کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تربیت کودک (دکتر حبشی)
۱۳:۱۲, ۱۶/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/فروردین/۹۳ ۱۳:۱۳ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام خدمت دوستان گرامی
درسته که تعداد کمی از دوستان هستند که اینجا بچه دارند،اما برای تربیت کودک حتما نباید بچه داشت
میشه خواهر و برادر و بچه های فامیل رو هم تربیت کرد
مثلا وقتی مهمون میاد خونتون و شما جلوی مادر بچه یه رفتار زیبا نشون میدید ممکنه رو مادر تاثیر بزاره و .....
لذا سعی کنیم هیچ فرصتی رو برای عملی کردن دانشمون از دست ندیم



خوب،بریم سر اصل مطلب



تمام خصوصیاتی که در دوران نوجوانی ار فرزندمون میخواییم،هسته و پی ریزیش در دوران کودکی شکل میگیره

1- کودک باید یادبگیرد که نظم و قانون جزو امورات زندگی هست،لذا وقتی وارد محیط مدرسه میشه دیگه منطبق شدن با نظم و قوانین براش سخت نیست.
دوران ابتدایی دورانی هست که به کودک دعوت های متعددی میرسه،دوستش میگه بعد مدرسه بریم بازی،معلم میگه بعد از مدرسه تکالیفتون رو بنویسید،بابا میگه هر دوتاشون بی خود گفتن بیا سر سفره ناهارتو بخور.

اگه ما از همون ابتدا تعارضی برای کودک ایجاد کنیم و قدرت تشخیص بهش ندیم و بگیم چون من پدرم پس باید حرف منو گوش بدی،انوقت بچه میره مدرسه،معلم میگه تکالیف رو به موقع نوشتی؟دوستش میگه چون ترسو بودی عرضه نداشتی نیومدی
بخواد ترسو نباشه باید مقابله کنه،بخواد به معلم راست بگه باید با پدر و مادر درگیر بشه
که اینا زمینه اضطراب میشه

باید به کودک بگیم
به نظرت درسته تو این گرما،سر ظهر و ناهار نخورده بری بازی،بعدا مریض میشی،یا خسته میشی و تکالیفتم میمونه و...
در واقع عواقب هر کاری رو تشریح کنید
حالا اون کودک بعدا دوستشم ببینه یه پیام هم واسه اون داره
در مورد معلم:
درسته که گفته تا رسیدید تکلیف انجام بدید اما منظورش این بوده که کفشاتم در نیاری؟پس بهتره از معلم بپرسیم که منظورش این بوده که مشق رو به اخر شب نیندازیم یا اینکه ناهار نخورده لباس در نیورده بنویسیم.
در اینجا کودک قدرت ارزیابی رو میاموزه

سن ارزیابی از 6-7 شروع میشه تا 11-12سالگی
یعنی بچه بعد 12 کارهای ارزیابی رو میتونه خوب تشخیص بده
لذا وقتی در سن های پایین بچه رو میترسونیم که لولو میاد یا دزد میاد میبرتت
بعدا میبینیم تو مهمونی چسبیده به ما که دزد نبردش
چون قدرت تحلیل نداره و ما ترس رو ایجاد کردیم
اونوقت زمانی که میخوایم کاراشو تنهایی انجام بده میترسه و نمیتونه

نوجوانی


نوجوانی یعنی بحران
و خیلی از مشکلات و انحرافاتی که بوجود میاد بخاطر رفتار ناصحیح والدینه
یه سری کارا عادیه که از چشم والدین انحرافه و سعی در کنترلش دارن و اوضاع بدتر میشه
بحران های این دوران
فعلا نام میبریم بعد بازش میکنیم
1- بحران هویت،من کیستم،من چیستم،چرا باید نماز بخونم،چرا بابام اینه،چرا خدا منو افرید و ...
2-بحران بلوغ
3-بحران شخصیت



دوره جوانی
دوره واگذاریه ،یعنی فقط در حد مشاور،نظرشون رو میدن اما اداره اش نمیکنن
حتی اگه جوان ما میخواد همه تصمیم گیریا رو به ما واگذار کنه باز ما باید اون رو به خودش عودت بدیم
مثلا موقع انتخاب همسر به فرزندمون تحمیل میکنیم و میگیم تو نمیفهمی
بعد در مقطع دیگه میگیم کار کن،رو پای خودت واستا و ...
بعد میگیم چرا گذاشتی زنت فلان کارو کنه،چرا .....
بعد فرزندمون هم که یاد نگرفته مستقل باشه و تحلیل کنه،حکم بیجا صادر میکنه که کنترل اوضاع رو به دست بگیره
داداشت نیاد،خونه بابات نرو ،فلان جا نرو و ....


از 18 سالگی کمک کنید که خودش برنامه ریزی کنه
بگید مثلا باید در ازدواج مناسب این شرایط رو داشته باشه و .بهش یاد بدید

خوب برگردیم به سن 2-6 سالگی(0-2 رو قبلا گفته اگه یافتم اونم بعدا مینویسم)

یکی از اولویت های اصلی این دوره یادگیریه
منظورمون یه کار مشخص نیس مثل شنا و زبان و ...
منظور پایه های یادگیریه
مثلا،کوتاهی و بلندی
سبکی و سنگینی
بستن دکمه
رنگها
تمرکز کردن
...

بچه ی 5 ساله رو اوردن میگن تو بزرگی یا داداشت؟ میگه هااا
اطلاعات بی خود به بچه یاد ندید،اسم دایناسور و پایتخت کشورها و ....


مثلا بپرسیم چندتا عروسک داریم،الان کجاس؟ هر کدوم چه لباسی پوشیدن؟یاد بدیم هر وسیله ای جایی داره
هی شکل های مختلف بکشیم و بخوایم که حدس بزنه اون چیه؟


یا سه تا وسیله بذارید رو میز و توضیح بدید بعد بچه از اتاق بره بیرون و شما جابجا کنید بعد اون بیاد بگه کجا بودن
همواره بچه رو در بازیها موفق نگه دارید و اینقدر راهنماییش کنید تا پیروز شه
اگه بچه در بازی شکست بخوره دیگه پی اش نمیره
میگه نمیخوام
رابطه با بازیگرش بهم نمیخوره چون ما قراره در بازی به اون چیز یاد بدیم
شخصیتش تخریب میشه،میگی بابا بیا اینجا این کارو بکن،بچه: نه نمیتونم

گاهی اوقات برای اینکه بگیم قدرت باماست
میگیم تو نمیتونی فلان کارو کنی
بچه تست میکنه و نمیتونه
بعد میگیم دیدی نتونستی؟
مدام نمیتونی رو داریم به بچه تزریق میکنیم

خوب فعلا تا اینجا داشته باشید،برای اینکه خودم یادم نره تا دقیقه22 نوشتم
ادامه مطلب ... شکل گیری شخصیت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، aakbarib ، Bahar ، مجید املشی ، soheyl68 ، أین المنتظر ، بیداری اندیشه ، nahal_m ، Night_World ، عبدالرحمن ، مصباح ، zahra11 ، رضوانه ، Agha sayyed ، Eve ، السا ، حسن عزتي ، neyestan23 ، ANTI satan ، MohammadSadra ، عشقم کربلا ، شهیدطیبه واعظی
۹:۴۸, ۱۷/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
با عرض سلام

مباحثی که در پیش رو داریم کمی ملموس تر میشن،اما اگه دقت کنید تقریبا میبینید که اکثر رفتار والدین غلط هست،متاسفانه

خوب:

شخصیت کودک در دو مرحله شکل میگیره
3 - 3.5 سالگی
و
دوره نوجوانی

در سن 3-3.5 سالگی بچه یه مقاومتی نسبت به والدین نشون میده،یه منفی گرایی
خودم،نمیخوام،خودم میخورم،خودم میبرم،دست نزن

والدین این رو به لجاجت تعبیر میکنن،اونوقت میخوان لجاجت شکل نگیره بدتر میکنن:
حالا که جیغ کشیدی فلان جا نمیبرمت
حالا که حرف گوش نمیدی دیگه فلان چیزو نمیخرم
میخواستم بخرم ولی نمیخرم
.
.

اینجا شخصیت رو داریم تخریب میکنیم
لذا اینجا یه والد باهوش کاری میکنه که بچه صاحب رای بشه
یعنی بهش مسئولیت بده
اگه میگه مامان کفشم رو تو ببند،بهش یاد بده و از این به بعد خودش ببنده

اگه مقابله کنید،کودک یاد میگیره برای حفظ شخصیتش مخالفت کنه،از این به بعد بگید بیا میره،بگید نرو میاد(مثل دیو توی کلاه قرمزی)

اگه کاری میخواست انجام بده،نگیم تو نمیتونی
کمکش کنیم
مثلا اگه شی سنگینه،بگیم چون سنگینه باید باهم جابجا کنیم
بچه تون رو مسلط کنید
بچه حظ میبرن وقتی عامل یه کاری هستن
اگه دقت کرده باشین یکی از این کارا،روشن کردن لامپ هست،از اینکه انگشت این باعث میشه لامپ روشن شه کیف میکنه و میبینین ده بار این کارو تکرار میکنه.
لذا اسباب بازی های ما در این سن
1- باید یادگیری رو تحریک کنه
2-و شخصیت بده

اسباب بازی فلزی گرون خریده گذاشته تو کمد،بچه باید التماس کنه که بابا توروخدا بذار یبار روشنش کنم
پدر: نه خراب میشه
حاضره بچه خراب شه،اما اسباب بازی خراب نشه

اتفاقا اسباب بازیهای واقعی باید پاشیده شن،تیکه تیکه شن و بچه بتونه روشون تسلط پیدا کنه،بچه ازش تولید صدا کنه
نه اینکه اسباب بازی باشه که کلیدش رو میزنی،خودش اواز میخونه .

مبحث بعدی،داستان ها در شخصیت سازی کودک
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، soheyl68 ، Night_World ، عبدالرحمن ، مصباح ، zahra11 ، رضوانه ، مجید املشی ، Eve ، السا ، neyestan23 ، حسن عزتي ، MohammadSadra
۱۱:۱۵, ۱۹/فروردین/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/فروردین/۹۳ ۱۱:۱۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

عامل اساسی یادگیری بچه اسباب بازیه
دوم داستان گویی ها

داستان چی میگیم؟ از غول ،دیو و درنده و ...
یا میخوایم بچه رو تسلیم بار بیاریم میگیم،یه بچه ای بود خیلی خوب بود،به حرف مامانش گوش میداد،کار بد نمیکرد و ...

توی داستانها یا دنبال تسلیمیم یا میخوایم بچه رو با یه چیزی بترسونیم،یا گمان میکنیم حتما در داستان باید اتفاق و حادثه ای رخ بده.
بچه از داستان اتفاق نمیخواد
لذا من به والدین میگم به بچه ها قصه بگید،میگن ما بلد نیستیم،بلدی نمیخواد.
میگم بچه چیزی لازم نداره،میگه چرا اقای دکتر،این خیلی بچه ترسوییه،تو جمه بچه ها خجالت میکشه
مثلا واسه همین موضوع:
یه بچه ای بود خجالتی بود،داشت بازی میکرد بچه های دیگه اومدن توپشو بردن،بعد اومد به مامانش گفت
مامانش میگه خوب پسرم شما باید صحبت کنی،منتها نباید بری پیراهنشو بکشی،اون وقت اون ناراحت میشه و پیراهن تو رو میکشه
داستان گوییه ما باید لوازم تربیت کودک ما باشه


یک چیز دیگه که تو این سن شکل میگیره،شناخت جنسیت خودشه
نه اینکه نگاه جنسی داشته باشه
یعنی پسرا تمایل دارن با پسرا بازی کنن و دخترا با دخترا
حالا اگه دختری در این سن،همبازیش چندتا پسر باشه درواقع داریم لطافت رو ازش میگیریم و خشونت رو بهش میدیم
چون نوع شدتی که پسرا در بازیشون به خرج میدن خیلی بیشتر دختراس
لذا این دختران وقتی به سن نوجوانی میرسن،دختران پرخاشگر و مهاجمی میشن
چون در زمانی که قالب شخصیت داشته شکل میگرفته بخاطر همپا بودن در بازی با پسرا مجبور بوده حرکات خشن انجام بده
لذا تنظیم کردن روابط و پوشش در این سن خیلی مهمه


بحث بعدی در مورد وابستگی شدید بچه به پدر و مادر هست
4-6 سال
بچه میخواد کانون توجه والدین باشه
خیلی جاها که تعبیر به لجاجت شده همین موضوعه که لجاجت واقعی نیست
مثلا بچه از حموم میاد ،مادر میخواد لباس رو بپوشونه و بچه مقاومت میکنه
فکر میکنه اگه بپوشه دیگه الان مادر باهاش کاری نداره و میره
براش مهم نیست با چه لحنی دارن باهاش حرف میزنن
لذا هی امتناع میکنه که مادر بیشتر باهاش سرو کله بزنه و همین براش زیباس


(این واقعا نکته مهمی بود،اگه مادر و پدر بفهمن این کار کودک از علاقه است چقدر رفتارشون متفاوت میشه،در حالیکه همه فکر میکنن از بی ادبی و لجبازی کودکه)


دقیقه 33،مبحث بعدی حسادت کودک
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Night_World ، أین المنتظر ، soheyl68 ، zahra11 ، Eve ، السا ، مجید املشی ، neyestan23 ، حسن عزتي ، Hadiss313
۱۲:۳۰, ۹/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۸:۱۹ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #4
آواتار
حسادت کودک

[/b]


[تصویر: 95956006998187488844.jpg]

[/b]

در سن 4-6 سال،اگه والدین مدیریت صحیح نداشته باشن کودک در کنار کودک تازه متولد شده اسیب میبینه
از اسیبهایی که بهشون وارد میشه شب ادراری،افسردگی،انجام ندادن کارهای روزمره،شکستن وسایل
همه اینا رخ میده چون بچه نمیتونه تمایز بده که کودک دوم عاجز هست و نمیتونه کارهاشو انجام بده و باید در اغوش مادر باشه،لذا جایگاه خودش رو غصب شده میبینه،حالا بتونه به کودک ازار میرسونه،نتونه به خودش.
حالا چه کارایی میتونیم انجام بدیم:
1- مثلا وقتی مادر به کودک شیر میده،پدر با کودک اول بازی کنه و اونو تنها نذاره
2- اگه کودک اول رو بخاطر کودک دوم توبیخ کنید در اون انزجار رو شکل دادید: دست نزن،ساکت باش بچه خوابیده،چرا شیشه شیرش رو چپه کردی
3-اشره به توانمندی کودک بزرگتر در برابر عجز طفل: شما صحبت کن،افرین پسرم
اما ببین به نی نی میگیم صحبت کن نمیتونه همش گریه میکنه
- افرین شما راه میری،اما نی نی نمیتونه
4-به عنوان کمک به والدین مطرحش کنن،اگه تو نبودی ما نمیتونستیم به نی نی غذا بدیم،تو کمکمون کردی
یه حالتی هست که غلطه: والدین میگن اگه بچه خوبی باشی و اذیت نکنی ،فلان چیزو واست میخرم،یعنی تو مهم نیستی،کودک دوم محوره

ترس کودک

[/b]
[تصویر: 39556242781953282751.jpg]

بعضی والدین تا بچه طرف اون جسم داغ میره،زود داد میزنن که ای سوختی و ....

این رفتار نادرسته
مثلا خودمون دست بچه رو میگیریم و بهش اگاهی میدیم،اگه این اندازه بیای جلو نمیسوزی،اگه بیشتر دستت رو نگه داری،ببین میسوزی
یا ببین از این وره چاقو نمیبره اما این طرفش تیزه و درد میاره
وقتی کوودک به چاقو دست میزنه و سریع از دستش میگیرم اون بیشتر کنجکاو میشه
یا وقتی کودک رو از غول میترسونیم،ما میخواستیم همون لحظه بترسه،اما اون ممکنه بره مدرسه و اونجاهم بترسه،خیلی باید مراقب باشیم،در سنین بالا بصورت ترس ها یا اظطراب های دیگه خودشو نشون میده.

پرخاشگری کودک

[/b]
[تصویر: 53299655903435156649.jpg]
چون ما ارامش و سکون دوست داریم،فکر میکنیم اگه بچه ساکت یه جا بشینه یعنی بچه خوبیه
در حالیکه اگه بچه 2-6 سال،مخصوصا 4-6 رو از فعالیت محروم کنیم،خسارت زیادی به بدنش وارد کردیم،یعنی رشد فکری،عضلانی و استخوانی
بدونید بچه وقتی خوشحاله جیغ میزنه و این اصلا به معنیه پرخاشگری نیست
حالا این فعالیت تا اندازه ای طبیعیه
از یه جایی به بعد بیش فعالی هستش
حالا از کجا بفهمیم؟
بچه طبیعی هر وقت بخواد میتونه ارام باشه اما بچه بیش فعال حتی اگر بخواد هم نمیتونه اروم باشه.
1-اصلا لحظه ای رو در سکون نداره
2- فعالیتش جهت نداره،مثلا اگه قلم دادی دستش نمیاد نقاشی بکشه،پرت میکنه یه ور،استفاده مناسب از ابزار نداره
3-با همه وسیله ها ور میره،با کیف مردم،عینک،گل ها رو چپه میکنه و ...
4-رو یه وسیله خاص نمیتونه خیلی تمرکز کنه
5-بدن هاشون زیاد اسیب میبینه و مقاومتشون میره بالا،گریه نمیکنن
اینا باید درمان شن

46
جلسه بعدی: نحوره رفتار مناسب با کودک بیش فعال(یا همون گودزیلا)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، حسن عزتي ، مجید املشی ، السا ، لبخند خدا ، soheyl68 ، neyestan23
۱۷:۳۷, ۱۵/اردیبهشت/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۳ ۱۷:۴۲ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #5
آواتار
نحوه برخورد با کودکان بیش فعال

[/b]ابتدا والدین باید احساس شرمندگی رو از خودشون وردارن،متاسفانه والدین حس میکنن بچه براشون آبرو نذاشته لذا یا در مهمانی محکم میگیرنش که به چیزی دست نزنه،یا جایی نمیبرنش و ...
از طرفی اطرافیان این پیامو به والدین میدن:
همین یه بچه رو هم نتونستین تربیت کنین؟
یکم رو این کار کنین ارام باشه
چیکارش کردین این اینطوری شده
این کودکان اگه تحت مدیریت شما نباشن معمولا خسارت هاشون بالاست،کاری که والدین باید انجام بدن:
1- کودک رو به فعالیت وا دارن تا کودک خسته بشه
2-تمرکز یاد بدین
در یک مهمونی با همچین کودکی مواجه شدم که با همه چی ور میرفت،یه لیوان گذاشتم و وسیله کوچیکی رو توش پرت کردم،بعد یه نوبت واسه اون گذاشتم یه نوبت واسه خودموقتی نوبت خودم شد غیر مستقیم بهش توضیح میدادم که چه جوری پرت کنه

پرخاشگری

[/b]
ما هر مقاومتی در کودک رو پرخاشگری میدونیم
بچه که نمیتونه به شما توضیح بده که مامان من الان به بازی کردن با این اسباب بازی احتیاج دارم
هی میگه: میخوام ،میخوام ...
.پا میکوبه و از امکان خودش استفاده میکنه
سعی کنیم خودمون نیازهای کودک رو شناسایی کنیم و وقتی که اون خواست نحوه استفاده و زمان و ... رو ما تعیین کنیم
اما وقتی ما اون رو ندیم و بچه مقاومت کنه و در اخر ما تسلیم شیم دیگه کودک از نحوه استفاده اون از ما حرف شنوی نداره
مقاومت یکی از لازمه های تشکیل شخصیت کودکه
مقاومت بچه رو با مقاومت شدید نشکونیم
مثلا بچه تو خیابون یه چیزی میخواد:
بمیری،بمانی،جیغ بزنی هر کاری کنی،واست نمیخرم
چند مدل راهی که والدین میتونن انجام بدن بسته به سن
"پسرم الان چون هوا سرده نمیتونیم بستنی بخریم اما اگه اب میوه بخوای برات میخرم (جایگزین مناسب)
الان نه،اما بعد از اینکه رفتیم فلان کارو انجام دادیم واست میخرم(موکول کردن به زمان دیگه)
اگه واقعا دلیلی برای مخالف ندارید انجام بدید: عه تو ام بستنی میخواستی،منم میخواستم،خوب شد گفتی که بریم بخریم.(اگر مقاومت رو بشکونیم لجباز میشه)

سوالات کودکان

[/b]
مامان من چه جوری بدنیا اومدم؟
مامان خدا کجاست؟....
این قبیل سوالا که دانستنش یا برای سن بچه مضره یا از درک جواب عاجز هست رو با روش جابجایی حل میکنیم
واسه بچه رسیدن به جواب مهم نیست،میخواد با دونستن این پیشتر بیاد
حالا خیلی چیزا هست که این نمیدونه
اگه گفتی این وسیله چه جوری کار میکنه؟حالا هم جابجایی صورت گرفت هم بچه به توانایی هاش اضافه شد
نگیم:چقدر سوال میکنی،اینا به چه دردت میخوره
یا چسبیده به وسیله ای،براش لازم نمیدونم و باید با جابجایی چیز دیگه ای بگیرم.

55جلسه بعدی پاسخ به پرسش های حضار
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن عزتي ، السا ، لبخند خدا ، soheyl68 ، مجید املشی ، أین المنتظر ، neyestan23 ، Hadiss313
۱۷:۵۳, ۱۵/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
نقل قول:حالا این فعالیت تا اندازه ای طبیعیه
از یه جایی به بعد بیش فعالی هستش
حالا از کجا بفهمیم؟
بچه طبیعی هر وقت بخواد میتونه ارام باشه اما بچه بیش فعال حتی اگر بخواد هم نمیتونه اروم باشه.
1-اصلا لحظه ای رو در سکون نداره
2- فعالیتش جهت نداره،مثلا اگه قلم دادی دستش نمیاد نقاشی بکشه،پرت میکنه یه ور،استفاده مناسب از ابزار نداره
3-با همه وسیله ها ور میره،با کیف مردم،عینک،گل ها رو چپه میکنه و ...
4-رو یه وسیله خاص نمیتونه خیلی تمرکز کنه
5-بدن هاشون زیاد اسیب میبینه و مقاومتشون میره بالا،گریه نمیکنن


سلام

بنده یک فروند ازین بچه ها رو دارمSoldier

خدا زودتر بزرگش کنه ان شا الله

واقعن کار فقط پدرو مادر نیست نگهداری از این بچه ها

نیاز به یک تیم مجرب و یک گروه متخصص داره

فقط لطف خداست ک هنوز مشکلی برامون پیش نیومده و زنده ایمSmile

برا سلامتیش و عاقبت به خیری مون دعا کنید.







امضای حسن عزتي
اگر چه خرمن عمرم غم تو داد به باد
به خاک پای عزیزت که عـهـد نشکستم

چگونه سر ز خجالت برآورم بر دوست
که خدمتی به سزا برنیامد از دستم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، لبخند خدا ، Eve ، soheyl68 ، مجید املشی ، أین المنتظر ، neyestan23 ، عشقم کربلا ، Hadiss313
۱۳:۳۴, ۱۷/اردیبهشت/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
پرسش و پاسخ


1-چیکار کنیم که بچه لجباز نشه؟
اول اینکه عرض کردم هر مقاومتی رو در بچه نشکونیم و مقابله به مثل نکنیم،مثلا بچه میگه تلوزیون رو روشن کن.
ما میگیم چون داداشت اونجا خوابیده و خسته است نمیتونیم،چون صدای تلوزیون اون رو بیدار میکنه و داداش ناراحت میشه.اما اگه دلت خواست میتونیم بریم بیرون و توپ بازی کنیم.(اگه کاری رو با علت نهی میکنید حتما باید با علت بهش پیشنهاد دیگه ای بدید،همون اصل جابجایی، نگیم نه روشن نکن،نمیفهمی برادرت خوابیده؟


2-چیکار کنیم که بچه خوش اخلاق بشه؟
خوش اخلاقی مقطعی نیست وقتی به نیازهای کودک به طور صحیح جواب داده بشه کودک بی تنش و خوش اخلاق میشه.در واقع رفتار ما خیلی موثره.


3-با کودک دروغگو چه کنیم؟
ما یه کاری میکنیم بچه وادار به دروغ گفتن بشه بعد میگیم دروغگو دشمن خداست.یه جاهایی بچه میبینه اگه به صداقت رفتار کنه باهاش برخورد میشه.
مثلا: کی این لیوان رو شکونده؟خودش بگه!
اینجا انتظار نداشته باشید بگه بابا من شکستم،قسم میخوره که این نشکونده.
نحوه ورود ما به مسئله مهمه
اگه ما بگیم:با مهربونی،این لیوان رو چه جوری اوردید که افتاده شکسته،اون شخصی که اورده تعریف کنه ببینیم.
اصلا بچه اینجا نمیتونه خودشو نگه داره و میگه.
اینجا داریم صداقت رو هم یاد میدیم.باید نشون بدیم که با صداقت خطری ما رو تهدید نمیکنه.


4-چه بازی هایی برای کودک مناسبه؟
بازی هایی که در کودک ایجاد تسلط و توانایی کنه
مثلا بازیهای کامپوتری شخصیت کودک رو تخریب میکنه،وقتی مهارت کافی نداره و مثلا قلب هاش داره یکی یکی از بین میره،کودک احساس ناتوانی میکنه و دچار اضطراب میشه.یا بازیهایی که توش کشت و کشتاره،یاد میگیره هر کس رد شد بزنه،حالا داره میره در دنیای واقعی،یه لگدی هم به خواهرش میزنه.
ابزار هایی که چیدنیه یا اون ها رو میسازه،تیکه تیکه کنه و ...و حالت برد و بخت نداشته باشه

مبحث کودک به پایان رسید
جلسه بعدی شروع مباحث مربوط به نوجوانان هست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، حسن عزتي ، soheyl68 ، neyestan23 ، مجید املشی ، مصباح
۹:۲۵, ۵/خرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/خرداد/۹۳ ۱۲:۰۵ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #8
آواتار
دانلود فایل پی دی اف مطالب فوق

تربیت کودک دکتر حبشی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، مصباح ، أین المنتظر ، عشقم کربلا ، آوا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نقش آزادی در تربیت کودک السا 18 4,877 ۱۱/دی/۹۳ ۱۱:۴۹
آخرین ارسال: رکن الهدی
  اگر فرزندان خود را تربیت نکنیم ماسون ها آنها را تربیت .... yaserrad 6 3,423 ۲۴/آبان/۹۲ ۲۲:۲۲
آخرین ارسال: مجتبی110

پرش در بین بخشها:


بالا