|
بازی های دورهمی
|
|
۱:۴۵, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
من یه جستوجویی تو نت انجام میدادم که یه بازی خوب و دسته جمعی پیدا کنم که مناسب سنم هم باشه و بشه تو شبایی که با رفقا بیرون دورهم هستیم انجام داد اما متاسفانه هیچ!!!!!!! ![]() ![]() برای همین گفتم تو این بخش یه چنین تاپیکی بزنم تا اگه کسی بازی سراغ داره که سرگرم کننده هست برامون بنویسه تا هم ما استفاده کنیم و هم این بازی ها هم جمع آوری بشه ممنون .................................................................................................. خودمم چراغ اول روشن میکنم بسم الله بازی چشمک ![]() تعداد افراد: از 6 نفر تا ... وسایل مورد نیاز: یک خودکار و یه برگ کاغذ نحوه بازی: کاغذ را به تعداد افراد به قسمت های کوچک (اندازه بند انگشت) و مساوی تقسیم میکنم و روی فقط یک برگ یه علامتی میزنیم و بعد برگ هارو مثل هم تا میکنیم افراد به شکل دایره دور هم می نشینند و بعد برگه هارو درون ظرفی میریزیم و هرکس یه برگه میگیرد و باز میکند یکی از افراد برگه علامت خورده دستش میرسد و او به اصطلاح چشمک میشود او باید طوری که کسی نفهمد به یکی از افراد چشمک بزند نفر مقابل که چشمک خورده میتواند برگه خود را بندازد وسط یا نگه دارد همینطور تعداد افرادی که برگه را می اندازند زیاد میشود تا فقط دو نفر میمانند که برگه دستشان است یکی چشمک و دیگری فرد بازنده!!! حالا تک تک افراد برای مجازاتش باید محکم به پشت دست آن فرد بزنند نکته: هرکس اگر در حین بازی فهمید که چشمک کیست میتواند برگه اش را بندازد و بگوید اگر درست گفت که چشمک بخاطر سهل انگاریش در چشمک زدن باید مانند قبل مجازات شود و اگر فرد چشمک را اشتباه گفت باید خودش بخاطر تشخیص اشتباه مجازات شود و آن دور بازی با مجازات تمام میشود و دور بعدی شروع میشود تبصره: اگر فرد مطلع به کسی شک داشته باشد میتواند اورا تهدید کند و بلند بگوید: فلانی اگه به من چشمک نزنی میگم تویی هاااااااااااا و این کار فقط جنبه تهدید دارد و کسی مجازات نمیشود و درستی یا نادرستی تهدید هم مشخص نمیشود و بازی تا انتها ادامه می یابد بازی خیلی قشنگیه پیشنهاد میکنم امتحان کنید ![]() منتظر حضور گرمتان هستم |
|||
|
|
۲:۱۱, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
تذکر قانون مخفی تالار :
هرگونه تاپیک با محتوای شادی و اوقات فراغت ممنوع بوده و با هر گونه حرکت جهت روح بخشیدن و پویا کردن فضای تالار به شدت برخورد می شود . اخطار های سنگین و محرومیت های طولانی در انتظار فتنه گران تالار خواهد بود. لطفا در انتخاب موضوع دقت کنید تا به سرنوشت اندراحوالات و خنده حلال دچار نشین .
|
|||
|
|
۸:۵۳, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اخرش این تاپیکا بسته شد بعضی دوستان هنوز دستشون نیومده چرا بسته شد
یکی از مهمترین دلایلش این بود که تو اون تاپیکا تمسخر و غیبت و تهمت خیلی رایج و عادی شده بود. اسم کاربری دوستان رو مسخره میکردن،خاله زنکی شده بود.... حالا اگه قراره شادی هم باشه بهتر نیست توش گناه قاطی نشه؟ |
|||
|
|
۱۱:۰۰, ۱۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۳ ۱۲:۵۷ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
تاپیک این دوست عزیز رو خراب نکنید لطفا!
من تو دبیرستان به بازی خیلی باحالی با رفقا می کردم. اینقدر این بازی معروف شد که بچه ها بیرون قرار می گذاشتن تا بازی کننش. حالا توضیحش می دم. ممکنه چند نفری تو تالار این بازی رو بشناسن(ذهن خلاق روزبه جان! یه صلوات براش ختم کنید) بازی دور همی «مافیا» تعداد نفرات لازم: حداقل 6 نفر(هرچی بیشتر جالبتر) وسایل لازم: یک قلم و تکه کاغذ های کوچک به تعداد نفرات. تو این بازی چندین نقش داریم. هرکدوم از اعضا باید یکی از نقش ها رو بردارن. در ابتدا باید هر نقش رو روی یکی از کاغذ ها نوشت. کاغذ ها رو تا کرد. هر کی یه کاغذ رو برمی داره و بازش می کنه. نقشی که اون نوشته دیگه متعلق به اون فرد هست. توجه: نقش خودتون رو نباید به هیچ کسی اطلاع بدین(تا اطلاع ثانویه) نقش ها: 1- خدا: بهش می گیم خدا چون از همه چی خبر داره و کار ها همه دست خداست(به معنای واقعی کلمه توی بازی می فهمید چی می گم) 2- گروه مافیا: از دو نقش «دن» (رئیس مافیا) و «مافیا»(پسرخوانده ها) تکشیل شده. یه بازی فقط می تونه یدونه دن داشته باشه اما هر چه قدر می خوای می تونی مافیا داشته باشی تو بازی. 3- پلیس: اسمش معلومه. پلیس هم فقط یه نفر می تونه باشه 4- کارآگاه: بهتره بگم غیب دان! این رو هم فقط یکی می تونید داشته باشید تو بازی 5- دکتر: از این هم فقط یکی تو بازی می شه داشت 6- شهروند: این نقش هیچ غلطی نمی کنه. از این نقش می شه هر چه قدر داشت(هر چی تعداد بازیکن ها بیشتر باشه. باید کاغذ های شهروند رو هم بیشتر کرد تا تعادل حفظ بشه) توجه: تعداد شهروند ها و مافیا ها باید معقول باشه. انطوری نشه که تو بیست نفر ده تا مافیا و یه دن و بقیه شهروند بشن. تعداد مافیا ها رو سعی کنید کم نگه دارید(یه دن و دو تا مافیا، یه دن و سه تا مافیا) مراحل بازی: 1- به اصطلاح می گیم هنوز «روز» هست. همه هم دیگه رو می بینن. همه کنار هم باید بشینن(نزدیک هم) خدا جلوشون سرپا وایمیسده. 2- خدا دستور می گه «بخوابن» همه چشم ها بسته می شه و به اصطلاح شب می شه. هیچ کسی نمی تونه ببینه چیزی رو. 3- خدا دستور می ده «مافیا از خواب بیدار شه». اونوقت مافیا ها(دن و مافیا) چشم باز می کنن. باید تو اون سکوت یه نفر از بقیه انتخاب کنن تا خدا اونو توی شب بکشه. البته این وسط حرف آخر رو دن می زنه. 4- خدا دستور می ده «مافیا بخوابه» مافیا ها دوباره چشماشون رو می بندن. 5- خدا دستور می ده پلیس بیدار شه. پلیس هم یه نفر دیگه رو (که فکر می کنه مافیا هست) به خدا می گه تا بکشدش. همینطور اگه به کسی مضنون نیست می تونه کسی رو انتخاب نکنه. 6- خدا دستور می ده پلیس بخوابه. بعد دستور می ده دکتر پاشه. دکتر چشم باز می کنه و یکی رو برای نجات انتخاب می کنه. این انتخاب بهتره انتخاب مافیا ها باشه. یعنی کسی رو که مافیا می خواسته بکشه نجات بده. 7- خدا به دکتر دستور می ده بخوابه. بعد کارآگاه رو بیدار می کنه. کارآگاه یکی رو انتخاب می کنه. خدا بهش می گه مافیا هست یا نه. توجه: اگه کارگاه دن رو انتخاب کرد. خدا می گه که این فرد مافیا نیست! یعنی دن از زیر دست کارآگاه در می ره. کارآگاه می تونه مافیا ها رو شناسایی کنه اما نمی تونه دن رو شناسایی کنه. بعدش خدا می گه بیدار شن. از چشم باز می کنن. بعدش خدا توضیح می ده دیشب چی شد چه کسی توسط چه کسی کشته شد و چه کسی نجات داده شد. حالا قسمت اصلی بازی. اونایی که مافیا نیستن باید مافیا ها رو پیدا کنن. اونایی که مافیا هستن باید حواس بقیه رو پرت کنن و یکی دیگه رو جای مافیا جا بزنن. نکته: اگه توجه کنید این کلک ها نیازمند فصاحت و پولتیک شدید هست! نکته: اگه پلیس هستی باید ثابت کنی پلیسی. اگه کارآگاهی باید ثابت کنی کارآگاهی. اگه دکتر هستی باید ثابت کنی دکتر هستی. اگه مافیا و دن هستی باید ثابت کنی مافیا و دن نیستی! خدا هم هیچ وقت صاحب نقش ها رو لو می ده. در انتها بچه ها شک می کنن که فلانی مافیا هست. رای گیری می کنن و یکی رو حذف می کنن. اما مافیا ها باید این وسط سعی کنن غیر مافیا ها رو مافیا معرفی کنن و بچه ها گول بخورن. غیر مافیا ها هم باید مافیای اصلی رو تشخیص بدن. ******** توضیح طولانی شد بازی پیچیده است اما فراتر از یه بازی ساده هست. ما حتی کانتر رو ول می کردیم این رو بازی می کردیم. اگه سوالی داشتین بپرسید. دلیل اینکه به اون فرد همه چی دان هم می گیم خدا رو بعداً توضیح می دم. چون باید یه مقداری از بازی سردربیارین. من دوباره اومدم. یه نکته کوچیک بگم. دلیل اینکه به یکی از نقش ها می گیم «خدا»، من هستم! یعنی من نقش خدا رو تو بازی ها می گرفتم. بعدش یه کار هایی می کردم(بازی با کلمه و پولتیک زدن) جوری که نتیجه بازی عوض می شد! واسه همین آخرش به این نتیجه رسیده بودن که هرچی بشه آخرش نتیجه به کام خدا می چرخه. واسه همین گفتن که خدای این بازی که من بودم باید عادل باشه. ولی من عادل نشدم! دو سه دست بازی کردین متوجه قدرت «خدا» می شین. ************************************ تو بازی باید خیلی خوب خودتونو کنترل کنید. جواب های قانع کننده باشین. اگه مافیا نباشین. مافیا ها سعی می کنن شما رو مافیا معرفی کنن. بقیه هم شک می کنن. اگه دیر بجنبین شما به عنوان مافیا با رای اکثریت از بازی حذف می شین. باید سوتی بگیرید از بچه ها وقتی شبه چشمتون بسته است باید گوشتون باز باشه تمام حرکات رو حس کنید. |
|||
|
|
۱۵:۳۷, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بیدل جان 10 سال پیش توی خوابگاه ما این بازی رو می کردیم. اگرچه وقت رو سپری میکرد ولی از یه چیز این بازی خیلی بدم اومد و دیگر دوستان هم بعضا همینطور. اونم اینکه باید بدجوری دروغ بگی تو این بازی.
واقعا حس بدی بهم دست می داد وقتی دروغ می گفتم. البته چند بارش خوشت میاد اما کم کم .... از اون بدتر حس عدم اعتماد بین دوستان. یعنی دوستی که صداقت همیشه در مرامش بود مجبور بود بگه مافیا نیست و من هم رو پیشینه قبلی ازش قبول می کردم. آخر بازی که می فهمیدم طرف مافیا بوده زیر چشمی بهش نگاه می کردم و پیش خودم می گفتم اینم اونجوری که فکر می کردم کارش درست نیست. می دونستم بازیه اما اثر خودش رو می گذاشت. یا یه بار پلیس بودم و مافیاها پلیس ها و کارآگاه رو متقاعد کردن منم مافیا هستم. آخر بازی بود فقط دو نفر نامعلوم بودن یکی من که پلیس بودم و یکی دیگه که مافیا بود.یه ربع تا نیم ساعت از خودم بهترین دفاع رو کردم اما کارآگاه که دوست صمیمی من بود ازم قبول نکرد. حالت گریه بهم دست داده بود. بهش گفتم بابا من مافیا هم باشم نیم ساعت از خودم دفاع کردم اما مافیای واقعی فقط لبخند میزنه و میگه مافیا نیستم. مزد اینهمه فک زدنم اعتمادت باشه اما قبول نکرد و رأی داد به مافیایی من و باختیم. اینقدر توی اون عالم دانشجویی دلم شکست و حس بدی نسبت به دوستم پیدا کردم. گفتم این رفاقت ما ارزشش رو نداشت به خاطر نیم ساعت قسم خوردن و دفاع کردن.... اینجا بود که از بازی بدم اومد. همون دوست مومنم هم که هیچوقت اهل دروغ نبود زود متوجه آسیب این بازی شد و می گفت چیه این بازی که باید همش دروغ بگی ... دیگه ما دو نفر که کمرنگ شدیم بساط بازی هم از اتاق ما رخت بست. نمی خوام موج منفی بیام اما بی آسیب نیست بازی. شما ببین در دین ما گفته میشه به حیوان هم توهین و فحش ندین. چرا؟ چون عادت می کنیم بعدا به انسان هم ممکنه فحش بدیم. یا در دین ما گفته دروغ نگویید حتی به شوخی (که این بازی هم یه جورایی میشه مصداقش) چرا؟ چون آدم عادت میکنه به دروغ گفتن در دنیای واقعی. |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۱۳/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
توی هر خانواده کافیه یه بچه کوچیک باشه...
دیگه هیشکی به بازی احتیاجی نداره... ما هم که تازه ازدواج کرده بودیم، همه اش دور هم جمع میشدیم و همه اش از این بازی ها میکردیم... بعد از بازی مافیا که همه با هم قهر بودن... اما از وقتی زهرا و پسرداییش اومدن، اصلاً کسی به کس دیگه ای یا چیز دیگه ای توجه نمیکنه... این دو تا هی نمک میریزن، همه غش میکنن از خنده... یه نمونه اش این که از زهرا اگه بپرسی چی میخوای، میگه "شوهر"... ![]() یعنی تو هر مهمونی 200 بار بیشتر ازش میپرسن... دختر ما هم اصولاً با خجالت رابطه ای نداره...
|
|||
|
|
۱۶:۱۳, ۱۳/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/شهریور/۹۳ ۱۶:۱۴ توسط Bidel.s.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
نقل قول:بیدل جان 10 سال پیش توی خوابگاه ما این بازی رو می کردیم. اگرچه وقت رو سپری میکرد ولی از یه چیز این بازی خیلی بدم اومد و دیگر دوستان هم بعضا همینطور. اونم اینکه باید بدجوری دروغ بگی تو این بازی.کی بود؟ کی بود؟ من نبودم! منظورم خودم هستم. یعنی اینکه نگفتم بازی جدیده! این روزبه هم که بازی رو ساخته هم سن من نیست ![]() اهل بندرعباس هست و کلاً این بازی از اونجا اومده! بگذریم. حرفاتون درسته. ممکنه عادت کنیم به دروغ و ... اگه فکر می کنید بازی خوبی نیست ارسال ها رو پاک کنید. من تمام و کمال راضی هستم. ![]() نقل قول: توی هر خانواده کافیه یه بچه کوچیک باشه...مجرد ها خودشون یه پا بچه هستن!! کسی که از روی پل شیرجه بزنه توی زرجوب به نظر شما آدم بالغی هست؟ همشهری های من می دونن زرجوب چه آب خنک و زلالی داره |
|||
|
|
۲۳:۳۸, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
میشه خواهش کنم یک مقدار بیشتر در این تاپیک شرکت کنید و بازی های بیشتری بهمون یاد بدید
من ان شالله فردا شب با رفقا عازم مشهدم نایب الزیاره برای شبا که خونه هستیم میخوام
|
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۱۶/شهریور/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
نقل قول:میشه خواهش کنم یک مقدار بیشتر در این تاپیک شرکت کنید و بازی های بیشتری بهمون یاد بدیدبا اردو های مدرسه و دانشگاه و بسیج قراره بری؟ یعنی یه چیزی تو مایه های حج دانش آموزی؟ چند روز هست؟ از طرف چه نهادی؟ خوش به حالت تجربه کردم این مدل اردو رو که دارم می گم خوش به حالت. داری می ری مشهد ![]() خیلی بی معرفته امسال همه رو خواست فقط من رو نخواست. اگه یه موقعی وقت اضافه آوردی هر کی رو دعا کردی من رو دعا نکنی گوشش رو می بنده اون موقع |
|||
|
|
۵:۰۷, ۱۷/شهریور/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/شهریور/۹۳ ۵:۲۱ توسط حضرت عشق.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۱۶/شهریور/۹۳ ۲۳:۵۲)Bidel.s نوشته است: با اردو های مدرسه و دانشگاه و بسیج قراره بری؟سلام! با اجازه علی آقا! با بسیج محل! چهار روز! خب این سوالات تو پاسخ تأثیر داره؟؟؟ زود تر بازی ها رو ارائه بفرمایید این بنده خدا منتظره !!!!!!!!!!!یه بازی که مازندرانیا بهش میگن (پِتَک تُش)! ایشالا فردا شب بعد حرکت تو ماشین بهت میگم! بازی بسیجی های دوران جنگه! یه مقدار میتونه مثل بازی چشمک خشن هم بشه البته چند درصد از اون بالاتر! ******************************* بازی معروفی به نام جشن پتو! وای به حال اون ادمی که میندازنش زیر پتو! یه بار یه مورد اورژانسی شد به خاطر همین بازی! خدا رو شکر سالم در رفت! کم مونده بود جانباز جشن پتو بشه! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |















![[تصویر: biggrin.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/biggrin.png)

