|
روش مقابله با افزایش جمعیت وهابیت در ایران!
|
|
۲۳:۳۵, ۴/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز ميتواند مسئله را تبيين كند.
به گزارش شيعه آنلاين، بررسيهاي انجام شده و برخي آمار موجود حاكي از رشد و افزايش تعجب برانگيز تعداد پيروان فرقه ضاله وهابيت در شهرهاي مختلف جمهوري اسلامي ايران دارد. در همين راستا دكتر «علوي» استاد دانشگاه مشهد نيز در تماس با پايگاه حفا آماري تأسف انگيز از افزايش بيسابقه جمعيت فرقه ضاله شيعه ستيز خبر داد. پس از درج شدن اخباري مبني بر انتقاد برخي مسئولان از افزايش جمعيت كشور، اين استاد دانشگاه مشهد در اين تماس با ارائه آماري از رشد جمعيت وهابي و مقايسه آن با شيعيان گفت: پس از تبليغ كاهش جمعيت توسط دولت وقت، عالمان سني تبليغ افزايش جمعيت براي رسيدن به اكثريت را شعار خود قرار دادند و تا امروز نتايج زيادي به دست آورده اند: ۱- امروزه به صورت رسمي و غيررسمي تبليغ ميكنند كه حداقل دو زن و بيست بچه داشته باشيد. خودشان در سخنرانيها تصريح ميكنند كه با اين كار ميخواهند به مرحلهاي برسند كه ايران به كشوري سني مذهب تبديل شود. اگر فقط يك بار به سيستان و بلوچستان مراجعه فرماييد خواهيد ديد كه تبليغ چهار زن گرفتن و تكثير نسل چقدر بين اهل تسنن مشهور و مورد عمل است. ۲- نرخ رشد جمعيت در برخي مناطق سني كه اطلاع دارم 7% است اما در مناطق شيعي بين 1% تا 3/1% است. در برخي روستاهاي مختلط نشين (شيعه و سني نشين) وضع فاجعه بارتر است. مثلا روستايي را سراغ داريم كه در گذشته 65% آن را شيعيان و 35% را سنيها تشكيل ميدادند اما امروزه 86% را سنيها تشكيل ميدهند. ۳- مهاجرت اهل سنت سرريز شده از شهرهاي خود به شهرهاي شيعه نشين براي تغيير بافت جمعيتي نيز انكار ناپذير است. در شهرهاي فراواني، مناطق بلوچ نشين تشكيل شده است در حتي در گرگان - رشت و مشهد، چه رسد به شهرهايي مانند بيرجند، كرمان و غيره. ۴- ممكن است سوال شود: اهل سنت هميشه حاكمان مسلمان را «ولي الامر» دانسته و اطاعت از آنان را واجب ميدانستند، چگونه بر عليه سياستهاي دولت مقابله كردند؟ جواب كاملا روشن است زيرا سنيها به مرور زمان از سني به وهابي تبديل شدند و وهابيها اطاعت از حاكم شيعه را حرام، كشتن شيعه را واجب و استتفاده از هر ابزاري براي مقابله با شيعيان را مباح و باعث ثواب ميدانند. ناگفته نماند در اين زمينه حدودا ۶۰ فتوا از علماي وهابي در كتاب مجموع فتاوي دارللجنه علماي مكه و مدينه در مورد مشرك بودن شيعه و لزوم قتل شيعيان صادر شده است. نكته ديگري نيز ميتواند مسئله را تبيين كند. تا سال ۱۳۸۲ عمده حملات عليه شيعيان در سيستان و بلوچستان با بمبهاي صوتي صورت گرفتند اما از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ همه حملات انفجاري بودند و اين از پيامدهاي تبليغات وهابيت بين سنيها بود. از سال ۱۳۸۸ به بعد نيز حملات انتحاري شدهاند يعني وهابي به خود بمب ميبندد و به اميد رسيدن به ثواب با كشتن شيعيان خود را بين شيعيان منفجر ميكند. گفتني است در يكي از شهركهاي مشهد دو مدرسه وجود دارد. دبستان و راهنمايي دخترانه و نيز دبيرستان دخترانه. دبيرستان دخترانه ۸۰% شيعه و ۲۰% سني دارد اما دبستان و ابتدايي دخترانه ۸۰% سني و ۲۰% شيعه. راز اين اختلاف چيست؟ از زماني كه كنترل جمعيت در كشور باب شد و شيعيان كم فرزندي را پيشه خود كرده و سنيها افزايش جمعيت را شعار خود قرار دادند، فرزندان بيشتري در بين اهل سنت به دنيا آمدند و آنها هم اينك در سن تا ۱۳- ۱۴ سالگي هستند لذا همگي در مدرسه ابتدايي و راهنمايي درس ميخوانند اما سه سال بعد كه بزرگتر ميشوند به دبيرستان خواهند رفت و دبيرستان نيز تركيب ۸۰% سني خواهد يافت و شيعيان ۲۰% ابتدايي اقليتي در دبيرستان خواهند شد. |
|||
|
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۰۷, ۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
شما بزرگوارید.
اگه بی ادبی ای از جانب بنده شد، شما هم ببخشید. یاعلی. |
|||
|
|
۱۲:۰۶, ۹/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/فروردین/۹۳ ۱۲:۱۵ توسط aboutorab.)
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم وقتی می بینم یا میشنوم جایی صحبتی کاهش جمعیت شیعه و افزایش دشمنان شیعه میشه دلم میگیره و خیلی ناراحت میشم . بعضاً هم میام و چیزهایی را خلاصه وار توضیحاتی میدم هرچند دیگر کسی حال خوندن و یا شنیدن حرف های تلخ و بی تاثیرم را درک نمی کند و یا احیاناً هم درک کند کاری از دستش بر نمیاد که برای رفع مشکلات انجام دهد . چون تا نیاید گره از کار بشر وا نشود . اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم اللهم عجل لولیک الفرج اللهم صل علی محمد وال محمد وعجل فرجهم امروز وقتی از در خونه مون اومدم بیرون به سرم زد یه آمار سرانگشتی از در خونه ام تا دم مغازه بگیرم از در خونه تا مغازه حدوداً 300-350 متری بیشتر نیست تعداد زوج های مطلقه 12 زوج تعداد جوانان بیکار و بین 20 – 30 سال 17 نفر البته فقط مذکر تعداد دختران مجرد 28 نفر البته به جز مطلقه تعداد مردان مجرد بالای 30 سال 9 نفر تعداد افراد با تحصیلات عالیه و بیکار لیسانس به بالا تا اونجایی که من میشناسم 8 نفر یه توضیحی کوچک درباره افراد مطلقه" اکثر این افراد مدت عمر زندگی تأهلشان کمتر از 2 سال بوده و حتی برخی بیش از یک ماه هم طول نکشیده فقط یک مورد که متاسفانه حدود 4 سالی شده و بازم متاسفانه نتیجه 2 فرزند مونث بوده که مادر زعامت فرزندان را در ازای بخشش مهریه بر عهده گرفته . علت اصلی این منفورترین حلال خداوند هم بیکاری و عدم تمکن مالی از طرف شوهر به نظر میرسیده که به اختلافات و نهایت به طلاق منجر شده . شاید باورتون نشه هرگز تو فکر این اعداد و ارقام و اطراف خودم نبودم . خدای من چه واقعیت تلخی رو من شاهدش هستم ، ناگفته نمونه که این تنها یک مسیر اصلی از محدوده کوچک یک نفطه دورافتاده در یک شهر به اصطلاح مذهبی هست که در مدت کمتر از 30 دقیقه بررسی نمودم حالا این را در وسعت بزرگتر اگر مقایسه کنیم ، چه خبر است ؟ الان یکی نیاد بگه فقط نقاط منفی رودیدی نقاط مثبت رو ندیدی درسته چیزهای خوب و مثبت هم وجود داره زیاد هم هست ولی این نقاط منفی کمش هم زیاده و نباید باشه کشوری که متعلق به آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هست باید نقطه منفی نداشته باشه اما چه می توان کرد ؟ کارهای زیادی میتوان کرد – البته اگر بخواهند و یا بهتر بگم اگر بگذارند نظر حقیر " اولین و مهمترین چیزی که باید ایجاد بشه یک سیستم نظارت گر گردشی نه ثابت ایجاد بشه که فقط فقط از یک شخص و یک سازمان معتبر و قوی حرف شنوی داشته باشه و به هیچ کس و هیچ گروه دیگری وابسته و یا پاسخگو نباشه و بطور کلی وامدار هیچ کس نباشه . توضیح بیشتر " شرایط این افراد 1- داشتن ایمان و اعتقاد به تمامی مبانی اسلام شیعی 2- برخورداری از امکانات مالی خوب و بی نیاز به هیچ کس جز خداوند 3- قدرت اجرائی و عزل و نصب هر مدیر و مسئول در تمام ادارات (البته با رعایت کامل ضوابط و قوانین مصوب جمهوری اسلامی ) 4- مدت سکونت در هر شهر کمتر از یک سال و پس از گذشت یک سال نقل مکان به شهر ویا استان دیگر وادامه فعالیت در محل جدید . 5- دور بودن از خرید و امکانات رفاهی ( یعنی همه لوازم زندگی به صورت کامل برایشان مهیا شود و در اختیارشان قرار بگیرد ) 6- مدت دوره خدمت این افراد 10 سال و بعد از ده سال در صورت انجام خدمت صادقانه در نظر گرفتن پاداش در خور و کافی برای ادامه زندگی عادی 7- برای انتخاب این افراد از مراجع و علمای بزرگ دینی کمک گرفته بشه تا هم تخصص داشته باشند و هم تعهد دینی 8- وسایر مواردی که به عقل من دیگه نمیرسه ..... و نتیجه این نظارت چیزی خواهد بود که سیستم اداری سالم و ان شاءالله به دور از رشوه و رانت و دزدی و کلاه برداری و حق کشی و پایمال ننمودن حق ضعیفان و محرومان و رفع بیکاری و اشتغال برای جوانان بیکار و رفع دغدغه نسل جوان و تشکیل خانواده و ایجاد نسل شاد و توسعه کشور و عمران آبادی و هزاران مزیت بیشتر .... شاید این تخیلات بنده کمی یا بیشتر آرمانی به نظر برسه ولی شدنی و قابل اجرا هست فقط باید ایجاد شود . و در ادامه راهکارهای پیشنهادی برای بالا برفتن سطح مالی و بیرون آمدن از زیر خط فقر محرومان و نزدیک شدن افراد به سطح زندگی معمولی نه ایده آل . الحمد الله در کشور عزیز اسلامی ما در هر استان منابع زمینی و زیر زمینی بسیاری موجود هست که بتوان آن را به خدمت گرفت و لااقل یرخی از این مشکلات را برطرف نمود .و بقیه را هم خود جوانان این مملکت پس از توسعه و ترقی بیشتر خواهند ساخت . به فرض مثال استان گیلان با داشتن منابع طبیعی از جمله کشاورزی و دامداری و مرکبات و چای و کرم ابریشم و دریا (خاویار ) اگر مدیریت درستی شود و از نابودی کامل آن جلوگیری شود و افراد متخصص و خبره در این موارد دست داشته باشند و حاصل درآمد آن را به خدمت بگیرند و برای جوانان نیازمند شغل و کار و منتظر ازدواج تسهیلاتی فراهم نمایند (نه اینکه وام بلاعوض بدهند که جوان را تنبل و مصرف کننده به بار بیارند نه ) بلکه بکار بگیرند و در ازای ایجاد یک زندگی معمولی و فراهم مایحتاج اولیه زندگی آنها را به کار و تلاش مشغول نمایند و جوان هم متعهد شود که هم وام های دریافتی را دوباره به منبع برگرداند و در راه توسعه بیشتر فعالیت نماید . الان متاسفانه بیشتر جوانان این استان با داشتن این همه امکانات که در دسترس جوان نیست به استانهای مجاور مهاجرت می نمایند و با تحمل مشقت ها و ناملایمت های بسیاری مشغول به کارهایی هستند و متاسفانه برخی از این جوانان که نه عزتی برایشان دارد بلکه بیشتر به صورت اجبار برای بدست آوردن پول بیشتر تن به هر کاری می دهند و بعد از 11 ماه تلاش با یه ماشین مدل بالاتر برای فخر فروشی و خود نمایی بر میگردند و بعد از تعطیلات دوباره به ادامه کارشان ./ تموم هم غم شان بدست آوردن پول بیشتر – نه کاری به دین دارند نه به چیزهای دیگر که در اطرافشان می گذرد . با برخی از این افراد که هم صحبت میشوی تازه می فهمی چه بلایی به سرشون اومده و چه نعمت هایی را از دست داده اند. نه عبادتی نه عزاداری نه صله رحمی نه راحتی نه آسایش نه آرامش بلکه فقط کار کار کار فقط آخر هفته هم یه تفریحی که الکی خوش و نهایت هم تعطیلات عید و یه مسافرتی و بعد از تعطیلات روز از نو روزی از نوع (البته این شرایط برخی از جوانان شاغل در ادارات و کارخانجات در استانهای مجاور علی الخصوص پایتخت ) حالا اگر این امکانات برای همون جوان در استان و شهر خودش ایجاد شود آیا باز شرایط همین میشود ؟ فکر نکنم یادمه یه عزیزی پیشنهادی درباره پخش سازمانها و ادارات را از پایتخت به سایر استانها پیشنهاد داده بود که متاسفانه با مخالفت شدید مواجه شد ولی باید نظر خوبی باشد و لزومی ندارد که فرض مثال شرکت نفت در پایتخت این همه تشکیلات داشته باشد و ایجاد مشکلات بسیاری برای پایتخت نماید و بعضاً هم بکارگیری جوانان دور از منطقه زندگی خود و صرف هزینه های بسیار برای حفظ و نگهداری تاسیسات آن شرکت و یا شرکت شیلات در شهری که نه منابع آبزی داره نه دریاچه ای نه رودخانه ای و مثالهای دیگر که از حوصله خارجه .... یکی دیگر از دغدغه های استان گیلان مشکل کشاورزی و دامپروری هست که متاسفانه روز به روز شاهد از بین رفتن مزارع و دامهای کشاورزان و دامداران و تغییر کاربری به مسکونی و تجاری و تغییرالگو از تولید به الگوی مصرف و صادرات محصول به واردات ......چرا؟ چرا نباید کشاورزی و دامداری ما تولید کننده و صادر کننده باشد و متاسفانه در استانی که حرف اول در این دو مورد را داشت الان تو اکثر فروشگاهایش محصولات کشورهای در پیتی و آشغال با رنگ و لعاب های آنچنانی خدمت مصرف کنندگان عرضه شود . مگر کشورهای مثل چین و تایوان و هند و پاکستان چی دارند که این استان نداشته باشد بلکه بهتر و بیشتر از آن را دارد ولی عدم مدیریت صحیح و در دست گرفتن و انحصاری این امر باعث شده که متاسفانه این دو مورد هم کم کم رو به زوال برود و در آینده نه چندان دور شاهد نابودی کامل این موارد همچون کرم ابریشم و چای خواهیم بود . یادمه تو برنامه گفتگوی ویژه خبری جناب مرتضی حیدری مجری برنامه از یکی از مسئولان امر درباره وارد کردن چای پرسشی نموده بود با این مضمون که با اینکه در انبارهای کشور مصرف 2 الی 3 سال چای کشور موجود هست آیا باز نیاز داریم که از کشورهای همسایه چای وارد نماییم ؟ که ایشان جرأت نداشته واقعیت را بگوید فقط گفته بود به ذائقه مردم بستگی دارد و مجری هم با لبخند ی معنادار سکوت از کنارش گذشت و ادامه ماجرا ... بله عدم مدیریت صحیح و پایبند نبودن به آرمان های مقدس نظام مقدس جمهوری اسلامی سبب می شود که یک مسئول بیشتر به فکر خود و منافع اطرافیانی باشد که وامگیرشان بوده و هیچ توجهی به دیگر اقشار ننماید و نتیجه ضربه فنی نمودن مردم محروم و زحمتکش و نتیجه بیکاری بی پولی و بی ازدواجی و نسل کُشی و کاهش جمعیت . مدیریت صحیح چگونه اعمال می شود ؟ مدیریت باید هم تخصص داشته باشد هم تعهد تخصص تنها به درد لای جرز می خورد و برعکس نظارت بر امور مدیران باید باشد نه این گونه نظارتی که تاکنون دم از آن زده میشود و چند سال پیش حتی از سیمای جمهوری اسلامی مواردی را نشان دادند چکار کردند ؟نتیجه اش چی شد ؟ هیچی حرف حرف حرف یاد یه مطلبی افتادم که مدتها قبل نمی دونم کجا خوندم ولی خیلی برام جالب بود با اندکی تلخیص " یه شرکت خارجی سازنده ژنراتور در بیوگرافی شرکش این چنین نوشته بود . ابتدا شرکت یک ژنراتور تولید می کرده اندازه یک وانت نیسان و الان که مدت 40 سال از اولین تولید این شرکت می گذرد با افتخار می توانیم بگوییم مولدی ساخته ایم به اندازه سرسوزن که در پمپ که در قلب انسان جایگذاری میشود و در توضیحات بیشتر این چنین آمده بود که اعضاء و پرسنل این شرکت حق خروج و یا اخراج توسط هیچ شخصیتی را ندارند و تمام مدت طول خدمت را باید در این شرکت مشغول باشند تا بازنشستگی . یعنی در صورت خطا و اشتباه کسی حق ندارد او را اخراج نماید بلکه باید در همان شرکت مشغول باشد منتهی به پایین ترین رتبه نزول می یابد . مثلاً بالاترین نفر رئیس شرکت و پائین ترین نگهبان و دربان شرکت – اگر رئیس خطا و اشتباهی نمود و با ثابت شدن این امر به نگهبانی آمده و نگهبان به یه رتبه بالاتر ترقی نموده و معاون اون ریس هم به ریاست گمارده می شود – حالا تا چه اندازه این داستان واقعیت دارد من نمی دانم ولی هرچی بود باید جالب باشه ... می تونم بازم ادامه بدم ولی دیگه حالی نمی مونه و در آخر هم برای تک تک مسئولان عزیز و متدین و دلسوز که خدمت صادقانه داشتند آرزوی سلامت و سعادت و و برای آن دسته که از روی سهو و جهالت علیه مردم محروم و مستضعف خدمت نمودند آرزوی هدایت و برای آن دسته از مسئولین که خیانت نمودند آرزوی نابودی می نمایم . موفقیت و سلامتی و سعادت همه شیعیان و محبانم آرزوست یا علی علیه السلام
|
|||
|
|
۱۸:۵۷, ۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
سلام
همین حرفهای روشن فکری که غربزده ها میگن رو به خوردشون بدین چند نفری هم اینجا همین حرفها رو زدن بهتره برید از اونها بپرسید همچین قید بچه دار شدن رو میزنن که نگو
|
|||
|
۲۲:۵۹, ۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۹/فروردین/۹۳ ۱۸:۵۷)masoudmoosavy نوشته است: سلامسلام وهابی مگر منطق سرش می شه؟هر چی آقاش بگه مثل گوسفند عمل می کنه ، حالا تو بیا با دلیل علمی بهش ثابت کن! اگر عقل داشتند پشت سر دشمن پیامبرشون طبل دینداری نمی زدند. |
|||
|
|
۱۲:۰۵, ۳۱/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
وای خدای من میشه یه روز بیدار شیم ببینم پدرمان آمده اللهم عجل لولیک الفرج تاسف تا کی ؟؟؟ بی اینکه دلیلی و حرفی برای پاسخ به سوالات پیچیده در ذهنم به این سیل مراجعان این روزهای ثبت دادخواست طلاق توافقی در سن های مختلف متصور شود و پاسخگوی علامتهای سوال متعددم در این روزها باشد و جوابی برای حیرتم از این سیل وخامت بار بیابم، این جمله را ذهنم زمزمه ناخوداگاه شروع به زمزمه می کند که یا ازدواجها این روزها زیاده آبکی شده یا صبر و حوصله ی ما... به گزارش شيعه آنلاين به نقل از پارسينه، وارد دفتر که می شوند آرام اند و سر به زیر. هر دو چهره ی جوان و معصوم، لبخندی کم رنگ برلب و چشمان نگرانشان در جستجوی پاسخی که گویا سوالش جلوی چشمانشان است. تصویر مبهم زوج جوانی که تنها پس از گذشت چند ماه از ازدواجشان، به دفتر خدمات قضایی برای ثبت دادخواست طلاق مراجعه کرده اند. کمی آن طرف تر، زن مسنی که اگرچه که هم ردیف همه، اما تقریبن پشت به دیگران نشسته است از بس خودش را به سمت دسته ی سمت راست صندلی چرخانده تا چشمش به چشم همسرش که کنار دستش نشسته است نیفتد.
چین و چروک دستان زن، از دستی که لبه ی روسری اش را به جلو کشیده و دستش را به همان حالت و سپر وار نگاه داشته تا مبادا حتی همسرش بتواند صورت او را ببیند پیداست. سر میز کنار دفتر، زن و مرد میانسالی ایستاده اند که به وضوح از همدیگر دلخورند و برای پر کردن فرم مشترک درخواست ثبت دادخواست طلاق توافقی، مدارک و قلم را هرچند گاهی به سمت همدیگر نیم پرت می کنند... دختر نوجوانی که برای گرفتن اذن دادگاه برای ازدواج در نوبت ثبت دادخواست ایستاده است با شور و هیجان زیادی مرتب از دفتر خارج می شود و خنده کنان دوباره به داخل اتاق برمی گردد نوبتش که می رسد متصدی ثبت دادخواست از او می پرسد درخواستش چیست و او شروع می کند به توضیح دادن که می خواهد ازدواج کند و مرد زندگیش را پیدا کرده ولی پدرش با ازدواج او مخالف است و او هم آمده تا بجای اذن پدر با اذن دادگاه ازدواج کند... گوشه ی دیگر دفتر، مرد بلند بلند برای زن توضیح می دهد که یا طبق توافق هیچ نمی خواهی و طلاق توافقی درخواست می کنیم یا من چیزی امضا نمی کنم. زن شروع به فریاد زدن می کند. مرد دست زن را می گیرد و از دفتر بیرون می روند و صدای کوبیده شدن جسم محکمی به آینه ی داخل آسانسور و صدای مهیبی که در دفتر می پیچد و فریاد زن و هوار مرد، حکایت از مسیر تلخی در آسانسور ساختمان تا طبقه ی اول دارد... زن جوان با اضطراب مدارک را روی میز می گذارد و آرام سرش را جلو می آورد و می گوید تو را خدا کار ما را زودتر انجام بدهید برویم تا سکته نکرده ام از غصه... و من همینطور که مدارکشان را کنترل می کنم پیش خودم می گویم کاش احساس نکنند بعد از جدایی دنیای بی سختی و بی دردسری در انتظارشان هست. پیرمرد و پیرزن عصا به دستی که دقایقی است جلوی میز مسول دفتر ایستاده اند و بحث می کنند بالاخره توافق می کنند. پیرمرد بلند می گوید چک پولهایی که بابت مهریه گرفته ای بده؟ و زن در حالیکه عصبانی می شود می گوید خب گفتم دریافت کردم نیاز نیست باز بخواهی مدارک و مستندات نشان هر کس که در مسیرت هست بدهی. حالا هم می رویم درخواست طلاق می دهیم و خلاص!... مردی که برای دادخواست مطالبه وجه چک برگشت خورده اش دقایقی است فرم خود را تحویل داده و منتظر جواب است مرتب میان دفتر از این سو به آن سو می رود و با هر بار تامل در میان هر زوجی که در دفتر در نوبت طلاق نشسته است، به وضوح عصبانی تر می شود و مدام لبهایش را می جود... فرم کاغذ آ-چهاری که برای درج درخواستهای طلاق توافقی دست ارباب رجوع می دهیم تمام شده است برمی خیزم تا از اتاق انتهای دفتر بیاورم. از میان تمام زوج زوج چشمهایی که در صف دادخواست طلاق توافقی نشسته یا ایستاده اند عبور می کنم و نگرانی و تشویشی که در درون نگاه یکایکشان بی قرار و مستقر است ذهنم را به پیچیدگی ای مبهم سوق می دهد... بی اینکه دلیلی و حرفی برای پاسخ به سوالات پیچیده در ذهنم به این سیل مراجعان این روزهای ثبت دادخواست طلاق توافقی در سن های مختلف متصور شود و پاسخگوی علامتهای سوال متعددم در این روزها باشد و جوابی برای حیرتم از این سیل وخامت بار بیابم، این جمله را ذهنم زمزمه ناخوداگاه شروع به زمزمه می کند که یا ازدواجها این روزها زیاده آبکی شده یا صبر و حوصله ی ما... این اتفاقات ساده اگرچه که روایتی کوچک از لحظاتی حضور در یک دفتر خدمات قضایی باشد اما در سطح کلان شاید تلنگری باشد برای ضرورت بازخوانی گسترده ی این مقوله ی هجوم آورده به دل زندگی مردمان این روزها، و غیرقابل انکار باشد نیاز مبرمی باشد که نهادهای موثر و تصمیم ساز و سیاستگزار هرچه سریعتر ورود به این موضوع و آسیب شناسی آن را در اولویت های خود قرار دهند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| گزارش سازمان سیا در مورد جمعیت ایران | Admirer | 8 | 3,884 |
۱۶/اسفند/۹۲ ۲:۱۹ آخرین ارسال: A L I |
|
| بیانات امام خامنه ای درباره لزوم افزایش جمعیت | parisan | 39 | 16,220 |
۱۲/آبان/۹۲ ۰:۲۵ آخرین ارسال: وحید110 |
|











