|
··▪▪••●●: دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت :●●••▪▪··
|
|
۲۳:۴۰, ۲۷/مرداد/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/مرداد/۹۳ ۱۱:۲۳ توسط أین المنتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() ![]() دعا و شرایط استجابت آن از نظر کتاب و سنت [b]مقدمه:
خداوند متعال همیشه به انسان ها “نزدیک” است، اما ماه رمضان ماهی است که مؤمنین و مؤمنات با تلاوت قرآن و راز و نیاز با خدای خود، حجاب های مادیت را از چهره ها می زدایند و “نزدیک” بودن خداوند متعال را به خود باور می کنند. همه کوشش می کنند تا حتی الامکان روز آخر شعبان را به استقبال از ماه مبارک رمضان اختصاص دهند. اگر چه این استقبال اشتیاق انسان های مؤمن را نشان می دهد که هر فرصتی را غنیمت می شمارند تا به خدای خود نزدیک شوند، اما استقبال از ماه رمضان به شرایط ویژه ای نیاز دارد. این شرایط در حقیقت آمادگی روحی جهت تلاوت آیات قرآن و راز و نیاز با خداوند متعال است. تلاوت آیات قرآن را باید از کسانی آموخت که حق تلاوت آنرا شناخته و متابعت می نمایند. آنان اختصاصاً رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندان پاک و معصومین علیهم السلام از ذریه او هستند. راز و نیاز و آداب دعا و نیایش را نیز بایستی از آن بزرگواران (علیه السلام) آموخت.
چه زیباست که “شب قدر” که تمام کائنات شاهد بزرگترین تجسم و تجلی “ادب حضور” از سلطان مکین و مکان صاحب الزمان حضرت حجة بن الحسن العسکری (عجل الله تعالی فرجه الشریف)در برابر خداوند متعال است، ما نیز در سایه این تجلی بزرگ به فرومایگی خود اعتراف و از واماندگی خود در رعایت “آداب حضور” در برابر خداوند متعال و ولی او (عجل الله تعالی فرجه الشریف) استغفار نمائیم. چه زیباست با آگاهی مختصری از این آداب طنین دعای “اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آیائه…” [/b]خود را در شب های ماه رمضان و شب های قدر با طنین دعای بزرگانی (قده) در عالم دیگر گره بزنیم که ما را با آثار بجا مانده از خود به “آداب حضور” آشنا نمودند. منبع : گروه فرهنگی امیدواران ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۰:۲۴, ۲۸/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
![]() در این زمینه به چند آیه از قرآن کریم که صراحت در فضیلت دعا دارد، اشاره مى گردد:
خداوند در این آیه شریفه براى کسانى که دعا نمیکنند هیچ جایگاه و اهمّیتى قرار نداده
شاید کسى اشکال کند و بگوید: مراد از «دعا» در این آیه، «عبادت و پرستش خداوند» است ؛ ولى این درست نیست، بلکه حقّ همانى است که راویان مورد اعتماد از امامان و سروران ما روایت کردهاند که مقصود از «دعا» در این آیه، بدون کم و کاست همان دعایى است که در عرف شرع فهمیده مىشود.
خداوند- جلّ جلاله- در این آیه شریفه هشدار میدهد که اگر کافران تضرّع و زارى مینمودند، خداوند سختى و ناگوارى و خشم و عذاب و عقاب خویش را از آنان برمیداشت، و ناراحتی هاى آنان را برطرف مینمود. ملاحظه میشود که خداوند نفرمود: «اى کاش وقتى سختى و ناگوارى از ناحیه ما به سوى آنان میآمد، نماز میخواندند، یا روزه میگرفتند، یا حجّ بجا میآوردند، یا قرآن قرائت مینمودند»، و این خود به صراحت مطلب را براى برجستگان فهیم روشن مینماید.
- و نیز در این باره است فرمایش دیگر خداوند- جلّ جلاله- که مى فرماید: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِینَ [۷]. (مرا بخوانید تا دعایتان را اجابت کنم، براستى کسانى که از پرستش و عبادت من گردنکشى مىکنند، با حالت خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد).
از امام صادق علیه السّلام روایت شده: «مراد از عبادتى که انسان از آن گردنکشى مىنماید در این آیه، همان دعا است، و اینکه هر کس با وجود این دستور آن را ترک کند، از مستکبران و گردنکشان خواهد بود.»
منبع : گروه فرهنگی امیدواران ادامه دارد...
![]() |
|||
|
|
۰:۲۲, ۳۰/مرداد/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
![]() ۲ – فضیلت و آثار دعا از دیدگاه روایات (فصل چهارم)
تمام فواید دعا را که روایات گذشته مشتمل بر آن بود، ما از ناحیه انعام و احسانى که خداوند- عزّوجلّ- بر ما تفضّل فرموده، آشکارا یافتهایم، پس هر کس حسن ظنّ به صدق گفتار ما دارد، در تحقّق این حالت که از خودمان ذکر نمودیم (یعنى یافتن همه این نتایج)، شکّ و تردید به خود راه ندهد. ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۳:۵۹, ۱/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
![]() ۳– برترى دعا و مناجات از تلاوت قرآن (فصل پنجم)
- در روایتى آمده که فضالة به واسطه معاویة بن عمّار [یا: فضالة بن معاویة بن عمّار] مىگوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: دو نفر در یک لحظه شروع به خواندن نماز مىکنند، یکى در نماز قرآن مىخواند و قرائتش بیشتر از دعاست، و دیگرى دعایش افزون از تلاوت قرآن، و در یک لحظه نماز را به آخر مىرسانند، کدامیک از این دو افضل و برتر است؛ حضرت فرمود: هر دو فضیلت دارد، هر دو زیباست. وى مى گوید: عرض کردم: مىدانم که هر دو زیبا است و فضیلت دارد. ولى کدام برتر است؟ حضرت فرمود: دعا برتر است. آیا فرمایش خداوند متعال را نشنیدهاى که مىفرماید: وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی، أَسْتَجِبْ لَکُمْ، إِنَّ الَّذِینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِی، سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِین[۱۰]. (و پروردگارتان فرمود: مرا بخوانید، تا دعایتان را اجابت کنم، براستى کسانى که از پرستش و عبادت من گردنکشى کنند، با خوارى و ذلّت وارد جهنّم خواهند شد). به خدا سوگند مقصود از «عبادت» در این آیه شریفه دعاست، به خدا سوگند آن افضل است. آیا آن عبادت نیست؟ سپس دو بار فرمود: به خدا سوگند عبادت همان دعاست و بعد فرمود: آیا دعا استوارترین عبادت نیست؟! سپس دو بار افزود: به خدا سوگند دعا، استوارترین عبادت است.» - در روایت دیگر آمده که از امام باقر علیه السّلام پرسیده شد: کدامیک از این دو در نماز افضل است. بیشتر قرآن خواندن، یا طول دادن رکوع و سجود؟ حضرت فرمود: بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود. مگر کلام خداوند متعال را نشنیدهاى که مىفرماید: فَاقْرَؤُا ما تَیَسَّرَ مِنْهُ، وَ أَقِیمُوا الصَّلاةَ [۱۱] پس هر مقدار از قرآن را که میسّر است قرائت کنید، ولى نماز را کاملا بپا دارید. مسلّما مقصود خداوند از «بپا داشتن نماز» بسیار درنگ کردن در رکوع و سجود و طول دادن آن دو است. راوى مى گوید عرض کردم: کدامیک از این دو افضل است: قرائت قرآن بسیار یا دعاى بسیار؟ حضرت فرمود: دعاى بیشتر. مگر فرمایش خداوند متعال را نشنیدهاى که مىفرماید: قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبِّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ[۱۲]. (بگو اگر دعایتان نبود، پروردگارتان چه اعتنایى به شما داشت ؟!) از لحاظ عقلى نیز مىتوان وجهى موافق با آنچه که پیرامون افضل بودن دعا از قرائت قرآن روایت شده یافت. و آن اینکه: الف- مسلّما این گونه نیست که هر کس کلام خداوند-جلّ جلاله- را بخواند، به خدا معرفت داشته باشد، و قدر کلام الهى را بشناسد، و با تلاوت خویش خشنودى خدا را بخواهد؛
و اینها همگى فایدهها و مواهبى هستند که فضیلت آنها افزون و جایگاهش دو چندان و بیش از دیگر امور همسان آن است، و براى هر کس که به معناى آنها پى برد، به روشنى بر امور دیگر ترجیح دارد. ممکن است کسى اشکال کند و بگوید: گاهى غیر عارفین به خدا نیز دعا مىکنند. جواب این سخن آن است که حتّى دشمن خداوند-جلّ جلاله- یعنى ابلیس نیز با دعا کردن و درخواست از خداوند بهرهمند شد، آنجا که گفت: مرا از مهلت دادهشدگان قرار ده، و خداوند-جلّ جلاله- درخواست او را اجابت نمود و فرمود: فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنْظَرِینَ إِلى یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ [۱۳]. (براستى که تا روز مشخّص و معلوم، از مهلت دادهشدگان هستى).
ب- از دیگر مرجّحات عقلى دعا بر تلاوت قرآن این است که کسى که درخواست و دعا مىکند، نسبت به کسى که از او درخواست نموده و مىخواند به همان اندازهاى که در حاجت خویش به او نیاز و اضطرار دارد، به او توجّه نموده و در پیشگاهش اظهار خشوع و فروتنى مىنماید، پس از آنجا که نیازمندی ها و حوایج مردم به خداوند-جلّ جلاله- در زندگانى دنیا بسیار است، دعاکننده نیز بسان شخص مضطرّ، ناچار اخلاص عبودیّت و بندگى را رعایت مىکند؛ لیکن تلاوت قرآن شریف در غالب اوقات از این حالت ها خالى است، بلکه چه بسا انسان قرآن را با حالت غفلت تلاوت مىنماید، و در نتیجه [در نزد اهل کمال] گناه محسوب مىشود. ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۰:۵۸, ۹/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
![]() ۴ – شرایط استجابت دعا از دیدگاه عقل (فصل ششم) احساس ذلّت در پیشگاه حضرت حقّ: شایسته است دعاکننده در حال دعا توجّه داشته باشد که وى مملوک خداوندگار توانا و قاهرى است که بر او آگاهى و اشراف دارد، و اینکه بنده هیچ گاه بىنیاز از مولایش نبوده و هیچ زمانى نیست که خواستهاى از او نداشته باشد. و نیز توجّه داشته باشد که خداوند-جلّ جلاله- که مالک همه چیز اوست، داراى بزرگترین جلالت و بزرگى و شکوه و والایى است، و وى که بنده اوست، در پستترین مرتبه فرومایگى و پستى و کاستى قرار دارد، و اصل و خاستگاهش به ترتیب مراحل آفرینش از خاک و گل، و گل سیاه بدبوى متغیّر، و آب پست است، و دستش از ناحیه زندگانى و وجود و تندرستى و تدبیر اصول سعادتمندى در دنیا و آخرتش، خالى است. پس اگر بنده با وجود این خصوصیّت ها، با مولایى که همواره به او نیکى نموده، و توانا و قاهر است و بر او آگاهى و اشراف دارد، مخالفت نموده و این مخالفت را به آن خاستگاه ناتوان و آسیب پذیر و پست و نکوهیدهاش بیافزاید، و جلالت و اقبال و توجّه خدا به خود را کوچک بشمارد، و در کردار و گفتارش با او ستیز کند، و نظرش بر خلاف نظر او- که در تمام حالات به صلاح بنده است- باشد؛ در این حال باید هنگام دعا و مناجات بسان بندهاى باشد که خیانتى از او سر زده و با حالت ذلّت در پیشگاه مولاى خویش ایستاده، و نیز همانند شخص فرومایهاى باشد که با شخصیّتى عزیز و بزرگوار و بسان شخص حقیر نیازمند با مالک بىنیاز و والا و بزرگ، و چون فرد ناتوان ناچیز با مولایى که بیم و هراس از او دارد، و مانند افرادى که خیانت و جنایتى از آنان سر زده با کسى که از همه مالکان بزرگتر است و هر وقت که بخواهد توانایى انتقام گرفتن را دارد، او را مورد خطاب قرار مىدهد. مقدّم داشتن مقصود حضرت حقّ و اشتغال به یاد او:همچنین باید هنگام دعا و مناجات، مقصود خداوند-جلّ جلاله- از فرا خواندنت به محضر مقدّس وجود خویش را بر مقصود خویش، که درخواست رحمت و جود و بخشش است، مقدّم بدارى، به گونهاى که هنگام دعا لذّتى که از ستایش و تقدیس بزرگى و تعظیم شأن و مقام او، و اعتراف به احسانش احساس مىکنى، نزد تو محبوبتر از بر شمردن حوایج خویش باشد، اگر چه خواستههایت از امور مهمّ دار فنا بوده، و یا براى دفع بزرگترین بلاها و گرفتاری ها باشد. اى بنده، اگر خداوند-جلّ جلاله- را از روى یقین مىشناختى، مسلّما مىدیدى که اشتغال به حفظ حرمت و حقّ رحمت او، تو را به استجابت دعایت و مساعدتى که خواسته توست، زودتر نایل مىگرداند. چنان که در روایت آمده که امام صادق علیه السّلام فرمود:«همانا خداوند-عزّوجلّ- مىفرماید: هر کس به جاى مسألت نمودن از من، به یاد و ذکر من مشغول گردد، برترین عطایایى را که به درخواستکنندگان از خود مىدهم، به او عطا میکنم.» اینک میگویم: آنچه را که من در این باره از پیشوایان اسلام و مقتداى خود مىدانم آن است که پیامبر اکرم-علیه افضل السّلام- فرمود: «برترین دعا، دعاى من و دعاى پیامبران پیشین است. آنگاه تنها کلمه لا إله إلّا اللَّه را بر زبان جارى نمود، و ستایش خدا را بجا آورد. عرض شد: کجاى این کلام، دعاست؟ حضرت- که درودهاى خداوند بر او و خاندان او و بر برگزیدگان پیش و بعد از او باد!- فرمود (بدین مضمون): کدامیک از این دو، به منظور مسألت و دعاکننده آشناتر، و سزاوارترند که فضایل از او درخواست شود؟ آیا خداوند- جلّ جلاله- یا عبد اللَّه بن جذعان؟ آنجا که امیّة بن ابى الصّلت او را ستود و گفت: أ أذکر حاجتى، أم قد کفانى حیاؤک؟ إنّ شیمتک الحیاء إذا أثنى علیک المرء یوما کفاه من تعرّضه الثّناء (آیا حاجتم را ذکر کنم، یا شرم و حیاى تو از بر آورده نکردن خواستهام براى من کافى است؟ زیرا شرم، و حیا، سرشت و خوى توست. اگرروزى، کسى ثناى تو را گوید، کسى که مدح و ثنا متوجّه اوست (یعنى خود تو) براى او کافى خواهد بود).بدین ترتیب و طبق معناى این شعر: مدح و ثناگویى ممدوح، در بر آورده شدن حوایج ستایشگر کفایت مىکند، از این رو خداوند-جلّ جلاله- به خاطر کمال بخشش و رحمتش به بر آورده کردن حوایج شایستهتر است. عواقب سوء غفلت در حال دعا: بنا بر این هر گاه دیدى، قلب و عقل و نفس تو هنگام تضرّع به این اوصاف متّصف است، بدان که در محضر وجود و جود خداوند قرار گرفتهاى، و چه عنایت ها، و کلید سعادتمندی ها و زود مستجاب شدن دعا که نصیبت گشته است! ولى اگر دیدى قلبت به غفلت، و عقلت به فراموشى گرفتار است، و به جاى اشتغال به خداوند-جلّ جلاله- امور دیگر تو را به خود سرگرم نموده، و در حال دعا به یقین احساس مىکنى که گویى در محضر هیچ کس نیستى، و در پیشگاه خداوند بلند پایه و خداوندگار عالمیان قرار ندارى، و خاکسارى عبودیّت و بندگى بر چهرهات نمایان نیست، و هیچ خوف و هراسى از هیبت و شکوه بزرگ خدا ندارى، و حدّاقل حالت جنایت پیشگان و بزهکاران نافرمان را نیز که هنگام دیدن مولایشان لرزه به اندامشان مىافتد، ندارى؛ مسلّما بدان که به واسطه گناهانت از خداوندى که به همه نهانی ها آگاه است، محجوب گردیده، و به خاطر عیب ها و کاستی هایت از آن مقام دوست داشتنى بر کنار گشته، و به جهت ویران نمودن قلبت از رسیدن به خواستهات ممنوع گردیدهاى؛ لذا بترس از اینکه خداوند-جلّ جلاله- به عدم ایمان تو گواهى دهد، زیرا کسانى را که خداوند-جلّ جلاله- به بی ایمانى آنان گواهى بدهد به هلاکت و گمراهى مبتلا خواهند شد. آیا مگر خداوند بزرگ و پاکیزه نمىفرماید: إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکِرَ اللَّهُ، وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ، وَ إِذا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیاتُهُ، زادَتْهُمْ إِیماناً، وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ [۱۴]. (تنها کسانى مؤمن هستند که وقتى از خدا یاد مىشود، دل هایشان مىلرزد، و هنگامى که آیات خدا بر آنان خوانده مىشود، بر ایمانشان افزوده مىگردد، و تنها بر پروردگارشان توکّل مىنمایند). پس بسان بندهاى که مولایش به سوء بندگى و پلیدى درون و شیوه ناپسند او آگاهى پیدا کرده، و از درگاهش رانده، و از آستانهاش دور نموده -و از آن جمله او را این گونه عذاب نموده که به جاى مشغول نمودن به شرافت مقام رضا و خشنودى خویش، به دنیا سرگرمش نموده است- بر حال نفس خویش گریه کن.
ادامه دارد... [b]
![]() |
|||
|
|
۱۷:۵۸, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
![]() ۵ – شرایط استجابت دعا از دیدگاه روایات (فصل هفتم)
در حدیث دیگرى از امام صادق- صلوات اللَّه علیه- آمده است: «استکانت» در دعا این است که دعاکننده هنگام دعا، دستانش را بر دوشانهاش قرار دهد.» یکى از احتمالاتى که ممکن است مقصود از این اشارات باشد آن است که گشودن دست در حالت «رغبت»، به حال کسى که به خداوند-جلّ جلاله- امید دارد، و حسن ظنّش به تفضّل او بر خوف از جلال عظمتش فزونى دارد، نزدیکتر است، لذا شخص راغب همواره خواهان ایمنى است، و کف دستش را مىگشاید تا احسان خداوند در آن فرود آید. و شاید مقصود از حالت «رهبت» و پشت دستها را به سوى آسمان نمودن، این باشد که بنده با زبان حال خاکسارى، به مالک دار فنا و بقا مىگوید: من جرأت آن را ندارم که کف دستهایم را به سوى تو بگشایم، لذا از روى ذلّت و شرمندگى در پیشگاهت، کف دست هایم را رو به زمین قرار دادهام. و شاید مراد از حرکت دادن انگشتان به راست و چپ در حالت «تضرّع» این باشد که گویى شخص تضرّعکننده به شیوه زن فرزند مرده در هنگام مصیبت بیمناک، دستانش را بر گردانده و با پشت و رو نمودن و راست و چپ کردن آنها، گریسته و نوحه سرایى مىکند. و شاید منظور از «تبتّل» و بالا و پایین بردن یک انگشت بر اساس معناى «تبتّل» در لغت که «انقطاع و بریدن و گسستن» است، این باشد که گویا شخصى که تبتّل مىکند مىخواهد بگوید: من تنها و تنها به سوى تو آمده و از همه بریدهام، زیرا تنها تو شایسته پرستش هستى، و با یک انگشت و نه با همه انگشتان، بر یگانگى و وحدانیّت خداوند سبحان اشاره مىنماید. و این مقام ارجمند و بزرگى است، لذا بنده نباید آن را ادّعا کند، جز هنگامى که اشک از چشمانش جارى گردیده، و بسان برده ذلیل در پیشگاه حضرت حقّ ایستاده، و به جاى درخواست آمال و آرزوها و ذکر خواسته خویش، توجّه تامّ به خداوند صاحب جلال و عظمت داشته باشد. و گویا مقصود از «ابتهال» و دراز کردن دست در برابر صورت رو به سمت قبله، نوعى از اقسام بندگى و خاکسارى باشد. و شاید منظور از «استکانت» و گذاشتن دستها بر شانهها، این باشد که گویا دعاکننده با این حالت مىخواهد بگوید: من همانند برده جنایتکار-که با حالت اسارت، و در حالى که در بند است و او را به غلّ و زنجیر بسته و به سوى مولایش مىبرند و در پیشگاهش قرار مىدهند- دست هایم را به گردنم بستهام.
(اى خدایى که از رشته رگ گردن به من نزدیکترى، اى کسى که میان انسان و قلبش حایل مىگردى و از او به او نزدیکترى، اى کسى که در تماشاگاه و منظر بلند [و در افق و کرانه آشکار] قرار دارى. اى خدایى که هیچ چیز همانند تو نیست). و نیز در روایت دیگر معاویة بن عمّار مىگوید: از امام صادق علیه السّلام شنیدم که مىفرمود: «راه دعا کردن این است که ابتدا مدح و ثناى الهى را بجاى آورى سپس به گناهانت اقرار نمایى، آنگاه مسألت کنى. به خدا سوگند هیچ بندهاى با وجود اصرار بر گناه، از گناه خارج نمىگردد، و هیچ بندهاى از عهده گناه بیرون نمىآید مگر اینکه به گناه خویش اقرار و اعتراف کند.» و نیز در روایت دیگر، حلبى مىگوید: به امام صادق علیه السّلام عرض کردم: کنیزى دارم که از او خوشم مىآید، ولى هر فرزندى از او متولّد مىشود مىمیرد، و اینک پسرى از آن متولّد شده که شب ها مىترسد، و بیم دارم که او نیز زنده نماند و بمیرد. امام صادق علیه السّلام فرمود: «چرا دعا نمیکنى؟ در پاسى از آخر شب برخیز و وضو بگیر و حقّ تمام اعضا را در وضو کاملا بجا آور، و نماز نیکو بگزار، پس از نماز ستایش خدا را بکن، مبادا که مدح و ستایش نکرده درخواست نمایى (و حضرت چند بار این جمله را تکرار فرمود) و دستور داد که ابتدا مدح و ثناى خدا را بگو پس از مدح و ستایش پروردگارت، بر پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله صلوات بفرست، سپس حاجتت را بخواه، که برآورده خواهد شد. آیا نشنیدهاى که وقتى رسول خدا صلّى اللَّه علیه و آله دید مردى نماز مىخواند، هنگامى آن مرد نمازش را تمام کرد بلافاصله رو به درگاه خدا کرد و حاجتش را درخواست نمود، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله فرمود: این بنده در انجام امر پروردگارش عجله و شتاب نمود. و نیز بار دیگر آن حضرت دید کسى نماز مىخواند، و هنگامى که وى نمازش را تمام کرد، ابتدا پروردگارش را ستود، و پس از مدح و ثناى پروردگار بر پیامبرش صلّى اللَّه علیه و آله صلوات فرستاد، پیامبر اکرم صلّى اللَّه علیه و آله دو بار فرمود: درخواست کن که حاجتت برآورده مى شود.» از دیگر صفات دعاکننده اینکه:
صفوان میگوید امام صادق علیه السّلام فرمود: هنگامى که روز قیامت فرا میرسد، «رضوان» یعنى دربان و کلید دار بهشت میبیند که گروهى در بهشت هستند ولى از منظر او عبور نکردهاند و وى هنگام ورود به بهشت آنها را ندیده است، خطاب به آنها میگوید: شما چه کسانى هستید و از کجا وارد بهشت شدید؟ آنان مىگویند: کارى با ما نداشته باش، ما گروهى هستیم که در نهانى خدا را پرستیدیم، و خداوند نیز ما را به صورت پنهانى داخل بهشت فرمود.»
ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۱:۳۹, ۱۷/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
![]()
وى میگويد، عرض كردم روش دعا كردن چيست؟ حضرت فرمود: هنگامى كه نماز واجب را بجا آوردى، ستايش خدا را نموده و او را به بزرگى ياد كن و با تمام توان مدح و ثنايش را بگو، و بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله صلوات فرست و در صلوات بر او نهايت كوشش را بكن، و گواهى بده كه حضرتش، رسالت خويش را به خوبى تبليغ نموده، و بر ائمّه هدى عليهم السّلام درود بفرست، بعد از ستايش و ثناى خداوند و صلوات بر پيامبر اكرم صلّى اللَّه عليه و آله عطايا و نيكي هاى خداوند نسبت به خود را ياد آور شده و نعمت هاى او را ذكر كن، آنگاه خدا را ستايش نموده و او را بر تمام اين امور شكرگزارى كن، و بعد به تك تك گناهانت اعتراف نموده و به آنها و يا به هر كدام كه به ياد دارى اقرار نما و به گناهانى كه از يادت رفته و بر تو پوشيده است به صورت اجمالى اقرار كرده و از تمامى گناهانت به درگاه خداوند توبه كن، و تصميم بگير كه هرگز به سوى آنها باز نگردى، و با حالت پشيمانى و نيّت صادق و احساس هراس و اميدوارى، از تمامى گناهانت طلب آمرزش كن. و بخشى از گفتارت اين باشد: «اللّهمّ، إنّى أعتذر إليك من ذنوبى، و أستغفرك و أتوب إليك، فأعنّى على طاعتك، و وفّقنى لما أوجبت علىّ من كلّ ما يرضيك، فإنّى لم أر أحدا بلغ شيئا من طاعتك إلّا بنعمتك عليه قبل طاعتك؛ فأنعم علىّ بنعمة أنال بها رضوانك و الجنّة.» (خداوندا، از گناهانم به درگاه تو پوزش مىخواهم، و از تو طلب آمرزش نموده و به سوى تو توبه مىكنم، پس مرا بر فرمانبرى از خود يارى فرما، و بر هر عمل كه موجب خشنودى توست و بر من واجب نمودهاى، موفّقم گردان، زيرا من هيچ كس را نديدهام كه به چيزى از اطاعتت نايل شده باشد، مگر اينكه تو پيش از آن، نعمتت را بر او ارزانى داشتهاى، پس نعمتى را بر من ارزانى دار كه به واسطه آن به خشنودى و بهشتت نايل گردم). و بعد از همه اينها، خواسته هاى خويش را مسألت كن، و من اميدوارم كه -ان شاء اللَّه تعالى- خداوند تو را محروم برنگرداند.»
الف -توضيح فرمايش مولايمان امام صادق- صلوات اللَّه عليه- كه فرمود: «اگر از سمت و سوى دعا خدا را بخوانيد، مسلّما دعايتان را اجابت مىنمايد، اگر چه گناهكار باشيد» اين است كه هر گاه بنده گناهكار خداوند – جلّ جلاله- را بخواند، خداوند دعاى او را مستجاب مىكند؛ ولى استجابت دعايش به تأخير مىافتد؛ زيرا از سويى خداوند-جلّ جلاله- از بندهاش مىخواهد كه توبه نموده و گناهان را ترك كند، و از سوى ديگر بنده مطالبى را با دعا از خدا درخواست مىنمايد. و وقتى امر چنين باشد، خداوند-جلّ جلاله- با زبان حال به بنده مىگويد: من از تو چيزى را كه حقّ من است-يعنى توبه- مطالبه مىنمايم، و تو با دعا چيزى را كه حقّ تو نيست از من درخواست مىكنى، پس وقتى تو چيزى را كه من از تو مىخواهم و حقّ من است، به من نمىدهى، چگونه تعجّب مىكنى كه من در برابر كيفر خوددارى كردن تو از دادن آنچه كه من از تو درخواست نمودم، از دادن چيزى كه تو از من مىخواهى و حقّ تو نيست خوددارى كنم؟! ب- توضيح گفتار امام صادق عليه السّلام پيرامون فرمايش خداوند- جلّ جلاله- كه فرمود: «اگر روزى را از راه حلال به دست آورده و در راه حقّ و موارد درست انفاق مىنموديد، خداوند عوض آن را به شما برمىگرداند.»، آن است كه اگر بنده چيزى را براى هواى نفس خويش كسب كند و خرج كند، و نيّتش از اين كسب و هزينه كردن معامله با خداوند- جلّ جلاله- و امتثال امر او نباشد، گويى كه اراده خداوند-جلّ جلاله- و حكمت او را در تدبير بندگان و مخلوقات بر كنار انگاشته، پس چگونه عوض انفاق او بر عهده خداوند-جلّ جلاله- باشد؟ زيرا تنها در صورتى ضمانت آن بر عهده خداوند-جلّ جلاله- خواهد بود كه بنده به خاطر امتثال امر الهى كسب نموده و به امر خدا در طاعت او انفاق كند. ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۵:۱۱, ۱۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
خداوند به او وحى فرمود: چرا چنين مىكنند؟ آيا به خاطر اينكه گنجينه من تمام شده است، يا اينكه دارايي ها و عناياتم اندك شده، يا من مهربانترين مهربان ها نيستم؟ ليكن به اطّلاع آنان برسان كه من به آنچه در دلهاي شان است آگاهم، آنان مرا مىخوانند در حالى كه حضور قلب ندارند و دلهاي شان از من غائب، و به دنيا مايل است.»
و مثال ديگر اينكه: وقتى فرزند و يا كسى كه در نزد او عزيز است بيمار شد، دعا كردنش براى تندرستى آنان، به خاطر ميل نفسانى خود به زنده ماندن آنان در امورى كه به مصلحت آنهاست، يا لذّت و شيرين كامى خود، يا براى اينكه مبادا كسى به او شماتت كند، و مقاصدى از اين قبيل نباشد، بلكه دعايش براى تندرستى آنان براى اين باشد كه ايشان بر اساس طاعت و اراده و نظام حكمت خداوند- جلّ جلاله- پايدار و زنده باشند. ناگفته نماند كه ممكن است براى برخى به محض اطّلاع از شرايط اجابت دعا كه ياد آور شديم، زود حالت يأس دست دهد، يا بر بعضى از اين روايات خرده بگيرند.
الف- مسلّما مستجاب میشود. ب- يا بزودى مستجاب شده و ثمره میدهد. ج- يا درست همان چيزى كه درخواست میشود و نه عوض آن، حاصل مىشود. د- يا تنها كسى كه حاجت بسيار دارد، نيازمند اين همه احتياط كارى است. هـ- با توجيه هاى ديگر از اين قبيل كه سازگار با تصديق اين روايات باشد. و گر نه مسلّما میدانيم كه خداوند متعال دعاى ابليس را با وجود اصرار بر گناه، و نيز دعاى افراد بسيارى را كه هنگام دعا كردن تمام اين شروط را نداشتهاند اجابت فرموده است. در هر حال، سزاوار است كه انسان هنگام مناجات، در تحصيل اين شروط بكوشد، تا براى برآورده شدن حاجت خود- ان شاء اللَّه تعالى- احتياط كارى لازم را رعايت كرده باشد. ادامه دارد... ![]() |
|||
|
|
۱۰:۲۰, ۲۰/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
6- فوايد بسيار مناجات كردن، و فضيلت دعا براى مؤمنين در غياب آنان، و دعا براى حضرت حجّت عليه السّلام (فصل هشتم)
اذا سمعت عنه، بشكوى تراسله و يهتزّ للمعروف في طلب العلى لتذكر يوما عند سلمى شمائله (عاشق دوست دارد كه شب را با مريضى سپرى نمايد، تا شايد وقتى معشوقهاش خبر او را شنيد، شكوه و گلهاى به سوى او بفرستد. او در جستجوى بلندپايگى و شرافت، به سوى نيكى حركت مىكند، تا خلق و خوى پاكيزه و فضايلش روزى در نزد «سلمى» ذكر شود.) از اين رو بندگان عارف و مؤدّب و فرهيخته همواره مىكوشند كه بسيار به ياد مولاى خويش كه پيوسته آنان را مىبيند باشند، تا او نيز از ايشان ياد كند؛ و يا به فضل و كرم خويش از آنان خشنود گردد، و يا آنان را خشنود سازد.
الف – ملهم شدن به دعا، نشانه كوتاهى بلا و گرفتارى است: چنان كه در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: آيا مىدانيد كدام بلا طولانى و كداميك كوتاه است؟ راوى مىگويد عرض كرديم: خير. حضرت فرمود: «هر گاه به شما، و يا به يكى از شما، الهام شد كه دعا كند، پس بداند كه آن بلا كوتاه خواهد بود.» ب- دعا كردن پيش از گرفتارى، حتما گرفتارى را دفع مى كند، ولى با دعا كردن بعد از بلا گاهى نمىتوان به اميد و آرزوى خود رسيد: چنان كه در روايت آمده كه امام كاظم عليه السّلام فرمود: حضرت علىّ بن الحسين عليهما السّلام پيوسته مىفرمود: «هر كس پيش از نزول بلا پيشدستى نموده و دعا كند، هنگامى كه بلا نازل مىشود دعايش مستجاب مىگردد، ولى هر كس پيشتر دعا نكند، و بعد بلا بر او نازل شود و آنگاه دعا كند، دعايش مستجاب نمىگردد.» ج- فرشتگان، دعاى بندهاى را كه تنها هنگام گرفتارى دعا مى كند، ولى در حال آسايش و خوشى دعا نمىكند، از رسيدن به مرحله اجابت جلوگيرى مىكنند: چنان كه در روايت آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر گاه بندهاى هنگام بلا دعا كند، و در حال آسايش و خوشى دعا نكند، ملائكه جلو صداى او را مىگيرند و مىگويند: اين صداى ناآشنا و غريبى است، [و خطاب به او مىگويند:] پيش از اين كجا بودى؟» د- پافشارى كردن و اصرار در دعا، كليد نجات و رهايى است: چنان كه در حديث است كه امام صادق عليه السّلام مىفرمود: «به خدا سوگند، هيچ بنده مؤمنى براى حاجتى به درگاه خداوند پافشارى نمىنمايد، مگر اينكه خداوند حاجت او را برآورده مىسازد.» و نيز در روايت آمده كه امام صادق و امام باقر عليهما السّلام فرمودند: «به خدا سوگند، هيچ بنده مؤمنى به درگاه خداوند اصرار نمىكند، مگر اينكه خداوند دعاى او را مستجاب مى گرداند.» صفاتى كه دعاكننده از ديدگاه عقل و نقل بايد داراى آن باشد گذشت، بنا بر اين شايسته است كه الحاح و پافشارى در دعا مبتنى بر آن اصول باشد.
گفت: چه چيز من خوشايند تو نبود. گفتم: به بسيارى از برادرانت دعا كردى، ولى نشنيدم كه براى خود دعايى بكنى. گفت: اى عبد اللَّه، از مولايمان امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مى فرمود: «هر كس در غياب برادر مؤمن خويش براى او دعا كند، از كنارههاى آسمان ندا مىشود: اى فلانى، براى توست مانند آنچه كه براى برادرت درخواست نمودى، و براى توست صد هزار برابر آن.» لذا دوست نداشتم صد هزار برابر ضمانت شده را به خاطر يكى كه نمىدانم آيا مستجاب مىشود يا خير، ترك كنم.
وى گفت: به خدا سوگند، جز براى برادرانم دعا ننمودم. و اين بخاطر آن بود كه حضرت ابا الحسن موسى بن جعفر عليهما السّلام به من خبر داد كه: «هر كس در غياب برادرش براى او دعا كند، از سوى عرش ندا مىشود: براى توست صد هزار برابر آن»، لذا خوشم نيامد كه صد هزار برابر ضمانت شده را به خاطر يكى كه نمىدانم آيا مستجاب مىشود يا خير، فرو گذارم.
پس مبادا و مبادا تا حدّى كه امكان دارد خود و يا احدى از خلايق را در دوست داشتن و دعا نمودن، بر او مقدّم كنى. و نيز هنگام دعا كردن براى آن مولاى عظيم الشأن حتما حضور قلبى و زبانى داشته باش. و مبادا گمان كنى كه علّت ذكر اين مطلب براى آن است كه آن بزرگوار به دعاى تو احتياج دارد. بسيار بسيار دور است، اگر چنين اعتقادى داشته باشى، در اعتقاد دوستىات بيمارى؛ بلكه اين را براى آن گفتم كه حقّ بزرگ و احسان گرانبار حضرتش را به تو بشناسانم. و ديگر اينكه: اگر پيش از دعا كردن براى خويش و كسانى كه نزد تو گرامى هستند، براى آن بزرگوار دعا نمايى، خداوند-جلّ جلاله- زودتر درهاى اجابت را به روى تو خواهد گشود؛ زيرا تو-اى بنده،- درهاى قبولى دعا را با قفل هاى جنايت ها و گناهانت بستهاى، پس اگر براى اين مولايى كه از ويژگان درگاه خداوند (مالك زندگان و مردگان) مىباشد دعا كنى، خداوند به خاطر او زود درهاى اجابت را به روى تو مىگشايد، و در نتيجه تو نيز به خاطر چنگ زدن به ريسمان [ولايت] او در دعايى كه براى خود و ديگران مىكنى، در زمره فضل او داخل شده، و رحمت و كرم و عنايت خداوند-جلّ جلاله- تو را نيز فرا مىگيرد. و مبادا استادانى را كه از آنها پيروى مىكنى، بشمارى و بگويى: من هرگز نديدهام كه آنان به آنچه گفتى عمل كنند، و آنها از مولايى كه بدو اشاره نمودى-صلوات اللَّه عليه- غافل، و نسبت به او بىاعتنا هستند. جواب اينكه: به آنچه كه گفتم عمل كن، كه حقّ و واضح است، زيرا هر كس نسبت به مولايش بىاعتنا، و از آنچه كه ذكر نمودم غافل باشد، به خدا سوگند كه در اشتباه فضاحت بارى قرار دارد. و نيز حديثى كه جدّم ابو جعفر طوسى-رضوان اللَّه عليه- همين مطلبى را كه ذكر نموديم، گوشزد مىكند. وى روايت نموده كه يكى از ائمّه عليهم السّلام فرمود: در شب بيست و سوّم ماه رمضان مكرّر-در حال سجده و ايستاده و نشسته و به طور كلّى در هر حال كه هستى- و نيز در كلّ اين ماه و در طول عمرت به هر صورت كه ممكن شد، و هر گاه كه در طول عمرت به يادت آمد، اين دعا را مكرّر بخوان. به اين صورت كه بعد از حمد و ستايش خداوند متعال، و صلوات بر پيامبر اكرم حضرت محمّد صلّى اللَّه عليه و آله بگو: «اللّهمّ، كن لوليّك فلان بن فلان في هذه السّاعة و في كلّ ساعة، وليّا و حافظا و قائدا و ناصرا و دليلا و عينا، حتّى تسكنه أرضك طوعا، و تمتّعه فيها طويلا.» (خدايا، در اين لحظه و در تمام لحظات، سرپرست و نگاهدار و راهبر و يارى گر و راهنما و ديدبان ولىّات حضرت حجّة بن الحسن- كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد- باش، تا او را به صورتى كه خوشايند اوست [و همه از او فرمانبرى مىنمايند] ساكن زمين گردانيده، و مدّت زمان طولانى در آن بهرهمند سازى). اينك اهتمام ائمّه عليهم السّلام را نسبت به دعا براى آن بزرگوار چگونه مىبينى؟ آيا مانند تو نسبت به آن مقام شريف كوتاهى مىكنند؟ بنا بر اين از بسيار دعا كردن براى او-صلوات اللَّه عليه- و براى كسانى كه دعا كردن براى آنان در نمازهاى واجب، جايز است، خوددارى مكن؛ كه در روايتى آمده كه امام صادق عليه السّلام فرمود: «هر سخنى كه در نماز واجب با آن خداوند متعال را مورد خطاب قرار دهى، كلام آدمى و گفتارى كه نماز را باطل كند نيست.» بنا بر اين، عذرى در ترك اهتمام و همّت گماشتن نسبت به اين امر براى تو باقى نمىماند. آنچه ذکر شد دعا و شرايط دعا از نظر سيد بن طاووس در فصولی از کتاب ” ادب حضور ” بود اين کتاب ترجمه کتاب شريف فلاح السائل و نجاح المسائل می باشد. وما توفيقی الا بالله عليه توکلت و اليه انيب.6/5/90 برابر با 26 شعبان 1432 [1] - متن فارسی: کتاب” ادب حضور “صفحه 100-62 نام كتاب: ادب حضور (نويسنده: م- رموضوع: دعاتاريخ وفات مؤلف: معاصرزبان: فارسىتعداد جلد: 1ناشر: انتشارات انصارىمكان چاپ: قمسال چاپ: 1380 شنوبت چاپ: اول) [2] - متن عربی: کتاب “فلاح السائل و نجاح المسائل” ص: 46 – 24 (نام كتاب: فلاح السائل و نجاح المسائل نويسنده: سيد ابن طاوسموضوع: دعاتاريخ وفات مؤلف: 644 قزبان: عربىتعداد جلد: 1ناشر: بوستان كتابمكان چاپ: قم چاپ: اول) [3] – لازم به ياد آوری است فصل اول کتاب فوق در عظمت نماز و پيامد های سبک شمردن آن و فصل دوّم در شرايط نمازى كه انسان را از كردار و گفتار زشت بازمى دارد می باشد. [4] – الفرقان / 77 - [5] الانعام / 43 [6] – البقره / 186 [7] – غافر / 60 [8] – الانعام / 52 [9] – فاطر / 2 [10] – غافر / 60 [11] – المزمّل / 20 [12] – الفرقان / 77 [13] – ص / 80 [14] – الانفال / 2 [15] – سبا / 39 [16] – البقره / 152 باتشکر از دوستان که با دنبال کردن بحث باعث دلگرمی شدن.
تمام |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 81456504639948755461.png]](http://www.shiaupload.ir/images/81456504639948755461.png)
![[تصویر: tumblr_loertomx091qdvvv1o1_500-500x330.jpg]](http://www.omidvaran.org/wp-content/uploads/2013/06/tumblr_loertomx091qdvvv1o1_500-500x330.jpg)
![[تصویر: broad5.gif]](http://www.sheekh-3arb.info/islam/Library/img/3ater/fawasel/WebPageContent/broad5.gif)


