کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 4.33 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
نقدی بر سیستم دانشگاهی (باشگاه تایپست ها)
۲۲:۲۸, ۱۵/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/شهریور/۹۴ ۱۲:۰۵ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #1
آواتار
(۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۱۸)آسمانه سجادی نوشته است:  همه می دونیم که جامعه بدون زن نقص داره،5 کلمه،بیشتر دانشجویان جامعه دختر هستند،اگه طبق حدیث بی منبع جلو بریم فکر کنم دانشگاه هم باید تعطیل شه!

بله، بله، بله، حتماً باید تعطیل بشن و من تمام تلاشم رو برای این اتفاق خواهم کرد. این دانشگاه ها با این شکل وصله نچسب هستند باید زود از بین برن.

(۱۵/آذر/۹۳ ۲۲:۱۸)آسمانه سجادی نوشته است:  به نظر من زن و مرد نامحرم در حد نیازشان باید حرف بزنند.مثلا من سئوالی از فروشنده لباس ، در مورد خرید لباسی دارم در حد لباس حرف می زنم!نه آب و هوا!
حد نیازشون رو دین مشخص کرده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Banoo ، رهگذر. ، یاســین ، حسن.س. ، "شهید" ، مجتبی110 ، MEEAAD

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۰۴, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
(۲۵/آذر/۹۳ ۱۵:۳۷)رکن الهدی نوشته است:  آفتاب جون شما مطمءنی ایران داشگاه می رفتی چه جای خوبی بودهBig Grin
رکن الهدی جان خوبیش رو گفتم حالا بدیش رو هم می گم خدمتتون
بزرگترین بدی که دانشگاه ما داشت این بود که چون بلافاصله بعد از ارائه ی پایان نامه باید استخدام ارگان مربوطه می شدیم مدام از طرف منابع انسانی زیر نظر بودیم .... حتی تو محل هم آسایش نداشتیم و مدام تحقیقات محلی و ....
مثلا برای یکی از دوستان خودم که به شدت محجبه بود این مشکل پیش اومد بود که موقع گزینش احضار شده بود حراست و بهش گفته بودن فلان روز در فلان منطقه اطلاع دادن مقنعه ی شما کمی عقب رفته بوده و موی سرتان پیدا شده .....Surprise حالا این بنده خدا خانوادگی فوق العاده مذهبی و محجبه بودن پدرشون هم استاد قرآن و .... !!!!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، رکن الهدی ، رضوانه ، مهشاد
۱۷:۰۳, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #42
آواتار
اتفاقا ما هم یه جایی قبول شده بودیم بعد از کلی زحمت بعد بهمون اطلاع دادن بیاید واسه گزینش منم رفتم......
اتفاقا خیلی هم حجاب رو رعایت کردیم (چادری نیستم ولی اون موقع سرم کردم.)و از این حرفا ولی یه جای گزینش پرسید که شما موسیقی گوش میدید؟؟؟
ما هم ساده گفتیم آره.....

قبول نشدم توی اون گزینش حالا نمیدونم دلیلش این بوده یا چیز دیگه ای ولی از اون سال تا حالا خانواده یه جورایی سرکوفت میزنن که مثلا میمردی اینو نمیگفتی.!! ولی خدا شاهده با رتبه های بسیار پایین تر از من با همین جا نماز آب کشیدن ها و پارتی بازی ها اینقدر قبول شدن...کلا توی کشور ما همه جا بهمون یاد میدن باید ریا کنی اگه یکی هم صادق باشه مثل من.....

البته اصلا ناراحت نیستم چه بسا خوشحال هم هستم با خودم میگم جایی که همچین آدمهایی توش باشن همون بهتر که قبول نشدم.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Kol ، رضوانه ، یاســین ، anti ، مهشاد
۱۷:۲۵, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #43
آواتار
واا آفتاب جان مگه واسه وزارت اطلاعات استخدام می کردن که همه جا با شما بودنBig Grin
دانشگاه ما از این کارا بلد نیست تو دانشگاه ما یه قانون حرف اول و اخر رو می زد اونم داشتن کارت دانشجوییHuh
یعنی شما فک کن اگه ما یروز خدای نکرده یادمون می رفت به.معنای واقعی دچار مصیبت عظما می شدیمConfused
بچه های دانشگاه ما با یه تیپ هایی می اومدن وحراست عریض و طویل به روی مبارک نمی آورد که شاید شما اصن باورتون نشه...
مثلا من می دونم تو دانشگاه آزاد یا دانشگاههایی که دمه در حراست حجاب و آرایش براشون مهمه وقتی دختر از اون مرز رد شه سریع میره تو دستشویی و حسابی به خودش میرسه ...اما تو دانشگاه ما اصن از این معزلات نبود آزادی به معنای واقعی کلمهBig Grin
روابط دخترو پسر در حد فاجعه...اساتید سیاسی بدون هیچ حدومرزی در دانشگاه فعالیت می کنن شما فیلم معراجی ها رو در نظر بگیر اون استاد گنجی انگشت کوچیکه اساتید ما در مقوله سیاسی هم نمی شد...
یعنی انقدر که ما با اساتید دعوا داشتیم با خودمون دعوا نداشتیمBig Grin
ولی انصافا نسل جدید استادامون یعنی اون جوون ترآ واقعا قوی وفوق العاده بودن کسانی که هنوز استادشون تو دانشگاه و شاگرد اومده نتنها همکار شده بلکه رو دست استاد گرام هم بلند شده...یه مصیبت هم دقیقا همین بود مثلا یه درسی رو با دو تا استاد می ذاشتن یکی جوون(شاگرد) یکی پیر(استاد)یعنی کلاس استاد جوون به دقیقه نمی کشید ظرفیتش تکمیل می شد بعد به ما می گفتن شما با اون یکی استاده بردارین بعد وقتی ترم شروع شد برید از این نامه بگیرید از اونم نامه بگیرید بیارید آموزش تا ما کلاستون عوض کنیم یعنی اگه بهمون می گفتم برید در ستاره ثریا دنبال علم بگردید راحتتر بودBig Grin
استاد جوون بخاطر استادش روش نمی شد نامه بده اون استاده پیرم از شدت حرص و غضب لج می کرد نامه نمی داد...خلاصه این 4سال به اندازه 40سال به من چیز یاد دادBlush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، آفتاب ، رضوانه ، یاســین
۲۲:۳۵, ۲۵/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آذر/۹۳ ۲۲:۳۸ توسط آفتاب.)
شماره ارسال: #44
آواتار
رکن الهدی جان وزارت نبود ولی یکی از سازمان های مهم و اساسی کشور هست ....
می گفتن ما این همه داریم برای شما خرج می کنیم خب مسلما باید حواسمون به نیرو های اینده باشه و نباید این هزینه ها تلف بشه . ما هم با این حرفها دهنمون بسته می شد .
بچه ها با توجه به رشته هاشون حقوق و بیمه داشتن و دقیقا رسیدگی مثل کارمندها بود .
خاطرم هست یه بار که با دانشکده رفته بودم کربلا به شدت بیمارشدم اتفاقا رئیس دانشگاه هم همراهمون بود .... خدا خیرش بده بنده خدا انقدر سفارش می کردند که به وضع حال من رسیدگی بشه که خجالت زده شده بودم .
برای تشکر خدمتشون رسیدم گفتن شما نیروهای ما هستید و این هزینه ها برای آینده ی کشوره !!!!!
.............................
حراستمون هم آخر حراست بود .... تمام راهرو ها مجهز به دوربین مگه کسی می تونست بره داخل سرویس بهداشتی با آرایش بیاد بیرون !
اوایل چادر هم اجباری بود . روی لباس آقایون هم حساس بودن .
عواقب گفتمان بین یک دانشجوی دختر با یک دانشجوی پسر در راهروها و حیاط احضار شدن به حراست و پرونده دار شدن بود . البته الان چند صباحی هست که دانشگاه پسرونه شده . اما زمان ما مختلط بود .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، رضوانه ، یاســین ، مهشاد
۲۲:۵۵, ۲۵/آذر/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
چه جالب نمی دونستم همچین دانشکده هایی هم داریمBig Grin
والا مام دانشگاه دولتی رفتیم خب پولش رو دولت بدبخت می داد ولی اصن دنبال نتیجه نیستن واقعا...متاسفانه بچه های تراز اول کشور وارد این دانشگاه میشن دیگه هرچی خدا بخواد میان بیرونAngry
اون سالی که من کنکور دادم تو کلاسمون از10نفر اول کنکور8نفرشون بودن نفر اول کنکور هم بود شاید باور کردنی نباشه دختری که نفر اول کنکور کشور بود بعد چند ترم نفرم صدم هم نبود مشکلات اخلاقی هم پیدا کرد متاسفانه یه دختر شهرستانی که وقتی اومد دانشگاه مانتویی بود اما پوشیده ولی بعد چند ترم...
نفر سوم و پنجم کنکور هم که به دخترو پسر بودن از سال اول تصمیم به ازدواج گرفتن ویه روابط فوق نزدیک باهم داشتن که ما بخاطر اینکه بهشون تهمت نزنیم می گفتیم خب اینا رفتن خواستگاری شاید محرمن هر ترم منتطر بودیم بیان بگن عقدیم کردیم ترم 7یه دعوای جانانه وسط دانشکده راه انداختن کتک وکتک کاری یعنی هیچ وقت اون روز یادم نمی رهSad
خب اینام نخبه های مملکت بودن یعنی همه ما ولی دریغ از ذره ای توجه ...واقعا حیف شدیمBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، رضوانه ، یاســین
۰:۲۰, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #46
آواتار
دانشگاه ها اکثرا پر شده از اساتیدی ک فقط تخصص دارن توی بُعد درسشون (البته اگه بتونن منتقلش کنن!)، اما دریغ از ذره ای بینش درست ... توی این چند سال، تاحالا فقط یک استاد داشتیم ک تفکرات لائیک و ضد دین نداشت!
حرفی از امام زمان زده بشه، مسخره می کنن!
رسما کشور و قوانین و اسلام و رهبر و ... رو میبرن زیر سوال و خیلی زیرکانه و گاها مغرضانه، حرفشون رو میزنن و دیگه اجازه ادامه دادن و حرف زدن ب دانشجو نمیدن!
و البته اینکه متاسفانه، دانشجوی دختر، هرچقدر زیبا تر و پرآرایشتر باشه و لاکش خوش رنگ تر باشه، نمره بالاتری هم میگیره!( بارها دیدم!!!)Dodgy
باید برای اساتید کلاسها و دوره های اجباری گذاشت ک این تفکرات و نظراتشون رو ابراز کنن و روش کار کنن کمی!!

یک چیزی ک زیاد دیده میشه بین استادها، یک مقاله یا یک کتاب زبان اصلی رو میدن ب دانشجوهاشون، میگن این رو ترجمه کنین، بهتون 2 نمره مستقیم پایان ترم میدیم!
دانشجو میره ی بخشی از مقاله رو ترجمه می کنه (البته میده دارالترجمه، خودش نه ترجمه ش می کنه ک زبانش قوی بشه، نه حتی یکبار از روش میخونه ک ب علمش اضافه بشه)، بعد تحویل استاد میده ... استاد داره ی جورایی با دادن نمره استفاده ابزاری می کنه از دانشجو برای گرفتن ارتقاء خودش Dodgy

استادها باید دانشجو رو «دانشجو» ( = دانش جونده :دی ) بار بیارن، نه یک سری افرادی ک ب صرف گرفتن نمره دارن تلاش (بخوانید تقلبWink ) می کنن ... اینقدر روی نمره ها نباید تاکید کنن ... بالاخره اون دانشگاه رو ی دانشجو داره چندین سال میره و میاد، مسلمه ک حرف زدن در این باره ک نمره مهم نیست، یاد گرفتن مهمه، روی دانشجو تاثیر میذاره

درباره درس های عمومی، اگه ب استاد اینقدر سخت نمیگرفتن ک در طی یک ترم، باید این کتاب رو تموم کنی، مسلمه ک کلاسهاشون تبدیل نمیشد ب کلاسهایی ک بچه ها دارن وای فای دانشگاه رو میخورن!
کاش متوجه بودن ک هدف از این کلاس، حفظ کردن ی سری متن نیست، «یاد گرفتن» هدفه!
ی موضوع رو باز کنن، حسابی روش کار کنن تا دیگه حرفی نمونه، خیلی بهتر از اینه ک دانشجو کتاب رو مثل کتاب شعر حفظ کنه!! <-- درسهایی مثل انقلاب و اندیشه و ... ک بحث روشون خیلی خیلی زیاده
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رضوانه ، آفتاب ، Eve ، MohammadSadra ، یاســین ، رکن الهدی
۱:۱۴, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #47
آواتار
(۲۵/آذر/۹۳ ۱۲:۲۰)رکن الهدی نوشته است:  آخ اخ گفتین داغ دلم تازه شدSad
ترم اول با اون همه شور و هیجان تازه وارد بودن یکی از درسام رو که نهایتا می شدم18 دیدم شدم 11Huhیعنی داشتم سکته می کردم خلاصه رفتم اعتراض پیش استاد با هزار بدبختی برگه ام رو پیدا کردم و دوباره صحیح کرد می شدم 18 گفتم استاد پس برید توی سایت نمره ام رو تغییر بدین دیگه اولش هی امروز و فردا کرد بعدم پیغام داد من دارم ترفیع رتبه می گیرم برام خوب نیست نمره شما رو تغییر بدم فلان درس رو باهام بگیر نمره ات از الان کامله!!!!!!!
یه باره دیگه ام اینجوری شد استاد رو بردم اموزش اونجا تغییر بده اموزش گفت ایشون باید نامه بگیرن اشباهشون تو گروه مطرح بشه وبعد تصحیح کنن استادم گقت عمرا خودم جلو همکارا ضایع کنم...
من که از هیچ کدوم نمی گذرم ان شالله جوابش پس بدن حقوقشون که حروم هست الحمداللهAngryAngryAngryAngry

منم ی خرده از بعضی استادای مریخیمون بگم بخندید!
یکیشون استاد ریاضی کاربردی بود...همون اول ترم گفت اگر جزوه بنویسید سرکلاس من میدونم و شما
آقا ما سر کلاسش که هیچی نمینوشتیم...خوبم توضیح نمیداد که یادمون بمونه...یکی از بچه ها قایمکی داشت مینوشت...گفت: حیف که پسر نیستی وگرنه.....!
انقدر بی ادب بود...من مونده بودم چه جوری به این چیزی نمیگن...اما چند جلسه بعدش فهمیدم انقدر آدم بیخودیه که کسی جرات نمیکنه بره به آموزش حرفی بزنه....
یه بارم یه دختره یه حرفی زد نمیدونم یا سوال پرسید...یه دفعه دستشو آورد کنار گوش دختره انگار که بخواد گوششو بکشه!!! دختره خودش انقدر ترسید!!! بعد گفت نترس! کاریت ندارم!!!( از موهای سفیدش خجالت نمیکشید!)
اصلا یه وضعی...منم در یک حرکت محیرالعقول! با دوستم رفتیم درست و درمون زیرابشو پیش مدیرگروهمون زدیم! اون ترم تغییرش ندادن ولی از ترم بعد کلا از دانشگاه فرستادنش بیرون!
به قول دوستم کلا از سران شورشی دانشگاه بودیم ما....یعنی خدا میدونه زیراب چند تا استاد رو زدیم! خخخخخ
حقشون بود! بعدم چون تو رشته خودمون جزء بچه های نسبتا اکتیو دانشگاه بودیم حرفمونو زمین نمینداختن!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، Eve ، یاســین ، رکن الهدی
۱۱:۰۶, ۲۶/آذر/۹۳
شماره ارسال: #48
آواتار
وای بچه ها افسردگی گرفتم، من فکر میکردم فقط دانشگاه ما اینطوریه.
من فیزیک خوندم و فقط فکر کنید 80 درصد استادامون تعادل روحی روانی نداشتند.
مثلا یکی شون عقب عقب سر کلاس رفت،داشت درس میداد،خورد به صندلی،بعد از صندلی عذر خواهی کرد...Undecided

استاد فیزیک یک مون،(حالا مام ترم یکی، با کلی امید ارزو رفتیم دانشگاه)، یه میله میکشید پای تخته،بعد میگفت حالا چی میشه، با لهجه لاتی بخونید.
خب کسی چه میدونست چی میشه،عین ادم صورت سوال رو بگو بچه ها جواب بدن.و اصولا کسی جواب غلط میداد چون تحقیرش میکرد ،کسی جرئت نمیکرد جواب بده.
خلاصه یه چند دقیقه سکوت مطلق بود.
منم گفتم،استاد میفته.(بالاخره سکوتش بدتر بود)
گفت:این جوابیه که من از یه دانشجوی فیزیک دارم؟ اینو هر ادم بی سوادی میدونه که میفته.مهم اینه چه جوری میفته....

بعد خودش شروع کرد به نوشتن،دقیقا همینو میخواست،ثابت کنه همه ما ببخشید نفهم هستیم ،بعد حالا نمیدونم احساس خوبی بهش دست و میداد و درس رو ادامه میداد.

روایت دوم:

یه استاد داشتیم خیر سرش مدیر دانشکده بود،تگزاس درس خونده بود و زبان تخصصی درس میداد.
دوستم اون واحد رو داشت و منو برد سر کلاس که بخندیم و تفریح کنیم.
من فقط در حیرت بودم که این در تگزاس چه جوری از گشنگی نمرده و تونسته به انگلیسی بگه اقا من نون میخوام؟
یعنی هیچی بلد نبود در حد المنتری زبان عمومی،حالا اومده به بچه های مرد زبان تخصصی یاد میده...
اعتماد به نفسشون منو کشته
با همین اقا مکانیک تحلیلی داشتم،صفحات کتابمون رو کپی میکرد،ما فکر کنیم جزوه داره،تو دستش میگرفت پای تخته مینوشت.


روایت سوم:

یه استاد داشتیم نسبیت درس میداد، ببخشید اما فکر کنم دیوانه بود،البته برای این درس طبیعه،برعکس استاد رضوانه اینا،همه باید جزوه مینوشتن و هر کس نمینوشت میگفت برو بیرونDodgy
خیلی هم بدش میومد کسی حرف بزنه،چون فکر میکرد دارن مسخره اش میکنن.فکر کنید یبار رفته بود خارج(یادم نیست کجا) بعد پاسپورتش گم شده بود،ماهمه خوشحال شدیمBig Grin که استاد دیگه به بقیه ترم نمیرسه...
یبار دوستم سر کلاس پاک کنش افتاد زمین،به اون یکی گفت بده،همین... نیم ساعت کلاس رو تعطیل کرد گفت یا باید بگی چی شده یا برو بیرون.....

من خیلی فیزیک دوست داشتم یادمه ترم یک که بودم با دوستم میگشتیم سمینار پیدا میکردم تو دانشگاه های مختلف و شرکت میکردیم.اما این سیستم به من چیزی نشون داد که واقعا حالمو بهم زد.به قول دوستان باند بازی هاشون جدا که چقدر دانشجوها رو اذیت میکنن.خدا نیاره روزی رو که استاد راهنما با مشاور ،با هم مشکل داشته باشن...

توی سوره همزه،خدا ادمایی که دیگران رو تحقیر میکنند و خورد میکنند،اتش خورد کننده بهشون وارد میکنه.80 درصد اساتید ما واقعا دانشجو رو خورد میکردند.حالا بدبخت یا سوال پرسیده یا بلد نبوده ،یعنی بی ادبی هم نکرده ....
واقعا علمی که به ادم تفاخر و غرور و کبر و حسد بده،به درد جرز دیوار میخوره...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: رکن الهدی ، آفتاب ، Eve ، رضوانه
۱۱:۱۷, ۲۶/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۱۱:۲۵ توسط رکن الهدی.)
شماره ارسال: #49
آواتار
السا اشاره خوبی کردAngel
من موندم این اساتید دروس عمومی رو دقیقا از کجا می اوردنAngel
استاد ریشه های انقلاب ما یه جزوه بهمون داده بود250صفحه یعنی از هرچی انقلاب و ریشه هاش بود متنفر شدیم مخصوصا وقتی می گفت همه جزو مهمه و از همه جاش سوال میادAngry
استاد ادبیاتمون بنده خدا کمی تا قسمتی سرخوش بود دو تا از این بچه های مثلا روشنفکر ادبی رو تو کلاس پیدا کرده بود دیگه ول کن مبحث عمیق عرفانی ادبی نبود حالا نه مباحث زیبای عرفانی واقعی ها از این جنگولک بازیا که Big Grinاستادمون ازاینا بود که کلاه کج مثلا هنری می ذاشت سرش
مدام تو کلاس از این ایسم های مختلف حرف می زدن...
استاد زبانمون بنده خدا به شدت در زبان گیر کرده بود ما این رو تو راهروی دانشکده هم می دیدیم انگلیسی حرف می زدDodgy
از تربیت بدنی ها چیزی نمی گم خدا نیست و نابودشون کنه با این مربی هاشون از تو جنگل پیداشون کرده بودنBig Grin
فقط یه استاد تاریخ اسلام داشتیم که بدک نبود شبیه شهاب مرادی بودBlush
استاد اندیشه ها هم خانوم بود اونم هی بد نبود البته خوبی از خودمون بودBig Grin
ولی کلا اساتید دروس عمومی خیلی اوضاعشون وحشتناکتر از تخصصی ها بود اصن معلوم نیست ارزشیابیشون چه جوری هر ترم یه دانشکده ان..

یه خاطره هم بگم خیلی منو حرص داد
سر یه کلاسی اول ترم بودیم روز اول استاد گفت خودتون رو معرفی کنید به من که رسید گفتم....سادات میر....
خب اسمم بود دیگه استاده برگشته می گه اول فامیلیت که میر هست دیگه چرا می گی سادت میخوای خیلی برخ بکشی بگی من ساداتم بابا فهمیدیم تو ساداتی نترس بالاتر از گل بهت چیزی نمی گم چیه نکنه نمره می خوای. بچه ها همه فهمیدین که ایشون ساداتن..
یعنی نیم ساعت داشت عقده های روحیش رو خالی می کرد من که ازش نمی گذرم جلو اون همه دانشجو سکه یه پولم کردAngryAngrySadSad
یه بارم یکی از استادا تا فامیلیم رو شنید گفت عموی شما همونیه که کارخونه دخانیات دارهHuhعاقا منو می گی داشتم منفجر می شدم کارخونه دخانیات دیگه چیه بی فرهنگ بنده خدا عموهای من
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، آفتاب ، Eve ، السا ، رضوانه
۱۲:۴۳, ۲۶/آذر/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۹۳ ۱۲:۴۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #50
آواتار
ممنون از نظرات دوستان

یکی از بزرگترین مشکلات دانشگاه های ما اینه که اخلاق رو یاد نمیدن به اخلاق کاری ندارن.


اگر چند ارسال قبل ببینید گفتم استادمون نمره شانزده من رو چهارده کردند اما هیچ وقت من برای این کار ایشون تو دانشکده اعتراضی نکردم. هرگز هرگز. هرگز پیش رییس دانشکده نرفتم هرگز پیش اساتید دیگه اسمی از ایشون هم نبردم.


ما مسلمانیم. متاسفانه دیدم بین ارسال ها بود و تو دانشگاه ها زیاده میرن پشت سر اساتید حرف میزنن و بابت ضعف مدیریتی این حرف ها اثر بدی میزاره.

این ایراد به سیستم دانشگاه هست. از انسان هایی که به حلال و حرام غیبت و صحبت پشت سر دیگران اعتقادی ندارند انتظاری نیست. غیبت مال وقتیه که طرف داره راست میگه. زیاد اتفاق می افته که دانشجوها فقط بخاطر نمره پشت سر استاد دروغ میگن.


اصلی وجود داره که در ... رو میشه بست ولی در دهن مردم رو نمیشه بست. دانشگاه ها به دلیل ضعف مدیریت و ضعف در نحوه ارزشیابی اساتید نمی تونن جلوی این مشکل رو بگیرن. این مسئله در دانشگاه هایی که ضعف مدیریت دارند بدتره.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، السا ، آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا