کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کمک در مورد خدا
۲۲:۰۴, ۱۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۲۲:۰۵ توسط JohnShepard.)
شماره ارسال: #1

سلام

اول از همه اگه قبلا درگیری چیزی با هم داشتیم وقتی تو این تاپیک هستین نادیده بگیرین چون اینجا نمی خوام سوء تفاهم پیش بیاد. قبلا از این نوع تاپیک ها دیدم که با قصد قبلی بوده ولی این تاپیک اصلا اصلا اصلا قصد توهین و بحث بی خود و بی منطق نداره. منم قصد ندارم مطلب بگم در واقع می خوام شما راهنماییم کنین.
آقا منو ممکنه بعضی هاتون بشناسین و با هم قبلا بحث کرده باشیم. اعتقاداتمم مشخصه. پستام هست. هیچ جا با دین و خدا مخالفت نکردم. ولی خب تو قسمتای دیگه با خیلی از شما فرق دارم.
حالا قصه چیه؟
خب من از چند سال پیش سعی کردم عادت بد خودارضایی کنار بزارم. بازه های زمانی تا بیشتر از 3 ماه هم کنار گذاشتم ولی خب سخته و هنوز موفق نشدم که کامل ترک کنم. تو این مدت مثل همیشه خدا رو قبول داشتم و مثل خیلیا اصلا سعی می کردم راجب وجود داشتن و نداشتنش فک نکنم. ولی مواقعی که یه مدت طولانی پاک بودم انتظار داشتم که نسبت به قبل تغییر ببینم ولی این تغییرات کم بودن و اطرافم نبودن فقط تشویق های خودم بود و اعتماد به نفسم. در واقع بیشتر حسی بود. اتفاق هایی که از بیرون برام می افتاد (وقتی یه مدت از پاکیم می گذشت) فرق زیادی با روزایی که دیروزش خودارضایی کرده بودم نداشت. یعنی خیلی از حوادث اطرافم انگار پاکی من توش موثر نبود. خب کم کم شک کردم که پس مشکل چیه؟ کم کم شروع کردم به این فکر که خب چرا من زندگیم این جوره. مثلا چرا موی سرم رنگی نیست. چرا چشمم رنگی نیست ولی فلانی هست و حتی در مورد اینکه چرا من یه سال کوچیک تر نیستم. اگه بودم به فلان آرزوم می رسیدم. چرا فلان اتفاق که دست خودم نبود برام نیفتاد. چرا قبلا فلان گناه بزررررگ رو کردم. آیا جبران می شه کرد؟ آیا به خاطر فلان گناه دارم مجازات می شم؟ آیا خدا فلانی رو بیشتر از من دوست داره؟ بعد کم کم تو خیابون که راه می رفتم و یه نفر رو می دم که معلوله یا مثلا بچه های کار یا کسی که به خاطر اینکه تو خونواده فقیر به دنیا اومده مجبوره کار کنه یا گدایی کنه یا وقتی به کسی که فکر می کردم که معلول به دنیا می یاد و مجبوره این نقص رو همیشه داشته باشه و خیلی آرزو هاش به باد می ره خیلی ناراحت می شدم. به خودم می گفتم آخه مگه این انصافه؟ چرا خدا یه نفر رو بهش همه چی می ده ولی به یکی هیچی نمی ده؟ چرا خدا به یه سری یه عالمه فرصت می ده و به یکی نمی ده؟ خب همین فرصت ندادن ممکنه باعث بشه از خدا دور بشه. برا خودم پیش اومده برا همین اینجام. این فکرا منو کشت. دیدم این جوری با خیلی چیزا که اعتقاد دارم نمی خونه. اگه همه چی شانسی باشه این موارد راحت توجیه می شه. خب طرف شانس نیاورده معلول به دنیا اومده.
ولی بازم با خودم نتونستم کنار بیام که خدا نیست. اعتقادمم قدرتشو یکم از دست داد که دیگه به نبود خدا فکر نکنم. الان خدا رو قبول دارم ولی یه جای کارم می لنگه. محکم نیستم. با خدا راز و نیاز می کنم ولی گاهی فکر می کنم دارم با خودم حرف می زنم. برا همین اومدم دنبال دلیل.
دلیل زیاد شنیدم ولی سوال هم برام زیاد پیش اومده. مثلا یه سری مشکلام مثل همین چیزایی که بالا گفتم.
یکی دیگه اینه که اگه جهان باید از چیزی به وجود بیاد خب پس چرا خود خدا نباید از چیزی به وجود بیاد. چرا همون جور که می گیم خدا خودش بوده، نمیگیم جهان هم خودش بوده؟ یا عامل سازندش یه ذره بوده که وجود داشته و کسی خلقش نکرده و بعد طی شرایط و واکنش هایی جهان رو به وجود آورده. (کلا منظورم اینه چرا همون جور که می گیم خدا خودش وجود داشته، نمی گیم جهان خودش وجود داشته ؟)
منتظر راهنمایی هاتون هستم.
Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110 ، soheyl68
۲۲:۲۲, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
منم قبلا مثل تو بودم با خودم می گفتم چرا الان که هیچ کار بدی نمی کنم تغییری تو زندگیم به وجود نمیاد ؟ .
گذشت تا اینکه همه چیزای خوبی رو که داشتم از دست دادم و بعد متوجه جای خالیشون شدم . Sad
اون موقع متوجه نشدم که همه چیز داشت آروم آروم به نفع من می رفت جلو . اما توقع داشتم همه چیز آسانسوری پیش بره که نشد .
خیلی چیزا هست که خدا رو بهمون نشون می ده ولی ما نمی بینیمشون یا خیلی ساده از کنارش رد می شیم .
در مورد وجود خدا یه مثالی بوده که همیشه برای خودم می زدم شاید اصلا مناسب نباشه و قانع نشی ولی خوب رو من جواب داده .
من همیشه با خودم می گم مخلوق هرچقدر که توانا و باهوش باشه به پای خالق خودش نمی رسه و اون رو درک نمی کنه مثل یه رایانه خیلی مجهز و قوی هر چقدر هم که توانایی صحبت کردن و انجام کار های پیچیده داشته باشه ولی دید درستی نسبت به انسان نداره . پس باید طبیعی باشه که من مخلوق دید کامل و روشنی نسبت به اینکه خدا از کجا اومده نداشته باشم .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: JohnShepard ، soheyl68
۲۲:۲۹, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3

اگر قرار باشه خدا مثل یک آقا معلم بالاسر ما ایستاده باشه و با اعمال ما سریع تشویق و تنبیه کنه اونوقت پس فلسفه ایمان که بر باد رفته!
اون وقت ایمان ما، یک ایمان سوداگرایانه خواهد شد و مفت نمی ارزه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، JohnShepard ، soheyl68
۲۳:۲۱, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
دوست کرامی
سلام
برنامه های آیینه خانه رو از ابتدا شروع کن به دیدن.
روت تاثیر مثبت می ذاره و کمکت می کنه که به خودت کمک کنی.
پیشنهاد برادرانه بود.
سعی کن با افراد دانا مشورت کنی. درسته که دوستان این جا هم تجربه هایی دارن. اما شما نیاز به مشاور داری.
خا گفته یک قدم سمتش بری چند قدم میاد نزدیکتر. شما اون یک قدمو بردار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: JohnShepard
۲۳:۴۷, ۱۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
من هم تو زندگیم گناهان بدی کردم ولی خدا کمکم کرد.یعنی با دقت بیشتر نگاه کردم و کمک هایش را دیدم.آرزوهایه قبلیت را مرور کن بعد میبینی که خیلی هاش برآورده شده و شما بی اهمیت از کنارش رد شدی.و دیگه این که تقریبا فهمیدم که هر چیزه به ظاهر بدی واقعا بد نیست.او خالق است و دیدش وسیع و بی انتهاست.ولی چشمان ما فقط حال را میبیند و مصلحت اندیشی های سطحی خودمان.ما میخواهیم سره هر چیزی به خدا گیر بدهیم و سر از کارش دربیاوریم .ولی یادمان رفته که ما وظیفه مان بندگی است و باید مطیع مولا باشیم تا به مقصد برسیم.مثل کودکی هستیم که کارهای بزرگترش را درک نمیکند.آمپول برای سلامتی اش خوب است ولی کودک دست و پا میزند و میگوید چه پدر و مادر بدی هستید.
درضمن ما سالها گناه کردیم نباید که انتظار داشته باشیم یک دفعه معجزه شود.چون عکسش هم باید باشد دیگه.یعنی تا کاره بدی کردیم خدا باید به جای صبر کردن بیاد آبروی ما را ببرد و بر ما بلا نازل کند.
شما باید به جای این که خودت را با این سوالات سرگرم کنی بروی سره اصل مطلب.یعنی شیطان دارد شما را سرگرم میکند تا سراغ اصل مطلب نروید.
هر چیزی که شما را تحریک میکند کنار بگذارید تا شما را به آن گناه نکشد.
از نماز اول وقت کمک بگیر.و از طرف حضرت زهرا س برای سلامتی امام زمان صدقه بدهید.چون صدقه از طرف یک معصوم برای معصومی دیگر است حتما پذیرفته میشود.و شما هم حق واسطه گریتان را انشاالله از حضرت زهرا س که کمند معصومیت هستی است خواهید گرفت.
به گذشته فکر نکن.خدا هست و بوده و خواهد بود.جهان را هم خدا خلق کرده.چرا میخواهی با بحث فلسفی خودت را اذیت کنی.رو به جلو حرکت کن.
شما به وظایف بندگیت عمل کن.خدا خودش خوب میداند کجا وارد شود و چه کاری برای شما انجام دهد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: JohnShepard
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا