کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
***لغزشگاههای اندیشه از نظر قرآن***
۲۳:۲۸, ۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: Besm_Prestige.png]

قرآن مجید كه دعوت به تفكر و نتیجه گیرى فكرى مى ‏كند و تفكر را عبادت مى‏ شمارد و اصول عقاید را جز با تفكر منطقى، صحیح نمى ‏داند، به یك مطلب اساسى توجه كرده است و آن اینكه لغزشهاى فكرى بشر از كجا سرچشمه مى ‏گیرد و ریشه اصلى خطاها و گمراهی ها در كجاست؟ اگر انسان بخواهد درست بیندیشد كه دچار خطا و انحراف نگردد چه باید بكند؟ در قرآن مجید یك سلسله امور به عنوان موجبات و علل خطاها و گمراهیها یاد شده است كه ذیلا ذكر مى ‏كنیم.

1. تكیه بر ظن و گمان بجاى علم و یقین

قرآن مى ‏گوید: « اكثر مردم چنین‏ اند كه اگر بخواهى پیرو آنها باشى تو را از راه حق گمراه مى ‏كنند، براى اینكه تكیه‏ شان بر ظن و گمان است(نه بر یقین) و تنها با حدس و تخمین كار مى‏ كنند.» (1)
قرآن كریم در آیات زیادى به شدت با پیروى از ظن و گمان مخالفت مى ‏كند و مى‏ گوید: مادامى كه به چیزى علم و یقین حاصل نكرده‏اى آن را دنبال مكن. امروز از نظر فلسفى مسلم شده است كه یكى از عوامل عمده خطاها و اشتباهات همین بوده است. «دكارت‏» هزار سال پس از قرآن اولین اصل منطقى خویش را این قرار داد و گفت: «هیچ چیز را حقیقت ندانم مگر اینكه بر من بدیهى باشد و در تصدیقات خود از شتابزدگى و سبق ذهن و تمایل بپرهیزم، و نپذیرم مگر آن را كه چنان روشن و متمایز باشد كه هیچ گونه شك و شبهه در آن نماند.» (3)

2-میلها و هواهاى نفسانى

انسان اگر بخواهد صحیح قضاوت كند باید در مورد مطلبى كه مى ‏اندیشد كاملا بى‏ طرفى خود را حفظ كند، یعنى كوشش كند كه حقیقت‏ خواه باشد و خویشتن را تسلیم دلیل ها و مدارك نماید. درست مانند یك قاضى كه روى پرونده ‏اى مطالعه مى ‏كند، باید نسبت به طرفین دعوا بى ‏طرف باشد. قاضى اگر تمایل شخصى به یك طرف داشته باشد به طور ناخود آگاه دلایلى كه براى آن طرف است نظرش را بیشتر جلب مى ‏كند و دلایلى كه له طرف دیگر و علیه این طرف است‏خود به خود از نظرش كنار مى ‏رود و همین موجب اشتباه قاضى مى ‏گردد.
انسان در تفكرات خود اگر بى‏ طرفى خود را نسبت به نفى یا اثبات مطلبى حفظ نكند و میل نفسانى ‏اش به یك طرف باشد، خواه‏ ناخواه و بدون آنكه خودش متوجه شود عقربه فكرش به جانب میل و خواهش نفسانى ‏اش متمایل مى ‏شود.این است كه قرآن هواى نفس را نیز مانند تكیه بر ظن و گمان یكى از عوامل لغزش مى ‏شمارد. در سوره النجم مى ‏فرماید:
ان یتبعون الا الظن و ما تهوى الانفس (4).

پیروى نمى ‏كنند مگر از گمان و از آنچه نفس ها خواهش مى ‏كنند.



3-شتابزدگى( در تصدیق و انکار )

هر قضاوت و اظهار نظرى مقدارى معین مدارك لازم دارد و تا مدارك به قدر كافى در یك مساله جمع نشود هر گونه اظهار نظر، شتابزدگى و موجب لغزش اندیشه است.
قرآن كریم مكرر به اندك بودن سرمایه علمى بشر و كافى نبودنش براى برخى قضاوتهاى بزرگ اشاره مى‏ كند و اظهار جزم را دور از احتیاط تلقى مى ‏نماید. مثلا مى ‏فرماید: و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا (5) .
آن مقدار علم و اطلاعى كه به شما رسیده اندك است و براى قضاوت كافى نیست.
امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند در قرآن بندگان خویش را با دو آیه اختصاص داد و تادیب فرمود: یكى اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده ‏اند تصدیق نكنند (شتابزدگى در تصدیق)و دیگر اینكه تا به چیزى علم پیدا نكرده ‏اند، تا به مرحله علم و یقین نرسیده‏ اند، رد و نفى نكنند(شتابزدگى در انكار). خداوند در یك آیه فرمود: الم یؤخذ علیهم میثاق الكتاب ان لا یقولوا على الله الا الحق (6) .
آیا از آنها در كتاب(كتاب فطرت یا كتابهاى آسمانى)پیمان گرفته نشده كه جز آنچه حق است(حق بودنش محرز است)به خداوند نسبت ندهند؟ در آیه دیگر فرمود:
بل كذبوا بما لم یحیطوا بعلمه (7) .
انكار كردند و تكذیب كردند چیزى را كه به علم آن احاطه نداشتند (نمى ‏شناختند).



4-سنت‏ گرایى و گذشته ‏نگرى

انسان به حكم طبع اولى خود هنگامى كه مى ‏بیند یك فكر و عقیده خاص مورد قبول نسل هاى گذشته بوده است‏ خود به خود بدون آنكه مجالى به اندیشه خود بدهد آن را مى ‏پذیرد. قرآن یاد آورى مى ‏كند كه پذیرفته ‏ها و باورهاى گذشتگان را مادام كه با معیار عقل نسنجیده ‏اید نپذیرید، در مقابل باورهاى گذشتگان استقلال فكرى داشته باشید. در سوره بقره آیه 170 مى‏ گوید: و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آبائنا او لو كان آباؤهم لا یعقلون شیئا و لا یهتدون.
اگر به آنها گفته شود كه از آنچه خدا به وسیله وحى فرود آورده پیروى كنید، مى‏ گویند: خیر، ما همان روشها و سنتها را پیروى مى ‏كنیم كه پدران گذشته خود را بر آن یافته ‏ایم. آیا اگر پدرانشان هیچ چیزى را فهم نمى‏ كرده ‏اند و راهى را نمى ‏یافته ‏اند باز هم از آنها پیروى مى‏ كنند؟!


5-شخصیت گرایى

یكى دیگر از موجبات لغزش اندیشه، گرایش به شخصیت هاست.شخصیت هاى بزرگ تاریخى یا معاصر از نظر عظمتى كه در نفوس دارند بر روى فكر و اندیشه و تصمیم و اراده دیگران اثر مى ‏گذارند و در حقیقت، هم فكر و هم اراده دیگران را تسخیر مى ‏كنند. دیگران آنچنان مى ‏اندیشند كه آنها مى ‏اندیشند و آنچنان تصمیم مى‏ گیرند كه آنها مى ‏گیرند، دیگران در مقابل آنها استقلال فكر و اراده خود را از دست مى ‏دهند.
قرآن كریم ما را دعوت به استقلال فكرى مى‏ كند و پیروی هاى كوركورانه از اكابر و شخصیتها را موجب شقاوت ابدى مى ‏داند، لهذا از زبان مردمى كه از این راه گمراه مى ‏شوند نقل مى‏ كند كه در قیامت مى ‏گویند: ربنا انا اطعنا سادتنا و كبرائنا فاضلونا السبیلا (8) پروردگارا! ما بزرگان و اكابر خویش را پیروى و اطاعت كردیم و در نتیجه ما را گمراه ساختند.

___________
1.و ان تطع اكثر من فى الارض یضلوك عن سبیل الله ان یتبعون الا الظن.(انعام/116).

2.و لا تقف ما لیس لك به علم.(اسراء/36).
3. سیر حكمت در اروپا، جلد اول.
4.نجم/23.
5.اسراء/85.
6.اعراف/169.
7.یونس/39. 2.تفسیر المیزان[عربى]: ج 6/ص 319، ذیل آیه 169 سوره اعراف.
8.احزاب/67.


منبع: شهید مطهری, عقل و علم, صفحه51

امضای سیمرغ

«الله اکبر، الموت لامریکا، الموت لاسراییل، اللعنه علی‌الیهود و النصر للاسلام»


[تصویر: 584748343_1_3_.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مجید املشی ، 135 ، یاســین ، SHA.453 ، مصباح
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا