کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
«اصحابی کالنجوم، بایّهم اقتدیتم اهتدیتم» ؟؟؟
۱۲:۰۰, ۲۸/اسفند/۹۲
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


بدون مقدمه ...
تمامی عزیزانی که تجربه ای حداقلی در مناظره با اهل سنت داشته باشند،قطعاٌ در لا به لای مناظراتشان با حدیثی روبرو شده اند که دستمایه ای است برای فرار از بحث منطقی.
«اصحابی کالنجوم، بایّهم اقتدیتم اهتدیتم»
در ادامه بر حق جویان و کسانی که رخنه ای در قلوبشان برای نفوذ نور حق مانده است ، ثابت خواهد شد که :
1. اين روايت اشكال سندي دارد.
2. جمعي از علماي اهل سنت دانشگاه الازهر مصر بر عدم صحت اين روايت فتوا داده اند.
3. اين روايت در برابر احاديث مشهور و متواتري است که در شان اهل بيت عصمت و طهارت صادر گرديده است.
4. آيا معقول است كه اصحاب امر به اقتداء به اصحاب شده باشند؟
5. چگونه ممکن است تمسک به هر کدام از صحابه موجب هدايت باشد ؟ صحابه اي که بعضي قاتل و بعضي مقتول، بعضي ظالم و بعضي مظلوم، بعضي لاعن وبعضي ملعونند و بخصوص با وجود انبوه اختلافات بين خلفاء به کداميک اقتداء کنيم ؟

اما برای آنانی که از هر مذهب در صراط مستقیم هستند،یک حرف بس است:
نقل شده است که پس از آنکه مامون دخترش را به امام جواد(علیه السلام) تزويج کرد ، در مجلسي که مامون و امام و يحيي بن اکثم و گروه بسياري در آن حضور داشتند، يحيي‏ به امام گفت:
روايت‏ شده است که جبرئيل به حضور پيامبر رسيد و گفت: يا محمد! خدا به شما سلام مي‏رساند و مي‏گويد: «من از ابوبکر راضي هستم، از او بپرس که آيا او هم از من راضي است؟» نظر شما درباره اين حديث چيست؟

امام فرمود: من منکر فضيلت ابوبکر نيستم، ولي کسي که اين خبر را نقل مي‏کند بايد خبر ديگري را نيز که پيامبر اسلام در حجة الوداع بيان کرد، از نظر دور ندارد.
پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: «کساني که بر من دروغ مي‏بندند، بسيار شده‏ اند و بعد از من نيز بسيار خواهند بود. هر کس به عمد بر من دروغ ببندد، جايگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حديثي از من براي شما نقل شد، آن را به کتاب خدا و سنت من عرضه کنيد، آنچه را که با کتاب خدا و سنت من موافق بود، بگيريد و آنچه را که مخالف کتاب خدا و سنت من بود، رها کنيد.»

به یقین حدیث سازان رسوا خواهند شد ...
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون ، ali-0110 ، Ali#59 ، محب الزهرا ، دل خسته ، السا ، رضا1357 ، دیدگاه نوین ، حضرت عشق ، Aryha ، عبدالرحمن ، MohammadSadra ، mahdy30na

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۳:۵۰, ۳/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/فروردین/۹۳ ۱۴:۲۶ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #11

(۲/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  و اما راجع به بحثی که داغ کرده اید !
بنده در مورد صحت یا عدم صحت این حدیث سخن نگفتم که شما ان را در بوق کرده اید ! بنده در مورد اینکه در شیعه و سنی این حدیث نقل شده است سخن گفتم ....
همان طور که مشاهده میکنید در سایر منابع شیعه و سنی حدیث نقل شده است حالا ضعف یا عدم ضعف ان مطلب دیگری هست

خب فرار شما باز هم مشخص و عیان شد که نمی توانید جواب من که یک بچه متعصب کوچک هستم را بدهید و افترای شما به پیامبر هم مشخص شد!

آیا هر حدیثی را چون نقل شده ما می توانیم به آن استناد کنیم؟؟!!

به علاوه این حدیث در هیچکدام از منابع شیعی آورده نشده و فقط آن را از منابع اهل سنت آورده اند تا رد کنن و مفتضح شدن شما به بهترین شکل و عقب نشینی حقیرانه ی شما به خوبی مشخص شد!

اگر هر حدیثی را بتوان نقل کرد،بنده شما را ارجاع می دهم به حدیث شربت مگس صحیح بخاری و یا حدیثی که که پیغمبر خدا را در خواب مبیند به شکل جوانی زیبا یا حدیثی که خدا موی فرفری دارد! این ها را شما جرات می کنید نقل کنید برادر اهل سنت خلفاء؟؟!!


(۲/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  لزومی نداره راویان احادیث عیون اخبار الرضا حتما در کتابی ذکر شده باشند ! بلکه اگر ذکر شده بانشد و خلاف وثاقت ایشان در کتاب ها ثابت شود ان وقت میتوان احتجاج کرد ....
علی کل حال این حدیث در هر دو طرف شیعه و سنی نقل شده است ...

!!!!!! یعنی به قدری گاف بدی داده اید که اگر یک عالم به علوم حدیث این نظر شما را ببیند تا صبح می خندد!!! برادر اهل سنت. لطفا برید و از مولوی ها و ماموستا های خود کمی در مورد ابتدائیات علوم حدیث بپرسید یا اگر پولی ندارید به بنده آدرس بدهید تا کتاب مصطلح الحدیث بن عثیمین وهابی را برایتان بفرستم تا شاید کمی کمتر گاف بدهید!!!

برادر اهل سنت. اگر ما راوی ای را نشانسیم و برای ما مجهول باشد،آن حدیث از وثاقت و اعتبار نزول میکند و قابل استناد نخواهد بود.

علی کل حال مشخص شد که این حدیث در منابع شیعی اصلا وجود ندارد و برای رد کردن آن از متابع اهل سنت خلفاء آورده اند تا آن را رد کنند.
در کتب اهل سنت هم تصریح شده که این حدیث ضعیف است و جعلی و موضوع است.


(۲/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  حدیث متواتر چنین نیست که همیشه وحی منزل باشد و ضعیف نباشد ! این حدیث متواتر است زیرا در هر دو فرقه شیعه و سنی از ان یاد شده است و مورد بحث و گفتگو در منابع کثیری قرار گرفته است ولی چنین نیست که همیشه خالی از ضعف باشد

Big Grin Big GrinBig Grin Big Grin

با تمام احترامی که برای شما قائل هستم،ولی چون کذب به هم بافته اید باید بگویم لطفا وقتی ذره ای سواد و علم در علوم حدیث ندارید (بی سوادی شما در علوم حدیث مبرهن است) نظر ندهید.

وقتی کسی به قدری بی سواد است که فکر میکند چون حدیثی در منابع فریقین بیایید ، متواتر است اصلا ارزش بحث ندارد.البته انتظاری هم نیست از کسی که تابع خلیفه ای است که میگوید اگر آب نیافتید نماز نخوانید!

گاف سوم شما هم این که شما اصلا نمی دانید حدیث متواتر چیست؟

حدیث متواتر می تواند ضعیف باشد؟؟!! کدام بی سواد جاهلی چنین نظری دارد؟؟!! حدیث متواتر را طبق نظر بسیاری از عالمان حدیث اهل سنت اگر کسی رد کند کافر است.
حدیث متواتر اتفاقا عین وحی منزل است و نمی توان در آن ذره ای تشکیک کرد.مثل این است که بگویید حدیث صحیح ضعیف داریم!!! Big Grin

لطفا کمی بر سواد نداشته ی خودتان بیفزایید تا اینگونه مفتضح نشوید.


(۲/فروردین/۹۳ ۲۳:۴۴)عالم مقدس ملکوت نوشته است:   چند تا بچه متعصب کوچک که دور هم جمع شدند و از هم حمایت میکنند !

چرندیات و شلوغ کاری های دیگری هم که در شان ما گفتید

Heart Heart Heart Heart Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، ali-0110 ، صبح صادق ، Ali#59 ، MohammadSadra ، عبدالرحمن
۲۱:۵۲, ۵/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #12

(۲۸/اسفند/۹۲ ۲۱:۰۲)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  حدیث فوق یک حدیث متواتر و مورد اتفاق شیعه و سنی هست که در کتاب های روایی دو طرف نقل شده است و قابل انکار نیست
قال رسول الله صلی الله علیه و اله : اصحابی کالنجوم اذا بایهم اقتدیتم اهتدیتم : اصحاب من مانند ستارگان اسمان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد

همونطوری که می دونیم،حدیثی متواتر و مورد اتفاق فریقین باشه از بهترین انواع حدیث صحیح هستش.

حالا به اینجا دقت کنید:


نقل قول:بنده در مورد صحت یا عدم صحت این حدیث سخن نگفتم که شما ان را در بوق کرده اید ! بنده در مورد اینکه در شیعه و سنی این حدیث نقل شده است سخن گفتم ....
همان طور که مشاهده میکنید در سایر منابع شیعه و سنی حدیث نقل شده است حالا ضعف یا عدم ضعف ان مطلب دیگری هست

میبینید که اینجا که جناب ملکوت به افتضاح خودشان پی برده اند،فرار به جلو کرده و در روز روشن دروغ می گویند. Big Grin Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: صبح صادق ، Ali#59 ، عبدالرحمن
۱۱:۴۶, ۶/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۸/اسفند/۹۲ ۲۱:۰۲)عالم مقدس ملکوت نوشته است:  حدیث فوق یک حدیث متواتر و مورد اتفاق شیعه و سنی هست که در کتاب های روایی دو طرف نقل شده است و قابل انکار نیست
قال رسول الله صلی الله علیه و اله : اصحابی کالنجوم اذا بایهم اقتدیتم اهتدیتم : اصحاب من مانند ستارگان اسمان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد

بحار الانوار جلد23 باب 7 _ بحارالانوار جلد 35 باب 20 _ ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 334 _ الافصاح صفحه 49 _ رجال النجاشی 1067 فی احوال محمد بن محمد بن نعمان _ الصراط المستقیم جلد 1 الباب الثامن _ الصوارم المهرقه صفحه 3 _ عیون اخبار الرضا علیه السلام جلد2 باب 22
من اصل حدیث ذکر شده در منبع شیعی ایشان را نقل می کنم
حدیثی که از عیون اخبار الرضا نقل کرده اند:

عنه قال: حدثنا الحاكم أبو علي الحسين بن حامد البيهقى، قال: حدثنى محمد بن يحيي الصولى، قال حدثني محمد بن موسى بن نصر الرازي، قال: حدثنى أبي، قال سئل الرضا عليه السلام، عن قول النبي صلى الله عليه وآله وسلم، أصحابي كالنجوم بايهم اقتديتم اهتديتم، وعن قوله عليه السلام،: دعوالى أصحابي. فقال عليه السلام: هذا صحيح يريد من لم يغير، ولم يبدل. قيل: وكيف يعلم أنهم قد غيروا أو بدلوا ؟ قال: لما يروونه من أنه صلى الله عليه وآله وسلم، قال: ليذادن برجال من أصحابي فيقال لي: إنك لا تدري ما أحد ثوا بعدك، فيؤخذ بهم ذات الشمال، فاقول: بعدا لهم وسحقا لهم أفترى هذا لمن لم يغير ولم يبدل.

به ترجمه ی آن دقت بفرماید:

محمد بن موسي بن نصر رازي از پدرش چنين نقل کرده که از حضرت رضا(علیه السلام) درباره ي اين سخن پيامبر پرسيدند که فرمود:« اصحاب من همچون ستارگاني هستند که به هريک اقتدا کنيد، هدايت يابيد.» امام رضا (علیه السلام)فرمود:« اين صحيح است، بدان معني که پس از پيامبر(دين را) تغيير نداده اند و عوض نکرده اند.»
ادامه ی حدیث را دقت بفرماید که گویا جناب عالم مقدس ملکوت نخوانده اند!!!!!
گفته شد: چگونه بفهميم که آنها تغيير نداده اند يا عوض نکرده اند؟
امام رضا (علیه السلام)پاسخ داد:« به دليل روايتي که از پيامبر روايت کرده اند که ( درباره شان) مي فرمايد:« مرداني از اصحاب مرا، روز قيامت از کنار حوض من مي رانند، همانگونه که شتران بيگانه را از آب مي رانند. من مي گويم: خداي من! اصحابم، اصحابم، به من گفته مي شود: تو نمي داني که
بعد از تو چه بدعت هايي پديد آوردند. آنگاه ايشان در زمره ي اصحاب شمال به شمار خواهند آمد. من مي گويم: برايشان دوري و لعنت باد. اينک آيا مي بيني؟ اين( مدح پيشين) براي کساني است که تغيير ندهند و عوض نکنند.»
( عيون اخبارالرضا، ج1، ص 93، ح 33؛ بحارالانوار، ج 28، ص 18؛ سند الامام الرضا عطاردي، ج 2، ص 496)
حقیقت بسیار واضح است و شرحی نیاز نیست!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ELENOR ، صبح صادق ، mahdy30na ، Ali#59 ، عبدالرحمن
۱۷:۵۴, ۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #14
آواتار
با سلام
نقل قول:من در مورد اصل وجود حدیث صحبت کردم که نقل در کتاب های زیادی شده ولی به صحت یا عدم صحت ان اشاره ای نکردم

نقل قول:بنده در مورد اینکه در شیعه و سنی این حدیث نقل شده است سخن گفتم ....


1-لطفا یک نگاه به پست پیشینتان بیندازید

نقل قول:
حدیث فوق یک حدیث متواتر و مورد اتفاق شیعه و سنی هست که در کتاب های روایی دو طرف نقل شده است و قابل انکار نیست

قال رسول الله صلی الله علیه و اله : اصحابی کالنجوم اذا بایهم اقتدیتم اهتدیتم : اصحاب من مانند ستارگان اسمان هستند به هر کدام اقتدا کنید هدایت خواهید شد

بحار الانوار جلد23 باب 7 _ بحارالانوار جلد 35 باب 20 _ ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 334 _ الافصاح صفحه 49 _ رجال النجاشی 1067 فی احوال محمد بن محمد بن نعمان _ الصراط المستقیم جلد 1 الباب الثامن _ الصوارم المهرقه صفحه 3 _ عیون اخبار الرضا علیه السلام جلد2 باب 22

از لحن شما میباره تایید این حدیث مجعول.
و نکته ای که اشاره شد این بود که ما از کتب اهل سنت هم آوردیم که مردود است و ایضا شیعه پس خواهشا مظلوم نمایی و اینکه من منظورم چیز دیگری بود را کنار بگذارید.

2-اول از همه مشخص شد در پست های پیشین که حدیث در اکثر کتب معتبر اهل سنت رد شده است و این حرف مجعول مخالف چیزی است که ما در تاریخ و زمان خلافت امام بزرگوارمان امیرالمومنین(علیه السلام) دیدیم.



ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حضرت عشق ، صبح صادق ، Ali#59 ، عبدالرحمن
۲۰:۰۵, ۱۸/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)


در ارسال چهارم از این تاپیک خواندیم که در بررسی متون معتبر نزد اهل سنت عدم اعتبار این روایت «اصحابی کالنجوم، بایّهم اقتدیتم اهتدیتم» به وضوح قابل اثبات است .

و اما در قدم دوم خواهد آمد :
2. جمعي از علماي اهل سنت دانشگاه الازهر مصر بر عدم صحت اين روايت فتوا داده اند.
مجموعه ای از فتاوا ی علمای الازهر در رد حدیث فوق موجود است که من باب نمونه محدودی از آنها ذیلاٌ تقدیم می گردد:

1 . قول النبى صلى الله علیه وسلم "أصحابى كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم " وهو أیضا ضعیف وقیل موضوع،رواه الدارمى وغیره،وأسانیده ضعیفة .
حدیث «اصحابی کالنجوم...»ضعیف است و گفته شده که آن جعلی است و دارمی و غیر او آن را روایت نموده اند و سلسله سند آن ضعیف است .
فتاوى الأزهر ج8 ص209 المصدر : موقع وزارة الأوقاف المصریة

2 . السؤال : هل من الحدیث ما یقال : أصحابى كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم ؟
الجواب : هذا حدیث ضعیف وقیل موضوع .
جواب : حدیث «اصحابی کالنجوم...»حدیث ضعیفی است.وگفته شده است :جعلی است.
فتاوى الأزهر – ج8 ص209 المصدر : موقع وزارة الأوقاف المصریة

محمَّد بن إبراهیم بن عَبداللطِیف آل الشیخ مفتی مكة مكرمه و رئیس قضات و شؤون اسلامی می نویسد:
أصحابی كالنجوم المعروف عند أَهل الحدیث حقاً أَنه لا یثبت سنده ولا یصلح للاحتجاج فلا تقوم به حجة.
درحدیث «اصحابی کالنجوم...»آنچه که به حق معروف در نزد اهل حدیث است این که این حدیث سند آن قابل اثبات نیست وصلاحیت برای احتجاج را نداشته و هیچ حجتی بر آن قائم نشده است.
فتاوى و رسائل الشیخ محمد بن إبراهیم آل الشیخ ج2 ص7 .

به یقین حدیث سازان رسوا خواهند شد ...
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محب الزهرا ، سید ابراهیم ، mahdy30na ، Ali#59 ، عبدالرحمن
۱۱:۱۹, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

در این پست اثبات خواهد شد :
3. اين روايت در برابر احاديث مشهور و متواتري است که در شان اهل بيت عصمت و طهارت صادر گرديده است.
همچنین عقلاٌ و نقلاٌ بررسی خواهد شد که :
4
. آيا معقول است كه اصحاب امر به اقتداء به اصحاب شده باشند؟
5. چگونه ممکن است تمسک به هر کدام از صحابه موجب هدايت باشد ؟ صحابه اي که بعضي قاتل و بعضي مقتول، بعضي ظالم و بعضي مظلوم، بعضي لاعن وبعضي ملعونند و بخصوص با وجود انبوه اختلافات بين خلفاء به کداميک اقتداء کنيم ؟


پس ازبررسی سندی روایت و نقل اقوال علمای اهل سنت در ضعف وجعل حدیث فوق چند سوال در این جا مطرح است :

1 . این روایت به چه هدف ومنظوری ساخته شده است ؟
اندکی تامل پاسخ را روشن می نماید ، این روایت در برابر احادیث مشهور و متواتری جعل شده که در شان اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام صادر گردیده است .لطفاٌ به احادیث زیر توجه کنید :

قال رسول الله صلی الله علیه وآله : النجوم امان لاهل الارض و اهل بیتی امان لامتی.
ستارگان مایه امنیت اهل زمین واهل بیت من مایه امنیت امت من هستند .
مستدرک حاکم ج3 ص 149
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :
اهل بیتی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم .
اهل بیت من چون ستارگانند که به هر کدام روی آورید هدایت می گردید .
مستدرک حاکم ج3 ص 149
قال رسول الله صلی الله علیه وآله :النجوم امان لاهل الارض من الغرق و اهل بیتی امان لامتی من الاختلاف فاذا خالفتهم قبیله من العرب اختلفوا فصارو حزب ابلیس .
همان گونه که ستارگان آسمان مایه هدایت مردم از گمراهی اند اهل بیت من هم مایه هدایت امت من در اختلافات هستند که اگر قومی از عرب با آن ها مخالفت ورزد از حزب شیطان گردیده است.
مستدرک حاکم ج3 ص 149

2 . و چون باب جعل حدیث باز شد به این جا خواهند رسید که بگویند :
وروى البغوی بسنده عن الحسن قال إن رسول الله صلى الله علیه وسلم قال : « مثل أصحابی فی أمتی كالملح فی الطعام لا یصلح الطعام إلاّ بالملح »
رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند :اصحاب من چون نمک در غذا هستند که غذا بدون آن خوش طعم نخواهد شد .
تفسیرلباب التأویل فی معانی التنزیل، الخازن ، أبو الحسن علی بن محمد بن إبراهیم بن عمر الشیحی، ذیل آیه 59 سوره نساء .
اشكال دلالی حدیث:

بر فرض محال که حدیث فوق صحیح بوده و از رسول خدا صلی الله علیه وآله صادر شده باشد اما آیا در حالی که مخاطب این روایت ، صحابه بوده اند چگونه ممکن است که آن حضرت صحابه را امر به اقتداء واهتداء به خود صحابه نموده باشند ؟
و اگرتسلیم شده و چنین فرضی را بپذیریم باز هم این امر متوجه صحابه نسبت به تبعیت از اهل بیت رسول اکرم صلی الله علیه وآله و سلم خواهد بود . چون روایات مستفیضه و فراوانی داریم که آن حضرت صحابه را نسبت به تبعیت از اهل بیت خود امر می فرمودند . کما این که در حدیث شریف ثقلین چنین فرمودند . و چه ستارگانی از اهل بیت پیامبر بالا تر وبهتر برای اهتداء و اقتداء باشند ؟
همچنین این روایت با حکم عقل نیز منافات دارد چرا که چگونه ممکن است تمسک به هر کدام از صحابه موجب هدایت باشد ؟ صحابه ای که بعضی قاتل و بعضی مقتول ، بعضی ظالم و بعضی مظلوم ، بعضی لاعن وبعضی ملعونند .
راستی با وجود انبوه اختلافات بین امیر المومنین علی بن ابی طالب علیهماالسلام وابوبکر وعمر و عثمان به کدامیک اقتداء کنیم ؟
چرا که امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام و عباس عموی پیامبر اکرم ، ابوبکر و عمر را دروغگو ، گناهکار، پیمان شکن و خائن می دانستند.

به این عبارت دقت کنید مسلم در صحیحش می گوید :
فلمّا توفّی رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم ، قال أبو بكر: أنا ولی رسول اللّه ، ... فقال أبو بكر: قال رسول اللّه صلى الله علیه وسلم : نحن معاشر الأنبیاء لا نورث، ما تركناه فهو صدقة، فرأیتماه كاذباً آثماً غادراً خائناً،... ثمّ توفّی أبو بكر فقلت: أنا ولیّ رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم و ولی أبی بكر، فرأیتمانی كاذباً آثماً غادراً خائناً .
زمانی که رسول خدا (صلى اللّه علیه و آله) وسلم از دنیا رفت ، ابوبکر گفت من جانشین رسول خدا هستم . أبو بكر گفت : رسول اللّه (صلى الله علیه وآله) و سلم فرموده است ما گروه پیامبران بعد از خود ارثی به جا نمی گذاریم ، هر آن چه بعد از خود به جا می گذاریم صدقه است ( و باید برای عموم مسلمین صرف شود ) شما نظرتان این بود که ابوبکر در گفتارش درغگو ، گناهکار، پیمان شکن و خائن است. سپس ابوبکر از دنیا رفت (بعد از مرگ او) من گفتم : من جانشین رسول خدا و ابوبکر هستم شما مرا هم مانند ابوبکر درغگو ، گناهکار ، پیمان شکن و خائن دانستید .
صحیح مسلم ج 5 ص 152، كتاب الجهاد باب 15 حكم الفئ حدیث 49، فتح الباری ج 6 ص 144.
یا در جای دیگر بخاری می گوید :‌

ولكنّك استبددت علینا بالأمر وكنّا نرى لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم نصیباً حتّى فاضت عینا أبى بكر...
امیرالمؤمنین علی علیه السلام به ابوبکر فرمود : تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودی و ما بواسطه قرابت و خویشاوندیمان با رسول خدا معتقدیم که حق و نصیبی در خلافت بعد از رسول خدا داریم ( این سخنان را حضرت ادامه دادند) تا اشک از چشمان ابوبکر جاری شد .
صحیح البخارى: ج 5 ص82، كتاب المغازی، باب غزوة خیبر.
ایضاٌ در صحیح مسلم آمده :
استبددت علینا بالأمر وكنّا نحن نرى لنا حقّاً لقرابتنا من رسول اللّه صلى اللّه علیه وسلم...
امیرالمؤمنین(علیه السلام) به ابوبکر فرمود : تو در امر خلافت با ما مستبدانه برخورد نمودی و ما بواسطه قرابت و خویشاوندیمان با رسول خدا معتقدیم که حق خلافت بعد از رسول خدا از آنِ ماست .
صحیح مسلم : ج 5 ، ص154.

حال با توجه به این همه اختلاف بین امیر المومنین علی علیه السلام و بعضی از صحابه آیا در جنگ صفین این سوی میدان به معاویه و عمروعاص اقتداء کنیم ودر سپاه او باشیم یا سوی دیگر میدان و در سپاه امیرالمومنین علی علیه السلام ؟ و حال آن که همه از صحابه بودند و آن گاه دیگر گروه حق و باطل معنی نخواهد داشت چون چه در سپاه حقّ وچه در سپاه باطل در هر دو حال اهل بهشت خواهی بود !!!
اگر به معاویه و عمرو عاص و طلحه وزبیر که همه از صحابه پیامبر بودند اقتداء کنی لازمه اش قتال و جنگ وستیز با امیرالمومنین علی بن ابی طالب علیهما السلام و کشتن و به شهادت رساندن دو فرزند بزرگوارش امام حسن و امام حسین سیدا شباب اهل الجنه خواهد بود و جالب این که قاتل و مقتول و ظالم و مظلوم در بهشت و جنّت جای خواهند داشت !!!
از یک سو با اقتداء به طلحه وزبیر و بعضی مشوّقین این دو که عوامل قتل عثمان بودند هدایت یافته ایم و از سوی دیگر با اقتداء به کسانی که پیراهن عثمان را بر نیزه کردند و به خون خواهی او بر خاستند و در هر گروه هم که باشیم فرق نمی کند چون در هر حال به صحابه پیامبر اقتداء کرده ایم !!!
گاهی با اقتداء به صحابی چون خالد بن ولید قتل مومنی بی گناه و مظلوم چون مالک بن نویره صحابی دیگر رسول خدا و زنا نمودن با همسر او در همان شب وگاهی با اقتداء به حکم بن ابی العاص استهزاء و تمسخر رسول خدا و گاهی با اقتداء به فرزندش مروان و گاهی بسر بن ارطاه کشتار دیگران جایز خواهد بود. وگاهی با اقتداء به سمره بن جندب و قدامه بن مظعون شرب خمر و میگساری و هزاران فسق و فجور دیگر که بعضی از صحابه مرتکب بودند حلال خواهد بود ودر هر حال تو به صحابی پیامبر اقتداء کرده ای و رستگار گشته ای و جایگاهت نیز در بهشت خواهد بود !!!

به یقین حدیث سازان رسوا خواهند شد ...
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، MohammadSadra ، Woodi2020 ، Ali#59 ، عبدالرحمن ، محب الزهرا
۱۹:۲۸, ۱۹/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #17
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

قدم دیگری که در رد حدیث «نجوم» می توان به محکمی برداشت،نگاه پیشوایان و ائمه حدیث اهل سنّت و بزرگان آنان در خصوص راویان این حدیث به نقل از کتب رجالی معتبر ایشان است.اسنادی که ذیلاٌ تقدیم می گردد قلیلی است از کثیر موجود که جهت جلوگیری از به درازا رفتن سخن مجبور به قناعت به آن هستم.

زین الدین عراقی که ذکر حالات وی را می توان در همه کتب تراجم ملاحظه نمود؛ از جمله در طبقات القراء، الضّوء اللامع، البدر الطالع و شذرات الذهب درباره حدیث «نجوم» می گوید:
عبد بن حمید در «مسند» خود، آن را از روایت عبدالرحیم بن زید عمّی از پدرش از ابن مسیّب از ابن عمر آورده است، و اظهار داشته که بزّار درباره حدیث گفته است: «منکرٌ لایصح».

و ابن عدی آن را در «الکامل» از روایت حمزة بن أبی حمزة نصیبی از نافع از ابن عمر به لفظ «فایهم اخذتم بقوله، اهتدیتم» آورده و گفته است: «و اسناده ضعیف من أجل حمزة فقد اتهم بالکذب».

و نیز بیهقی آن را در «المدخل» از حدیث عمرو، از حدیث ابن عباس و به همین گونه از طریق دیگر به نحو ارسال آورده و گفته است: «متنه مشهور و أسانیده ضعیفة لم یثبت فی هذا إسناد»
.

گفتنی است که ابن معین، رجالیِ معروف، درباره عبدالرحیم بن زید عمّی، یکی از کسانی که در حدیث فوق از راویان بوده، در «الموضوعات» چنین می گوید: «عبدالرحیم بن زید کذاب لیس بشی».

و بخاری در «العفاء» گفته:
«وهو أی عبدالرحیم متروک» و درباره حمزه جزری، راوی دیگری که او نیز حدیث را نقل کرده می گوید: «وحمزة هذا ساقط متروک».

ابن جوزی که حالات او با مدح و ثنا در تاریخ ابن کثیر، وفیات الأعیان، تتمة المختصر، الاعلام و... آمده است،در زمینه حدیث «نجوم» می گوید:
صحت این روایت، از ناحیه دو راوی، محل تردید است و لذا قابل اعتنا نیست؛ یکی نعیم بن حماد که مورد قدح و خدش است، و دیگری عبدالرحیم بن زید عمّی که یحیی بن معین درباره او گفته است: «عبدالرحیم فردی کذّاب و دروغگو است».


ابن عبدالبر که شرح حالات وی در اغلب کتب تراجم مانند وفیات الأعیان، مرآة الجنان، المختصر، تذکرة الحفاظ و... وجود دارد.در این روایت، إسنادی غیر از آنچه که بزّار از سلام بن سلیم نقل کرده، آورده است به این عبارت:
«حدثنا الحارث بن غصین، عن الأعمش، عن ابی سفیان، عن جابر؛ قال قال رسول الله ص : «اصحابی کالنجوم بایهم اقتدیتم اهتدیتم». قال ابوعمرو: «هذا إسناد لاتقوم به حجّة، لأن الحارث بن غصین مجهولٌ».بنابراین، وی با ایراد خدشه در حارث بن غصین به عنوان یکی از رجال سند، جنبه سندی روایت را مخدوش دانسته است.

ابن عدی که مورد مدح و ستایش بسیار ارباب معاجم است؛ از آن جمله: تذکرة الحفاظ، شذرات الذهب و مرآة الجنان،حدیث «نجوم» را در کتاب خود (الکامل) که موضوع آن کتاب معرفی محدثان ضعیف و جعلیات آنهاست، در شرح حال «جعفر بن عبدالواحد هاشمی قاضی» و «حمزه جَزَری نصیبی» آورده است،وی با خدشه در رجال اسانید حدیث «نجوم» از جمله «حمزه نصیبی» که در زمره ضعفای محدّثان است، سند این حدیث را مورد قدح قرار داده است.

ابن حجر عسقلانی که در تمام کتب تراجم از وی به شایستگی یاد شده است؛ از جمله در حسن المحاضرة، البدر الطالع، الضوء اللامع و شذرات الذهب.در خصوص حدیث «نجوم» چنین می گوید:
حدیث «اصحابی کالنجوم فبایهم اقتدیتم اهتدیتم» را دار قطنی در «المؤلف» از روایت سلام بن سلیم از حارث بن غصین از اعمش، از ابی سفیان از جابر، مرفوعاً نقل کرده و گفته است: .
و آن را از طریق حمید بن زید در «غرائب مالک» از مالک، از جعفر بن محمد، از پدرش، از جابر، در اثنای حدیثی نقل کرده که در آن آمده است: «فبایّ قول اصحابی اخذتم اهتدیتم، انما مثل اصحابی مثل النجوم من اخذ بنجم منها اهتدی» و گفته است: «لایثبت عن مالک، و رواته دون مالک مجهولون».

و خطیب آن را در «الرواة» از مالک از طریق حسن بن مهدی عن عبدة المروزی از محمد بن احمد السکونی، از بکر بن عیسی المروزی از ابو یحیی از جمیل نقل کرده و راویان آن را ضعیف دانسته است.

و عبد بن حمید و دار قطنی آن را در «الفضائل» از حدیث حمزه جزری از نافع از ابن حمزه نقل کرده و گفته اند: «و حمزة اتّهموه بالوضع».

و ابن طاهر صاحب «قانون الموضوعات»، آن را از روایت بشر بن حسن از زبیری، از أنس، روایت کرده است: «وبشرٌ کان متهماً ایضاً».

و بیهقی آن را در «المدخل» از روایتِ جویبر از ضحاک، از ابن عباس نقل کرده است «وجویبر متروک».
و نیز از روایتِ جویبر از جوّاب بن عبیدالله آن را مرفوعاً آورده است «وهو مرسل».
همچنین در «المدخل» از ابن عمر روایت کرده است که: «سألت ربی فیما یختلف فیه اصحابی من بعدی، فاوحی الیّ یا محمد، اصحابک عندی بمنزلة النجوم فی السماء بعضها أضوء من بعض فمن اخذ بشی ء مما هم علیه من اختلافهم فهو عندی علی هدی» و «فی اسناده عبدالرحیم بن زید العمّی و هو متروک».

ابن جوزی در «العلل» آورده که: «هذا لا یصح» و نُعَیم مخدوش است، و ابن معین عبدالرحیم را کذّاب و دروغگو دانسته است، و در «المیزان» آورده که: «هذا الحدیث باطل» و ابن حجر در «تخریج المختصر» گفته است: [حدیث نجوم] حدیثی غریب است که درباره آن از بزار سؤال شد و او در پاسخ گفت: «لا یصح هذا الکلام عن النبی صلی الله علیه وسلم»
.

در خانه اگر کس است،یک حرف بس است ...

به یقین حدیث سازان رسوا خواهند شد ...
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، Ali#59 ، عبدالرحمن ، محب الزهرا
۱۹:۱۰, ۲۰/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #18
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

در پستهای قبلی مستنداٌ با دلایل عقلی و نقلی ثابت شد که:
1. اين روايت اشكال سندي دارد.
2. جمعي از علماي اهل سنت دانشگاه الازهر مصر بر عدم صحت اين روايت فتوا داده اند.
3. اين روايت در برابر احاديث مشهور و متواتري است که در شان اهل بيت عصمت و طهارت صادر گرديده است.
4. به هیچ طریقی معقول نیست كه اصحاب امر به اقتداء به اصحاب شده باشند؟
5. قطعاٌ ممکن نخواهد بود که تمسک به هر کدام از صحابه که بعضي قاتل و بعضي مقتول، بعضي ظالم و بعضي مظلوم و بعضي لاعن وبعضي ملعونند موجب هدايت باشد ؟
6. در نگاه پیشوایان و ائمه حدیث اهل سنّت و به نقل از کتب رجالی معتبر ایشان،در تمامی طرق روایت شده این حدیث راویانی مجهول ، کذاب ،مخدوش و متروک وجود دارند.


مطالبی که در ادامه می آید نتیجه جستجو همین حدیث در یکی از سایتهای معتبر اهل سنت
با آدرس
http://dorar.net/hadith.php است که توجه عزیزان را به آن جلب می کنم :


243196 ، إنما مثل أصحابی كمثل النجوم أو أصحابی كالنجوم فأیها اقتدوا اهتدوا
الراوی: عبدالله بن عمر ، خلاصة الدرجة: لا یصح ، المحدث: البزار ، المصدر: جامع بیان العلم وفضله ، الصفحة أو الرقم: 2/924


15 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: موضوع ، المحدث: ابن حزم ، المصدر: أصول الأحكام ، الصفحة أو الرقم: 2/251

243199 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر ، خلاصة الدرجة: إسناده لا تقوم به حجة ، المحدث: ابن عبدالبر ، المصدر: جامع بیان العلم وفضله ، الصفحة أو الرقم: 2/925

168348، أهل بیتی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: إبراهیم بن نبیط ، خلاصة الدرجة: [من روایة أحمد بن إسحاق وفیها بلایا] ، المحدث: الذهبی ، المصدر: میزان الاعتدال ، الصفحة أو الرقم:1/82

166070، أصحابی كالنجوم من اقتدى بشیء منها اهتدى
الراوی: أبو هریرة ، خلاصة الدرجة: [هذا] من بلایا جعفر الهاشمی ، المحدث: الذهبی ، المصدر: میزان الاعتدال ، الصفحة أو الرقم: 1/413

147930 ، أصحابی كالنجوم من اقتدى بشیء منها اهتدى
الراوی: أبو هریرة ، خلاصة الدرجة: [فیه] جعفر بن عبد الواحد الهاشمی : واه ، المحدث: ابن الملقن ، المصدر: البدر المنیر ، الصفحة أو الرقم: 9/585

147929 ، ما لم تؤتوا به من كتاب الله ولم یكن منی سنة فإلى أصحابی فإنهم كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: [فیه] جمیل بن یزید لا أعرفه ، المحدث: ابن الملقن ، المصدر: البدر المنیر ، الصفحة أو الرقم: 9/585

173719 ، أصحابی كالنجوم بأیهم أخذتم بقوله اهتدیتم
الراوی: عبدالله بن عمر ، خلاصة الدرجة: [فیه] حمزة بن أبی حمزة : واه ، المحدث: ابن الملقن ، المصدر: البدر المنیر ، الصفحة أو الرقم: 9/585

241661 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: عبدالله بن عمر و عمر بن الخطاب و أبو هریرة ، خلاصة الدرجة: أسانیدها كلها ضعیفة ، المحدث: ابن الملقن ، المصدر: خلاصة البدر المنیر ، الصفحة أو الرقم: 2/431

164535 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: [فیه] سلام المدائنی قال ابن طاهر ضعیف ، المحدث: الزیلعی ، المصدر: تخریج الكشاف ، الصفحة أو الرقم: 2/230

57028، أصحابی كالنجوم بأیهم أخذتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: إسناده ضعیف من أجل حمزة فقد اتهم بالكذب ، المحدث: العراقی ، المصدر: مختصر المنهاج ، الصفحة أو الرقم: 55

115724 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: مرفوع [وفیه] سلام بن سلیم ضعیف ، المحدث: ابن حجر العسقلانی ، المصدر: الكافی الشاف ، الصفحة أو الرقم: 161

134451 ، أصحابی كالنجوم ، بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: عبدالله بن عمر ، خلاصة الدرجة: [فیه] حمزة ضعیف جدا [وروی من طریقین الأولى فیها من لا یعرف والأخرى فیها كذاب وبإسناد آخر عواه عن أنس] ، المحدث: ابن حجر العسقلانی ، المصدر: تلخیص الحبیر ، الصفحة أو الرقم: 4/1567

191427 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: عبدالله بن عمر ، خلاصة الدرجة: فیه حمزة النصیبنی ضعفوه وغیره من الضعفاء ، المحدث: الصنعانی ، المصدر: العدة على الإحكام ، الصفحة أو الرقم: 1/20

121560 ، أصحابی كالنجوم بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله و ابن عباس ، خلاصة الدرجة: صرح أئمة الجرح والتعدیل بأنه لا یصح منها شیء، وأن هذا الحدیث لم یثبت عن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم ، المحدث: الشوكانی ، المصدر: الفتح الربانی ، الصفحة أو الرقم: 5/2179

87218 ، أهل بیتی كالنجوم ، بأیهم اقتدیتم ؛ اهتدیتم
الراوی: نبیط بن شریط ، خلاصة الدرجة: موضوع ، المحدث: الألبانی ، المصدر: السلسلة الضعیفة ، الصفحة أو الرقم: 62

4096 ، أصحابی كالنجوم ، بأیهم اقتدیتم اهتدیتم
الراوی: جابر بن عبدالله ، خلاصة الدرجة: موضوع ، المحدث: الألبانی ، المصدر: السلسلة الضعیفة ، الصفحة أو الرقم: 58

104419 ، سألت ربی عن اختلاف أصحابی من بعدی ؟ فأوحى إلی : یا محمد ! إن أصحابك عندی بمنزلة النجوم فی السماء ، بعضها أقوى من بعض ، ولكل نور ، فمن أخذ بشیء مما هم علیه من اختلافهم ؛ فهو عندی على هدى ، قال : وأصحابی كالنجوم ؛ فبأیهم اقتدیتم اهتدیتم .
الراوی: عمر بن الخطاب ، خلاصة الدرجة: باطل و إسناده واهٍ جدا ، المحدث: الألبانی ، المصدر: مشكاة المصابیح ، الصفحة أو الرقم: 5964

در خانه اگر کس است،یک حرف بس است ...

به یقین حدیث سازان رسوا خواهند شد ...
انشاالله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، MohammadSadra ، عبدالرحمن ، محب الزهرا
۱۹:۱۹, ۲۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #19
آواتار
بسم رب الحیدر
الحمدلله الذی جعلنا من المتمسکین بولایت علی بن ابیطالب(علیه السلام)

به یقین بر کسانی که با دیده انصاف و نگاهی به دور از تعصب به براهین و مسانید عرضه شده در این تاپیک بنگرند ثابت خواهد شد که نه تنها حدیث «اصحابی کالنجوم، بایّهم اقتدیتم اهتدیتم» از جعلیات حدیث سازان اجیر شده است ، بلکه حربه ای است بسیار حقیرانه برای رویارویی با احادیث بلند و متواتري که در شان اهل بيت عصمت و طهارت(علیه السلام) صادر گرديده است.وصد البته بر کسانی که خود را به خواب غفلت زده اند و پنبه بی منطقی را در گوش خود فرو کرده اند ندای از جنس حق نخواهد رسید.
علیهذا حسن ختام این تاپیک سخنی است از جنس حق که بر حق جویان مسیرش شهدی است گوارا تر از عسل و ایضاٌ بر تاریک دلان و حرام خوردگان ، خوراکی بدتر از زقوم و آبی ناگوارتر از حمیم،باشد که متذکر شویم.انشاالله.

نقل شده است كه پس از آنكه مامون دخترش را به امام جواد(علیه السلام) تزويج كرد در مجلسى كه مامون و امام(علیه السلام) و يحيى بن اكثم و گروه بسيارى در آن حضور داشتند، يحيى‏ به امام گفت:
روايت‏ شده است كه جبرئيل به حضور پيامبر رسيد و گفت: يا محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)! خدا به شما سلام مى ‏رساند و مى‏ گويد: «من از ابوبكر راضى هستم، از او بپرس كه آيا او هم از من راضى است؟ » . نظر شما درباره اين حديث چيست؟ (1)
امام فرمود: من منكر فضيلت ابوبكر نيستم، ولى كسى كه اين خبر را نقل مى‏ كند بايد خبر ديگرى را نيز كه پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در حجة الوداع بيان كرد، از نظر دور ندارد. پيامبر فرمود: «كسانى كه بر من دروغ مى ‏بندند، بسيار شده ‏اند و بعد از من نيز بسيار خواهند بود. هر كس به عمد بر من دروغ ببندد، جايگاهش در آتش خواهد بود. پس چون حديثى از من براى شما نقل شد، آن را به كتاب خدا و سنت من عرضه كنيد، آنچه را كه با كتاب خدا و سنت من موافق بود، بگيريد و آنچه را كه مخالف كتاب خدا و سنت من بود، رها كنيد» .
امام جواد افزود: اين روايت (درباره ابوبكر) با كتاب خدا سازگار نيست، زيرا خداوند فرموده است: «ما انسان را آفريديم و مى‏ دانيم در دلش چه چيز مى ‏گذرد و ما از رگ گردن به او نزديكتريم‏» (2) .
آيا خشنودى و ناخشنودى ابوبكر بر خدا پوشيده بوده است تا آن را از پيامبر بپرسد؟ ! اين عقلاٌ محال است.

يحيى گفت: روايت‏ شده است كه: «ابوبكر و عمر در زمين، مانند جبرئيل در آسمان هستند» .
حضرت فرمود: درباره اين حديث نيز بايد دقت شود، چرا كه جبرئيل و ميكائيل دو فرشته مقرب درگاه خداوند هستند و هرگز گناهى از آن دو سر نزده است و لحظه اى از دايره اطاعت خدا خارج نشده اند، ولى ابوبكر و عمر مشرك بوده اند، و هر چند پس از ظهور اسلام مسلمان شده اند، اما اكثر دوران عمرشان را در شرك و بت پرستى سپرى كرده اند، بنابر اين محال است كه خدا آن دو را به جبرئيل و ميكائيل تشبيه كند.

يحيى گفت: همچنين روايت‏ شده است كه: «ابو بكر و عمر دو سرور پيران اهل بهشتند» (3) . درباره اين حديث چه مى‏ گوييد؟
حضرت فرمود: اين روايت نيز محال است كه درست‏ باشد، زيرا بهشتيان همگى جوانند و پيرى در ميان آنان يافت نمى‏شود (تا ابو بكر و عمر سرور آنان باشند! ) اين روايت را بنى اميه، در مقابل حديثى كه از پيامبر اسلام (صلى الله عليه و آله و سلم) درباره حسن و حسين(علیه السلام) نقل شده است كه «حسن و حسين دو سرور جوانان اهل بهشتند» ، جعل كرده اند.

يحيى گفت: روايت‏ شده است كه «عمر بن خطاب چراغ اهل بهشت است‏».
حضرت فرمود: اين نيز محال است؛زيرا در بهشت، فرشتگان مقرب خدا، آدم، محمد (صلى الله عليه و آله و سلم) و همه انبياء و فرستادگان خدا حضور دارند، چطور بهشت با نور اينها روشن نمى ‏شود ولى با نور عمر روشن مى‏ گردد؟!

يحيى اظهار داشت: روايت‏ شده است كه «سكينه‏» به زبان عمر سخن مى ‏گويد (عمر هر چه گويد، از جانب ملك و فرشته مى‏ گويد).
حضرت فرمود: من منكر فضيلت عمر نيستم؛ولى ابوبكر، با آنكه از عمر افضل است، بالاى منبر مى‏ گفت: «من شيطانى دارم كه مرا منحرف مى‏ كند، هرگاه‏ ديديد از راه راست منحرف شدم، مرا به راه درست باز آوريد» .

يحيى گفت: روايت‏ شده است كه پيامبر فرمود: «اگر من به پيامبرى مبعوث نمى ‏شدم، حتماٌ عمر مبعوث مى ‏شد» (4)
امام فرمود: كتاب خدا (قرآن) از اين حديث راست تر است، خدا در كتابش فرموده است: «به خاطر بياور هنگامى را كه از پيامبران پيمان گرفتيم، و از تو و از نوح... » (5) . از اين آيه صريحاٌ بر مى ‏آيد كه خداوند از پيامبران پيمان گرفته است، در اين صورت چگونه ممكن است پيمان خود را تبديل كند؟ هيچ يك از پيامبران به قدر چشم به هم زدن به خدا شرك نورزيده‏ اند، چگونه خدا كسى را به پيامبرى مبعوث مى ‏كند كه بيشتر عمر خود را با شرك به خدا سپرى كرده است؟! و نيز پيامبر فرمود: «در حالى كه آدم بين روح و جسد بود (هنوز آفريده نشده بود) من پيامبر شدم‏» .

باز يحيى گفت: روايت شده است كه پيامبر فرمود: «هيچگاه وحى از من قطع نشد، مگر آنكه گمان بردم كه به خاندان خطاب (پدر عمر) نازل شده است‏» ، يعنى نبوت از من به آنها منتقل شده است.
حضرت فرمود: اين نيز محال است، زيرا امكان ندارد كه پيامبر در نبوت خود شك كند، خداوند مى ‏فرمايد: «خداوند از فرشتگان و همچنين از انسانها رسولانى بر مى‏ گزيند» (6) . (بنابر اين، با گزينش الهى، ديگر جاى شكى براى پيامبر در باب پيامبرى خويش وجود ندارد).

يحيى گفت: روايت‏ شده است كه پيامبر (صلى الله عليه و آله و سلم) فرمود: «اگر عذاب نازل مى ‏شد، كسى جز عمر از آن نجات نمى ‏يافت‏».
حضرت فرمود: اين نيز محال است، زيرا خداوند به پيامبر اسلام فرموده است: «و مادام كه تو در ميان آنان هستى، خداوند آنان را عذاب نمى ‏كند و نيز مادام كه استغفار مى‏ كنند، خدا عذابشان نمى ‏كند» (7). بدين ترتيب تا زمانى كه پيامبر در ميان مردم است و تا زمانى كه مسلمانان استغفار مى‏ كنند، خداوند آنان را عذاب نمى‏ كند (8) .

پی نوشتها :
1) علامه امينى در كتاب الغدير (ج 5، ص 321) مى ‏نويسد: اين حديث دروغ و از احاديث مجعول محمد بن بابشاذ است.
2) «و لقد خلقنا الانسان و نعلم ما توسوس به نفسه و نحن اقرب اليه من حبل الوريد» (سوره ق: 16) .
3) علامه امينى اين حديث را از برساخته‏ هاى «يحيى بن عنبسة‏» شمرده و غير قابل قبول مى‏ داند، زيرا يحيى شخصى جاعل حديث و دغلكار بوده است (الغدير، ج 5، ص 322) . «ذهبى‏» نيز «يحيى بن عنبسه‏» را جاعل حديث و دغلكار و دروغگو مى‏ داند و او را معلوم الحال شمرده و احاديثش را مردود معرفى مى‏كند (ميزان الاعتدال، ج 4، ص 400) .
4) علامه امينى ثابت كرده است كه راويان اين حديث دروغگو بوده اند (الغدير، ج 5، ص 312 و 316) .
5) «و اذ اخذنا من النبيين ميثاقهم و منك و من نوح‏» (سوره احزاب: 7)
6) «الله يصطفي من الملائكة رسلا و من الناس‏» (سوره حج: 75)
7) «و ما كان الله ليعذبهم و انت فيهم و ما كان الله معذبهم و هم يستغفرون‏» (سوره انفال: 33)
8) طبرسى، احتجاج، ص 247و248 - مجلسى، بحار الانوار،، ج 50، ص 80-83.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ​ـــ

به یقین حدیث سازان رسوا خ
واهند شد ...
اللهم عجل لولیک الفرج.انشاالله.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، Woodi2020 ، MohammadSadra ، محب الزهرا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا