|
محمد رضا شجریان
|
|
۲۳:۰۹, ۴/آبان/۹۱
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
[B] موسیقی و هنر - ايران نيوز24:مژگان شجریان در صفحه رسمی خود نسبت به اقدام وزارت خارجه رژیم اسرائیل اعتراض کرد. به گزارش ايران نيوز24، مژگان شجریان دختر محمد رضا شجریان که خود نیز در زمینه موسیقی فعال است، نسبت به استفاده ابزاری تصویرش در صفحه رسمی وزارت خارجه رژیم اسرائیل اعتراض کرد. ![]() [/B] |
|||
|
| آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۳۹, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۴۴ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #91
|
|||
|
|||
|
بنده قصد تخریب چهره استاد لطفی رو نداشتم ولی چیزهایی رو که دوست نداشتم بگم رو دوستمون
Havbb 110 گفتند امیدوارم الان بشه بهتر قضاوت کرد در این باره ![]() نقل قول: امیدوارم با همین پاراگراف معنی سیاست پدر و مادر نداره رو دوستمون لمس و درک کرده باشند |
|||
|
|
۱۰:۵۲, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۰:۵۲ توسط Ali#59.)
شماره ارسال: #92
|
|||
|
|||
|
نمی دانم این چه حکایت غریبی است که اهل هنر باید همیشه اهل قر زدن باشند، اهل مخالف خوانی و اعتراض. شاید بگویید حتما ذات هنر همین گونه است. قبول ندارم. به ذات هنر ارتباطی ندارد بلکه به ذات افراد هنرمند مرتبط است. محمدرضا لطفی روزگاری از همین جنس هنرمندان بود. چپ گرای پرتب و تابی که به روزگار جوانی بعید می دانم به خدا هم اعتقادی داشت اما به روزگار میانسالی و پیری اشعاری عرفان گونه بر لبش جاری می شد که نمی توانست با درونش ناهمخوان باشد. او همه چیزنواز چیره دستی بود و در سینه رازهایی از روزگاران نه چندان دور ولی پرابهت موسیقی اصیل ایرانی داشت که با سالیان سال دوری از وطن ممکن بود که برای همیشه در خاک نهان شود. سال ها رفتن از وطن، عدم برگزاری کنسرت در ایران و اخبار ضدونقیض از او چهره ای اپوزیسیونی ساخته بود که به وضعیت موجود فضای هنری در ایران اعتراض داشت. و بدین ترتیب براساس اصل “اپوزیسیون باش، محبوب باش” در میان جامعه به اصطلاح روشنفکری ایرانی محمدرضا لطفی چهره ای اسطوره ای محسوب می شد. کارهایش در ایران می فروخت و بر سر زبان ها بود و کنسرت هایش در خارج پرطرفدار. او به چشم همه استاد بزرگ موسیقی ایرانی بود و بدون تردید قافله سالار تار و سه تار. او و رفیق آن روزگارانش محمدرضا شجریان، معترض گونه و اپوزیسیون وار بر اسب هنر سوار بودند و به جلو می تاختند. اما امان از روزگاری که یکی از آن دو یکهو افسار اسب را کشید و پیاده شد.
قاعده بازی به ناگاه بر هم خورد. محمدرضالطفی به ایران بازگشت. کلاس گذاشت، کنسرت برگزار کرد، مصاحبه کرد، به تلویزیون رفت و از همه مهم تر با جوانان نشست و برخاست و برایشان فروتنانه ساز زد. دیگر از آن چهره ای که دیگران با اعتراض رنگش کرده بودند، خبری نبود. دیگر اپوزیسیون نبود اما طبقه ای که از محمدرضا لطفی چهره ای اپوزیسیون ساخته بود، حالا دیگر قبولش نداشت. دیگر تلاشی برای اسطوره سازی او صورت نمی گرفت. دیگر از آن استاد استاد گفتن ها هم حتی خیلی نشانی نبود. اما رفیق آن روزگارانش همچنان محبوب دلها شمرده می شد. برایش کف و سوت می کشیدند و در مقابلش به احترام می ایستادند. همو که به قول محمدرضا لطفی جمهوری اسلامی به هیچ هنرمندی به اندازه او خدمت نکرده بود. نوارهایش را داخل منتشر می ساخت و اعتراضش را در خارج در بوق و کرنا می کرد. من آدمی دور از فضای هنر و موسیقی نیستم. به محمدرضا لطفی همانقدر ارادت دارم که به محمدرضا شجریان. بر این باور هم هستم که فضای فرهنگی و هنری ما آنچنان برای رشد و تعالی هنر و هنرمند مساعد نیست. قوانین دست و پاگیر، امکانات ضعیف، اعتقادات خیالی و هزار پابند دیگر هم هست که هر هنرمندی به دستاویز آن می تواند قید همه چیز را بزند و عطای کار در چنین فضایی را به لقایش ببخشد. اما این دلیل نمی شود بر گرد خویش در برج عاج روشنفکری تاری بتند و دورادور از خود اسطوره ای بسازد. به قول شاعر «زنان اینجا چو شیر شرزه کوشند/ اگر مردی در اینجا باش و زن باش» فقدان محمدرضا لطفی برای جامعه هنری ایران پرناشدنی است اما او اگر در همان برج عاج اپوزیسیونی روشنفکری می ماند و محبوبیت پوشالی خود را به خطر نمی انداخت، حالا جای خالی اش بسیار پرناشدنی تر می بود. امید آنکه رفیق آن روزگاران او هم چنین راهی را در پیش بگیرد. |
|||
|
|
۱۶:۴۳, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #93
|
|||
|
|||
|
روح استاد لطفی خیلی بزرگتر از شجریان بود
|
|||
|
|
۱۷:۰۹, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۱۳ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #94
|
|||
|
|||
(۲۳/اردیبهشت/۹۳ ۱۶:۴۳)baharkhanom نوشته است: روح استاد لطفی خیلی بزرگتر از شجریان بود چند سانتی متر بود؟ چطور اندازه گیری کردید شما؟ =-===-= راستی در مطلب قبلی یادم رفت بگم. آلبوم بیداد با محوریت تار و سنتور زده شده و اگر مطالب نوشته شده صحت داشته باشه آقای لطفی فقط میکس کرده. نوازنده ی تار کس دیگری بوده آهنگساز و خواننده کسان دیگری بودند آرشیو مال شخص دیگری بوده.... حالا چطور آقای میکسر مدعی شده؟ اگر روابط آقای شجریان و لطفی در آن زمان خوب بود نمیامد از شخص دیگری بعنوان تار نواز در آلبومش استفاده کند (اقای بیگجه خانی) ضمنا کیفیت ضبط این آلبوم هم بسیار افتضاح است. یکبار گوش بدید متوجه میشید |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۲۳/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #95
|
|||
|
|||
|
ممنون که افشاگری میکنید
تازه با وجود بزرگانی چون استاد شهناز و علی اکبرخان شهنازی ایشان رتبه هنری بسیار پائینی در ساز تخصصی خود تار دارند جایگاه هنری که دیگه جای خود دارد
|
|||
|
|
۱:۰۳, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #96
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
افشاگری نیست برادر ، چیزاییه که همه ی اهالی موسیقی خوندن و شنیدن... هنوز هم اسنادش موجوده. آقای لطفی از بهترین تارنوازان زمان خودش بوده ولی نقطه ی قوتش ردیف دان بودنشه. بطوری که در آموزش ردیف و دستگاهها بسیاری از اساتید فعلی تار شاگردش بودند. از نظر شیرین نوازی و سطح تکنیک به گرد پای جلیل شهناز هم نمیرسید (که شهناز حدود 27 سال از لطفی بزرگتر بود) از نظر سرعت هم که الان کیوان ساکت با سرعتش همه ی نوازنده ها رو قورت میده میتونید ببینید کلیپهاشو در راستای زنده کشی و مرده پرستی ، بیشترش برمیگرده به قشری از جامعه که میخوان ادای روشنفکرها رو در بیارن. طرف حتی اسم فلان شخص به گوشش نخورده تا حالا الان توی اینترنت و فیسبوک برای مرگش متاثر میشه تا جایی که:
|
|||
|
|
۱۰:۵۹, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۳ ۱۱:۰۰ توسط captaincharisma.)
شماره ارسال: #97
|
|||
|
|||
نقل قول: من خودم آخه همچی دَنگ و دِنگی میکنیم با تار آقا حالا که بحث فنی شد نظرتون راجع به آقای علیزاده چیه؟ ![]() نقل قول:یکی از اساتید میگفت خانمش واسه تمرین همین ردیف دان ازش جدا شد روزی چهار ساعت فکر کنید فقط دان اونم با قدرت
|
|||
|
۱۵:۰۱, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #98
|
|||
|
|||
نقل قول:یکی از اساتید میگفت خانمش واسه تمرین همین ردیف دان ازش جدا شد روزی چهار ساعت فکر کنید فقط دان اونم با قدرتاین جمله رو نفهمیدم ![]() زن مرحوم لطفی فکر کنم خودش نوازنده سه تار هست پسرش هم امید لطفی تار میزنه نقل قول:من خودم آخه همچی دَنگ و دِنگی میکنیم با تار آقا حالا که بحث فنی شد نظرتون راجع به آقای علیزاده چیه؟عافرین علیزاده اسطوره ی آهنگسازی بیکلام هستش. کلا نگرش نو یی به ریتم و موسیقی داشت یکی از اولین کسانی هست که کنسرت با تعداد نوازنده زیاد برگزار کرد ایام شهادت که میشه تلویزیون و رادیو سالهاست آهنگی به جز نی نوا (ساخته ی علیزاده) ندارن که بذارن... چهارمضرابهاش که معرکه س کلا در آهنگسازی بیکلام نداریم مثلش. از نظر نوازندگی هم در سطح متوسطی قرار داره ، مثلا در سطح خود محمدرضا لطفی یا حمید متبسم یا درخشانی و... ولی صاحب سبک هستش اخیرا نوازنده های جوان از نظر تکنیک واقعا اساتیدشون رو رد کرده اند. مثلا کیوان ساکت که در سرعت رو دست همه زده بود الان شما برو سرعت نوازندگانی مثل علی قمصری (متولد 62) یا ارژنگ سیفی زاده (متولد 62) و خیلی نوازنده های گمنام دیگه که واقعا حتی از کیوان ساکت هم تکنیکشون بالاتره رو ببین. توی کمانچه نوازی ما سه تا نوازنده شاخص بیشتر نداشتیم که هر سه کرد هستند ، فرجپوری و کلهر و کامکار. الان شما برو نوازندگی خانم نگار خارکن رو ببین سی سالشه ولی انصافا از اون سه تا هم بهتر میزنه ، از کلهر که قطعا بهتر میزنه. یا نوازنده های دیگه... یکی از کارهایی که لطفی کرد و خودشو خراب کرد (علاوه بر کارهای ناجور دیگه ش نظیر بیست سال مهاجرت به آمریکا و عقاید عجیب و غریب و درویش نمایی و...) این بود که این ده سال اخیر سازی نبود که نزنه. شما کمانچه نوازیش رو ببین چقدر خارج میزنه اصلا خندت میگیره انگار مجبورش کردن کمانچه بزنه... یا مثلا تو کنسرت ها تار رو میذاره کنار دف و دایره میزنه. یا مثلا تار میزنه و خودش میخونه.... بگذریم
|
|||
|
|
۱۵:۳۰, ۲۴/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #99
|
|||
|
|||
نقل قول: آقای لطفی میرفته تو اتاقش 4ساعت فقط رو یک سیم تمرین میکرده فکر کنید هر روز این صدا بره رو مختون اونم چهار ساعت آدم روانی میشه ![]()
|
|||
|
۸:۳۱, ۱۶/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۳ ۸:۳۳ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #100
|
|||
|
|||
|
سلام
اگه طرفدار سينه چاك ايشون هستيد قبل از مطالعه تعصب خودتون رو كنار بگذاريد. در اين كه اين آقا در زمينه موسيقي و آواز جزو برترينهاي دنياست شكي نيست. ولي هنر وقتي زيباست كه براي تعالي انساني باشد و لاغير. مثلا در توانايي قلم نويسنده ملعوني چون صادق هدايت شكي نيست كه از برترينهاست ولي اين هنر با استفاده اشتباه و انتخاب راه غلط خود او را به تباهي كشاند و .... این روزها جهان داغدار فلسطین است و شاید ما ایرانیان بیش از هر قوم دیگری این داغ را در دل خود حس می کنیم. آخر ما علاوه بر اینکه با انقلاب اسلامی ۵۷ برادر خوانده همه نهضت های مقاومت علیه استکبار در جهان شده ایم، از فرهنگ و هنری روییده و بالیده ایم که همدردی و همزبانی با مظلومین و محرومین در ذات آن تنیده شده است. جهان و حتی همین سازمان ملل آمریکایی ما را با سعدی می شناسند که می گفت: تو کز محنت دیگران بی غمی/ نشاید که نامت نهند آدمی
![]() این فرهنگ، امروز ایرانی را نه فقط کنار غزه و لبنان بلکه یاور همه مظلومان جهان می سازد و هرچه جز این را لایق نام آدمیت و انسانیت نمی داند. این روزها یعنی ۶۴ سال پس از اشغال فلسطین توسط دولت جعلی اسرائیل، به راستی حجم آثار هنری که در ایران و جهان برای رهایی فلسطین و آزادی مردم بی دفاع آن سرزمین تولید شده است موجی از آثار ضد اسرائیلی هنرمندان را به وجود اورده است. جنبشی خودجوش در اهالی موسیقی شکل گرفته است که به حمایت هنری و موسیقایی از غزه مطلوم می پردازد و با وجود سابقه دراز در ایران، فراتر از موسیقی ایرانی در سطح جهان و حتی در خاک اسرائیل در حال فعالیت است. هنرمندان برجسته سبک های مختلف هنری در کشورهای مختلف جهان این روزها با تولید موسیقی و انتشار ویدیوهای مربوط به جنایات غزه به صورت خودجوش و غیربرنامه ریزی شده به جنبشی اعتراضی در موسیقی سروشکل داده اند که خود موجب تحولات جدی در موسیقی جهان شده و خواهد شد. مردم و هواداران، موزیسین های همدرد و همراه خود را از این طریق بهتر می شناسند. هنرمندان این جنبش در کشورهای مختلف، کمپینی خودجوش و نانوشته از موزیسین های متعهد جهان را شکل داده اند. یقینا هواداران موسیقی مردمی از کسانی که در قبال این فاجعه خاموش نشسته و حنجره خود را در مقابل واقعه بسته اند، نخواهند گذشت. به راستی چقدر باید موسیقی و هنر پست و حقیر باشد که از شادمانی مردم در کنسرت ها و بلیط فروشی برای هنرفروشی تراوش کند و به صدا درآید اما بغض در گلو مانده غزه و کودکان و مادران فلسطینی را سانسور کند. آیا موسیقی ضجه در غزه و صدای فاجعه وحشیانه اسرائیل را کسی می تواند سانسور کند؟ البته همه هنرمندانی که تاکنون از سراسر جهان به این جنبش هنری پیوسته اند، لزوما به تولید اثر نپرداخته اند. اما همه اعضای این جنبش لااقل از طریق مصاحبه رسانه ای شهرت خود را در حمایت از غزه مظلوم خرج نموده اند. در کشور ما نیز در مقابل هنرمندان برجسته و سرشناسی که از سالیان قبل تا امروز هنر و حنجره خود را برای ظلم صهیونیستی به فریاد آوردهاند، امروز کسانی از اهالی موسیقی ما هنوز خاموش مانده اند.یقینا آنها نیز غمخوار این ظلم بزرگ هستند. چه کسی می تواند این صدای دلخراش مادران داغدار غزه را بشنود و آرام باشد؟ چه خوب است که امروز همه ستاره های هنری و موسیقی ایرانی همراه با این جنبش جهانی بار دیگر هنر مردم نواز ایرانی را پیشگام چنین جریان ها و حرکت هایی سازند. اما در این میان کسانی هم هستند که حتی از یک مصاحبه کوتاه رسانه ای دریغ می ورزند که سال ۸۸ به شدت فعال بودند؛ نه تنها برای آنچه به زعم خود «سرکوبی مردم در خیابانهای تهران» می خواندند در «BBC» و «Manoto» به همراه خوانندگان کابارهای حاضر می شدند و عکس می گرفتند بلکه در تولید و ساخت موسیقی نیز برای کمک به جنبش مغز پسته ای! فعال بودند. همه تاسف اینجاست که امروز شوالیه های آواز مهر سکوت بر لب زده اند و در مقابل کشتار کودکان و زنان و مردم بی گناه فلسطین از گفتن یک دریغ هم دریغ می کنند متاسفانه امروز صدای سکوت کسانی آزاردهنده است که برای داستان ندا آقا سلطان آن همه هنرفشانی از خود نشان می دادند ولی امروز اینگونه خاموش از کنار کشتار وحشیانه اسرائیلی ها در قبال مردم مظلوم فلسطین می گذرند. دریغا ایران و ایرانی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: 254545_xlenaxj.jpg]](http://irannews24.ir/FileCenter/News/254545_xlenaxj.jpg)
![[تصویر: 7760_623.jpg]](http://asrkhabar.com/files/fa/news/1391/8/3/7760_623.jpg)






تازه با وجود بزرگانی چون استاد شهناز و علی اکبرخان شهنازی ایشان رتبه هنری بسیار پائینی در ساز تخصصی خود تار دارند جایگاه هنری که دیگه جای خود دارد
آقا حالا که بحث فنی شد نظرتون راجع به آقای علیزاده چیه؟ 
![[تصویر: 456-225x300.jpg]](http://rahnava.ir/wp-content/uploads/2014/08/456-225x300.jpg)