|
آفرین بر تو باد ای معنای حقیقی عشق!
|
|
۹:۴۳, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
آفرین بر تو باد ای معنای حقیقی عشق!
ای زن! آن هنگام که از بهشت خدا بهمراه «آدم» فرود آمدی تا «انسان» بیافرینی؛ تنها مونس «آدم» تو بودی! اگر نبودی، او چگونه می توانست غربت زمین را تاب آورد؟! آنگاه که ابراهیم تو را به سرزمینی خشک و بدون آب و علف با نوزادت تنها گذاشت؛ چه زیبا به پروردگارت اعتماد کردی! تلاش و «هروله» تو در آن صحرای سوزان بمنظور یافتن آب برای کودک تشنه کامت؛ سند «مهر» را برای همیشه بنام تو؛ به ثبت رساند! و سرانجام؛ این زمزمه مهر تو بود که «زمزم» را جوشاند. چه متبرک است زمزمی که از دل عاشق تو جوشید و چه زیباست که طواف کنندگان کوی یار، گرانبهاترین پیام را برای طوطیان در قفس، «زمزم عشق» بدانند! آن هنگام که «کودک نیل» را در جعبه چوبی گذاشتی و به «نیل» ......... به «نیل» که نه! ..... به محبوبت سپردی؛ نقشه خدا را برای نابودی «فرعون» ترسیم می کردی! چه اطمینان شگفتی به برنامه ریزی خدایت داشتی!.... و چه خوب نقشت را بازی کردی! تو بودی که کودکت را دوباره در آغوش فشردی و به شیره جانت پروریدی؛ تا بینی آنان را که ادعای خدایی بر زمین می کردند، به خاک بمالد. این دعای شگفت انگیز را نیز زمانی که نامت «آسیه» بود، از تو شنیده ایم که: رَبِّ ابْنِ لي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ (التحريم : 11) محبوبم! من خانه ای در همسایگی تو در بهشت می خواهم! یعنی اگر زن فرعون هم باشی؛ اما «خوب» باشی؛ می توانی همسایه خدای پرمهرت گردی! گوئی تنها به بازگشت به بهشت راضی نیستی؛ می خواهی خانه ات دیوار به دیوار آرامش دهنده جان و روانت باشد. آنگاه که نام ارزشمندت «مریم» شد، چه غوغائی در عالم بپا کردی؟! چگونه توانستی روزه سکوت بگیری؛ در حالی که در عین پاکی و پاکدامنی متهم شده بودی؟!..... آری! پیام مهر آوردی و با دادن شیره جانت به «عیسی روح الله» چه شوری در افلاک افکندی؟! وقتی نامت «آمنه»، «حلیمه» شد؛ چه شاهکاری کردی؟ مهر تو بود که چشمان ما را به چهره زیبای گل سرسبد عالم هستی «محمد مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» گشود و دنیا برای همیشه نورباران شد! اما زمانی که نام مبارکت «خدیجه» بود، عشق و دلدادگی را از حد گذراندی و با شویت چنان رفتار کردی که تا آخر عمر، آن برترین انسان هستی، به یاد مهربانیها و رفتارهای دل انگیز تو بود. و چنان هدیه ای به عالم هستی بخشیدی که نظیرش را از اول تا آخر هستی، کسی سراغ ندارد. حالا دیگر از «ام ابیها» چه می توان گفت؟!..... که عالمی را مفتون و شیدای خود ساخته است! ........ زبان در توصیف «فاطمه» سرور همه زنان و مردان عالم، از گفتار باز می ماند....... آفرین بر تو باد ای معنای حقیقی عشق! ای زن! میلاد شکوهمندت مبارک [/b]
|
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
رسولُ اللّه صلى الله عليه و آله و سلّم : أعظَمُ الناسِ حَقّا على المرأةِ زَوجُها ، وأعظَمُ الناسِ حقّا عَلَى الرَّجُلِ اُمُّهُ . پيامبر خدا صلى الله عليه و آله و سلّم : بزرگترين حقّ را بر زن ، شوهر او دارد و بزرگترين حقّ را بر مرد ، مادر او دارد . كنز العمّال : 44771 منتخب ميزان الحكمة : 254 |
|||
|
|
۱۱:۱۱, ۳۱/فروردین/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
آن هنگام که مادرت پیرتر میشود؛ و چشمهای گرانبها و با ایمان او، زندگی را آنگونه که [زمانی میدید ] نمیبینند؛ زمانیکه پاهایش فرسوده میگردند، و برای گام برداشتن نمیتوانند او را یاری دهند؛ در آن هنگام بازوانت را برای یاری او به کار گیر، با خوشی و سرمستی از او نگاهبانی کن، زمانی که اندوهگین است، بر توست که تا آخرین گام او را همراهی کنی، اگر از تو چیزی میپرسد، او را پاسخگو باش، و اگر دوباره پرسید، باز هم پاسخگو باش، و اگر دگربار پرسید، دگربار پاسخش گو، نه از روی ناشکیبایی، بلکه با آرامشی مهربانانه، واگر تو را به درستی درنمی یابد، شادمانه همه چیز را برای او بازگو، ساعتی فرا میرسد، ساعتی تلخ، که دهان او دیگر هیچ درخواستی را بیان نمیکند . ![]() |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۸/دی/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سوز دل من در دل پروانه نباشد…
السَّلاَمُ عَلَيْكِ يَا سَيِّدَةَ نِسَاءِ الْعَالَمِينَ مِنَ الْأَوَّلِينَ وَ الْآخِرِينَ الست اولى بكم من انفسكم؟ یکصدا گفتند:بلی فرمود: «ان كنت مولاه فهذا على مولاه» از هم پیشی گرفتند و بیعت کردند هفتاد روز بیشتر نگذشته بود... فریادِ سکوت، شهر را فراگرفته بوی تعفن بیعت شکنی همه جا را پر کرده اما یاران خورشید در بیت وحی تحصن کردند اخبار اعتراض و واکنش آن با وفایان گوش به گوش پیچید و لرزه بر اندام شورای شقاوت بیانداخت با هیزم هایی از جنس کین بر در خانه شتافتند کدام خانه؟ «فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ» (سوره نور،36) خانه آنها از با فضیلت ترین خانه های انبیاء بود آخر قدسیان آستان بوسش بودند خانه امید مسکینان بود و پناه یتیمان ... مگر نه این که: « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَن يُؤْذَنَ »(سوره احزاب، 53) اذن که نگرفتند هیچ درب خانه را به آتش کشیدند چنان با بغض بر در لگد... ای بریده باد دستانت بولهب لعنت خدا بر تو ام ابیها پشت در ایستاده است لگد مکوب ... ای سنگدل رحم کن این نیست اجر رسالت ای سقیفه خاک عالم بر سرت ای بیعت شکنان ننگتان باد مرگتان باد که ماه یثرب بین در و دیوار... ناله جانسوزش بلند شد غنچه از گل شد جدا زمین را دیگر یارای تحمل نبود... برگ مژگان ملائک تر گردید... و این ننگ بر پیشانی تاریخ ابدی شد... این همه جفاو ظلم به کسی روا داشته شد که پیامبر فرمود: «یا فاطِــــــمَةَ! اِنَّ اللّهَ لَیَغْضَبُ لِغَضَبِکَ وَ یَرْضى لِرِضاک.» ( مستدرک صحیحین:ج 3، ص 153 و 154. مجمع الزّواید: ج 9، ص 203. روضة الواعظین: ص 129.) ...ای قلم بشکن دگر دفتر مگو... اَللّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ ، وَآخِرَ تابِعٍ لَهُ عَلى ذلِكَ. اللهم عجل لولیک الفرج.... بحق حضرت مادر سوز دل من در دل پروانه نباشد… https://plus.google.com/u/0/11817838...ts/5cGBTZ1i1Ky |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 21933129499531532743.jpg]](http://axgig.com/images/21933129499531532743.jpg)