کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
☆ منشور جوانی ☆ (نامه 31 نهج البلاغه)
۱۸:۴۲, ۲۲/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۳ ۱۳:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


زمان به خواب ببیند که باز امیرانی،
رقم زنند به رسم تو
نامه روی زمین...

[تصویر: old_scroll.jpg]




این سفارش های پدری است که می رود!
پدری که می داند لحظه ها می گذرند!
می داند زندگی اش رو به پایان است!
پدری تسلیم نظام روزگار و از دنیا بیزار!

این سفارش های پدری است به فرزندش،

و فرزندان آرزوهای درازی دارند که به آن نمی رسند!
در راهی می روند که به نابودی می رسد!


فرزندان انسان، اسیران روزگار،
تیررس رنج ها،
بندگان دنیا!
معامله گران هیچ و پوچ!
شکست خورده شهوت،
و برندگان رقابت فنا و زوالند!


فرزندم!

این روزها که می بینم دنیا پشت کرده، روزگار سرکش از من می گریزد،

و آخرت نزدیک می شود،
از فکر و ذکر دیگران رها شده ام!
به بیرون از خود اعتنایی ندارم.
نگاهم از مردم به درونم برگشته، به خود می اندیشم!


این روزها از فکر دیگران بیرون آمده ام ولی به تو فکر می کنم!
چون تو پاره وجودمی!
نه بالاتر از این : تو خود منی!
رنجی به تو برسد به من رسیده!
حال و احوال تو، حال و احوال من است

و به همین خاطر این نامه را می نویسم...
می نویسم تا پشت و پناه تو باشد...
چه من زنده بمانم و چه نمانم...
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ان شاءالله در این تاپیک ترجمه ی نامه ی 31 نهج البلاغه از کتاب " به پسرم" اثر خانوم " فاطمه شهیدی" تقدیمتون می شه.

این نامه وصیت حضرت امیر (علیه السلام) به فرزندشون امام حسن (علیه السلام) پس از بازگشت از جنگ صفینه
(البته بعضیا می گن به محمد حنفیس. مهم محتوای بسیار زیبا و آموزنده ی نامه هستش)



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، aaaaa ، یاســین ، عبدالرحیم ، حوریه سادات ، عشقم کربلا ، 135 ، سیمرغ ، سید ابراهیم ، السا ، aakbarib ، m.hossein ، help me ، mahdy30na ، Farzaneh ، چکاوک92 ، مجتبی110 ، عبدالرحمن ، محمدهادی ، SAViOR ، fiftynine ، فدک زهرا ، fatemeh-55 ، mkashipazha
۱۵:۰۰, ۲۳/تیر/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


فرزندم چنین باش!


پسرم!
سفارشت می کنم از خدا پروا کن
و پیوسته به فرمان او باش!
و با پیاپی به خاطر آوردنش، دلت را آباد کن!
و به ریسمان او بیاویز!
کدام رشته محکمتر از رشته ی بین تو و خداست، اگر آن را بگیری؟؟!!



دلت را زنده نگه دار با : یادآوری
هوایش را بمیران با : پارسایی
توانایش کن با : باور
روشنایی اش ده با : اندیشه
حقیرش کن با : فکر مرگ!


وادارش کن تا اقرار کند که دنیا رفتنی است!
وادارش کن تا با چشم باز، ناگواری های دنیا را ببیند!
وادارش کن واهمه کند از هیبت روزگار، از تغییر حال و احوال!

از روزها و شب های تلخی که شاید در راه باشند!


داستان رفتگان را برایش بگو!

بگو که بر سر آنها که پیش از او بودند، چه آمده!
دیار و یادگار رفتگان را نشان او بده!
بگو : " ببین چه ها کردند!
از کجا کوچ کردند! کجا فرود آمدند و ماندنی شدند!
از کنار رفیقان به دیار ناآشنایی رفتند
و همین امروز و فرداست که تو هم از آنها شوی! "



فرزندم!

آخر راه را آباد کن!

آن دنیا را با این دنیا عوض نکن!
درباره آنچه نمی دانی گفتگو نکن!
آنجا که لازم نیست حرفی بزنی، نزن!

اگر می ترسی در راهی گم شوی، همان اول راه، پا پس بکش!

چون در آستانه سرگردانی، باز ایستادن و تامل،

بهتر از آن است که بگذاری حوادث هولناک، تو را بر پشت خود بنشانند و هر جا ببرند!


به خوبی ها بخوان و اهل خوبی باش!

با دست و زبان بدی را بران!

تمام سعی ات را بکن تا از اهل بدی، دور بمانی!

آنطور که شاید و باید، در راه خدا جهاد کن!

و نگذار تا ملامت هیچ ملامت گری، تو را نگهدارد!

در جست و جوی حقیقت هرجا که هست،

در اعماق سختی ها و در انبوه حوادث، غوطه ور شو،

و پی فهم حقیقت دین باش!

خودت را عادت بده به صبوری و به تحمل ناگواری ها!

چه اخلاق خوبی است این صبوری و این شکیبایی در مسیر حق!


در همه حال وجودت را به خدایت بسپار!

پیش او باشی پناهت امن است و نگهبانت قوی!

هرچه می خواهی تنها از او بخواه،

که دادن و ندادن دست اوست!



فرزندم به این سفارش ها دقت کن و به این نامه پشت نکن!



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حوریه سادات ، سید ابراهیم ، یاســین ، أین المنتظر ، السا ، aakbarib ، عبدالرحیم ، help me ، mahdy30na ، 135 ، Farzaneh ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، محمدهادی ، SAViOR ، fiftynine ، فدک زهرا ، mkashipazha
۱۴:۵۷, ۲۴/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/تیر/۹۳ ۱۵:۰۰ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #3
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]

آنکه به بیراهه نمی رود...


پسرم!

بدان که خوشایندترین چیزی که دلم می خواهد از وصیت من بگیری، پروای خداست!
اکتفا به هرچه مقرر اوست و راه افتادنت در همان مسیری که پدران و نیکویان خاندانت طی کردند!
چون آنها مدام دل و روحشان را می پاییدند، همان جور که تو می پایی!
و به خود فکر می کردند، چون تو که اهل فکر و مراقبه ای!


اگر قلب تو این دستاورد نیکانت را نمی پذیرد،

اگر می خواهد خودش حقیقت را بداند،
همانطور که آنها دانستند،
پس مراقب باش که خواستن و جست و جویت، برای دانستن و فهمیدن باشد!(*)
نه غوطه در شبهه ها و تشدید جدل ها!


قبل از آغاز جست و جو، از خدا کمک بخواه
و با شوق او رو کن تا توفیقت دهد.
هرچه تو را به شبهه و دو دلی می اندازد، کنار بگذار!
دلت که یک رنگ شد و سر فرود آورد،
رای و نظرت که از پریشانی درآمد و کامل شد،
آن گاه به حقایق این وصیت، دقت کن!


اگر دلت یک رنگ نشد،
و فکر و خیالت آرام و آسوده نشد،
پس بدان چون شتری شب کور به بی راهه می روی!
و در تاریکی ها غوطه ور می شود!
آن که در جست و جوی دین است، به بیراهه نمی رود،
و تاریک و روشنایی را به هم نمی آمیزد.

در این آمیختگی ها، ایستادن بهتر از رفتن است!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(*) خیلیه این حرف : علم رو فقط برای علم یاد بگیر
گفتن که حتی برای و با نیت پاسخگویی به شبهات دینی هم علم رو یاد نگیرید، فقط برای خودش!!!!


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حوریه سادات ، سید ابراهیم ، عبدالرحیم ، یاســین ، mahdy30na ، أین المنتظر ، 135 ، Farzaneh ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، محمدهادی ، SAViOR ، fiftynine ، فدک زهرا ، mkashipazha
۱۶:۳۲, ۲۵/تیر/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


همان که می آفریند، می میراند!


پسرم!

به وصیت من خوب فکر کن!
و بدان که مرگ در اختیار کسی است که زندگی در اختیار اوست!
همان که می آفریند، می میراند!
همان که نیست می کند، باز می گرداند!
همان که گرفتار می کند، آسایش می بخشد!


بی تردید دنیا جز با نظام خداوندی، برقرار نمی ماند!

نعمت ها، سختی ها، سزای روز جزا و اموری که قرار داده و ما درک نمی کنیم،

درک بعضی از سنت های خداوندی اگر برایت مشکل شد،
بگذار به حساب اینکه به حکمت های آن نادانی!
چون تو در اول آفرینش نادان بودی و بعد دانایت کرد!
زیاد پیش آمده که چیزهایی را نمی دانی، اموری فکرت را سرگردان می کنند
و بصیرتت راهی برای فهم آنها نمی یابد، اما بعدها درکشان می کنی.

پس به آن که تو را آفریده، روزی داده و خلقتی متعادل بخشیده پناه ببر!


فرزندم!

اگر خدایت شریکی داشت، رسولان آن شریک سراغت می آمدند،
آثار پادشاهی او را می دیدی، از کارها و اوصافش باخبر می شدی.
ولی او خدای یگانه ای است! همان جور که خودش، خودش را وصف می کند!
کسی با حکومتش در تضاد نیست!
بوده و نابود نمی شود! پیش از همه چیز است و آغاز و ابتدایی ندارد!
بعد از همه چیز است و آخر و انتهایی ندارد!
بزرگتر از آن که دلی یا دیده ای تمام ربوبیت او را دریابد!



حالا که این حقیقت را دریافتی،

رفتارت رفتار کسی باشد که شانی حقیر دارد!
قدرتی ناچیز، ضعفی زیاد و حجم بزرگی نیاز!
نیاز به توفیق فرمان بری، هراس از انتقام و ترس از خشم او!
چون که بی تردید، او جز به زیبایی ها، فرمان نداده!
و جز از زشتی ها دورتان نکرده!



پسرم!

مردمی که دنیا را آزموده و شناخته اند،
مثل مسافرانی اند که از منزلگاهی بی آب و گیاه، عزم جایی را کرده اند، وسیع و آباد.

آنان رنج راه و دوری دوست،

سختی سفر و غذای ناگوار،

همه را تاب می آورند!

تا به خانه ی وسیع و منزلگاه امن و آرامشان برسند.

از این سختی ها دردی احساس نمی کنند!

هزینه های سفر را ضرر حساب نمی کنند،

و دوست داشتنی تر از آنچه به منزل و محله ی موعود نزدیکشان می کند، چیزی نیست!


و مردمی که دنیا فریبشان داده،

مثل مسافرانی اند که از جایی وسیع و آباد، می روند به منزلگاهی بی آب و گیاه!
ناخوشایندتر و دشوارتر از این کوچ، از این رفتن به جانب ناآباد، چیزی نیست!


پسرم!

تو را از دنیا و حالتش، نیست شدن و دست به دست شدنش، خبر کردم!
از آخرت هم خبرت کردم. از آنچه که آنجا برای اهلش آماده کرده اند.
برای هر دو جهان هم مثال هایی زدم،

تا عبرت بگیری و قدم هایت را با توجه به آن برداری.


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، أین المنتظر ، حوریه سادات ، عبدالرحیم ، 135 ، Farzaneh ، سیمرغ ، عبدالرحمن ، محمدهادی ، SAViOR ، mkashipazha
۱۵:۳۱, ۲۶/تیر/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


پیش از فرود، جای فرودت را هموار کن...



پسرم!

در رابطه با دیگران، دل خودت را میزان قرار بده!
هرچه برای خودت می خواهی، برای آنها هم بخواه!
هرچه برای خودت نمی خواهی، برای آنها هم نخواه!



همان جور که خوش نداری به تو ظلمی شود، ظلمی نکن!

همان جور که دوست داری به تو خوبی کنند، خوبی کن!
هرچه فکر می کنی اگر مردم بکنند بد است، برای خودت هم بد حساب کن!
هرچه نمی دانی نگو، حتی اگر آنچه می دانی کم است!
هرچه نمی خواهی درباره ات بگویند، درباره ی کسی نگو!


پسرم بدان!

ازخود راضی بودن، خلاف درستی و آفت اندیشه هاست!
پس به اینکه هستی راضی نباش و تمام سعی ات را بکن...!
به مقصد هم که رسیدی، بیشتر از همیشه، در برابر پوردگارت خاشع باش!


پسرم بدان!

راهی طولانی و دشوار پیش رو داری،
و قطعا به توشه ی کافی نیاز داری، به سبک باری!
و به اینکه قدم هایت درست و در مسیر باشند!
بیش از طاقتت بار برندار،
که مبادا در راه، سنگینی بار، دست و پا گیرت شود.



اگر بین نیازمندان، کسی را یافتی که توشه ات را برایت به قیامت ببرد،

و توشه را، فردای محشر، در لحظه ی احتیاج به تو برگرداند،
وجودش را غنیمت بشمار و انفاق کن، انفاق!
تا می توانی بار و کوله اش را سنگین کن!
شاید بعدها کسی را با این مشخصات پیدا نکنی.
هرکس روز دارایی ات از تو وام می خواهد، وجودش را غنیمت بشمار،
تا در آن روز تنگدستی، روز گرفتاری، وام را به تو پس دهد. (*)


پسرم بدان!

گردنه و گذرگاهی دشوار پیش رو داری،
که حال و روز سبکباران، وقت عبور از آن، بهتر از اوضاع مردم سنگین بار است.
هرکه کند و آهسته عبور کند، از آنکه شتابان رد شود، حال بدتری دارد!
بعد از این گذرگاه ناگزیری یا در بهشت فرود آیی یا در جهنم!



پس پیش از فرود قاصدی بفرست، تا برایت جایی آماده کند.

پیش از فرود، جای فرودت را هموار کن،


که بعد از مرگ، نه می توان خدا را راضی کرد و نه می توان به دنیا برگشت!


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


(*) الان که ماه رمضونه و این روزها هم روزهای طرح اکرام، بهترین فرصته که این بار رو بذاریم رو دوش یکی دیگه.



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حوریه سادات ، Farzaneh ، سیمرغ ، 135 ، عبدالرحمن ، عبدالرحیم ، محمدهادی ، mahdy30na ، SAViOR ، mkashipazha
۱۵:۱۴, ۲۷/تیر/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


به جایی دیگر باید رسید...


بدان فرزندم!

تو را برای آخرت آفریده اند، نه برای دنیا!
برای بقا، نه فنا!
برای مرگ، نه برای زندگی!
جایی فرود آمده ای که از آنجا باید رفت!
به جایی دیگر باید رسید!

تو در جاده آخرتی!
تو شکار فراری مرگی و فراری از مرگ، نجات نمی یابد!
مرگ شکار خودش را پیدا می کند،
و بی برو برگرد، آن را می گیرد.



بترس از اینکه مرگ، موقعی سراغت بیاید که داری گناه می کنی،

و به خودت هم می گویی که از این گناه توبه می کنم.
بترس از اینکه مرگ، بین تو و توبه موعودت، فاصله بیندازد که،
اگر اینطور شود، خودت را تباه کرده ای!!!


فرزندم!

زیاد یاد مرگ کن!
یاد جایی که ناگهان در آن فرود می افتی،
و بعد مردن به آن می رسی.
تا وقتی سراغت آمد، آماده باشی، کمر بسته و مهیا!
نکند ناگهانی غافلگیرت کند و مغلوب شوی!!!
نکند رنگ و لعاب مردمی که خیال برشان داشته که در دنیا می مانند،
مردمی که مثل سگ، دنیا را از هم می دزدند، تو را گول بزند!
خدا که از احوال این روزگار پست تو را خبر کرده،
خود دنیا هم خودش را به تو معرفی کرده،
و زشتی هایش را نشانت داده.



مردمی که پی دنیایند، سگ های و درندگان شکاری اند!

به هم چنگ و دندان نشان می دهند!
زورمندهاشان، بی زورها را می خورند،
و بزرگ هاشان، کوچک ترها را تحت سلطه می گیرند!
بعضی هاشان چهارپای رام و زانوبند دارند،
بعضی ها رها شده و زانوبندهاشان را گم کرده اند،
و به تاخت، سمت بیراهه می روند!
آنان در شنزاری بی گیاه، علف رنج و آفت می چرند!
بی چوپانی که مواظبشان باشد،
و بی گله بانی که آنها را در مرتعی سالم بچراند!
دنیا آنها را برد به راهی تاریک،
چشم هایشان را هم گرفت، تا علائم و نشانه های راه روشن را نبینند!


آنان در سرگردانی های دنیا گم شدند!

در نعمت هایشان فرو رفتند،
و دنیا شد خدایشان!
بعد دنیا با آنها بازی کرد،
و آنها هم با دنیا بازی کردند!
و هرچه فراسوی آن بود، از یاد بردند.



اگر صبر کنی تاریکی کنار می رود.
کجاوه های سفر، رسیده و آماده ایستاده اند.


هرکه تند و سریع رود، به کاروان می رسد!




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، یاســین ، عبدالرحیم ، ساجد ، محمدهادی ، mahdy30na ، SAViOR ، mkashipazha
۱۶:۰۳, ۲۸/تیر/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


کرامت روحت را معامله نکن!!


پسرم بدان!

آدمی که بر مرکب زمان سوار است،
حتی وقتی خودش خیال می کند ایستاده است، مرکب زمان دارد او را پیش می برد،
و همان وقتی که خیال می کند جایی ساکن شده،
و استراحت می کند، دارد رو به پایان جلو می رود.
پس مطمئن باش که به آرزویت نمی رسی و بیش از اندازه مقرر، عمر نمی کنی.
که تو در همان جاده ای هستی که آدم های پیش از تو رفته اند.



پس در جست و جوی مال و منال دنیا، آرام و بی حرص باش،

و وقت خرج کردنش هم سنجیده و زیبا عمل کن.
خیلی پیش آمده که افزون طلبی ها، همه مال را بر باد داده است.
اینطور نیست که هرکه بیفتد پی مال و منال، به آن برسد!
یا هرکس خیلی پی آن نباشد، محروم بماند.
روحت را بالاتر از این بدان که آلوده پستی و فرومایگی شود.
حتی اگر از این مسیر، به آرزوهایت برسی،
کرامت روحت را معامله نکن!

هیچ کالایی هم قیمت با آنچه از روح و وجود تو کم می شود، نیست.



بنده کس دیگری نباش که خدا تو را آزاد آفریده است.

نکند مرکب های طمع، تند و شتابان، تو را تا چشمه های هلاکت ببرند!
اگر می توانی، نگذار یکی که نعمتی در اختیار دارد، بین تو و خدا قرار گیرد.
[نعمت را بجای اینکه از او بخواهی، مستقیم از خود خدا بخواه.]
به هرحال همان قسمت و سهم مقررت را می گیری.
ولی کم و اندکی که خود خدای پاک به آدم بدهد،
بزرگتر و با ارزش تر از زیاد و بسیاری است که آفریدگانش بدهند!
با اینکه همه و هر نعمتی از اوست!



جبران ضرری که از سکوت به تو می رسد، آسانتر از جبران حرف ای نابجاست.

بندهای ظرف را اگر خوب و محکم ببندی، هرچه در ظرف است سالم می ماند.
من بیشتر دوست دارم که هرچه داری، درست نگه داری،
تا اینکه بیفتی پی آن چه دیگران دارند.
تلخی یأس بهتر از خواستن از مردم است!


کار کم درآمد با پاکدامنی، بهتر از توانگری با گناه است.

آدم راز خودش را بهتر از هرکس دیگری نگه می دارد.
خیلی ها در راهی سعی می کنند که به ضرر خودشان تمام می شود.
پرحرف هرزه گو می شود،

و آنکه می اندیشد، بینایی می یابد!



یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، mahdy30na ، عبدالرحیم ، یاســین ، SAViOR ، mkashipazha
۱۵:۵۲, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


به سمت فرصت ها بشتاب...


فرزندم!

دور و بر خوبان بگرد تا از آنان شوی و از اهل شر فاصله بگیر، تا از آنان جدا باشی!
مال حرام بدلقمه ای است و زشت ترین ظلم، ظلم به ناتوان است.
خیلی داروها خودشان دردند و خیلی دردها، دارو و مداوایند!



خیلی وقت ها، یکی که انتظار نداری ناصح و خیرخواه باشد، نصیحت خوبی می کند.

ولی یکی که ناصح حسابش می کنی، خیانت می کند.
نکند به آرزوها تکیه کنی که آرزو، سرمایه ی آدم های احمق است.
عقل، حفظ و به خاطر سپردن تجربه هاست،
و بهترین آنها تجربه ای است که تو را پندی می دهد.



به سمت فرصت ها بشتاب قبل از اینکه از دستت روند و به اندوه مبدل شوند.

این که توشه ات را ضایع و آخرتت را خراب کنی، یک جور تبهکاری است.
خیلی دارایی های کم هستند که از دارایی بسیار هم برکت بیشتری دارند.
یار و یاور پست و دوست متهم، فایده ای به حال آدم ندارند.
تا روزگار در برابرت رام است و از آن بهره می بری، آسان بگیر.
و به امید چیزهای بیشتر خطر نکن.




با دوست، خودت را وادار که اینگونه باشی :

از تو برید : وصل باش.
با تو بخیل بود : بخشش کن.
از تو دور شد : نزدیک برو.
با تو تندی کرد : نرم باش.
بدی کرد : عذرش را بپذیر.
نکند این نرمی و وصل را در حق آن که شایسته نیست،
یا جایی غیر جای خودش، انجام دهی.



با دشمن دوستت، دوست نشو، دوست نشو که این، دشمنی در حق دوست است.

دوست در هر موردی که با تو مشورت می کند،
خوب یا بد، صادقانه خیر او را بخواه.
با آن کس که با تو تندی می کند، نرمی کن که خیلی زود، با تو نرم خواهد شد.
نسبت به دشمن با گذشت و فضیلت رفتار کن،
که این از هر دو نوع پیروزی شیرین تر است.




اگر از دوستت جدا می شوی رشته ای از دوستی را بگذار بماند،

تا اگر روزی خواست، با همان رشته، به دوستی برگردد.
اگر کسی به تو خوشبین است، تو کاری کن تا واقعا خیالش درست از کار درآید.




حق دوستت را روی حساب رفاقتی که بینتان است، ضایع نکن.

کسی که حقش را ضایع می کنی، دیگر دوستت حساب نمی شود.

نباید به فامیل و خانواده ات کمتر از آدم های دیگر توجه کنی.

به کسی علاقه مند نشو که هیچ از تو خوشش نمی آید.



جوری نباشد دوستت در بدی کردن، تواناتر از تو در خوبی کردن باشد!

چون او دارد به سود تو و به ضرر خودش کار می کند،

پاداش یکی که تو را خوشحال کرده، بدی کردن نیست!!!!


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، عبدالرحیم ، یاســین ، SAViOR ، mkashipazha
۱۵:۲۰, ۳۰/تیر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۳ ۱۵:۲۲ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #9
آواتار
[تصویر: besmellah2.jpg]


دین و دنیایت را به خدا می سپارم...


فرزندم!

بدان که دو جور رزق و روزی داریم :
یکی آنکه تو دنبالش می روی و یکی آن که می آید دنبالت،
می آید سراغت حتی اگر پی اش نباشی.
چه زشت است روز نیازمندی خود را کوچک و پست کردن،
و روز بی نیازی، ظلم و ستم کردن!
آن چیزی از دنیا واقعا مال توست که با آن،
جایگاه ابدی ات را آباد کرده باشی.
اگر برای آنچه از دستت رفته، ناله می کنی،
پس برای هرچه به دستت نرسیده هم ناله بزن.



خردمند از تعلیم پند می گیرد،

و چهارپایانند که جز با ضرب تازیانه، ادب نمی شوند.
هرکه اعتدال را کنار بگذارد منحرف می شود.
هوا و هوس شریک کوردلی اند.


خیلی وقت ها بیگانه ای از فامیل به آدم نزدیکتر است،

و خویشاوندی، از بیگانه ها هم دورتر!
غریب آن کسی است که دوستی ندارد!
کسی که به تو توجهی ندارد و به کمکت نمی آید، دشمن توست.
کسی که به قدر و ارزش خود اکتفا کند، ارزش و مقامش باقی می ماند.
بریدن از نادان مثل پیوستن به داناست.


گاهی که هوس «بیشتر داشتن»، هلاکت می آورد،
ناامیدی و به آرزو نرسیدن، از داشتن و به دست آوردن بهتر است.
خیلی وقت ها آدم بینا راه را اشتباه می رود و نابینایی به رشد و مقصد می رسد.



آدمی که به روزگار اعتماد کند، روزگار به او خیانت می کند.

روزگار پیش چشم هرکه عزیز و بزرگ شود،
همان روزگار او را کوچک و خوار می کند.
درباره ی همسفر، پیش از سفر و درباره ی همسایه،
پیش از خرید خانه پرس و جو کن.
خویشانت را احترام کن که پر و بال تو، هنگام اوجند،
و ریشه های تواند که روزی به آن بر می گردی و
هنگام رویارویی، دست توانای تواند.



دین و دنیایت را به خدا می سپارم


و نیکوترین سرنوشت را برای امروز و فردایت و دنیا و آخرتت، از او می خواهم.


« والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته »


یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، SAViOR ، mkashipazha ، mahdy30na
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آئین حکومت از دیدگاه امام علی(علیه السلام) - بررسی نامه 53 نهج البلاغه فرید 5 2,466 ۱۴/بهمن/۹۱ ۱۳:۲۴
آخرین ارسال: فرید

پرش در بین بخشها:


بالا