کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 7 رای - 3.14 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مینی تحلیل سریالِ بازی تاج و تخت Game of Thrones
۳:۲۲, ۱۳/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۳ ۱۸:۱۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام الله.

سلام،


قبل از شروع چون بخش هایی از تاپیک رو به بحث با دوستان پرداختیم و ممکن سخت باشه براتون که مطالب اصلی رو پیدا کنید، اینجا لینکشون رو میذارم:


تحلیل کاراکتر Tyrion Lannister (تیریون لنیستر)

مطالبی در باب شخصیت پردازی (پروتاگونیست | آنتاگونیست | پروتاگونیست دروغین)


[ضمناً باید عرض کنم کلیپ ها به مطلب اضافه شدند]



اول میخواستم این مطلب رو تو تاپیک *مواد لازم برای ساخت یه فیلم شیطانی* بذارم ... بعد ترسیدم با توجه به اینکه مطالب مهم هست، مهجور واقع بشه ! لذا یه تاپیک جدا براش ایجاد کردم:

با توجه به اینکه این سریال پر است از صحنه های غیر اخلاقی ، بعضی دوستان پیشنهاد کردن که اصلا در رابطه با این سریال حرفی زده نشده چون ممکنه مخاطب کنجکاو بشه، بره ببینه و منحرف بشه !
خیلی وقت بود که درگیر بودم باخودم که این مطلب رو بذارم اینجا یا نه ... ولی سر آخر به این نتیجه رسیدم که بذارم مطالب رو !


یه مقدار کوچیک برای دوستانی که سریال رو ندیدن (و ایشالا نخواهند دید!) و رمان هایی که سریال از اونا ساخته شده رو نخوندن، توضیح میدم:

خالق این اثر در واقع آقای جورج مارتین هست که هم رمان ها رو نوشته و می نویسه (چون تموم نشده هنوز) و هم نویسندگی سریال رو بر عهده داره !

تمام ماجراها داره تو 2تا منطقۀ تخیلی اتفاق میفته که بعداً متوجه میشیم زیاد هم تخیلی نیستن !!!
یکی اسمش Westros هست (در غرب Narrow Sea یا دریای باریک) و منطقۀ دیگه Essos (در شرق دریای باریک) هست.
Westros یا وستروس شامل 7 قلمرو پادشاهی هست و 1 پادشاه داره که تو پایتخت که بهش میگن King's Landing یا همون *مقر پادشاه* مستقر هست.
توی Essos یا شرق هم شهرهای مختلفی (کارث ، اَستاپور ، مرین ، وُلانتیس ، براووس ، آشای و ...) وجود داره که خود مختار هستن !

نقشه ها:

(به دلیل سایز بزرگ و حجم بالای تصاویر فقط لینکشون رو گذاشتم براتون)

نقشۀ 1
نقشۀ 2


این از جغرافیای دنیای آقای مارتین !

اسم رمان ایشون *A Song of Ice and Fire یا نغمۀ آتش و یخ* هست که اونجوری که تا حالا اعلام کردن قراره 7 تا کتاب باشه (ممکن ـه بیشتر هم بشه) که از این 7 تا کتاب تا حالا 5تاش نگارش شده و 2تای دیگه در دست نگارش هست.

مطالب بیشتر رو میتونید تو این لینک خودتون بخونید

سریالی که از رمان های جورج مارتین داره ساخته میشه اسمش از روی کتاب اول از سری رمان های نغمۀ آتش و و یخ گرفته شده:

Game of Thrones یا بازی تاج و تخت

فک کنم مقدمه بس باشه دیگه !!!


...

خب ازینجا به بعد رمان ها رو میذاریم کنار و فقط در مورد سریال صحبت میکنیم!

کسایی که سریال رو دیدن میدونن که وقتی این سریال رو می بینی حتی اگه اعتقاد نداشته باشی که سریال ها و فیلمای هالیوود فقط جنبۀ سرگرمی ندارن، ناخودآگاه این حس بهت دست میده که ماجراهایی که تو سریال داره اتفاق میفته، از واقعیت وام گرفته و وقتی مصاحبه های جورج مارتین رو میخونی و کمی دربارۀ سریال تحقیق می کنی متوجه میشی که این حس ـت بی خود نبوده ! و خیلی از اتفاقات سریال خیلی از اسم های داخل سریال و حتی جغرافیای سریال بازی تاج و تخت ریشه در واقعیت دارن.

برای مثال این لینک ها رو ملاحظه کنید:

لینک 1

لینک 2


حتی خیلیا میگن نقشۀ Westros شبیه نقشۀ کشور اسکاتلند هست:

لینک

...


این سریال شخصیت ها و خاندان های بسیار زیادی داره ... که هر کدوم قابل تحلیل هستن!
اما نه ما وقتش رو داریم فعلا ... نه حالش رو داریم نه همه رو تونستیم تحلیل کنیم که بخوایم دربارۀ همۀ شخصیتا و خاندان ها صحبت کنیم !
لذا فقط به تحلیل 2 جبهه و ابعاد آخرالزمانی سریال می پردازیم!
واسه همین مجبورم یه مقدار دربارۀ سریال توضیح بدم:


[تصویر: 4_Primieres.jpg]

(4تا از مهمترین شخصیتای سریال؛ از راست: آریا استارک ، دنریس طوفان زاد ، جان اسنو ، تیریون لنیستر)


چندین خاندان وجود داره تو این سریال که اصلی هاش اینان:
Lannister (لنیستر) ، Stark (استارک) ، Baratheon (باراتیون) و Targarien (تارگرین)


[تصویر: 4_houses_1.jpg]


خاندان های دیگه هم هستن که از اهمیت کمتری تو سریال برخوردارن !

ماجرا ازین قراره:

خاندان Targaryen که اژدها داشتن ... با کمک این اژدهاها بر وستروس حاکم شدن و
حکومت کردن تا اینکه 3 تا خاندان اصلی دیگه که در بالا اسمشون رو گفتم باهم متحد
میشن و میان پادشاه و پسرش (شاه اِریس و پرنس ریگار) رو میکشن و یکی از بین
خودشون (پادشاه رابرت از خاندان باراتیون ها) رو میکنن پادشاه.
[تا اینجا رو تو سریال نشون نمیده و فقط ازش صحبت میشه]
حالا 1 دختر از خاندان تارگرین (دنریس طوفان زاد) که باقی مونده رفته به شرق (آنسوی
دریای باریک) و اونجا داره خودش رو تجهیز میکنه تا حمله کنه و دوباره حکومت پادشاهی
وستروس رو بدست بگیره !

این خلاصۀ کل سریال بود (خدایی حال کردین خلاصه رو !)


نکته: در تعریف خلاصه ها ماجراهای *دیوار* رو کاملا حذف کردیم، چون خودش یه داستان جداست !

خلاصۀ فصل اول

در غرب:

ماجرا تو فصل اول از جایی شروع میشه که جان آرین مشاور اعظم پادشاه مُرده و پادشاه
یعنی رابرت باراتیون میره به شمال 7 اقلیم تا به برادر زنش اِدارد (نِد) استارک پیشنهاد بده که
مشاورش بشه. نِد استارک قبول میکنه و به پایتخت میره و در طول دوران مشاوری اش
متوجه میشه که جان آرین (شوهر، خواهر زنش) کشته شده و به مرگ طبیعی نمرده،
پس بدنبال این میگرده که چرا جان کشته شده و متوجه میشه بخاطر این بوده که جان فهمیده،
پسر پادشاه رابرت، یعنی جافری در واقع پسر خودش نبوده و در واقع حاصل رابطۀ نامشروع
زنِ پادشاه (سرسی لنیستر) با برادر خودش (جیمی لنیستر) بوده.
پادشاه 7 اقلیم، رابرت باراتیون توی شکار توسط یه خرس مجروح میشه و در آخر میمیره ولی
قبل از مرگش به مشاور اعظم (ند استارک) وصیت میکنه که تو جانشین من باش تا پسرم
(جافری) به سن قانونی برسه. ند استارک که میدونه جافری پسر رابرت نیست به مادر جافری
یعنی (سِرسی) میگه که تو خودت دُمت رو بذار تو کولت و برو و من حکومت رو میدم به دست
برادر رابرت باراتیون یعنی اِستنیس باراتیون.
اما سِرسی که تو دربار نفوذ زیادی داره ، به هر نحو ممکن نِد استارک رو دستگیر میکنه و پسرش
(جافری) رو به تخت پادشاهی میرسونه. و نِد استارک هم در آخر اعدام میشه.

در شرق:

آنسوی دریای باریک، 2 تن از خاندان تارگرین که اجدادشون قبلا بر تخت پادشاهی می نشستن
میخوان که به وستروس برگردن و حکومت رو پس بگیرن. اما نیاز به ارتش دارن.
به همین جهت برادر دنریس طوفان زاد، میخواد که اون رو به رییس قبیلۀ دوتراکی ها یعنی
کال دروگو بده (بعنوان همسر) و اون هم در ازاش بهش ارتشش رو بده.
طولی نمیکشه که دنریس طوفان زاد از کال دروگو حامله میشه و کال دروگو هم منتظره تا
پسرش بدنیا بیاد و بقولش وفا کنه یعنی لشکرکشی به وستروس (غرب).
طی یه سری اتفاقات، برادر دنریس طوفان زاد توسط کال دروگو کشته میشه و خود کال
دروگو (شوهر دنریس) هم توسط یه ساحره کشته میشه و بچۀ دنریس هم سقط میشه.
تنها چیزی که برای دنریس باقی میمونه، 3تا تخم اژدهاست که در آخر این فصل، اون اژدهاها
متولد میشن.


خلاصۀ فصل دوم

در غرب:

پادشاه رابرت باراتیون مُرده و جافری تاج گذاری کرده و توی وستروس بر سر پادشاهی
جنگ و درگیری بوجود اومده، چون تقریبا همه میدونن که جافری پسر واقعیِ رابرت نیست.
رابرت استارک به خونخواهی پدرش (نِد استارک) وارد جنگ با تایوین لنیستر و خاندانش
شده. اِستنیس باراتیون برادر شاه قبلی (رابرت باراتیون) خودش رو بر حق میدونه و میخواد
تاج و تخت رو تصاحب کنه و ازون طرف هم لنیسترها توی پایتخت و کسترلی راک دارن از
تاج و تختی که بدستش آوردن دفاع میکنن.
ماجرا تو این فصل با حملۀ اِستنیس باراتیون به پایتخت و شکست خوردنش از تایوین لنیستر
که با خاندان تایرل هم پیمان شده، تموم میشه.
البته اِستنیس زنده میمونه !

در شرق:

دنریس طوفان زاد که اژدهاهاش بزرگ تر شدن وارد یکی از شهرهای شرق میشه. و از سعی
میکنه از اربابان اون شهر درخواست کمک کنه تا بهش کشتی و ارتش بدن تا بتونه به غرب
برگرده و تاج و تخت رو پس بگیره.
در بین اربابان شهر یک جادوگر وجود داره. اون جادوگر بقیۀ اربابان رو میکشه و دنریس و
اژدهاهایش رو غل و زنجیر میکنه. به این دلیل که اعتقاد داره از زمانی که اژدهاهای دنریس
وارد شهرشون شدن، جادوی کهن این جادوگر دوباره زنده شده.
در آخر دنریس به اژدهاهایش دستور میده تا جادوگر رو آتیش بزنن و یه این ترتیب دنریس آزاد
میشه و به مسیرش برای پیدا کردن ارتش ادامه میده!


خلاصۀ فصل سوم

در غرب:

تو فصل سوم، تایوین لنیستر به سمت مشاور پادشاه (جافری) که نوه اش هست در میاد
و تقریبا میتونیم بگیم حکومت رو بدست میگیره.
رابرت استارک هنوز هم در جنگ با ارتش لنیستر به سر میبره.
اِستنیس باراتیون که در فصل قبلی به حرف مشاورش گوش داده بود و نذاشت بانو ملیساندرا
توی جنگ (حمله به پایتخت) شرکت کنه، به قدرت خدای روشنایی پی برده و هر کاری که
بانو ملیساندرا بهش میگه رو انجام میده. و در واقع میخواد دوباره خودش رو تجهیز کنه تا
تاج و تخت رو به هر نحو بدست بگیره.
در آخر این فصل رابرت استارک و بانو کتلین (پسر و همسر نِد استارک) بوسیلۀ نفوذی های
لنیسترها کشته میشن و شورش ارتش شمال علیه جنوب (لنیسترها) خاموش میشه.

در شرق:

دنریس طوفان زاد بالاخره به شهری میره که توش ی ارتش هست. و با صاحب اون ارتش وارد
مذاکره میشه. صاحب ارتش بهش میگه، به شرطی ارتش رو در اختیارت میذارم که یکی از
اژدهاهات رو به من بدی. دنریس هم قبول میکنه.
دنریس یکی از اژدهاهاش رو صاحب ارتش میده و در واقع صاحب ارتش میشه. و ازونجایی که
اژدهاهای دنریس با کسی جز خودش (مادر اژدها) نمی مونن. صاحب قبلی ارتش نمیتونه
اژدها رو رام کنه. و دنریس هم که از صاحب ارتش بخاطر برده داری ناراحته ، به اژدهاش دستور
میده تا صاحب قبلی ارتش رو آتش بزنه. و به ارتشش هم دستور میده تا تمام افراد برده دار
که شلاق تو دستشون هست رو بکشن و همۀ برده ها رو آزاد کنن.
در ادامه دنریس به شهری دیگه میره و برده های اون شهر رو هم از دست اربابانشون نجات میده.


[سریال بسیار گسترده ای هست و شخصیتای خیلی زیادی داره و تو این خلاصه ها به مسائل خیلی
کمی (اما اتفاقات مهم) اشاره شد. و ماجراهای دیوار رو بطور کلی حذف کردم چون خود اون یه داستان
جداست!]


...


حالا میریم سراغ طرح کردن مفروضات:


2. Lord of Light (خدای روشنایی) = لوسیفر / ابلیس




خب، اثبات رو شروع میکنیم ... اول، دومی رو اثبات میکنیم که آسون تره !!!

مورد دوم بسیار واضح هست تا جاییکه حتی تو سایت طرفدارای این سریال که ی بار داشتم گشت میزدم ی کامنت خوندم که یکی از کاربرا به این مسئله اشاره کرده بود ... که *خدای روشنایی همان شیطان ـه*

تالار گفتمان طرفداران این سریال
ارسالی که توش به این مسئله اشاره شده: ارسال شمارۀ 22 (کاربری با آواتار مریلین منسِن)

و اگه کلمۀ lucifer و اسم سریال رو باهم سرچ کنید به بسیاری از مطالب انگلیسی بر میخورید که در سایتای مختلف کاربرا به این نکته اشاره کردن و به عنوان فرضیه بهش اشاره کردن.

در ابتدا توضیحی که سایت دایرة المعارف آتش و یخ گذاشته رو بخونیم باهم:

لینک

نقل قول:R'hllor, also known as the Lord of Light, the Heart of Fire, the God of Flame and Shadow[1], is a prominent god on Essos, but has only a few followers in Westeros, where he is more commonly known as the Red God. His symbol is a fiery heart

ترجمه:

R'hllor معروف به خدای روشنایی، قلبی از آتش، خدای شعله و سایه، یک خدای برجسته در Essos (شرق) هست، ولی در Westros (غرب) پیروان اندکی دارد و بیشتر به خدای قرمز معروف است. نماد او یک قلب آتشین است.


...

مخاطب از ابتدای اپیزود اول فصل دوم سریال با اسم *خدای روشنایی* آشنا میشه وقتی یه ساحره (Melisandra = ملیساندرا) اسمش رو میبره و ازش تقاضای کمک میکنه.


[تصویر: Melisandre_revised.jpg]

( ملیساندرا، کاهن خدای قرمز یا خدای روشنایی )

همینطور که داستان جلو میره مخاطب بیشتر با شخصیت ملیساندرا و از طریق اون با خدای روشنایی آشنا میشه. در طول فصل دوم مخاطب متوجه میشه که کارهایی که خدای روشنایی از ملیساندرا درخواست میکنه که براش انجام بده ، همه مرتبط با جادوی سیاه هست و شامل انجام اعمال جنسی و بسته شدن نطفۀ حرام و ... هست.


[تصویر: Melisandre_5.jpg]


تا انتهای فصل دوم تا جاییکه ملیساندرا در آتش به اِستنیس باراتیون نشون میده که او (اِستنیس) پیروز خواهد شد، زیاد در مورد ماهیت خدای روشنایی چیزی به مخاطب گفته نمیشه !


[تصویر: Melisandre_6.jpg]


در همین فصل یعنی فصل دوم بطور موازی، شخصیتی وارد داستان میشه با اسم جکِن هاگار. این شخصیت یه قاتل حرفه ای هستش. ولی چیزی که توجه ما رو جلب میکنه ، صحبتای این کاراکتر دربارۀ *خدای قرمز* هست.
برای مخاطب معمولی در ابتدا ارتباطی بین *خدای روشناییِ* ملیساندرا و *خدای قرمز* جکن هاگار وجود نداره. تا اواسط فصل سوم که مخاطب ی جملۀ شعارگونه رو از بانو ملیساندرا میشنوه:

Valar Morghulis = All Men Must Die = تمام انسان ها باید بمیرند

این جمله ای هست که جکن در انتهای فصل دوم، وقتی میخواد *آریا استارک* (یکی از شخصیتای مهم سریال) رو ترک کنه بهش میگه ، تا اون (آریا) بتونه وقتی به شرق (شرق دریای باریک؛ شهر براووس) رفت، اون رو پیدا کنه.
در فصل دوم آریا استارک ، جکن رو که در بند هست آزاد می کنه و جکن هم در ازاش بهش میگه هر کسی رو که خواستی من برات می کشم (تا سقف 3 نفر) !
اما نکته ای که جالبه اینه که جکن همواره اشاره میکنه که این افرادی که قربانی میشن ، پیشکش هایی (offer) هستن برای *خدای قرمز* !



[تصویر: Jaqen_Hagar.jpg]
[تصویر: Jaqen_Hagar_3.jpg]
[تصویر: Jaqen_Hagar_1.jpg]
[تصویر: Jaqen_Valar_Morghulis_2.jpg]
[تصویر: Faceless_Man.jpg]


در فصل سوم آریا استارک (فرزند نِد استارک) که همراه با فرزند حرام زادۀ پادشاه رابرت باراتیون، سرگردان هستن، توسط گروهی افراد شبه نظامی! دستگیر میشن.
و اینجاست که سازنده اکثر کدهای مهم دربارۀ کاراکتر *خدای روشنایی* رو به مخاطب میده و بقولی به اِلمان های اصلی (که ماها دنبالش هستیم!) اشاره میکنه.

برای اینکه بهتر متوجه بشین، مجبور بازم بیشتر داستان رو تعریف کنم !

گروه شبه نظامی که در بالا اشاره شد، در مسیرشون بجز آریا استارک و فرزند حرامزادۀ پادشاه ، سگ نگهبان پادشاه (محافظ پادشاه) که بعد از جنگ (حملۀ اِستنیس باراتیون به پایتخت که در خلاصه ها اشاره شد) از پایتخت فرار کرده رو دستگیر می کنن و میخوان که مجازاتش کنن. و اینجاست که دیالوگ های اساسی پیرامون ماهیت این شبه نظامی ها و همینطور خدای روشنایی بین کاراکترها رد و بدل میشه.

این تیکه از سریال رو تبدیل به کلیپ کردم برای دوستانی که سریال رو ندیدن و نخواهند دید:



دیالوگ های *سندور کلیگین* (سگ نگهبانِ جافری)
و بریک دونداریان (فرمانده انجمن برادریِ بدون پرچم)





نبرد *سندور کلیگین* (سگ نگهبانِ جافری)
و بریک دونداریان (فرمانده انجمن برادریِ بدون پرچم)
و در ادامه مُردنِ بریک و زنده شدنش توسط خدای روشنایی






چندین عبارت و جملۀ کلیدی تو این سکانس گفته میشه:


1. Mason = بنّا = معمار = فراماسون

2. Brotherhood without Banner = انجمن برادری بدون پرچم

3. Fire God = خدای آتش

4. Lord, Give us Wisdom = پروردگار [روشنایی] به ما خِرد عطا کن!



و 2 اتفاق مهم داره:

1. اینکه شخصیت *بریک داندارین* وقتی در حال آماده شدن برای مبارزه با سگ پادشاه هست، دستش بوسیلۀ توروس (کاهن خدای روشنایی) زخمی میشه با شمشیر (بسیار جالبه که شبیه مراسمات توی لوژ این کار رو انجام میدن) !


[تصویر: Thoros.jpg]
[تصویر: Thoros_1.jpg]
[تصویر: Thoros_2.jpg]



2. اینکه خدای روشنایی کاراکتر *بریک دندارین* رو بعد ازینکه شکست میخوره و با شمشیر از وسط 2 نصف میشه ، دوباره زنده میکنه !


[تصویر: Berik.jpg]
[تصویر: Beric_2.jpg]
[تصویر: Beric_3.jpg]



توضیح در مورد عبارات و جملات بالا:


1. کلمۀ ماسون = معمار = بنا که بسیار آشکار هست و نیاز به توضیح نداره

2. انجمن برادریِ بدون پرچم دقیقا اشاره به فراماسونری داره ! اگه کمی دقت کرده باشین متوجه میشین که شاخصۀ مهم فراماسونری همین هست که سرتاسر نماد و علامت هستن ولی هیچ پرچمی مثل پرچم کشورها یا خاندان های ثروتمند ندارن !

3. خدای آتش؛ اگه کمی دقت کنیم، متوجه میشیم که اجنه و شیاطین هم از آتش ساخته شدن و اینکه این عبارت از سگ پادشاه شنیده میشه نه یکی از اعضای انجمن برادری، خودش جای تأمل داره (که چطور اون شخصیت از ماهیت خدای روشنایی باخبر هست؟) !

4. کلمۀ خِرد از کلمات کلیدی شیطان پرستان هست که پیرامون خدایشان ، لوسیفر استفاده میکنن ! در این رابطه میتونم ارجاعتون بدم به این تاپیک


در مورد رویدادهای این سکانس:

1. دوستانی که کمی با افعال شیطان پرستان آشنا باشن یا حتی سریال Supernatural رو دیده باشن، میدونن که برای احضار شیاطین ، شیطان پرستان باید بجز شمع ، مهر (sigil) و ... خون خودشون رو هم روی زمین بریزن !
و این نکته هم بیش از پیش ماهیت شیطانی، خدای روشنایی رو برای مخاطبِ آگاه روشن میکنه !

2. باز هم اگه دوستان با اعتقادات این شیطان پرستان آشنا باشن یا حتی سریال هاشون رو دیده باشن یا مستند *سفری به ماوراء طبیعه* (مصاحبه با راجر مونرو) ، میدونن که اینا به افعال ماوراء طبیعۀ شیاطین تکیه میکنن و بهش اعتقاد دارن، تا جاییکه تو سریال Supernatural اشاره میشه که شیاطین میتونن افراد مرده رو هم زنده کنن!
اما در مورد خود لوسیفر معتقد هستن که لوسیفر فرشتۀ الهی بوده و فرشته ها هم قادر به برگردوندن مرده ها به زندگی هستن !!! که این مطلب رو هم توی سریال سوپرنچرال یا فیلم Constantine می بینیم ! اما این مورد در واقع بدلی هست از معجزۀ حضرت مسیح (علیه السلام). لازم به ذکره که بگم: مسیح معرفی شدۀ بوسیلۀ انجیل شباهت هایی به *هروس* و *لوسیفر* داره. و اینا از همین مسئله دارن استفاده میکنن که احتمالا در آخرالزمان لوسیفر رو بجای مسیح جا بزنن.


...

بعد این مبارزه (که بالا کلیپش رو گذاشتم)، بانو ملیساندرا (که به شدت بنده رو یاد *مادام بلاوتسکی* میندازه) میاد تو محل استقرار انجمن برادری و اینجاست که مخاطب باز هم جملۀ *Valar Morghulis = همۀ انسان ها باید بمیرند* و یه جملۀ دیگه در جوابش *Valar Dohaeris = All Men Must Serve = همۀ انسان ها باید خدمت کنند* رو در دیالوگی مثل *سلام علیک* از بانو ملیساندرا و کاهنِ انجمن برادری میشنوه! و اینجاست که سازنده میخواد کم کم ارتباط بین *انجمن برادری* و *بانو ملیساندرا* و *جکِن هاگار* و بطریق اولا ، ارتباط بین *خدای روشنایی* ، *خدای آتش* و *خدای قرمز* رو نشون بده.


[تصویر: Meli_Valar_Morghulis.jpg]
[تصویر: Meli_Valar_Dohaeris.jpg]


جلوتر، تو فصل سوم سریال می بینیم که همسر اِستنیس باراتیون (برادر رابرت باراتیون) هم که خدای روشنایی رو بعنوان خدای خودش انتخاب کرده، روبروی آتش ایستاده و داره به درگاه! خدای روشنایی دعا و توبه میکنه !!!


[تصویر: Stannis_Wife.jpg]


نکتۀ دیگه ای که توی فصل سوم پیرامون شخصیت *خدای روشنایی* به چشم میخوره. قدرت نمایی این شخصیت ـه. در این فصل در ادامۀ ماجرا وقتی بانو ملیساندرا پسر حرامزادۀ رابرت باراتیون رو که میخواد عضو انجمن برادری بشه ازشون میگیره ... با استفاده از جادوی خون (Blood Magic) از طریق خون پسر حرامزادۀ شاه رابرت، 3 نفر در 7 اقلیم رو نفرین میکنه تا بمیرند. و در انتهای همین فصل می بینیم که یکی از اون 3 نفر (رابرت استارک پسر ادارد استارک) می میره !
و در فصل بعدی (فصل 4 که هنوز نیومده ولی رمانش اومده و میشه خوند) خواهیم دید که نفر بعدی (شاه جافری) هم خواهد مُرد ! و قطعا تمام اعتبار این مرگ و میر رو ملیساندرا و خدای روشنایی کسب میکنن و به پای خودشون می نویسن !

از موارد دیگه ای که میتونیم بهش اشاره کنیم ، قربانی کردن انسان توسط بانو ملیساندرا تو اپیزود 2 از فصل 4 هست.


و بعنوان نکتۀ آخر، میتونیم به یکی از القابی که برای این خدای روشنایی اومده اشاره کنیم که همون *Heart of Fire = قلبی از آتش* هست.

این لقب رو کسایی خوب درک میکنن که انیمیشن I Pet Goat II رو دیده باشن !!! تو این انیمیشن بطور بسیار واضحی ، به ماهیت آتشین (=جنی) مسیح موعدشون اشاره میکنن. این تصاویر رو ملاحظه کنید:


[تصویر: IPG_Jesus_Lucy.jpg]
[تصویر: IPG_Jesus_Lucy_1.jpg]
[تصویر: IPG_Jesus_Lucy_4.jpg]


و در چند بخش از این انیمیشن مستقیما به *قلب آتشین* مسیح موعودشان (=لوسیفر) اشاره میکنن:


[تصویر: IPG_Jesus_Lucy_3.jpg]
[تصویر: IPG_Jesus_Lucy_2.jpg]


در رابطه با این انیمیشن هم میتونید به این تاپیک مراجعه کنید.

فک میکنم اِلمان ها پیرامون کاراکتر *خدای روشنایی = خدای آتش = خدای قرمز* بسیار واضح بود و توضیحاتی هم که دادم تقریبا گویا بودن.

پس تا اینجا اثبات کردیم که :

خدای روشنایی = خدای آتش = خدای قرمز = لوسیفر / ابلیس


در آخر خواستم سایت هایی رو که بنده پیدا کردم که به این مطلب (خدای روشنایی = لوسیفر) اشاره کرده بودن رو لینکشون رو براتون بذارم:

http://www.huffingtonpost.com/michael-ho...04400.html

http://forum.maidenfans.com/threads/lord...ooks.27297

http://ohnotheydidnt.livejournal.com/784...3908768722



اما تیکۀ سخت تحلیلمون مونده.


ان شاء الله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۸, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
خب این تحلیل الان بین 99 درصد از کسایی که سریال رو میبینن و این چیزا رو نمیدونن چه تاثیری میخواد داشته باشه؟کی اهمیت میده به این چیزا؟بشینین ببینینش و لذت ببرید،اینقدر جدی نگیرید این مسائل رو،از کسایی که این سریال رو میبینن چه تو ایران و چه تو همه جای جهان کسی اهمیت نمیده به این چیزایی که شما میگین
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۳, ۱۳/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۲۳ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #3
آواتار
نقل قول:طبق مفروضات شما دنریس = حضرت فاطمه (سلام الله علیها)میتونید تحلیل این سه اژدهای این شخصیت رو با توجه به فرضتون بفرمایید

در مورد دنریس که هنوز مطالبمون رو نیاوردیم ... در مورد *خدای قرمز* سوالی، مسئله ای چیزی نیست یعنی ؟!؟ Huh


نقل قول:و همچنین نمادها در نوع پوشش وی که بیشتر رومی میباشد

نکته اش همینجاست که منجی ای (دنریس) که قرار دنیا رو نجات بده ، هم فرهنگ وستروس (غرب) هم فرهنگ اِزوس (شرق) رو با خودش داره.

حالا باید کامل توضیحات رو بیارم ، بعد بحث کنیم. اینجوری مثل اون یکی تاپیک میشه.

be patient
نقل قول:بعدش دوستم دارم بدونم تحلیلتون از دیوار چیه بطور خلاصهBig Grinچون بتظرم دیوار مهمتر از جریان فعلی داستان هستش البته با توجه به رمان اینو حدس میزنم

دیوار قطعا از مهمترین بخش های داستان هست. نکته ای که هست که بنده تازه متوجه شدم (چون کتابا رو نخوندم). اینه که White Walker ها یا ارواح و اشباح اون سمت دیوار خادمان خدایی هستن که روبروی *خدای روشنایی* قرار داره و اسمش Great Other هست. که میتونیم ترجمه اش کنیم به *[خدای] عظیم دیگر*.

اما اینکه چرا نمی تونیم در موردشون صحبت کنیم بخاطر اینه که داستان زیاد در موردشون چیزی نگفته !!! تو اپیزود 4 از فصل 4 تازه برای اولین بار شهر White Walker ها رو نشون داد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۹, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:در همین فصل یعنی فصل دوم بطور موازی، شخصیتی وارد داستان میشه با اسم جکِن هاگار. این شخصیت یه قاتل حرفه ای هستش. ولی چیزی که توجه ما رو جلب میکنه ، صحبتای این کاراکتر دربارۀ *خدای قرمز* هست.
برای مخاطب معمولی در ابتدا ارتباطی بین *خدای روشناییِ* ملیساندرا و *خدای قرمز* جکن هاگار وجود نداره. تا اواسط فصل سوم که مخاطب ی جملۀ شعارگونه رو از بانو ملیساندرا میشنوه:

Valar Morghulis = All Men Must Die = تمام انسان ها باید بمیرند

با عرض خسته نباشید.

یه سوال داشتم: این جمله رو تو فصل 4 قسمت 4 اون برده که تو راس ارتش دنریس هست گفت. این هم تصویرش:

[تصویر: 47232153552439233776.jpg]

[تصویر: 17854367611865656898.jpg]

ارتباط اون انجمن برادری و خدای قرمز و خدای آتش رو با ایشون میشه بفرمایید چیه؟؟

با تشکر
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۴۷, ۱۳/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۴۹ توسط Justice Bringer.)
شماره ارسال: #5
آواتار
سلام،

همونطور که تو ارسال اول اشاره کردم، این 2 جمله یعنی:

Valar Morghulis و Valar Dohaeris به ترتیب به معنی: *همۀ انسان ها باید بمیرند* و *همۀ انسان ها باید خدمت کنند*، یه جورایی حکم *سلام علیک* برای افرادی که به خدای روشنایی اعتقاد دارن، داره. و در Essos یا شرق هم همونطور که تو سایتاشون نوشتن و بنده هم تو ارسال اول آوردم و ترجمه کردم، خدای روشنایی ، بیشتر از همه پرستیده میشه.

به نظرم Gray Worm (کرم خاکستری) ژنرال ارتش اخته ها ، همونطور که از لحاظ ظاهری به شکل برده ها در آورده بود خودشو ، به سبک خودشون هم سلام علیک کرد. به نظرم دلیلش همین بود !!! شایدم، گری وورم خدای روشنایی رو می پرسته !!! باید منتظر بمونیم تا ببینیم چی میشه !

هرچند این موضوعی که گفتم فقط در حد فرضیه هست و ممکن در ادامۀ داستان نقض بشه !!!

اما چیزی که مشخصه ، اینه که تا اینجای داستان ، همۀ افرادی که با شرق ارتباط داشتن (بجز آریا استارک که اون هم از جکن هاگار یاد گرفت) این جمله رو گفتن !!!

جکن هاگار، توروس (کاهن) ، ملیساندرا (جادوگر) ، کرم خاکستری !!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۰۹, ۱۳/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۹:۲۰ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #6
آواتار
اون تاپیکم که ترکوندین هم ویرایش نمی تونم انجام بدم تا بازسازی کنم بهرحال دسته گل خودتون خود درست کنیدBlush
نقل قول:
در مورد *خدای قرمز* سوالی، مسئله ای چیزی نیست یعنی ؟!؟
در این مورد هیچ شکی وجود نداره من با 6تا صفحه درباره این خدای قرمز rubedo میتونم صحبت کنم واستون.Wink

نقل قول:
دیوار قطعا از مهمترین بخش های داستان هست. نکته ای که هست که بنده تازه متوجه شدم (چون کتابا رو نخوندم). اینه که White Walker ها یا ارواح و اشباح اون سمت دیوار خادمان خدایی هستن که روبروی *خدای روشنایی* قرار داره و اسمش Great Other هست. که میتونیم ترجمه اش کنیم به *[خدای] عظیم دیگر*.
والبته احتمال حضور جادوی دیگر یعنی جادوی سیاه رو در این سمت دیوار میدم

نقل قول:
توروس (کاهن) ، ملیساندرا (جادوگر)

بنظر بنده ارتباط بسیار نزدیکی بین این دو هستش
کاهن ( کوهن کاهان کهن کاهام ) تیره ای از یهودیان کابالیستی و مرکبا هستند که جادو جز لاینفک اعتقادتشونه
این تیره ژن های ویژه دارند و به تازگی DNA آنها را بررسی کردند و در همگی آنها در همه جای دنیا ژنی خاص و ویژه یافت شدهالبته دیدن این لینک رو هم پیشنهاد میکنم
game of thrones- hidden illuminati message

https://www.youtube.com/watch?v=RmhjiHT8gaw
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۲۶, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
نمیدونم کتابا رو تا کجا خوندین و سریال رو تا کجا دیدین ، ولی تو اپیزود 6 از فصل 3 با رو در رو شدن این 2 کاراکتر ارتباط قوی اونا مشخص میشه و همینطور در دیالوگ هاشون به یک *کاهن اعظم* هم اشاره میشه که بعید نیست در ادامۀ سریال ببینیمش !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۱, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول:
همینطور در دیالوگ هاشون به یک *کاهن اعظم* هم اشاره میشه که بعید نیست در ادامۀ سریال ببینیمش !

بله این کوهن در فیلماشون همیشه بوده و نوع انگلیسی او باسم جان اسمیت در فیلم ها ظاهر میشه
و او کاهن اعظم هم بنظر جادوگر سیاه هستش که احتمالا پشت دیوار ساکن هستش
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۳, ۱۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
با این تاپیک و مطالب مجاب شدم که حتما سریالو ببینم.
زیاد ازش خوشم نمیومد ولی انگار خیلی داستان جالبی داره.
ممنون از تاپیکتون.
به نظرتون درسته که بدون تحلیل، یه کاره میاید میگید فلانی یعنی حضرت زهرا؟
"اول دومی رو میگم"
میدونم اصلا طنز نبود ولی تیکه باحالی بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۲۹, ۱۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام دوستان
این فیلم هرچی هست اصلا مهم نیست

اینکه تو تحلیلاتون زن فاحشه ای به نام دنریس به حضرت .... نسبت می دیدید حرفشم روح روان من یکی رو نابود کرده

همین قدر دیگه شورشو در آوردید بسه

فرضم 1 درصد تحلیل شما جاهای دیگش درست بیخیال نسبت دادن هرچی به هرچی بشید قباحت داره...

حالا که معاندین اهل بیت نمی تونند مستقیم بیان تو فیلمی به ساحت مقدس این بزرگواران توهین کنند خودمون نیایم با داستان سرایی و تحلیل بیخود فاجعه به بار بیاریم

CryingCryingCryingSilentSilentSilent

واقعا تاسف داره

یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  ارتباط احتمالی جنگ جهانی دوم با Game Of Thrones ممرضا 21 4,975 ۱۳/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۲۱
آخرین ارسال: amirabdi
Video لوکشین سریال Game of Thrones baharalavi94 0 919 ۵/دی/۹۴ ۱۸:۲۷
آخرین ارسال: baharalavi94
  مینی تحلیل انیمیشن The Lego Movie Justice Bringer 4 3,468 ۳۱/تیر/۹۳ ۲۳:۴۵
آخرین ارسال: PWLG
  انیمیشن۲ Rio آمیزش دو رسانه؛انیمیشن و Game nooromahdi 3 1,916 ۲۰/اسفند/۹۰ ۱۳:۵۱
آخرین ارسال: Admirer

پرش در بین بخشها:


بالا