|
غدیر ومساله امامت وخلافت
|
|
۶:۳۲, ۲۰/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/مهر/۹۵ ۶:۳۳ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام صبح همگی بخیر در مساله پیشنهاد تعیین روزی برای وحدت شیعه وسنی بنام امامت وخلافت سوالاتی مطرح گردید که جای آن فضای مستقلی می طلبید .لذا این پست ایجادشد تا دوستان اگر مایلند سوالات خودرا دراین جا مطرح کنند تا انشاءالله برآگاهی هایمان افزوده شود .برای آغاز کاربخشی ازسوال مهم فرشته عذاب را به اینجا منتقل نموده وپاسخ خودرا مینویسم. کدوم شیعه ای حق امام علی (علیه السلام) برای خلافت رو مشروط به بیعت مردم امام نشناس میکنه که شما کردید ؟ بنده معتقدم که حق خلافت جدای از ایفای آنست واین دوازهم جدا هستند برای اینکه حقی ایفا شود شروطی لازم است ازجمله بیعت مردم وتا بیعت صورت نپذیرد حق خلافت روی کاغذ میباشد ولذا در عمل مشاهده میکنیم که همه پیامبران وامامان بجز مواردی محدود نتوانسته اند حق خودرا بگیرند .ضمن اینکه اساسا خلافت حق نیست وتکلیف است وتکلیف زمانی مطرح است که مکلف دارای اختیار باشد . |
|||
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۸:۴۶, ۲۱/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۵ ۹:۱۸ توسط فرشته ی عذاب.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۵ ۸:۱۹)فرشته ی عذاب نوشته است:(۲۱/مهر/۹۵ ۸:۱۱)aliabad نوشته است: خداوند پیامبرش یا امامش رو به ولایت مردم برگزیده . مردم چکاره هستند که موافق باشند یا مخالف ؟ (سوال 2)الان دیگه همگی میدونیم که شما قدر پشیزی از اسلام سردرنمیارید چون حتی نمیدونید ولایت امر در بعد حکومتی دقیقا خود خلافته . (۲۱/مهر/۹۵ ۸:۲۷)aliabad نوشته است: ضمنا بعلت اهانت وناسزا شما را شایسته مباحثه با خودم نمی بینم لطفا بروید اول ادب بیاموزید وسپس از آداب اسلامی دفاع کنیدحرفاتون جدا و حقیقتا اراجیفه و انکارتون واقعا مسخره است . دستاویزی که الان بهش چنگ انداخته اید هم همینطور . (۲۰/مهر/۹۵ ۱۲:۳۹)قلب نوشته است: سلامسلام دوست عزیز ، گمراهی اون کاربر مثل روز آشکاره و شما در طرف حق هستید . اما عرض کنم که با اینکه صحبتتون در مورد سخنان علما در عمل همینطوره اما از نظر استدلال منطقی نمیشه اینطور که شما فرمودید بگیم چون عالم بودن علما پس از اثبات علمشون روشن میشه پس بنابراین صحیح تر اینه که بگیم تمام حقایق ابتدا براساس حقایق دیگر برامون بطور عقلی اثبات شده اند - حقایق عظیمی مثل وجود خداوند یکتا ، صفات خداوند سبحان ، حقانیت قرآن کریم و رسول خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ، صحت احادیث ، و همچنین صحت کتب علما - و سپس این حقایق رو به عنوان منبع در اثبات حقایق دیگر مورد استفاده قرار میدیم . مسلما هیچکدوم از ما هر تفسیری از دین و کلام خداوند رو نمی پذیریم ، بلکه به استدلالشون توجه می کنیم . به همین جهت هست که علمای عزیز و گرانقدر در مباحث غیرتقلیدی ، استدلالشون رو نوشته اند و نه صرفا نظرشون رو ، چون تنها نظرشون کافی نیست ، همونطور که در عمل هم شاهدیم که نظر علما در بعضی موارد متفاوته (و این یعنی امکان رخ دادن اشتباه وجود داره) بنابراین با اینکه قبول دارم که بخاطر عالم بودن علما ، در عمل مثل حرف شما میشه که پس از مشاهده استدلالشون اونا رو می پذیریم (البته نه نظرات مختلف رو همراه هم) اما از نظر استدلال منطقی نمیشه اینطور گفت . پس اینکه باید به متخصص رجوع کرد هم نه از باب حجت بودن نظرشون ، بلکه از باب سروکار پیدا کردن ما با استدلال های واقعی و قوی و منطق دینی اصیل فرموده شده ، تا ما رو با دلایلشون به راه درست راهنمایی کنن (اصلا "دلیل" در لغت یعنی راهنما )
|
|||
|
۱۰:۴۷, ۲۱/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۵ ۱۰:۵۶ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق |
|||
|
۱۳:۳۰, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۵ ۸:۴۶)فرشته ی عذاب نوشته است:سلام صحیح می فرمایید يه نکته ای هم این وسط هست اونم اینکه عقل افراد محدوده خاصی داره و هر کسی متفاوته این کاربر هم به چند دلیل از جمله کهولت سن و حق دونستن خودش و تاکید زیاد بر عقل خودش گمراه شده و البته دوری از عالمان هرچند بحث باهاش بی فایدس ولی لازم بود بقیه متوجه مشکلات ايشون بشن که اصلا منطق و عقل رو نمی دونه چی هست ولی همش ازش دم میزنه و به دلیل ذهنی به هم ریخته دایم فرافکنی می کنه و نمی تونه مطالب بلند رو متوجه بشه که اینم ماله کهولت سنه حالا تا کی باید تحملش کنیم خدا عالمه |
|||
|
۱۳:۵۴, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وتشکر مگر مجبورید که تحمل میکنید اگر قادر نیستید بگذارید وبگذرید |
|||
|
۱۶:۵۴, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۵ ۱۳:۵۴)aliabad نوشته است: بنام خدا ![]() گذشتن که شما رشد کردید دیگه گرامی، جناب علی اباد ، شما مطالبتون تو این مدت که گفتین با اعتقاداتی که ازش دم میزنین خیلی متفاوت هست ، کاری به این ندارم که شیعه هستین و یا .... ، چون برخی غقاید شما حتی با مبانی اسلامی هم فرق داره ، البته شما ازادی و مختار که چی برداشت کنی ، تو پستهاتون چندین بار از زیرمطالب در رفتین، اگه بحث غدیر بود که گفتین مردم بیعت کردن بر ... اگه میگیم بحث خلافت و وصایت و ... بود ، اون مثال حقوقی رو عرض کردم براتون ، بازم سکوت اختیار کردین ، اگه گفتم که اجماع رو تعریف کنین بازم سکوت ، گفتم اگه اجماع باشه ، پس چطور خلیفه ثانی و ثالث به روج اجماع انتخاب نشد ، بازم سکوت اختیار کردین ، مگه خلفای ثلاث خلیفه نبودن؟ اگه بودن چطور خلیفه شدن ؟ بعد اینکه جناب علی اباد شما همش میگی خلافت رو باید همراه با انتخاب مردم باشه ( همون بحث اجماع ) این چطور میشه ؟ بزارین یکم از کلام امیر المومنین بگیم شاید جناب علی اباد متوجه مفاهیم بشن امام علی ایا در طول تاریخ 25 ساله غصب خلافت از ایشون سکوت کرد و هیچگاه سخن نگفت؟ اگه شما میگید امام حق خودش رو واگذار کرد ، پس چرا امام چنین سخنانی رو مطرح میکردن تو این دوران؟ ببنینم چیا بوده اسن سخنان ترجمه ها به قدری روشن و اشکار هست که کمی با متون اشنا باشی نیازی به ترجمه اوری نیست ، اما خدا نکنه که کسی بخواد ترجمه دلخواهش رو بیاره که دیگه ... أَمَا وَ اللَّهِ لَقَدْ تَقَمَّصَهَا فُلانٌ وَ إِنَّهُ لَيَعْلَمُ أَنَّ مَحَلِّي مِنْهَا مَحَلُّ الْقُطْبِ مِنَ الرَّحَي يَنْحَدِرُ عَنِّي السَّيْلُ وَ لا يَرْقَي إِلَيَّ الطَّيْرُ. خطبه شقشقیه لَقَدْ عَلِمْتُمْ أَنِّي أَحَقُّ النَّاسِ بِهَا مِنْ غَيْرِي وَ وَ اللَّهِ لاَءُسْلِمَنَّ مَا سَلِمَتْ أُمُورُ الْمُسْلِمِينَ وَ لَمْ يَكُنْ فِيهَا جَوْرٌ إِلَّا عَلَيَّ خَاصَّةً الْتِمَاساً لِأَجْرِ ذَلِكَ وَ فَضْلِهِ وَ زُهْداً فِيمَا تَنَافَسْتُمُوهُ مِنْ زُخْرُفِهِ وَ زِبْرِجِهِ. ( خطبه ای که امام هنگام بيعت شورا با عثمان مطرح کردن) از طرف دیگه به گواه تایخ مواردی وجود داره که کسی شک نداشت به اینکه خلیفه بعد از رسول خدا علی بن ابیطالب هست ، چطور؟ زبیر رو که میشناسین؟ ببن زبیر تو این موضوع چی میکه برای نمونه البته از زبیر میگم وقال الزبير : لا أغمد سيفا حتى يبايع علي قبلش رو بخون که قبل این عبارت چی میکن : لما توفي رسول الله - صلى الله عليه وسلم - اجتمع الأنصار في سقيفة بني ساعدة ليبايعوا سعد بن عبادة ، فبلغ ذلك أبا بكر ، فأتاهم ومعه عمر وأبو عبيدة بن الجراح ، فقال : ما هذا ؟ فقالوا : منا أمير ، ومنكم أمير . فقال أبو بكر : منا الأمراء ، ومنكم الوزراء . ثم قال أبو بكر : قد رضيت لكم أحد هذين الرجلين عمر وأبي عبيدة أمين هذه الأمة . فقال عمر : أيكم يطيب نفسا أن يخلف قدمين قدمهما النبي - صلى الله عليه وسلم - ؟ فبايعه عمر وبايعه الناس . فقالت الأنصار أو بعض الأنصار : لا نبايع إلا عليا . قال : وتخلف علي ، وبنو هاشم ، والزبير ، وطلحة - عن البيعة . اینو کسی میاد میگه که شیعه نیست عزیزم یعنی کسی شک نداشت به اینکه بخواد کسی غیر از امیر المومنین خلیفه بشه ، چرا؟ چون بیعت گرفته شده بود به بعد از نبی علی علیه السلام تماما جایگاه خلافت و ولایت و امیر بودن بر امت بعد از نبی. حالا شما باز بگو نه این بیعت باید از بعد رحلت باشه . یه مثال حقوقی بزنم؟ البته قبلی رو هنوز پاسخ ندادین فکر کنم زیر سوالات کم نتونین راست کنین برای همین فعلا پرسش مطرح نمیکنم اما برای دوستان میگم اگه خواستن کمی ذهنشون رو درگیر کنن. دوستان ، جناب علی اباد تو مباحث خودشون یک نکته ای رو تذکر دادن و من رو به یک وافعه برگردوند که تو تاریخ تکرار شده و اون اینکه اگه قرار بود امام خلیفه بر امت باشه باید با امام بیعت میکردن بعد از شهادت رسول خدا حال اینکه تو تاریخ مواردی بیشمار وجود داره که بحث خلافت رو به این اشکال گفتن که ای علی جان ایکاش زودتر میگفتی تا با ابوبکر بیعت نمیکردیم ، علی جان یادم رفت که با نبی در غدیر بر خلافت و امامت تو بیعت کردیم ، علی جان ما حافظه ضعیفی داریم و یادمان نمی اید که بر تو بر خلافتت بیعت کرده باشیم ، علی جان علی جان و علی جان هایی که برای فرار از اشتباه خود میگفتن. نمونش رو ببینید و این عبارت پاسخی به پرسش تکراری جناب علی اباد هم هست که میگن تو مدینه باید دوباره بیعت مشد ، کلام امیر المومنین برای این چنین افرادی حجت نیست که وخرج علي كرم الله وجهه يحمل فاطمة بنت رسول الله صلى الله عليه وسلم على دابة ليلا في مجالس الأنصار تسألهم النصرة ، فكانوا يقولون : يا بنت رسول الله ، قد مضت بيعتنا لهذا الرجل ولو أن زوجك وابن عمك سبق إلينا قبل أبي بكر ما عدلنا به ، فيقول علي كرم الله وجهه أفكنت أدع رسول الله صلى الله عليه وسلم في بيته لم أدفنه ، وأخرج أنازع الناس سلطانه ؟ فقالت فاطمة : ما صنع أبو الحسن إلا ما كان ينبغي له ، ولقد صنعوا ما لله حسيبهم وطالبهم . الامامة والسياسة بتحقيق الزيني، ج 1، ص 19. علي ( عليه السلام ) در حالي كه فاطمه را شبانه بر مركبي سوار كرده بود ، نزد انصار ميرفت و از آنان درخواست همراهي و كمك ميكرد . انصار در پاسخ ميگفتند : اي دختر رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) ما با اين مرد ( ابوبكر) بيعت كردهايم و اگر پسر عمو و شوهرت پيش از او نزد ما ميآمد ، با او بيعت ميكرديم . علي ( عليه السلام ) فرمود : آيا ميتوانستم بدن نازنين رسول خدا ( صلي الله عليه وآله وسلم ) را رها كنم و آن را دفن ننمايم ، آنگاه براي به دست آوردن خلافت و جانشينياش با مردم دعوا كنم ؟ ![]() جناب علی اباد ، ببین با این مطالب بالا و همینطور مطالب که انصار و مهاجرین و اونهایی که پیامبر بودن شک نداشتن بجز امیر المومنین کسی خلیفه نیست و بعد که بیعت نامشروع ( همون فروش ملک با سند عادی در حالی که با سند رسمی انتقال پیدا کرده بود ) صورت میگیره حضرت سکوت نمیکنن ، اگه خلافت براشون ارزش نداشت به اون معنایی که شما میخوای بفهمونی پس چرا میرفتن و مناشده میکردن و حتی تو شورای 6 نفره هم حضرت میفرماد من احق هستم . یعنی برای تک تک عقاید شما که در اینجا شما به نوشتار ختم کردید به قدری مستندات هست که شما حتی پاسخی براش نداری. جز جاده خاکی زدن. اصلا همه اینها هم نادیده بگیریم برخی عبارت خطبه غدیر رو که چه اهل سنت و چه شیعه قبول دارن و متحد هستن رو چطور میخواییم توجیه کنیم؟ تو نقل قول میزنم که قابل درک باشه براتون نقل قول:نتیجه بیعت : اگر چه با وجود نص، نیازى به بیعت غدیر نبود، و مردم مثل سایر موارد منصوص اسلام، باید اصلا یکم از غدیر بریم بیرون ، نبی خاتم درباره بعد خودشون چی گفتن؟ نمیدونم شما دوستان حدیث خلفاء اثنی عشر رو خوندین یا نه؟ بحث قشنگیه اگه کسی مطالعه کنه چون پاسخ هایی رو میگیره که میفهمه داستان از کجا بوده مسلم تو کتاب صحیح خود و حاکم تو کتاب مسترک و ... اینو میارن که : لايزال الاسلام عزيزا الي اثني عشر خليفة، كلهم من قريش خو این متن یکی از متون هست ( در برخی عبارات کم و زیاد داره ) خود این حدیث جای کار و تدبر داره که میدونم از حوصله جناب علی اباد خارج هست چرا؟ چون این موضوع به ایشون خوش نمیاد ، نه به ایشون بلکه به هم اندیشانی که این سبکی فکر کنن. خومعنای ظاهری عبارت چیه؟اساتید ادبیات عرب کجان؟ اسلام پا برجا خواهد بود تا وقتي كه 12 تن خليفه باشند. جناب علی اباد 12 تا رو شما بشمار ببینیم چطور میشموردی این 12 خلیفه رو . البته پیش از شما بزرگانی شمار کردن ولی وا موندن تواین خلفای بعد نبی ص بزارین نمونه بیارم شاید کمک کرد براتون. عبدالله بن عمر رو میشناسین؟ ازش درباره خلفای بعد نبی پرسیدن و او چنین شمرد این خلفا رو 1ـ ابوبكر 2 ـ عمر 3 ـ عثمان 4 ـ معاويه 5 ـ يزيد 6 ـ سفاح 7 ـ منصور 8 ـ جابر 9 ـ امين 10 ـ سلام 11 ـ مهدي 12 ـ اميرالعصب کتاب تاريخ الخلفاء، صفحه 210. یه نکته تقدیم کنم خدمت شما ، تو متن حدیث میفرمان چی؟ اسلام پا برجا خواهد بود تا وقتي كه 12 تن خليفه باشند. یعنی اسلام از خلیفه اول تا اخر که 12 تا هستند پا برجا میمونه ، شما چطور میخوای 12 تا خلیفه رو بشماری ؟ حداقل یه راهنمایی اخرین خلیفه رو امام عصر میتونی بدونی و اگه غیر این بدونی باید بگم تو مهدویت هم مشکل داری همونطور که تو امامت و خلافت بلافصل امیر المومنین اشکال داری. حالا 11 تای دیگه رو بشمار. اگه نشماری به اعتقادت به کلام نبی رو هم شک میکنم. اگه کسی کتاب صحیح مسلم داشت و یا تو سایت یه سرچ بزنه این عبارت اثْنَيْ عَشَرَ خَلِيفَةً ببینین چه تعداد میاد، خو منتظرم که خلافت رو که 12 خلیفه قرار هست حفظ کنن بر بشموری. در انتها یک کلام تقدیم میکنم و نتیجه به وجدان بیدار و خوابیده شما فوالله! ما زلت مدفوعا عن حقي مستأثرا علي منذ قبض الله نبيه صلي الله عليه و سلم حتي يؤم الناس هذا. خطبه ششم نهج البلغه به خدا سوگند! مرا همواره از حقم محروم كردند، از روزي كه پيامبر از دنيا رفت، حق مرا ضايع و پايمال كردند.
جناب علی اباد ، خلافت حقی بود که برای امیر المومنین و اون حق غصب شد از طریق نامشروع ، حالا شما اسمون ریسمون بباف که حق و بیعت و .... ، حق غصب شد از امیر المونین بعد از اینکه در غدیر بیعتی صورت گرفت و نتیجه نقض عهد کردن با خدا هم شد 25 سال دور بودن از رحمت خدا و عذابهایی که بر امت نازل شد.منتظرم درست حسابی ایناها رو رد کنی ، وگرنه باید بخاطر مطالب خلاف واقع از کاربرات پوزش بخوای. |
|||
|
|
۱۷:۱۵, ۲۱/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۵ ۱۷:۱۷ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وتشکر قبلا پاسخ لازم داده ام اگر نکاتی مبهم هست بترتیب شماره بنویسید تا پاسخ دهم سلام دوستان صبح شما بخیر هم سوگواریتان قبول وهم پیروزی تیم ملی مبارک اگر درهرمبحثی مطالب پراکنده واردشود ریسمان بحث ازدست همه خارج میگردد.سخن ها بسیارند اما در هر مبحثی رسیدن بمقصود درآن بحث است نه چیزدیگری. در این مقوله هدف اثبات باورهای اهل تسنن ویا آنچه در شیعه مطرح است نیست بلکه پیدا کردن حقیقت در چارچوب یک بحث منطقی وعقلانی است ولذا در این بحث تنها شناخت امامت وخلافت ورابطه آن دو با هم است ونتایجی که ازآن حاصل میگردد. برای شناخت این موارد دوراه وجوددارد یکی ازآغاز باورهایمان شروع کنیم ودیگری ازانتهای کاریعنی الان درجامعه ما چه میگذرد؟ من تلاش میکنم کوتاه بهردو روش بپردازم. یک:از وضعیت موجود-در کشور ما نظام اسلامی برپاست برپایه ولایت فقیه وقانون اساسی داریم درقانون اساسی آمده است که حکومت ازخداست واومردم را درسرنوشت خویش آزاد گذاشته است.خداوند پیامبران وامامان را فرستاد تا راهنمای زندگی باشند مردم نیز با انتخابات رهبران جامعه را برمیگزینند.هم اکنون مراجع دینی ورهبری همانانی هستند که ملت ایران برای زندگی فردی واجتماعی خود انتخاب کرده اند ومراجع دینی نقش نبوت وامامت را دارند ورهبری نقش خلافت را دو:ازآغاز-خداوند پیامبران را فرستاد تا راهنمای مردم باشند ومردم را درسرنوشت خود آزاد گذاشت امامان ما دراسلام راه پیامبررا دنبال کردند .اما درمساله حکومت واداره جامعه مردم آزاد بودند که آنانرا به خلافت خدا درزمین برگزینند ویا براساس شورا(رای اکثریت)دیگری را انتخاب کنند .درطول تاریخ بشر مدت محدودی خلافت بدست معصومان بود ماننددوران داود وسلیمان وپیامبر اسلام وعلی (5سال) اما بیشتر حاکمیت دراختیار مردمان دیگر بود چه با استبداد وزور ویا با مردمسالاری ورای اکثریت مثلا حکومت طالوت ویا کورش کبیر(عبدصالح) ازموارد انتخاب اکثریت وبیشتر موارد دیگر مانند نظام سلطنتی گذشته که برپایه زور بود. از این دو شیوه شناخت میتوان گفت که درغدیر امام علی ع بوسیله پیامبر بعنوان جانشین ایشان پس ازرحلت معرفی شدند اما مردم درگزینش خلافت راه دیگری رفتند خواه با شوری ویا بزور درهرحال سرنوشت مردم بدست خودشان است . نتیجه:امامت نصب الهی است مانند نبوت ورسالت اما خلافت که شانی ازآنست باید با انتخاب مردم باشدکه در مرحله چهارم علی ع برگزیده شد. موفق باشید
|
|||
|
۱۹:۰۹, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۵ ۱۷:۱۵)aliabad نوشته است: بنام خدا علی اباد چون پاسخ ندارید فرار میکنید خلافت رو شما نمیتونی به راحتی منکر بشی و منکر شدن به اون و اینکه چون بیعتی صورت نگرفتپس امام رفت کنار و خلیفه نشد و امامت هم براشون یه حالت تشریغاتی باقی موند متاسفم برای شما که از پاسخ دادن به پرسشی که پاسخش اسون هست وا میمونین. جناب غصب براتون ثقیله بگین یا اینکه میترسین ؟ تو پست پیشین براتون مستند گفتم ولی شما ترس دارین از گفتنش حدیث اثنی عشر خلیفه رو چرا پاسخ نمیدین؟اینم پیشتر پاسخ گفتین؟ اگه پاسخی مدارید بحث روببنیدم چون شما که پاسخ نمیدین جز ریسمان بافی ، واقعا متاسفم برای شما ، دریغ از پاسخی منطقی و اصلا پاسخ دادن به مطالب. طبق واقعه غدیر و موارد پیشتر و کلام نبی خاتم امیر المومنین خلیفه بلافصل و امام بر حق هست . ذکر چند نکته و باز هم منتظر بی پاسخی از جناب علی اباد. یکی از شئون نماینده خدا بر زمین ، خلافت هست ، کسی که که جانشین نبی خاتم میشه باید بتونه هم طراز باشه با نبی خاتم ، این عبارت با چه موضوع همسانی داره؟أنت منّي بمنزلة هارون من موسی إلّا إنّه لا نبيّ بعدي _ خلیفه نبی خدا باید اینگونه باشه ، کدوامیکی از خلفای این 1400سال اینگونه بودن؟ یکی دیگر از ابعادی که هست بحث تبیین احکام و قران و اعتقادات هست ، پیامبر اکرم ایا مبین قران و احکام نبودن؟ پس جانشین ایشان هم باید مبین و عالم بر اون احکام و مباحث مربوطه باشه ، برای این موضوع یکی از موارد رو تقدیم میکنم ، سوره برائت رو که میدونین و میشناسین؟ این که دیگه تو قران هست و حداقل یکبار که دیگه دیدین ، ایات 1تا 13این سوره وقتی نازل شد پیامبر اکرم جناب ابوبکر رو همراه نامه ای( ایات نازله ) فرستادن که به مکه ببرد ، اما نکته مهم اینجاست که پیامبر خدا میفرماد : لا، اِلّا اِنِّي اُمِرْتُ اَنْ اُبَلِّغَهُ اَنَا اَوْ رَجُلٌ مِنْ اَهْلِ بَيتِي ، نه، جز اين كه من از جانب خدا مأمور شدهام كه آن آيات را خودم يا يكي از مردان خاندانم ابلاغ كند حالا بعد از اینکه جناب ابوبکر رفت جبریل سلام الله اومد و پیامی همراه اورد که این پیام مهم هست برای امثال شما که اشکال میکنین ،پیامبر سریعا امیر المومنین رو روانه کردند تا به ابوبکر برسند و نامه رو گرفتند و به سمت محل مورد نظر رفتند ، در این بین ابوبکر برمیگرده و از رسول خدا میپرسن که چه شد ایا ایه ای نازل شد در باره من ؟ حضت رسول چنین فرموودند : لا وَ لكِنْ جِبْرِئيلُ جائَنِي فَقالَ لا يؤَدّي عَنْكَ اِلّا اَنْتَ اَوْ رَجُلٌ مِنْكَ؛ نه، ولي جبرئيل نزد من آمد و گفت: آن را جز تو يا مردي از تو، ابلاغ نكند ، خو حق تبیین و تبلیغ هم که مشخص شد در کدام محل قرار گرفته ، منبع اون موضوع هم تو کتبی همچون مسند احمد و سنن ترمذی و دیگر کنتب با کنی اختلاف در عبارات و الفاظ اومده . حالا بعدی دیگه از جانشین رسول خدا بحث ولایت هست که خلافت رو در خودش جای میده ، ایه اولی الامر رو که دیگه بلدین همه ، مائده 55 ،ایه کدوم مورد رو بیان میکنه؟ بحث ولایت ، کدوم ولایت ولایتی که معین و مشخص هست و اون هم مطلقه هست و پیامبر دارای اون بود و جانشین نبی هم باید چنین ولایتی داشته باشه ، کدوم یکی از این خلفای اربعه این رو داشتن؟ مباحث علم و شجاعت و .... که دیگه بمونه سر وقتی جدا که تاریخ شاهدی خوب هست . جناب علی اباد ، هرکاری کنی نمیتوتی اثبات کنی خلیفه بلافصل نبی خدا کسی غیر از امیر المومنین بوده باشه ، اعتقاد 4-5 جامعه اسلامی برای خودشون ممحترم ولی تو اعترافات خودشون اقرار و اعتراف کردن بر غصبی بودن خلافت و قبض نامشروع اون و حرفهایی که از اجماع و ... زده شده رو خودشون منکر شدن. حالا شما بازم اسمون ریسمون بباف/ کلامی غیر از پاسخ بدید پست رو مختومه محسوب میکنم. |
|||
|
|
۱۹:۲۴, ۲۱/مهر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/مهر/۹۵ ۲۰:۰۴ توسط aliabad.)
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بنام خدا
سلام وشب بخیر بنده مطلبی را پاسخ داده ام اگر ایرادی برآن است بنویسید قرار نیست هرکس حرف دلش رابزند شما هم میتوانید پست بزنید وحرف دلتان را آنجا بیاورید اینجا من در باره امامت وخلافت پست کوتاهی زده ام ایرادش را بگیرید با زبان خود نه ارسال مطالب کتاب . ضمنا اگر پرسشی دارید کافی است یک مورد را کوتاه بنویسید تا جواب دهم بشرط رعایت حرمت کاربران ونویسنده .اگر پاسخی نگرفتید مرا ترک کنید موفق باشید منتظرپرسش شما هستم |
|||
|
۲۱:۳۹, ۲۱/مهر/۹۵
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
(۲۱/مهر/۹۵ ۱۹:۲۴)aliabad نوشته است: بنام خداغلیکم السلام پست کوتاه و بلند ندهره گرامی ، جرف دل تا عقیده حیلی فرق داره ، ایراد نگرفتیم؟ نگرفتم؟ واقعا !!!!! 4 صفحه مباحثه رو شما شب شعر بحساب اوردی؟ من از خودم بگم؟حرفی رو که نبی مکرم زد؟ کلام نبی خاتم و معصوم رو نقل میکنم بدون اندکی تغییر . پرسش ها رو اگه متوجه نمیشید دیگه به خودتون برمیگرده نه به پرسش . پست مربوطه به علت بی نتیجه بودن بسته میشه. پرسشی مطرح نمیکنم تا نگید پرسش مطرح شد و وقت ندادید. کسی که پیگیر بحث باشه خودش میتونه نتیجه بگیره. بقول خودتون قرار نیست من شما رو و شما من رو به ایین خود دعوت کنیم. فقط تو این بحث بعضی عقاید روشن شد تا برخی بدونن با خودشون چند چند هستن. شبتون خوش. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ابراهیم و مقام امامت (تأملی بر آیه ی امامت) | ghoran | 2 | 1,414 |
۳/آبان/۹۳ ۱۳:۵۹ آخرین ارسال: ghoran |
|






)



گذشتن که شما رشد کردید دیگه گرامی، 