|
شریک اگر خوب بود، خدا هم برای خودش میگرفت ؟!
|
|
۲۲:۱۱, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
شریک اگر خوب بود، خدا هم برای خودش میگرفت زیاد دیدیم وقتی که در یک شراکت دو یا چند نفره شکستی پیش میاد میگن شریک اگر خوب بود، خدا هم برای خودش میگرفت
حالا مثلا هر چیزی که خدا داره برای ما خوبه و بالعکس؟ مثلا خدا متکبره ، ما هم باشیم؟ خدا تک و فرده ، ما هم مجرد بمونیم؟ و ... حالا این تفکر غلط از کجا اومده؟ چه مضراتی داره؟ در اسلام چی اومده؟ بحث کنیم! بچه های حسابداری،اقتصاد و حقوق بیان وسط |
|||
|
|
۲۳:۲۸, ۸/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
موضوع های چالش برانگیزتون جالبند اما تا اونجایی که من یادمه همه شون پرونده های بازی هستند که...
من حسابداری و ... نیستم اما به نظرم خیلی واضحه که وقتی یک کسی نقصی نداره نیاز به کمک هم نداره اما اون نقص هست که باعث ایجاد نیاز میشه وقتی خدا یک وجود کامل و بی نیازه پس شریک نمیخواد |
|||
|
|
۲۳:۴۴, ۸/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۳ ۶:۵۵ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اگه کسی کامل باشه نیاز به شریک پیدا نمیکنه.
ولی انسان ها کامل نیستند. پس ازدواج میکنند تا کامل شن. |
|||
|
|
۲۳:۴۸, ۸/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۱ توسط zahra11.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
ما حقوق و حسابداری نخوندیم و از اقتصاد هم زیاد سر رشته نداریم!!!
اما شریک های زیادی دیدیم که مشکلات بسیار حاد مادی با هم پیدا کردند!!! البته درست و عاقلانه این هست که آدمها وقتی می بینن سرمایهی کافی برای شروع طرحهای بزرگ ندارند با افراد قابل اعتماد شریک بشند و به عبارتی با تکنیک جمع المال به یه سرمایه گذاری بزرگ که با منافع جامعه کل هم سازگاری داره دست بزنند!!! خب مشکل اصلی جایی پیش میاد که شرکا منافع شخصی و یک جانبه خودشون رو به منافع اون طرح ترجیح بدن ، یا زمانی که خدای ناکرده از اعتماد طرف مقابل سوء استفاده کنند و..... ای کاش همه چیز سر جاش بود به خصوص فضای اعتماد باز بود و آدمها بیشتر به سرمایه گذاریهای عظیم دست می زدند واقعا در زمینه تولید سرمایه و شغل خود جامعه می تونست مشکل بیکاری رو حل کنه!!!و نیازی به(ولش سیاسی می شه) این هم در مورد فواید و مضراتش بقیه موارد رو دوستان بفرمایند!! |
|||
|
|
۵:۱۲, ۹/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/شهریور/۹۳ ۶:۵۷ توسط مجید املشی.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
شریک اگه خوب بود، خدا واسه خودش میگرفت....
ما اگه صابخونه باشیم، مستاجرمون ناتوئه و سرمون رو کلاه میذاره... اگه مستاجر باشیم، صابخونه مون سرمون رو کلاه میذاره... اگه خانواده عروس باشیم، ما هستیم که کوتاه میایم... اما وقتی خانواده داماد هم هستیم، بازم ما کوتاه میایم... وقتی خریداریم، این ما هستیم که سرمون کلاه میره... وقتی هم فروشنده هستیم، بازم ماییم که قیمت رو میاریم پایین تا کسی بخره و در نهایت هم این ماییم که سرمون رو شیره مالیدن... پس اگه در کاری میخوایم شریک بشیم، بهترین کار اینه که بگردیم و آدمای ساده رو انتخاب کنیم... آدمایی که به هر دلیلی یکم جنسشون شیشه خرده داشته باشه، این میشه که یک طرف معامله فقط به فکر خودشه و طرف دیگه که فکر میکنه همه مثل خودشن، میخواد که این وسط همه سود کرده باشن، من جمله شریکش... اما توی مسائل کاری آدم ساده به درد نخواهد خورد... آدما باید رند و زبل باشن... و آدم رند و زبل که همه چم و خم کلک ها رو از حفظ باشه، خوب میتونه یه دونه از این کلکها رو هم رو من پیاده کنه دیگه... اینه که واقعاً شریک اگه خوب بود، خدا میگرفت... اما به قول پدرشوهرم اگه شریک بده، چرا تو اروپا همه دارن شریکی کار میکنن و شرکت ها رو اداره میکنن و هیشکی هم به مشکل نخورده تا حالا؟ هر چند پدرشوهر من تا حالا با 5 تا شریک متفاوت در زمان متفاوت دعواش شده و هر دفعه نصف شرکتش رو فروخته تا سهم اونا رو داده که برن و دوباره یه شریک دیگه پیدا کرده و دوباره با اون کار کرده و همچین که شرکت به یه نون و نوایی رسیده، دوباره دعواش شده و دوباره همون آش و همون کاسه... شراکت هم مثل آپارتمان نشینی فرهنگ میخواد... فرهنگسازی بشه، فکر کنم خوب هم باشه... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










