کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
ابراهیم و مقام امامت (تأملی بر آیه ی امامت)
۲۲:۰۵, ۲۹/مهر/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


برگرفته از تفسير نمونه، آیه ی 124 سوره مبارکه بقره

وَ إِذِ ابْتَلى إِبْرَهِيمَ رَبُّهُ بِكلِمَتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنى جَاعِلُك لِلنَّاسِ إِمَاماً قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتى قَالَ لا يَنَالُ عَهْدِى الظلِمِينَ

124 (به خاطر بياوريد) هنگامى كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او بخوبى از عهده آزمايش بر آمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم ، ابراهيم عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پيمان من به ستمكاران نمى رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند).

«امامت» اوج افتخار ابراهيم


از اين آيات به بعد سخن از ابراهيم پيامبر بزرگ خدا و قهرمان توحيد و بناى خانه كعبه و اهميت اين كانون بزرگ توحيد و عبادت است كه ضمن هيجده آيه اين مسائل را بر شمرده است .

هدف از اين آيات در واقع سه چيز است :

نخست اينكه مقدمه اى باشد براى مساءله تغيير قبله كه بعدا مطرح مى شود تا مسلمانان بدانند اين كعبه از يادگارهاى ابراهيم پيامبر بت شكن است و اگر امروز مشركان و بت پرستان آن را تبديل به بت خانه كرده اند اين يك آلودگى سطحى است و چيزى از ارزش و مقام كعبه نمى كاهد.

ديگر اينكه يهود و نصارى ادعا مى كردند ما وارثان ابراهيم و آئين او هستيم و اين آيات (در ارتباط با آيات فراوانى كه درباره يهود گذشت) مشخص مى سازد كه آنها تا چه حد از آئين ابراهيم بيگانه اند.

سوم اينكه مشركان عرب نيز پيوند ناگسستنى ميان خود و ابراهيم قائل بودند، بايد به آنها نيز فهمانده شود كه برنامه شما هيچ ارتباطى با برنامه اين پيامبر بزرگ بت شكن ندارد.

در آيه مورد بحث نخست مى گويد «بخاطر بياوريد هنگامى را كه خداوند ابراهيم را با وسائل گوناگون آزمود و او از عهده آزمايش به خوبى بر آمد» (و اذ ابتلى ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن).

آرى اين آيه از مهمترين فرازهاى زندگى ابراهيم يعنى آزمايش هاى بزرگ او و پيروزيش در صحنه آزمايش ها سخن مى گويد، آزمايش هائى كه عظمت مقام و شخصيت ابراهيم را كاملا مشخص ساخت ، و ارزش وجود او را آشكار كرد.

هنگامى كه از عهده اين آزمايش ها برآمد، خداوند مى بايد جايزه اى به او بدهد فرمود: من تو را امام و رهبر و پيشواى مردم قرار دادم (قال انى جاعلك للناس اماما).

«ابراهيم تقاضا كرد كه از دودمان من نيز امامانى قرار ده» تا اين رشته نبوت و امامت قطع نشود و قائم به شخص من نباشد (قال و من ذريتى).

اما خداوند در پاسخ او «فرمود: پيمان من ، يعنى مقام امامت ، به ظالمان هرگز نخواهد رسيد» (قال لا ينال عهدى الظالمين).

تقاضاى تو را پذيرفتم ، ولى تنها آن دسته از ذريه تو كه پاك و معصوم باشند شايسته اين مقامند!

در اينجا چند موضوع مهم است كه بايد دقيقا بررسى شود:
ادامه دارد ....
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، میم.حسین.الف ، آفتاب ، Woodi2020 ، مجید املشی
۹:۲۲, ۲/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


منظور از «كلمات» چيست ؟

از بررسى آيات قرآن و اعمال مهم و چشمگيرى كه ابراهيم انجام داد و مورد تحسين خداوند قرار گرفت ، چنين استفاده مى شود كه مقصود از «كلمات» (جمله هائى كه خداوند ابراهيم را به آن آزمود) يك سلسله وظائف سنگين و مشكل بوده كه خدا بر دوش ابراهيم گذارده بود، و اين پيامبر مخلص همه آنها را به عاليترين وجه انجام داد، اين دستورات عبارت بودند از:

بردن فرزند به قربانگاه و آمادگى جدى براى قربانى او به فرمان خدا!

بردن زن و فرزند و گذاشتن آنها در سرزمين خشك و بى آب و گياه مكه در جائى كه حتى يك نفر سكونت نداشت !

قيام در برابر بت پرستان بابل و شكستن بتها و دفاع بسيار شجاعانه در آن محاكمه تاريخى و قرار گرفتن در دل آتش ، و حفظ خونسردى كامل و ايمان در تمام اين مراحل !

مهاجرت از سرزمين بت پرستان و پشت پا زدن به زندگى خود و ورود در سرزمينهاى دور دست براى اداى رسالت خويش ، و مانند اينها.

و براستى هر يك از آنها آزمايشى بسيار سنگين و مشكل بود، اما او با قدرت و نيروى ايمان از عهده همه آنها بر آمد و اثبات كرد كه شايستگى مقام «امامت» را دارد.
ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح
۱۳:۵۹, ۳/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


امام كيست ؟


از آيه مورد بحث اجمالا چنين استفاده مى شود: مقام امامتى كه به ابراهيم بعد از پيروزى در همه اين آزمون ها بخشيده شد. فوق مقام نبوت و رسالت بود.

توضيح اينكه : امامت معانى مختلفى دارد:

1 «امامت» به معنى رياست و زعامت در امور دنياى مردم (آنچنان كه اهل تسنن مى گويند).

2 «امامت» به معنى رياست در امور دين و دنيا (آنچنان كه بعضى ديگر از آنها تفسير كرده اند).

3 امامت عبارت است از تحقق بخشيدن برنامه هاى دينى اعم از حكومت به معنى وسيع كلمه ، و اجراى حدود و احكام خدا و اجراى عدالت اجتماعى و همچنين تربيت و پرورش نفوس در «ظاهر» و «باطن» و اين مقام از مقام رسالت و نبوت بالاتر است ، زيرا «نبوت» و «رسالت» تنها اخبار از سوى خدا و ابلاغ فرمان او و بشارت و انذار است اما در مورد «امامت» همه اينها وجود دارد به اضافه «اجراى احكام» و «تربيت نفوس از نظر ظاهر و باطن» (البته روشن است كه بسيارى از پيامبران داراى مقام امامت نيز بوده اند).

در حقيقت مقام امامت ، مقام تحقق بخشيدن به اهداف مذهب و هدايت به معنى «ايصال به مطلوب» است ، نه فقط «ارائه طريق».

علاوه بر اين «هدايت تكوينى» را نيز شامل مى شود يعنى تاءثير باطنى و نفوذ روحانى امام و تابش شعاع وجودش در قلب انسانهاى آماده و هدايت معنوى آنها (دقت كنيد).

امام از اين نظر درست به خورشيد مى ماند كه با اشعه زندگى بخش خود گياهان را پرورش مى دهد، و به موجودات زنده جان و حيات مى بخشد نقش امام در حيات معنوى نيز همين نقش است .

در قرآن مجيد مى خوانيم «هو الذى يصلى عليكم و ملائكته ليخرجكم من الظلمات الى النور و كان بالمؤ منين رحيما» «خدا و فرشتگان او بر شما رحمت و درود مى فرستند تا شما را از تاريكي ها به نور رهنمون گردند و او نسبت به مؤمنان مهربان است» (احزاب 43).

از اين آيه بخوبى استفاده مى شود كه رحمت هاى خاص خداوند و امدادهاى غيبى فرشتگان مى تواند مؤمنان را از ظلمت ها به نور رهبرى كند.

اين موضوع درباره امام نيز صادق است ، و نيروى باطنى امام و پيامبران بزرگ كه مقام امامت را نيز داشته اند و جانشينان آنها براى تربيت افراد مستعد و آماده و خارج ساختن آنان از ظلمت جهل و گمراهى به سوى نور هدايت تاءثير عميق داشته است .

شك نيست كه مراد از امامت در آيه مورد بحث معنى سوم است ، زيرا از آيات متعدد قرآن استفاده مى شود كه در مفهوم امامت مفهوم هدايت افتاده ، چنانكه در آيه 24 سوره سجده مى خوانيم : و جعلنا منهم ائمة يهدون بامرنا لما صبروا و كانوا باياتنا يوقنون : «و از آنها امامانى قرار داديم كه به فرمان ما هدايت كنند، چون استقامت به خرج دادند و به آيات ما ايمان داشتند».

اين هدايت به معنى ارائه طريق نيست ، زيرا ابراهيم پيش از اين ، مقام نبوت و رسالت و هدايت به معنى ارائه طريق را داشته است .

حاصل اينكه قرائن روشن گواهى مى دهد كه مقام امامت كه پس از امتحانات مشكل و پيمودن مراحل يقين و شجاعت و استقامت به ابراهيم بخشيده شد غير از مقام هدايت به معنى بشارت و ابلاغ و انذار بوده است .

پس هدايتى كه در مفهوم امامت افتاده چيزى جز «ايصال به مطلوب» و «تحقق بخشيدن روح مذهب» و پياده كردن برنامه هاى تربيتى در نفوس آماده نيست .

اين حقيقت اجمالا در حديث پر معنى و جالبى از امام صادق (علیه السلام) نقل شده :

«خداوند ابراهيم را بنده خاص خود قرار داد پيش از آنكه پيامبرش قرار دهد، و خداوند او را به عنوان نبى انتخاب كرد پيش از آنكه او را رسول خود سازد، و او را رسول خود انتخاب كرد پيش از آنكه او را به عنوان خليل خود برگزيند، و او را خليل خود قرار داد پيش از آنكه او را امام قرار دهد، هنگامى كه همه اين مقامات را جمع كرد فرمود: من تو را امام مردم قرار دادم ، اين مقام به قدرى در نظر ابراهيم بزرگ جلوه كرد كه عرض نمود: خداوندا از دودمان من نيز امامانى انتخاب كن ، فرمود پيمان من به ستمكاران آنها نمى رسد... يعنى شخص سفيه هرگز امام افراد با تقوا نخواهد شد».

فرق نبوت و امامت و رسالت

بطورى كه از اشارات موجود در آيات و تعبيرات مختلفى كه در احاديث وارد شده بر مى آيد كسانى كه از طرف خدا ماءموريت داشتند داراى مقامات مختلفى بودند:

1 مقام نبوت يعنى دريافت وحى از خداوند، بنابراين نبى كسى است كه وحى بر او نازل مى شود و آنچه را بوسيله وحى دريافت مى دارد چنانكه مردم از او بخواهند در اختيار آنها مى گذارد.

2 مقام رسالت يعنى مقام ابلاغ وحى و تبليغ و نشر احكام خداوند و تربيت نفوس از طريق تعليم و آگاهى بخشيدن ، بنابراين رسول كسى است كه موظف است در حوزه ماءموريت خود به تلاش و كوشش برخيزد و از هر وسيله اى براى دعوت مردم به سوى خدا و ابلاغ فرمان او استفاده كند، و براى يك انقلاب فرهنگى و فكرى و عقيدتى تلاش نمايد.

3 مقام امامت يعنى رهبرى و پيشوائى خلق ، در واقع امام كسى است كه با تشكيل يك حكومت الهى و بدست آوردن قدرت هاى لازم ، سعى مى كند احكام خدا را عملا اجرا و پياده نمايد و اگر هم نتواند رسما تشكيل حكومت دهد تا آنجا كه در توان دارد در اجراى احكام مى كوشد.

به عبارت ديگر وظيفه امام اجراى دستورات الهى است در حالى كه وظيفه رسول ابلاغ اين دستورات مى باشد، و باز به تعبير ديگر، رسول ارائه طريق مى كند ولى امام «ايصال به مطلوب» مى نمايد (علاوه بر وظائف سنگين ديگرى كه قبلا اشاره شد).

ناگفته پيدا است كه بسيارى از پيامبران مانند پيامبر اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلم) هر سه مقام را داشتند هم دريافت وحى مى كردند، هم تبليغ فرمانهاى الهى ، و هم در تشكيل حكومت و اجراى احكام تلاش مى كردند و هم از طريق باطنى به تربيت نفوس مى پرداختند.

كوتاه سخن اينكه : امامت همان مقام رهبرى همه جانبه مادى و معنوى جسمى و روحانى و ظاهرى و باطنى است ، امام رئيس حكومت و پيشواى اجتماع و رهبر مذهبى و مربى اخلاق و رهبر باطنى و درونى است .

امام از يك سو با نيروى مرموز معنوى خود افراد شايسته را در مسير تكامل باطنى رهبرى مى كند.

با قدرت علمى خود افراد نادان را تعليم مى دهد.

و با نيروى حكومت خويش يا قدرت هاى اجرائى ديگر، اصول عدالت را اجرا مى نمايد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  غدیر ومساله امامت وخلافت aliabad 38 9,799 ۲۱/مهر/۹۵ ۲۱:۳۹
آخرین ارسال: mahdy30na
  دفاع فاطمه سلام الله علیها از امامت و امام خویش aboutorab 2 2,040 ۵/فروردین/۹۲ ۱۹:۱۱
آخرین ارسال: aboutorab

پرش در بین بخشها:


بالا