|
عاشق بودن بهتره یا معشوق بودن؟
|
|
۱۲:۴۹, ۹/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام دوستان یه سوال مهم که میشه به همه چیزم ربطش داد،دوست دارم نظرات بقیه رو هم بدونم با تجربه زندگیتون اول جواب بدید. به نظرتون اونی که عاشق هست بیشتر لذت میبره یا معشوق؟ به نظرتون مادر از بچه بیشتر لذت میبره یا برعکسش؟ هدیه دادن بهتره یا هدیه گرفتن؟ اطعام کردن بهتره یا اطعام شدن؟ همسر خوبی بودن بهتره یا همسر خوبی داشتن؟ .... اگه دوست داشتین واسه انتخابتون دلیل هم بیارید. خودتونم میتونید به سوالا اضافه کنید به این سوالا که فکر کنیم یه حقیقت جالبی رو در مورد زندگی متوجه میشیم،یه قانون کلی.بیشتر از این حرف نمیزنم چون دوست ندارم به افکارتون جهت بدم.
|
|||
|
| آغاز صفحه 10 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۳, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #91
|
|||
|
|||
|
سلام
پایان بحث: از همه دوستانی که در بحث شرکت کردند بسیار ممنونم،نکات خوبی مطرح شد و جالب بود که چقدر ادما میتونن با هم متفاوت باشند. البته تاپیک بازه اما بنده دیگه عرضی ندارم.اما اگه کسی سوال دیگه ای به ذهنش رسید یا مطلب خاصی،استقبال میکنیم. نتیجه گیری هم به عهده خود دوستان،غرض اصلی این بود که از سر مسائل و اتفاقات ساده روزمره به راحتی نگذریم و روشون فکر کنیم.ببینیم وقتی حالت شادی یا ناراحتی بهمون دست میده میتونیم ریشه یابی کنیم و خودمون رو بهتر بشناسیم. و تلاش کنیم که روز به روز با ادمای اطرافمون مهربان تر باشیم. |
|||
|
|
۱۵:۲۶, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #92
|
|||
|
|||
|
من امروز داشتم با خودم فک می کردم توقع داشتن از دیگران تو زندگی خودم دو بخشه توقع از خانواده و نزدیکانم توقع از بقیه...مثلا من اگه تو کار خونه به مامانم کمک کنم یا یه کار اضافه بر وظایفم انجام بدم خیلی بیشتر توقع تشکر و قدردانی دارم تا خارج از خانواده ...حالا نمی دونم واقعا چرا اینجوری هستم
![]() مثلا من اگه یروز تو اتوبوس جام رو بدم به یه پبرزن واون باهام بدرفتاری کنه اصلا باعث نمی که من اون کارو ترک کنم ودیگه هیچ وقت جام رو به آدمای ضعیف ندم اما اگه توخونه واسه کسی کاری انجام بدم که درست ازم تشکر نکنه دیگه عمرا اون کارو انجام بدم البته غیر از وظایف روتینم ها یه کاره خوب همین جوری...فک کنم عادت بدیه ... کلا می شه آدم یه زمان همه کاراش به معنای واقعی رضای خدا توش باشه ![]() مثلا من خودم رو خیلی اوقات میذارم جای مامانم می گم اگه من جای مامانم بودم همه کارام برای رضای خدا بود بعد موقعه ناهار وقتی بابام از غذا ایراد می گیره یادادشام انقدر حرصم درمیاد. مخصوصا وقتی بدونم مامانم خیلی زحمت کشیده باشه والانم سکوت کنه و هیچی نگه ![]() مثلا نمی شه آدم کارش برای رضای خدا باشه اما از کارای دیگران هم در جواب کارش ناراحت شه یعنی نیتم خالص نیست؟!
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| سخن در احتیاج ما و استغنای معشوق است !! | فاطمه خانم | 5 | 2,579 |
۲/شهریور/۹۴ ۱۳:۱۰ آخرین ارسال: فاطمه خانم |
|
| هنر زن بودن؟ | یاســین | 13 | 7,642 |
۳۰/تیر/۹۴ ۱۵:۳۳ آخرین ارسال: یاســین |
|











