کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
::: خواب جسمانی، نفسانی و روحانی :::
۰:۴۷, ۱۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #1

به نام خدا
سلام!


یکی از موضوعاتی که همگی باهاش مواجه هستی موضوع خواب هست! اما آنگونه که باید و شاید، بهش پرداخته نشده!


گاهی اوقات، تعابیری که از خواب ارائه می شه شدیدا دچار خطاست، قصد دارم مطلبی رو ارائه کنم در تعابیر خطا رو به حداقل برسونیم!


موضوع خواب درباره خواب چيزهاي زيادي شنيده ايد، تفسيرها، كتاب ها، تأويل ها ولي بحثي را مي خواهم بطور علمي درباره خواب مطرح كنم. براساس اين تجزيه و تحليل خواب را به سه قسمت زير مي توان تقسيم كرد.


  • قسمت اول خواب جسماني كه ادامه حيات روزمره ماست.
هنگامي كه آدمي شبانگاه سر را بر بالش استراحت مي گذارد هنوز اعصاب او و احساسات او و تمايلات او در حال حركت هستند، مثل يك چرخ لنگري كه بعد از خاموشي موتور دو سه دور ديگر هم مي‍گردد تا بايستد.
اين نوع خواب كه خواب جسماني است عادتاً در اول شب به وقوع مي پيوندد، يعني انسان در آن ساعات اول و دوم از اين نوع خواب ها زياد مي بيند. اگر مدير مدرسه هستيد احساس مي كنيد كه در مدرسه شاگردها و معلم ها و ديگران آنده اند و شلوغ مي كنند، اگر كارگر كارخانه هستيد همان اعمال روزمره خود را در خواب مي بينيد كه انجام مي دهيد، هركسي احساس مي كند كه يك مقدار از كارهاي روزانه او تكرار مي شود و از اين نوع خواب ها ما خيلي مي بينيم، خيلي زياد، ولي چون اول شب است و بعد خواب ما سنگين و سنگين تر مي شود اين خواب ها را فراموش مي كنيم، بخصوص از آنجا كه اين نوع خواب ها بي ارزش هم هستند، هيچ ارزشي ندارند.
با اندازه گيري اشعه آلفا و گاما كه از مغز متساطع مي شود مي توانند شدت خواب را دريابند، يعني همان موضوع كه گفته شد كه بعد از ساعت اول و بخصوص بين ساعت اول و دوم خواب آدمي سنگين مي شود، يعني در آن ساعت اول خواب سبك است مثل اينكه هنوز وجدان آدمي درست به خواب نرفته، نيمه خواب است.
بعد از گذشت ساعت اول قبل از ساعت دوم خواب سنگين مي شود و بعد از حدود دو ساعت خواب يكباره آدمي از خواب مي پرد (كه دلايلي دارد و خيلي بحث مفصلي است) و دوباره بخواب فرو مي رود،


  • قسمت دوم از خواب خواب نفساني است،
خواب نفساني يعني آن لحظاتي كه انسان بطور عميق بخواب فرو رفته و اين دست و پا و حواس، حواس پنجگانه اش، از كار افتاده و ضمير نابخود او اوج گرفته،

در اين نوع خواب احساسات و تمايلات كوفته شده در داخل وجدان آدمي، از ضمير نابخود بيرون مي آيد و خود را نشان مي دهد، تجلي مي كند.

بنابراين مي بينيم كه اين نوع خواب يك خواب عكس العملي است نه آنكه ادامه و استمرار اعمال روزانه باشد، عكس العمل اعمال روزانه است.
مثال مي زنم، فرض كنيد كه در روز روشن يك آدمي، يك گردن كلفتي مي آيد و شخصي را مورد هجوم قرار مي دهد و به او بي حرمتي مي كند، او را كتك مي زند و آبرويش را مي ريزد، و اين انسان مظلوم قادر نيست كه از آن ظالم انتقام بگيرد و اين عقده اي در دل او مي شود و در ضمير نابخودش جاي مي گيرد و او را رنج مي دهد.
ممكن است كه او متوجه نباشد و درك نكند، ولي دردي است بر دلش كه هميشه او را معذّب مي دارد. اما در خواب اين عقده مي شكفد و اين مرد ضعيف و ملوم قوي و دانا مي شود و انتقام خود را از ظالم مي گيرد، او را كتك مي زند، بر زمين مي زند و بنابراين خواسته و ميل درونيش ارضا مي گردد. و صبحگاهان هنگامي كه از خواب بلند مي شود احساس نشاط و آرامش مي كند، زيرا اين عقده درونيش آزاد شده و از بين رفته؛

و به همين علت است كه اكثر صبح‍ها كه افراد از خواب برمي خيزند احساس نشاط و بساطت مي كنند و اين فقط در اثر رفع خستگي فيزيكي نيست بلكه مقدار زيادي در اثر از بین رفتن عقده هاي نفساني است كه شخصيت انسان را در مهميز فشار قرار داده و اذيت و آزارش مي دهد.

اين خواب، خواب ارزشمندي است زيرا روانشناسان قادرند كه مقدار زايدي از مشكلات رواني و دروني افراد را از روي اين خوب بفهمند و تحليل كنند و بدانند كه سبب اين بدبختي ها چيست و حتي راه حلّي براي اين انسان بيابند.


  • قسمت سوم خواب روحاني است.
[/font][font=Verdana]
بعد از ساعت دو يا سه بعد از نيمه شب كه آدمي بيدار مي شود و دوباره بخواب فرو مي رود خواب سنگين ديگري شروع مي شود و اين بعد از آزاد شدن عقده هاي دروني رخ مي دهد، و اغلب اوقات اين خواب نزديك سپيده صبح است،
يعني تا بخواهد تمام اين پروسه ها انجام بپذيرد و قلب آدمي و ضمير دروني آدمي از قيد اين عقده ها آزاد بشود نزديك صبح شده، بنابراين خواب نوع سوم براي انسان هاي عادي اكثراً نزديك سيپده صبح روي مي دهد.

در اين نوع خواب پديده هايي بوجود مي آيد كه با هيچ علمي و با هيچ منطقي قابل تحليل نيست. آدمي خواب هايي مي بيند كه از آینده خبر مي دهد، آينده اي كه با هيچ حساب احتمالاتي نمي توان آن را پيش بيني كرد.

{خواب نوع اول خوابي بود استمراري، خواب نوع دوم عكس العملي بود از نفس آدمي كه با گذشته ها سرو كار دارد. خواب اول و دوم با گذشته انسان سرو كار دارد، يعني اين وجود است كه در شخصيت خود اين عمل و اين عكس العمل را جمع كرده و اين نوع خواب ها را سبب شده است،}
اما قسمت سوم از خواب هايي بوجود مي آيد كه با گذشته هيچ رابطه اي ندارد، بكلي مستقل است، و هيچ كسي نمي تواند رابطه اي بين آن خواب و گذشته ها پيدا كند. اينجاست كه مي گوئيم براي اين خواب يك منبع ديگري بايد وجود داشته باشد غير از جسم، و غير از نفس.
من براي شما مثال هاي زيادي مي توانم بزنم و هر كس در زندگي خودش مثال هايي ديده و تجاربي كرده است. البته انسان هايي هستند كه قلبشان پاك تر است و از اين تجارب بمراتب زيادتر دارند، ولي بنظر من هر كسي در زندگي خود از اين تجربه ها زياد كسب كرده است.
____________________
پ ن1 : نکته اساسی متن: خوابی که از خواب جسمانی و خواب نفسانی عبور نکند وارد فاز روحانی نخواهد شد!

پ ن 2: رویای صادقه فقط این نیست که از آینده خبر دهد گاهی دیدن شخصی که در قید حیات نیست و کسب اطلاعاتی فرامادی جزو رویای صادقه است. و با خمش فضا و زمان و نظریه نسبیت هم نمی شه توجیه (بخونید خود فریبی) کرد.

پ ن 3: مطالب فوق از کتاب "انسان و خدا" (شهید مصطفی چمران) بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، یاســین ، هادی... ، aaaaa ، ضحی ، fazel ، captaincharisma ، SAViOR ، Eve ، Hadith ، بیداری12 ، 135 ، سدرة المنتهی

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۲۰, ۱۹/مهر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مهر/۹۳ ۲۱:۳۹ توسط namekarbary.)
شماره ارسال: #11

(۱۵/مهر/۹۳ ۱۰:۴۳)مجتبی110 نوشته است:  اینکه از روی آزمایش DNA فهمیدن این شهید پسر همین مادر هست که توی خود خبر هم اومده جای شبهه نیست!

اما این حرفی که جناب Namekarbary می فرمایند نتیجش این می شه که نباید الان هیچ شهید گمنامی وجود داشته باشه! همه باید شناسایی شده باشند!

درضمن از بحث اصلی دور نشیم، این فقط مثال بود، شما نکتتون رو می تونستید تو همون تایپیک مطرح کنید!
رویای صادقه چیزیه که غیر قابل کتمان هست و خیلی از افراد این رو تجربه می کنند، و حجتی هم برای خودش هست. اما برخی افراد حتی با دیدن رویای صادقه بازهم براش دلیل تراشی می کنند و سرپوش می گذارند.Smile

چرا دیگه، نوشتی:
نقل قول:اینچنین بود که شهید مجید ابوطالبی به خواب مادرش آمد و به او تاکید کرد که در کدام نقطه از این کره خاکی پیکرش آرمیده تا مادر به این رویای صادقه ایمان بیاورد و راهی کهف الشهداء شود.

ضمنا فرض وجود رویای صادقه با هیچ کدوم از نظریه های رقیب مثل ماتریالیسم، فیزیکالیسم، ایده آلیستم و ... تناقض نداره. چه برسه به این که بخواد مثلا وجود خدا رو باهاش ثابت کنه (که در این مورد هم اشکال ذاتی داره).
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجتبی110
۲۱:۳۸, ۱۹/مهر/۹۳
شماره ارسال: #12

نقل قول:ببخشید من متوجه نشدم از کجا میدونید تحریف شده؟
از همه شهدای گمنام ازمایش میگیرن بعد دفن میکنن.حالا مثلا 500 هزارتا شهید گمنام داریم.هر شهیدی میاد که نمیرن با 500 هزارتا خانواده چک کنن،اینطوری که دیگه گمنام نبودن همه با ابر کامپیوترها مشخص میشدن.
سمت خونه ما هم یه پارکی هست که شهید گمنام داشت اما خواهرش خواب میبینه که شهید وسطی فلان جا اونه،بعد میرن ازمایش میدن و تطبیقش که مشخص شه شهید مال اوناس.
درواقع چیزی که شما میگی دیگه شهید گمنام نمی مونه،نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه

ببخشید من این پستو تازه دیدم.
ببینید، خبر اصلی در این زمینه رو خبرگزاری فارس گذاشته:

نقل قول:سردار باقرزاده در خصوص شناسایی شهید مجید ابوطالبی گفت: نمونه‌گیری برای آزمایش DNA از برادر و والدین شهید مجید ابوطالبی انجام گرفت و پس از تطبیق با نمونه DNA گیری استخوان شهید شناسایی کامل شد؛ در واقع در راستای شناسایی، مبنای ما خواب مادر شهید ابوطالبی نبود و براساس کار تحقیقاتی عمل کردیم.

شناسایی صرفا با مقایسه دی ان ای انجام گرفته، نه بر اساس نشانه ای از خواب مادر شهید.

تریبونم مطلب مشابهی رو می گه:

نقل قول:دکتر محمود تولایی رئیس مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله درباره نحوه شناسایی این شهید به خبرنگار فارس گفت: «مادر شهید ابوطالبی پس از دیدن خواب فرزندشان مبنی بر اینکه ایشان برگشته اند، با مرکز تحقیقات ژنتیک تماس گرفته و از ما خواستند موضوع را بررسی کنیم. شهید بارها به خواب ایشان آمده و گفته بودند، من برگشته ام،‌چرا سراغ من نمی آئید».

تمامی شهدای گمنام پس از تفحص برای بررسی آناتومیک و نمونه برداری به مرکز تحقیقات ژنتیک تحویل داده می شوند و مرکز، پس از انجام آزمایشات، یک شناسنامه ژنتیکی برای شهید گمنام صادر می کند. خانواده هایی که احتمال می دهند فرزندانشان جزو شهدای گمنام جنگ تحمیلی هستند نیز به مرکز مراجعه می کنند تا بررسی ژنتیک انجام شده و با تطبیق کدها، شهدا شناسایی شوند.

تولایی اضافه کرد:‌«در پی خواب مادر شهید ابوطالبی و تماس ایشان با مرکز، از مادر و بردار شهید نمونه ژنتیکی گرفته شده و اطلاعات به دست آمده با اطلاعات حاصل از شناسایی شهدای گمنام تطبیق داده شد. بر اساس بررسی ها مشخص شد پیکر مطهر شهید ابوطالبی جزو شهدای تفحص شده است و با اعلام کد به معراج شهدا، روشن شد محل دفن شهید ابوطالبی کهف الشهدای ولنجک تهران است».

البته اشتباهی در مورد تاریخ تولد صورت گرفته بوده:

نقل قول:اینها بخشی از خواب مادر شهید ابوطالبی بود. او نگران و مضطرب از خواب می‌پرد. در حالی که عرق سردی روی پیشانی‌اش نشسته بود و تندتند نفس می‌زد، به این فکر کرد که شاید این نشانه‌ای بوده تا قبر پسر شهیدش را پیدا کند.او صبح روز بعد، به کمیته جست‌وجوی مفقودین رفت و ماجرا را با آنها در میان گذاشت، متخصصان مرکز تحقیقات ژنتیکی، بار دیگر اطلاعات مربوط به خانواده ابوطالبی را با نمونه‌های استخوانی شهدای تفحص شده مطابقت دادند.

نتیجه مطابقت این بار باورکردنی نبود. یکی از شهدای گمنام دفن شده در غار کهف الشهداء، شهید مجید ابوطالبی بود.«مادر شهید طوری قاطع و با اطمینان صحبت می‌کرد که خودم هم باورم شده بود که حتما یک جای کار می‌لنگد. او با قاطعیت می‌گفت که پسرش هیچ وقت به او دروغ نگفته و هر وقت در خواب چیزی به او گفته است، درست بوده.

برای همین باز هم سراغ پرونده‌ها رفتم و اطلاعات را دوباره بررسی کردم.»دکتر محمود تولایی، رئیس مرکز تحقیقات ژنتیک دانشگاه علوم پزشکی بقیه‌الله کسی بود که اطلاعات شهید گمنام را به درخواست مادرش، بار دیگر در بانک اطلاعاتی شهدا جست‌وجو کرد. به گفته او، اطلاعات یکی از شهدای گمنام با اطلاعات فرزند این خانواده تا حدودی همخوانی داشت اما در این میان، یک مشکل کوچک در این پرونده به چشم می‌خورد؛ تاریخ تولد.


آقای دکتر می‌گوید: «تاریخ تولد شهید ابوطالبی توسط بنیاد شهید و در پرونده‌ای که خانواده ابوطالبی آن را کامل کرده بودند سال 1344 را نشان می‌داد. این در حالی بودکه تاریخ تولد این شهید گمنام سال 1334 ثبت شده بود. طبق نمونه‌هایی که ما از استخوان این شهید گرفته بودیم ،استخوان‌ها مربوط به یک شخص بالغ و کاملا شکل گرفته بود، در حالی که طبق اطلاعات پرونده، استخوان‌های شهید ابوطالبی با استخوان‌های یک جوان 17 ساله مطابقت می‌کرد.»

در هر صورت فکر نمی کنم جستجوی نمونه مشابه یک DNA توی یک بانک اطلاعاتی کار دشواری باشه.

در مورد چنین داستانهایی، که نمونه ش رو شما ذکر کردید، این اطلاعات صرفا براساس نقل قول های افراد شکل می گیره. اون هم افراد بایاس شده و ناآشنا به مسائل علمی. نه براساس روش علمی (مشاهده-فرضیه سازی-آزمایش-تایید فرضیه) که روش آزمون پس داده ای هست. خوب چون براساس یک کار اصولی این نتایج حاصل نمی شه، خیلی هم نمی شه بهش تکیه کرد.

با این حال، همونطور که گفتم نتیجه "بنیادی" نمی شه از این موضوع گرفت در صورت صحت. حالا شاید برای شما موضوع مهمی تلقی بشه که این یه بحث دیگه هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  همه چیز در مورد تعبیر خواب+آیا کتب تعبیر خواب اعتبار دارند؟ sarallah 2 2,850 ۱۱/شهریور/۹۱ ۱۶:۰۸
آخرین ارسال: mahdy_mir

پرش در بین بخشها:


بالا