|
معذرت خواهی (حلالیت طلبی)
|
|
۱۶:۰۵, ۱۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/خرداد/۹۴ ۹:۰۷ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
*مدیران عزیز اگه این موضوع خلاف قوانینه لطفا محبت کنید و حذفش نکنید صبر کنید یه مدت باز باشه.
*من واقعا برای باز کردن چنین تاپیکی از همگی عذرخواهی می کنم . *من نمی دونستم کجا باید موضوع باز بشه لطفا قفلش نکنید ــــــــــــــــــ سلام . راستش نمی دونم چی بگم ولی من یه معذرت خواهی به همه ی شما بدهکارم ، مخصوصا کاربرای قدیمی . سه سال پیش اینجا عضو شدم و با خودم گفتم چه خوب ! بالاخره یه جا رو هم پیدا کردم که واقعا مفید باشه. بر خلاف همیشه سوادم در مورد دین بسیار بهبود پیدا کرد خیلی چیزای جدید یاد گرفتم و دین اسلام رو خودم قبول کردم نه اینکه چون پدر و مادرم مسلمان بودن منم باشم، نتیجه اش رو هم تو زندگیم دیدم خیلی از مشکلات که تو اون سنم اذیتم می کردن از بین رفتن . خیلی راحت پیشرفت کردم و نتیجه اش رو هم می دیدم . یه چیزی می گن که فاصله ثواب و گناه باریکتر از یه تار موهه . خلاصه از همه چیز فاصله گرفتم و مشلاکت بسیار زیادی برام پیش اومد و از همه چیز زده شدم و از خیلی چیزا و خیلی ها بدم اومد ( منظورم رو می فهمین دیگه ؟) از درس خوندن و دوستی با دوستام فاصله گرفتم و مشکلات چندین برابر شد . امسال کنکور دارم ولی .... من تو این مدت بزرگترین گناه رو انجام دادم ، از خدا نا امید شدم و امام غریبش که کنارم دفن شده بود رو ول کردم . ![]() دیگه اینجا فعالیت نکردم واز اینجا و چیزی که بهش ربط داره فاصله گرفتم ، اما همیشه مطالب این فروم رو دنبال می کردم به طوری که با ایده ها و فکر های خیلی از شما آشنایی کامل دارم . اما خوب فکر می کردم شما ها دیوانه اید و توهم توطئه و اینجور چیزا دارین و همیشه همه چیز رو خیلی بزرگ می کنید و داغ می کنید . حتی یه بار خواستم یه بلایی سر انجمن بیارم و یکم اذیتتون کنم . اما وسطش پشیمون شدم . ![]() اما الان که 18 سال و چند روز از سنم می گذره متوجه شدم که عجب اشتاه بزرگی کردم در اصل من زیادی سرد و متوهم و احمق بودم که شما ها رو اینجوری می دیدم . دیشب به خودم اومدم و دیدم همه رفتن و من موندم. احساس کردم دوباره یه چراغی تو تاریکی داره تکون می خوره که بهم می گه حرکت کن . احساس پشیمونی و شرم ، عقب موندگی و تنهایی و.... الان خیلی ناراحتم ، من خیلی از رفتارم پشیمونم و خیلی خیلی شمرنده شما ها هستم . من رو حلال می کنید ؟ می بخشید ؟ برام دعا می کنید مثل قدیم بشم؟مشکلاتم حل بشه ؟ من واقعا شرمنده ام . خواهش می کنم من رو حلال کنید و ببخشید.
|
|||
|
|
۱۶:۱۲, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
خوش آمدی
|
|||
|
|
۱۶:۴۰, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بروید حرم امام رضا ع و از ایشان کمک بخواهید.شیطان و اجنه را داخل حرم راه نمی دهند.بروید و از ایشان هدیه بگیرید و به حضرت زهرا س توسل کنید.برای من و سایر دوستان هم خواهشا دعا کنید .در پناه خدا
|
|||
|
|
۱۷:۱۸, ۱۱/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۶ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
خودت رو دریاب عزیز ، اینکه دیگران چطوری هستن مهم نیست.دوست داشتین کارگاه انتظار شرکت کنید صبحای جمعه هم رو ببینیم
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-31412.html هم شادیم ، هم تیپ می زنیم ، نه متحجریم نه سیاسیم ... |
|||
|
|
۱۷:۴۵, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم ![]() خدای بزرگ ومهربان وبخشنده همه ی ماراببخشدوبیامرزد ![]() اللهم صل علی محمدوآل محمدوعجل فرجهم .................... خوش آمدین ![]()
|
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام
زیاد اهل نصیحت کردم نیستم فقط دو نکته میگم 1 - دیوار نجس میشه چیکار باید کرد تا طهارت پیدا کنه؟ رو به افتاب بگیرید تا افتاب بتابه بعد طهارت پیدا میکنه. ( خودم رو میگم ) دیوار دل منم الوده شده چیکار کنم؟ میرم میچسبونم خودم رو به حرم معصوم و یا معصوم زاده بچسبونم ، اونم به من میتابه و دیوار دل منم پاک میشه. جسارتا شما هم پنجره دلتو واکن بزار امام معصوم برات پاکش کنه. اینو بدونین که هیچوقت از توبه کردن و برگشتن به در خونه اهل بیت خسته نشین ، هیچوقت ، معصوم هم هیچوقت رد نمیکنه بنده خدای مهربون رو. 2- شما همینکه فهمیدی و برگشتی خودش یعنی اینکه اینقد خدا دوست داشته که برگردونددت. ببخشین دیگه نصیحت شد. |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اگه کسی بین این تضادها گیر نیافته آدم نیست.
کسانی که فکر می کنند همیشه دارن مسیر درست رو میرند در اشتباه هستند و گرنه شما که بنده خدا هستی. فقط خدا کنه که با نا امیدی از خدا نمیریم. و گرنه این تغییر روحیات یک چیز طبیعی هست. |
|||
|
|
۱۹:۱۳, ۱۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
ای بابا ما هم بعضی وقتا از این فکرا می کنیم شک برای همه هست سن شما هم کمه چند سال دیگه مشکلات قدیم حل میشه و مشکلات جدید میاد ناامیدی بد چیزیه خدا هممونه حفظ کنه در امید گنج هایی نهفته است |
|||
|
|
۲۰:۵۹, ۱۳/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
من شرمنده و ممنون همه ی شما ها هستم
|
|||
|
|
۲۱:۱۹, ۱۳/فروردین/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/فروردین/۹۳ ۲۱:۲۰ توسط مرهم.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
![]() خوشحالیم که با دنیایی از تفکرات جدید برگشتی به بیداری اندیشه ![]() ![]() ![]() سلام ما رو هم به امام رضا (علیه السلام) برسون ... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |

















