کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
جهاد
۱۸:۰۷, ۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام به همه دوستان گلم

بابت یه مدتی که نبودم معذرت می خوام. تازه از پکن برگشتم ایران. ببخشید من خیلی سرم شلوغه و کم می تونم سر بزنم. فقط خلاصه بگم که تو این سفر تو رستوران عربی (اسلامی) بودم که یه پسر به اسم جین یون اومد و شروع به صحبت با ما کرد. با هم رفیق شدیم. دبیرستانیه و مسیحی، نسبت به اسلام خیلی ابراز علاقه می کرد و می گفت که تثلیث براش غیر قابل قبوله و خلاصه بگم که تو چین دین و از این جور چیزها تعطیلن. این دوست ما هم خیلی با من تماس داره و در مورد اسلام می پرسه.
من این روزها سرم خیلی شلوغه و نمی تونم جوابهای خوبی براش بفرستم. بهترین کار این بود که سوال هاشو بیارم اینجا مطرح کنم تا شما کمکم کنید. اگه به من باشه این بنده خدا خیلی معطل میشه. خوب، دیدم تو این موضوع من که تنها نیستم هم سنگریها هستند.
اولین سوالش در مورد جهاد و معنی اون تو اسلام و قران بوده. این سوال تو مدرسه اونها مطرح شده. اگه میشه یه مقاله خوب و ترجیحاً انگلیسی راجع به جهاد به من بدید. اگه فارسی باشه مجبور میشم خودم ترجمه کنم که فعلاً با این وضعی که دارم نمی رسم.
جین یون بیشترین مشکل رو با تثلیث داره و یک بار هم از من در مورد نحوه پرستش خدا به شیوه مسلمون ها پرسید. این پسره یه دنیا انرژیه و من وقت ندارم کمکش کنم. لطفاً شما کمک کنید.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، yektasepas ، علی 110 ، MESSENGER ، آرین (الهه.ع) ، yamin
۱۸:۲۹, ۷/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام
از اینکه باز میبینمت خوشحالم
جهاد در اسلام
موفق باشی
یا حق
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، MohammadSadra
۱:۰۳, ۸/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۰ ۱:۰۷ توسط MESSENGER.)
شماره ارسال: #3
آواتار
چند اشاره مهم در مسلمان کردن یک غیر مسلمان

توجه به چند نکته مفید است:
1- به هیچ وجه تحت فشار قرار نگیرد تا شوقش به شناخت اسلام از بین نرود.
2- در ابتدا به عقاید یهودیت حمله نشود.
3- سطح توانایی و استعداد او در درک معارف دینی، مورد توجه بوده و براساس آن کتاب‏هایی معرفی شود.
4- به میل و ذوق او در مباحث توجه شود و متناسب با آن کتاب‏ هایی پیشنهاد شود.
مثلاً میل او به مباحث عقلی است. از کتاب‏های استدلالی مثل کتاب‏های شهید مطهری و استاد مصباح استفاده شود و اگر به مباحث معنوی عرفانی و اخلاقی علاقه دارد کتاب‏های متناسب با آن معرفی گردد.
5- آشنایی با معارف اصیل اسلامی از طریق قرآن و روایات اهل بیت یکی از بهترین راه‏های دعوت به اسلام می‏باشد.
لذا با توجه به آگاهی شخص، او را با معارف قرآن و روایات به خصوص نهج ‏البلاغه و مضامین عالی دعاها آشنایش کنید.

.
.
با توجه به تذکرات بالا کتاب‏های زیر معرفی می‏گردد:
1- علامه سید محمد حسین طباطبایی، آموزش عقاید و دستورهای دینی، انتشارات بنیاد جانبازان تهران (این کتاب با بیانی ساده معارف اسلامی را توضیح داده است).
2- شهید مطهری، مجموعه مقدمه ای بر جهان ‏بینی اسلامی، انتشارات صدرا تهران (این کتاب مباحث را در سطح وسیع‏تر از کتاب قبل طرح نموده است).
3- مصباح یزدی، آموزش عقاید، سازمان تبلیغات اسلامی
کتاب‏های دیگر شهید مطهری و استاد مصباح به خصوص معارف قرآن استاد مصباح یزدی در سطح عالی‏تر بسیار مناسب است.


جهت آشنایی بیشتر در مورد حقانیت و برتری دین اسلام و خصوصا مذهب تشیع به مطالب زیر توجه فرمایید تا بتوانید در زمینه گرایش افراد غیر مسلمان به دین اسلام موفقیت بیشتری کسب نمایید.

در این رابطه از دو راه کلی (عقل و آیات قرآن کریم)، مسأله را پی می‏گیریم.

یک. راه عقل‏
برای داوری در مورد حقانیت یک دین و مقایسه آن با ادیان دیگر، باید ابتدا با اصول عقاید و آموزه‏ های ادیان آشنا شد و آن‏گاه آن را به وسیله عقل - که حجت درونی انسان است - محک زد.
ما در چنین مراجعه‏ ای، اصول عقاید و معارف دین اسلام را مبتنی بر ادله و براهین متقن و یقینی عقلی می‏یابیم؛ یعنی، یکایک این اصول به وسیله براهین متعدد یقینی اثبات می‏گردد.
با وجود براهینی که درباره اصل توحید اقامه می‏شود، ادیان و مکاتب غیرتوحیدی - که اعتقاد به ثنویت (دوخدایی)، تثلیث (سه خدایی) یا چند خدایی از ارکان اعتقادی آنها محسوب می‏شود - ابطال می‏گردد.
در همین زمینه، آنچه که از ادله یقینی عقلی بر نفی جسمیت یا رؤیت خداوند اقامه می‏شود، مکاتب و مذاهبی را که مبتنی بر چنین عقایدی هستند، رد می‏کند.
در خصوص دو دین بزرگ یهودیت و مسیحیت، نیز با همین حجت درونی؛ یعنی، احکام و براهین یقینی عقل، اگر به بررسی آموزه‏های این دو دین بنشینیم، به نتیجه مشابه سایر مکاتب خواهیم رسید.

در خصوص ادیان الهی و آسمانی باید گفت که حقیقت و گوهر همه آنان، دعوت به انقیاد و تسلیم در برابر خداوند متعال است، لکن دستور العمل‏های مربوط به چگونگی تأمین سعادت دنیوی و اخروی انسان، که در اصطلاح از آن به «شریعت» یاد می‏شود، متفاوت است؛
یعنی،
با توجه به اختلاف زمان و مکان و مخاطب این دستورالعمل‏ها، مراحل مختلی را گذرانده و متناسب با آن رو به تکامل بوده است. علاوه بر این، اصول عقاید و گوهر ادیان نیز در مقام بیان و تبیین از عمق و تفصیل بیشتری برخوردار گردیده است.
در حقیقت، دین توحیدی واحد است و شرایع متعدد است:
«ان الدین عند الله الاسلام؛ به درستی که دین در نزد خدا اسلام (تسلیم در برابر حق) است» (آل عمران (3)، آیه 19.)

با ظهور هر پیامبری شریعت قبلی پالایش یافته و در شکل کامل‏تری عرضه شده است.
از این رو پیامبران همه مبلغ دین واحد بودند، و به همین جهت، یکی پس از دیگری مژده آمدن پیامبر جدید را می‏دادند و به این مطلب در کتاب مقدس یهودیت و مسیحیت تصریح شده است. (تورات، کتاب هوشیع نبی.)
بنابراین پیروی صحیح از آیین یهود، با آمدن حضرت عیسی، در تبعیت از ایشان خواهد بود و پیروی صحیح از آیین مسیح با ظهور پیامبر اسلام، در تبعیت از حضرت نبی اکرم خواهد بود.
در نتیجه، تفاوت شرایع آسمانی به معنای درجات متکامل از یک راه و یک حقیقت است.
با توجه به این بیان عقل، با قطع نظر از مسأله تحریف در شرایع گذشته، حکم به لزوم پیروی از جامع‏ترین و کامل‏ترین پیام و دستورالعمل الهی که در آخرین شریعت (اسلام) متجلی شده است، می‏نماید.
همچنین عقل، در بررسی آموزه‏ هایی که توسط یهودیت و مسیحیت امروزی تبیین می‏شود، آنها را مخالف با براهین یقینی خود می‏یابد.
اعتقاد به تثلیث (رساله اول به قرنتیان 6:8 و انجیل یوحنا:20.) تجسم و رؤیت (همان و سفر پیدایش.) اموری است که براهین عقلی آن را از هیچ مکتب و مذهبی نمی‏پذیرد؛ بلکه آن را نشانه عدم حقانیت و در واقع تحریف آنها می‏داند.


به پاره‏ای دیگر از تحریفات صورت گرفته در این دو دین بزرگ اشاره‏ ای گذرا می‏کنیم تا بر اساس حکم عقل، خود داوری کنید:

تحریفات مسیحیت و یهود:
1. اتهامات ناروا به پیامبران؛
علاوه بر رسوخ تحریفات بنیادی و اعتقادی در کتاب مقدس، پاره‏ای اتهامات ناروا و غیراخلاقی به بعضی از پیامبران نسبت داده شده است که قلم از بیان آن شرم دارد، براهین عقلی لزوم عصمت پیامبران را اثبات می‏کند.

2. وجود افسانه ها؛
وجود افسانه ‏های بی‏ پایه در کتاب مقدس، یکی دیگر از جنبه‏ های تحریف آن است؛ از جمله می‏توان به کشتی گرفتن حضرت یعقوب با خدا و غلبه‏ای او بر خدا، اشاره کرد (سفر پیدایش، 43/2330.)

3. گناه فطری؛
مسیحیان معتقدند، آدم در بهشت به گناه آلوده شد و این گناه به همه فرزندان او نیز منتقل می‏شود؛ یعنی، انسان بالفطرة گناه‏کار است و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهایی از این خطا، سودی نخواهد بخشید و تصلیب و به دار کشیده شدن حضرت عیسی(علیه السلام)، کفاره گناه فطری انسان است.

4. تقویت ظلم؛
یکی دیگر از آموزه‏ های نامعقول کتاب مقدس، توجیه ظلم و ستم و دعوت به سکوت در برابر حاکمان ظالم، به بهانه این است که آنان حاکم و سایه خدا در زمین ‏اند. (انجیل متی، 38:5 و اکثر نامه ‏های پولس به رومیان.)
وجود این گونه آموزه های غیرعقلانی در کنار طرح مسأله تثلیث و تجسیم و وجود تناقضات متعدد در متن کتاب مقدس، (در کتاب «انیس‏الاعلام»، ج‏2، 125 مورد تناقض موجود در کتاب مقدس مورد بررسی قرار گرفته است.) دلیل بر عدم حقانیت مسیحیت و یهودیت امروزی است.

خلاصه سخن اینکه راه شناخت حقانیت دین اسلام و عدم حقانیت سایر ادیان و شرایع، مراجعه به آموزه‏ های آنها و داوری است.
اگر کسی مراجعه کند، خواهد یافت که اسلام در سه وادی «عقاید»، «اخلاق و فضایل» و «احکام فردی و اجتماعی»، نه تنها کامل‏تر از سایر ادیان؛ بلکه قابل مقایسه و طرف نسبت با آنها نیست و در تمام دوره زندگی بشر، عقاید و شریعتی به این جامعیت و عمق و اتقان و استواری بر بنیان عقل، وجود ندارد.

امام خمینی(رحمة الله علیه) در این زمینه، در کتاب چهل حدیث می‏نویسد:
«اثبات حقانیت دین اسلام، احتیاج به هیچ مقدمه ندارد جز نظر کردن به خود آن و مقایسه بین آن و سایر ادیان و شرایع». (خمینی، روح ‏الله، چهل حدیث، شرح حدیث دوازدهم، ص 201.)

در پایان این بخش، به این نکته اشاره می‏کنیم که داوری عقل و سنجش و حکم عقل به حقانیت دین اسلام و عدم حقانیت سایر ادیان، خود دلیلی بر نفی پلورالیزم است.
.
.
.

دو. راه آیات‏
آیات قرآنی علاوه بر دلالت بر انحصار دین حق در اسلام و در نتیجه نفی پلورالیسم و تکثرگرایی دینی، به صراحت با برخی از اصول و مبانی پلورالیسم مخالف است و آن را ابطال می‏کند.

مجموع آیات در این زمینه را در سه بخش قرار می‏دهیم:
1. آیاتی که بر صراحت، تنها اسلام را دین حق و صراط مستقیم معرفی می‏کند و عقاید پیروان سایر ادیان را باطل معرفی کرده و آنان را به پیروی از اسلام دعوت می‏کند:

الف.
«و من یبتغ غیرالاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فی الآخرة من الخاسرین». (آل‏عمران (3)، آیه 85.)

ب.
«و لن ترضی عنک الیهود و لا النصاری حتی تتّبع ملّتهم، قل انّ هدی الله هو الهدی و لئن اتّبعت اهوائهم بعد الذی جاءک من العلم مالک من الله من ولیّ و لا نصیر». (بقره (2)، آیه 120.)

ج.
«و قالت الیهود عُزیر ابن الله و قالت النصاری المسیح ابن الله ذلک قولهم بافواههم یضاهئون قول الّذین کفروا من قبل قاتلهم الله انّی یؤفکون». (توبه (9)، آیه 30.)

و آیات فراوان دیگر که شما را به قرآن کریم ارجاع می‏دهیم:
سوره آل‏عمران(3)، آیه 61 (مباهله با مسیحیان)؛
سوره توبه (9)، آیه 32 و 31؛
سوره نساء(4)، آیه 157و 171؛
سوره مائده(5)، آیه 51 و 73؛
سوره فتح (48)، آیه 28؛
سوره صف (61)، آیه‏9؛
سوره مریم(19)، آیات 91 88؛
سوره بقره (2)، آیه 79.

2. آیاتی که با مبنای شکاکیت و نسبیت‏ گرایی و عدم امکان دستیابی به حقیقت - که از مبانی و پیش‏فرض‏ های پلورالیزم دینی است - در تضاد و تقابل است و نشان می‏دهد که از دیدگاه قرآن، به هیچ وجه شکاکیت و نسبیّت مورد پذیرش نیست و رسیدن به حقیقت امکان‏پذیر است. این آیات عبارت است از:
الف.
آیاتی که شکاکان را مورد سرزنش قرار می‏دهد. (نحل (16)، آیه 66؛ جاثیه (45)، آیه 32.)

ب.
آیاتی که ادله انبیا را روشن و آشکار، و شکّ شکاکان را بی‏ وجه معرفی می‏کند. (ابراهیم (14)، آیه 9 و 10.)

ج.
آیاتی که امر به تبعیت از علم و یقین و اجتناب از پیروی از ظن و گمان و شک دارد. (اسراء (17)، آیه 36؛ یونس (10)، آیه 36؛ نجم (53)، آیه 28.)

3. پلورالیزم دینی، بر اساس برخی از مبانی جدید هرمنوتیک استوار است که می‏پندارد، عبارات و متون دینی صامت، یعنی، خالی از معانی‏ اند و قهرا هر نوع شناختی از دین، کاملاً شخصی می‏باشد. آیات و روایات بسیاری با این مبنا به صراحت مخالفت دارند:

الف.
«و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط؛ کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم به قسط و عدل قیام کنند» (حدید (57)، آیه 25.)؛
اگر هر کسی بر اساس صامت بودن قرآن، برداشتی از آن داشته باشد، معیار تمییز بین عدالت و ظلم در قرآن وجود نخواهد داشت و به تبع اقامه عدل بر اساس آن معیار واحد در جامعه، ممکن نخواهد شد.

ب.
«و نزّلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی‏ء؛ این کتاب (قرآن) را بر تو فرستادیم تا حقیقت هر چیز را بیان کند» (نحل (16)، آیه 89.)

ج.
«و تلک حدود الله یبینها لقوم یعلمون؛ این است احکام خدا، بیان می‏کند آن را برای قومی که دانا هستند» (بقره (2)، آیه 230.)
د. «لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی؛ هیچ اکراهی در دین نیست به درستی که راه هدایت از گمراهی، روشن گردید» (همان، آیه 256.)

آیات بالا، قرآن کریم را بیان کننده راه راست از گمراهی و نشانگر حدود الهی و بیانگر هر چیز، معرفی می‏کند و این با مبنای هرمنوتیک جدید، یعنی، خالی بودن عبارات و متون از بار معنایی و تأثیرپذیری از دانش‏ های بشری و در نتیجه شخصی بودن برداشت‏ها از عبارت (و نه معرفتی بودن این برداشت‏ها) ناسازگار و درست در نقطه مقابل است.
.
.

حاصل سخن‏
با مراجعه به حکم عقل و آیات قرآن کریم، به هیچ وجه پلورالیسم و کثرت‏ گرایی دینی، به معنای حقانیت همه ادیان، قابل پذیرش نیست؛ لکن توجه به این نکته ضروری است که دین حق و صراط مستقیم واحد است؛ ولی معذّر و حجت متعدد است.
باید مسأله حقانیت را از معذّریت و حجت جدا کرد. پیروان سایر ادیان، خارج از شریعت حق و مطلوب الهی هستند؛
اما در صورت وجود دو شرط:
(1. جهل به اسلام، 2. پای‏بندی به آیین خود)
دارای حجت و مستمسک خواهند بود و راهشان هر چند «صراط مستقیم» و دین حق نیست؛ اما قابل اعتذار است و در روز قیامت نزد خداوند معذوراند.
قرآن از این گروه به «مستضعف» یاد کرده است. این گروه ضمن معذور بودن، در صورت تحقق آن روش‏ها، بهره ای از سعادت خواهند برد و به درجه‏ ای از سعادت نایل خواهند شد.

نکته دیگر آنکه حقیقت دین یک چیز بیش نیست؛ ولی وحدت آن، از سنخ وحدت عددی نیست؛
بلکه از قبیل وحدت تشکیکی است؛
یعنی، دارای مراتب است که قرآن از این مراتب به «سبل» تعبیر کرده است.
صراط مستقیم واحد است؛ اما سبل به تعدد و اختلاف سالکان و متعبدان متعدد است:
«والذین جاهدوا فینا لنهدینّهم سبلنا». (عنکبوت (29)، آیه 69.)

صراط مستقیم همان شاهراه هدایت است که سبل امن الهی به آن منتهی می‏شود و هر کس به همان مقدار که از سبل امن الهی پیروی کند، از صراط مستقیم نیز بهره‏ مند خواهد شد و هر کس همه سبل امن الهی را طی کند، از صراط مستقیم به طور کامل بهره‏ مند خواهند شد:
«... قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور بإذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم». (مائده (5)، آیه 15و16.
ر.ک:المیزان، ج 1، ذیل آیه 6و7 سوره حمد، (بحث صراط و سبیل)).


برای آشنایی بیشتر منابع زیر معرفی می‏گردد:
الف. کتاب نقد، شماره 4، ص 242، مقاله «نگاهی درون دینی به پلورالیزم دینی، عبدالحسین خسروپناه»؛
ب. قدردان قراملکی، محمدحسن، سویه ‏های پلورالیزم؛
پ. قدردان قراملکی، محمدحسن، قرآن و پلورالیزم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: وحید110 ، paradise ، rastin ، آرین (الهه.ع) ، zarati313 ، علی 110
۱۹:۴۳, ۸/خرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/خرداد/۹۰ ۱۹:۴۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #4
آواتار
سلام برادر از حرف های من این برداشت شد که من می خوام ایشون رو مسلمون کنم؟
اتفاقاً من به ایشون توصیه اکید کردم که دین خودشون رو تغییر ندند و ایشون هم خیلی خوب و مثبت برخورد کردند. می گفت هر کسی بهش رسیده می خواسته نظرش رو به سمت عقاید خودش تغییر بده ولی من اولین کسی بودم که ازشون خواستم تحقیق کنه.
ایشون خیلی سوال دارند. مدام نامه میفرستن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۱, ۹/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #5
آواتار
دوستان این تاپیک اصلاً برای این نیست که جین یون می خواد تغییر دین بده. ایشون در مورد اسلام می پرسیدند و من نتونستم جواب بدم. بهتر دیدم از شما کمک بگیرم.
ارادتمند همه دوستان به خصوص آقای مسنجر.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا