کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصحاب رس چه كسانى هستند؟
۱۸:۴۳, ۲۶/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار





اصحاب رس چه كسانى هستند؟

دنباله تاريخ از حضرت امام رضا (عليه السلام) نقل شده كه: سه روز قبل از شهادت امير المومنين (عليه السلام) مردى از قبيله (بنو تميم) به نام (عمرو) خدمت آن حضرت آمد.

عرض كرد: يا امير المومنين خبر بده مرا از اصحاب رس كه چه كسانى بودند و در كدام سرزمين زندگى مىكردند و پادشاه آنها چه كسى بود؟

حضرت فرمود: اى برادر تميمى قصه ايشان را پرسيدى از من پيش از تو كسى آن را نپرسيده بود و بعد از من كسى از احوال آنها خبر نخواهد داد، مگر آنكه از من نقل كند، قصه ايشان آن است كه:

قومى بودهاند درخت صنوبرى كه آن را شاه درخت مىگفتند و مىپرستيدند و آن درخت را يافت كه پسر نوح است كاشته بوده در كنار چشمهاى كه آن را روشاب مىگفتهاند و آن چشمه بعد از طوفان براى حضرت نوح بيرون آمده بود به اين جهت اصحاب رس گفتند: اينها پيغمبر خودشان را زنده درگور نمودند، دوازده شهر داشتند در كنار نهرى در بلاد مشرق كه آن را رس مىناميدند و آنان به نام نهر اصحاب رس ناميدند و در آن زمان بزرگترين نهر بود در زمين و آبى شيرين و گوارايى داشته و شهرى بزرگتر و آبادتر و پر نعمتتر از شهرهاى ايشان نبود و اسامى شهرهاى آنها از اين قرار است: فروردين، ارديبهشت، خرداد، تير، مرداد، شهريور، مهر، آبان، آذر، دى، بهمن، اسفند.

بزرگترين شهر آنها اسفند كه پايتخت آنها بوده كه پادشاه ايشان در شهر مسكن داشته اسمش ابن عابور بوده است.

چشمه آب رس و درخت اصلى صنوبر در اين شهر بوده و در شهرهاى ديگر ساقه آن صنوبر را كاشته بودند و نهرى از چشمهاى كه در پاى صنوبر بزرگ جارى بود برده بودند.

آب چشمه و نهرهاى ديگر كه از چشمه بزرگ جارى نموده بودند بر خود و حيوانات حرام دانستند و از آن آب نمىآشاميدند، مىگفتند: اين آب سبب و مايه زندگى خدايان ما است و سزاوار نيست كسى كه سرمايه زندگى خدايان را ناقص نمايد و هر كس از آن آب مىنوشيد او را واجبالقتل دانسته و او را به قتل مىرسانيدند و چون آب از سرچشمه بزرگ مىگذشت و به نهرهاى كوچك كه مخصوص خوردن بود وارد مىشد مىخوردند و به حيوانات مىدادند و در هر ماهى از ماههاى سال در يك شهرى از آن شهرها يك عيد قرار داده بودند.

اهل آن شهر جمع مىشدند پيش درخت صنوبرى كه در آن شهر بود و بر روى درخت پردهاى از حرير مىكشيدند و انواع و اقسام صورتها و نقشها كشيده بودند و گوسفند و گاو مىآوردند براى آن درخت قربانى آتش مىزدند چون دود بلند مىشد از آن قربانيها همه براى آن درخت به سجده مىافتادند و گريه مىكردند و درخواست مىكردند كه از آن مرحوم خشنود گردد و از تقصيرات آنها درگذرد.

شيطان براى آنكه آنها را اغوا و گمراه كند و به خداشناسى پىنبرند مىآمد و شاخههاى درخت را حركت مىداد و ساق درخت مانند طفلى فرياد مىكرد اى بنده من از شما كاملا راضى شدم ديدگان شما روشن باشد آن مردم چون اين صدا را مىشنيدند سر از سجده بر مىداشتند و شراب مىنوشيدند و دست مىزندند و انواع سازهاى ديگر مىنواختند.

يك
شبانه روز در پاى آن درخت به لهو و لعب مشغول مىبودند به محلهاى خود باز مىگشتند به همين سبب عجم به عنوان ياد بود اين ايام و امكنه اسامى ماههاى خود را به آبان و آذر و غيره ناميدند.

به اعتبار نام آن شهرها و هر ماهى كه عيد شهرى بود مىگفتند اين شهر است مثلا روز اول آبان ماه عيد شهر آبان چون عيد شهر بزرگ ايشان مىشد كوچك و بزرگ زن و مرد ايشان از شهرهاى خود به آن شهر مىآمد و پيش درخت صنوبر بزرگ و چشمه اصلى حاضر مىشدند.

و چشمهاى كه از ابريشم و انواع صورتها بر آن نقش شده بود نزديك آن درخت مىزندند و از براى آن خيمه دوازده درگاه مقرر كرده بودند كه هر درگاهى مخصوص اهل يكى از شهرها بود و از خارج آن خيمه براى صنوبر سجده مىكردند و قربانيها براى آن درخت مىآوردند چندين برابر آنچه از براى درختان ديگر برده بودند قربانى مىنمودند شيطان مىآمد و آن درخت را حركت مىداد و از ميان آن درخت با صداى بلند با ايشان سخن مىگفت آنها را اميدوار مىساخت.

دوازده شبانه روز به همين رويه اشتغال داشتند چون كفر ايشان بسيار طول كشيد خداوند تبارك و تعالى پيغمبرى به نام حنظله بن صفوان را بسوى ايشان مبعوث فرمود و آنها را بخداوند تعالى دعوت نمود لكن آنها عمل نكردند پيغمبر در مناجات عرض كرد پروردگار اينها به درخت مىپرستند درختهاى آنها را خشك فرما نفرين به هدف اجابت رسيد.

چون صبح شد ديدند كه تمام درختان خشك شده آمدند پيغمبرشان را كشتند و گفتند: اين پيغمبر سبب شده خدايان ما به غضب آمده.

خداوند تبارك و تعالى هم آنروزى كه اينها مشغول لهو و لعب بودند بادى تند و سرخ رنگ بر ايشان ورزيدن گرفت و زمين در زير پاى آنها افروخته گرديد و ابرى سياه و تاريكى بر سر آنها آمد و آتش بر سر آنها باريد همه آنها را سوزانيد و همه را نابود كرد از آثار كفر آنها و ستم و ظلم كردن و كشتن حضرت حنظله بن صفوان كه پيغمبرشان بود موجب نفرين آن حضرت و نازل شدن عذاب دردناك قرار گرفتند اين اصحاب رس‏ (1)



1- علل الشرايع ص 105




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۵۱, ۲۶/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
در این روایت مطمئن هستین؟
حالا اگه مطمئن هستین من چند تا شک دارم.
اول اینکه امیر المومنین مردم پارس رو عجم و بی زبان خطاب نمی کرده.
دوم اینکه در زمان حضرت امیر و قبل از آن نام ماه های پارسی به شیوه ی زیر بود:
1- فروردین: فرورتین
2- اردیبهشت: اشاوهیشت
3- خرداد: خردات
4- تیر: تیشتر و تا سی سال پیش تیرداد بوده
5- مرداد: امرداد و تا سی سال پیش به مرداد تغییر نکرد.
6- شهریور:شتریور
7- مهر: میتر
8 - آبان: آب (فکر کنم)
9- آذر: آتر
10- دی: صفت اهورا مزدا یا «دا» که از گذشته اینجوری بوده. دا الآن صفت الله هم هست
11- بهمن:وهومن
12-اسفند:اسپندر
منو یکی روشن کنه. یعنی در هر دوره که این اسامی عوض می شده یکی می یومد روایت حصرت امیر رو ویرایش می کرد و ورژن جدید بیرون می داده؟
قبول دارم که برخی از ماه های ما مثل مهر و دی و تیر نام الهه ها است. اما این الهه های یک راسی بودن و بر پایه آئین زردشتی بودن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۲, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
روایت جای دیگری هم نقل شده؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۴, ۲۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مرداد/۹۳ ۰:۲۶ توسط rezamohammadi.)
شماره ارسال: #4

باب العلة التي من أجلها سمي أصحاب الرس‏ أَصْحابَ الرَّسِ‏ و العلة التي من أجلها سمت العجم شهورها بآبانماه و آذرماه و غيرها إلى آخرها
حَدَّثَنَا أَحْمَدُ بْنُ زِيَادِ بْنِ جَعْفَرٍ الْهَمَدَانِيُّ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنْ أَبِيهِ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو الصَّلْتِ عَبْدُ السَّلَامِ بْنُ صَالِحٍ الْهَرَوِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ مُوسَى الرِّضَا ع عَنْ أَبِيهِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِيهِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَنْ أَبِيهِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَنْ أَبِيهِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ ع قَالَ: أَتَى عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ قَبْلَ مَقْتَلِهِ بِثَلَاثَةِ أَيَّامٍ رَجُلٌ مِنْ أَشْرَافِ بَنِي تَمِيمٍ يُقَالُ لَهُ عَمْرٌو فَقَالَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ أَخْبِرْنِي عَنْ أَصْحَابِ الرَّسِّ فِي أَيِّ عَصْرٍ كَانُوا وَ أَيْنَ كَانَتْ مَنَازِلُهُمْ وَ مَنْ كَانَ مَلِكُهُمْ وَ هَلْ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ رَسُولًا أَمْ لَا وَ بِمَا ذَا أُهْلِكُوا فَإِنِّي لَا أَجِدُ فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ذِكْرَهُمْ وَ لَا أَجِدُ خَبَرَهُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِيٌّ ع لَقَدْ سَأَلْتَ مِنْ حَدِيثٍ مَا سَأَلَنِي عَنْهُ أَحَدٌ قَبْلَكَ وَ لَا يُحَدِّثُكَ بِهِ أَحَدٌ بَعْدِي وَ مَا فِي كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ آيَةٌ إِلَّا وَ أَنَا أَعْرِفُ تَفْسِيرَهَا وَ فِي أَيِّ مَكَانٍ نَزَلَتْ مِنْ سَهْلٍ أَوْ جَبَلٍ وَ فِي أَيِّ وَقْتٍ نَزَلَتْ مِنْ لَيْلٍ أَوْ نَهَارٍ وَ إِنَّ هَاهُنَا لَعِلْماً جَمّاً وَ أَشَارَ إِلَى صَدْرِهِ وَ لَكِنَّ طُلَّابَهُ يَسِيرَةٌ وَ عَنْ قَلِيلٍ يَنْدَمُونَ لَوْ قَدْ يَفْقِدُونِي وَ كَانَ مِنْ قِصَّتِهِمْ يَا أَخَا تَمِيمٍ أَنَّهُمْ كَانُوا قَوْماً يَعْبُدُونَ شَجَرَةَ صَنَوْبَرٍ يُقَالُ لَهَا شَاهْ‏دِرَخْتُ وَ كَانَ يَافِثُ بْنُ نُوحٍ غَرَسَهَا عَلَى شَفِيرِ عَيْنٍ يُقَالُ لَهَا رُوشَابُ كَانَتْ أُنْبِعَتْ لِنَوْحٍ ع بَعْدَ الطُّوفَانِ وَ إِنَّمَا
سُمُّوا أَصْحابَ الرَّسِ‏ لِأَنَّهُمْ رَسُّوا نَبِيَّهُمْ فِي الْأَرْضِ وَ ذَلِكَ بَعْدَ سُلَيْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ع وَ كَانَتْ لَهُمُ اثْنَتَا عَشْرَةَ قَرْيَةً عَلَى شَاطِئِ نَهَرٍ يُقَالُ لَهُ الرَّسُّ مِنْ بِلَادِ الْمَشْرِقِ وَ بِهِمْ سُمِّيَ ذَلِكَ النَّهَرُ وَ لَمْ يَكُنْ يَوْمَئِذٍ فِي الْأَرْضِ نَهَرٌ أَغْزَرُ وَ لَا أَعْذَبُ مِنْهُ وَ لَا أَقْوَى وَ لَا قُرًى أَكْثَرُ وَ لَا أَعْمَرُ مِنْهَا تُسَمَّى إِحْدَاهُنَّ آبَانَ وَ الثَّانِيَةُ آذَرَ وَ الثَّالِثَةُ دَيْ وَ الرَّابِعَةُ بَهْمَنَ وَ الْخَامِسَةُ إِسْفَنْدِيَارَ وَ السَّادِسَةُ پَرْوَرْدِينَ وَ السَّابِعَةُ أُرْدِي‏بِهِشْتَ وَ الثَّامِنَةَ أَرْدَادَ وَ التَّاسِعَةُ مُرْدَادَ وَ الْعَاشِرَةُ تِيرَ وَ الْحَادِيَةَ عَشْرَةَ مِهْرَ وَ الثَّانِيَةَ عَشْرَةَ شَهْرِيوَرَ وَ كَانَتْ أَعْظَمُ مَدَائِنِهِمْ إِسْفَنْدِيَارَ وَ هِيَ الَّتِي يَنْزِلُهَا مَلِكُهُمْ وَ كَانَ يُسَمَّى تركوذ بْنَ غابور بْنِ يارش بْنِ سازن بْنِ نُمْرُودَ بْنِ كَنْعَانَ فِرْعَوْنَ إِبْرَاهِيمَ ع وَ بِهَا الْعَيْنُ وَ الصَّنَوْبَرُ وَ قَدْ غَرَسُوا فِي كُلِّ قَرْيَةٍ مِنْهَا حَبَّةً مِنْ طَلْعِ تِلْكَ الصَّنَوْبَرَةِ فَنَبَتَتِ الْحَبَّةُ وَ صَارَتْ شَجَرَةً عَظِيمَةً وَ أَجْرَوْا إِلَيْهَا نَهَراً مِنَ الْعَيْنِ الَّتِي عِنْدَ الصَّنَوْبَرَةِ فَنَبَتَتِ الصَّنَوْبَرَةُ وَ صَارَتْ شَجَرَةً عَظِيمَةً وَ حَرَّمُوا مَاءَ الْعَيْنِ وَ الْأَنْهَارِ فَلَا يَشْرَبُونَ مِنْهَا وَ لَا أَنْعَامُهُمْ وَ مَنْ فَعَلَ ذَلِكَ قَتَلُوهُ وَ يَقُولُونَ هُوَ حَيَاةُ آلِهَتِنَا فَلَا يَنْبَغِي لِأَحَدٍ أَنْ يَنْقُصَ مِنْ حَيَاتِهَا وَ يَشْرَبُونَ هُمْ وَ أَنْعَامُهُمْ مِنْ نَهَرِ الرَّسِّ الَّذِي عَلَيْهِ قُرَاهُمْ وَ قَدْ جَعَلُوا فِي كُلِّ شَهْرٍ مِنَ السَّنَةِ فِي كُلِّ قَرْيَةٍ عِيداً يَجْتَمِعُ إِلَيْهِ أَهْلُهَا فَيَضْرِبُونَ عَلَى الشَّجَرَةِ الَّتِي بِهَا كِلَّةً مِنْ حَرِيرٍ فِيهَا مِنْ أَنْوَاعِ الصُّوَرِ ثُمَّ يَأْتُونَ بِشَاةٍ وَ بَقَرٍ فَيَذْبَحُونَهَا قُرْبَاناً لِلشَّجَرَةِ وَ يُشْعِلُونَ فِيهَا النِّيرَانَ بِالْحَطَبِ فَإِذَا سَطَعَ دُخَانُ تِلْكَ الذَّبَائِحِ وَ قُتَارُهَا فِي الْهَوَاءِ وَ حَالَ بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ النَّظَرِ إِلَى السَّمَاءِ خَرُّوا لِلشَّجَرَةِ سُجَّداً مِنْ دُونِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ يَبْكُونَ وَ يَتَضَرَّعُونَ إِلَيْهَا أَنْ تَرْضَى عَنْهُمْ فَكَانَ الشَّيْطَانُ يَجِي‏ءُ وَ يُحَرِّكُ أَغْصَانَهَا وَ يَصِيحُ مِنْ سَاقِهَا صِيَاحَ الصَّبِيِّ إِنِّي قَدْ رَضِيتُ عَنْكُمْ عِبَادِي فَطِيبُوا نَفْساً وَ قَرُّوا عَيْناً فَيَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ عِنْدَ ذَلِكَ وَ يَشْرَبُونَ الْخَمْرَ وَ يَضْرِبُونَ بِالْمَعَازِفِ وَ يَأْخُذُونَ الدَّسْتَبَنْذَ فَيَكُونُونَ عَلَى ذَلِكَ يَوْمَهُمْ وَ لَيْلَتَهُمْ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ وَ إِنَّمَا سَمَّتِ الْعَجَمُ شُهُورَهَا بِآبَانَمَاهَ وَ آذَرَمَاهَ وَ غَيْرِهَا اشْتِقَاقاً مِنْ أَسْمَاءِ تِلْكَ الْقُرَى لِقَوْلِ أَهْلِهَا
بَعْضِهِمْ لِبَعْضٍ هَذَا عِيدُ قَرْيَةِ كَذَا حَتَّى إِذَا كَانَ عِيدُ قَرْيَتِهِمُ الْعُظْمَى اجْتَمَعَ إِلَيْهَا صَغِيرُهُمْ وَ كَبِيرُهُمْ فَضَرَبُوا عِنْدَ الصَّنَوْبَرَةِ وَ الْعَيْنِ سُرَادِقاً مِنْ دِيبَاجٍ عَلَيْهِ أَنْوَاعُ الصُّوَرِ وَ جَعَلُوا لَهُ اثْنَيْ عَشَرَ بَاباً كُلُّ بَابٍ لِأَهْلِ قَرْيَةٍ مِنْهُمْ فَيَسْجُدُونَ لِلصَّنَوْبَرَةِ خَارِجاً مِنَ السُّرَادِقِ وَ يُقَرِّبُونَ لَهَا الذَّبَائِحَ أَصْنَافَ مَا قَرَّبُوا لِلشَّجَرَةِ الَّتِي فِي قُرَاهُمْ فَيَجِي‏ءُ إِبْلِيسُ عِنْدَ ذَلِكَ فَيُحَرِّكُ الصَّنَوْبَرَةَ تَحْرِيكاً شَدِيداً وَ يَتَكَلَّمُ مِنْ جَوْفِهَا كَلَاماً جَهْوَرِيّاً وَ يَعِدُهُمْ وَ يُمَنِّيهِمْ بِأَكْثَرَ مِمَّا وَعَدَتْهُمْ وَ مَنَّتْهُمُ الشَّيَاطِينُ فِي تِلْكَ الشَّجَرَاتِ الْأُخَرِ لِلْبَقَاءِ فَيَرْفَعُونَ رُءُوسَهُمْ مِنَ السُّجُودِ وَ بِهِمْ مِنَ الْفَرَحِ [وَ] النَّشَاطِ مَا لَا يُفِيقُونَ وَ لَا يَتَكَلَّمُونَ مِنَ الشُّرْبِ وَ الْعَزْفِ فَيَكُونُونَ عَلَى ذَلِكَ اثْنَيْ عَشَرَ يَوْماً وَ لَيَالِيَهَا بِعَدَدِ أَعْيَادِهِمْ سَائِرَ السَّنَةِ ثُمَّ يَنْصَرِفُونَ فَلَمَّا طَالَ كُفْرُهُمْ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ عِبَادَتُهُمْ غَيْرَهُ بَعَثَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَيْهِمْ نَبِيّاً مِنْ بَنِي إِسْرَائِيلَ مِنْ وُلْدِ يَهُودَا بْنِ يَعْقُوبَ فَلَبِثَ فِيهِمْ زَمَاناً طَوِيلًا يَدْعُوهُمْ إِلَى عِبَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ مَعْرِفَةِ رُبُوبِيَّتِهِ فَلَا يَتَّبِعُونَهُ فَلَمَّا رَأَى شِدَّةَ تَمَادِيهِمْ فِي الْغَيِّ بِهِ وَ الضَّلَالِ وَ تَرْكَهُمْ قَبُولَ مَا دَعَاهُمْ إِلَيْهِ مِنَ الرُّشْدِ وَ النَّجَاحِ وَ حَضَرَ عِيدُ قَرْيَتِهِمُ الْعُظْمَى قَالَ يَا رَبِّ إِنَّ عِبَادَكَ أَبَوْا إِلَّا تَكْذِيبِي وَ الْكُفْرَ بِكَ وَ غَدَوْا يَعْبُدُونَ شَجَرَةً لَا تَنْفَعُ وَ لَا تَضُرُّ فَأَيْبِسْ شَجَرَهُمْ أَجْمَعَ وَ أَرِهِمْ قُدْرَتَكَ وَ سُلْطَانَكَ فَأَصْبَحَ الْقَوْمُ وَ قَدْ يَبِسَ شَجَرُهُمْ كُلُّهَا فَهَالَهُمْ ذَلِكَ وَ قُطِعَ بِهِمْ وَ صَارُوا فَرِيقَيْنِ فِرْقَةٌ قَالَتْ سَحَرَ آلِهَتَكُمْ هَذَا الرَّجُلُ الَّذِي يَزْعُمُ أَنَّهُ رَسُولُ رَبِّ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ إِلَيْكُمْ لِيَصْرِفَ وُجُوهَكُمْ عَنْ آلِهَتِكُمْ إِلَى إِلَهِهِ وَ فِرْقَةٌ قَالَتْ لَا بَلْ غَضِبَتْ آلِهَتُكُمْ حِينَ رَأَتْ هَذَا الرَّجُلَ يَعِيبُهَا وَ يَقَعُ فِيهَا وَ يَدْعُوكُمْ إِلَى عِبَادَةِ غَيْرِهَا فَحَجَبَتْ حُسْنَهَا وَ بَهَاءَهَا لِكَيْ تَغْضَبُوا لَهَا فَتَنْتَصِرُوا مِنْهُ فَاجْتَمَعَ رَأْيُهُمْ عَلَى قَتْلِهِ فَاتَّخَذُوا أَنَابِيبَ طِوَالًا مِنْ رَصَاصٍ وَاسِعَةَ الْأَفْوَاهِ ثُمَّ أَرْسَلُوهَا فِي قَرَارِ الْعَيْنِ إِلَى أَعْلَى الْمَاءِ وَاحِدَةً فَوْقَ الْأُخْرَى مِثْلَ الْبَرَابِخِ وَ نَزَحُوا مَا فِيهَا مِنَ الْمَاءِ ثُمَّ حَفَرُوا فِي قَرَارِهَا مِنَ الْأَرْضِ بِئْراً عَمِيقَةً ضَيِّقَةَ الْمَدْخَلِ وَ أَرْسَلُوا فِيهَا نَبِيَّهُمْ وَ أَلْقَمُوا فَاهَا صَخْرَةً عَظِيمَةً ثُمَّ أَخْرَجُوا الْأَنَابِيبَ مِنَ الْمَاءِ وَ قَالُوا نَرْجُو الْآنَ أَنْ تَرْضَى عَنَّا
آلِهَتُنَا إِذَا رَأَتْ إِنَّا قَدْ قَتَلْنَا مَنْ كَانَ يَقَعُ فِيهَا وَ يَصُدُّ عَنْ عِبَادَتِهَا وَ دَفَنَّاهُ تَحْتَ كَبِيرِهَا لِيَشْتَفِيَ مِنْهُ فَيَعُودَ لَنَا نُورُهَا وَ نَضْرَتُهَا كَمَا كَانَ فَبَقُوا عَامَّةَ يَوْمِهِمْ يَسْمَعُونَ أَنِينَ نَبِيِّهِمْ ع وَ هُوَ يَقُولُ سَيِّدِي قَدْ تَرَى ضِيقَ مَكَانِي وَ شِدَّةَ كُرْبَتِي فَارْحَمْ ضَعْفَ رُكْنِي وَ قِلَّةَ حِيلَتِي وَ عَجِّلْ بِقَبْضِ رُوحِي وَ لَا تُؤَخِّرْ إِجَابَةَ دُعَائِي حَتَّى مَاتَ ع فَقَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لِجَبْرَئِيلَ يَا جَبْرَئِيلُ أَ يَظُنُّ عِبَادِي هَؤُلَاءِ الَّذِينَ غَرَّهُمْ حِلْمِي وَ أَمِنُوا مَكْرِي وَ عَبَدُوا غَيْرِي وَ قَتَلُوا رُسُلِي أَنْ يَقُومُوا لِغَضَبِي أَوْ يَخْرُجُوا مِنْ سُلْطَانِي كَيْفَ وَ أَنَا الْمُنْتَقِمُ مِمَّنْ عَصَانِي وَ لَمْ يَخْشَ عِقَابِي وَ أَنِّي حَلَفْتُ بِعِزَّتِي لَأَجْعَلَنَّهُمْ عِبْرَةً وَ نَكَالًا لِلْعَالَمِينَ فَلَمْ يَدَعْهُمْ وَ فِي عِيدِهِمْ ذَلِكَ إِلَّا بِرِيحٍ عَاصِفٍ شَدِيدِ الْحُمْرَةِ فَتَحَيَّرُوا فِيهَا وَ ذُرِّعُوا مِنْهَا وَ تَضَامَّ بَعْضُهُمْ إِلَى بَعْضٍ ثُمَّ صَارَتِ الْأَرْضُ مِنْ تَحْتِهِمْ حَجَرَ كِبْرِيتٍ يَتَوَقَّدُ وَ أَظَلَّتْهُمْ سَحَابَةٌ سَوْدَاءُ مُظْلِمَةٌ فَانْكَبَّتْ عَلَيْهِمْ كَالْقُبَّةِ جَمْرَةٌ تَتَلَهَّبُ فَذَابَتْ أَبْدَانُهُمْ كَمَا يَذُوبُ الرَّصَاصُ فِي النَّارِ فَتَعَوَّذْ بِاللَّهِ مِنْ غَضَبِهِ وَ نُزُولِ نَقِمَتِهِ.[1]

[1]ابن بابويه، محمد بن على، علل الشرائع - قم، چاپ: اول، 1385ش / 1966م.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۲۸, ۲۷/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/مرداد/۹۳ ۰:۳۰ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #5
آواتار
یه چیزی به من می گه اصحاب رس اوضاع ایران در شرایط فعلیه.
چون اون اسامی واقعاً مال این دوره هستن.
اون اسامی مال ایران باستان نیستن.
ایران باستان اسم ماه هاش فرق دارن.
یعنی حضرت امیر جامعه ما رو بت پرست تلقی کرده؟
جامعه ای که مردمش اونو شیعه خانه می دونن؟

نقل قول:روایت جای دیگری هم نقل شده؟
روایت جای دیگه هم نقل داره.
بزنید اصحاب رس می ریزه بیرون!
حالا برخی اصحاب رس رو به اصحاب اقدود(فکر کنم) تلقی می کنن
سرش هم اختلاف خیلی زیاده
ولی بالاخره این نقل قول از امیره و رد خور نداره.
لطفا یکی منو روشن کنه.
یه جوری شدم.
این ماه ها اسامی باستانی نیستن
این اسامی شهر ها قدمتی ندارن
واسه زمان ما هستن! واسه همین دهه ها!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۰:۳۸, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #6

بسم الله الرحمن الرحیم

فکر کنم طبق متن اصلی و عربی روایت امیر المومنین از لفظ عجم استفاده کرده اند.
در عیون اخبار امام رضا (علیه السلام) ، بحار الانوار و چند تا از تفاسیر آمده که در همه آنها به نوعی راوی حدیث شیخ صدوق رحمه الله علیه هستند.
بالاخره این کلام مولا امیر المومنین می باشد.
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۰۷, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #7

سلام
جناب بیدل تو روایت هم گفته شده که اینها اسم شهر هایی بوده نه اسم ماه ها
که ظاهرا اسم ماه های فعلی متاثر از اسم همان شهر ها بوده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۱۰, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #8
آواتار
نقل قول: سلام
جناب بیدل تو روایت هم گفته شده که اینها اسم شهر هایی بوده نه اسم ماه ها
که ظاهرا اسم ماه های فعلی متاثر از اسم همان شهر ها بوده
می دونید مشکل من چیه؟
اسم ماه های فعلی توی این حدیث اومده
در حالی که در زمان حضرت امیر(و قبل از اون) اسم ماه ها و اسم شهر ها (به طبعش و طبق روایت. چون اسم شهر ها رو گذاشتن رو اسم ماه ها)چیز دیگه بود.
یعنی اگه امیر منظورش یه قومی در قبل ایران باستان بوده.
می دونید منظور من چیه؟ اسامی که نام برده شده فقط در زمانه ما هست. که اگه درست باشه یعنی زمانه ما رو به صورت سمبلیک توصیف کرد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۰, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #9
آواتار
(۲۷/مرداد/۹۳ ۱۰:۱۰)Bidel.s نوشته است:  می دونید مشکل من چیه؟
اسم ماه های فعلی توی این حدیث اومده
در حالی که در زمان حضرت امیر(و قبل از اون) اسم ماه ها و اسم شهر ها (به طبعش و طبق روایت. چون اسم شهر ها رو گذاشتن رو اسم ماه ها)چیز دیگه بود.
یعنی اگه امیر منظورش یه قومی در قبل ایران باستان بوده.
می دونید منظور من چیه؟ اسامی که نام برده شده فقط در زمانه ما هست. که اگه درست باشه یعنی زمانه ما رو به صورت سمبلیک توصیف کرد
ممکنه به مرور زمان اینطور شده باشه...یعنی راویان آخری حدیث،روایت رو به این شکل نوشتند... .


ولی انصافا حضرت امیر این ها رو از کجا میدونسته؟ Huh
سوالی نیست ها!تعجبیه Smile
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۹, ۲۷/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #10
آواتار
پیشنهاد میکنم این رو بخونید:
http://quran.al-shia.org/fa/id/26/6/97.htm
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question اصحاب الرس قاتل مرگ 0 412 ۲۹/اردیبهشت/۹۶ ۱۵:۱۹
آخرین ارسال: قاتل مرگ

پرش در بین بخشها:


بالا