|
کل یوم عاشورا.... و کل ارض کربلا
|
|
۲۰:۲۴, ۱۳/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
برو خجالت بکش، اباعبدالله را سیاسی نکن!!!
یک زمانی بعد از کودتای ۲۸ مرداد ، انگلیس در مشهد برای هیئت های مذهبی کمک فرستاد، انگلیس و دربار پرچم های عزاداری بین هیئت ها تقسیم کردند، تو همین مشهد خودمان، بعد کودتای ۲۸ مرداد، قمه توزیع کردند، سفارت انگلیس پول داد و قمه توزیع کرد بین عزاداران امام حسین، گفت بزنید توی سر خودتان ولی با ما کاری نداشته باشید! میگویند زمانی که روسها آذربایجان را گرفته بودند، روز عاشورا که بیست تا سی هزار قمه زن در خیابانهای تبریز آمده بود، همانروز روسها عالم مشروطه خواه و مجاهد تبریز-میرزاعلی ثقه الاسلام تبریزی- را گرفته بودند و میخواستند اعدامش کنند،در میدان مرکزی شهر این آخوند مجاهد را آوردند به دار بکشند، بیست هزار مرد هم در خیابانها، قمه میزدند، یکی رفت پیش قمه زنها ، گفت شما که اینها را توی سر خودتان میزنید، من نمیگویم توی سر روسها بزنید ولی لااقل با همین قمه ها بیایید به میدان اعدام و پای چوبه دار که اینها ببینند بیست هزار آدم قمه به دست آمده و بترسند و ایشان را به دار نکشند، قمه زن ها گفتند برو خجالت بکش، اباعبدالله را سیاسی نکن، امام حسین را بگذار برای ما، امروز ما آمدیم با امام حسین حال کنیم و قمه بزنیم ... خب این نوع امام حسین را ، انگلیس و روس قمه هایش را میخرند و هدیه میدهند... ("زندگی به سبک امام حسین" سال ۹۱ استاد رحیم پور ازغدی) https://plus.google.com/u/0/10498816...ts/jNRUgRkGyfP |
|||
|
|
۱۴:۲۶, ۲۹/مهر/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
هدف از قیام حسین(علیه السلام) را شنیده اید؟:
از زبان مبارک خودشان بشنوید: اللَهُمَّ إنَّكَ تَعْلَمُ أَنَّهُ لَمْ يَكُنْ مَا كَانَ مِنَّا تَنَافُسًا فِي سُلْطَانٍ، وَلاَ الْتِمَاسًا مِنْ فُضُولِ الْحُطَامِ؛ بار پروردگارا! حقّاً تو ميداني كه آنچه ما انجام داده ایم(از ميل به قيام و اقدام و امر به معروف و نهي از منكر و نصرت مظلومان و سركوبي ظالمان) به جهت ميل و رغبت رسيدن به سلطنت و قدرت و مفاخرت نبوده است؛ و نه از جهت درخواست مال و ثروت و مطامع دنیائی! وَلَكِنْ لِنَرَي الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ، وَنُظْهِرَ الاْءصْلاَحَ فِي بِلاَدِكَ، وَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ، وَيُعْمَلَ بِفَرَآئِضِكَ وَسُنَنِكَ وَأَحْكَامِكَ. بلكه به علّت آن است كه: نشانهها و علامتهاي دين تو را آشکار سازیم، و در بلاد و شهرهاي تو صَلاح و اصلاح ظاهر سازيم؛ تا اينكه ستمديدگان از بندگانت در امن و امان بسر برند، و به واجباتِ تو و سنّتهاي تو و احكام تو عمل شود. فإنْ لَمْ تَنْصُرُونَ وَتُنْصِفُونَا قَوِيَ الظَّلَمَه عَلَيْكُمْ، وَعَمِلُوا فِي إطْفَآءِ نُورِ نَبِيِّكُمْ؛ وَحَسْبُنَا اللهُ، وَعَلَيْهِ تَوَكَّلْنَا، وَإلَيْهِ أَنَبْنَا، وَإلَيْهِ الْمَصِيرُ. پسهان اي مردم! اگر شما ما را ياري ندهيد و از درِ انصاف با ما در نيائيد؛ اين حاكمان جائر و ستمكار بر شما چيره ميگردند، و قواي خود را عليه شما بكار ميبندند، و در خاموش نمودن نور پيغمبرتان ميكوشند. و خدا براي ما كافي است، و بر او توكّل مينمائيم، و به سوي او باز ميگرديم، و به سوي اوست همه بازگشتها! لمعات الحسین |
|||
|
|
۲۲:۳۶, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
آفرين! بر كشته شدن در راه خدا!
همه آزادگان جهان، باید درس شجاعت را از حسین(علیه السلام) بیاموزند: این فریاد حماسی حسین(علیه السلام) است؛ بشنوید: أَ فَبِالْمَوْتِ تُخَوِّفُنِي؟! هَيْهَاتَ؛ طَاشَ سَهْمُكَ، وَخَابَ ظَنُّكَ! آيا مرا از مرگ ميترساني؟ هيهات؛ تيرت به خطا رفت! و گمانت واهي و تباه شد! لَسْتُ أَخَافُ الْمَوْتَ. من كسي نيستم كه از مرگ بترسم! إنَّ نَفْسِي لاَكْبَرُ مِنْ ذَلِكَ، وَهِمَّتِي لاَعْلَي مِنْ أَنْ أَحْمِلَ الضَّيْمَ خَوْفـًا مِنَ الْمَوتِ؛ نفس من بزرگتر از اینها است، و همّت من عاليتر است از آنكه از ترسِ مرگ، بار ستم و ظلم را بدوش بكشم؛ وَهَلْ تَقْدِرُونَ عَلَي أَكْثَرَ مِنْ قَتْلِي؟! واي بر شما! بيشتر از كشتن من چه می توانید بکنید؟! مَرْحَبـًا بِالْقَتْلِ فِي سَبِيلِ اللَهِ! آفرين! بر كشته شدن در راه خدا! وَلَكِنَّكُمْ لاَتَقْدِرُونَ عَلَي هَدْمِ مَجْدِي وَمَحْوِ عِزَّتِي وَشَرَفِي؛ وليكن شما توانائي بر نابودي عظمت من، و محو و نيستي عزّت و شرف من را نداريد! فَإذًا لاَ أُبَالِي مِنَ الْقَتْل! پس در اين صورت، من باكي از كشته شدن ندارم! |
|||
|
|
۱۹:۲۵, ۴/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بخشی از بیانات امام حسین(علیه السلام) در پاسخ به تهديد حُرّ و بيان آمادگي براي شهادت
أَلاَ تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لاَيُعْمَلُ بِهِ، وَأَنَّ الْبَاطِلَ لاَيُتَنَاهَي عَنْهُ!؟ لِيَرْغَبِ الْمُؤْمِنُ فِي لِقَآءِ اللَهِ مُحِقًّا؛ فَإنِّي لاَأَرَي الْمَوْتَ إلاَّ سَعَادَه، وَلاَ الْحَيَوه مَعَ الظَّالِمِينَ إلاَّ بَرَمـًا. لمعات الحسین(علیه السلام) آيا نميبينيد كه به حقّ عمل نميشود؟! و از باطل جلوگيري به عمل نميآيد؟! در اين صورت حتماً بايد مؤمن حقّ جو، طالب ديدار خدا و لقاي حقّ بوده باشد. من مرگ را جز سعادت نميبينم، و زندگي با ستمكاران را جز ملالت و خستگي و كسالت نمينگرم. |
|||
|
|
۱۴:۰۴, ۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
امام خامنه ای: رهبران دنیا و امام حسین علیهالسلام
آن مبارز و مجاهد فىسبیلالله که آنطور مظلومانه در مقابل دنیا ایستاد و خونش ریخته شد و خاندانش به اسارت رفتند، از همه جهت، بر دشمن خود پیروز شد. این، براى ملتها یک درس است. لذاست که از رهبران بزرگ دنیاى معاصر - حتى آنهایى که مسلمان هم نیستند - نقل مىکنند که گفتهاند: «ما راه مبارزه را، از حسینبنعلى علیه السّلام یاد گرفتیم.» 10/4/1371 |
|||
|
|
۱۹:۳۲, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
ماجرای گفتوگوی حضرت امام حسین و عمر سعد در کربلا
امام خامنه ای: در آن هنگامى که حضرت به کربلا رسیده بودند و عمربنسعد در روز چهارم محرم ظاهراً وارد کربلا شد. یک مدتى، چند روزى بین امام حسین و عمر سعد هى گفتگو مىشد. چند بار عمر سعد بلند شد، آمد توى خیمهى امام حسین، نشستند با هم صحبت کردند. در یکى از این صحبتها، خطاب به عمر سعد جملهى حضرت، جملهى طلبگارانه است، به عمر سعد مىگوید،.... حالا هم فرماندهى همان لشکرى که علىالظاهر پیروز هست آمده توى خیمهى امام حسین، صحبتى که بین اینها خواهد گذشت چگونه است؟ قاعدتاً این صحبت این خواهد بود که او ملامت کند، آقا چرا آمدى؟ حضرت هم بگویند دیگر حالا شده یک کارى بکنیم، فلان. مىبینیم درست به عکس است. وقتى مىآید توى خیمهى امام حسین، امام حسین سؤال مىکنند: یابنسعد! تو چرا حاضر نیستى که با ما حرکت کنى، قیام کنى؟ او مىگوید که من بچههایم در آن جایند و گیر مىافتند. حضرت مىگویند برو پس نجنگ با ما، از فرمان عبیدالله سر باز بزن. مىگوید نمىتوانم، مىترسم، به من حمله مىکنند، مالم را مىگیرند. یعنى حضرت او را در موضع انفعال قرار مىدهد. به او اعتراض مىکند و او در صدد عذرخواهى از امام حسین برمىآید. یک چنین روحیهى قوى و محکمى. | نماز جمعه تهران ۱۳۶۳/۷/۲۰ ماجرای گفت وگوی حضرت امام حسین و عمر سعد در کربلا لینک در آپارات | ماجرای گفت وگوی حضرت امام حسین و عمر سعد در کربلا |
|||
|
|
۱۲:۱۳, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
ماجرای شهادت حضرت جُون در کربلا به روایت رهبر انقلاب
اشراف کوفه، بزرگان و معاریف کوفه مثل حبیببنمظاهر و ظهیربنقین و دیگران - که اینها جزو بزرگان و نامداران رجال کوفه بودند - در کنار امام حسین شهید شدند، افتادند حضرت این حرکات را نشان نداد. خطاب به مسلمبنعوسجه، حضرت فرمودند که انشاءالله از خدا اجر بگیرى. اما در مقابل این غلام سیاه که کسى را ندارد، فرزندى ندارد، خانوادهاى در انتظار او نیست تا بر او گریه کنند، حسینبنعلى آمد همان حرکتى را که با علىاکبر انجام داد، با این غلام انجام داد. بالاى سر غلام نشست، این سر خونین غلام را روى زانوى خودش گذاشت، اما دلش آرام نگرفت، یک وقت همه دیدند حضرت خم شد، صورتش را روى صورت این سیاهِ غلام گذاشت... فیلم | بعثت خون ۹۳ ماجرای شهادت غلام حضرت اباعبدالله علیه السلام در کربلا به روایت رهبر انقلاب آپارات | ماجرای شهادت حضرت جُون در کربلا |
|||
|
|
۱۹:۴۸, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
امام خامنه ای: سه عنصر در حرکت حضرت
عاشورا يك حادثهى تاريخىِ صرف نبود؛ عاشورا يك فرهنگ، يك جريان مستمر و يك سرمشق دائمى براى امت اسلام بود. حضرت ابىعبدالله عليهالسّلام با اين حركت يك سرمشق را براى امت اسلامى نوشت و گذاشت. اين سرمشق فقط شهيد شدن هم نيست؛ يك چيزِ مركب و پيچيده و بسيار عميق است. سه عنصر در حركت حضرت ابىعبدالله عليهالسّلام وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه. ۱۳۸۴/۱۱/۰۵ |
|||
|
|
۱۳:۲۷, ۹/آبان/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
هیئت سکولار نداریم
رهبر انقلاب: هیئتها نمیتوانند سکولار باشند؛ هیئتِ امام حسینِ سکولار ما نداریم! هرکس علاقهمند به امام حسین است، یعنی علاقهمند به اسلام سیاسی است، اسلام مجاهد است، اسلام مقاتله است، اسلام خون دادن است، اسلام جان دادن است؛ معنای اعتقاد به امام حسین این است. ۱۳۹۲/۰۸/۲۰ عکس / هیئت سکولار نداریم |
|||
|
|
۲۱:۰۷, ۹/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/آبان/۹۳ ۲۱:۲۲ توسط عمار رهبری.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
ماجرای شهادت حضرت قاسم ابنالحسن به روایت رهبر انقلاب
«فضربه ابن فضیل العضدى على رأسه فطلقه»؛ ضربه، فرق این جوان را شکافت. «فوقع الغلام لوجهه»؛ پسرک با صورت روى زمین افتاد. «وصاح یا عماه»؛ فریادش بلند شد که عموجان. «فجل الحسین علیهالسلام کما یجل الصقر». به این خصوصیات و زیباییهاى تعبیر دقت کنید! صقر، یعنى بازِ شکارى. مىگوید حسین علیهالسلام مثل بازِ شکارى، خودش را بالاى سر این نوجوان رساند. «ثم شد شدة لیث اغضب». شد، به معناى حمله کردن است. مىگوید مثل شیر خشمگین حمله کرد. «فضرب ابنفضیل بالسیف»؛ اول که آن قاتل را با یک شمشیر زد و به زمین انداخت. عدهاى آمدند تا این قاتل را نجات دهند؛ اما حضرت به همهى آنها حمله کرد. جنگ عظیمى در همان دور و برِ بدن «قاسمبنالحسن»، به راه افتاد. آمدند جنگیدند؛ اما حضرت آنها را پس زد. تمام محوطه را گرد و غبار میدان فراگرفت. راوى مىگوید: «و انجلت الغبر»؛ بعد از لحظاتى گرد و غبار فرو نشست. این منظره را که تصویر مىکند، قلب انسان را خیلى مىسوزاند: «فرأیت الحسین علیهالسلام» : من نگاه کردم، حسینبنعلى علیهالسلام را در آنجا دیدم. «قائماً على رأس الغلام»؛ امام حسین بالاى سر این نوجوان ایستاده است و دارد با حسرت به او نگاه مىکند. «و هو یبحث برجلیه»؛ آن نوجوان هم با پاهایش زمین را مىشکافد؛ یعنى در حال جان دادن است و پا را تکان مىدهد. «والحسین علیهالسلام یقول: بُعداً لقوم قتلوک»؛ کسانى که تو را به قتل رساندند، از رحمت خدا دور باشند... ماجرای شهادت حضرت قاسم ابن الحسن به روایت رهبر انقلاب آپارات | ویدیو های 3 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| گزارش ساعت به ساعت از روز عاشورا با ترکیب اوقات شرعی کربلا | سید امیر امام | 3 | 1,561 |
۲/آبان/۹۴ ۲۰:۱۹ آخرین ارسال: سید امیر امام |
|
| روزشمار وقایع کربلا از اول محرم تا روز عاشورا | Eve | 1 | 1,091 |
۲۷/مهر/۹۴ ۲۱:۱۰ آخرین ارسال: mahdy30na |
|
| کربلا چگونه کربلا شد؟(لهوف نامه) | صبح صادق | 4 | 2,185 |
۱۲/آذر/۹۲ ۱۹:۱۳ آخرین ارسال: صبح صادق |
|







