|
خانمهاي شاغل بخوانند. دليل برتري كار خانه به بيرون
|
|
۱۶:۲۰, ۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۱۶:۲۶ توسط مصطفي مازح7610.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با سلام و عرض ادب. اين مطلب نقل قول از يك وبلاگ يك خانم هست جالب بود اينجا قرار دادم بخونيد..
امروز که اومدم و اون دوتا نظر دیشب رو دیدم، هم خنده ام گرفت و هم دلم به حال چنین آدمهایی سوخت ... متاسفانه توی کامنتهای خصوصی خیلی از این دست افاضات هست که من دیگه نخونده دیلیتشون میکنم ... اما خیلیها هستند که حقیقتا نمی تونند درک کنند که من چرا با توجه به تحصیلکرده بودنم قبول کرده ام که با افتخار، تمام وقتم رو برای خونه و زندگیم بذارم. به این یکی توجه کنید: " ... از سبک نوشتن و اداره وبلاگت معلومه آدم خلاقی هستی. از اینهمه تسلطتت به ایات و احادیث و استفاده بجا و مناسب ازشون هم معلومه هوش و حافظت از حد نرمال بالاتره ... مومن و محجبه هم هستی و توی این نظام خرت میره ... مدرک دانشگاه تهران رو هم داری که همه جا روی دست میبرنش! ... هر جور حساب کنی برای آدمی مثل تو کار پیدا کردن مثل آب خوردنه. من نمیتونم بفهمم چرا خودت رو اسیر خونه کرده ای؟ ... من اگه جای تو بودم پادشاهی میکردم برای خودم، همسرداری سیخی چنده؟! ... اون مال زنهای دوره قجره که مجبور بودن نونشونو از دست شوهرشون بگیرن. نه مال زن قرن 21 که خودش یه پا مرده! ... ... به خدا من مزاحم نیستم. فقط دوست دارم بدونم چرا این کار رو میکنی؟ اگه دلیلت قانع کننده باشه قول میدم کارم رو ول کنم و بچسبم به خونه و زندگیم و همسرداریم ... فقط خواهش میکنم جوابم رو بده ... شاید این سوال خیلیها باشه و تو بتونی بهشون کمک کنی ... " فکر میکنم حالا وقتشه که دلیل اصلی توی خونه موندنم رو بگم. شاید به درد کسانیکه که حقیقتاً دنبال حقیقتند بخوره و مثل من تکلیفشون رو روشن کنه: دیگه فکر کنم همه تون بدونید که من هم تا چند ماه قبل علیرغم توی خونه بودن، به این کار اعتقادی نداشتم و صرفاً به خاطر اینکه همسرجان دوست نداشت بیرون کار کنم، سر کار نمیرفتم. اما این که دقیقاً چی شد که نظرم عوض شد و این نگاه جهادی رو به ماجرا پیدا کردم رو تا حالا براتون نگفته بودم ... اواخر دی ماه بود. در ادامه تحقیقات برای کتابم، رسیدم به جنگ احد ... فکر کنم همه تون بدونید که جنگ احد تنها غزوه در صدر اسلام هست که مسلمانها توش شکست خوردند. اونهم یک شکست خییییلی فجیع! ... اما عجیب اینجاست که مسلمانها اولش با وجود تمام سختیها و کم بودن نیرو و تجهیزاتشون، بر مشرکین پیروز شدند. و درست وقتی پیروزیشون حتمی بود و مشرکین داشتند فرار میکردند و وقت تقسیم غنایم بود، ضربه نابود کننده به اونها وارد شد. میدونین از کجا؟ پشت میدان جنگ یه تپه بود به نام تپه احد. این تپه موقعیت استراتژیکی داشت و دست هرکس می افتاد میتونست به میدان جنگ مسلط بشه. اول اون تپه دست مسلمانها بود. پیامبر با درایت آسمانیشون این نکته رو فهمیدند و 50 نفر از نیروهای زبده رو مامور مراقبت از این تپه کردند و گفتند: شما باید همینجا بمونید و از این تپه مراقبت کنید. جهاد شما در میدان نبرد نیست، بلکه اینه که هر طور شده نذارید این تپه به دست دشمن بیفته. برای همین هر اتفاقی که برای ما افتاد، چه پیروز بشیم و چه شکست بخوریم و حتی اگه همه مون کشته بشیم، شما باید از جاتون تکون نخورید و این تپه رو حفظ کنید. فهمیدید؟ همه گفتن: بععععله یا رسول الله. شما از ما جون بخواین! برین خیالتون راحت باشه که ما همینجا هستیم و مثل تخم چشممون از این تپه مراقبت میکنیم! ... اما افسوس که این فقط در حد حرف بود. وقتی مسلمانها پیروز شدند و مشرکین فرار کردند، وقت تقسیم غنایم شد. اونها از دور میدیدند که همه داشتن تند و تند سهمشون رو از غنائم برمیداشتند و سر اینها بی کلاه مونده بود ... و این شد که دهنها آب افتاد و زمزمه ها شروع شد: _ این دیگه چه جور جهادیه که ما باید اینجا وایسیم و بقیه برن وسط میدون و حالش رو ببرن؟ ... پس سهم ما چی میشه؟ مگه ما مسلمون نیستیم؟ ... حتی شاید بعضیها گفتن: بریم بابا، کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من! ;0) ... و این شد که بیشترشون ول کردن و رفتن دنبال مال دنیا و فقط فرمانده شون موند با چند نفر معدود که گفتن: پیامبر اینجا رو به ما سپردن. پس از اینجا تکون نمیخوریم، تا وقتیکه خودشون بیان و بگن دیگه کافیه! اینجا بود که یکی از فرماندهان مشرکین به نام خالد بن ولید - که از همون اول از دور حواسش به این تپه بود - از فرصت استفاده کرد و با نیروهاش حمله کرد و اون چند نفری که مونده بودند رو به شهادت رسوند و تپه رو تصرف کرد. و بعد اون سپاه تازه نفس از پشت سر به مسلمانهای از همه جا بیخبر که داشتند بغل بغل غنیمت جمع میکردند، حمله کردند ... و این شد سرآغاز شکست تاریخی مسلمانها و شهادت حضرت حمزه ... و تا یک قدمی شهادت پیش رفتن پیامبر مهربانیها، طوری که دندان مبارکشون شکست ... و بیش از 90 زخم برداشتن حضرت امیر و کلی ماجرای دلخراش دیگه. همه ش به خاطر اینکه چند نفر فکر کردند عقلشون بهتر از پیامبری میرسه، که با آسمانها در ارتباطه و از حقیقت هر چیز آگاهه ... پیامبری که خداوند به صراحت در وصفشون گفته: و ما ینطق عن الهوی . ان هو الا وحی یوحی و او هیچ سخنی را از روی میل و سلیقه خودش نمیگوید، و تمام سخنانش وحی الهیست که بر قلبش الهام میگردد ... چند لحظه چشمهام رو بستم و در دلم گفتم: عجب آدمای پستی بودن! آخه مگه ممکنه آدم از زبون پیامبرش بشنوه که شما جهادت اینه که همینجا بایستی و هر اتفاقی افتاد از جات جم نخوری، بعد به همین سادگی مطابق نظر خودش عمل بکنه، و د برو که رفتی؟!
تا چند روز ذهنم درگیر این ماجرا بود و هرچی بد و بیراه بلد بودم از ورای تاریخ نثارشون میکردم و خیالم راحت بود که اگه من جای اونها بودم جزو همونهایی میشدم که موندن و به جهادشون وفادار موندن.
در همین خیال خوش بودم که یک روز وقتی داشتم به خودم و زندگیم فکر میکردم، ناگهان همه چیز مثل تکه های پازل سر جای خودش قرار گرفت و تمام هارت و پورتهام رو باطل کرد. چی؟ یه جمله خییییلی معروف که هرکدوممون هزار بار شنیدیمش :
[b]اینکه یادم اومد که پیامبر به من بعنوان یک زن مسلمان فرموده اند: " جهاد المرء حسن التبعل " جهاد زن خوب همسرداری کردن است ... یعنی گفتن: ای خانم رضوان! شما از طرف من مامور این بخش از دنیای اسلامی. تپه احد شما این خونه و زندگی شماست و این همسرجان که باید به بهترین نحو براش همسری کنی ... تپه احد شما قلب همسرته که باید مراقب باشی همیشه فقط و فقط در تصرف عشق الهیش به تو باشه و کاری کنی که هیچ جا و هیچ کس رو به بودن توی این خونه و در کنار تو ترجیح نده ... سرت رو بالا بگیر و با افتخار برای انجام این ماموریت مهم تلاش کن. چون اگه موفق بشی، این خونه به یک دژ نفوذ ناپذیر تبدیل میشه که من دیگه خیالم راحته که دشمن از طریق آدمهای این خونه، کاری از پیش نمی بره ... و حالا من با تمام هوشم، با تمام خلاقیتم، با مدرک دانشگاه تهرانم و با هر نعمتی که خدا بهم داده، ایستاده ام و با افتخار از تپه احد زیبایی که پیامبرم به من سپرده اند، مراقبت میکنم ... و افتخار میکنم که تمام تمرکزم و توانم رو در خدمت اجرای ماموریتی گذاشته ام که از لبان مبارکشون خطاب به شخص من صادر شده ... و عاجزانه از خدا میخوام که اونقدر دنیا دوست نباشم، که به طمع جمع مال و عنوان و مدارج بالای علمی محل ماموریتم رو ترک کنم ... **** حقیقت اینه که اگه افق دیدمون رو یک کم بالاتر بیایم، می بینیم که هرکدوم از خانه های دنیای اسلام یک تپه احده، و یک موقعیت استراتژیک. که اگه درست حفظ بشه و دشمن نتونه بهش نفوذ کنه شکست دادن اسلام محاله. چون توی اون خونه انسانهای متعادل و از همه لحاظ تامین شده ای بار میان که دیگه نقطه ضعفی ندارند که دشمن بتونه با کمک اون کارش رو پیش ببره ... و در فضای شاد و آرامش بخش اون خونه ها، بچه های نرمال و به دور از عقده های روانی بار میان که به نوبه خودشون آینده اسلام رو تضمین میکنند ... و مراقبت از این نقاط استراتژیک به عهده موجود توانائیه به نام زن، که خدا از قبل تمام سلاحهایی که برای این عملیات مهم نیاز داره رو در وجودش جاسازی کرده : توانایی محبت، توانایی دلبری از مرد، توانایی مدیریت هم زمان چند کار، توانایی گذشت و بخشیدن، هوش زنانه برای حس کردن انواع خطرهایی که ممکنه امنیت این مکان رو تهدید کنه ... اما الان توی جامعه چی میبینیم؟ من اصلاً به اون قشر از خانومها که اصلاً مقوله ای به نام دین براشون محلی از اعراب نداره کاری ندارم. اونها کلاً تفکراتشون و ارزشهاشون رو از جای دیگه ای میگیرن و مسلماً فرمایش پیامبر براشون ارزشی نداره ... مخاطب من خیل خانمهای به ظاهر مسلمان و محجبه ای هستند که به طمع جمع غنیمت – بخونید کسب درآمد و موقعیت شغلی و حتی خدمت به اسلام و مسلمین و نشان دادن نقش اجتماعی زن مسلمان – تپه احدشون رو رها کرده اند و اون رو دودستی تقدیم دشمن کرده اند. و بعد مینالن که چرا همسرمون همه ش پای ماهواره ست، چرا سر و گوشش میجنبه؟، چرا بچه هام با ایمان نیستن و همه ش سرشون رو با چت و دوستیهای گناه آلود گرم میکنن، چرا در زندگیمون ارامش نیست؟، چرا هر چی میدوم به اونچه که میخوام نمیرسم؟ ... چرا ... چرا ... چرا ... ( اون خانوم قدسی توی سریال میوه ممنوعه که یادتون هست. ) خوب دوست عزیز، وقتی شما به همین سادگی حرف پیامبرت رو – که اونهمه ادعا داری که دوستش داری و داری به دینش عمل میکنی - هر روز صبح زیر پات له میکنی و میری سر کار، توقع داری چه برکتی توی زندگیت جاری بشه؟ ... خودت که یه آدم عادی هستی تحمل داری کسی به چیزی که ازش خواسته ای اینطور بی توجهی کنه؟ خداوند می فرماید: بل الانسان علی نفسه بصیره. ولو القی معاذیره ... بلکه انسان خودش بهتر از هر کس دیگر از اعماق وجود خود آگاه است. حتی اگر به ظاهر برای توجیه خود عذر و بهانه هایی بیاورد ... من نمیخوام حکم کلی صادر کنم و بگم هیچ زنی نباید فعالیت خارج از خونه داشته باشه ... اصلاً خودم رو در این حد نمیدونم ... فقط این رو میدونم که هرکس خودش بهتر از همه به نفس خودش اشراف داره و میدونه که چند مرده حلاجه. اگه کسی می بینه بین خودش و خدای خودش سربلنده که کار کردنش در بیرون خونه هیییییییچ لطمه ای به جهاد مقدسش وارد نمیکنه، خوش به سعادتش. بره و از هر دوتاش لذت ببره ... اما من خودم دیدم نمیتونم همزمان هم به کار بیرونم برسم و هم ماموریتی که پیامبرم به عهده گذاشتند رو ، اونطور که شان مطلب هست، درست انجام بدم. برای همین با افتخار، بجای اینکه برم دنبال جمع غنیمت دنیا، تمام هم و غمم رو روی اجرای امر وجود نازنینی گذاشته ام که نور اصلی خلقته ... بله من همه کار میکنم تا بهشون نشون بدم پیامشون رو از ورای 14 قرن شنیده ام و دارم بهش عمل میکنم ... دیگران هم هر طور خودشون تشخیص میدن درستته عمل کنند ... وعده ما کنار حوض کوثر ... این دنیا با تمام سختیهاش دیر یا زود تموم میشه ... اما من در میان تمام کارها و تلاشهام امیدم به اینه که در اون روز هولناک که هیچکس از خشم خدا در امان نیست، اون پیامبر مهربانیها با محبت به من خواهند نگریست، و به من خواهند گفت: آفرین دخترم! ماموریتت رو به نحو احسن انجام دادی. من از شما راضیم و بنابراین خدا هم از شما راضیست. حالا نوبت من هست که به قولم عمل کنم. بفرما و از هر دری که دوست داری به بهشت وارد شو! *... اونوقت من با شادی تمام باب الشهدا رو انتخاب خواهم کرد، و به ملائکه ای که من رو به سمت بهشت میبرند، چشمکی خواهم زد و خواهم گفت: [b]! Mission completed * پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرموده اند: اگر زن نماز پنج وقت را به درستی بخواند، و ماه رمضان روزه بگیرد، و عفت و پاکدامنی را رعایت کند، و از شوهرش اطاعت نماید، و ولایت علی بن ابیطالب را در دل داشته باشد، در روز قیامت به او گفته می شود: از هر کدام از دروازه های بهشت که می خواهی، وارد شو! و در جای دیگر فرموده اند: هر زنی که هفت روز خدمت شوهرش را انجام بدهد خداوند هفت در از درهای آتش را بر او می بندد و درهای هشت گانه بهشت را بر او می گشاید که از هر در بخواهد وارد شود ... ايشان در وبلاگشان مطلب تكميلي ديگري هم قرار دادند براي مطالعه اينجا رو نگاه بفرماييد |
|||
|
|
۱۷:۳۴, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام بازم ازون حرفابود!!!! هرکی شاغل میشه تموم دینشوازدست میده! همیشه نگاه به نیمه ی خالی لیوان!!!! تصمیم گیری برای زندگی دیگران! تعمیم بخشیدن تفکراتمون به تموم زندگی مردم!!! وجالبتراینکه این مطلب مشخص نمیکنه که اگه شماباوجودشاغل بودن بتونی ازعهده ی زندگیت بربیای بخوبی!!! بازم دینتورهاکردی؟؟؟؟ بازواویلا بردین!!!شروع شد!!! مطالب کاملاجهت گیری شده!!!!! بسه دیگه! یاعلی. |
|||
|
۱۷:۳۶, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
فاطمه جان!
اینجاشو خوندی؟ نقل قول:من نمیخوام حکم کلی صادر کنم و بگم هیچ زنی نباید فعالیت خارج از خونه داشته باشه ... اصلاً خودم رو در این حد نمیدونم ... فقط این رو میدونم که هرکس خودش بهتر از همه به نفس خودش اشراف داره و میدونه که چند مرده حلاجه. اگه کسی می بینه بین خودش و خدای خودش سربلنده که کار کردنش در بیرون خونه هیییییییچ لطمه ای به جهاد مقدسش وارد نمیکنه، خوش به سعادتش. بره و از هر دوتاش لذت ببره ... اما من خودم دیدم نمیتونم همزمان هم به کار بیرونم برسم و هم ماموریتی که پیامبرم به عهده گذاشتند رو ، اونطور که شان مطلب هست، درست انجام بدم. |
|||
|
|
۱۷:۴۲, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
زینب جان ![]() شماخودتون یه باردیگه همین نقل قولی روکه برای من گذاشتیدملاحظه کنید قشنگ ودقیق داره پشت حرفاش میگه که سعادت خودتوداری ازدست میدی ای خانوم! لحن بیان مطلبش تیکه داره من برام سواله چراهمیشه به نیمه ی خالی لیوان نگاه میشه؟ اگرهم یه زن بخاطرکسب دارمدوبقول این خانوم جمع اوری غنمیت داره میره سرکارکه البته در99%مواردصدق میکنه،اشکالش چیه؟ اگه بتونه به خونوادش برسه وبه کارش هم ادامه بده عیبش کجاس؟ زینب جان ![]() ایشون داره حکم کلی صادرمیکنه برخلاف حرفی که میزنه یاعلی. |
|||
|
|
۱۸:۰۵, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
فاطمه جان!
من که خوندم متلک احساس نکردم. اتفاقاً من وقتی این جمله رو خوندم، این مثال اومد تو ذهنم: یه زن و شوهری که تازه ازدواج کردن و بچه هم ندارن، چه عیبی داره که زن صبح ها تا ظهر یا عصر یه کار ساده داشته باشه؟ با این شرط که مجبور نباشه 30 سال کار کنه تا بازنشست بشه. از صبح تا عصر که شوهر آدم میاد خونه، بیکار بگرده؟ بچه هم نداره که بخواد بچه داری کنه. اگه کسی میتونه بعد از اومدن خونه شاد و خرم به شوهرش برسه، چه عیبی داره بره سر کار؟ اما وقتی خانواده بزرگ تر شد و کارها سخت تر، خیلی هنره کسی بتونه طوری بیرون کار کنه که به خانواده آسیبی نرسه. مامان من معلم بود و من همیشه از نبود مامانم کنارم احساس بدی داشتم. حتی همین امسال بعد از تعطیلات عید که زهرا آبله مرغون گرفت و داشت بال بال میزد، من تنهای تنها مواظبش بودم. یه شب مامانم نتونست بیاد بچه رو نگه داره. من 3 شبانه روز نتونستم بخوابم. اما چون فصل امتحانا بود و مامانم داشت امتحان میگرفت از شاگرداش نتونست بیاد کمک من. یه عصر نیم ساعت اومدن به بچه ام سر زدن و رفتن. مامانم هنوزم خوشحاله که سر کار میره و گرفتاری ها و مشکلات داداشم رو فراموش میکنه. اما من به عنوان اون یکی بچه اش تمااااام زندگیم کمبود مامان رو بدجور احساس کردم. حتی الآن که بچه دار شدم. مامان زن داداشم از روزی که باردار شد، هر روز خونه شون میومد. مامان من کلاً 4 روز اومد خونه ام. این به این معنی نیست که من از مامانم ناراضی باشما!!! اما مامان من برای این که به خانواده اش برسه در حالی که کارش هم داشته باشه، به بدن خودش ضربه بدی زد. در نهایت هم کار بیرونش رو به بهترین نحو ممکن انجام داد و همیشه به عنوان معلم نمونه شناخته میشه. در حالی که هر 4 تای ما کمبودش رو تو زندگی هامون احساس میکنیم. اگه کس میتونه در تمام 30 سال خدمتش به جامعه طوری رفتار کنه که خانواده اش کمبود نداشته باشن که عاااالیه. اما اگه کسی نمیتونه، به نظرم ظلم به بچه هاشه. ظلم به شوهر هم نه ها!!! فقط بچه ها... |
|||
|
|
۲۱:۱۵, ۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
زینب جان اینم باید بپذیریم که مانیاز به معلم زن داریم نیاز به پزشک زن داریم نمی شه که از خارج وارد کنیم باید خودمون تامین کنیم حالا شما فرض کن همه خانومای متعهد ومذهبی وآگاه به دین ما بشینن تو خونه بقیه که از این چیزا سردر نمیارن برن بچه های ما رو تربیت کنن...خب نمی شه دیگه ...من معتقدم یه زن می تونه انقدر توانمند بشه که بتونه. به هر دو وظیفه اش برسه منتها باید به این نتیجه برسه اولا حضورش در جامعه لازمه و واقعا در این زمینه توانمنده ثانیا به قول شما واسه بچه ها و همسرشم کم نمیزاره..
|
|||
|
|
۲۱:۲۸, ۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آبان/۹۳ ۲۳:۳۵ توسط زینب خانوم.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بچه ها!
مثال براتون میزنم. مامان من از قبل از انقلاب نیروی رسمی شده که 4 تا بچه هم به دنیا آورده و مرخصی هایی بهش دادن که باید در ازاش بازم کار کنه. یعنی الآن 36 ساله که داره کار میکنه ولی سابقه کاریش 27 ساله. یعنی 9 سال دوووود شد و رفت. مامان من اگه 9 سال پیش بازنشسته میشد هم خوب بود. اگه یه مرد 30 سال باید کار کنه، آیا یه زن هم باید 30 سال کار کنه در حالی که زایمان در پیش داره؟ به نظر من هم زنان مومن و متعهد باید معلم یا پزشک بشن. اما باید تعدادشون زیاد باشه و زمان خدمتشون کم. هم در روز و هم در کل. یعنی مثلاً صبح تا ظهر و پاره وقت و هم به مدت 15 یا 20 سال. این باعث میشه نیروی جوان و تازه نفس هم بتونه جای معلمهایی رو بگیره که حتی کامپیوتر روشن کردنم بلد نیستن. چه برسه به این که بخوان بچه های مردم رو از خطراتش آگاه کنن. من همیشه گفتم و بازم میگم. کار کردن به هر قیمتی رو موافق نیستم. خانم ها همه باید پاره وقت کار کنن. کار تمام وقت واسه زن ها ستمه. ولله و بالله که بدن هامون نمیکشه. داریم خودمون رو داغون میکنیم که خودمون رو به مردها ثابت کنیم؟ به 40 و 50 سالگی که برسیم ماها باید رو ویلچر بشینیم و اونا راست راست راه برن. بدن اونها برای کار زیاد ساخته شده ولی بدن ما برای این همه فشار ساخته نشده. اونا به قول معروف اول چل چلیشونه و ما اول بدبختیمون. یه مشت زن داااغون که همه به پوکی استخوان مبتلائن و همه فقر آهن شدید دارن و همه به سرطان رحم و سرطان سینه مبتلا شدن چون حاضر به زایمان زیاد نبودن، و اگرم بچه دار شدن شیرخشک و مهدکودک... اون وقته که رو سرشون هوو میاد. از ما گفتن و از شما هم نشنیدن. من در عجبم از جوان هایی که همه چیزو باید خودشون تجربه کنن و از تجربیات گذشتگان درس نمیگیرن، چون فکر میکنن دنیای اونا با دنیای 5 یا 10 سال پیشی ها فرق داره. |
|||
|
|
۹:۱۳, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
سلام
من عرض كنم خدمتتون كه ارسال اول فقط نقل قول هست و از من نيست.. همون طور كه دوستان گفتند نميشه زن اصلا كار نكنه در بعضي مشاغل واقعا حضور زنان ضروري هست. ولي در بعضي جاها واقعا حضور زنان عجيبه. مثلا چرا يه خانم بايد مهندسي معدن بخونه؟ صد البته اگر كسي ميتونه هم در خانه موفق باشه هم در محيط كار خيلي هم خوبه در هر دو جبهه فعاليت داشته باشه. ولي خوب واقعا كار سختي هست. لطفا بحث رو جنسيتي نكنيد. در نهايت هم اينكه صلاح مملكت خويش خسروان دانند.. |
|||
|
|
۹:۳۳, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
یه زمانی یه طرحی داشتن که زنان خانه دار رو بیمه میکردن
اگه این مدل طرح ها درست و حسابی اجرا بشه حالا بماند تو ایران(جاهای دیگه رو نمیدونم)،بیمه رو میزنن که بیمه ای ها پول دار شن نه اینکه به ملت خدمت برسونن. انصافا اگه حقوق درست و حسابی بدن خوبه به هر حال اون مرد وظیفه داره که در قبال کار منزل به زن پول پرداخت کنه،نمیگم زن متوقع باشه اما مرد باید به فکر باشه. چقدر زن بیوه داریم که شوهرشون مرده نمیتونن خرج خودشونو در بیارن،چقدر سرپرست خانواده داریم که بندگان خدا با سیلی صورت سرخ میکنن،حالا به اینا میرسیم عیبی نداره زنان کار کنن. خیلی از زنها این این چیزا میترسن و میرن کار میکنند. جامعه باید از یتیم ها حمایت کنند،حالا خوبه این همه ایه و روایت داریم. یه عده از خانوما واقعا ادمای پر انرژیی هستن،اینها میتونن کار کنند واقعا خسته نمیشن،اینا ادمایی هستن که نمیتونن تو خونه بند شن. اما دلیلی که بیشتر افراد میارن اینه که ما نمیتونیم از شوهر پول بگیریم میخوایم دستمون تو جیب خودمون باشه خب این دلیل اشتباهیه چرا تا حالا از باباشون میتونستن پول بگیرن؟ بالاخره مرد ها هم ببینن خانومه پول رو حیف و میل نمیکنه چرا نباید بهش پول بدن به هر حال اسراف چه با پول تو جیبمون ،چه با پول شوهر و چه پدر،حرامه شاید بعضی خانوما ناراحت شن،اما من بین دوستام و اقوام،خانومای کمی پیدا میشن که خداپسند پول خرج کنن. |
|||
|
|
۱۳:۲۴, ۸/آبان/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
من یه مثال عینی می زنم
خیلی از ما ها دوست داریم یه مسئولیت داشته باشیم. زن و مرد نداره. هر انسانی می خواد مفید واقع بشه. مثلا وقتی می بینه هر کسی واسه خودش برو و بیایی داره و مسئولیتی تو جامعه به عهده گرفته، اون هم حس مسئولیتش گل می کنه. اما متاسفانه خانه داری رو مسئولیت قبول نمی کنیم. منظورم خانم ها نیست. منظورم دولت و حکومت و نهاد های مربوطه هست جوامع کمونیستی حالا کوچیکش رو بگیم تو شوروی، خانه داری یه شغل اجتماعی محسوب می شده. مثل سایر شغل ها. حالا کمونیسم مشکل داشته ولی این یک مورد رو باید درس می گرفتیم. دولت یا نهاد کوچکتری بیاد از مرد ها به زور و اجبار نفقه رو بگیره(اگه مستطیع بودن) و به خانم هاشون بده. یا بیمه کنه یا خدمات تسهیلاتی بده حکم بازنشستگی بده(خوب بچه های یه خونه بعد مثلا 25 سال دیگه آدم بزرگ هستن و بچه داری معنی نداره) یه کاری کنه که اون خانم خونه دار و بچه دار واقعا متوجه بشه که شاغل هست. متاسفانه خود دولت هم اون فرهنگ رو رعایت نمی کنه توی فرم استخدام و ... می نویسه «شاغل هستین یا خانه دار» ![]() فقط می تونم بگم مشکل یه آقا یا یه زوج یا یه خانواده نیست این مسئولینی که می یان همه اش می گن زن در خانه زن در خانه غلط اضافی می کنن. رهبر خط رو داده اما اینا فقط زر زر بلدن به جای محکوم کردن زن در خانه اول بیان خانه داری رو رسمی کنن فرهنگش رو جاسازی کنن بعدش شر و ور ببافن و فلسفه من در آوردی بسازن |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| خانم ها حتما بخوانند/آقایان هم بخوانند برای خانمها بگویند؟! | nasim.h | 1 | 2,188 |
۷/خرداد/۹۲ ۱۱:۰۳ آخرین ارسال: مهدی2012 |
|













