|
به نام حضرت عشق!(درد دلی با خدا)
|
|
۱۵:۳۲, ۱/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۵۰ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
لطف کنید با حوصله متن رو کامل بخونید! متن از خودم هست، خوشحال میشم اگه مشکلی داشت بگید! به نام حضرت عشق ... به نام حضرت عشق، به نام آنکه هر چه دارم نعمتش ، وهرچه که ندارم حکمتش. به نـام او که هرچه می خواهم از او تمنا می کنم. و به نـام کسی که سر منشأ تمام خوبی ها وزیبایی های عالم است، وبه نـام خدایی که تمام نعماتش را برای رشد و کمال من انسان گمارده . به نـام آن با عظمت و قدرتمندی که این نظام هستی، تنها رشحه ای از نیروی لا یزال او می باشد. و به نـام آن واحد و احد که علت و آغازی برای وجودش نیست و خود تنها علت ودلیل این نظام هستی و مخلوقات آن است. و به نـام او که در تمام تنهایی هایم مونس جان و مایه امید من بوده و هست. به نـام آنکه در آفرینـش هیـچ موجـودی به غیر از مـن انسـان ((تبـارک الله احـسن الخـالقیـن)) نگـفت. و به نـام حضرت دوست که هر جا پای گذارم جای اوست، وبه نـام آنکه تنها تمام افعـالم را به امید قربش آغاز و به امید رضایش به انجام می رسانم. (ان شاء الله) به نـام آنکه هر لحظه دارد ملاحظه ام می کند حتی به هنگامه گناه و عصیان. (هیهات) و به نـام آنکه به هنگام بی حیـایی ام مرا می بیند و پس از اسـتغفار و پشیـمانی خـطاو عصـیانم را نادیده می گیرد و حتی از نامه اعمالم محو می گرداند و از یاد فرشته ای که آن گناه را دیده می برد. دوستت دارم... خیلی دوستـت دارم خـدا زیرا هر اندازه به من خیـر رساندی و نعمـتم دادی، من آن خیـر و نیکی ات را با غفلت و بی وفـایی پاسخ دادم ، ولی تو به خاطرنعمتت هیچ منتی بر سرم ننهادی. و اینک خدایـا این منم که عملی برای همنشینی با محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وآلش(علیه السلام) در بهشت و طاقت دوری از تو و حرارت دوزخت را ندارم و اکنون کار به عفـو و کرمت رسیده ، پس ...[/b] و ای اله من، هیهات از اینکه غفار الذنوب نباشی، چه اینکه خود فرمودی مرا به این نام بخوانید ، و هیهات از اینکه تو ما را نبخشایی ...! [/b] نبخشایی...! نبخشایی ...! چون شنیده ام تو حتی به بندگان نا امید هم لطف و کرم می کنی چه رسد به مایی که تنها امیدمان تویی و تنها تو را داریم، و مایی که هر هفته شب های جمعه با فریاد الهی العفو و دعای کمیل به در خانه ات می آییم و به بهانه روضه فاطمه ،علی و فرزندانشان (علیهم السلام) و درد دل با امام زمان(عجل الله) گرد هم جمع می شویم تا از خطاهایمان چشم پوشی نمایی. به نام آنکه بهترین مخلوقاتش را هم برای آدمیت من انسان قرار داد اما این من آدم نشدم. و به نام آنکه ولیش، نفس رسول را بعد از او برای هدایت ما قرار داد اما ما با ا وچه کردیم که ایشانرا اولین مظلوم عالم خواندند. [b]و به نام آنکه زیبایی، وقار، عفت، شجاعت، متانت و هر صفت خوب دیگری که در خدا وجود دارد در وجود دختری به نام فاطمه تجلی داد و آن را هدیه به رسول خود کرد و شاید آن هنگام که داشت او را به رسولش عطا می کرد فرمود: ای رسولم خیلی مواظب او باش. زیرا او بسیار لطیف و ظریف است. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱:۰۶, ۵/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/شهریور/۹۳ ۱:۰۷ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
*********************************************************************سلام بر بهترین! سلام بر تنها رفیق تنهایی هایم! (یا رفیق من لا رفیق له) تنها که می شوم بیشتر به یادت هستم و به سویت نزدیک تر می شوم! انگار وقتی تنها می وشم شباهتی به تو پیدا می کنم! آخر، تو نیز تنهایی! ای اله من! ای یاور و مونس گرفتاری هایم! (یا انیس من لا انیس له) ای که در خوشی هایم فراموشت می کنم! فراموشم نکن! می دانم که فراموشم نمی کنی! که اگر فراموشم کنی دیگر وجودی نخواهم داشت! هر جا که توانی برایم بود دست خلقت را گرفتم و کمکش کردم! تنهایم گذاشته اند! می شونی صدایم را...؟ گرفتار شده ام خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااا! دستم را بگیر! الهی! خُذ بِیَدی!
|
|||
|
|
۱:۵۶, ۱۰/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
آآآآه! الهی! این آه ازسینه ای پر درد بیرون آمده است! این آه از قلبی شکسته تجلی کرده است! راست گفته ای که: (أنا عند قلوب منکسرة)؟ قلبم داشت پر از بی تو بودن میشد! اندکی بیش نمانده بود که زنگار گناهان داشت قلبم را می میراند! اما باز هم ...
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








*********************************************************************