|
پای درس اخلاق آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه
|
|
۱۳:۵۰, ۹/شهریور/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۴:۴۳ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ مقدمه گناهان انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبة واقعي بخشيده ميشود. مغفرت و رحمت الهي و آمرزش همة گناهان، در قرآن کريم به روشني بيان شده و مورد تأکيد قرار گرفته است. توبه، آثار و برکات ارزشمند و فراواني دارد. کسي که موفّق ميشود به حالت نوراني توبه دست يابد، ثمرات بينظيري در زندگي و نيز در سلوک معنوي خويش مشاهده ميکند که بدون توبه امکان تحقّق آن وجود ندارد. آنچه در ادامه گفته خواهد شد مربوط می شود به ثمرات دستيابي به حالت توبه که از سری مطالب حضرت الله مظاهری می باشد که در دروس اخلاق خود بدان تاکید نموده اند. باشد که مورد قبول حضرتش قرار گیرد، ان شاء الله -------------------------------------------- -------------- 1) جذب محبّت و توجّه الهي پروردگار عالم به کسي که توبة واقعي کند يا تصميم آن را داشته باشد، سلام ميکند و رحمت خویش را شامل حال وی مینماید: «وَ إِذا جاءَكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِآياتِنا فَقُلْ سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلي نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءاً بِجَهالَةٍ ثُمَّ تابَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحيم» (1 ) "و چون كسانى كه به آيات ما ايمان مىآورند نزد تو آيند، بگو: سلام بر شما، پروردگارتان رحمت را بر خود مقرر داشته، كه هر كس از شما به نادانى عمل بدى كند آنگاه بعد از آن توبه كند و به اصلاح (كار خود) پردازد، بىترديد خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است." خداوند متعال بندهای که بهسوی او باز گردد و پشیمان و سرافکنده باشد را دوست دارد و او را مطهّر ميداند؛ یعنی بهترينِ درجات را به چنین بندهای عطا میفرماید: «انِّ اللهَ يُحبُّ التِّوّابينَ وَ يُحبُّ الْمُتَطَهِّرينَ»(2) خداوند توبه كاران و پاكيزگان را دوست ميدارد. نکتة ظریفیکه در این آیه نهفته، این است که خدای سبحان، توبهکننده را پاک و پاکیزه میکند و آنگاه به او محبّت میورزد و در واقع میتوان گفت: کسيکه توبه کند، محبوب خداوند تعالی ميشود که اين، مقام بسیار والایی است: «إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ» (3 ) چون بنده توبة نصوح كند خداوند او را دوست دارد. البته محبّت نمیتواند یک طرفه باشد؛ وقتی بندهای محبوب خدای مهربان شد، قطعاً او نیز خدای خویش را دوست ميدارد و به او عشق میورزد و محبّت بین بنده و خدا، دو طرفه میشود و چنانچه بنده، با گناه و نافرمانی خداوند، به این محبّت ضربه نزند، تا آخر عمر بر شدّت آن افزوده خواهد شد. بندهاي که قلبش سرشار از محبّت الهي است، لحظهای نمیتواند از یاد خدا غافل شود و قدمی در مسیر غیر رضای حقتعالی بردارد. چنین بندهای پروردگار خود را طلبیده است و به سمت او حرکت کرده و او را یافته است و کسی که خودِ خداوند را به دست بیاورد، هرگز از دست نخواهد داد. در حديث قدسي از خداوند تعالي نقل شده است که ميفرمايد: «أنِّي حَبِيبُ مَنْ أَحَبَّنِي وَ جَلِيسُ مَنْ جَالَسَنِي وَ مُونِسٌ لِمَنْ أَنِسَ بِذِكْرِي وَ صَاحِبٌ لِمَنْ صَاحَبَنِي وَ مُخْتَارٌ لِمَنِ اخْتَارَنِي ... مَنْ طَلَبَنِي بِالْحَقِّ وَجَدَنِي»(4 ) "من دوست كسى هستم كه مرا دوست بدارد و همنشينم با كسى که با من همنشينى كند و انس دارم با كسى كه با من مأنوس است. همراهى و مصاحبت دارم با كسى كه با من مصاحبت دارد. انتخاب ميكنم كسى را كه مرا انتخاب نمايد. هر كسى حقيقتاً من را بجويد، مرا مى يابد." درهاي رحمت الهی در دنیا و آخرت به سوي کسی که در درگاه الهی سرافکنده، شرمنده و خجالت زده شود و اظهار ندامت کند، گشوده میشود: «الْمُؤْمِنُ إِذَا تَابَ وَ نَدِمَ فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِ مِنَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ أَلْفَ بَابٍ مِنَ الرَّحْمَةِ» (5 ) مؤمن چون توبه كند و پشيمان شود، خداوند در دنيا و آخرت هزار در از رحمت بر وى بگشايد. خداوند سبحان، نسبت به بندهای که به سوی او بازگردد، رئوف و مهربان است: «وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحيمٌ وَدُودٌ» (6) و از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و آنگاه به او بازگرديد، كه پروردگار من مهربان و دوستدار (تائبان) است. بنابراين، تائب توجّه خدای متعال را به سوی خود جلب میکند و معلوم است کسی که مورد توجّه حقتعالی واقع شود، به چه مقاماتی دست خواهد یافت؛ نظر عنایت خداوند بهسوي چنین کسی است و در دنیا و آخرت سربلند خواهد شد. «فَمَنْ تابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَ أَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يَتُوبُ عَلَيْهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ.(7) پس هركه پس از ستمش توبه كند و كار خود را به صلاح آورد، خداوند بر او توجّه مىكند و توبهاش را مىپذيرد، كه حقّا خداوند بسيار آمرزنده و مهربان است. ------------------------------------------ پی نوشت ها: 1- انعام / 54 2- بقره / 222 3- الکافي، ج 2، ص 436 4- بحارالانوار، ج 67، ص 26 5- جامع الاخبار، ص 87 6- هود / 90 7- مائده / 39 منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مظاهری
پایان قسمت اول ان شاء الله ادامه دارد...
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۳۸, ۵/خرداد/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
خدا خیرت بده گناه بزرگی مرتکب شده ام و دوست داشتم گریه کنم که روزیم نمیشد با خواندن تنها چند خط اول مطالبتون گریه با حال و احساسی بهم عنایت شد باشد که روزی که همه گریانند ما جزو خوشنودین باشیم و خدا از ما راضی و ما نبز از فضل حضرت حق راضی باشیم التماس دعا برای عاقبت بخیری دارم
![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۱:۵۳, ۶/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۳ ۱۱:۵۲ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه/11. توجه انسان به ذلت خود و عظمت خداوند اقرار به گناه و اعتراف به نافرمانی حقتعالی، انسان را متوجّه ذلّت، زبونی و کوچکی خویش میکند و عظمت خدای بزرگ را به او یادآور میشود.اگر گناهکار از کردار خود پشیمان شود، در برابر نعمتهای فروانی که خداوند به وی ارزانی داشته است، از خود و خدای خود شرمسار میگردد.حتّی اگر گناهکار، جزو گرفتارترین مردم باشد و از نعمتهای دنیوی بهرة کمی برده باشد، باز هم نمیتواند به معناي حقيقي، قدردان و شکرگزار همان نعمتهایی که در اختيار دارد، باشد و در همان حال پريشاني و درماندگي و با وجود همۀ گرفتاريها، باز نميتواند نعمتهايي كه خداوند تعالي به او ارزاني داشته است را بشمارد: «وَ آتاكُمْ مِنْ كُلِّ ما سَأَلْتُمُوهُ وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَتَ اللَّهِ لا تُحْصُوها إِنَّ الْإِنْسانَ لَظَلُومٌ كَفَّار»[1] و از هر چيزى كه از او خواستيد به شما عطا كرد، و اگر نعمتهاى خدا را بشماريد، شمار و حساب نتوانيد كرد. حقّا كه انسان سخت ستمگر و ناسپاس است. كدام شخص گرفتار، درمانده و مضطر، حاضر ميشود دو چشم خود را يا عقل خود را بدهد و همۀ دنيا را بگيرد؟ مسلّم است كه هيچ انسان عاقلی حاضر نيست چنين معاملهاي کند. خداوند در قرآن ميفرمايد: «...أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَة» [2] نعمتهاى آشكار و نهان خود را بر شما وسعت و تماميّت بخشيده! آيا کسي ميتواند بپذيرد که اعتقاد به تشيّع را از او بگيرند و به جاي آن تمام دنيا را در اختيار او قرار دهند؟ آيا هيچ شيعهاي حاضر ميشود تن به اين معاوضه بدهد؟ آدمي با وجود اين همه نعمت كه در اختيار دارد، باز هم ناشكر است: «قُتِلَ الْإِنْسانُ ما أَكْفَرَه» [3] مرگ بر اين انسان كه چقدر ناسپاس است البته همانگونه كه خود خداوند ميفرمايد: «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِه» [4] و خدا را آن چنان كه بايد به بزرگى نشناختهاند. هر چقدر هم که انسان تلاش كند، نميتواند آنگونه که حقّ خداوند است، او را سپاسگزاري کند. ولی یکی از برکات توبه، یادآوری نعمتهای بیکران الهی است. افزون بر این، کسی که نعمتهاي الهی را به یاد آورد و آن نعمتها را قدر بداند، دیگر دنبال گناه نميرود. در واقع، یادآوری الطاف خداوند، یک حالت شرمندگی در مقابل خداوند برای انسان ایجاد میکند و زندگی سالمی را برای وی رقم خواهد زد. ---------------------------------------------------- پي نوشتها 1- ابراهيم / 34؛ ر.ک: نحل / 18 2. لقمان / 20 3. عبس / 17 4. زمر / 67 ان شاء الله ادامه دارد...
|
|||
|
|
۱۱:۴۴, ۱۰/خرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/خرداد/۹۳ ۱۱:۵۲ توسط Seyed Mohsen.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بِسْمِ اللَّـهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ آیت الله مظاهری - ثمرات دستيابي به حالت توبه/12. دستیابی به مقام خشوع توبۀ حقیقی و توبهای که از دل آدمی سرچشمه گرفته باشد، میتواند انسان را به مقام خشوع برساند. در این مقام، دل سالک در برابر عظمت خداوند سبحان ميتپد و خشيّت حقتعالی، سراسر وجود او را فرا میگیرد و حالتی به او دست میدهد که خودبهخود در پیشگاه پروردگار خویش تضرّع و زاری میکند و سر به سجده ميگذارد. «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ إِذا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَ إِذا تُلِيَتْ عَلَيْهِمْ آياتُهُ زادَتْهُمْ إيماناً وَ عَلي رَبِّهِمْ يَتَوَكَّلُونَ» [1] مؤمنان تنها كسانى هستند كه چون ياد خدا به ميان آيد دلهايشان مىترسد، و چون آيات او بر آنان خوانده شود بر ايمانشان مىافزايد، و همواره بر پروردگارشان توكّل مىكنند. از صفات مؤمن آن است كه وقتي به ياد خداوند ميافتد، در دلش نوعی خشیت یا به عبارت سادهتر، نوعی ترسِ مطلوب سايه ميافكند و در مقابل خداوند متعال خجالتزده ميشود. اين حالت است كه بيش از دنيا و آنچه که در آن است ارزش دارد و حتي از بهشت، قيمتيتر است. از اين جهت اهل معرفت يک ساعت مناجات در دل شب را با تمام دنيا معاوضه نميکنند. پيامبر گرامي«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم»ميفرمايند: «الرَّكْعَتَانِ فِي جَوْفِ اللَّيْلِ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنَ الدُّنْيَا وَ مَا فِيهَا» [2] دو رکعت نمار در دل شب، نزد من، از دنيا و آنچه در آن است، دوست داشتنيتر است. دو ركعت نماز شب، نماز شبي كه در برابر خداوند يك مكالمه و يك معاشقه باشد، نمازي كه در آن توجّه داشته باشیم كه خدا با ما حرف ميزند و ما هم با خدا حرف ميزنیم، از دنيا و آنچه در آن است با ارزشتر است. پديد آمدن اين حالت، اثرات بسيار مفيد و سازندهاي در سير و سلوک دارد و راه پرپيچ و خم و پرمانع حرکت بهسوي خداوند را هموار و نزديک مينمايد. چه بسيار کساني که با يک لحظه شرمندگي و خجالتزدگي در مقابل ذات باريتعالي توانستهاند راه را بپيمايند و بهمقصود و مطلوب حقيقي يعني لقاي پروردگار نائل گردند. اهلبیت«سلاماللهعليهم» از مرتبۀ اعلای مقام خشوع برخوردار بودهاند. سالک نیز باید با پیروی از آنان به اندازۀ سعۀ وجودی و ظرفیت خویش به این مقام نورانی دست یابد. امِّسلمه ميگويد: پیغمبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» در دل شب صورت مبارک خويش را روي خاک ميگذاشتند و گریه ميکردند و مرتّب ميگفتند: «اللّهمّ وَ لَا تَكِلْنِي إِلَي نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَدا»[3] خدايا مرا به اندازة يک چشم بر هم زدن به خودم واگذار مکن. این مکالمه و معاشقة پیغمبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم»، با مولاي خود چه لذّتي دارد. همچنين وقتي که پيامبر«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم» با آن مقام عصمت ميفرمايد: «إِنِّي لَأَسْتَغْفِرُ اللَّهَ فِي كُلِّ يَوْمٍ سَبْعِينَ مَرَّةً» [4] همانا من در هر روز هفتاد مرتبه استغفار ميکنم. اين مطلب ساده نیست، صرفاً زبانی نیست، واقعاً پيامبراکرم«صلّیاللهعلیهوآلهوسلّم»استغفار داشتهاند. در حالي که آن حضرت بنابر آية تطهير، مافوق عصمت است و نميشود گناهي براي ايشان تصوّر کرد. پس استغفار ايشان برای چیست؟ در خصوص مرتبۀ استغفار اهلبیت«سلاماللهعليهم» در جای خود مطالبی بیان خواهد شد. امّا آنچه اکنون مورد بحث ما است، اینکه، هر که عصمتش بیشتر باشد، به عبارت دیگر هرکه معرفتش بیشتر باشد، مقام خضوع و خشوع او بیشتر است. مقام خضوع از ادب ظاهری سرچشمه میگیرد و مقام خشوع، حاکی از ذلیل بودن دل، در مقابل خداوند متعال است. درک واقعیّت اين مطالب، در حدّ محال است. ولی آن چه از گفت و شنود این سخنان حاصل میشود و میتوان درک نمود، این است که همه میتوانند با توبۀ واقعی به چنین مقاماتی یا لااقل به مقاماتی شبیه و نزدیک به آن، نائل شوند. ادعيه و مناجاتهاي اميرالمؤمنين«سلاماللهعليه»، از جمله دعاي كميل و مناجات شعبانيه و نيز دعاي عرفه حضرت سيّد الشّهداء«سلاماللهعليه»، دعاي ابوحمزۀ ثمالي که امام سجاد«سلاماللهعليه» نقل فرمودهاند، دعاي سحر که از لسان مبارک امام باقر«سلاماللهعليه» منقول است و بسياري ديگر از ادعيه و مناجاتهاي ارزشمندی که از ائمّۀ طاهرين«سلاماللهعليهم» به يادگار مانده است، نشان دهندۀ وجود همين حالت عرفاني در آن ذوات مقدّس است. اميرالمؤمنين علي«سلاماللهعليه» در موقع مناجات چنان حالتي داشتهاند که راوي توصيف ميکند: «غَارَتْ نُجُومُهُ مُمَاثِلًا فِي مِحْرَابِهِ قَابِضاً عَلَى لِحْيَتِهِ يَتَمَلْمَلُ تَمَلْمُلَ السَّلِيمِ وَ يَبْكِي بُكَاءَ الْحَزِينِ وَ كَأَنِّي أَسْمَعُهُ وَ هُوَ يَقُولُ يَا دُنْيَا يَا دُنْيَا أَ بِي تَعَرَّضْتِ أَمْ إِلَيَّ تَشَوَّقْتِ هَيْهَاتَ هَيْهَاتَ غُرِّي غَيْرِي...» [5] مانند كسي كه مار زهر آلودي او را گزيده باشد، در دل شب به خودشان ميپيچيدند و زمزمه ميكردند و مناجات ميخواندند. آن قدر با خداي خويش مناجات و راز و نياز ميکردند که مدهوش میشدند، از خود بیخود میشدند و در آن لحظات، فقط و فقط به خداوند سبحان توجّه مينمودند و به هيچ کس و هيچ چيز ديگري توجّه نداشتند. اگر تیر هم از پای ايشان در میآوردند، متوجّه نميشدند. قرآن کريم در وصف اينگونه انسانهاي والامقام، ميفرمايد: «تَتَجافىجُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ» [6] پهلوهايشان از خوابگاهها جدا مى گردد [و] پروردگارشان را از روى بيم و طمع مى خوانند، و از آنچه روزيشان دادهايم انفاق مى كنند. هيچ كس نمىداند چه چيز از آنچه روشنىبخش ديدگان است به [پاداش] آنچه انجام مىدادند براى آنان پنهان شده است. یعنی نمیدانی در دل شب برای اهل نماز شب چه لذّتی است: «فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ»، این لذّت مربوط به آخرت نیست. آن لذّت، لذّتِ رابطة عاطفي و صميمانه با خداوند مهربان است. مناجات اهل دل، در دل شب، آنان را مدهوش ميکند، تمام عالم وجود را با دو رکعت نماز در دل شب معاوضه نميکنند و براي اين نماز، به همة عالم پشت پا میزنند. اين همه به خاطر آن لذّتی است که در نماز شب دارند. اين رابطة عاطفي، اهل معرفت را مدهوش میکند. در برخي از اوقات، حالت خشیّت براي آنان پديد ميآورد و در برخي موارد، حالت رحمت. و در هر دو صورت مدهوش ميشوند. وقتي چنين شد، هیچ توجّهي به هيچ کس و هيچ جا ندارند به جز معاشقه و مکالمه با خداوند منّان، يعني همان رابطة عاطفي، يعني همان که قرآن کريم میفرماید: «تَتَجافى جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً». ظهور حقیقت در دل این افراد، گاهی با خشیت همراه است و گاهی با طمع، امیدواری و رحمت، ظهور حقيقت را در دل خويش به نظاره مينشينند. و در هر دو صورت، نماز شب، آنان را مدهوش میکند. هر دو حالت خشيت و رحمت را دارند و هيچ کدام اين حالات نيز بر ديگري غلبه نمیکند: «يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفاً وَ طَمَعاً». ما معنای اين حالات را به درستي درک نميکنيم و نمیفهمیم، امّا میدانیم که مسلّماً وجود دارد. اين حالات «يدرک و لا يوصف» است و از اينرو علمی نیست؛ بلکه یافتنی است. فقط بايد درک شود و توصيف آن امکان ندارد. وقتی مقام خشیت برای امیرالمؤمنین«سلاماللهعليه» پديدار میشد، دعایکمیل را میخواندند و از روي خشيت و خشوع، آن همه نسبت گناه را به خود ميدهند، امّا در همان دعای کمیل، وقتی که مقام رحمت بر دل ايشان جلوهگر میشد، با خدا معاشقه ميکردند و ميفرمودند: «يا اِلهى وَسَيِّدى وَ رَبّى، أتُراكَ مُعَذِّبى بِنارِكَ بَعْدَ تَوْحيدِكَ، وَ بَعْدَ مَاانْطَوى عَلَيْهِ قَلْبى مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسانى مِنْ ذِكْرِكَ، وَ اعْتَقَدَهُ ضَميري مِنْ حُبِّكَ، وَ بَعْدَ صِدْقِاعْتِرافى وَ دُعآئى خاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ» [7] اى معبود من و اى آقاى من و اى پروردگارم! آيا تو براستى چنانى كه مرا به آتش عذاب كنى، پس از اينكه به يگانگيات اقرار دارم؟ و دلم به نور معرفتت آباد گشته و زبانم به ذكر تو گويا شده، و نهادم به دوستى تو پيوند شده؟ و پس از اعتراف صادقانه و دعاى خاضعانهام به مقام بنده پرورى و ربوبيّتت؟ البته گاهی مقام خشوع، در عالم آخرت برای برخي از انسانها پدید میآید؛ بهگونهای که او را به مقام عنداللّهی میرساند. در این صورت، بهشت برای او کوچک است؛ حتّي بهشت عدن و رضوان برایش کوچک است: «يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ، ارْجِعي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً، فَادْخُلي في عِبادي، وَ ادْخُلي جَنَّتي»[8] امّا در همين دنيا نيز ميتوانيم اين آیه را تطبیق دهيم. مصداق اين آيۀ شريفه در دنيا وجود دارد. یعنی بندگاني هستند که در دلشب به مقام خشوع، و پس از آن به مقام عنداللّهی میرسند. مقامي که در آن، بهشت براي انسان کوچک است. چنين مقامي براي اهل دل، در دل شب و هنگامي که با خداي خويش رابطۀ عاطفي برقرار ميکنند، پدید میآید. بندگان خالص خداوند سبحان، در لحظاتی که حقیقتاً به حالت توبه دست مییابند و سراسر وجود آنان در مقابل پروردگار متعال شرمسار و خجالتزده میشود، از لذّت رسیدن به مقام خشوع و مقام عنداللّهی بهرهمند میگردند. لذّت واقعي دنیا همین است و الاّ مابقی، تکرار مکرّرات است. ===================== پينوشتها [1]. انفال / 2 2. وسائلالشّيعة، ج 8، ص 156 3.. بحارالأنوار، ج 16، ص 217 4. مستدرك الوسائل، ج 5، ص 320 5. بحارالأنوار، ج 33، ص 274 6. سجده / 17-16 7. مصباحالمتهجّد، ص 844 8. فجر / 30- 27 پایان
|
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| نردبان آسمان~ درس اخلاق حضرت آية الله بهاءالدینی~ | آوا | 1 | 1,275 |
۱۱/آبان/۹۳ ۸:۳۸ آخرین ارسال: آوا |
|
| در محضر درس اخلاق ایت الله شجاعی | یاســین | 4 | 3,039 |
۲۵/تیر/۹۲ ۱۳:۱۱ آخرین ارسال: یاســین |
|








![[تصویر: heart.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/heart.png)