کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پنج باور اشتباه در ازدواج !!!
۲۱:۵۴, ۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: do.php?img=583]
پنج باور اشتباه در ازدواجHuh

[color=#777]مرضیه علمدار .ب
[/color]
باورهای نادرست درباره ازدواج، یکی دوتا نیستند و معدودی که به آن اشاره می‌شود، تنها مشتی نمونه خروار است:
ناشر : روزنامه جام جم 7 اسفند 92
باورهای نادرست درباره ازدواج، یکی دوتا نیستند و معدودی که به آن اشاره می‌شود، تنها مشتی نمونه خروار است:
  • شانست گرفته، از دستش نده
ترس و اجتناب حاصل از اعتقاد به این باور که شانس فقط یک بار در خانه را می‌زند، باعث می‌شود فرد عجولانه به کسی‌ که شناخت کافی از وی ندارد، پاسخ مثبت بدهد زیرا نگران است این موقعیت را از دست بدهد و مورد مناسبی هم سر راهش قرار نگیرد.
  • ازدواج کند، خوب می‌شود
یکی از باورهای نادرست درباره ازدواج این است که ازدواج می‌تواند به بهبود بیماران دارای اختلال روان، عصبانی و... کمک کند. منشأ شکل‌گیری این باور، این تصور نادرست است که مشکلات جنسی، علت بروز بیماری‌ها و اختلالات روانی هستند؛ بنابراین اگر فرد از نظر جنسی ارضا و خلأ ناشی از نیاز جنسی او پر شود، شفا خواهد یافت!
ازدواج نوعی تغییر است و هر تغییری چه ‌مثبت و چه ‌منفی، استرس‌زاست. ازدواج به ‌عنوان تغییری مثبت و مهم، فشار‌ روانی زیادی به بار می‌آورد. اگر والدین با این دید به ازدواج نگاه کنند، متوجه خواهند شد ازدواج نه‌ تنها به درمان بیماری‌های روانی کمکی نمی‌کند بلکه به‌ عنوان یک عامل استرس‌زا می‌تواند این بیماری‌ها را تشدید کند بنابراین اگر قرار است ازدواجی انجام شود، بهتر است زمانی باشد که بیماری روانی فرد درمان شده باشد. در این‌گونه موارد برای ازدواج فرد بهتر است نظر نهایی درمورد بهبود بیمار را پزشک اعلام کند، نه خانواده‌.
  • قیافه عادی می‌شود.
خیلی‌ها به دختر و پسری که در شرف ازدواج هستند، می‌‌گویند: «قیافه را جدی نگیر»، «قیافه اصلا مهم نیست چون پس از گذشت زمان برایت عادی می‌شود.» البته این درست است که معیارهای زیبایی نسبی هستند و هرکس بنا به سلیقه شخصی خود معیارهای متفاوتی دارد. این هم درست است که اگر زیبایی و جذابیت جسمانی به ‌عنوان مهم‌ترین ملاک یا تنها ملاک مدنظر قرار گیرد، انتخاب همسر مشکل خواهد بود اما نباید منکر این حقیقت شد که زوج‌ها باید تا اندازه‌ای برای هم جذابیت داشته باشند و به اصطلاح ظاهر همدیگر را بپسندند تا به ازدواج با هم رغبت پیدا کنند.
اگرچه این باور ‌که با گذشت‌زمان، قیافه و زیبایی طرف مقابل عادی می‌شود تا اندازه‌ای درست است؛ اما نکته‌ای که باید به آن توجه داشت، این است که چهره زیبا و جذاب به مرور عادی می‌شود درحالی که چنین چیزی در مورد قیافه زشت صدق نمی‌کند.
  • با چادر سفید برو با کفن بیا
بسیاری از والدین در شهر‌ها و روستاهای کشورمان هنوز هم به این باور پایبندند که اگر دختری را با چادر‌سفید به خانه بخت فرستادند، باید به هر روشی و با هر موقعیت دشواری کنار آید و فقط مرگ باید او و همسرش را جدا کند. این اعتقاد نادرست در بسیاری از مواقع باعث می‌شود عروس در یک وضعیت نابسامان و آزاردهنده، تنها راه نجات خود را خودکشی، خودسوزی، ‌فرار از خانه یا تسلیم و پذیرفتن این نوع زندگی بداند.
  • تا عاشق نشدی، ازدواج نکن
ابتدا لازم است بین عشق‌ و ‌علاقه تفاوت قایل شد. عشق، به معنای علاقه شدید و خواستن بی‌اندازه‌، توأم با شیفتگی به طرف مقابل است. چنین چیزی می‌تواند به احساسات خوشایندی مانند تعلق، لذت، شعف و سرخوشی منتهی شود و توجه بیش‌ازحد به عشق، مانع دیدن واقعیت‌ها می‌شود.
افراد عاشق اغلب تحت‌تاثیر عواطف مثبت و شدید و خطاهای‌شناختی، دچار تحریف اطلاعات می‌شوند. در چنین وضعیتی برخی اطلاعات مربوط به معشوق رنگ می‌بازند، برخی پررنگ‌تر و برخی کمرنگ می‌شوند. در نتیجه می‌توان گفت عشق قبل از ازدواج می‌تواند تا اندازه‌ زیادی مشکل‌آفرین باشد درحالی‌که علاقه‌مندی قبل از ازدواج مانعی ایجاد نمی‌کند. چه‌بسا افرادی که به دیگری علاقه‌مند هستند اما با وجود علاقه از توانایی قضاوت درست برخوردارند یعنی طرف مقابل را با امتیاز‌ها و ضعف‌هایش در نظر می‌گیرند. این گروه می‌توانند انتخاب مناسبی داشته باشند.

دوستان نظری ، ردی ، پیشنهادی داشتن حتما بگن که تجربیات و معلوماتمون بالا بره.

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، یاســین ، السا ، لبخند خدا ، شهیدطیبه واعظی ، هادی... ، مجتبی110 ، Mohammad Trust ، azade ، zahra11 ، رهگذر. ، aakbarib ، سونای ، جویای حقیقت ، مجید املشی ، Bahar ، آیات ، fazel ، fafa* ، أین المنتظر ، Hadith ، Justice Bringer ، help me

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۵۸, ۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #31

بسم الله الرحمن الرحیم
نقل قول:کلاً روی تربیت همدیگه هم حسابی باز نکنین...
شنیدین این شعر معروفو:
هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش
باز جوید روزگار وصل خویش
شاید یه چند صباحی تونست به میل عشقش تغییر رویه بده، اما بلاخره خسته میشه و کار خودش رو میکنه...

این در مورد آقایون بیشتر صادقه...


یکی از اقوام ما حدود یک ساله که ازدواج کرده ، ایشون موقع خواستگاری خیلی تاکید داشت روی اینکه خانم باید منو همینجوری که هستم بپذیره یعنی حتی میخواست لباس نو هم نپوشه برای خواستگاری
ذره ای حاضر نیست رفتارش رو تغییر بده ، حدود یک ماه از عقدشون گذشته بود که یه بار جلوی جمع جوری با خانمش برخورد کرد که قشنگ مشخص بود که اون خانم خیلی ناراحت شد و بعدها شنیدم گریه هم کرده...


چیزی که میخوام بگم اینه که اوایل کار ، تحمل تقاوتها بین زوجین سخته. ولی بعدتر که به هم عادت کردند و علاقه مند تر شدن اون موقع به قول شما اگر به اصل خویش بازگردد و ظاهرسازی رو بذاره کنار و کاری که دوست داره رو بکنه بازم قابل تحمل تره نسبت به اینکه از همون اول بخواد همون شخصیت واقعیش رو نمایش بده و کاری که راحته رو انجام بده...


مثلا من دوتا پدربزرگ دارم که حتی یه بار هم ندیدم که همسرشون رو صدا کنن به اسم ، من اگه شناسنامه مادربزرگهامو ندیده بودم نمیدونستم اسمشون چیه! چون هیچکس به اسم صداشون نمیکنه...
مثلا پدر بزرگم میگه یه لیوان آب بیار ، یا میگه میوه ها رو کجا گذاشتی یا... بعد اگه ببینه مادربزرگم حواسش نیست بهش میگه با تو ام ها! یا گاهی میگن هوی Big Grin هر دوتا پدربزرگ اینطور هستن ، تا جایی که آمار گرفتم خیلی از پیرمردها اینطورین
یعنی یه زوج جوان اگه یه بار همچین برخوردی بکنن با هم همون لحظه همدیگه رو به قتل میرسونن بعد توی برزخ طلاق میگیرن...
ولی خب عاشق همدیگه هستن ها... اینو مخصوصا وقتی که یکیشون مریض میشه میتوان فهمید!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ترنم ، mahdy30na ، مرهم ، زینب خانوم ، السا ، zahra11 ، شیدا ، مجید املشی
۱۶:۰۹, ۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #32
آواتار
SmileSmile
من فکر کردم فقط بابابزرگ منه که به مامان بزرگم میگه :خانوم...
اسمشو هرگز صدا نکرده...
خانوم یه لیوان آب بیار...
خانوم نون داریم؟؟؟
به قول شما هم وقتی مامانبزرگم قلبش رو آنژیو کرد، یکی باید میومد بابابزرگمو از کف زمین جمع میکرد...
واقعاً ما امروزی ها عمراً اگه میتونستیم اخلاق پدربزرگامونو فقط برای نیم ساعت به عنوان همسر تحمل کنیم...
ولی واقعاً با شما موافقم...
اوایل ازدواج و قبل از ازدواج خیلی متفاوته با اصل زندگی.
7-8 سال هم اگه بدون بچه باشه، ممکنه زندگی همون روند رو ادامه بده. اما واقعاً شرایط که فرق بکنه، هر کس نشون میده که توی هر درجه از سختی چه عکس العمل هایی نشون میده...
آدم شوهرش برد پیت باشه، اما وقتی شب بچه بیدار شد، داد بزنه، به درد جرز لای دیوار هم نمیخوره...
اما آدم شوهرش دیو باشه، اما پاشه بچه رو نگه داره تا همسرش یکم بخوابه واقعاً یه دنیا می ارزه...
چه دیو دو سر و چه شاه پریون هم که باشین، قیافه بعد از یه مدت عادی میشه.
شما رو به خدا قبل از ازدواج چشماتونو باز کنین که بعد از ازدواج راحت ببندین...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Havbb 110 ، السا ، zahra11 ، SHA.453 ، mahdy30na ، شیدا ، MohammadSadra ، مجید املشی ، أین المنتظر ، مرهم ، ترنم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا