|
امکان دیدن خدا
|
|
۱۷:۰۱, ۲۱/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۳ ۲۱:۵۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
چورسی به طور سینا ارنی نگفته بگذر که نیارزد این تمنا به جواب لن ترانی ارنی کسی بگوید که تو را ندیده باشد تو که با منی همیشه دگر این چه لن ترانی چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر که خوش است ز دوست حرفی، بود ارچه لن ترانی چیزی که ذهن خیلی از ما ها از بچگی باهاش درگیره اینه که خدا را می شه دید یا نه؟ بسیاری از ما ها با اینکه به زبان رد می کنیم که خدا دیدنی نیست ولی وقت عبادت، دعا و ... یه تصوری از خداوند می کنیم. از طرفی در متون دینی ما سخن از دیده شدن خداوند به میان آمده و در میان اندیشمندان مورد بحث و گفتگو بوده و بحث تشبیه و تنزیه ارتباط بسیار تنگاتنگ با این بحث داره اگر خداوند توفیق دهد بحثی در این باره خواهیم داشت |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۳, ۲۴/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
سلام
خدا رو میشه دید ولی نه با این حواس فیزیکی اصلا نمیشه تشریح کرد که چجوری میشه خدا رو دید. یک روز به اون مرحله میرسیم. البته آرزو دارم برسیم |
|||
|
|
۱۴:۵۳, ۲۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۱۷:۲۸ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
رویت بصری (یعنی رویت با چشم سر)
لا تدرکه الابصار قول جمهور اهل سنت و اشاعره است که –البته به زعم خود به-، رویت بصری خداوند را حکم عقل و یا قرآن و روایات می دانند. البته قایل به اینند که خداوند در آخرت با چشم سر دیده می شود. (بحث خواب دیدن خدا هم اشاره خواهد شد) اینهم سخنان علمای ایشان: ابن قيّم جوزيه مىگويد: «قرآن و سنت متواتر و اجماع صحابه و ائمه اسلام و اهل حديث و ... بر اين عقيده اند كه خداوند متعال در روز قيامت با چشم سر به طور عيان رؤيت مىشود، همان گونه كه ماه شب چهارده و خورشيد هنگام ظهر را مىتوان ديد.» حادى الارواح الى بلاد الأرواح، ص 305 البانى در فتاواى خود مىگويد: «ما اهل سنت بر اين باوريم كه از جمله نعمتهاى خداوند بر بندگانش آن است كه در روز قيامت، براى بندگانش تجلّى مىكند و او را خواهند ديد، همان گونه كه ماه را در شب چهارده مىبينيم.» فتاوى الألبانى، ص 142. عبدالعزيز بن باز مفتى آلسعود در عصر خود مىگويد: «كسى كه منكر رؤيت خداوند متعال در آخرت است، پشت سرش نمىتوان نماز گزارد و او نزد اهل سنت و جماعت كافر است.» فتاوى بن باز، رقم 2887. مباحث استدلالی اینها هم تو آثار فخر رازی، سیف آمدی و ... هست؛ فخر می گه دلیل عقلی توانای اثبات نیست و تمام ادله عقلی را مخدوش می دونه ولی میگه ما دلیل نقلی داریم و آمدی می گه دلیل عقلی داریم و نقلی مویدشه!!!!! مطالب اینها رو بخوایم بیاریم خیلی زیاد می شه، ولی نظریه اینها ریشه تاریخی داره و نمی خوایم تخصصی وارد بشیم. اما رد رویت بصری برای شماره بعد. (۲۴/تیر/۹۳ ۰:۰۳)CiViLBAX نوشته است: اصلا نمیشه تشریح کرد که چجوری میشه خدا رو دید. تشریح که میشه کرد البته. منظورتون از تشریح چیه؟ |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۲۴/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۲۱:۳۳ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
رویت بصری هم با دلیل عقلی رد میشه و هم با دلیل نقلی (قرآن و روایت(
اما دلیل عقلی: اگر خداوند با چشم ظاهر قابل رویت باشد لازم می آید یا در مقابل بیننده باشد و یا در حکم مقابل یعنی همانند صورت در آئینه باشد که به منزله مقابل است زیرا تا چیزی در مقابل و روبروی ما نباشد با چشم سر مقابل دیدننیست چیزی هم که در مقابل هست تا مقدار محدودی چشم سر قدرت دیدن دارد و از آن محدوده هم که هست باید مانعی در مقابل دیدگان ما نباشد اما چون هر چیزی که در مقابل باشد خواه ناخواه دارای جهتی از جهات است و خداوند چون مجرد است و غیر مادی در جهتی از جهات نیست. نتیجه می گیریم که پس خداوند دیدنی نیست |
|||
|
|
۱۴:۲۸, ۲۵/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۱۶:۲۴ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
دلیل نقلی
یک روایت استدلالی را تبرکا ذکر می کنیم : در توحید شیخ صدوق نقل شده است که صفوان بن يحيى مىگويد: ابو قرّه (كه اهل حديث و روايت بود) از من خواست كه او را نزد امام رضا عليه السّلام ببرم. من هم از ايشان اجازه خواستم و آن حضرت نيز اجازه دادند. پس ابو قرّه، به نزد امام آمد و از حلال و حرام و (ساير) احكام سؤالاتى پرسيد تا اينكه به مسئله توحيد رسيد. ابو قرّه گفت: به ما روايت شده است كه خداوند ديدن (خود را) و سخن گفتن (با خود را) بين دو نفر تقسيم كرده است. سخن گفتن را براى حضرت موسى عليه السّلام و ديدن خود را براى حضرت محمّد صلّى اللّه عليه و آله، قرار داده است. حضرت امام رضا عليه السّلام فرمودند: چه كسى از طرف خداوند خبرآورده است كه (چشمها او را نمىبينند بلكه او چشمها را مىبيند) و هيچ دانشى نمىتواند او را احاطه كند؟ (و هيچكسى مثل او نيست) مگر همين محمّد نبود كه چنين خبرهايى آورد. ابو قرّه گفت: بله. حضرت فرمودند: پس چگونه مردى به سوى مردم مىآيد و به آنها خبر مىدهد كه از نزد خدا آمده است و مردم را به دستور خداوند، به سوى او دعوت مىكند؛ و مىگويد: (چشمها او را نمىبينند بلكه او چشم را مىبيند) امّا سپس مىگويد: من، او را با چشم خود ديدهام و دانش من بر او احاطه دارد و او صورتى مثل صورت انسان دارد. آيا شرم نمىكنيد؟ (از اينكه چنين حرفهايى مىزنيد؟) آيا (همين) خدانشناسها (و منكرين خداوند، در اين صورت) نمىگويند كه از طرف خداوند چيزى مىآورد، سپس خلاف آن را انجام مىدهد |
|||
|
|
۱۷:۱۱, ۲۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۲۳:۰۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
رویت در خواب
اینم مثل همون رویت بصریه در روایت داریم (امالی شیخ صدوق مجلس هشتاد و نهم) ابراهيم كرخى گويد به امام صادق (علیه السلام) گفتم مردى خداى خود را در خواب بيند چه تعبيرى دارد؟ فرمود اين مرديست كه دين ندارد زيرا خدا در بيدارى و خواب ديده نشود و نه در دنيا و آخرت. به طور کلی رویت بصری چه در خواب (با بصری که در عالم رویا فعالین می کند) چه در بیداری و چه در آخرت محال است. از امام صادق (علیه السلام) پرسيده شد كه آيا در قيامت خداوند ديده مىشود؟ فرمود: خداوند فرخنده تر و بلند مرتبه تر از اين است. همانا چشمها چيزى را مىبيند كه داراى كيفيت و رنگ باشد و حال آنكه خداوند خود آفريننده رنگها و كيفيت است. روضة الواعظين-ترجمه مهدوى دامغانى، ص: 68 نگاه کنید سخنان علمای اهل سنت را: ابواسحاق اسفرائینی: او خدا را در خواب دید و به خدا گفت: خدایا. سی یا چهل سال است که من از تو درخواست توبه می کنم که هنوز دعای مرا مستجاب نکرده ای. خدا در جواب وی گفت: ای ابا اسحاق تو مطلب بزرگی را که حب و دوستی ماست را طلب کردی **عارضه الاحوذی تفسیر سوره ص ج۱۲ ص۱۱۷- چاپ مصر احمد بن حنبل: او می گفت که: من خدا را در خواب دیدم و گفتم: خدایا بهترین وسیله تقرب بندگان به تو چیست؟ فرمود: کلام من است ای احمد! گفتم با فهم یا بدون فهم؟ خدا پاسخ داد: با فهم و بدون فهم **مناقب احمد بن حنبل ص۴۳۴- چاپ بیروت آلوسی: هم کولاک کرده و سه بار خواب خدا را دیده: شکر خدا ، خدایم را ۳ مرتبه در خواب دیدم که آخرین دفعه در سال ۱۲۴۶ هجری بود. روح المعانی ج۹ص ۵۲ تمام حرف آلوسی رو نیاوردم خودتون نگاه کنید اما متأسفانه در مورد غزالی با اینکه احتمال قوی شیعه شده و مرحوم آقای بهجت ایشان را شیعه می دانست، صاحب مفتاح السعاده از “ابوحامد غزالى” نقل مىکند که در برخی از تألیفاتش گفته است: من در اوایل عمرم منکر احوال صالحین و مقامات عارفین بودم تا اینکه از خوابها بهرهمند شدم و خدا را در خواب دیدم! خدا به من گفت: ای اباحامد. گفتم: آیا تو شیطانی که با من سخن مىگویى؟! گفت: نه من خدایم که از هر شش طرف تو را در بر دارم! پس گفت: ای اباحامد یاوههایت را کنار بگذار و همنشین کسانی باش که آنها را در زمین خود محل نظر خویش قرار دادهام و ایشان دنیا و آخرت را به محبّت من فروختهاند. گفتم تو را به عزّتت قسم مىدهم که شیرینی خوشبینی نسبت به ایشان را به من بچشانى. پس گفت: آری چنین کردم و مانع بین تو و ایشان این است که به حبّ دنیا بپردازى، پس قبل از اینکه با خواری از آن خارج شوی با اختیار از آن بیرون شو که نوری از انوار قدس خود را بر تو افشاندم اینک برو و سخن آغاز کن. گوید: با خوشحالی و سرور از جای جستم و رفتم پیش شیخ یوسف بافنده و داستان خوابم را برایش گفتم. او تبسمی کرد و گفت: اینها برگههای اوایل کار ما بود که آن را از میان بردیم، اگر همراه من آیی چشم درونت را به میله تأیید چنان سرمهای کشم که عرش و اهل عرش را ببینى، بلکه به آن هم راضی نشوی تا اینکه آن کس را که هیچکس او را نمىبیند ببینى! پس خالص شوی و بر طور عقلت بالا روی و مانند حضرت موسی علیه السلام از خدا بشنوی که: من پروردگار عالمیانم! و صاحب الغدیر “قدس سره” در پاسخ مىفرماید: از خود سِتا بر تو سلام باد! کاش مىفهمیدم آیا در دهان شیطان نمىگنجد که ادعای خدایی کند و به دروغ بگوید من خدایی هستم که تو را از شش طرف در میان دارم؟! چنانکه سایر مدعیان خدایی در گذشته نیز چنین دهان گندهای داشتهاند، آیا غزّالی به مجرد ادعا از کجا فهمید که آن شخص خدا است؟ ! و دیگر احتمال نداد که باز هم شیطان باشد؟ ! و اگر واقعا خوابش را راست دانست و تصدیق کرد که خدا با او سخن گفته است پس چرا دست از یاوهها و داستان سرایىهایش بر نداشته و همچون شیخ بافندهاش جز به داستانهای دروغین نپرداخت؟! و ای کاش در دکّان استاد بافندهاش سرمهای یافت مىشد که چشم و دل او را طوری باز مىکرد که گناهان بزرگ نوشتههایش در کتاب خود “احیاء”را بر جان نخرد که آن همه ریاضتهای غیر مشروع مانند قصّه دزد حمام و مانند آن و سخن از منع یزید ملعون در باب آفات لسان و اباطیل فراوان دیگر را در آن آورده است. واقعا چقدر سرمه استاد بافنده تند و تیز بوده است که به هر کس اثر کند آنچنان چشمش را باز مىکند که به دیدن عرش و اهل عرش هم اکتفا نمىکند تا اینکه آن کسی را ببیند که هرگز دیده نمىشود! و مانند حضرت موسی خطاب بشنود که من پروردگار جهانیانم! و من تا آخر ندانستم که آیا موسی که در شنیدن خطاب با او شریک بوده است، آیا در رؤیت خدا هم با او شریک بوده است؟! و البتّه شاید صاحب این هذیانات خودش را از موسی هم بالاتر مىداند که موسی با این که از انبیای اولوالعزم بوده است به او خطاب شده است که: ای موسی هرگز مرا نخواهی دید. پس باید هم سالک غزلپرداز چنین باشد. |
|||
|
|
۱۱:۲۷, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
تا به حال معلوم شد که رویت چه در خواب، چه در قیامت و چه در دنیا به معنای رویت با چشم محال است.
با این وصف رویتی که در آیات و روایات بدان اشاره شده، چه معنایی دارد؟ دو راه داریم: الف. تأویل آیات و روایات ب. اثبات نوع دیگری از رویت |
|||
|
|
۱۶:۱۴, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
روش اول:
تأویل آیات دال بر رویت خداوند 1. تأویل لقاءالله به معنای مبعوث شدن در التوحيد شیخ صدوق ص: 267حضرت امیر المومنین روحی لتراب اقدامه الفداء: «بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ كافِرُونَ» يعنى بعث و بر انگيختن از قبرها و خداى عز و جل آن را لقاء و ديدن خود ناميده و همچنين ذكر مؤمنانى كه ظن دارند كه پروردگار خود را ملاقات ميكنند يعنى يقين دارند كه ايشان مبعوث و محشور ميشوند و بثواب و عقاب جزاء داده خواهند شد و ظن در اينجا بمعنى يقين است و همچنين قول خداوند: «فَمَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صالِحاً» و نیز « مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ» يعنى كسى كه ايمان داشته باشد باينكه مبعوث است كه خدا او را زنده خواهد كرد پس بدرستى كه وعده خدا آينده است از ثواب و عقاب پس لقاء در اينجا ديدن نيست و لقاء همان بعث است پس همه آنچه را كه در كتاب خدا است از لقاى او بفهم چه آن جناب بآن بعث را قصد دارد |
|||
|
|
۱۱:۰۰, ۱/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
هادی جان خود کلمه بعث را میتوانی کمی بیشتر توضیح بدهی... یعنی چه وجه اشتراکی با لقاء دارد که در این جا این معنا استنباط می شود؟
|
|||
|
|
۰:۵۵, ۲/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۳ ۱:۰۶ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
چشم سید جونم، ولی قبلش در معنای بعث یک روایت دیگر هم تقدیم می کنم:
حضرت علی اعلی امیرالمومنین روحی فداه در بیان اینکه تنزیل قرآن غیر از تأویل آن است می فرماید: فرمود بَلْ هُمْ بِلِقاءِ رَبِّهِمْ حضرت ايزد تعالى بعث را لقا ناميد و همچنين است تأويل قول رب الجليل: الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ تأويل آيه چنين است كه «آن جماعت به يقين ميدانستند كه در نشئه آخرت بامر و حكم حضرت ربّ العزت مبعوث بواسطه حساب و پاداشت خواهند گشت» و مثل اينست آنچه حضرت ارحم الرّاحمين درين آيه مباركه ميفرمايد كه: الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ «يعنى آن جماعت بيقين ميدانند كه در آخرت مبعوث خواهند شد بواسطه معامله حساب و اعطاء كتاب» و مانند تأويل همين است آنچه حضرت صمديّت درين آيت فرمايد كه: أَ لا يَظُنُّ أُولئِكَ أَنَّهُمْ مَبْعُوثُونَ لِيَوْمٍ عَظِيمٍ «يعنى آن جماعت بعثت خود را در آخرت بيقين نمىدانستن» و لقا در نزد اهل ايمان عبارت از بعثت آن جهانست و در نزد كافران لقاء عبارت از نظر و رؤيت (به نظر می آید رویت ظاهری مقصود است) است. احتجاج-ترجمه غفارى مازندرانى ج2 449 ببینید زمین تا آسمون توحید شیعه با توحید وهابیت ملعون و دیگر مخالفان شیعه فرق داره، جاهلانی که در ظاهر قرآن مانده اند، وقت کردید مقاله توحید پلاستیکی دکتر احمد عابدی را بخونید، ایشون یه موقعی می فرمود آدم یهودی و مسیحی باشه ، بهتر از اینکه وهابی باشه، به لحاظ عقاید توحیدی. توحید پلاستیکی البته توجه کنید خود مولا فرمود لم اعبد ربا لم اره، بجای خودش معنای صحیح رویت هم مطرح می کنیم. اما فعلا بحث تءویل را پیش ببریم |
|||
|
|
۱۵:۱۲, ۲/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/مرداد/۹۳ ۱۶:۲۱ توسط محمدهادی.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
(۱/مرداد/۹۳ ۱۱:۰۰)سید ابراهیم نوشته است: هادی جان خود کلمه بعث را میتوانی کمی بیشتر توضیح بدهی... یعنی چه وجه اشتراکی با لقاء دارد که در این جا این معنا استنباط می شود؟ کلمه بعث: بعثت در فرهنگ قرآنى به معنای عامل برانگیختن و رسانیدن به مرحلهای خاص از تکامل است که در آن نوعى تحول وجود دارد. برای همین، در معنای حشر مردگان نیز به کار رفته است، زیرا آغاز نوعى تحول بزرگ و وارد شدن به فضایى جدید است؛ هرچند معنای اصطلاحى غالب آن برانگیختن و فرستادن پیامبران برای هدایت مردم است. ملاصدرا در معنای بعث می گوید: خروج النفس عن غبار هذه الهيئات المحيطة بها كما يخرج الجنين من القرار المكين اما بخش دوم مطلب سید عزیزم: اگر منظورتون از وجه اشتراک،رابطه ظاهر و باطن قرآنه در رویات دوم که از حضرت امیر علیه السلام نقل شد،حضرت بیان نمود که تنزیل غیر از تأویل است،اما اینکه رابطه تنزیل و تأویل چگونه است بحث دیگری را می طلبه. مثلا ملاصدرا قایل به اینه که ما در معنای لفظ توسع ایجاد می کنیم،مثل میزان که به جای اینکه حصر در ترازوی دو کفه ای بشه،به طور کلی بر هر وسیله ای که با آن بتوان سنجید اطلاق می توان کرد، چه وسیله سنجش وزن،چه قد،چه رنگ و ... و چه امور غیر مادی مانند اخلاق و .... اگر منظورتون از وجه اشتراک،مناسبت لقاءو بعثه مرحوم علامه طباطبایی سعی کردند که معنای صحیح رویت خدا (که همان رویت قلبیست که بحث می کنیم) را با معنای بعث جمع کنند و فرمودند: حضرت به لازمه معنی،تفسیر نمودند به نظر میاد که مقصود علامه این است که معنای لقاءالله که عبارت است از رویت قلبی جز با خروج از بدن،حاصل نمی شود یعنی رویت قلبی و خروج از بدن ملازم با همند. البته هنوز رویت قلبی را بحث نکردیم،یعنی وقتش نشده هنو |
|||
|
|
|
|
|









