کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آوینی و افسانه بی طرفی تکنولوژی مدرن
۱:۰۶, ۲۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرّحمن الرّحیم


استاد مهدی نصیری

آیا تکنولوژی مدرن امتداد تکنولوژی سنتی با قدرت و سرعت بیشتر است؟
به عبارت دیگر آیا با ظهور تکنولوژی های مدرن به دنبال ظهور و بسط علوم مدرن، ما صرفا با پدیدارهایی متفاوت از نظر کمّی مواجه هستیم یا آن که پای یک تحول کیفی و ماهوی در میان است که تفاوت آن با تکنولوژی های سنتی صرفا در سرعت و قدرت بیشتر نیست؟

دیدگاه مشهور همین وجه اخیر است. یعنی باور رایج این است که مثلا اتومبیل همان اسب و گاری و درشکه است تنها با این تفاوت که اتومبیل حامل سرنشینان بیشتری می تواند باشد و سریع تر حرکت می کند و قدرت کششی بیشتری دارد. و یا مثلا مطبوعات و روزنامه ها همان کتاب با تیراژ و حجم بیشتر و فاصله انتشار منظم هستند و یا سینما و تلویزیون امتداد صرفا کمی و البته تکاملی! منبر و کلاس و مخاطبه شفاهی هستند و از این جهت که رسانه و ناقل پیام هستند هیچ تفاوتی ندارند. این دیدگاه مشهور گاهی در این مثال بیان می شود که تکنولوژی های مدرن هیچ تفاوتی در ماهیت و عملکرد با یک چاقوی سنتی ندارند که اگر در دست سارق باشد شکم پاره می کند تا کسی را بکشد و اگر در دست جراح باشد شکم پاره می کند تا معالجه کند و زنده ای را از مرگ نجات دهد. یعنی همه مساله بسته به کاربر تکنولوژی است و خود تکنولوژی خنثی و لابشرط است.

در برابر این دیدگاه، نگاه دیگری نیز وجود دارد که معتقد است تفاوت تکنولوژی مدرن با تکنولوژی سنتی صرفا کمّی نبوده و ما با ابزارهایی با ماهیت و کیفیتی خاص مواجه هستیم که حامل اقتضائات و عوارض و تاثیرات و جهت گیریهای ویژه و به تعبیری دیگر حامل فرهنگی خاص هستند که در مجموع و یک برآیند کلی نسبت به صلاح و فساد و خیر و شر و حق و باطل بی طرف و خنثی نیستند. این دیدگاه قبول ندارد که مثلا یک اره برقی همان اره دستی در مقیاسی قوی تر و سریعتر است بلکه معتقد است که این اره برقی بوده که ویرانی جنگلها را باعث شده است. به تعبیر دیگر اره دستی هرگز نمی توانسته است تا این حد به میل فزونخواهی و اسراف کاری انسان آن گونه که اره برقی پاسخ داده است، پاسخ دهد. یک انسان طماع مسلح به اره دستی تنها می تواند چند درخت و شاید تنها یک درخت تنومند جنگل را در یک روز قطع کند اما همین انسان اگر مسلح به اره برقی شود، می تواند دهها درخت را هر روز قطع کند. پس ویرانی جنگلها یکی از اقتضائات و تاثیرات ویژه تکنولوژی ای مدرن به نام اره برقی بوده است. بله می توان مقرراتی گذاشت و قطع درختان جنگل را محدود و ممنوع کرد، اما آیا واقعا این مقررات مشکل را حل خواهد کرد؟ آیا خطر نابودی جنگلهای زمین که قربانی تکنولوژیهای قدرتمند مدرن شده اند، با مقررات وضع شده، منتفی شده و بر حرص انسان لگام زده است؟


ادامه دارد...

منبع مطلب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۹:۰۹, ۲۹/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
جالب بود. مصداق تفکرات انترسوسیالیستی!
ولی خداییش بشر به تکنولوژی مدرن نیاز داره اما این کارا راه حل هم داره.

مثلا در مورد اره برقی. فکر کنین یه شرکت تولید الوار روزانه پنجاه درخت نیاز داره. با اره دستی اگه باشه به پنجاه کارگر نیاز داره. اما اگه با اره برقی باشه فقط پنج نفر لازمه. برای راه حل لازمه اون چهل و پنج نفر رو بذاره تو کار کاشت درخت. یعنی یه درخت ببرن و دو درخت بکارن! اینجوری حل میشه.
الآن توی کشور های شمالی اروپا همچین کاری رواج پیدا کرده اما تو جنگل های مازندران...Sad
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۲۶, ۳۱/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
مثال دیگر:
یک کمباین، صرفا تکنولوژی ای معادل قدرت یک صد نفر نیست که بگوییم کارکرد و تاثیر این ابزار تنها این است که کار صد نفر دروگر را انجام می دهد بلکه این ابزار علاوه بر این که کار صد نفر یا بیشتر را انجام می دهد تاثیرات و پیامدهای دیگری نیز از خود به جای می گذارد که از جمله آنها از بین بردن صد شغل و بیکار کردن صد نفری است که تا پیش از حضور این کمباین از راه دروگری ارتزاق می کردند و نیازی به رها کردن روستایشان برای پیدا کردن شغل نداشتند. در واقع بیکاری از اقتضائات کاربرد تکنولوژیهای مدرن و اتوماسیون در عرصه اقتصاد بوده است.

مثال دیگر: آیا سینما و تلویزیون همان منبر و کلاس و جلسه درس و آموزش رودررو و یا آموزش مکتوب است و تنها تفاوتش در این است که مخاطبه شفاهی و کتبی را تبدیل به مخاطبه تصویری کرده است؟ همین؟ و مثلا ما قبلا در درس اخلاق و تفسیر فلان استاد اخلاق و تفسیر در مسجد حضور می یافتیم و حالا همان درس را از طریق تلویزیون در خانه می بینیم و هیچ اتفاق جدیدی در این میان رخ نداده است؟ یا آن که وقتی سینما و تلویزیون آمد با خود فرهنگ و اقتضائات و تاثیراتی آورد که جامعه را در ابعادی وسیع و عمیق دگرگون کرد و نیازها و تمناهای جدید و مراجع فکری و فرهنگی جدید و شیوه مصرف جدید و پوشش و آرایش و معماری جدید و در یک کلام سبک زندگی جدیدی ایجاد کرد؟ چه کسی می تواند منکر ایجاد مرجعیت های جدید فکری و فرهنگی و اعتقادی در دوران مدرن در کنار مرجعیت تقریبا انحصاری عالمان دینی و فقها و روحانیون در دوران سنتی شود؟

برخی از پیمایش های معتبر حکایت از بالاتر قرار گرفتن رتبه هنرمندان سینما و تلویزیون در لیست اقشار تاثیر گذار فکری و فرهنگی بر جوانان و حتی بسیاری از میانسالان از رتبه روحانیون و علمای دینی در برخی مناطق کشور از جمله تهران دارند. این نتیجه ی محتوم حضور رسانه های مدرن نظیر سینما و تلویزیون در جامعه است. نفی کنندگان بی طرفی تکنولوژی های مدرن به این و دهها تاثیر دیگر از این دست می گویند فرهنگ! و تاثیر نهفته در ماهیت این تکنولوژیها. حالا ممکن است کسی بگوید خب علما و فقها باید از این ابزار استفاده کنند و رتبه خود را ارتقاء دهند اما اگر کسی اندک آشنایی با کارکرد و اقتضائات سینما و تلویزیون داشته باشد، می تواند صعوبت این کار و بلکه تقریبا محال بودن اجرای این پیشنهاد را به گونه ای که مثلا منجر به همسطحی و یا بالاتر قرار گرفتن رتبه علما و فقها نسبت به بازیگران سینما و تلویزیون در ذهنیت جوانان شود، درک کند. مگر این که بگوییم لازم است روحانیون و فقهای عصر مدرن مسلح به سلاح هنر و بازیگری شوند و گوی سبقت را از بازیگران مرد و زن غیر روحانی بربایند تا بتوانند رتبه خود را در الگو بودن فرهنگی و اعتقادی حفظ کنند!!

(توضیح ضروری: گاهی از این ماهیت و فرهنگ خاص تکنولوژی مدرن با عنوان "ذات" یاد شده و موجب شده است کسانی به دلیل آن که در مواردی می توانیم از این تکنولوژیها مثلا بهره ای کاملا مثبت و بدون هیچ عارضه سوء فرهنگی ببریم، نتیجه گرفته اند که ذات داشتن تکنولوژی حرف بی ربط و غلطی است چرا که ذاتی یک شئ هیچگاه نمی تواند از آن شئ منفک شود و همین که ما می توانیم از تکنولوژیهای مدرن استفاده هایی کاملا مثبت و در جهت حق و صلاح ببریم نشانه ذات مشخص نداشتن و جهت دار و حامل فرهنگ خاص نبودن آن است. در پاسخ باید گفت اگر کسی ذات را بدین معنا بکار برده است که هرگز و تحت هیچ شرایطی از شئ قابل انفکاک نیست مانند آن که شوری ذاتی نمک است و هرگز از نمک منفک نمی شود، البته حرف غلط و قابل نقضی است اما اگر منظور از ذات تکنولوژی مدرن، ماهیت جدید و متفاوت داشتن و واجد کارکردها و تاثیرات متفاوت بودن باشد اگر چه ممکن است نقاط اشتراک ماهوی و غیر ماهوی نیز با تکنولوژی سنتی داشته باشد و اگر چه بتوان با تمهیداتی خاص آن را از تاثیرات و اقتضائات خاصش تهی کرد و یا آن را کاهش داد، حرفی قابل بحث و بلکه اثبات بوده و نمی توان به راحتی از آن عبور کرد. بدون شک عموم کسانی که صحبت از ذات تکنولوژی مدرن گفته اند همین معنا را در نظر داشته اند.)

حال در ادامه این بحث را از منظر شهید آوینی پی می گیریم.

نگاه آوینی به تکنولوژی مدرن از نگاه مشهور عمیقا فاصله داشته و مخالف نظریه بی طرف و خنثی بودن تکنولوژی مدرن است. او شکاف و تفاوتی ماهوی و کیفی و نه صرفا کمّی بین تکنولوژی مدرن با تکنولوژی سنتی می بیند و تکنولوژی مدرن را حامل فرهنگ و کارکردها و تاثیرات ويژه ای می داند که با کارکرد و تاثیرات تکنولوژی سنتی بسیار متفاوت است. از نظر آوینی و همه کسانی که خنثایی و بی طرفی تکنولوژی مدرن را افسانه می دانند، تکنولوژی مدرن منشأ ایجاد جامعه و عالم و آدم جدیدی در قیاس با جامعه سنتی ماقبل مدرن بوده است اگر چه همچنان نقاط مشترکی بین جامعه مدرن و سنتی یافت شود. برای توضیح دیدگاه آوینی در این باره باید از اینجا شروع کنیم که او اساسا تمدن مدرن را انحرافی از مسیرتعادل می داند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۵۴, ۲۹/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/خرداد/۹۳ ۲۳:۵۶ توسط آیات.)
شماره ارسال: #4
آواتار
تمدن فاوستی

آوينی تمدن جديد را فاوستی می داند. بر اساس افسانه ای يونانی فردی به نام فاوستوس خواهان قدرتی جادويی و شگفت انگيز می شود. او در ملاقاتی با شيطان خواسته خود را با وی در ميان می گذارد، شيطان در ازاي اين که فاوستوس روح خود را به وي بفروشد، اين قدرت شگفت و جادويي را به او مي بخشد. قصه فاوستوس تمثيلی از تمدن تکنولوژيک مدرن است. بشر جديد با انکار خدا و عالم غيب و معنا، و فروختن روح خود به شيطان به قدرت عظيم تکنولوژيک کنونی دست يافته و به اتکای آن به تصرف در عالم پرداخته است. به تصريح آوينی تکنولوژی مدرن مولود تصرف شيطانی در عالم است:

«تاريخ و تمدن اروپا فاوستی است، .... فاوست روح خود را به شيطان فروخت تا به جادوگری رسيد و قدرت تصرف در ماده عالم را پيدا کرد... جادوي اين فاوست جديد، تکنولوژی است. تکنولوژی خود مولود اين تصرف شيطانی در عالم وجود است.»[1]

جدای از این دیدگاه کلی در باره تمدن مدرن، آويني در مورد تکنولوژیهای مدرن به تشریح نظر خود مبنی بر این که تکنولوژی مدرن امتداد طبيعی و صورت تکميلی تکنولوژی های ماقبل مدرن نیست می پردازد و سخن از ماهیت جدید و غیر خنثی و حامل فرهنگ خاص تکنولوژی مدرن و مشخصا رسانه های مدرن می گوید:

«ابزار اتوماتيک را نبايد صورت تکميلی ابزار پيشين دانست. اتومبيل را نمي‌توان صورت تکميلی گاري و درشکه محسوب داشت و همين طور رسانه‌های گروهي فقط وسايل تازه‌ای برای يک نياز قديمی ـ که مثلاً پيش از اين با «جار زدن» برآورده می شد ـ نیستند. ... سينما، راديو و تلويزيون و روزنامه‌ وسايلی «بی سابقه» هستند که حتی نشانی از آنها در گذشته‌ها وجود نداشته است. حتی بايد گفت بسياری از «نيازها»يی که توسط اين رسانه‌ها برآورده مي‌شوند نيز در گذشته وجود نداشته است؛ هم «نيازها» جديد هستند و هم «متعلقات اين نيازها». «اتوماسيون» (خودکاری) پديداری است که اتومبيل را «ماهيتاً» از گاری و درشکه متمايز می سازد. اتوماسيون چيزی است که در يک حيطه‌ محدود می تواند جايگزين «نيروی کار انسان يا حيوانات» شود و همين امر با توجه به خصوصيات روانی و نفسانی غالب انسان‌ها می تواند «ماشين» را به يک «وسيله‌ بسيار جذاب، فريبنده و فتنه‌انگيز» تبديل کند.[2]»



[1] .مقاله: آخرین دوران رنج

[2] . مقاله : تکنولوژی ارتباطات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۳۱, ۳۰/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/خرداد/۹۳ ۱۶:۴۸ توسط آیات.)
شماره ارسال: #5
آواتار
با اين نگاه، ديگر نمی توان با تکنولوژی مدرن مواجهه ای بسيط و ساده انگارانه داشت. ما در واقع با پديده هايی کاملا نو مواجه هستيم که بايد در ماهيات و اقتضائات و کارکردهای آنها تأمل نمود و آنها را به درستی و کما هی شناخت . فقدان چنين شناختی می تواند اغفال کننده و زيانبار باشد و مع الاسف ما امروز از اين فقدان رنج می بريم و فی المثل تکنولوژی هايی دگرگون ساز و زير رو کننده و برهم زننده بسياری از معادلات و مناسبات هزاران ساله و ديرپا و سنتی را، مثل تلويزيون و کامپيوتر در حکم چاقوی جراحی می دانيم که نسبتی کاملا مساوی با خير و شر دارد و همه چيز بستگی به اين دارد که در دست يک جراح باشد يا يک سارق! و بر همين قياس هم لابد بايد سلاحهای مدرن اتمی و شيميايی را هم در حکم شمشير دانست و خوب و بد آن بسته به اين است که مسلمين از آن استفاده کنند يا کفار! و نيز شبيه سازی انسان را که محصول بيوتکنولوژی مدرن است همچون قلمه زنی سنتي گياهان دانست! ، اگر چه اين پديده در صورت مجاز و رايج شدن ، اجتماع و نسل بشری را با تحولات شگرف و دهشتناکی چون تغيير در مفهوم پدری و مادری و ... و حذف نهاد خانواده و... مواجه سازد و يا به گفته يکی از دانش پژوهان فقه، چه باک که نهاد خانواده از رهگذر اين تکنولوژی مدرن بلا موضوع شود چرا که فقه ضامن حفظ موضوعات نيست و فقط بايد به بيان حکم بپردازد!!



رسانه همان پيام است!

آوينی بارها موافقت خود را با اين ديدگاه مک لوهان در باره تکنولوژي های مدرن رسانه ای که «رسانه همان پيام است» اعلام می دارد. مک لوهان بر اين باور است که رسانه های مدرن حامل بار ارزشی و مفهومی خاص خود هستند که به تدريج خود را بر کاربرانشان حتی اگر خواهان آن نباشند و آن را نپسندند، تحميل می کنند. به عبارت ديگر، مک لوهان، خنثی و بی جهت بودن تکنولوژی های مدرن را به ويژه در عرصه تکنولوژی های رسانه ای مثل سينما و تلويزيون رد می کند:

«مارشال مک لوهان اين «پيام‌ها» را «جادوی وسايل» يا «بار ناخودآگاه» آنها {رسانه ها}می نامد. مثال‌هايی که او خود در اين مورد آورده است می تواند وضوح بيشتری بدين سخن ببخشد: بی خبری پيشينيان از اثرات روانی و اجتماعی وسايل در هر يک از سخنان آنان به وضوح ديده می شود. هنگامی که چند سال قبل ژنرال ديويد سارنف از دانشگاه نتردام آمريکا درجه‌ دکترای افتخاری می گرفت اين سخنان را بيان کرد: « مصنوعات دانش جديد به خودی خود نه بد است و نه خوب؛ طرقی که از آنها استفاده مي‌شود ارزش آنها را معين می کند». اين پژواک بی خبری رايج است. …. در گفته‌ سارنف نکته‌اي وجود ندارد که تاب تعمق داشته باشد، زيرا او ذات «وسايل» را ناديده می گيرد و «نارسيس» وار( Narcissus جوانی در اساطير يونان که به تصوير خويش در آب دل می بازد و جان بر سر اين عشق می گذارد) از بی اعتبار شدن وجود خويش و گسترش آن به صورت تکنيکی جديد، مسحور شده است.»[3]

آوينی سپس اين چنين ادامه می دهد:

«آنچه را که مک لوهان از زبان ژنرال سارنف نقل می کند، از زبان بسياری از ما می توان شنيد. ما معمولاً ذات وسايل را ناديده می گيريم و ساده‌ لوحانه چنين خيال می کنيم که از هر چيزي می توانيم هر طور که می خواهيم استفاده کنيم، حال آنکه چنين نيست. تلويزيون و سينما ابزار و وسايلی نيستند که هرکس هر طور که بخواهد آنها را به کار برد و اصولاً ابزار هرچه بيشتر به سوی «اتوماسيون و پيچيدگی تکنيکی» حرکت کنند، محدوديت‌های بيشتری را بر اختيار و اراده‌ آزاد انسان تحميل می کنند. اين سخن مک لوهان که «رسانه همان پيام است» به همين معناست که رسانه‌ها موجبات و اقتضائاتی دارند که از آن نمی توان گريخت».[4]

در نگاه آوينی رسانه های مدرن به مثابه مرکبهای سر به زير و راهواری نيستند که در خدمت هر کاربری با هر اعتقاد و جهت گيری ای قرار بگيرند
و فقط نياز به هی کردن داشته باشند بلکه اين ابزار و وسايل، حامل بارهای مفهومي و گرايش های خاص خود هستند که طبعا رابطه ای مساوي با هر عقيده و محتوايی ندارند بلکه بعضي از عقايد و گرايشها را به خوبي بر می تابند و آنها را بازتاب می دهند و برخی ديگر را پس می زنند و برای همراهی با آنها بدقلقی و لگد پرانی مي کنند. فی المثل رسانه های تصويری چون سينما با مضامين تفريح و تفنن و سرگرمی و خشونت و سکس نسبت بسيار روان تری در مقايسه با مضامينی دينی و اخلاقی نظير جديت، حيا، عفاف، کف نفس، طمأنينه ، قناعت که لازمه پرورش انسان و جامعه ای متدين و متخلق هستند، دارند:

«هنوز هم قريب به اتفاق متفکران و هنرمندان انقلاب اسلامی بر اين باور هستند که ماهيت اين وسايل مانعی جدی در برابر ما ايجاد نمی کند و تصور عامی وجود دارد ... که: «سينما و تلويزيون ظرف‌هايی تهی هستند که هر مظروفی را می پذيرند». از آنجا که تفکر غالب متفکران و هنرمندان ما حکم بر جدايی قالب و محتوا از يکديگر مي‌کند ... ديگر هرگز در انديشه‌ي اين احتمال نمی افتد که ماهيت اين وسايل مانعی در برابر بيان او ايجاد کند؛ اما حقيقت خلاف اين است.»[5]

و در جاهايی ديگر صريح تر می گويد:

«يکی از احکام مشهوری که درباره‌ سينما و تلويزيون عنوان می شود اين است که «اينها ظرف‌هايی هستند که هر مظروفی را می پذيرند؛ اينها «ابزار» هستند و اين ما هستيم که بايد از اين ابزار درست استفاده کنيم». … و کسی هم از خود نمی پرسد که اگر اينچنين بود، چرا ما بعد از يازده سال از پيروزی انقلاب اسلامي {و البته اکنون پس از سی و چهار سال} در ايران هنوز نتوانسته‌ايم از تلويزيون و سينما آنچنان که شايسته است استفاده کنيم.»[6]


[3]. آوينی ، سید مرتضی ، آینه جادو ، ص 67 ، نشر ساقی ، 1377، تهران


[4] . همان

[5] . همان ، ص 116

[6] . همان، ص 59


ادامه دارد...
[تصویر: 26136319739389557083.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۰۰, ۳۰/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/خرداد/۹۳ ۲۰:۰۳ توسط آیات.)
شماره ارسال: #6
آواتار
نقش سينما و تلويزيون در تخريب روح و فطرت بشر

آوينی برای تلويزيون و سينما نقشی تسخير کننده و مسحور کننده و در عين حال غير قابل مقاومت قائل است که طبعا برای مفسده آفرينی آمادگی و قابليت بيشتری دارند:

«رابطه‌ سينما و تلويزيون با مخاطبان خويش نوعی رابطه‌ «تسخيری» است که از طريق ايجاد جاذبه در تماشاگر برقرار می شود ـ اگرچه تسخير به ميل، نه به عنف و اکراه. ظاهراً هيچ گونه اکراه يا اجباری در کار نيست، اما اگر درست به اين رابطه بينديشيم خواهيم ديد که غالباً رشته‌ اين جاذبيت نه به کمالات انسانی بلکه به ضعف‌های او بند شده است و اين چنين، هرچند سخن از «جبر» به معنای آن نمی توان گفت، اما بايد مردم و تلويزيون و سينما وجود نوعی «رابطه‌ ايجابی» را پذيرفت: کششی سحرآميز و غيرقابل مقاومت.»[7]

«....اين همان کاری است که از طريق سينما و تلويزيون با انسان امروز کرده‌اند و در طول نزديک به يک قرن از اختراع سينما، «الگوهای احساسی غيرمتوازنی» برای انسان‌ها ساخته‌اند و راه بازگشت آنها را به فطرت خويش مسدود کرده‌اند.»[8]

و او خود بلا فاصله سئوالی را که در اذهان همگان مطرح می شود ، مطرح می کند:

«آيا اين «جاذبيت» را نمی توان در خدمت خير و صلاح بشر به کار گرفت؟ ... اسم رسانه‌های گروهی يا وسايل ارتباط جمعی نسبت به ماهيتی که اکنون تلويزيون و سينما در سراسر جهان يافته‌اند بسيار «بی آزار» می نمايد، همچون پوست خوش‌ خط ‌و خالی که مارها پوشيده‌اند! تلويزيون و سينما اکنون به وسايلی برای «تسخير روح بشر» در خدمت استمرار استيلای قدرتمندان و ارباب جور درآمده‌اند. در نفس عبارت «ارتباطات و تبادل اطلاعات» هيچ نکته‌ای وجود ندارد که بتواند مبين اين روح خبيثی باشد که در تلويزيون و سينما دميده‌اند، اما محتوا و ماهيت اين وسايل حکايت ديگری دارد. در باب نسبت بين قالب و محتوا، ظرف و مظروف و يا وسيله و پيام در قسمت اول اين مجموعه مقالات ، سخن گفتيم و نتيجه گرفتيم که در ذات اين وسايل نيز صفات و خصوصياتی نهفته است که راه را بر چنين سوءاستفاده‌هايي هموار می دارد و اصولاً از وسايل و ابزار نمی توان انتظار داشت که نسبت به کاربرد خويش بی اعتنا باشند. »[9]

سخن آوینی اين نيست که اساسا نمی توان هيچ مفهوم مثبتی را با تلويزيون و سينما بيان کرد که خود او این کار را با مستندهای ماندگار روایت فتح کرده است بلکه مقصود توجه دادن به اين نکته است که اين وسايل با شر و فساد پراکنی نسبت سهل تر و وثيق تری دارند و عدم دريافت اين نکته می تواند به تلفاتی سنگين برای کسانی بيانجامد که به انگيزه انتقال مفاهيم مثبت و سازنده بدون توجه به اقتضائات ماهوی اين وسائل، برای آنها آغوش می گشايند و آنها را تنگ در بر می گيرند:

«قالب‌های هنری غربی هر نوع پيام يا محتوايی را نمی پذيرد و کسي که مي‌خواهد در سينما و تلويزيون عوالم غيبی و حال و هوای معنوی انسان‌ها را به تصوير بکشد بايد بر تکنيک بسيار پيچيده‌ اين وسايل غلبه پيدا کند و بداند که گستره‌ کارآيی اين رسانه‌ها تا کجاست».[10]

«بسياری از آنان نيز که خود را از اين دام‌ها مصون داشته‌اند، با اين پيشداوری که قالب‌های هنری غرب هر نوع پيام و محتوايی را می پذيرد، ساده‌ لوحانه گرفتار ابتذال شده‌اند و آثاری توليد کرده‌اند که نظير آن را فی المثل در فيلم‌های سينمايی تلويزيون بسيار می توان يافت، فيلم‌هايی که قهرمانانشان پاسداران کميته و يا رزم‌آوران جبهه‌های نبرد هستند، اما اعمال خدايی اين بندگان خوب خدا را تا سطح شعارهايی متظاهرانه و بی ارزش پايين می آورند.»[11]



جادوی پنهان در ذات رسانه

آوينی ابعادی از تاثيرات منفی تلويزيون بر جامعه ما را شرح می دهد ، اما توضيح می دهد که اين امر نه ناشی از برنامه ها و برنامه سازان تلويزيون بلکه مربوط به اقتضائات و جادوی پنهان در ذات اين رسانه است :

«اکنون زندگی ما، به خصوص کودکان و نوجوانانمان، در اوقات فراغت، نظم مسلکی خويش را از دست داده و نظامی متناسب با برنامه‌های تلويزيون گرفته است و به همين علت در صبح روزهای جمعه براي آن که برنامه‌های تلويزيون با نماز جمعه معارضه نکند برنامه‌ها را قطع می کنند، اما در هنگام اذان مغرب که برنامه‌ها فقط برای پخش مختصری قرائت قرآن، اذان و چند جمله‌ای مناجات قطع می شود و بعد ادامه پيدا می کند. بازار مساجد بسيار کساد است؛ علاوه بر آنکه ما و کودکانمان برای تماشای فيلم سينمايی عصر جمعه، نمازمان را درست در آخرين فرصت ممکن به جای می آوريم. باز خدا پدرشان را بيامرزد که برنامه‌ها را فقط تا ساعت بيست‌ و سه ادامه مي‌دهند و لااقل زمستان‌ها نماز صبح مسلمين قضا نمی شود. اين امر پيش از آنکه به برنامه‌های تلويزيون ارتباط پيدا کند به آن «جادوي پنهان» يا «بار ناخودآگاه» ارتباط دارد که در ذات تلويزيون نهفته است و اينکه نظام زندگی ما اکنون ضرباهنگ خويش را نه از «دين» که از «تکنولوژی» می گيرد. در درون خانه، تلويزيون روابط متقابل اعضای خانواده را با يکديگر بريده است و با وجود يک تلويزيون روشن، ديگر جمع واحدی در خانه تشکيل نمی شود. همه فرد فرد، جدا از هم نشسته‌اند و رابطه‌ فردی بين خود و تلويزيون برقرار کرده‌اند.»[12]

آوينی نشستن ساعتهای متمادی در پای تلويزيون را نه کاری خردمندانه که ناشی از بی فکری انسانهای اين روزگار و برآمده از عقل جديد و تحت سيطره تکنولوژی می داند:

«اگر اعتبارات عقل تمدن جديد را کنار بگذاريم و آزادانه درباره‌ تلويزيون بينديشيم، هرگز نمی توان علتی معقول برای اين امر پيدا کرد که انسان‌ها ساعت‌های متمادی از زندگی خويش را، روزها و شب‌ها، وقف تماشای وسيله‌ای چون تلويزيون کنند، مگر آنکه اين وسيله بتواند جايگزين همه‌ مناسبات و جوابگوی همه‌ نيازهايی باشد که انسان‌ها در طول اين ساعت دارند. اکنون فرصت فکر کردن درباره‌ اينکه انسان به يک چنين رابطه‌ای نيازمند هست يا خير وجود ندارد؛ وجود تلويزيون و اعتبارات عقلی تمدن جديد خود به ‌خود اين امکان را از آدم‌ها دريغ می دارند. انسان جديد هرگز امکان انديشيدن آزادانه درباره‌ خويش و جهان اطراف خود و تکنولوژی را پيدا نمی کند؛ او زندانی مقتضيات زمان و موجبات تمدن صنعتی است و هرگز اجازه پيدا نمی کند که اين زندگی را با نيازهای ذاتی خويش بسنجد و دريابد که آيا اين نظام تکنولوژيک بر مدار اختيار او می چرخد و يا او برای آنکه بتواند اين همه را حفظ کند، خود را با مقتضيات و موجبات اين سيستم پسخوراندی سيطره ‌ناپذير، که چون چرخ بزرگ سريع و خودگردانی می چرخد و همه موانع راه خويش را بی رحمانه خرد می کند و از سر راه برمی دارد، تطبيق داده است.»[13]

از نظر آوینی سيطره تکنولوژی مدرن بر انسان و روزگار جديد آنچنان است که قدرت هرگونه تامل و واکاوی در ماهيت آن را از او سلب کرده است و حتی متدينان نيز آن چنان تحت سيطره روحی و مادی تکنولوژی هستند که امکان ترديد در باره حقانيت آن از آنان نيز سلب شده است:

«بشر جديد در هر چه شک کند، نمی تواند در تکنولوژی شک کند. و اگر می بينيم که حتی درميان دينداران نيز فراتر از هر چيز امکان ترديد در باب حقانيت تکنولوژی وجود ندارد، علت را بايد در همين جا جست و جو کرد که تکنولوژی، خود، صورت محقق اراده معطوف به قدرت و نفس همه ارزشها و ملاک ها همه ارزش گذاری هاست. «بشر کامل» نيز که موعود تاريخی نيست انگاری – به مثابه شريعت بشر جديد – است، بشر مجهز به تکنولوژی است.»[14]

باید یاد آور شویم که از نگاه آوینی و دیگر صاحب نظران همفکر آوینی در موضوع تکنولوژی، نتیجه مباحث فوق کنار گذاشتن تکنولوژیهای مدرن نیست، چرا که چنین چیزی ممکن نیست و اساسا زندگی امروز بشری آن چنان با این ابزار پیوند خورده است که کنار نهادن آنها به اختلال در نظام زندگی می انجامد و عقل و شرع اجازه چنین کاری را نمی دهد. خود آوینی از رسانه های مدرن مانند مطبوعات و تلویزیون و سینما استفاده می کرد و خود یکی از اهالی این رسانه ها بود




[7]. آینه جادو، ص 61

[8]. همان

[9] . مقاله : تکنولوژی ارتباطات

[10] . آینه جادو، ص 116

[11]. همان ، ص 115

[12] . همان ، ص 60

[13]. همان ، ص 134

[14] . مقاله : آخرین دوران رنج

ادامه دارد...



[تصویر: 26136319739389557083.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۵۲, ۳۱/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۳ ۰:۵۴ توسط آیات.)
شماره ارسال: #7
آواتار
تعلق ذاتی به مدرنيته نه، استفاده اضطراری آری

آوینی در این باره می گوید:

«سينما و تلويزيون پديدارهايی تکنولوژيک هستند که پيش از آنکه اصلاً ما «آزادی در قبول يا عدم قبول آنها» پيدا کنيم خود را بر ما تحميل کرده‌اند. ديگر سخن از قبول يا عدم قبول سينما و تلويزيون در ميان آوردن همان اندازه مضحك‌ و شگفت‌آور است که اظهار ترديد در لزوم يا عدم لزوم غذا برای زنده ماندن.»[15]

در چنين شرايطی نمی توان از ديوار کشيدن به دور خود سخن گفت، چرا که علاوه بر عملی نبودن، به معنای انفعال در برابر مهاجم است:

«وقتی ما در عصری زندگي مي کنيم که ويدئو[16] از زمره لوازم محقّق آن عصر است و مرزهای ارتباطی نيز فرو ريخته و هيچ ديواری برقرار نمی ماند، بايد برای حفظ فرهنگ خويش در جست و جوی راه هايی به جز ديوار کشيدن و محصور کردن برآييم. ترديدي نيست که ديوار هم لازم است، اما بايد دانست آن که برای محافظت از خويش به دور خود ديوار می کشد همواره در حال انفعال است.»[17]

ضمن اين که حصار همراه با انفعال، بسيار شکننده است:

«بحث بر سر حسن و قبح ذاتی و ماهوی اين رسانه (ويدئو) بسيار لازم است، اما در مقام عمل نمی توان به حکم هاي مطلق گرايانه ای که محصول چنين بحثی هستند گردن نهاد. مهم اين است که ما با چيزی رو به رو نيستيم که خودمان آن را اختيار کرده باشيم. ويدئو را ما خودمان اختراع نکرده ايم و در وضعی نيز قرار نداريم که بتوانيم ديواری آهنين به گرد خود بکشيم، گذشته از انکه تجربه ديوارهای آهنين چين و شوروی تجربه های موفقی نبوده اند که هيچ، مردم را نسبت به سراب جهان غرب آن قدر حريص کردند که با افتتاح يک پيتزا فروشی در ميدان سرخ مسکو همه چيز فرو ريخت.»[18]

علاوه بر اين، او می گويد که دشمن ما که همان تمدن مادی و مدرن غرب است، اکنون با ابزار قدرتمند مدرن خود با ما می جنگد و ما برای مقابله به مثل با او گريزی از استفاده از اين ابزار و ساز و کارها نداريم و پشت کردن به تکنولوژی جديد مفهومی جز تسليم در برابر شرايط موجود ندارد.[19] بنا بر اين او با تسليم و انفعال مخالف بوده و سخن از تهاجم مي گويد:

«جواب تهاجم را بايد با تهاجم داد و تنها در اين صورت است که از انفعال خارج خواهيم شد؛ « دفاع » يک « وضع انفعالی » است و « فاعليت» هماره از آن «مهاجم» است. » [20]

و البته اولين لازمه اين تهاجم، شناخت عميق ماهيت و اقتضائات تکنولوژي مدرن است:

«در هنگام استفاده از اين رسانه‌ها ـ و ساير ابزار تکنولوژيک ـ باز هم خواه ‌ناخواه با اين حقيقت روبه‌ رو می شويم که اگر يک معرفت عميق حکيمانه نسبت به ماهيت اين ابزار، چراغ راه کاربرد آنها نباشد، بلاترديد از عهده‌ استخدام اين وسايل برای صورت‌ها و معانی و پيام‌های منشأ گرفته از تفکر مستقل خويش برنخواهيم آمد.»[21]

آوينی در سالهايی که بحث ممنوعيت يا آزادی ورود ويدئو به کشور ما مطرح بود ، ضمن مخالفت با ممنوعيت به دليل عملی نبودن آن ، سخن از ضرورت شناخت ماهيت ويدئو و غلبه بر کارکردهای شيطانی آن گفت :

«ما در جهانی زندگی می کنيم که در آن مرزها در حال فرو ريختن اند و در عصری به سر مي بريم که محصولات تکنولوژيک لازمه حيات بشری هستند و بنابراين، اصلاً نبايد درباره ورود يا عدم ورود ويدئو به کشور انديشيد؛ چه ما بخواهيم و چه نخواهيم اين کار انجام شده است. اکنون بايد در اين باره که «چگونه ويدئو را مسخّر خويش کنيم» بينديشيم و البته اين کار جز با وصول به معرفت نسبت به ماهيت ويدئو و غلبه روحی بر حقيقت آن ممکن نيست.»[22]

مرعوب نشدن در برابر تکنولوژی هاي مدرن از ديگر شرايط استفاده اضطراری و اتخاذ يک موضع تهاجمی است :

«چه بايد کرد؟ ... لازم است که جواب را در اينجا مختصراً مورد اشاره قرار دهيم: شأن انسانی والا تر از آن است که به اسباب و وسايل تعلق پيدا کند و رشد انسان در مسير تعالی به سوی حق در معارج نهايی به قطع تعلق نسبت به اشيا و يأس از اسباب منتهی خواهد شد. پيشنهاد ما آن نيست که ابزار تکنولوژيک را به دور بيندازيم؛ آنچه که ما بايد خود را از آن در امان داريم «مرعوب و مفتون شدن در برابر تکنولوژی» است و تنها در اين حالت است که می توان «بدون وابستگی»، از علوم رسمی و محصولات تکنولوژيکی از آن در خدمت غايات مقدس دينی سود جست.»[23]



ولايت نسبی و نه مطلق تکنيک

در هر صورت ضمن آن که آوينی به ولايت و سيطره قاهرانه تکنولوژي مدرن بر بشر امروز قائل است اما اين ولايت را مطلق ندانسته و قابل غلبه آمدن بر آن {البته به نظر اینجانب به طور نسبی و نه مطلق} می داند[24] و در جايی سخن از تسخير روح و جوهر تمدن و تکنولوژی جديد با تغيير نسبت کنونی بين بشر و تکنولوژی می گويد:

«آيا نتيجه عملی اين سخنان آن است که ما بايد به متدولوی و تکنولوژی عالم جديد پشت کنيم و هر چه را که هست بدون هيچ گزينشی به دور بيندازيم؟ جواب اين است که: «خير! اما گزينشی را هم که از آن سخن می رود سهل نبايد انگاشت. ما بايد در صدد تسخير روح و جوهر تمدن جديد برآييم، نه جسم آن. ما نبايد تسليم همان نسبتی شويم که بين بشر جديد و تکنولوژی ...وجود دارد. تسخير جوهر تمدن جديد در گرو همين تغيير نسبت است و اگر نه، گزينشی آن سان که ما انتظار می بريم امکان پذير نخواهد بود.»[25]

و در جای ديگر از استحاله تمدن جديد در تفکر خودی می گويد[26] و البته تاکيد مي کند که اين نه کاری است خرد که از عهده هر کسي برآيد:

«ولايت يافتن بر شرايط و مقتضيات و رها شدن از نيازهای کاذب تمدن حاضر، خرمن‌ کوفتنی است که مرد کهن می خواهد.»[27]



زلزله ای قریب الوقوع در راه است

آوينی علی رغم سيطره و هيمنه ای را که برای تمدن و تکنولوژی مدرن قائل است اما چون بر ماهيت اومانيستى‏ و غيرالهى تمدن جديد و عصر مادّه ‏زده و تكنيك ‏زده كنونى وقوف يافته بود، نشانه‏ هاى بن‏ بست وبحران و فروپاشى را در وضع موجود و تمدن غرب مى‏ ديد و لذا بيم بزرگ او از مدرنيسم همراه با اميدی روشن بود :

« اکنون در غرب، همه چيز با سال هاي دهه 1930 تفاوت يافته است. مردم با اضطرابی که از يک عدم اطمينان همگانی برمی آيد به فردا می نگرند. آنها هر لحظه انتظار می کشند تا آن دژ اطلاعاتی که موجوديت سياسی غرب بر آن بنيان گرفته است با يک انفجار مهيب فرو بريزد و آن روی پنهان تمدن آشکار شود. برای آنکه رديف منظم آجرهايی که متکی بر يکديگر هستند فرو ريزد، کافی است که همان آجر نخستين سرنگون شود. تمدن ها هم پير می شوند و می ميرند و از بطن ويرانه هاشان تمدنی ديگر سر بر می آورد. در آغاز، تمدن با يک اعتماد مطلق به قدرت خويش پا مي گيرد و هنگامی که اين احساس جای خود را به عدم اعتماد بخشيد، بايد دانست که موعد سرنگونی فرارسيده است.»[28]

از نظر او آثار دلزدگی و خستگی و عدم اعتماد به اصول جامعه متمدن را می توان به روشنی در همه جا ديد. اين طلب تحول، بزرگ ترين معضلی است که جامعه غرب در برابر حفظ سيطره خويش می يابد.[29]

آوينی پايان و فروپاشي تمدن مدرن غرب را مرتبط با نهضت جهانی حضرت مهدی – عج الله تعالي فرجه الشريف- می ديد:

«اضطرابى كه بشر امروز را فراگرفته است، نشان از يك زلزله قريب الوقوع دارد، زلزله‏ اى كه ‏تمدن غرب را از بنيان ويران خواهد ساخت و نسبت انسان را با خويشتن خويش و عالم، دگرگون خواهد كرد. از آنجا كه تمدن امروز، جهان را در تسخير دارد، انقلاب فردا نيز يك واقعه‏ جهانى خواهد بود... تا آن وضع موعود كه انسان در انتظار اوست فاصله‏ اى چندان باقى نمانده ‏است... فصل الخطاب با انسان كامل {معصوم} است و لاغير»
.[30]





[15] . همان، ص 114


[16] . این مقاله را آوینی در زمانی نوشته بود که بحثی داغ پیرامون ممنوعیت یا عدم ممنوعیت ورود ویدئو به داخل کشور مطرح بود.

[17]. مقاله : ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان

[18] . همان

[19] . آینه جادو، ص 113

[20] . مقاله : ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان

[21]. آینه جادو، ص 115

[22] . مقاله : ویدئو در برابر رستاخیز تاریخی انسان

[23] . آینه جادو، ص 72

[24]. مقاله : ويدئو در برابر رستاخيز تاريخي انسان

[25]. مقاله : آغازی بر یک پایان

[26] . آینه جادو، ص 113

[27] . توسعه و مبانی تمدن غرب ، ص 98

[28] . مقاله : در برابر فرهنگ واحد جهانی

[29] . مقاله : تجدید و تجدد

[30] . کتاب آغازی بر يک پايان ص 151



پایان

[تصویر: 45090673331324432495.gif]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مناظره هفت بر سر آرای شهید سید مرتضی آوینی حبیب ابن حبیب 0 812 ۲۱/فروردین/۹۵ ۱۷:۲۱
آخرین ارسال: حبیب ابن حبیب
  گفتارمتن فیلمی که هرگز پخش نشد به قلم سید مرتضی آوینی عبدالرحیم 0 997 ۱۳/تیر/۹۲ ۱۹:۵۴
آخرین ارسال: عبدالرحیم
  کامران آوینی!(همان مرتضی خودمان) مفقود الاثر 0 1,149 ۲۶/فروردین/۹۲ ۲۲:۳۹
آخرین ارسال: مفقود الاثر
  کارگاه آوینی شناسی Admirer 14 8,658 ۱۷/فروردین/۹۱ ۱۱:۲۹
آخرین ارسال: Admirer
  نظر آوینی درباره ی هنر متعالی انتصـار 1 1,685 ۲۷/دی/۹۰ ۲۱:۱۲
آخرین ارسال: Admirer

پرش در بین بخشها:


بالا