|
پنج باور اشتباه در ازدواج !!!
|
|
۲۱:۵۴, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
پنج باور اشتباه در ازدواج ![]() [color=#777]مرضیه علمدار .ب[/color] باورهای نادرست درباره ازدواج، یکی دوتا نیستند و معدودی که به آن اشاره میشود، تنها مشتی نمونه خروار است: باورهای نادرست درباره ازدواج، یکی دوتا نیستند و معدودی که به آن اشاره میشود، تنها مشتی نمونه خروار است:ناشر : روزنامه جام جم 7 اسفند 92
ازدواج نوعی تغییر است و هر تغییری چه مثبت و چه منفی، استرسزاست. ازدواج به عنوان تغییری مثبت و مهم، فشار روانی زیادی به بار میآورد. اگر والدین با این دید به ازدواج نگاه کنند، متوجه خواهند شد ازدواج نه تنها به درمان بیماریهای روانی کمکی نمیکند بلکه به عنوان یک عامل استرسزا میتواند این بیماریها را تشدید کند بنابراین اگر قرار است ازدواجی انجام شود، بهتر است زمانی باشد که بیماری روانی فرد درمان شده باشد. در اینگونه موارد برای ازدواج فرد بهتر است نظر نهایی درمورد بهبود بیمار را پزشک اعلام کند، نه خانواده.
اگرچه این باور که با گذشتزمان، قیافه و زیبایی طرف مقابل عادی میشود تا اندازهای درست است؛ اما نکتهای که باید به آن توجه داشت، این است که چهره زیبا و جذاب به مرور عادی میشود درحالی که چنین چیزی در مورد قیافه زشت صدق نمیکند.
افراد عاشق اغلب تحتتاثیر عواطف مثبت و شدید و خطاهایشناختی، دچار تحریف اطلاعات میشوند. در چنین وضعیتی برخی اطلاعات مربوط به معشوق رنگ میبازند، برخی پررنگتر و برخی کمرنگ میشوند. در نتیجه میتوان گفت عشق قبل از ازدواج میتواند تا اندازه زیادی مشکلآفرین باشد درحالیکه علاقهمندی قبل از ازدواج مانعی ایجاد نمیکند. چهبسا افرادی که به دیگری علاقهمند هستند اما با وجود علاقه از توانایی قضاوت درست برخوردارند یعنی طرف مقابل را با امتیازها و ضعفهایش در نظر میگیرند. این گروه میتوانند انتخاب مناسبی داشته باشند. دوستان نظری ، ردی ، پیشنهادی داشتن حتما بگن که تجربیات و معلوماتمون بالا بره. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۵۸, ۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:کلاً روی تربیت همدیگه هم حسابی باز نکنین... یکی از اقوام ما حدود یک ساله که ازدواج کرده ، ایشون موقع خواستگاری خیلی تاکید داشت روی اینکه خانم باید منو همینجوری که هستم بپذیره یعنی حتی میخواست لباس نو هم نپوشه برای خواستگاری ذره ای حاضر نیست رفتارش رو تغییر بده ، حدود یک ماه از عقدشون گذشته بود که یه بار جلوی جمع جوری با خانمش برخورد کرد که قشنگ مشخص بود که اون خانم خیلی ناراحت شد و بعدها شنیدم گریه هم کرده... چیزی که میخوام بگم اینه که اوایل کار ، تحمل تقاوتها بین زوجین سخته. ولی بعدتر که به هم عادت کردند و علاقه مند تر شدن اون موقع به قول شما اگر به اصل خویش بازگردد و ظاهرسازی رو بذاره کنار و کاری که دوست داره رو بکنه بازم قابل تحمل تره نسبت به اینکه از همون اول بخواد همون شخصیت واقعیش رو نمایش بده و کاری که راحته رو انجام بده... مثلا من دوتا پدربزرگ دارم که حتی یه بار هم ندیدم که همسرشون رو صدا کنن به اسم ، من اگه شناسنامه مادربزرگهامو ندیده بودم نمیدونستم اسمشون چیه! چون هیچکس به اسم صداشون نمیکنه... مثلا پدر بزرگم میگه یه لیوان آب بیار ، یا میگه میوه ها رو کجا گذاشتی یا... بعد اگه ببینه مادربزرگم حواسش نیست بهش میگه با تو ام ها! یا گاهی میگن هوی هر دوتا پدربزرگ اینطور هستن ، تا جایی که آمار گرفتم خیلی از پیرمردها اینطورینیعنی یه زوج جوان اگه یه بار همچین برخوردی بکنن با هم همون لحظه همدیگه رو به قتل میرسونن بعد توی برزخ طلاق میگیرن... ولی خب عاشق همدیگه هستن ها... اینو مخصوصا وقتی که یکیشون مریض میشه میتوان فهمید! |
|||
|
|
۱۶:۰۹, ۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
![]() ![]() من فکر کردم فقط بابابزرگ منه که به مامان بزرگم میگه :خانوم... اسمشو هرگز صدا نکرده... خانوم یه لیوان آب بیار... خانوم نون داریم؟؟؟ به قول شما هم وقتی مامانبزرگم قلبش رو آنژیو کرد، یکی باید میومد بابابزرگمو از کف زمین جمع میکرد... واقعاً ما امروزی ها عمراً اگه میتونستیم اخلاق پدربزرگامونو فقط برای نیم ساعت به عنوان همسر تحمل کنیم... ولی واقعاً با شما موافقم... اوایل ازدواج و قبل از ازدواج خیلی متفاوته با اصل زندگی. 7-8 سال هم اگه بدون بچه باشه، ممکنه زندگی همون روند رو ادامه بده. اما واقعاً شرایط که فرق بکنه، هر کس نشون میده که توی هر درجه از سختی چه عکس العمل هایی نشون میده... آدم شوهرش برد پیت باشه، اما وقتی شب بچه بیدار شد، داد بزنه، به درد جرز لای دیوار هم نمیخوره... اما آدم شوهرش دیو باشه، اما پاشه بچه رو نگه داره تا همسرش یکم بخوابه واقعاً یه دنیا می ارزه... چه دیو دو سر و چه شاه پریون هم که باشین، قیافه بعد از یه مدت عادی میشه. شما رو به خدا قبل از ازدواج چشماتونو باز کنین که بعد از ازدواج راحت ببندین... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










هر دوتا پدربزرگ اینطور هستن ، تا جایی که آمار گرفتم خیلی از پیرمردها اینطورین