|
فتنه 88 به روايت اسناد خارجی
|
|
۱۰:۴۴, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
گروه بین الملل مشرق- انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 و حوادث پس از آن از آنجا که اتفاقی مهم در تاریخ کشور به شمار میرود، موجب شد تا تحلیلهای زیادی درباره آن مطرح شود. عدهای هر اظهارنظری درباره آن حوادث را یک ترفند سیاسی تلقی میکنند، اما عدهای دیگر معتقدند این حوادث نیاز به بررسیها و تعمق بیشتری دارد. یکی از موضوعات مربوط به حوادث سال 1388 که جای بررسیهای بیشتر دارد و از موضوعات محل اختلاف بوده است، نقش دولتهای خارجی در طرحریزی اتفاقات قبل و بعد از انتخابات سال 88 است. انگلیس و آمریکا معمولاً طراحان اصلی اغتشاشات دانسته میشوند، اما عدهای این دیدگاه را نمیپذیرند و آشوب های خیابانی آن سال را نتیجه اعتراضی طبیعی به نتایج انتخابات ریاستجمهوری میدانند. در میان منابع فارسی، به غیر از اعترافات متهمین اغتشاشات انتخاباتی 88، کمتر مستنداتی از برنامه چند ساله دولتهای خارجی برای براندازی نرم در ایران منتشر یا ارائه شده است. بر همین اساس گروه بینالملل مشرق بر آن شد تا در قالب یک مجموعه گزارش تحقیقی، ابعاد حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری ایران را با نگاهی جدید و از منظر اسناد رسمی و موثق خارجی بررسی کند. در این مجموعه با استناد به اظهارات علنی مقامات دولتها، اسناد رسمی منتشر شده کشورهای خارجی و گزارش رسانههای معتبر تلاش خواهیم کرد نشان دهیم چه تحرکاتی پیش از سال 88 در برخی کشورها برای ایجاد آشوب در ایران ایجاد شده بود. بسیاری از مستنداتی که در اینجا ارائه میدهیم پیش از این هرگز منتشر نشدهاند و یا کمتر به آنها پرداخته شده است و بنابراین در میان عموم مخاطبان، اطلاعات اندکی درباره آنها وجود دارد. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۲۲, ۱۰/دی/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
کدامیک از مقامات آمریکایی اغتشاشات سال 88 را مدیریت میکردند؟ گروه بینالملل مشرق-طبقه دوم وزارت خارجه آمریكا در سال 2006 شاهد رفت و آمد دیپلماتهایی مانند "جیلیان برنز"بود كه سابقه موفقی در انجام انقلابهای رنگی در كشورهای اروپای شرقی داشتند. در یكی از اتاقهای این طبقه كه عنوان "دفتر امور ایرانیان" بر بالای آن نوشته شده بود و داخلش با مینیاتورهای ایرانی و نقشهایی از خلیج فارس آراسته شده بود، "مخالفان ایران" عبارتی بود كه به وفور شنیده میشد.[sup][1][/sup] "الیزابت چنی" (دختر "دیك چنی" معاون وقت رئیسجمهور كه از حامیان حمله نظامی به ایران بود) به دستور "كاندولیزا رایس" وزیر خارجه وقت، مسئول نظارت بر این دفتر شده بود. این موضوع در ابتدا همه را به این اشتباه انداخت كه دفتر امور ایرانیان قرار است همان نقشی را ایفا كند كه یك دفتر مشابه در پنتاگون موسوم به "دفتر برنامه ریزی ویژه[2] قبل از حمله آمریكا به عراق داشت.[sup][3][/sup]اما رایس دستكم یك انگیزه قوی شخصی برای اجتناب از جنگ با ایران داشت: جلوگیری از زیر سؤال رفتن اعتبار خودش. قبل از آنكه "كاندولیزا رایس" در سال 2005 پست وزارت خارجه را از "كولین پاول" تحویل بگیرد، نویسندهای به نام "باب وودوارد" در كتابی به نام "بوش در جنگ[sup][4][/sup]افشا كرده بود جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور آمریكا شایستگیها و توانمندیهای رایس در مقام مشاور امنیت ملی را زیر سؤال برده و او را در این سمت "مایه یأس" خوانده است[sup][5][/sup]. اكنون رایس، حل چالش ایران را فرصتی مناسب برای جبران مافات و بازگرداندن آبروی از دست رفته میدید. رایس فوریه سال 2006 طرحی جدید در سیاست خارجی آمریكا در قبال ایران معرفی كرد. وی در یك یادداشت محرمانه كه در آن زمان "مركز پیشرفت آمریكا"[sup][6][/sup]منتشر كرد، خواستار اقداماتی برای كسب اطلاعات بیشتر از فضای داخلی ایران شده بود.[sup][7][/sup]این اقدامات مواردی نظیر اعزام دهها دیپلمات به كشورهای همسایه ایران و تشكیل گروهی به نام "ناظران ایران"[sup][8][/sup]در وزارت خارجه را شامل میشد. اقدام بعدی رایس درخواست بودجه 75 میلیون دلاری از كنگره برای پیشبرد آن چیزی بود كه"حمایت از دموكراسی در ایران" خوانده میشد.[sup][9][/sup]اما در همان زمان منابع آگاه در وزارت خارجه آمریكا گزارش میدادند این بودجهها قرار است صرف حمایت از "گروههای مخالف در داخل ایران" شده و به "تغییر نظام سیاسی از درون" منتهی شود.[sup][11][10] [/sup]دفتری که در طبقه دوم وزارت خارجه با نمادهای ایرانی آراسته شده بود، قرار بود با گردهم آوردن دیپلماتهایی متخصص در زمینه عملیات روانی و براندازی نرم این رؤیای وزیر را محقق كنند. این دفتر البته به فاصله كوتاهی گسترده شد و چنانكه سندی افشا شده از وزارت خارجه آمریكا نشان میدهد در لندن، باكو، استانبول و دوبی شعبی دایر كرد.[sup][12][/sup] اعضای تیمی كه در آن زمان در رأس دفتر امور ایرانیان قرار داشت، همگی سوابق فعالی در حمایت از تغییر نظام ایران داشتند. برخی از مهمترین نفراتی که در تأسیس و مدیریت این دفتر نقش داشتند، در زیر معرفی شدهاند، دفتری که در مراحل ابتدایی تأسیس، خبرساز شد، ولی طی سالهای بعد، کمتر از این دفتر شنیدیم. گروه بینالملل مشرق قصد دارد، در گزارشهای آتی، به افشای اطلاعاتی درباره اعضای کنونی و فعالیتهای این دفتر بپردازد تا مشخص شود دفتری که با تعریف کار براندازی تأسیس شد، چگونه به تلاشهای خود برای تحقق این هدف و تغییر رفتار دولت در ایران فارغ از ادعاهای دولت آمریکا برای حل اختلافات با ایران ادامه میدهد. الیزابت چنی "الیزابت چنی"دختر "دیک چنی"معاون رئیسجمهور آمریکا در زمان ریاستجمهوری جورج دبلیو بوش است. وی به استناد کتابی نوشته "کارل داگلاس" (2014) مسئولیت نظارت بر دفتر امور ایرانیان را به عهده داشت.[sup][13] چنی در زمان حضور در دولت جورج بوش، معاون وزیر خارجه در امور خاور نزدیک شد. در این سمت، کنترل منابع مالی برنامهای به نام "طرح مشارکت خاورمیانه" به او واگذار شد. هدف از این برنامه، تغییر حکومت در برخی كشورهای خاورمیانه بود و چنی وظیفه داشت گروههای مخالف از قبل تعیینشده را برای اختصاص منابع مالی مشخص كند. بودجه مربوط به این برنامه هر سال افزایش یافت: سال 2002 حدود 29 میلیون دلار، سال 2003 حدود 129 میلیون دلار و سال 2004 نزدیك 145 میلیون دلار[15][14].[/sup] دستكم یك سند برای اختصاص بخشی از این بودجهها به مخالفان ایران وجود دارد. چنی اکتبر سال 2006 یک طرح رقابتی آنلاین برای اعطای کمکهای مالی به مخالفان دولت ایران برگزار کرد که بهترین طرحها را برای اصلاحات در این كشور ارائه دهند. مطابق سایت وزارت خارجه آمریکا، در قالب این برنامه به افرادی که طرحهایی برای اصلاحات در ایران ارائه دهند، بین 100 هزار تا 1 میلیون دلار کمک مالی تعلق میگیرد.[sup][16][/sup]بودجه کل این طرح که "برنامه دموکراسی ایران" نام گرفت، 7 میلیون دلار پیشبینی شده است. این حمایتها بعداً و با روی كار آمدن دولت باراك اوباما، قطع نشدند. اسنادی که روزنامه آمریکایی یواسایتودی سه سال بعد در سال 2009 آشکار کرد، نشان میدهد دولت باراک اوباما رئیسجمهوری جدید آمریکا، این طرح را با اختصاص 20 میلیون دلار برای حمایت از مخالفان داخلی ایران ادامه داده است[sup][17][/sup]، هرچند به نوشته اندیشکده "واشنگتن برای سیاستهای خاورنزدیک"[sup][18][/sup]، برنامههای مالی اوباما برای حمایت از مخالفان داخلی در ایران از شفافیت کمتری نسبت به دوران بوش برخوردار است.[sup][19][/sup] "الیزابت چنی" علاوه بر نظارت بر دفتر امور ایرانیان، ریاست "گروه سیاستها و عملیاتهای ایران و سوریه" را هم به عهده داشت، گروهی که مارس 2006 با هدف حمایت از براندازی حکومتهای تهران و دمشق راهاندازی شده بود. این گروه که یک سال فعالیت کرد، با بودجهای معادل 7 میلیون دلار فعالیتش را آغاز کرد که این مبلغ سال بعد به 80 میلیون دلار افزایش یافت.
دیوید دنهی آقای دنهی که از نومحافظهکاران سرسخت به شمار میرود زمانی در "مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان" فعالیت میکرد. این مؤسسه ارتباط نزدیکی با جمهوریخواهان دارد و منابع مالی آن از کنگره و وزارت خارجه آمریکا تأمین میشود. طبق اسناد موجود، مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان یکی از نهادهای فعال در رساندن کمکهای داخلی به گروههای مخالف ایران بوده است. این مؤسسه مطابق مستندات، در سال 2006 برای گروههای مخالف ایرانی به ویژه گروههای سلطنتطلب آموزش و کمکهای مالی فراهم میکرد.[sup][21][/sup]رسانههای آمریکا ارتقای سمت وی از "مشاور معاون وزیر خارجه آمریکا در امور دیپلماسی عمومی" به "ریاست دفتر امور ایرانیان" در سال 2006 را نشانهای از تمرکز دولت جورج دبلیو بوش بر امور ایران در سالهای پیش رو قلمداد کردند.[sup][20][/sup]تحلیلی که با نگاهی به حوادث دیگر سال 2006 تا سال 2009 و پس از برگزاری انتخابات ریاستجمهوری ایران، البته کاملاً درست به نظر میرسد. "لورن کارنر" رئیس وقت مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان در سال 2006 در گفت و گو با روزنامه نیویورکتایمز تأیید کرد که گروه تحت امرش از مخالفان نظام جمهوری اسلامی حمایت میکند، اما اشارهای به نام آن گروهها نکرد: "این مؤسسه در دو سال اخیر با برخی از گروهها و افراد در ایران ارتباط داشته و برای آنها در مکانهایی در بیرون از آن کشور آموزش فراهم آورده است. به خاطر امنیت آنها نمیتوانم نام آنها را بازگو کنم." نکته دیگر درباره دنهی اینکه در سال 2006 روزنامه لسآنجلستایمز گزارش داد وی به همراه گروهی از مقامات ارشد آمریکایی برای دیدار با تبعیدیهای ایران و رسانههای فارسیزبان آمریکا به لسآنجلس سفر کرده است. هدف از این دیدار، بنا به این گزارش، اطلاعرسانی به این گروهها درباره برنامههای جدید دولت و تلاش برای تحرک بخشیدن به فعالیت شبکههای ماهوارهای منتقد حاكمیت ایران ذکر شد.[sup][22] [/sup] جیلیان برنز "برنز" به نوشته سایت وزارت خارجه آمریکا اولین مدیر دفتر موسوم به "دفتر حضور منطقهای آمریکا در ایران"[sup][23][/sup]بود که زیر نظر "دفتر امور ایرانیان" در دوبی فعالیت میکرد.[sup][25][24][/sup]نگاهی به سوابق تحصیلاتی، زمینههای فکری و نقش برنز در اجرای موفق پروژه براندازی نرم در لهستان نشان میدهد چرا دولت وقت آمریکا او را برای این سمت حساس در نظر گرفته بود. جیلیان برنز فارغالتحصیل مقطع کارشناسی ارشد در رشته روزنامهنگاری و علوم ارتباطات جمعی است، اما در وزارت خارجه آمریکا به عنوان متخصص عملیات روانی فعالیت میکرد. برنز در زمان حضور در دفتر حضور منطقهای ایران در دوبی پروژه جدیدی به نام Exchange (تبادل نفرات و گروهها) را کلید زد که در چارچوب آن اعزام افراد و گروهها به آمریکا با صرف هزینههای گزاف از راه پایگاههای ایجاد شده ضد ایران (دوبی، استانبول، باکو، لندن و فرانکفورت) با محوریت دوبی صورت میگرفت. از جمله اهداف این طرح، آموزش خبرنگاران با هدف جمعآوری اطلاعات، ایجاد وبسایت و آموزش درباره نحوه برگزاری انتخابات، اعزام هنرمندان و مشاغل حرفهای با هدف کادرسازی و ارائهی کمک به سازمانهای غیردولتی برای اجرای پروژه براندازی نرم در ایران بوده است.[sup][28][27][[/sup][sup][26[/sup] رامین عسگرد در سال 2010 در مقالهای در نشریه آنلاین دانشگاه "فلچر" بخشهایی از برنامههای وزارت خارجه آمریكا برای جذب ایرانیان در دوبی را شرح داد.[29]به نوشته عسگرد، در سال 2006 اداره برنامههای اطلاعات بینالمللی (IIP) و اداره امور فرهنگی و آموزشی (ECA) وزارت امور خارجه، واشنگتن را به سمت برنامهریزی دیپلماسی فرهنگی در خصوص ایران سوق داد. اداره برنامههای اطلاعات بینالمللی وبسایتی به زبان فارسی راهاندازی کرد و برنامه انتشار منابع مدون به زبان فارسی تحت عنوان پروژه AVA را در دستور کار قرار داد و از اساتید آمریکایی در دانشگاههای سراسر جهان دعوت به عمل آورد تا به منظور گفتگو و تبادلنظر با ایرانیان به دوبی و دیگر شهرها سفر کنند. رامین عسگرد دومین مدیر دفتر حضور منطقهای ایران در دوبی بود و جانشین جیلیان برنز در این سمت شد. یكی از والدین عسگرد، ایرانی است و شاید به همین دلیل او حضور در قسمتهای مختلف دولت در مقام مشاور امور ایران را تجربه كرده است. وظیفه عسگرد در دوبی كه كانون حضور صدها ایرانی بود جمعآوری مهمترین اطلاعات درباره تحولات داخلی كشور و جذب نخبگان ایرانی برای اثرگذاری بر آنها در قالب تعاملات فرهنگی بود. اداره امور فرهنگی و آموزشیدر راستای ارائه چارچوبی برای احیای مبادلات فرهنگی، آموزشی و ورزشی با ایران، همکاری نزدیکی با دفتر نمایندگی منطقهای آمریکا در دبی داشت. ضمناً، پروژهECA برای ارائه خدمات مشاوره آموزشی برای دانشجویان ایرانی که قصد ادامه تحصیل در آمریکا را دارند، برنامههای جدید خود را آغاز کرد.[30] وظیفه دیگر عسگرد در دوبی تماس با روزنامهنگاران، مقامات و افراد آگاه به تحولات سیاسی ایران و ارسال مهمترین اخبار فضای داخلی ایران به نهادهای مختلف آمریكا از جمله سازمان سیا، سازمان اطلاعات دفاعی، وزارت خارجه و غیره در آمریكا بود.
نمونه گزارشهای ارسال شده از دفتر عسگرد به سازمان سیا در آستانه انتخابات ایران عسگرد در دوران انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 و حوادث پس از آن به كرات با روزنامهنگاران و مقامات سابق اصلاحطلب دیدار و ضمن انعكاس دیدگاههای آنها توصیههایی برای ارتباط با ایران به مقامات آمریكایی میكرد. یكی از سندهایی كه از دفتر او به وزارت خارجه آمریكا ارسال شده مربوط به ملاقات او با "علی اكبر موسوی خوئینی" نماینده اصلاحطلب مجلس ششم در تاریخ 10 مارس 2009 (20 اسفند 1387) است.[31] در این سند که ظاهراً تا كنون انعكاسی در منابع فارسی نداشته "موسوی خوئینی" در دیداری که در دفتر "رامین عسگرد" در دوبی با وی داشته خواستار آن شده که جامعه بینالملل در مسائل مرتبط با حقوق بشر به ایران فشار آورد.
![]() خوئینی در دیدار با رامین عسگرد خواستار فشار بر ایران با مسائل حقوق بشر شده است طبق آنچه در این سند به آن اشاره شده خوئینی برای درخواست ویزای تحصیلی آمریكا در دوبی حضور داشته است. رامین عسگرد در بخشی از این سند نوشته است: "موسوی خوئینی به ارزیابی نقش آمریكا در آینده جنبش اصلاحطلبی پرداخت. وی ضمن استقبال از مشاركت سازمانهای بینالمللی برای اجابت درخواست اصلاحطلبان جهت استقرار حقوق بشر و حاكمیت قانون، هشدار داد كه فشارهای بیرونی خارجی مؤثر نخواهند بود." در ادامه این سند آمده است: "جامعه بینالمللی باید در حوزههایی كه مردم به كمك نیاز دارند وارد عمل شود. خوئینی از حقوق بشر به عنوان یكی از اولویتها یاد كرده و میافزاید كه دموكراتها (در آمریكا) باید تعهدشان به حقوق بشر در ایران را نشان دهند." [1]Condi’s Conundrum Link [sup] [2][/sup]Office of Special Plans [sup] [3][/sup]Office of Iranian Affairs Link [sup] [4][/sup]Bush at War [5]New Woodward Book Says Bush Ignored Urgent Warning on Iraq Link [sup][7][/sup]Condi’s Conundrum Link [13]Douglass, Carl. The Trojan Horse in the Belly of the Beast: A Novel of the Iran Nuclear Weapons Interdiction Project. Publication Consultants, 2014 Link [8]Iran watchers [9]"Rice: U.S. faces 'no greater challenge' than Iran" Link [10]"A bid to foment democracy in Iran" Link [11]"U.S. Expands Aid to Iran's Democracy Advocates Abroad" Link [12]"Recruiting the next generation of Iran Experts: New Opportunities in Washington, Dubai and Europe" Link [sup][14][/sup]"Cheney Is Fulcrum of Foreign Policy" Link [15]"Mideast Mix: New Promise of Democracy and Threat of Instability" Link [sup][16][/sup]"Iran Democracy Program Announcement" Link [sup][20][/sup]"Scary Reunion" Link [17]"U.S. grants lend support to Iranian dissidents" Link [18]Washington Institute for Near East Policy [19]"After the Crackdown: Iran Democracy Fund" Link [sup][21][/sup]"U.S. Program Is Directed at Altering Iran's Politics" Link [sup] [22][/sup]"U.S. Moves to Weaken Iran" Link [sup][23][/sup]Iran Regional Presence Office [sup][24][/sup]"Jillian Burns, biography" Link [sup][25][/sup]"Recruiting the next generation of Iran Experts: New Opportunities in Washington, Dubai and Europe" Link [sup][26][/sup]"U.S. keeps finger on pulse of Iran from Dubai - Africa & Middle East" Link [sup][27][/sup]"Recruiting the next generation of Iran Experts: New Opportunities in Washington, Dubai and Europe" Link [sup][28][/sup]A bid to foment democracy in Iran" Link[sup][29][/sup]"US –Iran Cultural Diplomacy: A historical Perspective" Link [sup] [30][/sup]"پروژه 'پنجره ویزا' برای به دام انداختن ایرانیان در دبی چگونه کلید خورد؟"لینك [sup][31][/sup]US embassy cable - 09RPODUBAI115 Link |
|||
|
|
۱۴:۲۶, ۱۱/دی/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مدیریت آشوب های تهران با پنج ستون عملیاتی در سفارت انگلیس+ اسناد گروه بینالملل مشرق-چند ماه بیشتر به انتخابات ریاست جمهوری سال 88 باقی نمانده است. مردی میانسال با چهرهای آراسته در یکی از رستورانهای تهران با میهمانان خود در حال بحث درباره انتخابات پیشرو است. با این حال، نوع گفتوگو و اطلاعاتی که رد و بدل میشود، نشان نمیدهد آنها شهروندانی عادی در حال گفتوگو درباره انتخابات باشند. پرده اول: میزبانی سفارت انگلیس از آشوبگران دولت لندن میزبان این بزمهای چندنفره است و "میرمحمد حسین رسام" تحلیلگر ارشد بخش سیاسی سفارت انگلیس به عنوان نماینده دولت در بسیاری از جلسات حضور دارد. در سوی دیگر میز، فعالان قومی و نمایندگان احزاب و تشکلهای سیاسی، اقلیتهای مذهبی، تشکلهای غیردولت و گاه افرادی در ردههای مهم مدیریتی ایران حضور دارند. چهرههایی مانند "محمد عطریانفر"، "ماشالله شمس الواعظین" و "سعید لیلاز" به عنوان نمایندگان جریان اصلاحطلب هم از دیگر کسانی هستند که گاه و بیگاه به این میهمانی فراخوانده میشوند.[1] سفارت انگلیس با ورود "سایمون گس" از فروردین 88 تحرکات تازه ای را آغاز می کند. دیدارهای برنامه ریزی شده توسط سفارت انگلیس به موجب دستورالعملی انجام میشوند که از حدود 4 ماه قبل از انتخابات، در دستور کار قرار گرفته است. اکنون 5 سال از همکاری "محمد حسین رسام" با سفارت انگلیس میگذرد و او شبکهای متشکل از حدود 130 نفر از این مرتبطین دارد، اما برای سفارت این تعداد کافی نیست و به او دستور داده شده تعداد مرتبطین خودش را به 180 نفر برساند.[2]علاوه بر محمدحسین رسام، سایر کارمندان محلی سفارت هم مأمور شدهاند با نیروهایی که با دولت ایران زاویه دارند ارتباط بگیرند و تا آنجا که میتوانند به لندن اخبار انتخاباتی ارسال کنند. دیپلماتها به عمد از این وظیفه مستثنی شدهاند چون بیم آن میرود که دولت ایران به دلیل حساسیت ویژهای که روی آنها دارد تماسهایشان با گروههای داخلی را ردیابی و عملیات جمعآوری و ارسال اطلاعات را مختل کند. سفارت انگلیس، در اقدامی مرتبط به منظور گسترش شبکه مرتبطین خود، بخش VIP سفارت را فعال کرده و افراد متقاضی ویزا که زمینههای فکری نزدیک به جریان اصلاح طلبی دارند را برای همکاری بیشتر دعوت میکند. تهران، تنها کانون توجه سفارت انگلیس نیست و سفرهای استانی کارمندان این سفارت در سر تا سر استانهای ایران در دستور کار قرار گرفته است و آنها مأمور شدهاند درباره میزان مشارکت مردم هر استان در انتخابات و گرایشهای آنها نسبت به هر کاندید اخبار جمعآوری کرده و به لندن ارسال کنند.[3] شبکه دولتی بیبیسی از 6 ماه مانده به انتخابات، شبکه فارسی خود واقع در خیابان "رگنت[4] لندن را با 8 ساعت پخش برنامه آغاز کرده و پخش برنامههای مختلفی درباره انتخابات ایران را در دستور کار قرار داده است.[5] گزارشهای این رسانه بلافاصله پس از آغاز بر دو محور تمرکز دارند: القای شائبه احتمال تقلب در انتخابات از یک سو و حمایت از جریان اصلاحطلب و نامزدهای آن از سوی دیگر. ![]() [sub]بیبیسی فارسی القای شائبه تقلب در انتخابات را از مدتها پیش از انتخابات آغاز کرد[/sub] [sub]حمایت از جریان اصلاحطلبی و القای شائبه تقلب در انتخابات محور تقریباً تمام گزارشهای انتخاباتی بیبیسی فارسی[/sub]از مجموع شواهد اینطور به نظر میرسد که سفارت انگلیس در آستانه انتخابات آماده مدیریت عملیاتی وسیع در سراسر ایران است، اما هنوز مشخص نیست که این عملیات چیست. با این حال، از 3 سال قبل از انتخابات در ایران، اسنادی منتشر شده و اتفاقاتی در ردههای تصمیمگیری آمریکا افتاده است که میتواند چارچوبی برای رمزگشایی از این آمادهباش همهجانبه در لندن فراهم کند. دفتر مشترک آمریکا و انگلیس برای مدیریت آشوب ها در ایران سال 2006 روزنامه فایننشالتایمز انگلیس گزارشی منتشر کرد که در سایه حوادثی که بعداً رخ داد بسیار معنادار بود. خبر این بود: دولتهای انگلیس و آمریکا به طور مشترک در حال تدوین راهبردی برای ایجاد تغییرات سیاسی در ایران هستند.[6] گزارش روزنامه فایننشالتایمز از قول مقامات آمریکا و انگلیس از دفتری مخفیانه در وزارت خارجه آمریکا برای هماهنگی عملیاتهای دو کشور برای تغییر نظام ایران و سوریه پرده بر میداشت. این دفتر، "گروه عملیاتها و سیاستهای ایران و سوریه"[7] نام داشت و اعضای آن به مدت یک سال هر هفته دیدار و راههای تغییر حکومت ایران و سوریه را بررسی میکنند.[8] دفتر هماهنگی انگلیس و آمریکا 5 ستون عملیاتی برای محقق کردن هدفش داشت: 1- ستون "نظامی" که هدفش کمکهای نظامی به عمان، بحرین و امارات بود و در همین حال به دنبال راهی برای تسهیل انتقال تسلیحات به داخل ایران بود. این گروه ترتیب فروش تجهیزات نظامی به کشورهای همسایه ایران و سوریه را فراهم میکرد. طبق گزارش روزنامه بوستون گلوب، گروه نظامی با همین هدف، به ارتش کشورهای عربستان سعودی، امارات و بحرین کمک کرده است؛ 2- ستون "تماس دموکراسی" که با هدف تغییر حکومتهای ایران و سوریه کمکهای مالی مخفیانه به گروههای مخالف داخلی دو کشور فراهم میکرد؛ 3- ستون "توسعه اقتصادی" که به دنبال محدود کردن دستیابی ایران به خدمات بانکی بینالمللی بود؛ 4- ستون "روابط ویژه" که وظیفه نظارت بر تعاملات ایران با کشورهای لبنان، سوریه، افغانستان و برخی سازمانهایی که تروریستی لقب گرده بوند را در دستور کار داشت؛ 5- ستون "تماس رسانهای" که با هدف اثرگذاری بر مردم ایران، سوریه و منطقه خلیج فارس ایجاد شده بود. [9] دفتر هماهنگی انگلیس و آمریکا برای پیگیری پروژه براندازی نظام ایران به فاصله کمتر از یک سال بعد از تشکیل، منحل شد، اما در همان زمان گروهی از مقامات وزارت خارجه تعطیلی این اقدام را تنها یک تجدید "ساختار ادرای" بیان کردند.[10] اظهارات این مقامات در آن زمان صحیح بود چون به فاصله کوتاهی در سال 2007 خبرگزاری ایبیسی نیوز آمریکا گزارش داد جورج دبلیو بوش، رئیسجمهور وقت آمریکا به طور مخفیانه به سازمان سیا مأموریت داده دولت ایران را با اقداماتی از قبیل پروپاگاندا، اطلاعات غلط و دستکاری مبادلات بانکی بینالمللی بیثبات کند.[11] پوشش انگلیس برای وزارت خارجه آمریکا در سالهای نزدیک به انتخابات چنانکه اسناد نشان میدهند همکاریهای آمریکا و انگلیس هم در سالهای منتهی به سال 2009 بهرغم تعطیلی ظاهری دفتر همکاریهای دو کشور ادامه یافت. یکی از این اسناد، سند محرمانه وزارت خارجه آمریکا مربوط به آوریل 2008 است که از سفارت آمریکا در لندن به واشنگتن ارسال شده است. این سند افشا میکند دانشگاه دورهام انگلیس در لفافه فعالیتهای علمی به وزارت خارجه آمریکا برای جاسوسی از ایران کمک کرده است. [12] [13] [14] دانشگاه دورهام برای اینکه آمریکا را متقاعد به دریافت بودجه 300 هزار پوندی برای کمک به فعالیتهای جاسوسی و تغییرات سیاسی در سطح توده مردم بکند بر ارتباطهایی که با مقامات بلندپایه ایرانی دارد تأکید کرده و افزوده این ارتباطها میتوانند پوشش سیاسی مناسبی برای این فعالیت فراهم آورند. سفارت آمریکا در انگلیس 6 طرح پیشنهادی از کسانی که آنها را مرتبطین ایرانی در لندن خطاب کرده دریافت کرده بود که قرار بود در قالب آنها زمینههای کسب اطلاعاتی از فضای سیاسی ایران در سطح توده مردم فراهم شود. دکتر "محمد علی پدرام" و دکتر "انوش احتشامی" افرادی بودند که سفارت آمریکا در انگلیس از آنها به عنوان مرتبطین واشنگتن در لندن یاد میکند و طرحهایی در همین راستا ارائه دادهاند. کنفدراسیون دانشجویان ایران به رهبری"امیرعباس فخرآور"، دبیر کل این کنفرانس که بعدها در تلآویو با زیپی لیونی، وزیر خارجه پیشین اسرائیل ملاقات کرد[15] و از حامیان تحریمهای شدید علیه ایران بود، ارائه دهنده یکی از این طرحها بوده است. این کنفدراسیون مدعی شده بود شبکهای از دانشجویان در ایران ایجاد کرده که خواستار "اصلاحات غیرخشونتطلبانه" در ایران هستند. ![]() این اسناد نشان میدهد که وزارت خارجه آمریکا با همکاری انگلیس به این دانشگاه به عنوان ابزاری برای گسترش نفوذ در ایران نگاه میکرده است. در این برنامه مجموعهای از چندین پیشنهاد مطرح شده بود که برخی از آنها اهداف محدود اجتماعی و انسانی داشت، همچون پروژه "کارگاه آموزشی دورهام: سازمانهای غیردولتی زنان" که هدف آن کمک به دانشگاههای آمریکا و ایران و سازمانهای غیردولتی بود که برای برای قدرتمند کردن زنان تلاش میکردند. با این حال، بسیاری از این پروژهها، شامل تماس با اعضای بانفوذ جامعه ایران برای بحث درباره ایدئولوژی سیاسی و مذهبی میشد. این اسناد نشان میدهد پیشنهادات به مقامات ایران اجازه میداد تا در گفتوگو با همتایان آمریکایی و کارشناسان آمریکایی و انگلیسی شرکت کنند. برنامه مالی که دانشگاه دورهام انگلیس به موجب آن خواستار دریافت بودجه برای هدایت پروژههای به ظاهر دانشگاهی شده هم جای بحثهای گوناگون داشت. "برنامه کمک مالی کوچک دموکراسی"[16] که قرار بود بودجه این پروژهها را پرداخت کند دقیقاً همان برنامهای بود که دولت آمریکا در سال 2004 با کمک آن منابع مالی انقلاب نارنجی در اوکراین را در لفافه ارتباطات سازمانهای مردمنهاد (NGO) فراهم کرده بود.[17] پرده دوم: انگلیس در روزهای انتخابات و پس از آن سفارت انگلیس در روزهای نزدیک به انتخابات ایران در وضعیتی شبیه آماده باش کامل به سر میبرد. سفرهای استانی کارمندان محلی سفارت انگلیس تا دو روز پیش از انتخابات ادامه دارد.[18] یک سند کمتر دیده شده و محرمانه که از لندن به سازمانهای مختلف آمریکا ارسال شده نشان میدهد که مرتبطین انگلیس در ایران، در فاصله 21 روز مانده به انتخابات احمد نژاد را شانس اول پیروزی در انتخابات میدانند. در این سند اینطور آمده است: "آن دسته از کسانی که اخیراً از ایران به انگلیس بازگشته اند و در گفتگو با تحلیلگران با هیجان از افزایش حمایتها از موسوی و کروبی سخن میگویند هنگام اصرار اعتراف میکنند که دیدارهایشان از ایران از شمال تهران که حمایت از اصلاح طلبان معمولاً در آن نقاط متمرکز است، فراتر نرفته است".[19] در بخش دیگری از سند اینطور آمده است که "علیرضا نوری زاده"[20] ، تحلیلگر شبکه صدای آمریکا میگوید هنوز احمدینژاد را شانس اول پیروزی در انتخابات میداند اما خود او از طرفداران مشتاق پر و پا قرص کروبی است و موسوی را از لحاظ ایدئولوژیک بسیار به احمدینژاد نزدیک میداند. بنابراین تحلیلها در لندن در روزهای نزدیک به 22 خرداد سال 88 حاکی از آن است که احمدینژاد برنده انتخابات خواهد بود. اما بیبیسی فارسی همچنان از کلید واژه "تقلب" به گونهای استفاده میکند که یادآور عبارت "حالا دقیقاً نیمه است" در نیمه شب روز 28 مرداد 1332 است: عبارتی که رمز عملیات کودتایی آمریکایی ـ انگلیسی علیه دولت دکتر مصدق شد. کارمندان سفارت مأموریت یافتهاند تحولات بعد از انتخابات را گزارش کنند. پس از برگزاری انتخابات، بیبیسی فارسی برنامههایش را 24 ساعته میکند تا اخبار اغتشاشات را به طور کامل منعکس کند. به کارمندان سفارت دستور داده شده در تجمعات و اغتشاشات حضور داشته باشند. "کاردار سفارت" در راهپيمايي "خيابان انقلاب" تا "دانشگاه صنعتي شريف" حضور دارد. "ساموئل اورگان" - دبير سوم سفارت- در 25 خردادماه، حد فاصل خيابان هاي "مطهري" و "شريعتي" در بين تجمع کنندگان حاضر است. "تامبرن" از بخش سیاسی سفارت در 28 خردادماه، در بین تجمع کنندگان "خيابان انقلاب" است و آقاي "پل بروني" (معاون بخش ويزاي سفارت) نيز از تجمع "خيابان فردوسي" مقابل "خيابان منوچهري"؛ عکس میگیرد. در 27 خرداد، "دبير اول سياسي سفارت" از کارمندان محلي درخواست میکند تا فرداي تجمع "ميدان بهارستان"، از آثار تخريب شده توسط اغتشاشگران عکس تهيه کنند. سفير انگليس به همراه "کاردار سفارت" در 28 خرداد، براي مشاهده تجمعات اقدام میکنند ... سفير انگليس، هر روز ساعت 9 صبح، با اعضاي "بخش سياسي سفارت" و ديپلماتها و کارمندان محلي، جلسه دارد و آخرين اخبار را دريافت و به لندن؛ گزارش میکند. گزارشهای سفارت انگليس، به آمريكا هم ارسال ميشود و از آنجا که دولت آمريكا، فاقد هرگونه امکاناتي براي دسترسي به اخبار داخل ايران است؛ اين گزارش ها بعنوان يک منبع غني، مورد استفاده ميگیرند. محمد حسین رسام من به علت فعاليتهایش به همراه هشت کارمند محلي ديگر، بازداشت میشوند و دو ديپلمات سفارت به نامهای "تام برلي" و "پل بروني" از کشور اخراج میشوند.[21] سایمون گس پس از گذشت 5 ماه از ورودش به تهران در 22 شهريورماه برای اولین بار به حضور "رئيس جمهوري اسلامي ايران" میرسد و همراه سفراي جديد چهار كشور ديگر، استوارنامه خود را تقديم "محمود احمدي نژاد" میکند. گفته میشود که یکی از دلایل عدم پذیرش «گس» توسط رئیس جمهوری و تعلل در این رابطه، مربوط به اقدامات تنش زای میدانی سفارت انگلیس بوده است. بالاخره، «سایمون گس» توانست به حضور رئیس جمهور برود و استوارنامه خود را تسلیم وی کند اما این مراسم حواشی را نیز به دنبال داشت. علیرغم عرف دیپلماتیک که هنگام تقدیم استوارنامه توسط سفرای خارجی، همزمان با سفیر و رئیس جمهور به سمت یکدیگر حرکت میکنند؛ «احمدی نژاد» سر جای خود ایستاد تا سفیر انگلیس به سمت او بیاید تا استوارنامه سفیر انگلیس را تحویل بگیرد. "احمدینژاد" حین گفتگوي كوتاه خود با "گس"، در پاسخ به بخشي از اظهارات او که گفته بود: "دولت بريتانيا قصد دخالت در امور ايران را ندارد"، اینگونه واکنش نشان داده بود که "ملت ايران، اساساً اجازه دخالت به بيگانه را نمي دهد البته در مسير توسعه روابط، نگاه ما به آينده است و اميدواريم دولت انگليس از گذشته خود تجربه خوبي گرفته باشد و در مسير اصلاح رفتارهای گذشته، گام بردارد. از اين رو، مهمترين مأموريت شما بعنوان يك سفير، اين است كه اين خاطرات منفي را به خاطره مثبت؛ تبديل كنيد". پرده سوم: شکست در رهبری کودتا و رهبری تحریمها دولت انگلیس با حضور مردم در صحنههای مختلف مانند 22 بهمن و 9 دی ماه عملاً در رهبری کودتایی دیگر در ایران شکست خورده است. اکنون زمان آن است که طرح جایگزینی که از قبل و برای شکست پروژه کودتا طراحی شده فعال شود. پیش از انتخابات ماموریت مدیریت فشارهای اقتصادی علیه تهران و پیگیری پروژه تحریمها از جانب آمریکایی ها به دولت انگلیس محول میشود. سندی محرمانه که در 4 فوریه سال 2011 افشا شده حاکی از آن است که "دیوید میلیبند" وزیر خارجه انگلیس وعده داده رهبری فشار بر تهران را به عهده خواهد گرفت و کشورهای اتحادیه اروپا را به اتخاذ مواضع سخت علیه ایران وادار خواهد کرد.[22] سندی دیگر از قول یک مقام وزارت خارجه انگیس حاکی از فشارهای مخفیانه لندن بر آلمان برای موافقت این کشور با تحریم بانکهای ایرانی است.[23] دولتهای آمریکا وانگلیس در سالهای پس از 2009 شدیدترین تحریمها را با بهانههای حقوق بشر و برنامه هستههای علیه ایران اعمال کردند. تحلیلهای سیاسی در لندن واشنگتن در آن زمان آن بود که تحریمها می توانند بار دیگر ناآرامیهایی شبیه سال 88 را تکرار کنند؛ آرزویی که البته ناکام ماند. [1] لینک بازخوانی اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در تهران [2] لینک بازخوانی اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در تهران [3] UK Window on Iran: NGO Argues More Saberi-Like Arrests Likely Link [4] Regent [5] Iran: BBC Persian TV Begins Operations Link [6] US and UK develop democracy strategy for Iran Link [7] Iran Syria Policy and Operations Group [8] US unit works quietly to counter Iran's sway Link [9] US unit works quietly to counter Iran's sway Link [10] US unit created to pressure Iran, Syria disbanded Link [11] ABC News Report 22, May 2007 [12] Durham University provided "cover” for American spying on Iran, says US embassy cable Link [/b] [13] Durham University engulfed in Wikileaks allegations Link [14] Cable ‘reveals US cash bid by university Link [15] لینک آزادیخواهان ایرانی ! بدنبال دلارهای اسرائیلی + فیلم [16] Democracy Small Grants Program [17] US security Interests and democracy Assistance programs in Georgia and Ukraine Link [18] لینک[/b] بازخوانی اعترافات حسین رسام، تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس در تهران [19] UK Window on Iran: NGO Argues More Saberi-Like Arrests Likely Link [20]"علیرضا نوری زاده" به همراه "محسن سازگارا"بعد از انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 از جمله مهمترین تبلیغ کنندگان شائبه تقلب در انتخابات بودند و مردم را به تجمعات غیرقانونی خیابانی فرا میخواندند. [21]لینک"سایمون گس کیست و هدف او از سفر به تهران چیست؟" |
|||
|
|
۱۹:۳۳, ۱۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بعد از انتخابات 88 پنج هزار نفر را علیه ایران آموزش دادیم گروه بینالملل مشرق- "هیلاری کلینتون"وزیر خارجه سابق آمریکا و یکی از سیاستمداران بانفوذ در این کشور اخیراً کتابی به نام "انتخابهای سخت"را منتشر کرده است. کلینتون در این کتاب به تشریح تصمیمهای سختی پرداخته که در دوران تصدی وزارت خارجه مجبور شده است بگیرد. وی داستانهای زندگی خود را در طی 4 سالی که وزیر امور خارجه آمریکا بود بازگو میکند. هیلاری کلینتون در بخشی از کتاب خاطراتش به مسئله اغتشاشات بعد از انتخابات ریاستجمهوری در ایران نیز اشاره کرده و وی مینویسد: "دولت باراک اوباما، رئیسجمهوری آمریکا در سالهای بعد از اغتشاشات انتخابات ریاستجمهوری سال 1388 در ایران با صرف دهها میلیون دلار به آموزش بیش از 5000 نفر از مخالفان ایران در سراسر دنیا پرداخت." کلینتون در فصل 18 این کتاب مباحث مختلفی را درباره ایران مطرح کرده و تاریخچه روابط ایران و آمریکا، برنامه هستهای ایران و مسائل مربوط به انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 را مورد بررسی قرار داده است. وزیر خارجه سابق آمریکا در کتاب خود با اشاره به حمایتهای پشت پرده وزارت خارجه تحت امرش از اغتشاشات سال 1388 ایران مینویسد: "تیم من در وزارت خارجه در پشت صحنه، تماسهای مستمری با فعالان در داخل ایران برقرار میکرد و با مداخلهای فوری توانست از توقف توئیتر به خاطر تعمیرات جلوگیری کند. اگر توئیتر تعطیل میشد تظاهراتکنندگان یکی از ابزارهای مهمشان برای ارتباط را از دست میدادند." کلینتون در ادامه با اشاره به حمایتهای دولت اوباما از مخالفان ایران در سالهای بعد از اغتشاشات میافزاید: "ما در سالهای بعد دهها میلیون دلار هزینه کردیم و بیش از 5 هزار فعال را در سرتاسر دنیا آموزش دادیم." وزیر خارجه سابق آمریکا در بخش دیگری از این کتاب تأکید میکند به نظر وی دولت اوباما باید حمایت فعالتری از مخالفان داخلی ایران در زمان اغتشاشات به عمل میآورد، اما سپس اعتراف میکند مشخص نیست که آیا چنین رویکردی به نتایج دیگری از آنچه اتفاق افتاد، ختم میشد یا خیر. قبل از انتخابات ریاستجمهوری ایران در سال 1388 تحرکات متعددی در آمریکا برای حمایت از مخالفان داخلی در ایران آغاز شده بود. به عنوان مثال در سال 2008، در فاصله یک سال مانده به انتخابات، روزنامه آمریکایی "نیویورکر" گزارش داد کنگره با درخواست جورج دبلیو بوش، رئیسجمهوری وقت این کشور برای اختصاص 400 میلیون دلار جهت حمایت از مخالفان در ایران و بیثبات کردن این کشور موافقت کرده است. کنگره، خود در اقدامی جداگانه در سال 2006 قانونی موسوم به "قانون حمایت از آزادی در ایران" را تصویب کرد که ضمن تشدید تحریمها علیه ایران، 10 میلیون دلار به حمایت از مخالفان داخلی در این کشور اختصاص میداد. کاندولیزا رایس وزیر خارجه وقت آمریکا مدت کوتاهی بعد، خواستار اختصاص بودجهای 75 میلیون دلاری شد تا با اقداماتی نظیر افزایش فعالیت شبکههای ماهوارهای، برنامههای فرهنگی و تأسیس دفتری به نام "دفتر امور ایرانیان"براندازی حکومت ایران را پیگیری کند. |
|||
|
|
۱۷:۰۳, ۱۶/دی/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
اسناد منتشر شده از وزارت خارجه آمریکا در سال 2006 مبنی بر قرار گرفتن ایران در اولویت اول سیاست خارجی، ثابت میکند عمده هزینه های صرف شده از بودجه حمایت و آموزش مخالفین در کشورهای هدف آمریکا در راستای حمایت و تقویت مخالفین در ایران هزینه شده باشد. گروه بینالملل مشرق- دولت آمریکا به کمک متحدین خود به ویژه انگلیس برنامه ریزی گسترده ای را طی سال های قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 88 برای ایجاد بی ثباتی و براندازی احتمالی در ایران انجام دادند. این برنامه ریزی ها با هزینه های هنگفت برای ایجاد دفاتر فرماندهی و آموزش در خارج از ایران آغاز شد. التبه شکست در پروژه اغتشاشات خیابانی بعد از اعلام نتایج انتخابات پایان داستان نبود و آمریکایی ها در سالهای بعد برای روشن نگه داشتن آتش فتنه مبالغ زیادی را هزینه کردند. خانم کلینتون در کتاب خاطراتش به حمایت های مالی گسترده از مخالفین در ایران و سایر کشورهایی که به نحوی مورد هدف کاخ سفید به حساب می آمدند اشاره می کند. التبه با توجه به اسناد منتشر شده از وزارت خارجه آمریکا در سال 2006 مبنی بر قرار گرفتن ایران در الویت اول سیاست خارجی، به نظر می رسد عمده هزینه های صرف شده از بودجه حمایت و آموزش مخالفین در کشورهای هدف آمریکا در راستای حمایت و تقویت مخالفین در ایران هزینه شده باشد. گزارش پیش رو نگاهی است مستند به بخشی از حمایت های مالی آمریکایی ها در حمایت از فتنه گران قبل و بعد از انتخابات ریاست جمهوری سال 88. البته برنامه هایی که در اینجا به آنها اشاره شده است تنها بخش کوچکی از برنامه های مالی حمایت از مخالفان در ایران است که در گزارش ها آتی تلاش خواهد شد به معرفی منابع تامین کنند مالی فتنه گران در ایران پرداخته شود.[/b]
"آیرا کورزبان" وکیل "ژان برتراند آریستاید" رئیسجمهور هائیتی زمانی در یک سخنرانی جالب گفت "چرا تا کنون در آمریکا کودتا شکل نگرفته است؟ چون در واشنگتن سفارت آمریکا وجود ندارد."[1] این اظهارات آقای وکیل بیراه نبود چون موکل وی بعد از متهم شدن به تقلب در انتخابات با کودتایی به طراحی واشنگتن که در آن زمان پنجاه و ششمین کودتای آمریکا در کشورهای دیگر قلمداد میشد از قدرت کنار رانده شده بود. بعد از کودتا هم یک هواپیمای آمریکایی رئیسجمهور هائیتی را ربود و وی را به خارج از کشور منتقل کر.[2] کودتایی که در فوریه سال 2004 علیه آریستاید، رئیسجمهور هائیتی صورت پذیرفت در آن سال یا سالهای نزدیک به آن عیناً یا به طور مشابه برای رهبران بسیاری از کشورهای آمریکای مرکزی و لاتین و مناطق دیگر انجام میشد. آقای آریستاید در گفتوگویی با شبکه خبری سیانان در آن زمان گفت که آمریکاییها به او گفتهاند بهتر است برای جلوگیری از خونریزی بیشتر کشور را ترک کند. کشورهای کوبا (2008)[3]، کنیا (2007)[4]، پاکستان (2007) [5]ونزوئلا( 2002) [6]، هندوراس (2009) [7]، صربستان (2000)، و بسیاری از کشورهای دیگر تنها برخی از کشورهایی بودند که هدف آمریکا برای تغییر حکومت واقع شده بودند. شائبه تقلب در انتخابات، اغلب دستاویز مناسبی برای ایجاد تظاهراتهای عمومی و تلاش برای براندازی نظامهای حاکم در این کشورها بود. ایران هم یکی از کشورهایی بود که به ویژه از سال 2005 به بعد هدف برنامهریزی های آمریکا قرار گرفته بود. همزمان با روی کار آمدن دولت دوم جورج دبلیو بوش، رئیسجمهوری وقت آمریکا در سال 2005 موقعیت منطقه ای ایران به گونهای بود که واشنگتن را به اقداماتی فوری برای جلوگیری از گسترش نفوذ تهران در منطقه ترغیب میکرد. حمله آمریکا به عراق دولتی را در این کشور مستقر کرده بود که عوض آنکه تضمین کننده منافع واشنگتن باشد به متحدی برای تهران تبدیل شده بود. این بود که دولت بوش آغاز سیاستهایی جسورانه و فعال در قبال ایران را ضروری میدید و به همین دلیل کاندولیزا رایس را به سمت وزیر خارجه انتخاب کرد. زمانی که رایس به این سمت انتخاب شد نوعی دو دستگی در وزارت خارجه آمریکا در قبال ایران حاکم بود: عدهای خواستار سیاستهایی برای تغییر نظام ایران بودند و عدهای دیگر با توجه به تجربه براندازی در عراق که به استقرار حکومتی مغایر با میل آمریکا منجر شده بود تغییر رفتار ایران را راه مناسبتری برای حل چالش ایران میدیدند.[8] رایس به دو ابزار مهم نیاز داشت: زبان و فرهنگ. در مارس 2006 سیاست خارجی آمریکا با تمرکز بر این ابزارها شکل گرفت. اولین اقدام رایس استخدام دهها کارشناس فارسیزبان در وزارت خارجه و اعزام آنها به کشورهای مجاور ایران بود.[9]کاندولیزا رایس برای ایجاد مصالحه بین این دو گروه سیاستی را برگزید که ترکیبی از دیدگاههای دو طرف مناقشه بود. وزارت خارجه تحت امر او تلاش کرد آشکارا برخی از لفاظیها و برنامههای طرفداران تغییر حکومت ایران را در دستور کار قرار دهد و در همان حال به گروه دیگری که طرفدار تلاشهایی دیپلماتیک برای تعامل با ایران بودند هم میدان بدهد. نتیجه اینکه وزارت خارجه آمریکا برنامهای فعال را نه برای تغییر حکومت ایران بلکه برای براندازی نرم یا آنچه استحاله نظام از درون خوانده شده بود، آغاز کرد. اولین چیزی که کاندولیزا رایس برای دستیابی به این هدف به آن نیاز داشت برقراری ارتباط با مخالفان داخلی بود. رایس سپس دفتری به نام دفتر امور ایرانیان را تأسیس و برای پیشبرد برنامههای آن 75 میلیون دلار بودجه از کنگره مطالبه کرد. رایس گفت این بودجه قرار است صرف توسعه پخش برنامههای شبکههای فارسیزبان مانند صدای آمریکا، ارتباط با مردم ایران در قالب برنامههای فرهنگی و علمی مانند برنامهExchange (مبادله نفرات و گروهها) و تقویت گروههای طرفدار دموکراسی در ایران منجر شود. در آن زمان بسیاری از مقامات آمریکایی در گفتوگو با رسانههای مختلف هدف از رویکرد جدید وزارت خارجه آمریکا را "تغییر نظام ایران از درون" عنوان میکردند. [10][11] حمایتهای مالی از مخالفان ایرانی بخش دیگری از اقداماتی بود که از زمان روی کار آمدن رایس شدت گرفت و البته این سیاستها در سالهای بعد و در دوران ریاستجمهوری اوباما هم ادامه یافت. فعال شدن برنامههای "مبادله" در سال 2006 بعد از 25 سال وقفه تحرک دیگری بود که کاندولیزا رایس با استفاده از آن تلاش کرد در لفافه ارتباطات فرهنگی با مخالفان ایران ارتباط بگیرد.[12] در سیاست خارجی کاندولیزا رایس چنانکه گفتیم عناصری از برنامههای تغییر حکومت هم دیده میشد. کمکهای مالی به مخالفان، برگزاری دورههای آموزشی برای مخالفان ایرانی، در نظر گرفتن بودجههای مالی برای ارائه طرحهای مخالف با نظام به وزارت خارجه آمریکا و غیره تنها بخشی از این اقدامات بود. ![]()
بنیاد اعانه ملی دموکراسی (NED) که یکی از بازوهای مهم مالی آمریکا برای براندازی در کشورهای دیگر بود از مهمترین کانالهای حمایت فعال از گروههای مخالف ایران در سالهای پس از رایس بود. بر اساس اطلاعاتی که در سال 2009 روی وب سایت این مؤسسه قرار داشت این موسسه بین سالهای 2005 تا 2007 مبلغ 345 هزار دلار به " بسیاری از افراد مخالف با نظام جمهوری اسلامی با این بنیاد ارتباط دارند و از آن کمک مالی دریافت کردهاند: هاله اسفندیاری، رامین جهانبگلو، سیامک نمازی، حسین بشیریه، شیرین عبادی و منوچهر محمدی از افراد مرتبط با این سازمان هستند[14][15]بنیاد عبادالرحمن برومند" از گروههای معاند با نظام جمهوری اسلامی کمک کرده است.[13] گروه دیگری به نام نیاک (NIAC) یا شورای ملی ایرانی ـ آمریکایی نیز یکی از موسساتی است که ازNEDپول دریافت میکند. غیر ازNEDبرنامههای دیگری هم از زمان روی کار آمدن رایس فعال شدند. صندوق دموکراسی ایران[16]برنامه دیگری بود که دولت بوش در راستای تحولات جدید وزارت خارجه در سال 2006 آغاز کرد. به گفته کاندولیزا رایس بودجه 66 میلیون دلاری در نظر گرفته شده برای این برنامه قرار بود با ایجاد وب سایت و فناوریهای نوین، ایجاد سازمانهای مردم نهاد و ارتباطات علمی و فرهنگی به برقراری ارتباط با مردم ایران بپردازد. بعد از روی کار آمدن دولت باراک اوباما برنامههای بنیاد اعانه ملی دموکراسی کماکان ادامه یافت. بنا به آنچه در سال 2009 روی سایت کاخ سفید قرار گرفت دولت اوباما در این سال مالی بودجهای برابر 80 میلیون دلار برای بنیاد اعانه دموکراسی در نظر گرفته بود. 699 میلیون دلار دیگر هم به گسترش برنامههای تلویزیونی اختصاص یافت که که رادیو آزاد اروپا و صدای آمریکا را شامل میشد. [17]مرکزی به نام "مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان" که نقش پررنگی در انقلابهای رنگی و کودتا در سایر کشورها داشت هم یکی از بازوهای جنگ نرم آمریکا بود که تحرکاتی را در ارتباط با ایران آغاز کرده بود. این مؤسسه که از طرف وزارت خارجه آمریکا و کنگره تأمین مالی میشد، در روزهای آغازین حضور کاندولیزا رایس در وزارت خارجه آمریکا در شهر دوبی اقدام به برگزاری دورههای براندازی نرم برای فعالان و گروههای مخالف ایران کرده بود. مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان سالها قبل در سال 2000 با تشکیل یک گروه فعال دانشجویی به نام "آپتور" و آموزش روشهای مبارزه و براندازی نرم به آنها توانست دولت قانونی صربستان را سرنگون کند. پایگاه خبری آسیا تایمز افشا کرد در سال 2005 سه نفر از اعضای جنبش دانشجویی "آپتور" اقدام به برگزاری کارگاهی با موضوع حقوق بشر برای فعالان ایرانی در دوبی کرد و به آنها همان روشهایی را آموزش داد که مؤسسه بینالمللی جمهوری خواهان 5 سال پیشتر با آموزش آنها دولت میلوشویچ در صربستان را سرنگون کرده بود. یکی از کسانی که در این کارگاه شرکت کرده بود درباره آن چنین گفت: "اینطور که من متوجه شدم، ایده این بود که فعالان به گونهای تربیت شوند که همانند جنبش آپتور در صربستان با استفاده از روشهای مختلف بتوانند در نقش "پرووکاتور" ظاهر شوند و با ایجاد زمینه برای اغتشاش دانشجویان دولت را به سرکوب وادار کنند و سپس از این موضوع به عنوان بهانهای برای ایجاد تظاهراتهای عمومی که خودجوش به نظر میرسد استفاده کنند." در مقاله آسیا تایمز اشارهای به هویت آمریکاییهایی که نظارت بر این دورههای آموزشی را به عهده داشتهاند نشده است اما با توجه به شباهت روشهایی که مؤسسه بینالمللی جمهوریخواهان برای دانشجویان صربتبار فراهم میکرده این مؤسسه را احتمالاً میتوان دستکم یکی از مؤسسات فعال در برگزاری این کارگاهها دانست. دولت اوباما با ژست تعامل با ایران روی کار آمد به همین دلیل در ابتدای کار تلاش کرد برای حمایت از مخالفان ایرانی درخواست بودجه نکند. در عوض، دولت اوباما برای آنکه حمایتها از مخالفان جنبههای غیرآشکارتری داشته باشد بودجههای مربوط به آنچه برنامههای "ترویج دموکراسی" خوانده میشد را را به برنامهای جدید به نام "برنامه دموکراسی خاور نزدیک"[18]منتقل کرد. همانطور که در شکل زیر دیده میشود دولت اوباما در ابتدا برای این برنامه 25 میلیون دلار و در سالهای بعد، 40 میلیون دلار درخواست کرد. ![]() بودجههای درخواستی از کنگره آمریکا برای حمایت از مخالفان بین 2004 تا 2011 به استناد گزارشی که اندیشکده کارنگی منتشر کرده اوباما و سایر مقامات آمریکا در ماههای اول شروع به کار دولت استفاده از واژههای مربوط به حمایت از ترویج دموکراسی یا واژههای دیگری که دولتهای قبلی از آنها برای حمایت از مخالفین استفاده میکرد، اجتناب میکردند. با این حال، انتخابات ریاستجمهوری سال 1388 به گونهای پیش رفت که مخفیکاری امکانپذیر نبود. در ابتدای حوادث ریاستجمهوری سال 1388 اوباما ابتدا تلاش کرد بر وسوسه ها برای حمایت از آشوبگران غلبه کند. البته چنانکه هیلاری کلینتون در کتاب خاطراتش مینویسد دولت در پشت پرده حمایت از مخالفان را در دستور کار داشت و به عنوان مثال خود کلینتون از شرکت توئیتر خواسته بود تعمیرات سایتش را به زمان دیگری موکول کند تا آتش اغتشاشات در تهران سرد نشود. با این حال، در ماههای بعد که به تدریج از دامنه حضور آشوبگران در خیابانها کاسته میشد دستگاههای مختلف آمریکا هم پرده پوشی را کنار گذاشته و حمایتها از مخالفان را علنی تر میکردند. اولین اقدام را کنگره آمریکا در تابستان سال 2009 صورت داد. در 24 ژوئیه 2009 مجلس سنا قانونی به نام "قربانیان سانسور در ایران" را تصویب کرد که به دولت اجازه میداد 30 میلیون دلار برای افزایش برنامههای شبکههای فارسیزبان مانند صدای آمریکا و فعالیت رادیو فردا اختصاص دهد. از مفاد دیگر این قانون اختصاص 20 میلیون دلار برای فراهم آوردن ابزارهای ارتباطی و مقابله با سانسور اینترنت در ایران بود. در ژانویه سال 2010 دولت آمریکا هم با صراحت بیشتری به حمایت از اغتشاشگران انتخابات ایران پرداخت و تلاش کرد پیکر اعتراضاتی که در حال مرگ بود را جانی دوباره ببخشد. کلینتون با اشاره به تنشهای بعد از انتخابات در ایران آشکارا به حمایت از اغتشاشگران پرداخت و از تلاش دولت برای اجرای قانون "قربانیان سانسور اینترنت در ایران" خبر داد. در ماههای بعد کنگره آمریکا قانونی موسوم به "قانون جامع تحریم و منع سرمایهگذاری ایران" را تصویب کرد که ضمن تشدید تحریمها، محدودیتهای مربوط به صادرات فناوریهایی که معترضان میتوانند از آن برای تشکیل تجمعات استفاده کنند را حذف کرد. دولت اوباما علاوه بر این حمایتهای مالی آشکار، در خط سیر دیگری به تلاش برای تشکیل ائتلافی جهانی برای تشدید تحریمها علیه ایران ادامه میداد. آمریکا در نهایت توانست در سال 2010 با جلب رضایت روسیه و چین قطعنامه 1929 را در شورای امنیت به تصویب برساند: قطعنامهای که بعدها زیربنای حقوقی تمامی تحریمهای یکجانبه علیه ایران را فراهم آورد. [1]لینک آمریکا چگونه در یک کشور کودتا میکند [2]Aristide says U.S. deposed him in 'coup d'etat' Link [3]In Rare Study, Cubans Put Money Worries First Link [4]A Deal We Can Live With Link [5]Most Want Musharraf to Quit, Poll Shows Link [6]GOP organization linked to dirty politics, attempted coups, 'building democracy' for US Link [7]Why American 'democracy promotion' rings hollow in the Middle East link [8]Condi's Conundrum [9] U.S. to sharpen focus on Iran Link [10]"U.S. Expands Aid to Iran's Democracy Advocates Abroad”, Link [11]"A bid to foment democracy in Iran”, Link [12] اعزام 31 گروهایرانی به آمریکا با پروژه تبادل لینک [13]Has the U.S. Played a Role in Fomenting Unrest During Iran’s Election? Link [14]Iranian Democracy Under Seige Link [15]Haleh Esfandiari Link [16]Iran Democracy Fund [17]Iran, the NED, and Opposition to the ‘Democracy Fund’ Link [18]Near East Democracy Program |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








![[تصویر: 841848_316.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/8/841848_316.jpg)
![[تصویر: 843263_173.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/9/843263_173.jpg)
[sub]![[تصویر: 843265_422.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/9/843265_422.jpg)
![[تصویر: 850813_401.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/15/850813_401.jpg)
![[تصویر: 850777_947.jpg]](http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/15/850777_947.jpg)