کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
مجموعه خاطرات ازدواج درسیره شهدا
۱۱:۴۳, ۱۴/شهریور/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/شهریور/۹۳ ۲۳:۰۱ توسط مجنون العباس.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
Heartدونیمه سیبHeart
Heart"مجموعه خاطرات ازدواج درسیره شهدا"
معجزه ی خطبه ی عقد:
اولین دیدارمان درپاوه رایادم نمی رود که بخاطربحث بایکی ازروحانیون اهل سنت چقدربامن برخورد کرد!
همین طوربرخوردهای بعدیش درحال عادی بودن برایم همراه باترس بود تاجایی که وقتی صدایش رامیشندیم تنم میلرزید
ماجراهاداشتیم تاازدواجمان سرگرفت ولی چندماه بعد ازازدواجمان احساس کردم این حاجی باآن برادر همت که میشناختم خیلی فرق کرده .خیلی بامحبت ومهربان
این راازمعجزه های خطبه عقد می پنداشتم چراکه شنیده بودم که قرآن کریم می گوید:
وجعل بینکم موده ورحمه
وازنشانه های اواینکه همسرانی ازجنس خودتان برای شما آفرید تادرکنارآنان آرامش یابید ودرمیانتان مودت ورحمت قرارداد دراین نشانه هایی است برای گروهی که تفکرکنند(سوره روم-آیه21)
شهیدمحمدابراهیم همت
صلواتHeart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سیمرغ ، aaaaa ، عشقم کربلا ، شهیدطیبه واعظی ، مرهم ، عبدالرحمن ، soshiant ، فدک زهرا ، Farzaneh ، رهگذر. ، بچه های گمنام ، fiftynine ، N.Mahdavian ، جویای حقیقت ، sarallah ، آیات ، خورشید پنهان ، حضرت عشق ، عبدالرحیم ، mahdy30na ، لبخند خدا ، بیداری اندیشه ، | جستجوگر | ، 21200 ، آفتاب ، mortozpasha ، azade ، "شهید" ، help me

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱:۴۶, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
یکی ازموجبات سعادت خانواده هاواشخاص این است که تقیدات زایدوتجملات زیادی وپرداختن بیش ازاندازه به امورمادی اززندگی دورشود
(مقام معظم رهبری)

"فقط لباس"
زمان ماهم مثل همیشه رسم ورسوم ازدواج زیاد بود.ریخت وپاش هم که بیداد میکرد.
ولی ماازهمان اول ساده شروع کردیم خریدمان یک بلوز ودامن برای من بود ویک کت وشلواربرای مرتضی.
چیزدیگری رالازم نمی دانستیم به حرف وحدیث ورسمورسوم هم کاری نداشتم.
خودمان برای زندگیمان تصمیم میگرفتیم.
همین هابودکه زندگی مارازیباترمیکرد............
شهیدسیدمرتضی آوینی
صلواتHeart

امضای مجنون العباس
یاعلی ماراسفارش کن به دل بندت حسین
عشق این دردانه ماراآبرو بخشیده است.Heart
صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، بچه های گمنام ، جویای حقیقت ، 21200 ، حضرت عشق ، mortozpasha ، عشقم کربلا
۱۰:۳۰, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #32
آواتار
کلام شهدا
با خدا رابطه برقرار کنید که رابطه با خدا مکمل همه خوبیهاست.
شهید غلام رضا یزدانی احد آبادی

خاطرات شهدا
سال 58 تصميم به عقد رسمي گرفتيم.مادرم مهر را بالا گرفته بود تا حداقل يك چيز از اين ازدواج از ديديد انها غير معمول بود شبيه بقيه مردم شود! اگر چه هيچ كداممان موافق نبوديم ولي اسماعيل گفت:تا اينجا به اندازه كافي دل مادرت را شكسته ايم! براي من چه فرقي دارد من چه زياد چه كمش را ندارم!راستي نكند يك بار مهريه ات را بخواهي و شرمنده ام كني! من هم كه نميخواستم به مادرم بي احترامي شده باشدمهريه پيشنهادي را قبول كردم،ولي همانجا قبل از اينكه وارد سند كنند به اسماعيل بخشيدم. شهيد اسماعيل دقايقي
منبع:نيمه پنهان ماه4،ص26 و 27
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بچه های گمنام ، مجنون العباس ، 21200 ، حضرت عشق ، mortozpasha ، عشقم کربلا
۱۳:۴۵, ۲۶/مهر/۹۳
شماره ارسال: #33
آواتار
کلام شهدا
از شما خواهش می کنم و می خواهم که همیشه چند موضوع را در نظر داشته باشید: هرگز دروغ نگویید، زود قضاوت نکنید، گذشت و ایثار داشته باشید، خوش رو، خوش برخورد، صبور و مقاوم باشید.
شهید امیر امینی

خاطرات شهدا
زمان ما هم مثل هميشه رسم و رسوم ازدواج زياد بود و تجملات بيداد ميكرد. ولي ما از همان اول ساده شروع كرديم،خريدمان يك بلور و دامن براي من بود و يك كت وشلوار براي مرتضي. چيز ديگري لازم نمي دانستيم! به حرف و حديثها و رسم و رسوم هم كاري نداشتيم،خودمان براي زندگيمان تصميم مي گرفتيم همين ها بود كه زندگي را زيباتر ميكرد. شهيد سيد مرتضي آويني
منبع:بانوي ماه2،ص12
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بچه های گمنام ، 21200 ، مجنون العباس ، mortozpasha
۲۳:۳۴, ۲۱/آبان/۹۳
شماره ارسال: #34
آواتار
[تصویر: rahman.jpg]

شهيد رحمان اولاد ، معلم اخلاق بود
اين خاطره از زبان همسنگر شهيد ( ناوسروان تكاور مجيد دائمي )


سال 1364 وارد منطقه دوم دريايي بوشهر شدم و در ناو شكن نقدي به عنوان كاربررادار مشغول انجام وظيفه شدم . علاوه برگشت دريايي درخليج فارس براي انجام مأموريتهاي ساحلي به سكوهاي نفتي نوروز – ابوذر – نهر قاسميه آبادان و فاو به صورت متناوب اعزام مي شدم . در نهر قاسميه آبادان نيروي دريايي رادار مستقر كرده بود و فاصلة ما با نيرو هاي بعثي عراق خيلي نزديك بود .نيروهاي بعثي عراق مرتب با خمپاره ايستگاهمربوطه را مورد هدف قرار مي داد ، ولي به خواست خدا نمي توانست دقيق آن منطقه را شناسايي كند و در رسيدن به اهدافش ناكام مي ماند . در طول مأموريتي كه در آن منطقه بودم با شهيد ناو استوار يكم رحمان اولاد كه يكي از تكاوران غيور نيروي دريايي بود ، آشنا شدم . ايشان از لحاظ اخلاقي بسيار مهر بان و مؤمن بود. اغلب در حال نماز و نيايش بود چهره معنوي ايشان زبان زد خاص و عام بود . در تقسيم بندي جيرة غذايي بسيار اهل قناعت بود . رحمان ، يك نيروي رزمي و ورزشكاربود كه در اهميت به نماز اول وقت در بين ديگران متمايز بود . رفتارش درس بزرگي براي ما بود . در مورخه 27/07/1364 در نهر قاسمية آبادان مشغول ديده باني بودم كه ناگهان تعدادي از هواپيماهاي عراقي را مشاهده كردم كه به طرف ما حمله ور شدند . بعد از رسيدن هواپيماها به منطقه با آتش پدافند نيرو هاي خودي ، هواپيماها با شكست ديوار صوتي تغيير مسير دادند بعد از چند لحظه صداي انفجار مهيبي شنيده شد و دود زيادي منطقه را فرا گرفت . چند تن از تكاوران كه در كنار ما بودند ، اظهار داشتند كه به احتمال هواپيماها آبادان را بمباران كرده اند . برابر اطلاع واصله مشخص شد كه نهنگ 2 ( قفاز – بهمن شير ) مورد اصابت قرار گرفته و بلافاصله تماس مخابرات ما با نهنگ 2 قطع شد . ناو استوار اولاد چند روز قبل براي مءموريتي به نهنگ 2 اعزام شده بود . آري ! ! ! بعد از اينكه تعدادي از تكاوران از نهنگ 2 برگشتند خبر آوردند رحمان و تعدادي از همرزمانش شهيد و به سوي معبود پرواز كرده اند .
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، mortozpasha ، شهیدطیبه واعظی ، حضرت عشق ، عشقم کربلا ، حسن عزتي
۲۲:۰۲, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #35
آواتار
کلام شهدا
هر کس بخواهد در مقابل این سیل خروشان بایستد، فنا خواهد شد؛ چون سرچشمهٔ این سیل، به خدا وصل است و هیچ‌گاه از خروش نمی‌افتد.
شهید مجید دایی
خاطرات شهدا
خريد طلا و جواهر براي عروس مثل هميشه رسم بود ولي اينها با وضع مالي يك معلم ساده جور در نمي آمد! از طرفي هم عزت نفسش اجازه نمیداد جوري مطرح كند كه اثر بدي داشته باشد يا باعث ناراحتي شود. ضروريات را ميخريد به طلا و جواهر كه ميرسيديم مي گفت: اينها را بايد سر فرصت مناسب با سليقه يكديگر بخريم!!! خوشم مي آمد چنين عزت نفس و مناعت طبعي داشت. شهيد محمد علي رجايي
منبع :نرم افزار دولت عشق بخش خاطرات
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، بچه های گمنام ، عشقم کربلا ، حسن عزتي
۲۳:۰۴, ۳۰/آبان/۹۳
شماره ارسال: #36
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
این مرحله اززندگی رایکی ازنعمت های بزرگ الهی به حساب بیاورید وآن راشکربگذارید همه آنچه ماداریم ازخداست.
مقام معظم رهبری

"تشکرازخدا"
میلادپیامبربود که مهریه راتعیین کردند همان روز هم باحضور فامیل ها یک مراسم ساده عقدبرگزارکردیم.
صیغه عقدراکه خواندندرفتیم باهم صحبت کنیم دیدم دنبال چیزی میگردد "گفت:اینجا یه مهر هست؟"پرسیدم مهربرای چی؟مگه نماز نخوندی؟
گفت حالا یه مهربده گفتم تانگی برای چی می خوای نمیدم
میخواست نمازشکربخونه که خدادرروز میلادرسول الله به اوهمسرعطاکرده ایستادیم وباهم نمازشکرخواندیم.

شهیدعبدالله میثمیHeart
صلواتHeart
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شهیدطیبه واعظی ، N.Mahdavian ، بچه های گمنام ، عشقم کربلا ، حسن عزتي
۲۳:۱۰, ۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #37
آواتار
[تصویر: siaWcqbH_535.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، عشقم کربلا ، شهیدطیبه واعظی ، بچه های گمنام ، حسن عزتي ، سیمرغ
۱۹:۵۶, ۱۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #38
آواتار
کلام شهدا
تبعيت از خط مشي مقام رهبري در كليه امور عقيدتي، فكري و سياسي و نظامي لازم است.
شهید شيخ فضل الله محلاتي
خاطرات شهدا
پيشنهاد دادم بيايد با خودم باجناق شود و همين مقدمه اي براي ازدواجش شد. به مادر خانومم گفتم:اين رفيق ما از مال دنيا غير از يك دوربين عكاسي چيزي نداره!! گفت:مادر اينها مال دنياست،بگو ببينم ار دين و ايمان چي داره؟ گفتم:ار اين جهت هرچي بگم كم گفتم!ما كه به گرد پاي او هم نمي رسيم گفت:خدا حفظش كنه من دنبال همچين دامادي بودم. شهيد سرتيپ حاج محمد جعفر نصر اصفهاني
منبع:جانم فداي اسلام،ص42
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، N.Mahdavian ، بچه های گمنام ، حسن عزتي ، سیمرغ ، عشقم کربلا
۱۰:۱۹, ۲۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #39
آواتار
کلام شهدا
از بیت المال خوب نگهداری کنید. شهید غلامعلی موحدی دهنوی
خاطرات شهدا
كارمان برعكس شده بود بجاي اينكه خانواده داماد براي پايين آوردن مهريه چانه زني كنند براي بالا آوردنش اصرار ميكردند!!! از آنها اصرار از دكتر انكار!! چون ايشان اصلا مصائل مالي را عامل اساسي نمي دانستند،وقتي از حسن خلق و ديانت داماد اطمينان پيدا ميكردند بقيه مسائل را حل شده ميديدند از طرفي ميگفتند:ما براي جامعه الگو هستيم،نبايد مبنايي بگذاريم كه ديگران به سختي بيفتند. آخر سر هم مهريه اي در حد متوسط آن روز تعيين شد. شهيد مفتح
منبع:مجله شاهد ياران،شماره14،ص67
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: N.Mahdavian ، سیمرغ ، عشقم کربلا
۱۳:۲۹, ۲/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۳ ۱۳:۳۰ توسط شهیدطیبه واعظی.)
شماره ارسال: #40
آواتار
کلام شهدا
آنهايي كه ولايت فقيه را قبول ندارند در هر مقامي كه باشند سرنگون خواهند شد. شهيد دکتر بهشتي
خاطرات شهدا
دستم راکشید، بردگوشه ی حیاط . گفت «این پاکت ها را به آدرس هایی که روشوننوشته م برسون.وقت نشد خودم برسونمشون زحمتش میافته گردن تو.» پول هایی که برای کادوی عوسیش جمع شده بود، تقسیم کرده بود . هر پاکت برای یک خانواده ی شهید. شهید مصطفی ردانی پور
منبع:کتاب ردانی پور
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجنون العباس ، سیمرغ ، عشقم کربلا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا