|
زندگی موریانه ای
|
|
۱۳:۱۴, ۲۶/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۱۸:۱۶ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان
یه چیز جالبی خوندم در کتاب موریانه ها اثر موریس مترلینگ،که اول یکمش رو میگم و اگه دوستان مایل بودن در موردش بحث میکنیم.شاید به نتیجه خاص و مشخصی هم نرسیم اما خوبه با نقطه نظرات دوستان دیگه اشنا شیم. کتاب خیلی قدیمیه،تاریخ نداره،اینقدر قدیمیه که قیمتش 25 تومان است.اینو گفتم چون ممکنه بعضی جملاتش،الان که علم پیشرفت کرده چیز دیگه ای شده باشه اما به بحث ما خللی ایجاد نمیکنه. خب... موریانه های افریقایی جزو متمدن ترین اجتماع حیوانی هستند. ![]() این عمارت موریانه هاست. الان شاید بگید موریانه ها چه ربطی به بیداری اندیشه اونم بخش اخلاق و سیره معصومین داره اما کمی تامل کنید.یکم از زندگی شون براتون میگم بعد شما به سولات جواب بدین. - موریانه های افریقایی کور هستند و اکثر اوقات زیر زمین زندگی میکنند. - 50 مدل مختلف دارند، شیمیدانها،مهندس ها،معمارها،مامور کفن و دفن،ملکه،شوهر ملکه،مامور جمع اوری زباله،غذا دهنده ها به ملکه،غذا دهنده ها به سربازها،پرستارها،سربازها و ..... - اینش خیلی جالبه که موقع ساخت،همه کور هستن و چوب و مواد دیگه رو با بزاقشون قاطی میکنن و این خونه ها رو میسازن که با تیشه هم خراب نمیشه و سبک هم هست و همگی انگار از مغز واحد فرمان میگیرند،مثلا یهو ده تاشون نمیرن یه جا بیکار واستند و بقیه بیشتر کار کنند. - هیچ تمایزی بین اشغال جمع کن ها و مثلا مهندس ها نیست چون همه میدونن هر دو شغل ضروری هست. - تخم ها رو بسته به اینکه در موقعیت فعلی چی احتباج دارند ،میتونن هم جنسیتش رو تعیین کنند و هم شغل،مثلا،سرباز بخوان هر n دقیقه سر و ته میکنند و اگه مثلا پرستار بخوان هر m دقیقه،حالا بستگی داره چی میخوان. - در این اجتماع کسی گرسنه نمیمونه،ده تا معده دارند،که بعضی از این معده ها به معده اجتماعی اختصاص یافته، یعنی اگه موریانه گرسته به سیر برسه،سیر بهش از معده اجتماعی غذا میده،اگه گرسنه به گرسنه برسه،باز گرسنه به گرسنه تره میده چون تا اونجایی که ممکنه،حتی اگه گرسنه باشن،از معده اجتماعی کامل استفاده نمیکنند. - سرباز ها اکثرا بیکارند مگه اینکه مشکلی پیش بیاد و جالب اینه که اولا خیلی از بقیه بزرگترند و دوم اینکه خودشون بخاطر زرهی شدن سر و صورت،نمیتونن غذا بخورن و یه عده هر دو ساعت به اینا غذا میدن،ده برابر بقیه هم میخورن. اقای مترلینگ یه حرف بامزه ای زده بود.میگه وقتی نیروی ارتش به مردم نیاز داشته باشه هیچ وقت نمیتونه کودتا کنه چون میدونه،اگه کودتا کنه،بهش غذا نمیدن و بعد چند ساعت میمیره،حالا موریانه ها که کودتا نمیکنن،مثلا کودتا کنند یه سیبیلو بره جای ملکه بشینه؟اما حرف جالب و قابل تاملی بود. -اگه به لونه حمله شه ،مثلا مورچه ها که بزرگترین دشمنشون هستند بهشون حمله کنن، فقط باید ملکه حفظ شه،راه های ورودی به اتاق ملکه رو میبندن و دیگه مورچه ام نمیتونه این دیوارهای محکم رو بکنه. - دور ریز ندارن،یه اتاق دارند که فضولات و زباله رو جمع میکنند و یه ماده ای میزنن که به یه چیز دیگه ای تبدیل میشه و به عنوان خوراک مصرف میکنند.حتی مرده ها رو هم یه ماده ای میزنن و بعد به عنوان غذا مصرف میکنند. ![]() شگفت انگیز بودند نه؟!! حالا خونه اشون اینطوری،طبقه طبقه ساده نیست،کلا دالان دالان هست،و مثلا مسیر زباله جمع کن ها با غذا دهنده ها فرق داره. خب.... 1- در جامعه ای که تقسیم نقش صورت بگیره،اون جامعه به بهینه اش میرسه، حالا به نظرتون اگه این سیستم رو بخوایم در جامعه انسانی پیاده کنیم،از بچگی شغل های مورد نیاز رو تعریف کنیم و بچه ها رو مطابق با اون مهارت ها بزرگ کنیم کار خوبی انجام دادیم؟اصلا میشه این کار رو انجام داد؟ 2- جامعه ای که گرسنه نداره،اینش خیلی جالب بود،فقط تصور کنید اگه این سیستم در جوامع بشری بود،به جای اینکه یکی از چاقی و بیماری های اینطوری بمیره و دیگری از سوء تغذیه،ادما میتونستن این مسئله رو کنترل کنن. حالا چه ایده به ذهنتون میرسه که چه در حد خرد و چه در حد کلان بتونیم سیستمی رو ایجاد کنیم که فقیر و گرسنه ای نداشته باشیم؟ 3- تفاوت دستمزد ها رو چه جوری در جامعه ارزیابی میکنید؟ببینید مسلما ما نمیتونیم جامعه ای مثل موریانه ها درست کنیم.مارکسیست ها بزرگترین اشتباهشون این بود که به استعداد ادما توجهی نکردند ،چون ادما رو در یه سطح قرار بدیم باز بینشون بخاطر تفاوت در درک و هوش و ... سطوح بوجود میاد حالا چه طبقات اجتماعی و چه طبقات اقتصادی،اما باید یه تعادلی داشته باشه.به نظرتون این درسته که یه دکتر در کشور ما به صرف اینکه ده سال درس خونده باید اینقدر تفاوت حقوقی داشته باشه؟ خب یه ادمی که دکترای برق هم داره،ده سال زحمت کشیده و برق خون ها میدونن که سخت تر هم هست. به نظرتون برای حقوق در جامعه میشه کف و سقف تغیین کرد؟ کار درستیه؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۵۷, ۲۶/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۱۹:۰۴ توسط Kol.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۲۶/آذر/۹۳ ۱۸:۲۳)یاســین نوشته است: اقای کلشنیدی چی شده؟ پریروز یک آخوند ایرانی که تو استرالیا بوده گروگان گیری کرده. من گفتم ، اگه احساس کردید که حق ویزیت بالاست میتونید برید شکایت کنید. من یه بار رفتم چشم پزشک دیدم منشی 2 تا برگ از دفترچه بیمه کند. رفتم شکایت کنم ، گفتن که چشم پزشک میتونه 3 تا برگه هم بکنه. این 2 تا دکتر هم گرفتنشون . تو حر صنفی آدم بدی هست. دقت کنید تو پست قبلیم گفتم بیشتر پزشکا نه همه. ------------ در باره نوردیک هم باید بگم اونجا قانون جنگل حکمرانی نمیکنه. ولی تو ایران قانون جنگل داریم. |
|||
|
۱۹:۲۴, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بعله آقای. کول گرونگانگیری یه آخوند قلابی چه چیزی رو ثابت می کنه واقعا؟!اون آخوند نبوده ...اما پزشکهایی که سیرمونی ندارن اتفاقا پزشکن واز بد روزگار جون مردم زیر دستشونه ...حالا چون تو پزشکی طرف دکتره باید حلوا حلواش کرد به قول خانوم یاسین یه دکتری برق که بیشتر زحمت ممکنه بکشه همونقدر هم شاید درس بخونه...اما اینم بدونید همه مردم انقدر توانمند نیستن که میلیون میلیون پول درس خوندن این دکترها رو بدن شما می گی برن پیشه یکی دیگه ..بعضی تخصص ها زیاد نیستن یا اصن مثه یکی از نزدیکانم که سرطان غدد لنفاوی داشت فقط یه دکتر اعلام کرد که حاضره عملش کنه وفقط دستمزد خودش نه پول بیمارستان3ساله پیش7میلیون بود احتمالا می دونید کسی که سرطان داره چقدر هزینه هاش بالاس...آدمی واقعا درس خوندنش فایده داره که از شرایط سخت بیمارش سوء استفاده نکنه این بنده خدا مجبور شد از اطرافیان قرض کنه...
وقتی نگاهها به شغلمون فقط کسب درآمد باشه جهان سوم که خوبه کلا از انسانیت خارج نشیم خیلیه...من دکتر می شناسم وقتی بیماری می اومد که می دید وضع مالی خوبی نداره ویزیتش رو هم پس می داد بخاطر اون می رفت توی بیمارستان دولتی با دفترچه بیمه عملش می کرد رایگات اتفاقا یه دکتره فوق العاده هم تو رشته خودشه من نمی دونم چرا اینا طلبکار درس خوندن خودشون نیستن اگه فقها فهمیدن درس خوندن ارزشش بالاتر از اینه که تواین دنیا شغلت رو کنی وسیله دلالی چرا بقیه نمی تونن بفهمن... تا وقتی جامعه انسانی نگاهش اینه یه جامعه کدچیک مثه موریانه ها باید اونارو رو با طرز زندگی خودشون تحقیر کنن |
|||
|
|
۲۱:۵۸, ۲۶/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۲۲:۰۱ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
در مورد مسئله اول
مقداری مسائل پیرامونی به خاطرم رسید اما همچنان نتوانستم نتیجه گیری کنم جناب مولانا می فرماید : هرکسی را بهر کاری ساخته اند ***میل آن در دلش انداخته اند علاقه امری متفاوت از استعداد است . بله به نوع پرورش و تعلیم علاقه تغییر پذیر است مثلا فرض کنید فرزندی که پدرش از طریق رانندگی امرار معاش می کند اگر این پدر کج خلق و ناراضی به واسطه شغلش باشد و کم پیدا در خانه باشد فرزند متنفر از شغل رانندگی می شود اما حالت دوم که مثل عینی دارد برای من اینست پدری که همیشه به واسطه شغلش خانواده اش را به گردش می برده خوش خلق و همیشه فرزندان را در لذت کارش سهیم می کرده پسرش زمانی که کودک بود همیشه می گفت اسمم دانیال نیست به من بگید جلیل همیشه دوست داشت سبیل داشته باشد و لنگ به دور دستش بپیچد روی مبل که می نشست دستش را به شکل فرمان می گرفت و می گفت : تیتیس تیس تیس و رانندگی میکرد این شخص استعدادش در زمینه ی دیگری بود ولی به خاطر رفتار و گذشته اش به شدت علامند به رانندگی بود هنوزم که هنوز است عشق ماشین در وجود این بشر شعله می کشد اما یک استعداد ذاتی داریم که اینگونه می شود گفت ، آپشنی است خداوند بر روی ما قرار داده اگر به دنبال آن بریم خب میانبر زدیم ولی اینطور نیست که قابلیت شکوفایی استعداد در زمینه های دیگر را نداریم چه بسا در علایقمان مستعد هم می شویم مانند این بازی های استراتژیک اسکیل هایمان ارتقا می یابد در این مورد شاید یک رهبر در جوامع کوچک وبزرگ به صلاح دید آن جامعه می تواند ایجاد علاقه کند اگر با ظرافت این کار را انجام دهد چون هر شخص به دنبال علاقه اش می روند نارضایتی در پی ندارد و حتی خوشان هم متوجه نمی شود الته این کار ظرایف بسیاری دارد و کار هر کسی نیست . اما اگر بر اساس همان استعداد خدادی در جای خودمان باشیم نیازی به اینها هم نیست رهبری از خداوند لایق تر سراغ دارید ؟ برد کشتی آنجا که خواهد خدای ****اگر جامه از تن درد ناخدای ![]() مسئله دوم هم باشد برای ارسال بعدی که بیشتر از این حوصله کاربران را سر نبرم فعلا راجب همین مسئله نظر بزرگواران را جویا شوم
|
|||
|
|
۲۲:۴۲, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
به نظرم منم اشتباه گرفتن علاقه واستعداده که الان باید حل بشه...واقعا می شه مثلا خدا این همه آدم خلق کنه که همه از دم استعداد مهندسی و پزشکی داشته باشن
خود ما حتما تو دوران دانشجویی آدمایی رو دیدیم تو رشته مون که بخاطر موفقیتش با خودمون گفتیم بابا این اصن استعداد خدادای داره واسه این کار هیچ وقت به این آدما نمی گیم علاقه داره. چون این علاقه نیست که توانایی رو شکوفا بکنه مثلا من واقعا به شعر علاقه دارم اما می دونم استعداد شاعری ندارم حالا به زور بشینم از خودم شعر درآرم ...باید اول واسه مردم فرق این دو تا جابیفته واسه همینه که تو سن کم قبل از اینکه بچه بخواد عاشق کاری بشه و ندونه که استعدادش رو داره یا نه ما استعداد یابیش کنیم... |
|||
|
|
۲۲:۵۰, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
شما استعداد یابیش کردی بعدش چی میشه؟ واقعا فکر میکنید ایران اون ظرفیت رو داره که باعث بشه استعداد همه شکوفا شه و همه توش موفق بشن؟
من اگه برم ریاضی بخونم چی میشم آخرش؟ میشم هیچی. مگه اینکه یا از ایران برم یا اینکه پارتی داشته باشم یا شانس یا یک پدر پولدار. اونوقت یک چیزی میشم. استعداد یابی رو باید به بچه دانمارکی بگید. نه به ایرانی. |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
بلاخره هر کاری رو از یه جایی شروع می کنن دانمارک هم از 1000سال پیش اینطوری نبوده اصن همین تفکرات نشده نمی شه اس که واقعا به هیچ جا نمی رسیم مگه ما چی کم داریم غیر از اراده و سالم بودن ...مگه دانماریکی ها از کره مریخ اومدن ؟!
چرا انقدر همه چی رو واسه خودمون سخت می کنیم
|
|||
|
|
۲۳:۱۶, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
از استعداد یابی نباید شروع کرد. باید از ایجاد کار برای این شکوفه ها (
) شروع کرد. الان یکی رفت یک رشته ای خوند که علاقه داشت استعداد داشت. آخرش بیکار میشه دیگه . مگه این که کار داشته باشه.
|
|||
|
|
۲۳:۲۷, ۲۶/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۲۳:۲۹ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
مسئله این نیست که تو ایران فایده دارد یا ندارد
مسئله اینه که استعداد ذاتی خیلی کلیت دارد مثل شما از هوش ریاضی و شعور ریاضی بالا برخوردارید خب خیلی مواردی هست که به کار می آید ، برای وارد جزئیات شدن آیا می شود مانند موریانه ها تعیین کنیم که چه کاره شود ؟ ظاهرا حس آزدی خواهی انسان با این معقوله در اصطکاک باشد اگر غیر مستقیم در افراد ایجاد علاقه کنیم به کاری که لازم است ایرادی ندارد ؟ حالا یا در حیطه استعداد درونی اش باشد یا به نیاز ما باشد ؟ امروز شاهد مد شدن برخی مشاغل و تحصیلات هستیم که موجب آسیب می شود در دوران دانشجویی شعار همه دیسیپرین و پرستیژ رشته است در دوران مشغولیت شعار همه پول و درآمد است . شرق را می گیرند غرب را می زنند کاری هم به نیاز اجتماع و استعداد ندارند صرفا علایقی است که شاید کاذب باشد حالا اگر این علایق را هوشمندانه و با طرحی خاص تغییر دهیم مشکلی ایجاد می کند یا باید به ذات هرکس متکی باشیم و نقش آنرا بپذیریم ؟ |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۲۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان
ممنون نکته های خوبی رو مطرح کردین. - در حالت فعلی جامعه ما ظرفیت استعداد یابی نداره،هر کس هر گلی زده به سر خودش زده. -اینکه ادما رو به عنوان ماشین نگاه کنیم و علاقه کاذب در اونها ایجاد کنیم به نظر انسانی نمیاد. -اما از طرفی این ها سازماندهی نشه،خیلی اتلاف نیرو داریم،مثل الان،جامعه نیاز نداشته اما کلی ادم رفتن علوم پایه خوندن و وقتشون تلف شده. با این اوصاف دنبال علاقه و استعداد رفتن هم کار مهمی نیست،از اون مهم تر اینه که ببینیم الان جامعه به چی نیاز داره،در چی خلا وجود داره و ما بریم پر کنیم. |
|||
|
|
۱۶:۳۷, ۲۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
یه نکته جالبی که به ذهن من رسید این بود
خدا اگه به انسان اختیار نمیداد،انسان هم به صورت تکوینی خوب بود.اما وقتی اختیار میاد وسط همه چیز سخت میشه. حسد و کینه و شهوات و بخل و کبر و غرور و .... فکر کنید اگه در جامعه ای این صفات رذیله وجود نداشت چقدر پیشرفت میکردیم. نه جنگی ،نه خشونتی ...... |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |






![[تصویر: 25.jpg]](http://bache-dehati.persiangig.com/ElmA/25.jpg)
اما کمی تامل کنید.![[تصویر: 12.jpg]](http://bache-dehati.persiangig.com/ElmA/12.jpg)







) شروع کرد. الان یکی رفت یک رشته ای خوند که علاقه داشت استعداد داشت. آخرش بیکار میشه دیگه . مگه این که کار داشته باشه.