|
ما هم روانی هستیم!
|
|
۱۲:۳۲, ۲۷/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم حاج آقا مجتبی تهرانی: ساعت ده صبح دکتر به همراه مأمور آشپزخانه وارد اتاق بیماران می شود. ده تخت هم داخل اتاق است، دکتر می گوید: «به این چلوکباب بدهید با کره، به تخت کناری غذا ندهید، به او سوپ بدهید، به این شیر بدهید، به او کته ی بی نمک بدهید، به این آش بدهید، دیگری نان و کباب. » مریض ها همه یک جور به دکتر نگاه می کنند. حتی به کسی هم که می گوید غذا ندهید، او می فهمد که امروز عمل جراحی دارد و نباید غذا بخورد، چون می فهمد و می شناسد که دکتر خیرش را می خواهد، اعتراضی نمی کند. حالا اگر بلند شود و بگوید که چرا به آن مریض چلوکباب بدهند و به من ندهند، دکتر می فهمد که این شخص روانی است. ما هم اگر به خدا بگوییم خدایا چرا به فلانی خانه ی دو هزار متری دادی و به من ندادی، ما هم روانی هستیم. ما هم قضا و قدر الهی را نشناختیم و نفهمیدیم. باید بفهمیم همانطور که مریض می فهمد و به دکتر اعتراض نمی کند، ما هم به خدا نباید اعتراض کنیم و هر چه به ما می دهد راضی باشیم.
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۷:۲۵, ۲۸/اسفند/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/اسفند/۹۲ ۱۷:۲۸ توسط السا.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
نقل قول: نقل قول: نقل قول: ![]() واقعا گیج شدم ... نقل قول: یعنی چی کار کنه ؟
|
|||
|
|
۱۷:۳۲, ۲۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۸/اسفند/۹۲ ۱۷:۲۵)السا نوشته است: من خودم خیلی در این زمینه بی جنبه ام،همیشه به خدا میگم منو امتحان نکن و .... حالا سر فرصت حتما حرفای اقای عالی رو میذارم چون قبلا دانلود کردم یادم نیست از کجا ورداشتم که ادرس لینکشو بدم. اما این ادمایی که بهشون ظلم شده یه بحث دیگه اس که با این خلط شده، از دوستان باسواد تقاضا دارم در موردش بنویسن منم اگه جایی چیزی در این مورد دیدم حتما مینویسم چون سوال خود منم هست گاهی اوقات این ظلما از تحمل من شنونده خارجه دیگه چه برسه به مظلوم |
|||
|
|
۱۰:۲۳, ۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
نقل از این لینک:http://forum.bidari-andishe.ir/thread-22073.html
مبحثی مهم در مورد اینکه چرا رزق تنها به دست خداست؟ و این مبحث چگونه با اختیار ما قابل جمع است و شاهد مثالهایش از قرآن چیست؟ و تکلیف ما این وسط نسبت به این روزی مقدر چیست؟ بحث نخست در مورد اثبات اینکه روزی فقط به دست خداست دو مثال قرآن تقدیم دوستان می کنم: ابتدا: أَ وَ لَمْ يَرَوْا أَنَّ اللَّهَ يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ وَ يَقْدِرُ إِنَّ في ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ (37-روم) آيا نمىبينند كه خدا روزى هر كس را كه بخواهد فراوان مىكند يا او را تنگ روزى مىسازد؟ در اين عبرتهايى است براى مردمى كه ايمان مىآورند. (37) در این آیات به صراحت روزی مقدر الهی ترسیم شده است!!!!! که بنا به حکمت و مشیتش به هر که بخواهد وسعت می دهد و به هر که بخواهد تنگ می گیرد در پاسخ به کسانی که مدعی هستند که علمشان و تدبیرشان در رزق و روزی آنها اثر دارد یک آیه قرآن و یک روایت را تقدیم می کنم: زمانی که به قارون میگن بابا جون بیا یکم از این همه پولی که داری احسان و انفاق کن چی جواب میده؟ میگه: قالَ إِنَّما أُوتيتُهُ عَلى عِلْمٍ عِنْدی(78-قصص) گفت: همانا اینها که به من داده شده به خاطر آن علمی است که نزد من است یعنی مالش را و ثروتش را نسبت داده به علمش هر کسی که چنین فکری کند، یعنی مال و ثروت را تنها به علم خودش مستند کند و وابسته کند، این قارون صفت است! و در روایات داریم که گاهی خداوند اراده میکند تا به یک بنده ی احمقش رزق فراوان بدهد تا آنها که به زعم خودشان باهوشند فکر نکنند پول تنها وابسته به تدبیر خودشان است همانطور که یکی از مظاهر رزق، عمر انسان است و مقدارش به دست خداست و همانطور که ما یک اجل معلق دارم و یک اجل مسمی و همانطور که اعمالی خیر و شر انسان یا دعای دیگران یا عوامل بسیار دیگر در این مقدار عمر اثر دارد اما تا خدا اذن ندهد کسی اجلش فرا نمی رسد و اگر کسی به اجل حتمی خود رسید دیگر هر کاری هم که بکند لحظه ای نمیتواند بیشتر زندگی کند به همان شکل کسی هم که فکر کند روزی اش دست خودش است نمی تواند با حرص و یا تدبیر خودش از آن رزق مقدر بنابر صریح آیات و روایات پیشه بگیرد البته باز این جا خوب بفهمید دوستان مسئله را خداوند مکلف کرده بندگانش را تا برای اینکه رزقشان را بدست آوردند دابة (یعنی جنبنده و تلاش گر باشند) در کلام معصوم داریم که خدا دوست دارد تا بنده اش را در حال تلاش برای کسب رزق حلال ببیند و از بنده ای که بار خود را بیاندازد به دوش دیگران در مسئله ی رزق بیزار است!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ما وظیفه داریم که برویم برای کسب روزی تلاش کنیم اما اینکه این تلاش من حاصلش چه مقدار روزی می شود این بدست خداست و یکی از مظاهر تدبیر و امتحان و ابتلای خدا هم هست!!! در آیات و روایات موارد متعددی از سوی خود خداوند از طریق قرآن و کلام معصومین برای وسعت رزق ذکر شده و منابع متعدد هم ذکر شده که عامل کاهش رزق است و منتها تدبیر کننده ی نهایی مقدار آن بنا به مشیت و حکمت بالغه ی خداوند تنها خود خداوند است اما یک پاسخ به این پرسش بسیار مهم: چرا رزق تنها به دست خداست؟ چون در روز قیامت خداوند می فرماید ای بنده ی من من تنها کسی بودم که به تو رزق میدادم به چه حقی از غیر من اطاعت کردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خداوند در قرآن کریم می فرماید: ما أُريدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُريدُ أَنْ يُطْعِمُونِ (57) إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتينُ (58-الذاریات) از آنها رزقى نمىخواهم و نمىخواهم كه مرا اطعام كنند. (57) خداست روزىدهنده. و اوست صاحب نيرويى سخت استوار. (58) یا در آیه ای دیگر تعبیر بسیار لطیفتر و دقیقتری دارد قرآن کریم می فرماید: لا نَسْئَلُكَ رِزْقاً نَحْنُ نَرْزُقُكَ وَ الْعاقِبَةُ لِلتَّقْوى (132-طه) از تو روزى نمىخواهيم. ما به تو روزى مىدهيم. و عاقبت خير از آنِ پرهيزگاران است. (132) خداوند به صراحت می فرماید در این آیه ی شریفه که روزی با خود خدا است و خداوند آن را به بنده اش می رساند خداوند از بنده اش رزق نمی خواهد بلکه تقوا می خواهد و از مظاهر رعایت تقوا در مسئله ی رزق این است که شخص به دنبال کسب روزی حلال تلاش کند(اما مقدار روزی ای که بنابر این تلاش بدست می آید بدست خداست، می تواند خداوند توسعه دهد و میتواند تنگ بگیرد و در هر دوی این حالات هم غرض امتحان است!!!!!!!!!!!!!!!!!!) امام صادق علیه السلام در مسئله شغل می فرمایند به این مضمون که هر شحص برای موفقیت در شغلش به سه چیز نیاز دارد یکی تخصص یکی تعهد و وفای به عهد یکی کسب رضای مشتری تا جایی که مخالف رضای خدا نباشد!!!!! اما در خصوص بحث امتحان الهی در مورد مسئله ی رزق و روزی ببینید دوستان احساس میکنم که برداشت شما رفقا اساساً از مفهوم امتحان مقادیری درست نیست ببینید هر واقعه ای و هر لحظه از زندگی انسان امتحان است به چه معنا مثلاً برای بنده اگر مسئولی در نظام باشم که تصمیماتم اثر کلان در مباحث اقتصادی داشته باشد ببینیم امتحان به چه شکل خواهد بود: اگر من بدون مشورت با خبره و اهل فنی که اهل تقوا و خداترسی باشد دست به عملی بزنم که نمیدانم اثرش بر اقتصاد این مملکت چیست و به قول امام معصوم بدون علم دست به کاری بزنم ، خسارتها و خرابی هایی که به بار می آورم بیش از اصلاحش خواهد بود خود آن مقام برایم امتخانی است که آیا برای انجام کارهایم بهترین مشورت را از بهترین و خبره ترین و با تقواترین افراد میگریم و سعی میکنم درست ترین و خداپسندانه ترین تصمیم را بگیرم یا نه یا این که کسی به علت حضورش در منصبی به اموال عمومی خیانت می کند و از اختیار خود و امکانی که خداوند در اختیارش قرار داده سو استفاده می کند این هم مظاهری از امتحان خداست [align=-WEBKIT-AUTO]کسی که خداوند در مسیر زندگی اش رسیدن به پست و مقامی یا مال و منالی قرار میدهد اگر به وظایفش درست عمل نکند در این عالم مسلماً توزیع ثروت و امکانات را از دایره عدل خارج می کند و به محرومیت قشر کثیری از جامعه منجر خواهد شد![/align] از آن رأس و اثر بخش ترین تمام لایه های میانی را رها میکنیم و فرض را هم می گذاریم بر تصمیماتی که غلط اتخاذ شده (حالا یا از سر جهالت یا نادانی یا از سر خیانت و ....) و نتیجه اش شده است شرایط بد اقتصادی برای منی که یک آدم عادی هستم در اثر بخشی در ساختار اقتصادی اینجا امتحانم چی هست؟ امتحانم این است که آیا من که به دلایل متعدد الان پول حلال کمی می توانم بدست بیاورم برای رفع حاجاتم رو به حرام می آورم یا صبر میکنم یک مثال بزنم ببینید دوستان در زمان رسول خدا قصه ی شعب ابیطالب را شنیده اید دیگر خدا می خواهد بفهماند که بر سر کلمه ی حق ایستادن بها دارد سختی دارد و اگر کسی ادعای ایمان دارد باید پای سختی های آن هم بیاستد دزدی نکند و تنها به فکر توسعه ی رزوی از راه های حلال باشد پس میبینید که در هر حالتی مسئله ی امتحان پا برجاست برای هر کسی به یک شکلی!!!!!!! یک بحث مهم دیگر هم در باب مسئله ی جبر و اختیار باید خدمت دوستان عرض شود [/b] در قصه تولد حضرت موسی علیه السلام آیا مگر فرعون تمام توان خویش را صرف پیدا کردن و کشتن حضرت موسی علیه السلام نکرد؟ اما چه شد؟ آخر خواست خدا محقق شد و وعده ی خدا به مادر حضرت موسی محقق شد و خداوند جوری دخالت و تدبیر کرد تا موسی در آغوش خود فرعون که قصد کشتنش را داشت قرار بگیرد و در خانه ی خود او بزرگ شود و تحت مهر مادرش باشد الان جبر شد اینجا؟ یعنی فرعون مطابق اختیارش عمل نکرد؟ ببیینید دوستان عزیز استدعا دارم خوب به این قسمت از مطالبی که در باب جبر و اختیار تقدیم می کنم دقت بفرمایید! معنای جبر سلب اختیار از انسان است معنای نظارت خدا، تفویض امور است و همان ادعایی که یهود می کند و تحت این عبارت قرآن مطرح می شود که می گویند یدالله مغلوله (دست خدا بسته است) وعده ای داده و عالم علت و معلولی خلق کرده و مجبور است بر اساس همین ها عمل کند و خداوند به شدیدترین وجه پاسخ میدهد که دو دست (علم و قدرت) خدا باز است بعلاوه خداوند در آیات متعدد خود را فعال معرفی می کند و یکی از چندین مثال قرآنیش را در همین قصه ی به دنیا آمدن حضرت موسی تقدیم کردم باید بدانیم که اثر بخش به تمام عوامل فقط خداست!!!!!!! یعنی تا خداوند اذن ندهد امری در عالم محقق نمی شود به طول مثال تا خداوند اذن ندهد چاقو گلوی حضرت اسماعیل را نمی برد!!!!!! ولو که به ظاهر اثر برندگی در ذات چاقو باشد!!!!! اما بسیار توجه بفرماید که این مسئله را قاطی نکنید با مسئله ی رضای الهی ببینید تا خداوند اذن ندهد مردم نمی توانند در روز عاشورا آن فجایع را بر سر بهترین مخلوقات خداوند به بار آورند اما معنای هر اذن دادنی رضای خدا نیست خداوند رضایت خود را در تشریعش و احکام دینش و کتابش و کلام فرستادگانش مشخص کرده است اما اگر بنا باشد تنها به تحقق اموری که مورد رضایش هست اذن بدهد دیگر موجود مختاری وجود خارجی نخواهد داشت دیگر مشخص نمیشود که هر کسی که ادعای ایمان میکند و فکر میکند با ایمان است و مدعی ایمان است عیار ایمانش چه قدر است در محل ابتلا و آزمایش است که مشخص می شود برای خودم که من چه کاره هستم!!!!!!!! بعلاوه ثواب و عقاب به طرز چشم گیری به این نیت ها تعلق می گیرد که برای تحقق در عالم وجود و عینیت بخشیدن به آنها شخص تلاش میکند، اما الزاماً عامل تامه نخواهد بود نیت من و تلاش من برای محقق شدن یک مسئله در عالم خارج بلکه باید با مشیت خداوند هم همراه باشد و خداوند به آن اذن دهد و همانطور هم که خدمت شما عرض کردم، هر اذنی نشان از رضایت خداوند به آن نیست موجود مختار نیت میکند کار خیر یا شرّی انجام دهد، بعد مطابق نیتش سعی میکند لوازمی که محقق کننده ی آن نیتش در عالم خارج است را هم فراهم کند، اما تا مشیت الهی به آن تعلق نگیرد محقق نمیشود یک مثال قرآنی دیگر آن میشود قصه ی آتش زدن حضرت ابراهیم علیه السلام آنها قصد کشتن ابراهیم علیه السلام را میکنند و مطابق آن هم عواملی محیا میکنند و دست به اقدام هم می زنند، اما تمام این اسباب و علت سازی ها برای محقق شدن آن نیت در عالم خارج کافی نیست تا اذن خدا به آن تعلق نگیرد اما همان نیت و تلاش برای عملی کردن آن ثواب و عقاب را به دنبال دارد و معنایش هم جبر نیست و همانطور هم که دیدید در هیچ یک از این موارد اختیار تام و تفویض امور هم به انسان داده نشده و خدا به عنوان ناظر تنها در سیستم موجود نیست!!!!!!!!!!! پس نه جبر است و نه اختیار تام امری است بین الامر
|
|||
|
|
۱۱:۴۶, ۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دست شما درد نکنه که خیلی ساده, سلیس و روان مبحث قضا و قدر و جبر و اختیار رو جا انداختید؛ خیلی مباحث مهم و حساسی هستن که ماها عمدتا توی رفتارامون اونا رو خلط کرده و همه ی اشتباهات خودمون رو پای جبر و قضای حتمی می ذاریم و اینطور اشتباهاتمون رو توجیه می کنیم و توی جهل می مونیم دوستان حتما بخونن چون خیلی روان گفته شده, استاد ما وقتی اینا رو برامون توضیح داد انقد سنگین گفتش که همگی به مرز جنون رسیدیم بخصوص سر اسما مضله!! |
|||
|
|
۰:۰۱, ۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
من قبول ندارم دکتر که خدا نیست
دکتر اگه خدا بود همه ی اون مریض ها رو شفا می داد بعدش به همشون چلو کباب میداد. خب خدا چرا همه ی مارو شفا نمیده و بعدش به هممون چلو کباب بده ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گرفتید چی میگم یا بیشتر توضیح بدم ؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۵:۲۰, ۱۹/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۱۶:۰۱ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۲۸/اسفند/۹۲ ۱۷:۳۲)یاســین نوشته است: من خودم خیلی در این زمینه بی جنبه ام،همیشه به خدا میگم منو امتحان نکن و .... حالا سر فرصت حتما حرفای اقای عالی رو میذارم چون قبلا دانلود کردم یادم نیست از کجا ورداشتم که ادرس لینکشو بدم. سخنرانی اقای دکتر عالی به نظرم جالب بود،بعضی شبهات رو حل میکنه اگه ادم بدونه که دوستش داره به عالم مدیریت میکنه،خیالش راحته ،میدونه که پشتش رو خالی نمیکنه تو خطرناکترین و سخترین حالتها هم میتونه توکل کنه یکی از اثار رفاقتی که با خدا و اولیا الله مطرح میشه رضایت و ارامشه ادما به 3 دسته تقسیم میشن: 1- خدا رو قبول دارن به عنوان خالق،میگه خدایا خلق کردی،دیگه با ما کاری نداشته باش،دیگه نگو این کارو بکن،اون کارو بکن درواقع به عنوان خالق قبول دارن نه مدیر و ولی،تشبیها مثل شیطان بخاطر همین وقتی دستور سجده اومد میگه تو منو اینجوری خلق کردی و ادمو از فلان،زیر بار چی نرفت؟ فرمان خدا بعضی ادما هم خدایی رو قبول دارن که دستور نده،خودمون عقلمون میرسه فرهنگ سکولاری که بعد رنسانس تقریبا شکل گرفت،این طور نیست که خدا رو قبول نداشته باشه،کلیسا هم 1شنبه بازه اما دین تو زندگی دخالت نکنه. که اینم کفره 2-اکثر ما اینجاییم خدا رو قبول دارن،مدیریت خدا رو هم قبول داره،مرض و شفا دست خداس،تقدیرات دست خداس،خدا قانون تشریع رو گذاشته و ... خدا رو مدیر تکوین و تشریع میدونه مشکل این دسته اینه که یه جاهایی با خدا درگیر میشن یعنی راضی نیستن،تسلیم نیستن مثلا میگه:خدایا اگه بیماره منو شفا دادی،دادی،اگه نه،دیگه نه من،نه تو یا جناب مرحوم گلپایگانی نقل میکردن که: یکی از دوستام مریضی سختی گرفته بود که ممکن بود دیگه از بستر بلند نشه رفتم ملاقاتش،دیدم رو به قبله خوابوندنش دیدم داره کفر میگه،اونم چه کفری میگفت ظلمی که خدا به من کرده هیچ کسی نکرده،من بچه هام کوچیکن سرپرست میخوان اما داره منو از دنیا میبره حالا این درگیری میتونه هم در تشریع باشه هم در تکوین: مثلا: خدایا چرا به من این خانواده رو دادی چرا ارث دختر نصف پسر هست تا من عقلم نفهمه که چرا حجاب واجبه،غنا حرامه،رقص حرامه و ... من عمل نمیکنم (اینجا دیگه تو بنده عقلتی نه بنده خدا،یعنی بگه خدایا من اینو نمیفهمم اما چون تو فرمودی چشم) شخصی از امام رضا علیه السلام میپرسه که من تازه رفتم حموم و پاک هستم چرا باید وضو بگیرم؟ امام میفرمایند بخاطر اینکه خدا میخواد بدونه چقدر بنده ای 3- کسانی که میدونن کی تو این دنیا مدیریت میکنه از این 1000 صفت خدا 5 تا رو در نظر بگیرید خدا دانای مطلقه همه نیازهای ما رو میدونه هم دارای مطلقه هم توانای مطلقه،کسی نمیتونه جلوش رو بگیره بی نهایت مهربانه و نمیخواد ما رو بچزونه بخشنده است و بخل هم نداره حالاخدایی که همه چیز منو میدونه،داره که بده،بخشنده است و مهربان اگه چیزی نداد نه بخاطر اینکه نمیدونه یا نمیتونه یا نداره که بده یا بخیله یا کینه تو رو به دل داشته نه چون دوستت داشته نداده البته با فرض اینکه تنبلی نکردیم و زحمتمون رو کشیدیم دسته سوم کسانی هستند که به این باورد دارن،لذا خوشن نه اینکه تو زندگی مشکل ندارن،بلکه بلاهاشون از همه بیشتر بوده این ادما در زندگی مشکل دارن اما با زندگی مشکل ندارن حضرت موسی به خدا میگه عابدترین بنده ات رو بهم نشون بده بهش میگن برو فلان جا حضرت موسی رفت دید یه شخصی هست،فلجه،جذام هم داره و برص ابتدا فکر کرد اشتباه اومده،میگه خدا درست اومدم جبرئیل نازل میشه و میگه درست اومدی و من الان مامورم بیناییش رو هم بگیرم طرف در دم نابینا شد تا نابینا شد گفت ای خدایی که به من خیلی خوبی کردی،نعمت و صله دادی حضرت موسی رفت جلو گفت من موسی هستم و مستجاب الدعوه اگه چیزی میخوای بگو برات دعا کنم گفت نه یا موسی اگه خدا چیزی بهم داده صلاحم بوده و اگه نداده صلاحم نبوده حضرت موسی میگه خدا چی بهت داده که اون جوری به خدا گفتی یا موسی تو این منطقه که گشتی و لومدی اینجا،همه بت پرستن و خدا نعمت خدا پرستی رو فقط به من داده نگم که خدایا چقدر بهم نعمت دادی که حضرت دید عابد ترین بنده همینه ما هزار چیزی که خدا داده نمیبینیم بعد اون یک چیزی که خدا نداده دست رو همون میذاریم. 22 ادامه دارد چون از حوصله دوستان خارج میشه،بعدا ادامه اش رو مینویسم |
|||
|
|
۱۵:۵۳, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
موضوعی که تو تاپیک مطرح شده موضوع مهم و جالبی هست و بحث اعتقادیه که هممون لازم داریم ولی عنوان تاپیک خوب نیست به نظر بنده و بچه ها رو جذب نمیکنه اگه میشه عنوانش عوض بشه! مثلا امتحان های سخت پروردگار ! یا عنوان بهتری ! الان مخم نمیکشه!!
|
|||
|
|
۱۶:۳۸, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
(۱۹/فروردین/۹۳ ۱۵:۵۳)zahra11 نوشته است: موضوعی که تو تاپیک مطرح شده موضوع مهم و جالبی هست و بحث اعتقادیه که هممون لازم داریم ولی عنوان تاپیک خوب نیست به نظر بنده و بچه ها رو جذب نمیکنه اگه میشه عنوانش عوض بشه! مثلا امتحان های سخت پروردگار ! یا عنوان بهتری ! الان مخم نمیکشه!! مشکل اصلی ما اینه که میخوایم با ضد ارزش ، ارزش رو جا بندازیم. یک سری مسائل من درآوردی توهین آمیز رو کنار هم بچینیم ، بعد منتظر تاثیر مثبتش هم باشیم ![]() حتی تو کلام الله هم توهین به ما نیست ، فقط هشداره. از همون روز اول با این تاپیک مشکل داشتم. |
|||
|
|
۱۹:۱۰, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
دوستان بحث اختیار اینجا نباید از نظر دور بشود. اینکه ثروت ثروتمندان و فقر فقرا همه و همه وسیله آزمایش طرف مقابل است. مثلا یک فرد ثروتمند با ثروتش آزمایش میشود و فرد فقر با فقرش و فرد بیمار با بیماریش. اینکه ثروتمند از آزمایشی که خداوند برای او تعیین کرده سربلند بیرون نمی آید خواست ورضایت خداوند نیست. در خود قرآن نیز به این استدلال سست کفار زمان رسول خدا اشاره شده:
أَنُطْعِمُ مَن لَّوْ يَشَاءُ اللَّـهُ أَطْعَمَهُ سوره چرا به فقرا غذا بدیم؟! اگر خدا میخواست آنها را سیر میکرد. سوره یس/آیه 47 ثروتمندان در این آیه استدلال می کردند که اگر خدا می خواست به آن روزی می داد ، ما چرا حرکتی کنیم. اما با این حرف نظام امتحان و اختیار انسان که پایه زندگی دنیاست به هم میریزد. اگر کسی بگوید که این با عدالت خداوند ناسازگاری دارد هم اشتباه کرده. چون اصل عدالت و پایان کار در این دنیا رقم نمی خورد. عدالت و حسابرسی دقیق در آخرت مشخص خواهد شد و در آنجا عدالت الهی پاداش تمام افرادی را که در مزرعه آخرت(دنیا) مورد آزمایش بودند خواهد داد. ثروتنمند از ثروت خود مورد سوال قرار می گیرد و فقیر و بیمار از فقر و بیماری خود. مثلا در قرآن گفته شده از کودکان زنده بگور شده سوال می شود "به کدامین گناه کشته شدند"این یعنی عدالت الهی تعطیل نشده بلکه جای آن دنیا نیست. البته ممکن است کسی عقاب بعضی اعمالش را در دنیا نیز ببیند که بحثش پیچیده است اما جایگاه اصلی حسابرسی همان قیامت است. چندی پیش مطلبی را درباره گرسنگی در جهان جایی دیدم که در آن نوشته بود میزان تولید گندم جهان کفاف سیر کردن تمام جمعیت کنونی جهان را می دهد اما احتکار شرکت های بزرگ غله در جهان برای سود بیشتر باعث گرانی و عدم دسترسی عده زیادی در جهان شده. عین مقاله را در پایین می گذارم. "پیتر فلیپس " Peter Phillips) ) منتقد آمریکایی، در مقاله ای که در پایگاه اینترنتی "خانه شفافسازی اطلاعات "، منتشر شد، با اشاره به گزارش اخیر بانک جهانی در مورد وجود سه میلیارد و یکصد و چهل میلیون انسان با درآمدی کمتر از ۲٫۵ دلار در روز که ۴۴ درصد آنها با کمتر از ۱٫۲۵ دلار در روز امرار معاش میکنند، مینویسد: این وضعیت تأسف آور، بسیاری و بیش از همه مردم حلبی آبادها را تهدید میکند. اقلام سادهای چون تلفن، غذای مقوی، تعطیلات، تلویزیون، مراقبت دندانپزشکی و واکسیناسیون ماورای تصور میلیاردها انسان است. * ۳۰ هزار نفر در روز بر اثر فقر و گرسنگی میمیرند این تحلیلگر برجسته با استناد به گزارش پایگاه اینترنتی Starvation.net " " که خبر از افزایش نگران کننده گرسنگان و قحطی زدگان جهان میدهد، یادآور شد: بیش از ۳۰ هزار نفر در روز (که ۸۵ درصد آنها کودکان زیر ۵ سال هستند) به دلیل سوءتغذیه، بیماریهای قابل علاج و قحطی می میرند و در مدت ۴۰ سال گذشته، بالغ بر ۳۰۰ میلیون نفر بر اثر مرگ های قابل پیشگیری از بین رفته اند. این افراد از نظر افرادی چون "دیوید روثکوپ " فقط یک مشت انسانهای بدشانس هستند. استاد دانشگاه ایالتی سونوما (ایالت کالیفرنیا) با بیان آمارهای کتاب "طبقه ممتاز " نوشته "دیوید روثکوپ " (David Rothkopf) که ۱۰درصد مردم بالغ جهان، ۸۴ درصد ثروت دنیا را در دست دارند و نیمی از مردم جهان به زحمت صاحب یک درصد دارایی جهان هستند و ۱۰ درصد کل پول دنیا در جیب ۱۰۰۰ میلیاردر قرار دارد، با این ایده دیوید روثکوپ که "اگر شما در یک منطقه بد مانند منطقه زیر صحرای آفریقا به دنیا بیایید و مجبور باشید هر روز با مرگ دست و پنجه نرم کنید، حاصل بخت بد شماست " صریحا مخالفت می ورزد. "فیلیپس " می پرسد: آیا واقعا این نابرابری عظیم نتیجه شانس است و یا اینکه برخی سیاست های اعمال شده توسط نخبگان سیاسی، اکثر مردم دنیا را قربانی منافع گروهی معدود نموده است؟ نویسنده کتاب "سانسورهای ۲۰۰۹ " (Censored 2009) با بیان اینکه در سال ۲۰۰۷ تولید غلات رشد ۴ درصدی نسبت به سال قبل داشت ولی هنوز مردم جهان گرسنه هستند، می افزاید: کشاورزان دنیا به اندازه کافی غلات تولید می کنند که مردم جهان را سیر کنند. وی با نقل قول از مقاله "کشتن با گرسنگی " که در سایت "Grain.org " منتشر شده است، متهم اصلی گرسنگی جهانی را محتکران بزرگ و شرکتهای چندملیتی غلات همچون شرکت "کارگیل " (Cargill) که کنترل جریان غذا را در جهان بر عهده دارند و قحطی را به عنوان ابزاری برای افزایش قیمت غذا بکار می گیرند، معرفی می کند. * سود شرکتهای بزرگ از افزایش قیمت مواد غذایی به قیمت جان فقرا تمام میشود دیوید فیلیپس با اشاره به اعلام شرکت کارگیل مبنی بر افزایش ۸۶ درصدی سود حاصل از تجارت غلات در چهار ماه نخست ۲۰۰۸، نسبت به ۲۰۰۷ تأکید می کند: افزایش قیمت غذا با ناامنی غذایی و قحطی رابطه مستقیم دارد و این چرخه فاسد هنوز پابرجا مانده است. قیمت جهانی غذا از ماه ژوئن ۲۰۰۷ تا ژوئن ۲۰۰۸، ۲۲ درصد افزایش داشته و ۱۷۵ میلیارد سود بیشتر نصیب کسانی نمود که به جای سیر کردن مردم گرسنه، غلات را احتکار کرده بودند. این تحلیلگر آمریکایی با اظهار اینکه افزایش جزئی قیمت غذا می تواند به بهای مردن یک خانواده بینوا تمام شود، تصریح کرد: با اینکه تلفات قحطی دهها برابر بیش از تعداد بیگناهانی است که در ساختمان تجارت جهانی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ کشته شدند، هیچیک از کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا تاکنون بر علیه قحطی اعلان جنگ نکرده است و بیشتر ترجیح می دهند در مورد امنیت ملی و ادامه جنگ بر ضد تروریسم سخن بگویند. وی می پرسد: تأکید بر امنیت ملی که به ابزاری برای فراموش کردن گرسنگان تبدیل شده است چه ارزشی دارد؟ انصاف رسانه هایی که تصویر کودکان تلف شده از گرسنگی را منتشر می کنند و همزمان به تحلیل سود قحطی برای شرکتها می پردازند، کجا رفته است؟ مدیر پروژه "سانسورشده ها " که یک گروه تحقیق در رسانه هاست با اظهار تأسف از اینکه مردم آمریکا برای کودکان قحطی زده گریه می کنند و فکر می کنند جز پرداخت صدقات که فقط وجدان آنها را کمی آسوده می کند نمی توانند کمکی به آنها نمایند، تصریح می کند: اکنون زمان آن فرا رسیده که مردم خواهان قرار گرفتن موضوع گرسنگی در سیاست ملی کاندیداهای ریاست جمهوری شوند. این وظیفه آمریکاست که به عنوان ثروتمندترین کشور جهان، رفع قحطی را در دستور کار قرار دهد. این نویسنده آمریکایی در پایان تأکید کرد: گرسنگی جهانی و انباشت ثروت نابرابر، نتیجه تصمیم گیریهای سیاسی است و باید تغییر نماید. بدون رفع گرسنگی در سطح جهانی، هرگز امنیت داخلی آمریکا تأمین نخواهد شد. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: 81161556432901221561.jpg]](http://upload7.ir/imgs/2014-03/81161556432901221561.jpg)





