|
رسول مهربانی
|
|
۲۳:۲۵, ۲۳/آذر/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم): اِنّما بُعِثتم لِاُتممّ مَكارمُ الاخلاق «من مبعوث شدم تا بزرگواري هاي اخلاقي را تكميل كنم» بحارالانوار ج 16 ص210 سلام دوستان. با توجه به اینکه در آستانه رحلت (به تعبیری،شهادت) پیامبر بزرگوار قرار داریم،سعی کردیم تا گذری کوتاه بر زندگی سراسر خیر و برکت پیامبر عزیزمون بزنیم. به این امید که مورد رضای خداوند قرار بگیره و حضرت رسول هم خوشنود بشه،و دل فرزندش حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) شاد بشه. أن شا الله |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۰۸, ۳۰/آذر/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
از هجرت تا رحلت سال ششم هجرت در سال ششم هجرت نيز وقايع مهمي رخ داد از جمله: 1. جنگ بني المصطلق و ماجراي فدك 2. واجب شدن حج 3. سفر مذهبي وسياسي پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مكه براي حج و حوادثي كه در اين سفر رخ داد 4. صلح حديبه صلح حدیبیه پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در پی رؤيای شيرينی ديد که ، مسلمانان در مسجد الحرام مشغول انجام فريضه حج هستند. به مسلمانان ابلاغ فرمود برای سفر عمره در ماه ذيقعده آماده شوند. همه آماده سفر شدند. قافله حرکت کرد. چون اين سفر در ماه حرام انجام شد و مسلمانان جز شمشيری که هر مسافر همراه خود مي برد چيزی با خود نداشتند و از سوی ديگر با مقاومت قريش روبرو شدند و بيم خونريزی بسيار بود، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با مکيان پيمانی برقرار کرد که به "پيمان حديبيه" شهرت يافت . مطابق اين صلح نامه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مسلمانان از انجام عمره صرف نظر کردند. قرار شد سال ديگر عمل عمره را انجام دهند. اين پيمان ، روح مسالمت جوئی مسلمانان را بر همگان ثابت کرد. زيرا قرار شد تا ده سال حالت جنگ بين دو طرف از بين برود و رفت و آمد در قلمرو دو طرف آزاد باشد. اين صلح در حقيقت پيروزی اسلام بود، زيرا پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از ناحيه دشمن داخلی خطرناکی آسوده خاطر شد و مجال يافت تا فرمانروايان کشورهای ديگر را به اسلام دعوت فرمايد. سال هفتم در سال هفتم هجرت نيز وقايع مهمي رخ داد از جمله: 1. اعلام جهاني بودن اسلام، و نامه هاي پيامبر به سران كشورها و دعوت انها به اسلام 2. ورود مهاجران حبشه 3. ماجراي فدك، سرزمين وسيع و حاصلخيز نامه های رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به پادشاهان مي دانيم که به موجب آيات قرآن ، دين اسلام ، دين جهانی و پيامبر خاتم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، آخرين سفير الهی به جانب مردم است . بنابراين ماموريت ، حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به سران معروف جهان ، مانند: خسرو پرويز (پادشاه ايران)، هرقل (امپراطور روم)، مقوقس (فرمانروی مصر) و... نامه نوشت و آنها را به دين اسلام دعوت کرد. نامه های حضرت که هم اکنون موجود است ، روشن و قاطع و کوتاه بود. اين نامه ها را مامورانی با ايمان ، فداکار و با تجربه برای فرمانروايان مي بردند. در اين نامه ها پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آنها را به اسلام و کلمه حق و برادری و برابری دعوت مي کرد و در صورت نافرماني ، آنها را از عذاب خداوند بيم مي داد. همين پيامها زمينه گسترش جهانی اسلام را فراهم آورد. جنگ خیبر خيبر يا بهتر بگوييم وادی خيبر، هفت دژ بود، در سرزمين حاصلخيزی در شمال مدينه به فاصله سی و دو فرسنگ ، که پناهگاه مهم يهوديان بود. يهوديان بيش از پيش توطئه مي کردند و مزاحم مسلمانان بودند. پيامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تصميم گرفت اين افراد منافق را سر جای خود بنشاند و شر آنها را دفع کند. بدين جهت دستور فرمود مسلمانان برای فتح خيبر عازم آن ديار شوند. پس از تلاش و مقاومت بسيار اين سنگرها -يکی پس از ديگری- فتح شد. پس از فتح دژهای خيبر يهوديانی که در قريه "فدک " -در 140 کيلومتری مدينه مي زيستند- بدون جنگ و مقاومت تسليم شدند و سرپرستی پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را بر خود پذيرفتند. برابر قوانين اسلام ، جاهايی که بدون جنگ تسليم مي شوند مخصوص پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. اين قريه را رسول مکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به دخترش فاطمه زهرا (سلام الله علیها) بخشيد، که ماجرای غصب آن ، تا زمان عمر بن عبد العزيز در تاريخ ثبت است. سال هشتم هجرت در سال هشتم هجرت نيز وقايع مهمي رخ داد از جمله: 1. جنگ موته با سپاه روم 2. فتح مكه 3. جنگ حنين 4. غزوه طائف فتح مکه در سال هشتم هجرت جريانی پيش آمد، که پيمان شکنی قريش را ثابت مي نمود. بدين جهت پيامبر مکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، تصميم گرفت مکه را فتح کند و آن را از ناپاکی بتها و بت پرستها پاک سازد. بنابراين با رعايت اصل غافلگيري ، بی آنکه لحظه فرمان حرکت و مسير و مقصد حرکت برای کسی روشن باشد، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز دهم ماه رمضان ، فرمان حرکت صادر فرمود. ده هزار سرباز مسلمان به حرکت آغاز کرد. شهر مکه بدون مقاومت تسليم شد. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مسلمانان وارد زادگاه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شدند. بتها در هم شکسته شد و اسلام به پيروزی بزرگی نائل آمد. در اين فتح ، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که اختيار کامل داشت و مي توانست از دشمنان سرسخت ديرين خود انتقام بگيرد، همه را مورد عفو و رحمت قرار داد و به تمام جهان ثابت کرد که هدف اسلام گسستن بندهای اسارت و بندگی از دست و پای افراد بشر است و فراخواندن آنها به سوی "الله " و نيکی و پاکی و درستي . از اين سال به بعد، گروه گروه به اسلام روی آوردند و با احکام حيات بخش و انسان ساز آن ، آشنا شدند. پس از فتح مکه ، غزوه حنين و غزوه طائف و غزوه تبوک و... اتفاق افتاد. در دو غزوه اول پيروزی با مسلمانان بود، اما در غزوه تبوک ، اگر چه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با دشمن رو به رو نشد و نبردی نکرد، ولی يک سلسله بهره های معنوی و روانی -در اين غزوه بسيار پرمشقت- عايد مسلمانان گرديد. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با اين سفر پر رنج ، راه را برای فتح شام و روم هموار ساخت و شيوه جنگ با قدرتهای بزرگ را به اصحاب وفادار خود آموخت. حجة الوداع چند ماه از عمر پربار پيامبر عاليقدر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باقی نمانده بود. سال دهم هجرت بود. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعلام فرمود: مردم برای انجام مراسم عظيم حج آماده شوند. بيش از صد هزار نفر گرد آمدند. پيامبر مکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، با پوشيدن دو پارچه سفيد، از مسجد شجره در نزديک مدينه احرام بست و مسلمانان نيز همچنين. صدای گوش نواز: لبيک اللهم لبيک ، لا شريک لک لبيک ، در فضا طنين انداز شد. هزاران نفر اين ندای ملکوتی پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را تکرار مي کردند. شکوه عظيمی بود: وحدت اسلامي ، برابری و برادری تبلور يافت. پيامبر مکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، برای اولين و آخرين بار مراسم و مناسک حج را، به مسلمانان آموخت . اين سفر بزرگ نمايشگر ثمرات بزرگ و تلاشهای چند ساله پيغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود که جان و مال و زندگی خود را، خالصانه در راه تحقق آرمانهای اسلامی و فرمانهای الهی بذل کرد، و پيامهای الهی را به مردم جهان رسانيد. پ يامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در سرزمين عرفات -پس از نماز ظهر و عصر- هزاران نفر از مسلمانان پاک اعتقاد را، مخاطب ساخته چنين فرمود: "ای مردم ! سخنان مرا بشنويد -شايد پس از اين شما را در اين نقطه ملاقات نکنم- ای مردم ، خونها و اموال شما بر يکديگر تا روزی که خدا را ملاقات نمائيد مانند امروز و اين ماه ، محترم است و هر نوع تجاوز به آنها، حرام است". سپس مردم را به برابری و برادری فراخواند و به رعايت حقوق بانوان سفارش کرد و از شکستن حدود الهی بيم داد و از ستمکاری و تجاوز به حقوق يکديگر بر حذر داشت و به تقوی توصيه کرد. غدیر خم وقتی پيامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و دهها هزار نفر در بازگشت به مدينه به محلی به نام غدير خم رسيدند، امين وحي ، جبرئيل بر پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) وارد شد و پيام الهی را بدين صورت به پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ابلاغ کرد: "ای پيامبر، آنچه از سوی خداوند فرستاده شده به مردم برسان و اگر پيام الهی را مردم نرسانی رسالت خود را تکميل نکرده اي ، خداوند تو را از شر مردم حفظ مي کند". مردم مي پرسيدند آن چه چيزی است که کامل کننده دين است و بی آن ، دين حق کامل نيست ؟ آن آخرين اقدام پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است برای تعيين خط وصايت و امامت. پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بايد -به امر خدا- تکليف مردم را پس از خود معين کند. در زير آفتاب سوزان و در روی رملها و شنهای داغ بيابان ، ضمن خطبه بلندي ، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)، حضرت علی (علیه السلام) را، به عنوان "ولي " و "جانشين " خود، به مردم معرفی فرمود، و به ويژه اين جمله را -که محدثان شيعه و سنی همه نقل کرده اند- گفت: من کنت مولاه فعلی مولاه... مردم در آن روز که هجدهم ماه ذيحجه بود، با حضرت علی (علیه السلام) بيعت کردند. رحلت جانسوز پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همچنان در بستر رحلت بود و از اوضاع و فعاليتهايي كه در خارج در موضوع خلافت مي شد، اگاه بود روزي كه بزرگان و سران صحابه براي عيادت امده بودند، پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرصت را غنيمت شمرد و فرمود: قلم و دواتي براي من بياوريد تا براي شما چيزي بنويسم كه پس از ان گمراه نشويد. ولي خلیفه دوم گفت: بيماري بر رسول خدا غلبه كرده، از اين رو هذيان مي گويد، قران ما را كافي است... خلاصه، اختلاف و گفتار او و عده اي مانع شد از اينكه پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نامه اي درباره جانشين خود بنويسد. ابن عباس از اين پيش امد سخت ناراحت گرديد، در حالي كه اشك مي ريخت مي گفت: روز پنج شنبه چه روز دردناكي بود؟ سرانجام پيامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روز دوشنبه 28 صفر در سن63 سالگي چشم از جهان فاني فرو بست و به جهان بقاء ارتحال فرمود. بنا به وصيتش، علي (علیه السلام) بدن مقدسش را غسل داد و كفن نمود و بر ان نماز خواند و ان را در خانه مسكونيش كه بنام حجره مطهره معروف است كنار مسجد النبي دفن كرد. ختم رُسُل به سوی جنان میکند سفر / جان جهانیان ز جهان میکند سفر
ریزید خون ز دیده که در آخر صفر / کز پیکر وجود، روان میکند سفر
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







