|
درد دلی با کربلا
|
|
۹:۴۶, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان عزیز... به نظرم خیلی خوب میشه که بتونیم راحت حرفهامون رو با سید الشهدا (علیه السلام) بزنیم... درد دل کنیم و اشک بریزیم... هر کسی میتونه هر چی توو دلشه، در قالب شعر، متن ادبی، دلنوشته، پیامک و ... اینجا بنویسه و همه استفاده کنن. امیدوارم یه تجدید عهد و پیمانی بشه با سرور شهیدان و یارانش، تا روح شهادت طلبی و آزادگی رو بیشتر و بهتر در خودمون پرورش بدیم... ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... (البته ناگفته نمونه این ایده رو قبلا توو چندتا سایت دیگه دیدم) بنده هم با اجازتون اولین شعرم رو می نویسم: سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی (علیه السلام) آنچنان باش که ارباب جوابت نکند برای سلامتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بفرستید... ![]() |
|||
| آغاز صفحه 69 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲:۰۶, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #681
|
|||
|
|||
![]() خدایاااا... غرق رحمتمون کن
|
|||
|
|
۱۵:۵۱, ۲۴/آذر/۹۲
شماره ارسال: #682
|
|||
|
|||
|
خیلی نمی ماندزنده این گدای توبی حرم آقاچراهمه بایدبرند امامن نرم..............
![]() |
|||
|
|
۱۶:۴۶, ۲۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۲ ۱:۴۷ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #683
|
|||
|
|||
|
صفوان جان..
دیدی جا موندیم از قافله ![]() ![]() ![]() سوختنش مونده.. حالا اولشه ![]() خدا طاقت بده وقتی 3 روز مونده به اربعین پیاده روی کاروانهای ایرانی از نجف به کربلا شروع میشه و از شبکه های تلویزیون باید دنبالشون بریم... نه........ خدا طاقت نده!!! اشک چشم و سوز دلمون رو روز افزون کن سوختن و بی تابی برای امام حسین با صفاست |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۲۴/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/آذر/۹۲ ۱۹:۰۸ توسط مجنون العباس.)
شماره ارسال: #684
|
|||
|
|||
(۲۴/آذر/۹۲ ۱۶:۴۶)مجنون الحسین نوشته است: صفوان جان.. کربلا خانه ی هرعاشق بی سامان است........ آقاجان سلام .....آقاحسین جان سلام .....من قلبی راکه برای توزنده است وبه امیدتومیتپدرامی خواهم نه این قلب راآقاجان حرم حرم حرم حرم حرم......گودال گودال گودال گودال گودال |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۲۶/آذر/۹۲
شماره ارسال: #685
|
|||
|
|||
|
|
۱:۵۲, ۲۷/آذر/۹۲
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۹۲ ۱:۵۴ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #686
|
|||
|
|||
|
هوا هوای کربلا، هوای بین الحرمین
هوای شور و مستی و ، هوای گریه بر حسین . . . خوش به حال اونهایی که می خوان راهی بشن و خوش به حال اونهایی که در راهند... . . . میدونم لایق نیستم ولی ای کاش می طلبیدی اقا... |
|||
|
|
۱۴:۳۵, ۲۹/آذر/۹۲
شماره ارسال: #687
|
|||
|
|||
|
بشکست اگر دل من به فدای چشم مستت
سر خم می سلامت شکند اگر سبوئی... |
|||
|
|
۱۷:۰۰, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #688
|
|||
|
|||
|
یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آنچه را جانان پسندد . . . باشد حسین، کرببلا مال خوبها
بدها بگو که عقده دل با چه وا کنند... |
|||
|
|
۱۷:۰۸, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #689
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان
. . شعر شاید طولانی باشه ، اما با توجه به این که نزدیک اربعینه ارزش کامل خوندن داره ، خواهشا از دست ندینش. .. . . به نام نامی سر، بسمه تعالی سر بلندمرتبه پیکر، بلندبالا سر فقط به تربت اعلات، سجده خواهم کرد که بندهی تو نخواهد گذاشت، هرجا سر قسم به معنی لا یمکن الفرار از عشق که پر شده است جهان، از حسین سرتاسر نگاه کن به زمین! ما رأیت إلا تن به آسمان بنگر! ما رأیت إلا سر سری که گفت: «من از اشتیاق لبریزم به سرسرای خداوند میروم با سر هر آنچه رنگ تعلق، مباد بر بدنم مباد جامه، مبادا کفن، مبادا سر.» همان سری که "یحب الجمال" محوش بود جمیل بود، جمیلا بدن، جمیلا سر سری که با خودش آورد بهترینها را که یک به یک، همه بودن سروران را سر زهیر گفت: حسینا! بخواه از ما جان حبیب گفت: حبیبا! بگیر از ما سر سپس به معرکه عابس، " أجنّنی"گویان درید پیرهن از شوق و زد به صحرا سر بنازم " أم وهب" را، به پاره تن گفت برو به معرکه با سر ولی میا با سر خوشا به حال غلامش، به آرزوش رسید گذاشت آخر سر، روی پای مولا سر چنان که یک تن دیگر به آرزوش رسید به روی چادر زهرا گذاشت سقا، سر در این قصیده ولی آنکه حسن مطلع شد همان سری است که برده برای لیلا سر همان که احمد و محمود بود سر تا پا همان سری که خداوند بود، پا تا سر پسر به کوری چشمان فتنه کاری کرد پر از علی شود آغوش دشت، سرتاسر میان خاک، کلام خدا مقطعه شد میان خاک؛ الف، لام، میم، طا، ها، سر حروف اطهر قرآن و نعل تازهي اسب چه خوب شد که نبوده است بر بدنها سر تنش به معرکه سرگرم فضل و بخشش بود به هرکه هرچه دلش خواست داد، حتی سر جدا شده است و سر از نیزهها درآورده است جدا شده است و نیفتاده است از پا سر صدای آیه کهف الرقیم میآید بخوان! بخوان و مرا زنده کن مسیحا سر بسوزد آن همه مسجد، بمیرد آن اسلام که آفتاب درآورد از کلیسا سر عقیله، غصه و درد و گلایه را به که گفت؟ به چوب، چوبه محمل، نه با زبان، با سر دلم هوای حرم کرده است میدانی دلم هوای دو رکعت نماز بالا سر . . التماس دعا . . شاعر جوان و عاشق: سید حمید رضا برقعی ( 27 آبان در پژوهشکده فرهنگ و هنر جهاد دانشگاهی) |
|||
|
|
۲۲:۳۹, ۱/دی/۹۲
شماره ارسال: #690
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
گاهی مکان مقدس است و گاهی زمان و گاهی هر دو... زمان مقدس را به همه میدهند... و مکان مقدس را به برخی ها... اما زمان و مکان مقدس را به "بعضی ها" میدهند... نمیگم خوب ها... نمیگم اهل دلها... اما شاید به کسانی دادن که یه جایی به خاطر حسین(علیه السلام) گذشتند... ![]() "اصلا حسین (علیه السلام) جنس غمش فرق میکند... این راه عشق پیچ و خمش فرق میکند... |
|||
|
|
|
|
|
| 2 میهمان |





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: 2252.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/2252.jpg)




![[تصویر: moharram_bidari-andishe_Sign_2.jpg]](http://sobol110.persiangig.com/image/moharram_bidari-andishe_Sign_2.jpg)





![[تصویر: 67289322250272848467.jpg]](http://www.shiaupload.ir/images/67289322250272848467.jpg)