|
در محضر آیت الله مجتبی تهرانی
|
|
۱۹:۲۶, ۲۰/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آبان/۹۳ ۱۹:۲۷ توسط عمار رهبری.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
در محضر آیت الله مجتبی تهرانی:
أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى قَالَ لِمُوسَى هَلْ عَمِلْتَ لِي عَمَلًا قَطُّ» خداوند به موسی گفت آیا تا به حال کاری برای من انجام دادهای؟ حضرت موسی که پیغمبر مرسل است، گفت: «قَالَ صَلَّيْتُ لَكَ»؛ برای تو نماز خواندهام. «وَ صُمْتُ وَ تَصَدَّقْتُ وَ ذَکَرتُ لَکَ»؛ روزه گرفتم، صدقه دادم و ذکر گفتم. «قَالَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَهُ: أَمَّا الصَّلَاةُ فَلَكَ بُرْهَانٌ»؛ خداوند فرمود نمازی که خواندی دلیل این است که تو دین داری و مسلمانی. «وَ الصَّوْمُ جُنَّةٌ»؛ روزه هم سپری است که در جهنم نروی. «وَ الصَّدَقَةُ ظِلٌّ»؛ صدقه هایی هم که دادی برای این است که در روز قیامت زیر سایه بان آنها قرار بگیری و از حرارت روز قیامت که میگویند چهقدر زیاد است و طولانی، در امان بمانی. «وَ الذِّکرُ نُورٌ»؛ ذکر هم که برای این است که نورانیّت پیدا کنی. «فَأَيَّ عَمَلٍ عَمِلْتَ لِي»؛ چهکار برای من کردی؟ حضرت موسی در پاسخ درماند. «قَالَ مُوسَى دُلَّنِي عَلَى الْعَمَلِ الَّذِي هُوَ لَكَ»؛ عرض کرد خدایا، خودت مرا راهنمایی کن تا من آن را انجام دهم. «قَالَ يَا مُوسَى هَلْ وَالَيْتَ لِي وَلِيّاً»؛ خداوند فرمود ای موسی! آیا پیوند دوستی با دوستان من برقرار کردهای؟ یعنی آیا شده که به خاطر من کسی را دوست بداری؟ رفاقت برای خدا و رابطه برای خدا، عملی است که برای خدا است. قطع رابطه برای خدا هم هست که آن هم باید باشد. «وَ هَلْ عَادَيْتَ لِي عَدُوّاً قَطُّ»؛ آیا با کسی به خاطر من قطع رابطه کردهای؟ «فَعَلِمَ مُوسَى أَنَّ أَفْضَلَ الْأَعْمَالِ الْحُبُّ فِي اللَّهِ وَ الْبُغْضُ فِي اللَّه» پس موسی دانست که بافضیلتترین عمل، دوستی برای خدا، و جدایی برای خدا است. دقت کنید که تعبیر روایت داشت: «أَفْضَلُ الْأَعْمَالِ» بالاترین عمل این است. خیال نکنید که دوستی یک چیز خیلی ساده است! اصلاً و ابداً اینطور نیست. دوستی برای خدا و دوستی در راه خدا از همه اعمال خیر، برتر است و ارزشش نزد خدای متعال، از همه آنها بالاتر است.. https://plus.google.com/u/0/10801459...ts/UDiuXKW1ENd |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۰:۵۶, ۲۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
خواری، ذلت، خیانت، مرزشکنی و... که آزادی نیست!
آزادی را به گونه های مختلف می پندارند: 1 - آزاد بودن در هرچه که انسان دلش بخواهد یعنی آدمی در ارضای همه تمایلات و خواهشهای نفسانی آزاد باشد. 2- آزاد بودن درهرچه که انسان قدرت انجام آن را دارد. یعنی آدمی درهرچه میتواند انجام دهد، یله و رها باشد! 3 - مکتب الهی اسلام، هردوی این آزادیها را رد میکند و میگوید: آزادی معنایش این نیست که نسبت به هر چه توانستی و هرچه خواستی، آزادانه رفتار کنی، زیرا این همان آزادی بطن و فرج حیوانی است. «آزادی انسانی» آن است که از دنیا رها شوی و اسیر شهوت و غضب و تمایلات خود نباشی! علی(علیه السلام) میفرماید: عزت و آزادی در رهایی از ذلت و هواهای نفسانی است. اگر عزت و آزادی میخواهی، باید دل را از اسارت و ذلت هواهای نفسانی که نه مرز عقلی میشناسد، و نه شرعی، رها کنی! آن حضرت دربیان دیگری نیز میفرماید: شخص آزاده در تمام احوالش آزاد است؛ یعنی: - گرسنگی میکشد اما ذلت را قبول نمیکند، - میمیرد، اما ذلت نمیپذیرد. کسانی که به اسارت شهوت و غضب درآمده اند، آزاد نیستند و دست به هرکاری میزنند. خواری، ذلت، خیانت، مرزشکنی و... که آزادی نیست. برگرفته از رسائل بندگی، آیت الله شیخ مجتبی تهرانی، ص 108 http://jmaliahmad1.samenblog.com/
|
|||
|
|
۲۱:۲۶, ۴/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
معنی زهد در دنیا
آیتالله شیخ مجتبی تهرانی(رحمة الله علیه) رُوِیَ عَنْ رَسُول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال:الزُّهدُ فی الدُّنیا قَصرُالأَمَلِ و شُکرُ کُلِّ نِعمَةٍ و الوَرَعُ عَن کُلِّ ما حَرَّمَ اللهُ [بحارالانوار، جلد74، صفحه 163] رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: زهد در دنیا عبارت از این سه چیز است؛ - یکی کوتاه کردن آرزوها؛ - دیگری سپاس و شکرگزاری نسبت به هر نعمتی که خداوند عنایت کرده است؛ - و پرهیز و اجتناب از هر حرامی که خداوند متعال آنها را حرام کرده است. زهد به معنای عدم تعلّق و دلبستگی به دنیا می باشد که امری قلبی است. کوتاهی آرزو در مقابل طول امل که نکوهش شده است. کسی که آرزوی دراز دارد دل او می خواهد در دنیا زیاد بماند آن هم برای به دست آوردن دنیای بیشتر. چنین انسانی دستش به گناه آلوده می شود؛ زیرا اقتضای دنیاداری و دنیامداری اینچنین است که حالا حالاها هستم. درمقابل، کوتاهی آرزو اثرش این است که همیشه در فکر کوچ کردن از این دنیا و رفتن به آخرت جاودانه است؛ آماده مرگ است. ممکن است مال، مقام و اموردنیایی داشته باشد ولی وابسته به آنها نیست و از آنها در راه خداوند استفاده می کند و اگر عمر طولانی بخواهد برای انجام اعمال صالح بیشتری است. .... اما آنهایی که طول آرزو دارند از مرگ میترسند و ممکن است برای همین امور مادی طلب مرگ کنند که چرا کمتر به دست آوردهاند، ولی آماده مرگ نیستند و زاد و توشهای تهیه نکردهاند. تقوای الهی ترک حرام است ولی ورع بالاتر از تقوا می باشد. هم ترک حرام و هم ترک شبهات است یعنی آن چیزهایی که حرام بودن آنها برما معلوم نیست. زهد عدم دلبستگی است. یعنی پرهیز از هرچه خداوند نهی کرده.... پایگاه اطلاعرسانی آیتالله شیخ مجتبی تهرانی(رحمة الله علیه) http://jmaliahmad1.samenblog.com/ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







