|
درد دلی با کربلا
|
|
۹:۴۶, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان عزیز... به نظرم خیلی خوب میشه که بتونیم راحت حرفهامون رو با سید الشهدا (علیه السلام) بزنیم... درد دل کنیم و اشک بریزیم... هر کسی میتونه هر چی توو دلشه، در قالب شعر، متن ادبی، دلنوشته، پیامک و ... اینجا بنویسه و همه استفاده کنن. امیدوارم یه تجدید عهد و پیمانی بشه با سرور شهیدان و یارانش، تا روح شهادت طلبی و آزادگی رو بیشتر و بهتر در خودمون پرورش بدیم... ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... (البته ناگفته نمونه این ایده رو قبلا توو چندتا سایت دیگه دیدم) بنده هم با اجازتون اولین شعرم رو می نویسم: سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی (علیه السلام) آنچنان باش که ارباب جوابت نکند برای سلامتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بفرستید... ![]() |
|||
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۵۸, ۱۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
رفقا
من یه کاری کردم خیلی خیلی ضایع و نمیدونم چرا اینجوری شد!!!!!!!!!!!!!!!! در سفری که قسمت شد رفتیم کربلا اون روز آخر که خواستیم بریم برای خدا حافظی من رفتم حرم حضرت ابالفضل و زیارت کردم بعد رفتم حرم آقا امام حسین علیه السلام و زیارت کردم و با ایشون خدا حافظی کردم بعد مثل دیوانه ها یادم رفت که با آقا ابالفضل خدا حافظی کنم و این هم زمانی به یادم افتاد که سوار ماشین شدیم که از کربلا خارج بشیم و هنوز که هنوز هست وقتی به یاد این قضیه میافتم خیلی شرمنده میشم نمیدونم حکمتش چی بود اما خیلی خیلی دلم میخواد یه بار دیگه توفیق بشه برم این خراب کاری رو جبران کنم برام دعا کنید از این تاپیک های دلی و باحالتون هم که برکت تالار ماست صمیمانه به سهم خودم تشکر میکنم خدا به همه ی ما توفیق بندگی عنایت فرماید یا علی خدا نگهدارتون |
|||
|
|
۱۷:۲۶, ۱۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
شکسته بال تر از من میان مرغان نیست
دلم خوش است که کبوتر حرمم به امید خدای بزرگ پدرم خانوادگی برای مکه ثبت ناممون کرده. غلط نکنم امسال یا سال آینده محرم خونه خدا بشم (اصلاً نمی دونم آماده ام یا نه). ولی یه عهدی از بچه گی با خودم داشتم که اول کربلایی بشم بعد برم خونه خدا. یعنی اول برم آقامو ببینم و ازش بخوام شفاعتمو پیش خدا بکنه تا پاک برم خونه خدا. نمی دونم شاید به این خاطر بوده که ما از بچه گی که عاشق حسین (علیه السلام) بودیم و به قولی با چادر نمازای مادرامون خیمه محرمش رو به پا می کردیم این حالت رو داریم. اصلاً من به این اعتقاد شدید دارم که رفاقت با اهل بیت (علیه السلام) مخصوصاً حضرت سید الشهدا به رفاقت با خدا منجر می شه یعنی به زبون خودمونی امام حسین دستت رو می گیره صاف می ذاره تو دست خدا. بیراهه نرو نزدیک ترین راه به الله حسین است..... خداییش هر کی مثل من دلش گرفته و مثل من کربلا نرفته و تو حسرتش می سوزه برام دعا کنه که از غافله عهدی که با خودم و آقام و خدام بستم عقب نمونم....
|
|||
|
|
۲۲:۰۵, ۱۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
کشتن عاشق به جرم عاشقی دشوار نیست
هر که عاشق شد برایش سر سپردن عار نیست
میثم تمار را نازم که که میگفت این سخنسرفرازی بهر عاشق جز فراز دار نیست
قابلیت باید انسان را که گردد سرفرازورنه هرسر لایق ایثار راه یار نیست
مهر آل الله را با سیم و زر نتوان خریدکار عشق است و کار درهم و دینار نیست
گفت شاه تشنه کامان روز عاشورا چنینسر به راه دوست دادن بهر من دشوار نیست
تشنه ام من تشنه آزادی وآزادگیورنه در من ذره ای از تشنگی آثار نیست
مکتب ما را شعاری نیست غیر از انقلاب مر کز عدل است اینجا کوچه وبازار نیست
هیچ قانونی نباشد بهتر از قانون حق هر که گردد پیرو حق در زمانه خوار نیست
کار من ترویج دین و حفظ ناموس است و بس با یزید سفله جز پیکار ما را کار نیست
دم مزن "ژولیده"از حق وحقیقت در جهانمست خواب غفلتند ویک نفر بیدار نیست
|
|||
|
|
۲۲:۵۵, ۱۸/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
حسام عزیزم
من خدا قسمتم کرده تمام اماکن متبرکه رفتم و از 14 گوهر عالم 13 تاشون رو زیارت کردم اما اگه رفتی کربلا ،خیلی مرد میخواد که بتونی تلِّ زینبیه رو تحمل کنی من اونجا کمرم داشت میشکست در ضمن من اصلاً نرفتم گودی قتلگاه گذاشتم برای بعد از ظهور ان شالله که جگرم حال بیاید کمی بعد |
|||
|
|
۲۳:۳۷, ۱۸/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/خرداد/۹۰ ۲۳:۳۸ توسط hamed313.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بچه ها خوش بحالتون .من که جز زیارت امام غریبون امام رضا علیه السلام جایی رو نرفتم اما بازم خدارو شکر.
خدایش دلم واسه دو جا خیلی تنگه یکی کربلا یکی ام بغیع .ولی دلم خوشه به این که اول نماز یه سلام به سید الشهدا میدم.میگن ثواب زیارتو داره.یه یک شنبه شب زیارت عاشورا مسجد میخونیم خدارو شکر همین ادامه بدیم اقا خودش بخواد قسمت میکنه.انشا الله مارو حسرت به دل نزاره از خدا خواستم اگه بشه پدرو مادرم بفرستم حج انشا الله خدا قسمت کنه همه بریم حج همراه امام زمانمون. حافظ چه خوب میگه انانکه خاک را به نظر کیمیا کنند ایا بود که گوشه چشمی به ما کنند دردم نهفته به زه طبیبان مدعی باشد که از خزانه غیبش دوا کنند گر سنگ ازین حدیث بنالد عجب مدار صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند |
|||
|
|
۹:۵۲, ۱۹/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/خرداد/۹۰ ۱۰:۴۵ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
کربلایی نشدم خجلت از این غم دارم
تا ابد در دل خود شور محرم دارم با سلام با تشکر فراوون از همه رفقای عزیز و همسنگرای مهربانم، به خاطر دعاهاتون دلداریاتون و .... همین طور که اول صبحی داشتم اظهار لطفهای شما عزیزان رو می خوندم و گریه می کردم یهو یکی از همکارام از مکه درست در مقام ابراهیم و روبروی کعبه با حالی عجیب با هام تماس گرفت و گفت فلانی الان تو یادت بودم گفتم زنگ بزنم هرچی می خای برات از خدا بخوام. تا اینو گفت گفتم فلانی کربلا . همین به خدا نمی دونم با این حالی که الان دارم چطوری ازتون تشکر کنم. انقدر به لطف امام زمان فضای معنوی اینجا بالاست که یهو با دیدن یه مطلب درباره کربلا دلت می شکنه بعد می آی از رفقات التماس دعا می خوای . بعد صبح که می آی می بینی کلی برات پیغام و دلداری و .... گذاشتن بعد دوباره دلت می گیره بعد تو همون لحظه از روبروی خونه خدا باهات تماس می گیرن می گن فلانی همین الان به یادت بودیم. به یاد کی من رو سیاه . تو رو خدا قدر اینجا رو بدونید. توروخدا قدر این دلای پاکتون رو بدونید. روی صحبتم با اوناییه که مثل من در به در دنبال چهار تا کلام درد دل می گردن و تا یه جایی واسه درد دل پیدا می کنن اصلاً خجالت نکشین و درد دلاتونو تو این سایت بنویسین تا بچه های دلپاک اینجا براتون دعا کنن و مطمئن باشین خود آقا به این سایت گوشه چشمی دارن. اصلاً تو مرام این خاندان نیست که جایی ازشون یاد بشه و حضور نداشته باشن. مگه می شه جایی نام حسین(علیه السلام) بعد مادر پهلو شکسته اشون اونجا نباشه. به خدای لاشریک براتون از خدای بزرگ بهترین آرزو رو دارم و اونم اینه که ان شاء الله چشم تک تکتون به جمال زیبای اربابمون حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) باز بشه. نمی دونم چی بگم به خدا ممنونم ممنونم .... من از کودکی عاشقت بوده ام*********** قبولم نما گرچه آلوده ام علی عزیزم چشم خیالت راحت باشه من قتلگاه نمی رم یعنی دلش رو ندارم اونجا قلب زینبی می خاد فقط برام دعا کن کاروانی بشم...... دلم را کاروانی کن حسین جان حسین جان حسین جان ************ به من هم مهربانی کن حسین جان حسین جان حسین جان |
|||
|
|
۴:۵۵, ۲۰/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
![]() به بازار عـمـل با دست خالـی
من و مهر تو ای مولی المَوالی مپرس از من که بودم یا که هستم گــنهکـارم ولـی دل بـر تـو بسـتم اگــر باشـد گــنـاه عـالَمـیـنـم چه غم دارم که غمخوار حسینم مسلمـانان حسـین ، مـادر ندارد غریب است و کسی بر سر ندارد ز جـور سـاربـان بـی مـروت دگر انگشت و انگشتر ندارد چرا رگ های او پر خاک گشته مگـر در کــربـلا خـواهـر ندارد چرا بر سینه اش دشمن نشسته مگــر تـنـهــا شـده ، یـاور نـدارد |
|||
|
|
۱۶:۵۰, ۲۰/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
|
سلام
این بیت شعر رو یه مادر 4شهید وقتی میره تو کربلا روزه اخریکه میخواد برگرده میخونه و فوت میکنه: خواهم که در این غمکده آرام بسوزم گمنام سفر کرده و گمنام بمیرم عمریست مرا مونس جان نام حسین است دل خواست که در پهنه ی این نام بمیرم راستی اینم بگم ایشون خیلی پیر و خیلی باسواد بودن روزای آخر دیگه از ضعف پیری نمیتونستن راه برن و نوه اشون ایشونو روی دوش میگیرن و میبرن کربلا.... همیشم آخر نمازاش میگفت حسین جون بالاخره که من برای مردن باید بیام پیشت.... یاعلی |
|||
|
|
۱۵:۴۱, ۲۵/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/خرداد/۹۰ ۱۵:۴۴ توسط MEHJR.)
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
|
استاد سياره با تخلص «پريش» يكي از شعراي دوست داشتني مردم شهرضاست. پدر گرامي ايشان «استاد آشفته» نيز شاعر است و فرزندان ايشان هم شعر مي سرايند.
اين مثنوي با عنوان «كربلا فرياد خون فرياد اشك»، از كتاب «ديوان پريش» انتخاب شده است: باز یاران کربلایی گشته ام واژه پاکم خدایی گشته ام پای اشکم هر زمان وا می شود لاله ی شعرم شکوفا می شود بس که طبعم تشنه حال کربلاست نیست در دل سینه ی من، نینواست کربلا یعنی به هر احوال، عشق کربلا یعنی هزاران سال عشق کربلا با های های بی کسی کربلا یعنی دوای بی کسی کعبه ی درماندگان، دلدادگان قبله ی اهل زمین و آسمان کربلا میقات یا رب های من خانقاهی بر دل تنهای من کربلا یک میر وهفتاد دو مرد کربلا یعنی شرف، یعنی نبرد خون گرم آویزه ی شمشیر سرد نعره وسم ستور و خاک و گرد کربلا تکرار در تعداد اشک کربلا فریاد خون، فریاد اشک کربلا شمع ره سر گشتگی کربلا تفسیر زخم و تشنگی کربلا یعنی کرامت داشتن رفتن وبا خون خود گل کاشتن کربلا یک دفتر وصد سرگذشت لحظه ای از هر چه می باید گذشت کربلا یعنی ز دل یاهو زدن بر سر نعش جوان زانو زدن کربلا یعنی بها پرداختن گاه با پا گاه با سر تاختن کربلا آغاز راهی بس دراز کربلا یعنی سلام یک نماز کربلا یعنی خیام افروختن آشیان از مرغ سقا سوختن کربلا یعنی نرفتن زیر بار کربلا یعنی دویدن روی خار کربلا هر دادخواهی را امید کربلا نیروی زانوی شهید کربلا پنهان درون آبها کربلا شیرازه ی محرابها کربلا یعنی گذشت از هر چه هست آب را از خویش راندن با دو دست کربلا یعنی خمی لبریز می گل شکفتن بر ستیغ چوب نی کربلا دیباچه ی فرزانگی یک زن و هفت آسمان مردانگی کربلا غمنامه ی افسوس ماست کربلا عطر گل ناموس ماست گر چه باید با غمش بگریستن ای خوشا یکدم حسینی زیستن |
|||
|
|
۲۱:۰۱, ۲۸/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۳۱/خرداد/۹۰ ۱۹:۰۳ توسط paradise.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: 2252.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/2252.jpg)





