|
روزی رسان اوست ........
|
|
۱:۴۶, ۲/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
روزىِ تو مى رسد ... قَالَ اللَّهُ تَعَالَى:
((يَا ابْنَ آدَمَ! فِى كُلِّ يَوْمٍ تُؤْتَى بِرِزْقِكَ وَ أَنْتَ تَحْزَنُ وَ يَنْقُصُ مِنْ عُمُرِكَ وَ أَنْتَ لَا تَحْزَنُ تَطْلُبُ مَا يُطْغِيكَ وَ عِنْدَكَ مَا يَكْفِيكَ)). ... خداى تعالى مى فرمايد: اى فرزند آدم ! رزق و روزىِ هر روزى كه بر تو مى گذرد ، بر تو مى رسد ، و تو براى روزيت دلتنگ و غمگينى ولى عمر تو مى گذرد و تو غصه اى ندارى. هر مقدار از روزى كه به تو مى رسد ، تو را كفايت مى كند ولى تو بيشتر مى خواهى كه موجب طغيان و سركشى تو مى شود . مستدرك الوسائل : ج 15، ص229. |
|||
|
|
۸:۳۷, ۲/آذر/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/آذر/۹۳ ۱۵:۴۷ توسط nasimesaba.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
گفتم خدایا از همه دلگیرم
گفت: حتی از من؟ گفتم نگران روزیم گفت: آن هم با من! خیلی ممنون |
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۲/آذر/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
امام علی علیه السّلام فرمودند: یَا ابْنَ آدَمَ لَا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِکَ الَّذِی لَمْ یَأْتِکَ عَلَى یَوْمِکَ الَّذِی أَتَاکَ فَإِنَّهُ إِنْ یَکُ مِنْ عُمُرِکَ یَأْتِ اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِکَ ؛ ای آدمی زاده ، غصّه روزیِ روزی را که نیامده است مخور ، که اگر آن از عمرت باشد خداوند روزیت را در آن روز خواهد رساند . نهج البلاغه ، حکمت 259 |
|||
|
|
۲۱:۴۷, ۲/آذر/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
درمانده نخواهم شد ... و فى الوحى القديم: ((يا ابن آدم ! خلقتك من تراب ، ثمّ من نطفة فلمأ عى بخلقك اءويعيينى رغيف أ سوقه إ ليك فى حينه)). در وحى قديم آمده است كه: اى پسر آدم !
در ابتدا تو را از خاك آفريدم و پس از آن از نطفه و در خلقت تو درمانده نشدم . آيا در رساندن نانى كه بايد در وقت خودش به تو برسانم ، درمانده شدم ؟ ... بحارالا نوار: ج 100، ص 21. |
|||
|
|
۱۷:۲۷, ۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
امام علی (علیه السلام) در وصیتنامه خود به فرزندش امام مجتبی(علیه السلام) میفرماید: «واعلم یا بنی ان الرزق رزقان. رزق تطلبه و رزق یطلبک. فان لم تأته اتاک»1 ای فرزند من! روز بر دو قسم است یکی آن که تو در پی آنی ، و دیگری آنکه او به دنبال تو میگردد ، که اگر تو به سوی او نروی او به سوی تو میآید. و نیز میفرماید: «الرزق رزقان: رزق تطلبه و رزق یطلبک فان لم تأته اتاک، فلا تحمل هم سنتک علی هم یومک، کفاک کل یوم ما فیه، فان تکن السنه من عمرک فان الله تعالی سیؤتیک فی کل غد جدید ما قسم لک، و ان لم تکن السنه من عمرک فما تصنع بالهم لما لیس لک، ولن یسبقک الی رزقک طالب و لن یقلبک علیه غالب و لن یبطی عنک ما قد قدرلک»2 روزی دو گونه است روزیی که تو میجوی و روزیی که ترا میجوید ، که اگر تو به سویش نروی او به سویت خواهد آمد ، پس اندوه سال خود را بر اندوه روز خویش بار مکن ، که روزیِ هر روز تو را بس است، پس اگر آن سال در شمار عمر تو آید ، خدای بزرگ در فردای هر روز آنچه قسمت تو کرده است به تو میدهد و اگر آن سال در شمار عمر تو نیست ، پس غم تو بر آنچه از آن تو نیست چیست؟ و در آنچه روزی تو است هیچ خواهندهای بر تو سبقت نگیرد و هیچ غالبی بر تو چیره نگردد و آنچه برایت مقدر شده تأخیر نپذیرد - 3 ... 1- شرح نهجالبلاغه فیض الاسلام نامه 31 بخش 106 2- همان، حکمت 371 3- و ینظرما فی البحار ج 103 ص 31-29 |
|||
|
|
۱۷:۳۸, ۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
یکی را شنیدم از پیران که مریدی را همی گفت:
ای پسر چندانکه تعلق خاطر آدمیزاد بروزی است اگر بروزی رسان بودی ..... (گلستان ) |
|||
|
|
۰:۰۳, ۴/آذر/۹۳
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
اگر يك شب به او غذا مى دادى چه مى شد ؟! ... حضرت ابراهيم عليه السلام مهمان نواز و مهمان دوست بود ، روزى يك نفر مجوسى در مسير راه خود ، به خانه ابراهيم آمد تامهمان او شود. ابراهيم عليه السلام به او فرمود: اگر قبول اسلام كُنى (يعنى دين حنيف مرا بپذيرى ) تو را مى پذيرم وگرنه تو را مهمان نخواهم كرد ، مجوسى ناراحت شد و از آنجا رفت . خداوند به ابراهيم عليه السلام وحى كرد: اى ابراهيم تو به مجوسى گفتى اگر قبول اسلام نكنى حق ندارى مهمان من شوى و از غذاى من بخورى ، در حالى كه هفتاد سال است او كافر مى باشد و ما به او روزى و غذا مى دهيم ، اگر تو يك شب به او غذا مى دادى چه مى شد؟ ابراهيم عليه السلام از كرده ی خود پشيمان شد و به دنبال مجوسى حركت كرد و پس از جستجو ، او را يافت و با كمال احترام او را مهمان خود نمود. مجوسى راز جريان را از ابراهيم پرسيد ، ابراهيم عليه السلام موضوع وحى خدا را براى او بازگو كرد. مجوسى گفت : آيا براستى خداوند به من اين گونه لطف مى نمايد ؟ حال كه چنين است اسلام را به من عرضه كن تا آن را بپذيرم ، او به اين ترتيب قبول اسلام كرد . ... قصص اللّه : ج 1، ص 20 به نقل از محجة البيضاء: ج 7، ص 266. |
|||
|
|
۱:۰۳, ۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
روزی شما در آسمان است ... ... از «اصمعى» نقل شده است که می گوید : «از مسجد بصره بيرون آمدم، ناگاه چشمم به يك عرب بيابانى افتاد كه بر مركبش سوار بود ، با من رو به رو شد و گفت : از كدام قبيلهاى ؟ گفتم از «بنى اصمع» گفت : از كجا مىآيى ؟ گفتم از آنجا كه كلام خداوند رحمان را مىخوانند، گفت : براى من هم بخوان ! من آياتى از سوره والذاريات را براى او خواندم ، تا به آيه «روزى شما در آسمان است و آنچه به شما وعده داده مى شود» رسيدم ، گفت كافى است ، برخاست و شترى راكه با خود داشت نحر كرد ، و گوشت آن را در ميان نيازمندانى كه مى آمدند و مىرفتند تقسيم نمود ، شمشير و كمانش را نيز شكست و كنار انداخت و پشت كرد و رفت . اين داستان گذشت. هنگامى كه با «هارون الرشيد» به زيارت خانه خدا رفتم مشغول طواف بودم ناگهان ديدم كسى با صداى آهسته مرا صدا مىزند نگاه كردم ديدم همان مرد عرب است ، لاغر شده ، و رنگ صورتش زرد گشته است ( پيدا بود كه عشقى آتشين بر او چيره گشته و او را بيقرار ساخته است) به من سلام كرد و خواهش نمود بارديگر همان سوره «ذاريات» را براى او بخوانم ، وقتى به همان آيه رسيدم فريادى كشيد و گفت :ما وعده خداوند خود را به خوبى يافتيم ،سپس افزود آيا بعد از اين هم آيهاى هست من آيه بعد را خواندم : « به خداى آسمان و زمين سوگند كه اين مطلب حق است، درست همانگونه كه شما سخن مىگوئيد » بار ديگر صيحه زد و گفت: «براستى عجيب است ، چه كسى خداوند جليل را به خشم آورده كه اين چنين سوگند ياد مىكند آيا سخن او را باور نكردهاند كه ناچار از سوگند شده» ؟! اين جمله را سه بار تكرار كرد و بر زمين افتاد و مرغ روحش به آسمان پرواز كرد». ... تفسيركشاف" جلد 4 صفحه 400.(نقل از تفسیر نمونه) |
|||
|
|
۲۱:۰۷, ۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
« ... و َاللّهُ يَرْزُقُ مَن يَشَاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ » اين تعبير پنج بار درقرآن کریم تكرار شده است: (بقره، 212 ؛ آل عمران ، 27 و 37 ؛ نور، 38؛ غافر، 40 )؛ ... « ... و خداوند ، هركس را بخواهد بدون حساب روزي ميدهد . » |
|||
|
|
۰:۲۵, ۷/آذر/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
چقدر دلم آدمی گرم میشه با این سخنان ...
پس ایراد کار ما کجاست که دائم نگران روزی خویشیم ... اصلا چ شده که روزی رو در پول میبینیم و بس ، یا شایدم باید روزی را در پول و دید و بس؟!؟ چقدر کمیتهایمان لنگ است و چقدر لنگ لنگان ب سمت عقبای خویش در حرکتیم ... خدا را یا نشناختیم یا اشتباه شناختیم پدر و مادر ، ما مقصریم یا شما ؟!!؟؟ |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









