|
Skellig
|
|
۲۱:۵۲, ۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
عرض خسته نباشید و خدا قوت خدمت تمام عزیزان شب جمعه پیش بطور اتفاقی تلویزیون را روشن کردم و فیلم شبکه 4 در برنامه سینما 4 نظرم را به خود جلب کرد و باعث شد من تا انتهای برنامه به تماشای شبکه 4 بنشینم . نام فیلم skillig بود و برنامه سینما 4 در تعریف از از نویسنده فیلم کم نگذاشت . این فیلم ساخته سال 2009 کشور انگلیس هست و انطور که از حرفهای گوینده برنامه و محتوای فیلم بر می امد این فیلم برای گروه سنی نوجوانان و بچه ها ساخته شده بود. تکرار این فیلم هم در برنامه سینما 4 شبکه 4 روز پنجشنبه فکر کنم ساعت 4 عصر بگذارد پس دوستانی که این فیلم رو ندیدن امکان دیدن این فیلم براشون موجود است و اما من در پست بعدی میخوام داستان فیلم رو تعریف کنم که با هم نتیجه گیری کنیم که در داستان این فیلم چه پیامهایی وجود دارد. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۲۲:۱۳, ۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
با سلام
ممنون از تاپیکت منم فیلم رو تقریبا دیدم و خیلی دوست داشتم در موردش بحثی رو بگذارم ولی نشد این فیلم اشاره به فرشته ای ( شیطان ) رانده شده و تبعید شده داره که با کمک انسان قدرت قبلی خودش رو پیدا می کنه و دوباره قوی میشه |
|||
|
|
۱:۰۵, ۱۰/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آذر/۸۹ ۱:۳۲ توسط فرهاد.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۹/آذر/۸۹ ۲۲:۱۳)oO DaViD Oo نوشته است: با سلام سلام بله این فیلم اشاره به فرشته ای کثیف و تبعید شده داره ولی یک نکته هست به عقیده من حقیر این انسان هست که با کمک این فرشته سقوط کرده به اتوپیا خود میرسد شما به ابتدا و انتهای فیلم نگاه کنید ببینید خانواده در ابتدای فیلم چقدر غمگین و تنها است ولی در انتهای فیلم همه اعضا خانواده خوشحالند به عقیده شما این ارامش درونی خانواده در انتهای فیلم چیست دلیلی جز ایمان به فرشته سقوط کرده دارد بله در این فیلم ابلیس خدایی میکند و با تدبیر انسانیان را وادار به اوردن ایمان به خود میکند او نوزاد را شفا میدهد و دلیل این کار ایمان اوردن پسر بچه به او است پسر از روی ایمان به ابلیس از بلندی می پرد در حالی که ابلیس به او میگوید قدرتی ندارد ولی از ایمان پسر به ابلیس کم نمیشود. داستان این فیلم: فیلم با صحنه ای از اواسط داستان شروع میشود جایی که پسر بچه ای از بلندی به پایین به قصد خودکشی میپرد داستان با اساس کشی خانواده ای شامل پدر و مادر که حامله است و پسر بچه به خانه ای قدیمی و در دشتی سرسبز شروع میشود بعد از مدتی پسر متوجه میشود که در انبار قدیمی خانه که پدر قصد تخریبش را دارد فردی کثیف زندگی میکند که با خوردن حشرات زندگی را سر میکند پسر از همان ابتدا سعی در کمک به این فرد میکند تا اینکه درد زایمان مادر شروع میشود و او را به بیمارستان میبرند. فرزندی دختر به دنیا می اید که دچار بیماری قلبی است این امر موجب ناراحتی و پرخاشگری اعضا خانواده میشود پسر هم در این مدت روز به روز با وجود عدم پذیرش فرد کثیف ساکن در انبار سعی در نزدیک شدن به او را میکند و در طی این مدت متوجه خاص بودن این فرد کثیف ساکن در انبار میشود تا اینکه یک شب پدر مست و عصبی سعی در خراب کردن انبار و اتش زدن ان میکند و پسر با جسوری تمام به دل اتش میزند و فرد کثیف را نجات میدهد و به کمک یکی از دوستانش او را به درون جنگل میبرند در انجا متوجه میشوند که این موجود که بارها در برابر انها ارزوی مرگ و نابودی کرده است دارای 2 بال است این موجود روز به روز با توجه بچه ها قدرت میگیرد ولی اوضاع درون بیمارستان خوب پیش نمیرود و حال نوزاد روز به روز بدتر میشود و نیاز به عمل جراحی پیدا میکند و در همین حین یکی از دوستان پسر بچه که زنی پیر درون بیمارستان است میمیرد(اسم این زن را بعدا روی دختر نوزاد میگذارند و به نوعی تناسخ را یاداوری میکند) در این هنگام در حالی که پسر از همه جا رانده شده و امیدی برای حفظ انسجام خانواده و بقای نوزاد ندارد به پیش فرشته کثیف سقوط کرده میاید و از او کمک میخواهد ولی جواب میشنود که فرشته کثیف هیچ قدرتی ندارد ولی این جواب ذره ای از ایمان پسر کم نمیکند و بر روی یک بلندی میرود و از فرشته کثیف میخواهد کمکش کند و سپس از بالا میپرد و فرشته سقوط کرده به پرواز در میاید و او را نجات میدهد و با هم به پرواز در می ایند در سکانس بعدی فرشته سقوط کرده به بیمارستان میرود و نوزاد را در اغوش میگیرد و او را شفا میدهد بعدا مادر میگوید که در خواب فرشته ای کثیف را دیده که برخلاف ظاهر کثیفش بسیار مهربان و خوب بوده و باعث شفا پیدا کردن نوزاد شده و از این به بعد همانطور که در عکس های بالا پیدا است لبخند و شادی به خانواده و شهر بر میگردد و همه با هم به خوبی زندگی میکنند در حالی که همه به شیطان ایمان اورده اند |
|||
|
|
۲:۱۳, ۱۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
برای اینکه این اثر رو بخوبی نقد کنیم باید نویسنده اش رو خوب بشناسیم: << دیوید آلموند (متولد ۱۹۵۱ در انگلستان) پیش از نوشتن برای كودكان و نوجوانان برای بزرگسالان مینوشت، اما با اولین رمان خود برای نوجوانان بهنام اسكلیگ در عرصه ادبیات كودكان و نوجوانان به چهرهای جهانی تبدیل شد و این كتاب زندگی مادی و معنوی او را متحول كرد. پس از آن آثار متعدد دیگری خلق كرد و میتوان به چند نمایشنامه نیز اشاره كرد. تا به حال از سه رمان نخستین او اقتباسهای صحنهای شده و به نمایش درآمدهاند. در مورد آثار وی نقدهای معتبری نوشته شده و تحسین بزرگانی چون روبرت كارمییر (Robert Carmier)، كارِن كوشمن (Karen Cushman) و سید فلش من (Sid Fleischman) را در پی داشته است >> << با مطالعهی آثار این نویسنده میتوان چنین دریافت كه نوشته های او از ادبیات كلاسیك و ادبیات معاصر، از اپراها و آوازهای قدیمی مانند آثار مونته وردی (Monte Verdi)، تربیت مذهبی دوران كودكی و دانش او از علوم مختلف تاریخ و جغرافیا و روانشناسی، ادبیات و هنر تأثیر گرفتهاند و جامع نگری او را به جهان هستی نمایان میسازند. در مورد گونهی ادبی كتابهای او در حالی كه گروهی از منتقدان بعضی از آثار او را رئالیسم جادویی و بعضی دیگر را سوررئال میدانند، او خود را یك رئالیست میداند. او معتقد است مرز شفافی بین زندگی عادی و زندگی ماورایی وجود ندارد. میگوید: در خانواده به او آموختهاند معتقد باشد هم این دنیا وجود دارد و هم دنیای بعد كه خیلی هم زیباست، اما در حقیقت خود این دنیا یك معجزه است!! >> << آلموند در آثار خود نشان میدهد بخش عمدهای از هویت انسان را گذشته و خاطرات و یادگارهای مادی و معنوی تشكیل میدهد. او از خاطره به عنوان نیرویی شفابخش نیز یاد میكند. آلموند از موجودات ماورایی، روح و فرشته، طلسم و جادو در ساختارهای داستانی خود استفاده میكند. او اعتقاد مردم به جادو و طلسم و احضار روح، اعتقاد به خدایان و اعتقاد به دعا به درگاه خدا وخدایان را در آثار او میبینیم. آلموند از اسطورهها نیز در نوشتههای خود استفاده میكند. >> << دیوید آلموند در سال ۱۹۵۱ در نیوكاسل به دنیا آمد و در فلینگ (Felling)، منطقهی شمالی انگلیس بزرگ شد. چهار خواهر و یك برادر و خویشاوندان زیادی در همان خیابانهای اطراف فلینگ دارد. پدر او زمان جنگ جهانی دوم در برمه بود. در حال حاضر با همسر و دختر خود در نیوكاسل، حدود ۲۸۰ مایلی شمال لندن زندگی میكند. این نویسنده پیش از آنكه برای نوجوانان بنویسد، مدت پانزده سال برای بزرگسالان مینوشته و نیز با مطبوعات همكاری میكرده است، اما در سال ۱۹۹۸ با نوشتن اولین رمان خود برای نوجوانان به نام اسكلیگ (Skellig) گامی موفقیتآمیز در حوزه ادبیات كودكان و نوجوانان برداشت. به گفتهی خود او، این رمان زندگی او را متحول كرد. او میگوید: موفقیت بزرگ كتاب اسكلیگ، پاداش پانزده سال نوشتن بیوقفه او بوده است و از آن به عنوان یك هدیه یاد میكند. >> ***<< عوامل تأثیرگذاری بر آثار دیوید آلموند با مطالعهی آثار و نیز بر اساس گفتههای نویسنده میتوان گفت نوشتههای او پشتوانهی عظیمی از ادبیات پیشین و نیز ادبیات معاصر را با خود دارد. او میگوید: از همهجا تأثیر گرفته است، دوران كودكی افسانهها و اسطورههای بازنویسی شده را میخواند، در بین نویسندگان معاصر تحت تأثیر بسیاری از نویسندگان بوده است مانند ماركز ] آلموند به ماركز كودكان معروف شده است[. ریموند كارور، كورمك مككارتی(Cormac MC Carty) ای.آنی. پرولكس (E. Annie prolix) و بِكت (۱۹۸۹ ـ ۱۹۰۶) ایرلندی ـ كه از پیشگامان تآتر معنا باختگی و برنده جایزه نوبل ادبیات ۱۹۶۹ است و بیشتر نوشتههایش به زبان فرانسه نوشته است. البته به آثار نویسندگانی كه خود تحت تأثیر سنتهای قدیمی قصهپردازی و ادبیات شفاهی و مكتوب بودهاند، نظر دارد. از اپراها و آوازهای خیلی قدیمی مانند آثار مونته وِردی (Monte Verdi) و جان دولَند (John Dowland) تأثیر گرفته است. آلموند میگوید: « قبل از اینكه برای كودكان بنویسد مقدار زیادی دربارهی مسیحیت (سِنت بِد st . Bede و قدیسین دیگر) مطالعه كرده است». او میگوید: «... و حالا متوجه میشوم كه از ویكتور هوگو نیز تأثیر گرفتهام» و در جای دیگری متذكر میشود افكار و آرا ویلیام بلیك (۱۸۲۷ ـ ۱۷۵۷ شاعر و نقاش انگلیسی) در شكلگیری آثار او مؤثر بوده است. >> اما ویلیام بلیک کیه؟؟! از نگاه ویکی پدیا : ((ویلیام بلیک (زادهٔ ۱۷۵۷ - درگذشتهٔ ۱۸۲۷). شاعر و نقاش انگلیسی و مبدع نوع جدیدی از شعر در زبان انگلیسی بود. او دریک خانواده گمنام و نه چندان مشهور انگلیسی متولد شد. تا ۱۰ سالگی به مدرسه نرفت و برنامههای آموزشی او در خانه دنبال میشد. پس از آن او را به مدرسه نقشه کشی فرستادند و بعدها به حرفه گراورسازی مشغول شد. از همان اوان کودکی و نوجوانی آثار روحیه هنری و خلاق در او آشکار بود و به ویژه به هنر و شعر علاقه خاصی نشان میداد. در همان سالها بلیک به مطالعه کتب فلسفی و شعر مدرن میپرداخت. تجربیات رازآلود بعدی او در زندگی الهام بخش بسیاری از اشعار او در آینده شد. او مجموعه سرودههای خود به نام Songs of Innocence (سرودهای معصومیت) را در ۱۷۸۹ و مجموعه Songs of Experience (سرودهای تجربه) را در ۱۷۹۴ با روشی به نام چاپ تذهیبی که خود مبدع آن بود، منتشر کرد. این کتابها همانند دیگر آثاری که سرود وبا روش خاص خود تذهیب کاری کرده و به چاپ رساند با استقبال فراوانی رو به رو شد و او را در زمره مشهورترین شاعران روزگار خود قرار داد. بیشتر آثار او مبین مخالفت او با کلیسا و اعتقاد به آزادی انسان و عشق الهی است.)) حتما به لینکی که می ذارم برین در مورد یکی از اثرهای همین ملعون ( ویلیام بلیک ) هست ویلیام بلـــــــیک << به نظر نگارنده تأثیر نوع نگارش و جهانبینی بلیك را در همه آثار دیوید آلموند و به طور چشمگیر در كتاب «اسكلیگ» میتوان دید، برای روشن شدن موضوع به بخشی از گفتهی نور تراپ فرای در مورد بلیك اشاره میشود: «... در مورد مفاهیم، مضامین و درونمایههای به كار رفته، نمیتوان و نباید تمایزی میان آثار كوتاه و بلند بلیك قایل شد. این آثار به طور یكپارچه بازتاب روایی جهان اساطیری است كه بلیك از آغاز تا پایان زندگی هنری خود پیوسته آفریده و گسترش داده است. نمادشناسی این جهان اساطیری [...] بر پایهی كتاب مقدس (تورات و انجیل) و متون اساطیری یونان باستان، و دانش او از سنتهای علمی، سیاسی، فلسفی، كیهانشناسی، الهیات و عرفان یهودی ـ مسیحی ساخته و پرداخته شده است. واكنش بلیك به این آموختهها انتقادی است، انتقادی كه گزینش و آرایش عناصر شكلدهندهی آن از سرشت آرمانگرایانهی او نسبت به جایگاه انسان در جامعه و زیست ـ جهان مایه میگیرد». >> آثار دیوید آلموند: آثــــــــار منابع: دانشنامه آزاد ویکی پدیا kingfoska.wordpress.com http://www.chlhistory.org http://www.davidalmond.com یا حق |
|||
|
|
۲:۳۰, ۱۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
والا من فکر میکنم که در قدیم یه بار این فیلمو دیدم.
الان که شما دوستان بحثشو کردین یادم اومد. من فقط میتونم بگم گام به گام رو به جلو برای نیات احمقانشون جلو میرن. اول شیطانو یه مظلوم و زجر کشیده نشون میدن. و اگه دقت کنین تو فیلمای حال حاضر سینما تو این چند ساله من دقت کردم تو هیچ فیلمی(بجز شاید 1یا 2تا) یادی از خدا نمیشه. و همیشه به دست خود انسان و با کمک چیزای تخیلی همه چی حل میشه. حالا پلیدتر اینکه فیلمها و کتابایی جایزه میگیرن که وهم و بی خدایی بیشتری توشون باشه. یا مثلا یهودی کشی باشه. نمیدونم چرا مسلمونا این دوران فقط به مصرف کننده تبدیل شدن و هیچ پاسخی به این همه حجمه فرهنگی ندارن.البته مسیحیا هم اوضاشون بهتر نیست. و ما هم همه اینارو میدونیم....! |
|||
|
|
|
|
|





![[تصویر: wtp4tmjp68t7p9892vlq.jpg]](http://www.irupload.ir/images/wtp4tmjp68t7p9892vlq.jpg)
![[تصویر: nxag6ejkqxy3rhb9ey3c.jpg]](http://www.irupload.ir/images/nxag6ejkqxy3rhb9ey3c.jpg)
![[تصویر: plduhjnbe7wlp9ylw80o.jpg]](http://www.irupload.ir/images/plduhjnbe7wlp9ylw80o.jpg)
![[تصویر: 8bigfnuuxi381mjxvfr.jpg]](http://www.irupload.ir/images/8bigfnuuxi381mjxvfr.jpg)
![[تصویر: jx6lyt0s80inpenwomut.jpg]](http://www.irupload.ir/images/jx6lyt0s80inpenwomut.jpg)
![[تصویر: qxoeyg8zriqbtup7kv44.jpg]](http://www.irupload.ir/images/qxoeyg8zriqbtup7kv44.jpg)




