کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام

نظرسنجی: راغب شدم کتابو بخونم
شدم
نشدم هنوز
خوانده ام
     


ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاک های نرم کوشک ...
۱۴:۵۵, ۲۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: Besmella.png]




... نمی دونم کجا خونده بودم ...
تالار بود فکر کنم ... یکی از بچه ها راجع به برگشتن پیکر شهید برونسی نوشته بود ...
چه زمانی بود یادم نیست !
گذشت !
اسم ایشون رو فقط همون موقع شنیدم ! تا گذشت و پنج روز پیش ...

مامان الگوی لباس خودش رو از گنجینه های کمد خیاطی بیرون آورد و به دیوار آویزون کرد .
(اتاق خواب من و اتاق خیاطی مامان یکیه Smile )

( مامان عادت داره روی روزنامه الگو میکشه میگه بیشتر از کاغذ الگو عمر می کنه Smile )

روی روزنامه عکس یه آدم روستایی بود ... نزدیکتر شدم ...



[تصویر: %D8%A8%D8%B1%D9%88%D9%86%D8%B3%DB%8C_%D8...%D8%AF.jpg]


ها !
شهید برونسی !
همون که اسمش رو قبلنا شنیده بودم !
تاریخ الگو کشیدن مامان هم که توی عکس مشخصه 28 آبان 82

باز هم گذشت تا سه شب پیش
خونه دوست ِ بابا !
فاطمه ... این کتاب رو خوندی ؟ خیلی قشنگه ها !
کتاب رو گرفتم توی دستم ... هوس خوندن یک کتاب کرده بودم یک کمی حال و هوام رو عوض کنه ...

"خاکهای نرم کوشک "

اسمش رو شنیده بودم اما نمی دونستم چی توش نوشته ...

باشه می خونم ...

کتاب رو گذاشتم توی کیف مامان و اومدیم خونه ...
تازه رسیده بودیم خونه ... کتاب رو از توی کیف مامان درآوردم و آخرهاش رو نگاهی کردم ...
ای بابا ! باز هم عکس شهید برونسی !
حالا دیگه احساس کردم این شهید یک انتظارایی انگار از ما داره !

کتاب رو دوروزه تموم کردم ... البته حجیم نبود !
اما مفاهیمش خیلی حجیم بود !



[تصویر: IMG_%DB%B2%DB%B0%DB%B1%DB%B5%DB%B0%DB%B1...%DB%B8.jpg]


چیزایی که می خوام براتون تعریف کنم مقدار زیادیش توی این کتابه !
اما دقیقا مخالف اون تیتر هست که توی روزنامه نوشته !




ان شاء الله ادامه دارد ...

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، Mohammad Trust ، مفقود الاثر ، رکن الهدی ، soora ، آفتاب ، شیدا ، Farzaneh ، حسن.س. ، سیمرغ ، Agha sayyed ، MohammadMeraj ، N.Mahdavian ، عبدالرحیم ، السا ، مجید املشی ، mkashipazha
۱۵:۰۳, ۲۳/دی/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/دی/۹۳ ۱۵:۰۹ توسط مفقود الاثر.)
شماره ارسال: #2
آواتار
چه تقارن خوب و تکان دهنده ای

گزینه خوندم رو هم اضافه میکردید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، آفتاب ، شیدا ، مهشاد ، سیمرغ ، N.Mahdavian ، عبدالرحیم
۱۵:۲۸, ۲۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بله !
نمی خوام یک راست برم سر اصل مطلب !
اول یک کم صحبت کنیم !
این کتاب مقداری از زندگی قبل از انقلاب این شهید رو بررسی می کنه و بعد آدم رو می اندازه بین همراهان جبهه و خاطرات خانوادگی آقای برونسی همزمان با جنگ !

خاطرات یک . دو یا چند صفحه ای درباره زندگی جهادی ایشون بیان می کنه !
ایشون که در روستا زندگی میکنند و بعد از تقسیم اراضی در زمان پهلوی از ترس خوردن مال شبهه ناک مهاجرت می کنند به مشهد ...


می خوام این روند رو خوب ببینید ها !


اینکه سرکه چطوری مُل میشه
( آقا برید مطالعه کنید ، همچی رو که من نباید توضیح بدم ! )

بعد میرن سرکارمغازه یک سبزی فروشی ! میبینن که ایشون یه سبزی ها آب میزنه ، دیگه نمیرن سرکار !
بعد مغازه لبنیاتی ! و باز هم همون !
تا میرسند به نتیجه اینکه باید بنا باشند !

اینکه یک آدم خودش رو در مسیر خداوند قرار میده و بقیه مسائل رو همه رو میاره توی همون مسیر !




ان شاء الله ادامه دارد ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، عشقم کربلا ، مهشاد ، حسن.س. ، سیمرغ ، مفقود الاثر ، N.Mahdavian ، عبدالرحیم ، السا
۲۲:۱۶, ۲۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
یکی از بهترین کتاباییه که خوندم...

توصیه میکنم حتما حتما حتما بخونیدش...

فوق العاده س...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مهشاد ، سیمرغ ، آفتاب ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، عبدالرحیم
۲۳:۴۹, ۲۳/دی/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

جزء اولین کتابایی که در مورد شهدا خوندم
آخر شب شروع کردم تا اذان صبح طول کشید من از نسخه pdfش خوندم
دقیقا اونجایی که مهاجرت می کنه فقط به رضای خدا برا همون مسئله تقسیم اراضی واقعا ادمو شگفت زده میکنه چقدر محکم پای اعتقاداتش وایستاده
و این همه معجزه تو زندگیش اتفاق می افته
معجزه های خیلی خیلی بزرگ و عجیب
چه در مورد تولد فرزند اولشون که اگه اشتباه نکنم فاطمه بود و فقط 2سال عمر کرد, واقعا چرا مرد؟!
یا عنایتی که حضرت زهراHeart موقع عملیات میکنند

بی نظیر بود

شهید برونسی واقعا یه مرد خدایی بود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian ، عبدالرحیم ، رکن الهدی
۲۲:۲۱, ۲۵/دی/۹۳
شماره ارسال: #6
آواتار
ممنون از همراهی گرامیان Smile

یک موردی که خیلی در این کتاب واضح بود درباره این بود که این شهید در تمام مراحل زندگی مشغول ساختن خودشون بودند و ذره ای احساس نکردند که دیگر بس هست !
مثلا باخودشون احساس نکردند که من همسر دارم بچه دارم اون هم چند تا ! بهتر هست باشم و به اینها رسیدگی کنم !


با من که یک خط رو شکستم دیگه چرا باید همیشه من خط شکن باشم ؟؟!

هرکاری از ایشون برمی اومد در لحظه برای خداوند و برای خودسازی بود انجام دادند و فروگزار نکردند !

خلاصه اینکه یک آدم باید تمام عمرش روی خودش زحمت بکشه تا بشه یچیز شبیه شهید برونسی .


بسیارسفر باید تا پخته شود خامی

در نوع خودش برای من خیلی اعجاب برانگیز بود .
امیدوارم شما هم بخونید و از این کتاب استفاده کنید .Smile



ادامه دارد ان شاء الله ...


پ.ن
چقدر سخت بود راجع به موضوعی که راجع بهش درک ندارم صحبت کنم !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحیم ، رکن الهدی ، السا ، N.Mahdavian
۲۲:۳۸, ۲۵/دی/۹۳
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

بسیار کتاب عالی از زندگی شهید بزرگوار برونسی بسیار درسها دارد
البته کتابهای سعید عاکف همه خواندنیست

بموقع برگشت و پیدا شدن جتازه شهید هم دقت کنید در چه ایامی بود.

اقا هم توصیه ویژه ای به خواندن این کتاب کردند .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، رکن الهدی ، فاطمه خانم ، N.Mahdavian
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا