|
طبع شاعری داری؟؟؟
|
|
۲۱:۳۶, ۲۷/آبان/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آبان/۹۳ ۲۱:۴۰ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام دوستان این تایپیک مخصوص اونایی هست که طب شاعری دارن میخوام یه مصرع بگم بعد مصرع بعدی رو شما بگین(البته از خودتون)
شروع کنیم بسم الله... اینم اولین مصرع : تو کز محنت دیگران بی غمی.....حالا بقیه اش رو بگو |
|||
|
| آغاز صفحه 13 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۳۷, ۲۸/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/بهمن/۹۳ ۱۸:۴۶ توسط آفتاب پنهانی.)
شماره ارسال: #121
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند.
الا پست چی و مامور اداره گاز. یا در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند. به جز کودکی که در می زند و فرار می کند. |
|||
|
|
۲۲:۵۳, ۱۱/فروردین/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/فروردین/۹۴ ۲۳:۴۸ توسط مجتبی110. علت ویرایش: ویرایش؟؟)
شماره ارسال: #122
|
|||
|
|||
|
محض راه انداختن تاپیک:
نقل قول:در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزندبه زیر پست چیپ من کسی یه لایک نمی زند؟ ![]() نقل قول:ای پادشه خوبان داد از غم تنهاییبین اینهمه لاف زن، آقــا! کو سیصد و اندی یار! (قافیه به تنگ اومد...) نقل قول:آنان که محیط فضل و آداب شدندبار خود بستند و در بزم ما نایاب شدند ___________ من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم ................................................... (اصل مصرع دوم: تو میروی به سلامت سلام من برسانی) مصرع دوم رو شما پر کنید! مخاطب ویژه: هادی سه نقطه!
![]() |
|||
|
|
۰:۰۰, ۱۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #123
|
|||
|
|||
|
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم
ولی نمیشود اینجا بدون دوست بمانی که کوی دوست فراخ است و نیست عزم گذشتن تو می روی به سلامت سلام من برسانی تن سعدی لرزید
|
|||
|
|
۰:۱۸, ۱۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #124
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند
هر کس و نا کسی دل ما را میشکند و میرود. ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند همون بهتر که نمیزند بزار راحت به خوابمون برسیم. |
|||
|
|
۱۴:۵۱, ۱۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #125
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند جز تو کسی به این تنم ، زخم تبر نمیزند.. ...
|
|||
|
|
۱۵:۳۴, ۱۲/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #126
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی کسی به در نمیزند.........در آرزو مردم ولی هنوز در نمیزند
من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم..........من خجلم ز روی دوستم خوب میدانم کلا قافیه ها داغونه |
|||
|
|
۱:۲۳, ۱۳/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #127
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند ............... چون که مریض می شوم کسی یه سر نمی زند
* * * من ای صبا ره رفتن به کوی دوست ندانم.......... تو راهی ام بکن آخر، تو لایقی که بدانی
|
|||
|
|
۱۱:۲۳, ۱۳/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #128
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند
اگر زند حتماً کسی یه تهمت خفن زند. یا در این سرای بی کسی، کسی به در نمی زند چرا زند؟ دردسری آخه دارد که مطلقاً نمی ارزد. |
|||
|
|
۰:۲۳, ۱۴/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #129
|
|||
|
|||
|
در این سرای بی کسی، کسی به در نمیزند.
دراز گشته شب چرا،دگر سحر نمی زند. طبیب را بیاورید،کاز جفای روزگار به جز نمک کسی به زخم این جگر نمی زند. |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۱۶/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #130
|
|||
|
|||
|
مصرع بعد : خــــرم آن روز کـــــز ایـــن منـــزل ویــــران بـــــروم
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |














