص 203، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1993 م؛
الثعلبي النيسابوري أبو إسحاق أحمد بن محمد بن إبراهيم (متوفاي427هـ) الكشف والبيان، (متوفاي 427 هـ - 1035م)، ج 7، ص 107، تحقيق: الإمام أبي محمد بن عاشور، مراجعة وتدقيق الأستاذ نظير الساعدي، ناشر: دار إحياء التراث العربي - بيروت، الطبعة: الأولى، 1422هـ-2002م؛
الثعالبي، عبد الرحمن بن محمد بن مخلوف (متوفاي875هـ)، الجواهر الحسان في تفسير القرآن، ج 7، ص 107، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات – بيروت.
الآلوسي البغدادي، العلامة أبي الفضل شهاب الدين السيد محمود (متوفاي1270هـ)، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم والسبع المثاني، ج 18، ص 174، ناشر: دار إحياء التراث العربي – بيروت.
رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اين آيه را تلاوت فرمود، شخصى پرسيد: اين كدام خانه ها است؟ فرمود: خانه هاى پيامبران. ابوبكر پرسيد: آيا خانه علي و فاطمه هم از همان خانه ها است؟ فرمود: بلي، از بر‌ترين آن است.
[تصویر: RLN4YB8H_pic.gif?rnd=]
براي مطالعه بيشترکلیک کنید
پیش بینی پیغمبر اکرم از شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها

یكى از دليل‌هاى شيعيان براى اثبات مصيبت‌هاى وارده بر حضرت زهرا سلام الله عليها و شهادت آن بانوى گرامي، روايتى است كه، صدر الدين، ابوالمجامع جوينى در كتاب معتبر فرائد السمطين آورده است. وى در اين كتاب مى‌نويسد:

روزى پيامبر صلى الله عليه وآله نشسته بود، حسن بن علي عليهما السلام وارد شد، ديدگان پيامبر كه بر حسن افتاد، اشك آلود شد، سپس حسين بن علي بر آن حضرت وارد شد، مجدداً پيامبر گريست. در پى آن دو، فاطمه و علي عليهما السلام بر پيامبر وارد شدند، اشك پيامبر با ديدن آن دو نيز جارى شد، از پيامبر علت گريه بر فاطمه را پرسيدند، فرمود:

وَأِنِّي لَمَّا رَأَيْتُهَا ذَكَرْتُ مَا يُصْنَعُ بِهَا بَعْدِي كَأَنِّي بِهَا وَقَدْ دَخَلَ الذُّلُّ في بَيْتِهَا وَانْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا وَغُصِبَتْ حَقُّهَا وَمُنِعَتْ‏ إِرْثُهَا وَكُسِرَ جَنْبُهَا [وَكُسِرَتْ جَنْبَتُهَا] وَأُسْقِطَتْ جَنِينُهَا وَهِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابْ وَتَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثْ... فَتَكُونُ أَوَّلَ مَنْ يَلْحَقُني مِنْ أَهْلِ بَيْتِي فَتَقَدَّمَ عَلَيَّ مَحْزُونَةً مَكْرُوبَةً مَغْمُومَةً مَغْصُوبَةً مَقْتُولَة.

فَأَقُولُ عِنْدَ ذَلِكَ اللَّهُمَّ الْعَنْ مَنْ ظَلَمَهَا وَعَاقِبْ مَنْ غَصَبَهَا وَذَلِّلْ مَنْ أَذَلَّهَا وَخَلِّدْ فِي نَارِكَ مَنْ ضَرَبَ جَنْبَهَا حَتَّى أَلْقَتْ وَلَدَهَا فَتَقُولُ الْمَلَائِكَةُ عِنْدَ ذَلِكَ آمِين‏.


الجويني، ابراهيم بن محمد بن مؤيد (متوفاي 722هـ)، فرائد السمطين، ج2، ص 34 و 35، ناشر: مؤسسة المحمودي ـ بيروت، 1400هـ.

زمانى كه فاطمه را ديدم، به ياد صحنه‌اى افتادم كه پس از من براى او رخ خواهد داد، گويا مى‌بينم ذلت وارد خانه او شده،‌ حرمتش پايمال گشته، حقش غصب شده، از ارث خود ممنوع گشته، پهلوى او شكسته شده و فرزندى را كه در رحم دارد سقط شده؛ در حالى كه پيوسته فرياد مى‌زند: وا محمداه!؛ ولى كسى به او پاسخ نمى‌دهد،‌ کمک مى‌خواهد؛ اما كسى به فريادش نمى‌رسد.

او اول كسى است از خاندانم كه به من ملحق مى‌شود؛ و در حالى بر من وارد مى‌شود كه محزون، نالان، غمگين، حقش غصب و شهيد شده است.

در آن حال عرض مى‌كنم: خدايا لعنت كن هر كه به او ستم كرده، كيفر ده هر كه حقش را غصب كرده، خوار كن هر كه خوارش كرده و در دوزخ مخلد كن هر كه به پهلويش زده تا اين كه فرزندش را سقط كرد، و ملائكه آمين گويند.
[تصویر: K51NM4G6_pic.gif?rnd=]
برای بررسی بیشتر در مورد رجال این این روایت لطفا اینحا کلیک کنید.

هجوم به خانه وحی در چهار مرحله صورت گرفته است یک : تهدید دو: تهدید همراه فتیله آتش زا سه: تهدید و آتش کشیدن خانه وحی چهار: شهادت حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها .

عزیزان خواننده ما فقط اینجا روایات را نقل میکنیم و بحث رجال و صحت احادیث رو در زیر اسکن ها برای شما لینک گذاشته ایم تا با سهولت کامل از رجال روایات مطلع شوید.

1. تهديد به سوزاندن خانه:

طبری گوید:

حَدَّثَنَا ابْنُ حُمَيْدٍ، قَالَ: حَدَّثَنَا جَرِيرٌ، عَنْ مُغِيرَةَ، عَنْ زِيَادِ بْنِ كُلَيْبٍ، قَالَ: أَتَى عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ مَنْزِلَ عَلِيٍّ وَفِيهِ طَلْحَةُ وَالزُّبَيْرُ وَرِجَالٌ مِنَ الْمُهَاجِرِينَ، فَقَالَ: وَاللَّهِ لأَحْرِقَنَّ عَلَيْكُمْ أَوْ لَتَخْرُجُنَّ إِلَى الْبَيْعَةِ فَخَرَجَ عَلَيْهِ الزُّبَيْرُ مصلتا بالسيف، فَعَثَرَ فَسَقَطَ السَّيْفُ مِنْ يَدِهِ، فَوَثَبُوا عَلَيْهِ فاخذوه.

الكتاب: تاريخ الطبري المؤلف: محمد بن جرير بن يزيد بن كثير بن غالب الآملي، أبو جعفر الطبري (المتوفى: 310هـ) (صلة تاريخ الطبري لعريب بن سعد القرطبي، المتوفى: 369هـ) الناشر: دار التراث - بيروت الطبعة: الثانية - 1387 هـ عدد الأجزاء: 11 -ج3 ص202

عمر بن خطاب به خانه علي آمد در حالى كه گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده بودند. به آنان گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى كشم؛ مگر اينكه براى بيعت بيرون بياييد. زبير از خانه بيرون آمد درحالى كه شمشير كشيده بود، ناگهان پاى او لغزيد و شمشير از دستش افتاد، در اين موقع ديگران هجوم آوردند و شمشير را از دست او گرفتند.




[تصویر: CHW46XBV_pic.gif?rnd=]
بررسی رجالی روایت طبری لطفا اینجا را کلیک کنید.



ابن أبي الحديد گوید:

عن سلمة بن عبد الرحمان قال: فجاءعمر اليهم فقال: «والذى نفسى بيده لتخرجنّ إلى البيعة أو لأحرقنّ البيت عليكم .

شرح نهج البلاغه: ابن ابی الحدید انتشارات دارالجبیل ج2 ص45
[تصویر: IGV6WOGC_pic.gif?rnd=]
ابن أبی‌شیبه (متوفای225) میگوید:


نقل‌های تاریخی حاکی از آن است که حضرت زهراعلیهاالسّلام، تهدیدِ عمر بن خَطّاب مبنی بر سوزاندنِ خانه را جدّی دانسته و به واقعی بودنِ آن تصریح فرموده‌اند؛

فَقالَتْ: ... وَ أیْمُ اللهِ لَیُمْضِیَنَّ لِما حَلَفَ عَلَیْهِ...

(الكتاب: الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار المؤلف: أبو بكر بن أبي شيبة، عبد الله بن محمد بن إبراهيم بن عثمان بن خواستي العبسي (المتوفى: 235هـ) المحقق: كمال يوسف الحوت الناشر: مكتبة الرشد - الرياض الطبعة: الأولى، 1409 عدد الأجزاء: 7
دارالتاج- ج7 ص432)

آن بانو فرمود: ... به خدا سوگند، او به آنچه برایش سوگند خورده، عمل می‌کند.
[تصویر: 8YCX8MNR_pic.gif?rnd=]


2. آوردن وسائل آتش سوزى و بى توجهى خليفه دوم بر اعتراض مردم:


ابن قُتَیْبَه (متوفّای 276) می گوید:

وقال عمر: والذى نفس عمر بيده لتخرجنّ أو لأحرقنّها على من فيها! فقيل له: يا أباحفص إنّ فيها فاطمة!! فقال: وإن.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 30، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: الشیری، ناشر: دارالاضواء

أعلام النساء لعمر رضا كحالة موسسه الرساله ج4 ص114

و ابوبکر غیبتِ گروهی را ـ که از بیعتِ با او [با حضورشان] نزد علی سرپیچی کرده بودند ـ ، احساس کرد؛ لذا عمر را به سراغشان فرستاد.او آمد و ـ در حالی‌ که آنان درخانه علی بودند ـ صدایشان زد.آنان از بیرون آمدن امتناع ورزیدند.عمر هیزم طلبید و گفت:قسم به آن‌ که جانم در دست اوست، یا بیرون می‌آیید یا بی‌تردید خانه را ـ با هر کس که در آن است ـ، به آتش می‌کشم.
[تصویر: HU6Q3QQK_pic.gif?rnd=]
[تصویر: 603N2BFT_pic.gif?rnd=]
ابن شَحْنه، متوفّای (882) میگوید:


إنَّ عُمَرَ جاءَ إلی بَیْتِ عَلِیٍّ لِیُحْرِقَهُ عَلی مَنْ فِیهِ.

(روضة المناظر تألیف: ابن شَحْنه، متوفّای 882 دارالکتب العلمیه ج1 ص101)

عمر سوی خانه علی آمد تا خانه را با اهلش بسوزاند.


[تصویر: 5LSEK74J_pic.gif?rnd=]



3. آوردن وسائل آتش سوزي ودرگيرى لفظى ميان حضرت صديقه و خليفه دوم:



بَلاذُری (متوفّای 279) میگوید:

أنَّ أبابَكْرٍ أرْسَلَ إلی عَلِیٍّ یُرِیدُ الْبَیْعَةَ، فَلَمْ یُبایِعْ. فَجاءَ عُمَرُ وَ مَعَهُ فَتِیلَةٌ فَتَلَقَّتْهُ فاطِمَةُ عَلَی الْبابِ. فَقالَتْ فاطِمَةُ: یَابْنَ الْخَطّابِ! أتُراکَ مُحْرِقاً عَلَیَّ بابِی؟! قالَ: نَعَمْ...(أنساب الأشراف بلاذری دارالمعارف ج1 ص586)

ابوبكر سراغ علی فرستاد تا بیعت بگیرد و او بیعت نكرد.عمر با آتش آمد و فاطمه او را بر آستانه درب دید.فاطمه فرمود: پسر خَطّاب! آیا تو دربِ خانه‌ام را به آتش می‌كشی؟عمر گفت: آری.
[تصویر: E7D45413_pic.gif?rnd=]
بررسی رجالی روایت بلاذری لطفا اینجا را کلیک کنید.

ابوالفداء گوید:


وكذلك تخلف عن بيعة أبي بكر أبو سفيان من بني أمية ثم إن أبا بكر بعث عمر بن الخطاب إِلى علي ومن معه ليخرجهم من بيت فاطمة رضي الله عنها، وقال: إِن أبوا عليك فقاتلهم. فأقبل عمر بشيء من نار على أن يضرم الدار، فلقيته فاطمة رضي الله عنها وقالت: إِلى أين يا ابن الخطاب؟ أجئت لتحرق دارنا؟ قال: نعم.



الكتاب: المختصر في أخبار البشر المؤلف: أبو الفداء عماد الدين إسماعيل بن علي بن محمود بن محمد ابن عمر بن شاهنشاه بن أيوب، الملك المؤيد، صاحب حماة (المتوفى: 732هـ) الناشر: المطبعة الحسينية المصرية الطبعة: الأولى عدد الأجزاء: 4 - ج1 ص164
[تصویر: 1WVXB7XN_pic.gif?rnd=]
ابن عبد ربّه (متوفّای 328) می گوید:


اَلَّذِینَ تَخَلَّفُوا عَنْ بَیْعَةِ أبِی‌بَکْرٍ... فَأمّا عَلِیٌّ وَ الْعَبّاسُ وَ الزُبَیْرُ فَقَعَدُوا فِی بَیْتِ فاطِمَةَ حَتّی بَعَثَ إلَیْهِمْ أبُوبَکْرٍ، عُمَرَ بْنَ الْخَطّابِ؛ لِیُخْرِجَهُمْ مِنْ بَیْتِ فاطِمَةَ، وَ قالَ لَهُ:إنْ أبَوْا فَقاتِلْهُمْ!فَأقْبَلَ عُمَرُ بِقَبَسٍ مِنْ نارٍ عَلی أنْ یُضْرِمَ عَلَیْهِمُ الدّارَ...

لعقد الفرید جلد 5، صفحه 13 ـ 14، چاپ: بیروت، 1404 هـ؛ دارالکتب العلمیه و جلد 3، صفحه 64، چاپ: مصر، 1353 هـ)

آنان که از بیعتِ با ابوبکر سرپیچی کردند...امّا علی و عبّاس و زبیر، در خانه فاطمه تحصّن کردند تا جایی که: ابوبکر، عمر بن خَطّاب را به سراغ آنان فرستاد تا ایشان را از خانه فاطمه بیرون آورد؛ و به او گفت: اگر امتناع ورزیدند، با آنان بجنگ.لذا عمر با شعله‌ای از آتش پیش آمد تا خانه را همراه با آنان به آتش کشد.
[تصویر: Y14ENR1N_pic.gif?rnd=]





4 . حمله خليفه دوم به حضرت صديقه طاهره

شهرستانى گوید:

عن الجاحظ: إنّ عمر ضرب بطن فاطمة عليها السلام يوم البيعة حتّى ألقت الجنين من بطنها وكان عمر يصيح: إحرقوا دارها بمن فيها، وماكان فى الدار غير علىّ وفاطمة والحسن والحسين وزينب.

الملل والنحل: الشهرستانی. طبعة بيروت، دار المعرفة.ج1ص71
[تصویر: 8CECY7E8_pic.gif?rnd=]

بررسی رجالی روایت شهرستانی لطفا اینجا را کلیک کنید

مسعودى گوید:
فهجموا عليه وأحرقوا بابه، واستخرجواه منه كرهاً، وضغطوا سيّدة النساء بالباب حتّى أسقطت محسناً.



إثبات الوصیة للإمام علیّ بن أبی طالب
نويسنده:
مسعودی، علی بن حسین


ج1 ص146

[تصویر: C48NBJ58_pic.gif?rnd=]

ابن حجر عسقلانى گوید:
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.

العسقلاني الشافعي، أحمد بن علي بن حجر أبو الفضل (متوفاي852 هـ) لسان الميزان، ج 1، ص 268، تحقيق: دائرة المعرف النظامية - الهند، ناشر: مؤسسة الأعلمي للمطبوعات - بيروت، الطبعة: الثالثة، 1406هـ – 1986م.)

عمر به فاطمه لگد زد که سبب سقط محسن گرديد.
[تصویر: 01W73DT1_pic.png?rnd=]

صفدى گوید:
إنّ عمر ضرب بطن فاطمة يوم البيعة حتّى ألقت المحسن من بطنها.

الكتاب: الوافي بالوفيات المؤلف: صلاح الدين خليل بن أيبك بن عبد الله الصفدي (المتوفى: 764هـ) المحقق: أحمد الأرناؤوط وتركي مصطفى الناشر: دار إحياء التراث - بيروت عام النشر:1420هـ- 2000م عدد الأجزاء: 29 =ج6 ص15
[تصویر: 73YWP4Q0_pic.gif?rnd=]

ذهبي گوید:
إنّ عمر رفس فاطمة حتّى أسقطت بمحسن.
الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ) ميزان الاعتدال في نقد الرجال، ج 1، ص 283، تحقيق: الشيخ علي محمد معوض والشيخ عادل أحمد عبدالموجود، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1995م؛


الذهبي، شمس الدين محمد بن أحمد بن عثمان، (متوفاي748هـ)، سير أعلام النبلاء، ج 15، ص 578، تحقيق: شعيب الأرناؤوط، محمد نعيم العرقسوسي، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: التاسعة، 1413هـ




[تصویر: WP21FXK6_pic.gif?rnd=]
[تصویر: TMD0T5R5_pic.gif?rnd=]




بررسی رجالی روایت ذهبی لطفا اینجا را کلیک کنید.

ندامت ابوبکر از هجوم به خانه وحی

أنا حميد أنا عثمان بن صالح، حدثني الليث بن سعد بن عبد الرحمن الفهمي، حدثني علوان، عن صالح بن كيسان، عن حميد بن عبد الرحمن بن عوف، أن أباه عبد الرحمن بن عوف، دخل على أبي بكر الصديق رحمة الله عليه في مرضه الذي قبض فيه ... فقال [أبو بكر] : « أجل إني لا آسى من الدنيا إلا على ثَلاثٍ فَعَلْتُهُنَّ وَدِدْتُ أَنِّي تَرَكْتُهُنَّ، ثلاث تركتهن وددت أني فعلتهن، وثلاث وددت أني سألت عنهن رسول الله ، أما اللاتي وددت أني تركتهن، فوددت أني لم أَكُنْ كَشَفْتُ بيتَ فاطِمَةَ عن شيء، وإن كانوا قد أَغْلَقُوا على الحرب... .المقدسی ، الاحادیث المختاره ، ص 88 ، رقم 12

عبد الرحمن بن عوف به هنگام بيمارى ابوبكر به ديدارش رفت و پس از سلام و احوال‌پرسى، با او گفت و گوى كوتاهى داشت. ابوبكر به او چنين گفت:من در دوران زندگى بر سه چيزى كه انجام داده‌ام تأسف مى‌خورم ، دوست داشتم كه مرتكب نشده بودم ،

يكي از آن‌ها هجوم به خانه فاطمه زهرا بود ، دوست داشتم خانه فاطمه را هتك حرمت نمى‌كردم؛ اگر چه آن را براى جنگ بسته بودند...

برای بررسی بیشتر این موضوع و اسناد بیشتر اینجا را کلیک کنید.


[تصویر: MEQQE657_pic.gif?rnd=]



آيا فاطمه (سلام الله عليها) از شيخين راضى شد؟

ابن قتيبه گوید: هنگامى كه آن دو براى عيادت آمدند، فاطمه زهرا سلام الله عليها اجازه ورود نداد و ناچار شدند به اميرمؤمنان علي عليه السلام متوسل شوند و آن حضرت وساطت كرد،‌ در پاسخ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود:

البيت بيتك.يعنى علي جان! خانه خانه تو است، تو مختارى هر كسى را كه دوست دارى اجازه ورود بدهي. امير مؤمنان عليه السلام براى اتمام حجت و اين كه آن دو بعداً بهانه نياورند كه ما مى‌خواستيم از فاطمه رضايت بگيريم ؛ ولى علي نگذاشت ، به آن دو اجازه ورود داد .

هنگامى كه آن‌ دو عذرخواهى كردند، صديقه طاهره نپذيرفت؛ بلكه از آن‌ها اين چنين اعتراف گرفت:

نشدتكما الله ألم تسمعا رسول الله يقول «رضا فاطمة من رضاي وسخط فاطمة من سخطي فمن أحب فاطمة ابنتي فقد أحبني ومن أ رضى فاطمة فقد أرضاني ومن أسخط فاطمة فقد أسخطني

شمارا به خدا سوگند مى‌دهم آيا شما دو نفر از رسول خدا نشنيديد كه فرمود: خوشنودى فاطمه خوشنودى من، و ناراحتى او ناراحتى من است. هر كس دخترم فاطمه را دوست بدارد و احترام كند مرا دوست داشته و احترام كرده است و هر كس فاطمه را خوشنود نمايد مرا خوشنود كرده است و هر كس فاطمه را ناراحت كند مرا ناراحت كرده است؟.

هر دو نفرشان اعتراف كردند: آرى ما از رسول خدا اينگونه شنيده ايم.

نعم سمعناه من رسول الله صلى الله عليه وسلم.

سپس صديقه طاهره فرمود:

فإني أشهد الله وملائكته أنكما أسخطتماني وما أرضيتماني ولئن لقيت النبي لأشكونكما إليه.

پس من خدا و فرشتگان را شاهد مى‌گيرم كه شما دو نفر مرا اذيت و ناراحت كرده‌ايد و در ملاقات با پدرم از شما دو نفر شكايت خواهم كرد.به اين نيز بسنده نكرده و فرمود:

والله لأدعون الله عليك في كل صلاة أصليها.

به خدا قسم پس از هر نماز بر شما نفرين خواهم كرد.

الدينوري، أبو محمد عبد الله بن مسلم ابن قتيبة (متوفاي276هـ)، الإمامة والسياسة، ج 1،‌ ص 17، باب كيف كانت بيعة علي رضي الله عنه، تحقيق: خليل المنصور، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت - 1418هـ - 1997م.


[تصویر: TMD0YT8N_pic.gif?rnd=]

برای اطلاع بیشتر در مورد رضایت حضرت از شیخین لطفا اینجا را کلیک کنید.

هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟

بخاری گوید:

«فلما تُوفيّت دَفَنها زوجُها علیٌ ليلاً و لم يؤذن بها أبابکر و صلّی عليها». (صحیح البخاری، ج5، ص82، باب غزوة خیبر)

[فاطمه زهرا(سلام الله علیها)] زمانی که از دنیا رفت شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن کرد و ابوبکر را با خبر نساخت.


[تصویر: NM4F3661_pic.gif?rnd=]

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  اذکار و ادعیه و حرزهایی معتبر در دفع شر اجنه! علی 110 3 4,552 ۲۷/دی/۹۱ ۲۳:۱۹
آخرین ارسال: وحید110
  احادیث معتبر مربوط به جهاد islamquest 0 1,464 ۲۰/شهریور/۹۱ ۱۰:۰۲
آخرین ارسال: islamquest

پرش در بین بخشها:


بالا