کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انا مدینة العلم و علی بابها
۱۸:۰۷, ۲۱/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۳۷ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
حکمت هایی از نهج البلاغه
[/b]


[b]1-الهم نصف الهرم ......> غم و اندوه نیمی از پیری است (حکمت 143)


امام علیه السلام در این حکمت کوتاه به اثار سوء غم و اندوه اشاره میکنه که انسان باید از آن پرهیز کند،البته بعضی از غم ها اجتناب ناپذیرند و جنبه معنوی دارند،اما بسیاری از غم و غصه های ما جنبه مادی و دنیوی دارن.


در حديث معروفى از ابن عباس مى خوانيم كه مى گفت: هيچ آيه اى شديدتر و مشكل تر از اين آيه (فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ ...) بر پيامبر(صلى الله عليه وآله) نازل نشد و از اين رو هنگامى كه اصحاب آن حضرت پرسيدند: اى رسول خدا! چرا به اين زودى موهاى شما سفيد شده و آثار پيرى نمايان گشته فرمود: «شَيَّبَتْني هُودُ وَالْواقِعَةُ; سوره «هود» و «واقعه» مرا پير كرد».
گفته شده علت همان دستورى است كه خداوند به پيغمبرش درباره استقامت در مقابل دشمنان سرسخت و كينه توز و بى رحم داده است.
******************
حالا چیکار کنیم که غم و اندوه امور مادی رو هم نخوریم،
چرا من این همه درس خوندم اما فلانی بهتر از من قبول شد؟
چرا فلانی این حرفو به من زد و منو ناراحت کرد؟
چرا من که ادم خوبی ام وضع زندگی ایم اینه ،اما فلانی که ادم ظالمیه وضعش از من بهتره؟
چرا.....؟

در حديثى آمده است كه زيارت اهل قبور غم و اندوه را زايل مى كند، زيرا سرچشمه بسيارى از اندوه ها امور مادى است; هنگامى كه انسان به زيارت اهل قبور مى رود و پايان كار دنيا را مى بيند كه ثروتمند و مسكين همه در يك جا خفته اند و هيچ كدام جز كفنى با خود از اين دنيا نبرده اند .افق بینش او متفاوت میشود.

گاهی اوقات غم و اندوه ما ناشی از نگرانی از اینده و حسرت خوردن از گذشته است.

امام صادق(عليه السلام) مى فرمايد:
«اصْبِرُوا عَلَى الدُّنْيا فَإنَّما هِىَ ساعَةٌ فَما مَضى مِنْهُ فَلا تَجِدُ لَهُ أَلَماً وَلا سُروراً وَما لَمْ يَجِىءْ فَلا تَدْري ما هُوَ وَإنَّما هِىَ ساعَتُكَ الَّتي أنْتَ فيها فَاصْبِرْ فيها عَلى طاعَةِ اللهِ وَاصْبِرْ فيها عَلى مَعْصِيَةِ اللهِ;
در برابر امور دنيا صبر و شكيبايى پيشه كنيد، زيرا ساعتى بيش نيست; آنچه گذشته است نه دردى از آن احساس مى كنى نه سرورى و آنچه نيامده است نمى دانى چيست، بنابراين دنيا براى تو همان ساعتى است كه در آن هستى پس در برابر اطاعت خداوند شكيبايى پيشه كن و بر ترك معصيت صبر نما».


گاهی اوقات اون مشکلی که برای ما پیش اومده مصداق این ایه است:


فَعَسَى أَنْ تَكْرَهُوا شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً(19 نسا)
چه بسا چيزى خوشايند شما نباشد، و خداوند خير فراوانى در آن قرار مى دهد.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، Ali#59 ، aakbarib ، السا ، سید ابراهیم ، Night_World ، انتصـار ، عبدالرحمن ، منادی حق ، mahdy30na ، أین المنتظر ، آیلار ، MohammadSadra ، آفتاب
۱۱:۳۶, ۲۲/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
َنْزِلُ الصَّبْرُ عَلَى قَدْرِ الْمُصِيبَةِ، وَمَنْ ضَرَبَ يَدَهُ عَلَى فَخِذِهِ عِنْدَ مُصِيبَتِهِ حَبِطَ عَمَلُهُ.(حکمت 144)

صبر و شكيبايى به اندازه مصيبت نازل مى شود و كسى كه دستش را (به سبب بى تابى و ناشكرى) به هنگام مصيبت بر زانو زند اجر او ضايع مى گردد (و پاداشى در برابر مصيبت نخواهد داشت).
در اين گفتار حكيمانه به دو نكته اشاره مى كند. نخست توازن در ميان صبر و مصيبت و سپس بر باد رفتن اجر انسان به خاطر بى تابى و جزع.
اگر انسان در مقابل مصيبت صبور و شكور باشد خداوند به او پاداش مى دهد و اگر ناشكرى و بى تابى و جزع كند اجر و پاداشى نخواهد داشت، چنان كه در ضمن حكمت 291 خواهد آمد كه امام(عليه السلام) به هنگام تسليت به «اشعث بن قيس» درباره مرگ فرزندش فرمود:
"إنْ صَبَرْتَ جَرى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَأنْتَ مَأْجوُرٌ، وَاِنْ جَزِعْتَ جَرى عَلَيْكَ الْقَدَرُ وَأنْتَ مَأْزورٌ"
اگر صبر كنى مقدّرات انجام مى شود و تو اجر و پاداش خواهى داشت و اگر بى تابى كنى باز هم مقدّرات انجام مى شود و تو گناه كار خواهى بود».
البته گريه و عزادارى براى مرگ عزيزان در اسلام ممنوع نيست، زيرا سرچشمه هاى عاطفى دارد و اسلام هرگز با عواطف مردم مبارزه نكرده است. آنچه ممنوع است بى تابى و اظهار ناشكرى و حركات و سخنانى است كه دليل بر شكايت از تقديرات الهى باشد.

یه زمانی هست که انسان تصور میکنه به این دنیا اومده که همینجا رو آباد کنه،لذا مصیبتی که بهش وارد میشه بی تابی میکنه،اما اگه از ابتدا بنا رو بذاره بر اینکه "لقد خلقنا الانسان فی کبد" دیگه سطح توقعات هم میاد پایین.
انواع صبر:
1-صبر توده مردم:زبان به شکایت باز نمیکنن اما در قلبشون اضطراب دارن.

2-صبر سالکان(در نیمه راهند): صبر میکنند بخاطر اجری که در اون دنیا میگیرن و دلشون هم محکمه.

3-صبر واصلان:اصلا چیزی رو برای خودشون نمیبینن و همه چیز رو امانت الهی میدونن،صبر میکنن بخاطر رضای خدا و در برابر مصیبتها میگن انا لله و انا الیه راجعون.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، Night_World ، انتصـار ، عبدالرحمن ، مصباح ، Ali#59 ، منادی حق ، mahdy30na ، أین المنتظر ، آیلار ، MohammadSadra
۱۰:۱۸, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ، وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ،وَالاِْحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ.(حکمت 6)
سینه عاقل گنجینه اسرار اوست، خوشرویى و بشاشت، دام محبت است و تحمل ناراحتى ها گور عیب هاست.


حفظ اسرار و حُسن رفتار:

این حکمت از سه بخش تشکیل شده ،



1-
صَدْرُ الْعَاقِلِ صُنْدُوقُ سِرِّهِ

یعنى همان گونه که صاحبان ثروت اشیاء قیمتى را در صندوق هاى محکم نگاه دارى مى کنند، انسان عاقل نیز باید اسرارش را در دل خود پنهان دارد، چرا که اسرار او اگر به دست دوست بیفتد گاه سبب ناراحتى اوست و اگر به دست دشمن بیفتد ممکن است سبب آبروریزى او شود.

شرایط امروز چنان است که از طریق شنودها، ماهواره ها، دوربین ها و وسایلى که مخفیانه در همه جا ممکن است به کار گذاشته شود تقریبا همه اسرار مردم را مى توان فاش کرد و این ناامنى عجیبى است براى دنیاى امروز و برخلاف آنچه شعار داده مى شود آزادى انسان ها را سخت تهدید مى کند.



در حدیثى که در غررالحکم از امام(علیه السلام) نقل شده مى خوانیم:



«سِرُّکَ أسیرُکَ وَ إنْ أفْشَیْتَهُ صِرْتَ أسیرَهُ;

سرّ تو اسیر توست و هنگامى که آن را افشا کنى تو اسیر آن خواهى شد»



رازى که نهان خواهى با کس در میان منه; گرچه دوست مخلص باشد که مر آن دوست را نیز دوستان مخلص باشند همچنین مسلسل(سعدی)

ادامه بحث در پست بعدی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، mahdy30na ، عبدالرحمن ، أین المنتظر ، آیلار ، MohammadSadra ، مصباح ، سید ابراهیم
۱۱:۲۱, ۲۶/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۲۲ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #4
آواتار
ادامه قسمت دوم حکمت 6:
سپس امام در دومین جمله مى فرماید: «خوشرویى و بشاشت، دام محبت است»;
(وَالْبَشَاشَةُ حِبَالَةُ الْمَوَدَّةِ).

بدون شک افراد خوشرو و خوش برخورد که با چهره گشاده و لب هاى پرتبسم با دیگران برخورد مى کنند، دوستان زیادى خواهند داشت و به عکس، افرادى که با قیافه در هم کشیده و عبوس و خشم آلود با دیگران روبه رو مى شوند مردم از آنها متنفر مى گردند.


از آنجا که جلب محبت باعث اتحاد صفوف و وحدت کلمه مى شود، در روایات اسلامى ثواب هاى زیادى براى خوشرویى و بشاشت نقل شده است; از جمله در حدیثى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) در بحارالانوار مى خوانیم که فرمود:

«إِذَا لَقِیتُمْ إِخْوَانَکُمْ فَتَصَافَحُوا وَأَظْهِرُوا لَهُمُ الْبَشَاشَةَ وَالْبِشْرَ تَفَرَّقُوا وَمَا عَلَیْکُمْ مِنَ الاَْوْزَارِ قَدْ ذَهَبَ;
هنگامى که برادران دینى خود را ملاقات مى کنید با هم مصافحه کنید و بشاشت و مسرت را در برابر آنها اظهار کنید و در نتیجه هنگامى که از هم جدا مى شوید گناهان شما بخشوده خواهد شد».

در روایت معروفى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمده است که فرمود:
«
یَا بَنِی عَبْدِالْمُطَّلِبِ إِنَّکُمْ لَنْ تَسَعُوا النَّاسَ بِأَمْوَالِکُمْ فَالْقَوْهُمْ بِطَلاَقَةِ الْوَجْهِ وَحُسْنِ الْبِشْرِ
;
شما نمى توانید همه مردم را با اموال خود راضى کنید (چرا که نیازها بسیار زیاد و اموال کم است) بنابراین آنها را با چهره گشاده و خوشرویى ملاقات کنید (که سرمایه اى فنا ناپذیر و مایه خوشنودى مردم است


در بعضى از کلمات حکما آمده است که سه چیز است که محبت را در دل برادران دینى آشکار مى سازد: با چهره گشاده با آنها روبه رو شدن و پیش دستى در سلام و جاى مناسب را در مجالس براى آنها مهیا ساختن.
"تفسیر نهج البلاغه ایت الله مکارم شیرازی"
با کسی که خوش اخلاقه ،خوش اخلاق باشیم هنر نکردیم جایی که طرف بد اخلاق باشه و ما صبور و خوش اخلاق باشیم،اونجاس که اسمش میشه مکارم الاخلاق.

یه اقای روحانی میگفتن که مثلا کدوم یک از این کارا سختره؟
1-نماز مستحبی بخونیم و ذکر بگیم
2- یه جایی حق با شماست اما همسرتون قبول نمیکنه اما شما بخاطر خدا کوتاه میاین

خوب معلومه مورد دوم خیلی سختره
یه نکته جالب و کلیدی: هر وقت هر کاری به نفسمون گرون اومد،اون کار نزد خدا بهتره و بیشتر باعث نزدیکی میشه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، مصباح ، أین المنتظر ، Ali#59 ، آیلار ، سید ابراهیم
۱۰:۰۰, ۲۸/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیمادامه قسمت سوم حکمت 6
در سومین جمله مى فرماید: «
تحمل ناراحتى ها گور عیب هاست
»;
(وَالاِْحْتِمَالُ قَبْرُ الْعُیُوبِ).

اشاره به این که بسیار مى شود انسان از رفتار بعضى از دوستان و آشنایان و یا حتى افراد عادى ناراحت مى گردد و یا مشکلات و مسائلى در زندگى پیش مى آید که انسان را نگران مى سازد. کسانى که این گونه ناملایمات را تحمل کنند به فضیلت بزرگى دست یافته اند که عیوب انسان را مى پوشاند و به عکس، افراد ناصبور و بى حوصله داد و فریاد بر مى آورند و به سخنان یا کارهایى آلوده مى شوند که سر تا پا عیب است.



مرحوم سیّد رضى به دنبال این سه جمله حکمت آمیز اضافه مى کند که در روایتى از امام(علیه السلام) تعبیر دیگرى در این باره دیده مى شود که فرمود:
«مسالمت جویى وسیله پوشاندن عیب هاست»;
(وَرُوِیَ أَنَّهُ قَالَ فِی الْعِبَارَةِ عَنْ هَذَا الْمَعْنَى أَیْضاً: «الْمُسالِمَةُ خِبَاءُ الْعُیُوبِ»).







یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، سید ابراهیم ، Night_World ، آیلار
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

پرش در بین بخشها:


بالا