|
اثار هنری کاربران
|
|
۱۷:۰۶, ۴/خرداد/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/مرداد/۹۴ ۱۹:۲۶ توسط sarallah.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() نقل قول: تصمیم گرفتم تصاویر و و طرح هایی رو که طراحی میکنم در تاپیکی جداگانه برای شما بیداری اندیشه ای های عزیز قرار بدم. امیدوارم استفاده کنید و بهره لازم رو ببرید. اگه هم خوشتون اومد انتشار در وبلاگ ها و سایت ها و صفحات شخصیتون فراموش نشه. سایر کاربران هم اگه خودشون طراحی میکنن و اثری دارن در همین تاپیک قرار بدن.(فقط آثار خودتون لطفا) لطفا سایز تصاویر بیش تر از 600*800 نباشد تا قالب تالار به هم نخورد. اگه اثرتون بزرگتره تغییر سایز بدین و لینک اثر اصلی رو زیرش قرار بدین. لطفا فقط آثاری قرار داده بشه که محتوای مذهبی و اخلاقی دارن. لطفا در هر ارسال فقط یک تصویر قرار بدین. حضرت زینب کبری (سلام الله علیها): هرکس بر دوستی آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بمیرد، شهید است. ![]() |
|||
|
| آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۱۱, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #61
|
|||
|
|||
|
|
۱۲:۰۸, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #62
|
|||
|
|||
|
حالا که طراحی از چهره مثل سابق حرام و مکروه نیستش بنده هم بزودی از هنر خودم پرده برداری میکنم
|
|||
|
|
۱۲:۲۲, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #63
|
|||
|
|||
(۲۱/تیر/۹۳ ۱۲:۰۸)captaincharisma نوشته است: حالا که طراحی از چهره مثل سابق حرام و مکروه نیستش بنده هم بزودی از هنر خودم پرده برداری میکنموا مگه قبلا حرام و مکروه بوده؟ مگه میشه چیزی قبلا حرام باشه بعد بی دلیل مباح بشه؟ میشه یکی بهم بگه چرا قبلا حرام بوده؟ این همه عکس شهدا و امام خمینی طراحی میشه. اصلا چندی پیش صدا و سیما مسابقه ی طراحی چهره امام خمینی رو گذاشته بود. اصلا لذتی که تو طراحی چهره هست تو هیچ طراحی دیگه ای نیست ... |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۲۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/تیر/۹۳ ۱۲:۳۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #64
|
|||
|
|||
نقل قول: مگه قبلا حرام و مکروه بوده؟اگر مایلید می تونید از مرجعتون بپرسید احکامش متفاوت است از نظر مراجع مختلف .. |
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۲۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/تیر/۹۳ ۱۴:۴۹ توسط soora.)
شماره ارسال: #65
|
|||
|
|||
|
پرنیان جان چقدر خوب اسب و سایه روشن زدی من که لذت بردم.
|
|||
|
|
۱۸:۴۸, ۲۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #66
|
|||
|
|||
|
اینم یکی دیگه از شعرامه..البته این یکی وزن و قالب خاصی نداره..بیشتر به ترانه میخوره تا شعر..یه شب دلم گرفته بود همینجوری نوشتم..شرمنده خیلی قوی نیست..دل نوشتس دیگه
:
دلم انگاری گرفته
قد صد سال جدایی تو دلم میگم خدایا من کجامو تو کجایی.. دلم انگاری گرفته قد دلتنگی ماهی مثه یه پرنده ای که تو قفس نداره جایی.. مثه شعر و یه ترانه عشق پاک بی بهونه مثه لبخند گل یاس که دلش قد یه دریاس.. مثه اشکای یه کودک رو تن داغ یه صحرا از غم نبودن آب میباره چشمای بابا.. مثه اشک و مثه ماتم غم دستای عموشو دل بی تاب رقیه که داده گوشواره هاشو.. قد گریه های زینب دل بی قرار مادر وسط گودال خونین توی دستاش یه کبوتر.. یه سر بی تن و تشنه که داره شوق رهایی تو دلم میگم خدایا من کجامو..تو کجایی... حوریه سادات-16/خرداد/93 |
|||
|
|
۱:۵۶, ۲۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۳ ۱:۵۸ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #67
|
|||
|
|||
|
سلام
البته این چیز خاصی نیست صرفا جهت تشویق دوستان گذاشتم. من کلا علاقه دارم از مواد دور ریز یه چیزایی درست کنم.اینم رو یخچالیه ،با مقوای بیسکوییت و اون قلب هم از رو کارت عروسی جدا کرده بودم.
|
|||
|
|
۱۵:۱۱, ۲۲/تیر/۹۳
شماره ارسال: #68
|
|||
|
|||
|
با یاد حق
وقتی راهنمایی بودم اینو بافتم بهش میگن شبه قالی!! طرح های بزرگ تر و ماشینیش میشه همون فرش های فانتزی که در بازار می بینید اما در این این ابعاد به عنوان پادری ازش استفاده میکنن ........ البته من که خرسیمو ننداختم زیر دست و پا!! زدمش به دیوار!!!! ![]() ![]() یاالله |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۲۲/تیر/۹۳
شماره ارسال: #69
|
|||
|
|||
|
سلام Ariha جان
کارت خیلی قشنگ و عالی شده این طرحم خوبه بعدنا واسه بچه ات درست کن ![]() خوراک پسر بچه هاست،یادمه برادرم کوچولو بود دور حاشیه فرش به عنوان جاده رانندگی میکرد.
|
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۲۲/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۳ ۲۲:۳۲ توسط حوریه سادات.)
شماره ارسال: #70
|
|||
|
|||
|
بازم سلام..همه ی دوستان کارای قشنگی گذاشتن..عکس ها،نقاشی ها،خطاطی هاو..منکه واقعا لذت بردم
![]() از همه ی اوناییم که واسه شعرای درب داغونم تشویقم کردن تشکر میکنم؛ بعلاوه عزیزانی که انتقاد کردن (که انشااله چاپ کتابم مصادف بشه با چاپ کتابشون )اینم یکی دیگه از شعرام..(از اونجایی که شروع شعر سخته، مصراع اولو از روی دست حافظ تقلب کردم!روحش شاد ) :یا علی گفتیم و عشق آغاز شد نرگسانش چون رخش غماز شد عشق آمد، جان مجنون را خرید هر دمش با لیلی اش همراز شد.. بس که بارید از غم دوری او عاقبت وصلش رسید و روزها دمساز شد.. در قفس بودش ولی چون او رسید دل به دریا زد و در پرواز شد.. شور عشق و وصل یار و دیدن مه تا سحر ماه امید شبش طناز شد.. دست در زلف پریشان زد و گفت ای صبا دیدی که درها باز شد.. دل میان جانمازش بود و او سال ها در پی آن سوخت و دل، پاسوز شد.. آنچه میخواست در خودش بود ولی او نمی دیدش شبان، تا روز شد.. روز وصل آمد و با خود گفتش ای دریغا روزها با سوز شد...
حوریه سادات-18/خرداد/93
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: Besmella.png]](http://s2.picofile.com/file/8101890850/Besmella.png)
![[تصویر: photo_aqr_ir_negarkhane.jpg]](http://s4.picofile.com/file/7805490000/photo_aqr_ir_negarkhane.jpg)





![[تصویر: %D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B11442.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8129710350/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B11442.jpg)


![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)
![[تصویر: 62843407970146045717.png]](http://upload7.ir/imgs/2014-07/62843407970146045717.png)

)