کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: تاپیک؟
میتونه مفید باشه
نظری ندارم
جایی تو تالار نداره
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مدیریت کره ای اما اسلامی**به بهانه خلاصه کتاب کیم وو چونگ**
۱۴:۵۱, ۸/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/تیر/۹۳ ۱۵:۰۷ توسط ضحی.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بســــــــم الله الرحمن الرحیم

سلام
حلول ماه رمضان مبارکRose
نماز و روزه هاتان هم قبول درگاه حق ان شاالله

از آن جایی که تالار مدتی است درگیر مسائل کارآفرینی شده بد ندیدم خلاصه کتابی که چندوقت پیش خواندم را برایتان در تالار قرار بدهم شاید مفید باشد...

معرفی کتاب :

سنگفرش خیابان ها از طلاست
نوشته : کیم وو چونگ مدیر عامل شرکت دوو کره.
[تصویر: pavedgold.jpg]

[تصویر: 481arbeit30614.jpg]

نکته ای که در مطالعه ی این کتاب برای من بسیار قابل توجه بود این بود که من بسیاری از نکاتی که آقای کیم در مدیریت خودشون اعمال می کنند را از مدیران اسلامی انتظار دارم.
البته حتما نقدهایی به شیوه مدیریت یا افکار ایشان وجود دارد. خوشحال میشوم دوستان اهل فن در این موارد نکات را متذکر شوند.

امیدوارم مفید باشه.

ادامه دارد ان شاالله...

مقدمه 1 :

هنگامی که به محیطی پر از ریسک و خطر وارد می شوید، به دقت تمام جوانب کار را در نظر می گیرید پس درواقع دیگر ریسکی در کار نیست!

رئیس کیم پروژه هایی را در سایر کشورها توسعه می دهد که به نفع تمام مردم باشد و تغییر احتمالی نظام برای پروژه خطرناک نباشد. ((برای مثال در زمان جنگ ایران و عراق پروژه احداث راه آهن در ایران را در دستور کار داشتند.))

پول در آوردن برایم مهم نیست چون هر وقت بخواهم پول در می آورم.

الهام بخش من در ایجاد کسب و کار و تجارت بزرگ تا حدودی این نیاز بود که کشور کره را از فقر و تنگدستی نجات دهم.

لذت می برم از انجام آنچه دیگران غیر ممکن می دانستند.

در دهه 70 از منسوجات وارد صنایع اتومبیل و کشتی سازی
در دهه 80 وارد صنعت الکترونیک
در دهه 90 در تولیدات صنایع هوافضا

اغلب کارآفرینان او را توسا (Tosa) می نامند یعنی استادی که در کنگ فو به شاگردانش آموزش می دهد چگونه بالاتر از غیرممکن بپرند.

از همان ابتدا تعهد او به مشتریان زیاد بود، اگر کسی با پارچه ای از ژاپن به کره می رفت حتی اگر برایش ضرر داشت می پذیرفت.

ادامه دارد ان شاالله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، soora ، رضوانه ، یاســین ، mofa ، Eve ، Tolou ، mohammadhadi ، azade ، amirhq21 ، پرنیان
۵:۴۸, ۱۰/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بســــم الله

سلام مجدد؛

مقدمه 2 :

در نیویورک بدون قرار ملاقات قبلی روزانه بجای 2 تا 3 نفر به دیدن 10 نفر میرفتم.

کیم با ورود به تجارت های کم رقیب دوو را رونق بخشید.

وی با خرید شرکت های بحران زده و تجدید حیات آن ها دوو را گسترش داد.

- من به شرکت ها یورش نمی برم.

تزریق سرمایه + مدیران با تجربه = راه حل شرکت های بحران زده

او بجای مشکلات روی امکانات تمرکز می کند.

او عاقلانه از سرمایه استفاده می کند. او متخصص امور مالیست. جیمز کاپل

در ریسکی کم نظیر کارخانه خودروسازی دولتی را که 37سال ضرر میداد خرید.
با این کار مجبور شد قانون شخصی خود را زیر پا گذاشته و هدایت دوو را به برادرش سپرد.
در عرض 9 ماه در کاخانه خودروسازی می خوابید، با این کار متوجه شد که دلیل اصلی ضرر شرکت بازدهی پایین به علت اضافه کاری برای دریافت مزد بیشتر است.
برای حل مشکل با هزینه کردن برای کارکنان در آن ها وجدان کاری ایجاد کرد. (ایجاد وجدان کاری تکنیک مدیران ژاپنی هم هست.)

80 دفتر کار در سراسر جهان دارد و با سفر به آنجاها از اقتصاددانان، تاجران، خبرنگاران و مسئولان دولتی اطلاعات جمع می کرد.

آخرین بازار بسته جهان را نیز فتح کرد.
با این کار روابط سیاسی دو کره بهتر شد.

نیروی کار ارزان و منضبط + سرمایه + اطلاعات فنی = کالای قابل رقابت
به منظور تامین دستمزدهای بالاتر شرکت را مکانیزه کرد.

- یک شرکت امریکایی چنان نیست که در گذشته بود. در روزهای قدیم امریکایی ها سخت کار می کردند تا مرزهای جدیدی را فتح کنند. اما همین که اقتصاد آنها به حد بلوغ رسید بیشتر به خوشگذرانی و ورزش و خانه های قشنگ علاقه مند شدند تا کسب و تجارت. چگونه می شود بدون از خودگذشتگی رقابت کرد؟

- این نشانه خام بودن است که در گوشه ای بنشینیم و احساس رضایت کنیم.

- جایی را پیدا کنید که مردم دیگر نه به آن ها دسترسی پیدا نکردند و کارهایی بکنید که هیچکس تا به حال انجام نداده باشد.

- یک کارآفرین هرجا که می رود دنبال راه های جدید کسب درآمد است.

پایان مقدمه (لوئیس کرای)
ادامه دارد ان شاالله...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammadhadi ، azade ، amirhq21 ، Tolou ، پرنیان
۱۷:۱۵, ۱۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بســــم الله

سلام مجدد
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان

بخش اول : رویا دیدن Angel

1 ) تاریخ متعلق به کسانی است که رویاهای بزرگ در سر دارند.


در دوران دبستان بچه ی فقیری بودم.

در جوانی روزی 6مایل را در عرض 2 ساعت پیاده میرفتم تا به دانشگاه برسم.

از هرآنچه که جوانی با خود می آورد رویاها مهمترند.
مردمی که رویا دارند فقیر نیستند زیرا ثروت ها به رویاهاست.
اما این روزها اکثرا میشنوم که جوانها رویایی ندارند یا رویاها مربوط به حالند.

دوو در آغاز 10000دلار بود و 5نفر در خانه کوچک اجاره ای ای در کنج یک ساختمان
در عرض 10 سال بزرگترین ساختمان کره را داشتیم
5 سال بعد کارکنان دوو به 10000نفر رسیدند، سه برابر گنجایش ساختمان فوق

سه رویای بعدی من :
1. تولید با کیفیت ترین محصولات در زمان حیاتم
2. از من به عنوان یک کارآفرین یاد کنند نه یک ثروتمند
3. جامعه ای بسازم تا کارآفرینان در آن مورد احترام باشند (در کره تصوری منفی نسبت به ثروتمندان وجود داردWink)

******************************
متن ها رو کوتاه میذارم که حوصلتون سر نره.
اگه نقدی به شیوه نگارشم دارید ممنون میشم مطلعم کنید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: amirhq21 ، یاســین ، Tolou ، پرنیان
۵:۴۰, ۱۲/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
2 ) چرا یک خوشبین مادرزاد هستم؟

همیشه موقعیت های بحرانی را چیزی بیش از خطراتی آنی و زودگذر تصورنکرده ام.

نا امیدی در کسب و کار = پایان کار

کسب و کار بزرگتر --» مشکلات بیشترBig Grin

وقتی دیگران شمارش غیر ممکن ها را آغاز می کنند من شمارش امکانات را آغاز می کنم.

اگر فردی به این سوال رسید صلاحیت کسب و کار ندارد : شاید نشد! یا اگه نشد چی؟

اگر تنها یک شانس موفقیت وجود داشته باشد صاحب کسب و کار آن را با یک جرقه روشن می کند.

جهان تجارت 1+1=2 نیست
جهان 1--»10 و 10--» 100 است

در کنار خوشبختی خود را وفق استفاده جامعه کن.

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Tolou ، یاســین ، پرنیان
۵:۲۵, ۱۳/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۳ ۵:۳۳ توسط ضحی.)
شماره ارسال: #5
آواتار
بســــم الله الرحمن الرحیم

سلام دوباره

3. چگونه رویای خلاق داشته باشیم؟


خلاقانه ترین ایده ها زمان کار و فعالیت بدست می آیند.

مغز زمانی رشد می کند که از آن استفاده کنی.

هرچه بیشتر کار کنی رویاهایت واقع گرایانه تر خواهند بود. ((چون در دنیای واقعی نه در توهم رویا پردازی میکنی))

گاهی رویاها راه حل مشکلاتتند.

((اصل کلام اینکه به نظر آقای کیم زمانی خلاقیت مان شکوفا می شود که در بطن ماجرا باشیم نه در حال مدیتیشنWink))




4. کار سرگرمی من است.
((تفریح مومن کار است . امام علی (علیه السلام) ))

گاهی تولد خود را هم فراموش می کنم.

کسی نیست که خود را وفق کار کند و شکست بخورد.

سالانه 200 روز در سفر خارجی ام + روزهایی که در سفر داخلی ام --» خانواده فرط
بخاطر نمی آورم یک روز را با خانواده به دریا رفته باشم.
((البته این نکته هنوز تو کت [همینجوری مینویسن؟] من نرفتهDodgy...تو اسلام داریم که درصدی از وقت باید برای خانواده و خویشان باشه))

کار = پیشرفت, تحقق خواسته ها, رشد شخصی, رفاه جامعه =/= مال و ثروت X

زمانی که کارمند بودم منتظر فرمان نبودم


---------------------------------------------------------
پانوشت :
نکاتی که داخل دوتا پرانتز هست از خودم ـه.

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان
۶:۴۷, ۱۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
بســـم الله الرحمن الرحیم

سلام

5. جهان جای بزرگی است.


کار کردن خطر شکست دارد اما از بیکاری بهتر است که ناامیدی دارد.

پیشگامی در جهان خطراتی دارد انتقاد زیاد است چون اولین بار است اما در نهایت تعریف و تمجید است.

تاریخ می گوید :
پیشگامی --» توسعه + رفاه
تنبلی و فرار از کار --» نابودی + تخریب


کره ای ها چون تحت تاثیر اخلاق کنفوسیوسی هستند هیچگاه حس پیشتازی نداشته اند و همواره تسلم شرایط بودند.

مظهر حماقت است بدون آنکه تلاشی بکنیم کاری را غیرممکن تصور کنیم.

ما صادرات کردیم زمانی که همه وارد می کردند.

تجارت ما مقدمه روابط دیپلماتیک شد.

جهان خارج بزرگ و در انتظار شماست.
*************************************************

چرا نباید ما مسلمانان فاتح مرزهای جهان باشیم؟

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان
۵:۰۳, ۱۵/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بســـم الله الرحمن الرحیم

سلام

6. اقلیت خلاق


امروز امریکا را به عنوان تحول در حال سقوط توصیف می کنند اما اقلیت فعال و زحمتکش آنجا را به پیش خواهند برد.
ما نباید فریب اعداد را بخوریم.
1 انسان از 1000 گوسفند بهتر است.
قدرت اقلیت در خلاقیت آنهاست.

اقلیت خلاق باید اکثریت غیر خلاق را وادار به فعالیت کنند تا جامعه پیشرفت کند.

سرکوب خلاقیت این افراد = مرگ جامعه

بسوی خلاقیت ...

گام 1 : نباید فرصت طلب یا تماشاگر یا مغلوب و شکست خورده باشی.
گام 2 : تصور کن چه کار مفیدی می توانی برای ملتت یا جامعه انجام دهی؟

*************************************************

اگر هدفی در زندگی نداری پس مجبوری تمام عمرت برای کسی که هدف دارد کار کنی... .
ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان
۶:۳۳, ۱۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
بســـم الله الرحمن الرحیم

سلام

7. چه کسی نبوغ خفته را بیدار خواهد کرد؟

ادیسون اغلب هر آزمایش را 200 بار تکرار می کرد.

با دیگران دست و دلباز باش و با خود سخت گیر.
بهانه و توجیه X

همیشه از ادامه تحصیل ندادن احساس ندامت دارم و این را در سفرهای خارجی ام بیشتر حس می کنم.

آیا از هندوئیسم یا تاریخ سودان چیزی میدانی؟
گاهی اساتید دانشگاه را در سفرهای خارجی با خود می برم تا اطلاعات مفیدی درمورد آنجا به من دهند، زیرا باید هرگونه شرایط محیطی را تجربه کنم.

حفظ وضع موجود یعنی شکست زیرا دیگران جلو می زنند و این یعنی شکست.

اگر شروع کنی تو هم نبوغ خفته ات را بیدار می کنی...

*************************************************

دوو = کیهان بزرگ

ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان
۱۳:۰۰, ۲۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
بســم الله الرحمن الرحیم

سلام

ببخشید تاخیر داشتم

8. خوشبختی حقیقی چیست؟

من در "دانش خود را به دیگران نده" ((مثل کره ای)) تردید دارم و شدیدا با دانش خود را با دیگران تقسیم کن موافقم.

خودخواهی فکری ومادی هردو به یک اندازه منفورن.

به محض اینکه شروع کنیم برای رفاه دیگران زندگی کنیم جهان جای زیباتر و شاداب تری میشه.

نقل قول:برای اولین بار هنگامی طعم خوشبختی واقعی را چشیدم که در تی گو روزنامه می فروختم. آن زمان دوران جنگ کره بود و ما در آنجا پناهنده بودیم... .
... پدرم ربوده شده و به شمال برده شده بود و برادرهای بزرگترم در خدمت ارتش بودند و من در 14 سالگی نون آور خانواده بودم. میبایست روزی 100 روزنامه میفروختم تا بتوانم از عهده هزینه ضروری خانواده بربیایم. مادر و برادرهای کوچکترم همیشه منتظر من می ماندند تا بیایم و چیزی برای خوردن بیاورم تا باهم بخوریم. من همیشه ممنون کار آنها بودم. وقتی 4 نفری غذا میخوردیم احساس بزرگی میکردم... .
... اما اینطور نبود که همیشه بتوانیم با هم غذا بخوریم. ... در چنین شب هایی که به خانه میامدم مادر و برادرهایم خواب بودند و فورا متوجه میشدم چرا آن ها خواب هستند. چن فقط یک پیاله برنج بود و آن را برای من نگه میداشتند. مادرم از خواب برمیخواست و میگفت:«ما شام خورده ایم. تو باید گرسنه باشی، پس زود باش غذاتو بخور.»
... به او میگفتم هنگام مراجعت به خانه یک پیاله رشته فرنگی خوردم. ... کاملا واضح بود که من و مادرم به هم دروغ میگفتیم و هردو میدانستیم، اما مگر ممکن بود احساساتمان را جور دیگری نشان دهیم؟

ظاهرا از لحاظ مادی فقیر ولی در باطن ثروتمند بودیم ما چیزی نداشتیم ولی هرچه داشتیم برای یکدیگر نثار می کردیم. ثروتمندان واقعی آنانی هستند که هرچه در توان دارند می بخشند. آنانی که می دانند چگونه ببخشند.

خوشبختی حقیقی چیست؟ نمیدانم ولی میدانم ربطی به ثروت، قدرت و شهرت ندارد. به جرئت می توانم ادعا کنم زمانی که به لحاظ مالی در پایین ترین سطح بودم خوش بخت ترین آدم بودم. آن زمان سعی کردم به فلسفه ای عمل کنم که مبنای رفاه دیگران باشم اما متوجه شده چقدر مشکل است.
پایان فصل اول
ان شاالله ادامه دارد...
**************************
پ.ن : با عرض پوزش از این به بعد با نظم قبلی نمی تونم پست بذارم ولی اگر عمری بود تاپیک تکمیل میشه.
التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، پرنیان
۹:۲۷, ۲۵/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۳ ۹:۲۸ توسط ضحی.)
شماره ارسال: #10
آواتار

بســــم الله

سلام مجدد
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات همه دوستان

بخش دوم : مدیریت

9 ) مدیریت هدفمند کافی نیست
تصمیم گیری در محل

سرفصل های 4 گانه مدیریت هدفمند:
1. برنامه ریزی
2. سازماندهی
3. رهبری
4. کنترل

دو اصل اضافه کیم Big Grin
5. انعطاف پذیری
6. تصمیم گیری سریع

دوست دارم تصمیم هایم را در جا و در محل بگیرم نه بر اساس گزارشات و تحلیل های بقیه

وصف حال کشورهای در حال توسعه :

1. اغلب قوانین تغییر می کنن
2. گاهی پول هست گاهی نه
3. نرخ ارز بسیار ناپایدار
4. خیلی از ریسک ها بزرگتر از حد معمولن
5. اگر تصمیمی رو به تاخیر بندازی باختی

گاهی کمتر ضرر کردن ـه که اهمیت داره
اگر در دوران ضرر هستید باید جلوش رو بگیرید

علت سفرهام کسب اطلاعات و به روز کردن اونها برای تصمیم گیری ـه
اول تحقیق، بعد بررسی صحت ماجرا

ما در ویتنام به پول محلی نیاز داشتیم
به جای معاوضه پول کالای وارداتی فروختیم

در کنار یک کسب و کار میشه چندتای دیگه اضافه کرد

((اینو میگم محض اطلاع درمورد شرعی بودنش اطلاع ندارم))
بهترین کار در کشوری که تورم داره = با پول محلی تولیدات رو برای صادرات بخر و ارز بدست بیار

تجارت معمولی 50% سود داره اما اگر پایاپای (خرید و فروش) باشه میشه 100%


ان شاالله ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Lightbulb 300 نکته در مدیریت اسلامی مجید املشی 32 11,732 ۲/اسفند/۹۱ ۰:۲۱
آخرین ارسال: مجید املشی

پرش در بین بخشها:


بالا