|
در مورد فراماسون ها بیشتر بدانیم.
|
|
۱۶:۳۶, ۲۶/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۳ ۱۶:۳۹ توسط دلداده.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
درود بر تمامی دوستان عزیز
یه سوال اساسی که چند سالی ذهنمو درگیرش کرده اینه که چرا واقعا چرا اینقدر مطمعن هستیم راجع به حرفها ، نظرات و شنیده هایمان ؟ چرا اینقدر حق به جانب هستیم ؟ و چطور به این صد در صدی رسیده ایم در ابراز عقایدمان ؟ سوالم بیشتر در رابطه با عزیزانی هست که فراماسون ها را با شیطان پرستی البته بهتر بهتر بنویسم نفس پرستی یکی میدانند؟ و چنین میپندارند که تمامی هر آنچه راجع به ماسون ها میدانند حقیقت محض است و بس ؟ و جای هیچ شکی درش نیست . چرا ؟ مگر واقعا خود صاحب تجربه بوده ایم ؟ مگر تا به حال با یک ماسون بوده ایم ؟ که آنان را نیز بشناسیم؟ مگر خودمان دست به تحقیق و تفحص زده ایم ؟ پس چرا اینقدر مطمعن ؟ قصد رد سخنان آقای رائفی پور را ندارم اما مدارک و تحقیقاتی دارم که حداقل مطمعنم ماسون ها شیطان پرست نیستند ؟ شاید جمعی از اعضایشان شیطان پرست باشند اما این نکته صادق نیست که قیاس به کل کنیم . چرا که در بین آنان از هر دین و نژاد و عقیده ای هستند . یکتا پرست هم دارند. کاش این همه که سخنان دوستان هم رای تان را در این ضمینه شنیده اید ، یک بار هم سخنان مغایر با باورهایتان را میشنیدید . نیتم نه تبلیغ فراماسونیست ، بلکه صرفا میخواهم موج زنم بر ساحل اندیشه . تا قدری بی تعصب بی اندیشیم . چرا که زجر میکشم وقتی میبینم یک غیر ایرانی به خاطر نا آگاهی، ایرانیان را مسخره میکند . بخاطر همین پیشنهاد میکنم حتما کتاب (The Lost Symbol) نماد گمشده اثر آقای دن براون به ترجمه ی آقای محمد عباس آبادی را حتما بخوانید . و خودتان قضاوت کنید . و چون این کتاب بصورت رمان نوشته شده خیلی شیرین و جذاب هم هست. و در آخر ذکر این نکته را لازم میبینم که : نباید به خاطر بی خبری فقط به ظاهر اکتفا کنیم ، باید قبول کنیم که مسائلی فراتر از واقعیت ها و باور های ما وجود دارد . باشد که مورد رشد و تعالیمان شود. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۰۴, ۲۹/تیر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
جناب دلداده سلام
متشکر از حسن توجه شما شما فرمودید: نقل قول:و نکته ی مهم تر این که چرا اینقدر بد بین هستیم ؟ نسبت به سایر انسان ها و کشورها ؟ و چرا فکر میکنیم هر محصولی که از طرف مخالف ما تولید میشود ذاتا بد است و بد ؟ و هیچ نکته ی خوبی حتی شده به اندازه ی سر سوزنی در آنان و آثارشان یافت نمیشود ؟ مگر نه اینکه پیامبر ما فرموده اند : علم را فراگیرید هر چند در چین باشد . آیا این سخن خود نشان از این نمیدهد که انسان پیروز و سعادتمند کسی ایست که سخن دیگران را بشنود و از بین آنان نکتات خوب و مفید را بگیرد ؟کجا بد بین هستیم؟؟؟؟ اینکه بین علم و شبه علم تفاوت قائل شویم می شود بد بینی؟؟ اولا چه کسی گفته که کلا غرب مخالف ما هست؟؟؟ما منظورمان از دشمنی غربی ها سردمداران نظام استکباری و ایادی آن هاست. شما خیلی راحت با یک سری تحقیقات کوتاه متوجه این مطلب خواهید شد که همین الان در خود غرب گروه های بسیار زیادی از اساتید و نخبگان دانشگاهی غربی در حال مبارزه واقعی با مسئله ای به نام شبه علم هستند. دوما مگر نه اینکه همین اسلام که ما را دعوت به فراگیری دانش از هر جایی شده یک سری اصول به ما داده تا با آن ها به بررسی گفته های دیگران بپردازیم و در صورت مغایرت آن ها را رد کنیم؟؟؟؟ در مورد نقد ها هم بنده گفتم هم نقد محتوایی را دیدم و خواندم و هم نقد فنی که توسط اساتید دانشگاهی و سینمایی این زمینه انجام می شود. شما ببینید آنچه که امروزه در سینمای غرب به خصوص هالیوود اتفاق می افتد یک اقدام هماهنگ و برنامه ریزی شده در جهت القای تفکرات خود به دنیا هستند. در این که شکی ندارید؟؟؟؟؟؟؟؟ |
|||
|
|
۲۳:۳۹, ۳۰/تیر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۰/تیر/۹۳ ۲۳:۴۷ توسط دلداده.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۷/تیر/۹۳ ۱۷:۴۲)S.A.M نوشته است: چهارم: اولا بحث درباره ی موجودات زنده در سایر کرات به فرصت و البته تاپیک دیگری نیاز دارد که در صورت تمایل شما و دوستان ان شاءالله به زودی بنده حاضر هستم همچین تاپیکی رو ایجاد کنیم. دوما در اسلام هم نفی وجود موجودات دیگری به جز انسان ها و موجودات زمینی نشده است. مهم این است آنچه که امروز در رسانه ها و فیلم ها و داستان ها و ... نظام رسانه ای غرب بیان می شود در واقع یک مشت دروغ است که با اندکی چاشنی اطلاعات درست مخلوط کرده اند و آن را به عنوان علم معرفی میکنند که در واقع چیزی جز شبه علم (Pseudoscience) نیست. و صد البته که از ذکر این مسائل به دنبال مقاصد خاصی هم هستند که نمود آن را می توان در آین رائیلیسم مشاهده کرد. به هر حال در صورت امکان ان شاءالله باید بحث مفصلی در همین تالار انجام شود. درود بر همه ی شما دوستان عزیز مخصوصا جناب S.A.M ابتدا عذر میخواهم که دیر جوابتان را مینویسم. و اما اندر احوالات این نگاشت باید بنویسم که : نکته ی اول : عزیز برارد در قسمت قرمز رنگ که سخن شماست ، شما با آن لحن تند نوشته اید که آنچه امروز در رسانه ها و فیلم ها و داستان ها و نظام رسانه ای غرب بیان میشود ، مشتی دروغ است ! حتی ننوشته اید که شاید قسمتی یا چند مورد از اثارشان اشتباه باشد . قیاس به کل کرده اید که ، درست نیست یک جوینده و مرد علمی حرف مطلق بزند! نکته ی دوم : بله درست است قضیه ی شبه علم و مبارزه با ان بکنار. اما دقت کنید ، آیا شما یک فیلم را شبه علم میدانید؟ این سخن شما را کاملا قبول دارم که تولید کنندگان ان اثار در پی تعریف و تبلیغ باورهایشان هستند. ولی دوست عزیز شبه علم یا دانشنما به آزمایشها، نظریهها، و یا باورهایی گفته میشود که ادعای علم بودن دارند ولی با روشهای علمی به اثبات نرسیدهاند؛ از این جملهاند: ظهور بشقاب پرندهها، طالع بینی، کفبینی، فال قهوه، ستارهبینی، انرژیدرمانی و جز اینها. اولا اینکه با توجه به تعریف شبه علم باید خیلی از نظریه های قابل تامل و مهم که در این برهه از تاریخ نمیتوان واقعی و قطعی بودن انان را ثابت کرد را کنار گذاشت ، از جمله نظریه های خیلی از مذاهب و ادیان . حتی دین خودمان، چرا که مثلا نظریه ی دین اسلام راجع به شب اول قبر و سوال حضرات نکیر و منکر را تا زمانی که یک فرد جسم فیزیکیش نمرده و در قبر قرار نگرفته ، چطور میتواند این را ثابت کند که بله اینها واقعا درست هستند ؟؟؟ !!! . در حالی که خیلی از کشفیات و اختراعات بزرگ تاریخ ابتدا نظریه ای خام بیش نبوده !. یا به عبارتی دیگر : اجسام تبدیل به اشیا میشوند . و اما راجع به شبه علم بودن و نبودن این اثار باید بنویسم که تمامی فیلم ها و اثار مربوط به انسان های فضایی و زندگی در کرات دیگر از جمله داستان ها و غیره، از زمان ترجمه ی الواح سومری به بعد بود که اتفاق افتاد و اینها تماما زمانی به اوج خود رسیدند که مرحوم زکریا سچین ترجمه ی ناقص و گاها اشتباه ترجمه های قبل را اصلاح کرد . و یکی از بزرگ ترینشان شاهکاری به اسم کتاب " کتاب گمشده ی انکی " در آمد . که در ان کتاب که بر میگردد به 3600 سال قبل از اولین گریه های مسیح، از رخ داد های مربوط به 480000 سال پیش خبر میدهد . خیلی جالبه وقتی که ما با این همه ابزار و تکنولوژی که داریم تا ده سال پیش میپنداشتیم که منظومه ی شمسی دارای 9 سیاره هست . اما در الواح سومری یافت شده ، سومریان به خوبی ترسیم کرده اند منظومه ی شمسی را با یک خورشید در وسط و ده سیاره در اطرافش . که به سیاره ی دهم نیز تاکید بسیار شده ! و این در حالیست که علم ما و دانشمندان زحمت کش کل کریه زمین ، ده سال پیش متوجه شدند که بله منظومه ی ما دارای ده سیاره است . چطور است که سومریان 5614 سال پیش در ان سطح از اگاهی بودند . و یا مهمتر از همه اینکه در این کتاب راجع به رخدادی مربوط به نیم میلیون سال پیش سخن رفته که مربوط میشود به چگونگی ساخت مجسمه ای در سیاره ی مریخ که چرا و به دست چه کسی و برای چه کسی این مجسمه ی عظیم بر روی سطح سیاره ی مریخ درست شده ! و باز این در حالیست که در حدود چهار سال پیش فضاپیماهای ناسا از سطح مریخ عکس گرفته بودن که نشان از یک مجسه میداد ، که به اشتباه در جهان به اسم ابوالهول مریخ نام دادند . حال آنکه در کتاب کتاب گمشده ی انکی نام شخصی که مجسمه به آن تعلق دارد را نیز نوشته است. و جالب تر از همه اینکه حتی اخبار شبکه های ملی ما نیز ان را نشان دادند. بله عزیز برادر تمامی اینها صرفا نظریه های خام و پوچی نیست که ارزش تفکر نداشته باشد .حال انکه میشود به جرعت نوشت که تمامی گفته های ان کتاب قابل اثبات هستند. و فیلم های که نوشته ام نیز از متن همین کتاب و امثال اینها ساخته شده اند . و تمامی اینها و فیلم ها را زمانی فریم به فریم، واقعیت ها و نکته های قابل تاملش را در خواهید یافت ، که کتاب کتاب گمشده ی انکی به ترجمه ی خوب جناب مهر را بخوانید . البته امیدوارم که قبل از خواندن ان کتاب نروید به دنبال نقد آن بلکه ابتدا کتاب را به دقت و مهم تر از ان بی تعصب بخوانید و سپس اگر خواستید نقد آن را بخوانید . ودر آخر ذکر یک نکته ی خیلی خیلی خیلی مهم که داشت یادم میرفت اینکه : عزیز برادر شما نوشته اید که دشمنی ما با آنان ، با سران انان است . خیلی خوب ، اگر واقعا چنین است که میفرمائید ، پس شعارهای مثل مرگ بر امریکا چیست ؟؟ یا بد تر از ان سوزاندن و لح کردن پرچم و نماد یک کشور چیست ؟؟ ایا شما و کسانی که چنین میکنید تنها پرچم و اعتقادات سران ظالم یک کشور را میسوزانید یا تمامی امریکایی ها را ؟؟ ایا این توهین تنها به ظالمان است یا همه ی مردم آمریکا ؟؟ به شعورشان به مردمشان به تاریخشان به بزرگانشان به علمشان ؟؟ مثلا دانشمندی که تمامی عمرش را صرف تلاش برای یافتن درمان یک بیماری میکند یا یک وسیله ی خوب اختراع میکند را بیایم ، چون سیاستمدارانشان اشتباهی کرده اند ، تر و با خشک بسوزانیم و بدان نیز توهین کنیم ! آیا ما که شعار انسان دوستیمان و صلح و برادری و برابریمان گوش فلک را کر کرده (البته اگر دقت کنید نوشته ام شعار) ، درست است که بیایم و قیاس به کل کنیم ؟!!! و بگوییم مرگ بر امریکا ؟!!! در حالی که خیلی وقتها خود امریکایی ها نیز بخاطر رفتار اشتباه سیاستمدارانشان تظاهرات میکنند و اعلام میکنند که ما خواستار جنگ نیستیم . و یا اینکه انان با اینکه مردم ما چنین توهین هایی به امریکایی ها میکنند باز هم علمشان را به تمام دنیا ارائه میدهند . آیا اگر ما جای آنان بودیم راضی مشدیم وقتی که کسی پرچم ما را میسوزاند بیایم و علممان را در اختیارشان قرار دهیم ؟ یا عم پزشکی و غیره . فکر نمیکنم که اگر ما جای انان این علم را داشتیم به انان میدادیم . معذرت میخواهم که مطالبم کمی زیاد شد و دوستان عزیز بدانید و اگاه باشید که بنده هیچ دشمنی با شما ندارم و سخنانم تنها بخاطر عشق است و بس باشد که مورد رشد و تعالیمان شود |
|||
|
|
۳:۰۴, ۳۱/تیر/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام
باز هم از حوصله و وقتی که می ذارید تشکر می کنم اول از آخر شروع میکنم: نقل قول:دوستان عزیز بدانید و اگاه باشید که بنده هیچ دشمنی با شما ندارم و سخنانم تنها بخاطر عشق است و بساولا بنده هیچگاه همچین فکری را نداشته و ندارم و به تمامی دوستان که با منطق و فکر و استدلال با بنده حقیر صحبت می کنند (حتی مخالف جدی نظرهای من!!!!) احترام ویژه ای می گذارم و به خصوص به دوستانی که در این تالار هستند به خاطر نام بسیار زیبا و با مسمی آن. حال اینکه در اکثر صحبت های رد و بدل شده بین من و شما بسیاری از مطالب همدیگر را تصدیق کرده ایم. نکته بعد در مورد شبه علم این است که بنده این صحبت ها را از روی استدلال و از مطالعاتی که به لطف خداوند توفیق شد درباره فلسفه علم داشتم عرض می نمایم. اساسا ما آنچه از دانایی و علم داریم یک تصویر ذهنی است. یعنی در تعریف آگاهی و ادراک می گویند که آن چیزی است که ما به واسطه تصاویر آن ها در ذهن احساس می کنیم باری به ما اضافه شده است. و این تصاویر در اذهان یا حقیقی هستند و یا انتزاعی. در تعریف علم اندیشمندان تعاریف بسیاری را عنوان کرده اند: علم در معنای اصطلاحی روشی است نظام مند درباره نگرش انسان به طبیعت که با روش های معین به دست می آید و هدف آن رابطه برقرار کردن بین پدیدارهاست. در تبیین این تعریف می توان این مثال را زد که از همان اول بشر به دنبال روابط علت و معلولی بوده است و در این زمینه در ابتدا شروع می کند به دادن نظریه. اما اتفاقی که در همان ایام می افتاد این بود که این نظریات در حد همان نظریه می ماند و هیچگونه تلاشی برای اثبات آن نمی شد. مثلا صدای رعد و برق را می شنیدند و سپس فکر می کردند این بر اثر خشم رب النوع هاست. ویا اینکه سرخپوستان باستان قحطی و فقر را ناشی قهر ارواح می دانستند. این نوع نگاه بعد ها در تمدن یونانی نظام مند تر شد اما باز هم ابزار مطالعه و کسب علم عبارت بود از دیدن و تفکر و نه هیچگونه آزمایش و نقد. این نگاه وقتی وارد اسلام شد دچار تغییراتی شد و مسلمین به خصوص جناب ابوعلی سینا در بحث شناخت علم که امروز بحث می شود روش هایی را به صورت نظام مند آفریدند به خصوص در زمینه منطق و در کتاب شفای خود. دانشمندان مسلمان هم همت خود را بر انجام آزمایش ها گذاشتند. و در نهایت در قرن 17 و 18 میلادی نهایتا این روند اصلاحی به نتیجه رسید و در تعریف ابزار کسب علم آزمایش کردن وارد شد. امروزه هم ماهیت علم را به 5 دسته تقسیم می کنند که به دلیل جلوگیری از طولانی شدن مطلب تنها به ذکر لیست وار آن ها بسنده می کنم: 1.علم به مثابه کار دانشمند 2. // // // // تکنولوژی 3.// // // // خیر و نیکی 4. // // // // نهاد 5. // // // // کار آزمایشگاهی با توجه به اینها همانطور که خود شما در ارتباط با شبه علم مثال زدید مسائلی از قبیل بشقاب پرنده و آتلانتیس و بسیاری دیگر از موارد جالبی که امروزه عنوان می شوند با تعریف علم سازگار نیستند و در زمینه شبه علم قرار می گیرند. توجه کنید که گفتیم شبه علم نگفتیم دروغ محض علت این است که در بسیاری از این دست نظریه ها خلط مبحث صورت می گیرد و با درآمیختن برخی اسناد و برخی حقایق علمی و یک سری توضیحات بی مفهوم که آن ها را عجیب و... عنوان می کنند نظریه خود را به صورت یک مبحث علمی در می آورند. شما گفتید با این احتساب همه دانش ها در ابتدا نظریه بودند بحث همین جاست که چرا ما نظریه ای مثل نظریه ریسمان ها را در حوزه شبه علم قرار نمی دهیم ولی ارتباط انسان های باستان با بیگانگان زمینی (آنطور که امروزه بیان می شوند) را در حوزه شبه علم قرار می دهیم. به این دلیل که نظریه ریسمان ها در علم فیزیک با وجود اینکه با هیچ سندی برای آن در طبیعت نیافته ایم اما اساس تشکیل آن و اساس اثبات آن از علوم و احکام بالا دستی پیروی می کنند. این نظریه به شدت محاسبات دقیق ریاضیاتی دارد و با قوانین فیزیک کوانتوم (به عنوان دو حکم بالادستی مورد اثبات) سازگاری دارد و از دل همین دو حکم تولید شده. اما در موارد دیگری که ذکر شد بسیاری از این مطالب از هیچ حکم بالادستی مورد اثبات به وجود نیامده.( بنده نمی گم که لزوما تناقض دارند میگم از این ها به وجود نیامده اند و به واسطه آن ها اثبات نمی شوند) نقل قول:آیا شما یک فیلم را شبه علم میدانید؟بنده این فیلم ها را شبه علم نخواندم بلکه آنقدر می دانم که این فیلم ها در حوزه سینما تخیلی-علمی (سای - فای) هستند اما بنده گفتم که اساس مطالبی که برای ساخت این فیلم ها استفاده می شوند بر خلاف نامشان به هیچ وجه علمی نیستند بلکه کاملا یا دروغ اند یا شبه علم. اما نکته آخر: نقل قول:اولا اینکه با توجه به تعریف شبه علم باید خیلی از نظریه های قابل تامل و مهم که در این برهه از تاریخ نمیتوان واقعی و قطعی بودن انان را ثابت کرد را کنار گذاشت ، از جمله نظریه های خیلی از مذاهب و ادیان . حتی دین خودمان، چرا که مثلا نظریه ی دین اسلام راجع به شب اول قبر و سوال حضرات نکیر و منکر را تا زمانی که یک فرد جسم فیزیکیش نمرده و در قبر قرار نگرفته ، چطور میتواند این را ثابت کند که بله اینها واقعا درست هستند ؟؟؟ !!! . در مورد علوم که بالا توضیح دادم اما در مورد بحثی که درباره ادیان داشتید باید بدانیم که این مسائل نه در حوزه علم جای می گیرند و نه در حوزه شبه علم. با توجه به تعریف علم با برای شناخت باید یا تصویر انتزاعی داشته باشیم و یا حقیقی اما در مورد مسائلی که در مورد ادیان بیان کردید که گاها آن ها را متا فیزیک و یا فرا علم می نامند باید بدانیم که اینها از دایره شناخت ما بیرون اند یعنی اصلا ظرفی برای ریختن گوهر این علوم در آن نداریم که بخواهیم آن ها را توجیه کنیم. والسّلام |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| تبادل نظر در مورد نفوذ فراماسون ها در صنایع مختلف | سرباز منتظر | 2 | 1,708 |
۱۱/شهریور/۹۱ ۲۳:۱۵ آخرین ارسال: عدالت |
|







