|
درد دلی با کربلا
|
|
۹:۴۶, ۱۵/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() سلام دوستان عزیز... به نظرم خیلی خوب میشه که بتونیم راحت حرفهامون رو با سید الشهدا (علیه السلام) بزنیم... درد دل کنیم و اشک بریزیم... هر کسی میتونه هر چی توو دلشه، در قالب شعر، متن ادبی، دلنوشته، پیامک و ... اینجا بنویسه و همه استفاده کنن. امیدوارم یه تجدید عهد و پیمانی بشه با سرور شهیدان و یارانش، تا روح شهادت طلبی و آزادگی رو بیشتر و بهتر در خودمون پرورش بدیم... ان شاء الله برسه روزی که یه کاربری بیاد اینجا و فریاد بزنه، که تونسته برات کربلا بگیره... الهـــی آمیــــن... (البته ناگفته نمونه این ایده رو قبلا توو چندتا سایت دیگه دیدم) بنده هم با اجازتون اولین شعرم رو می نویسم: سعی کن حرص و طمع خانه خرابت نکند غافل از واقعه روز حسابت نکند ای که دم میزنی از عشق حسین بن علی (علیه السلام) آنچنان باش که ارباب جوابت نکند برای سلامتی حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) صلوات بفرستید... ![]() |
|||
| آغاز صفحه 9 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۱۴, ۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۰ ۱۰:۱۴ توسط hesam110.)
شماره ارسال: #81
|
|||
|
|||
|
یه کربلا داری، دیونم کرده ارباب
به عشق شیش گوشه، دلم پر درده ارباب امیرم.... نبینم کربلاتو من می میرم. |
|||
|
|
۱۰:۲۹, ۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۰ ۱۰:۴۶ توسط N.Mahdavian.)
شماره ارسال: #82
|
|||
|
|||
|
به نام خالق یکتا [/font] من ودل کندن از دلبر محاله دلم با دلبرم درشور وحاله با اين اقا به اين خوبي ندونم کي گفته کربلا رفتن خياله دمادم اين دعا ورد زبانم ببينم کربلا را تا جوانم درون سينه اسايش ندارم نيستان را به اتش ميکشانم ببين اشفته گشته وضع وحالم دگر بشکسته حالم چون ننالم زبس فکر ديدارتوهستم حريم توشده فکروخيالم دل من بي قرار کربلاته همه ميگن بهشت ايوون طلاته ديگه اين جوري عادت کردم اقا ديگه کربلا تو روضه هاته کرامت ميکني بايک اشاره رخ تو اسمون چشمات ستاره واسه لطف نگاه مهربونت غريب واشنا فرقي نداره [font=Arial]
|
|||
|
|
۲۱:۰۴, ۹/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۰ ۲۱:۰۴ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #83
|
|||
|
|||
|
mall">السلام علیك یا ابا عبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائك. علیكم منی سلام اله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار و لا جعله اله اخر العهد منی لزیارتكم.
mall"> السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین جمیعا و رحمه الله و بركاته. ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|||
|
|
۱۵:۳۰, ۱۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۰ ۱۶:۲۸ توسط مجنون الحسین.)
شماره ارسال: #84
|
|||
|
|||
(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۴:۴۰)seyed reza نوشته است: جاداره که بگم آقام منت سرم گذاشتندو این بنده رو سیاه رو چند بار طلبیدن. سریهای اول که مشرف شدم با اینکه تو حرم حال خوبی داشتم اما نمی تونستم برم زیارت قتلگاه.تعجب میکردم که چطور زائرها عادی میرن کنار ضریح مربوط به قتلگاه و سلام میدن و چندتا ماچ میکنن رد میشن!!!! با خودم میگفتم جائی که سر اربابمو جدا کردند(لعنه الله علی اعدائهم اجمعین) یا نباید بری یا وقتی رفتی باید حق اون مکان رو به جا بیاری...دوستانی که تو یکی دوسال اخیر مشرف شدند میدونن که برای خانمها قسمت قتلگاه یک ضریح و زیارتگاه کوچک قرار دادندکه توی صحن اصلی و محل رفت و آمده. سفر آخرم هم زیارت قتلگاه نرفتم...تا اینکه روزی داشتم سلام میدادم و از حرم میومدم بیرون...اما انگار نیرویی منو کشید سمت قتلگاه...از دور نگاهی کردم دیدم خیلی خلوته و اثری از ایرانیها نیست(ساعت صبحانه هتلها بودو همه رفته بودند) جای همتون خالی...رفتم نشستم پای ضریح اون قسمت...چادر رو کشیدم رو سرم...برای لحظه هایی شدم زینب!!! (ارواحکم فی الارواح و انفسکم فی النفوس) احساس میکردم الان زینبم و اومدم بدن برادرم رو از زیر نیزه ها و ثم اسبها بیارم بیرون!!! احساس میکردم رقیه هستم و اومدم کنار بدن بی سر بابام!!! سرم رو گذاشته بودم رو ضریح و ضجه میزدم ... جوری شد که به لطف خدا تو اون لحظه ها قتلگاه از غربت در اومده بود...همه جمع شده بودند و گریه می کردند... نمیدونم چقدر زمان گذشت و ... خدا یا ما رو از شیعیان حقیقی و منتقمین خون حسین (علیه السلام) قرار بده بحق مادرمون زهرا سلام الله علیها |
|||
|
|
۲۳:۰۸, ۱۱/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۰ ۲۳:۱۱ توسط علیرضا110.)
شماره ارسال: #85
|
|||
|
|||
|
حسین یعنی زیبایی، مگر می شود با زیبایی همراه و همسایه بود و زیبا نشد ...
با آب طلا نام حسین قاب کنید با نام حسین یادی از آب کنید خواهید که سربلند و جاوید شوید تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید |
|||
|
|
۱۴:۰۵, ۱۲/مهر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/شهریور/۹۲ ۱۰:۰۱ توسط حسن عزتي.)
شماره ارسال: #86
|
|||
|
|||
|
دلی در خون نشسته دوست داری؟ بگو قلبی شکسته دوست داری؟ تورا ای عشق ! بی سر دوست دارم مرا با دست بسته دوست داری؟ نه تنها تیر و تیغ و سنگ بوده سر پیراهن تو جنگ بوده ولی شرمنده زینب دیر فهمید که انگشتر به دستت تنگ بوده |
|||
|
|
۱۵:۰۳, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #87
|
|||
|
|||
|
یکی نیست بیاد اینجا بگه من دارم میرم کربلااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟
بخدا خیلی دلم تنگ شد. |
|||
|
|
۱۵:۱۹, ۱۲/مهر/۹۰
شماره ارسال: #88
|
|||
|
|||
(۱۲/مهر/۹۰ ۱۵:۰۳)منتقم زهرا نوشته است: یکی نیست بیاد اینجا بگه من دارم میرم کربلااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟بذار حاجی بره من حج نمیخوام به غیر از کربلا جایی نمیام که قربونی حج تشنه نمیشه ولی من تشنه روتم همیشه اللهم الرزقنا کربلا عزیز دل شما دعا کنید قسمت یکی از بچه های تالار بشه به روی چشم میاد تو همین تاپیک اعلام میکنه پروازشو . آمین
|
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۱۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #89
|
|||
|
|||
|
درد دلی با کربلا از زبان شهدا
*شهيد سيد مرتضي آويني ----------------------------- بسيجي، عاشق كربلاست و كربلا را تو مپندار كه شهري است در ميان شهرها و نامي است در ميان نامها. نه! كربلا، حرم حق است و هيچ كس را جز ياران امام حسين (علیه السلام) راهي به سوي حقيقت نيست. ما سرگردانهاي مدار نفس را چه ميرسد كه از ستارگان كهكشان حسين (علیه السلام) سخن بگوييم؟ ما را چه ميرسد كه از ساكنان حريم قدس و شاهدان محفل قدس سخن بگوييم. *شهيد محمد رستگاري -------------------------- «اينك ما ميگوييم حسين جان! اگر در فضاي داغ و خونين، كسي به فريادت نرسيد و نداي تو را لبيك نگفت، ما پيروانت در فضاي گرم و خونين ايران زمين، دست مردانگي مشت كرده به نداي غريبي و تنهاييات لبيك ميگوييم» *شهيد زينالعابدين عابدنيا ---------------------------- «اي حسين! اكنون شهيدان بر ما شاهدند و تو اي سيد شهيدان! قافله سالار اين كاروان هستي، راه عشق نما و به اين كاروان متصل فرما، اي بزرگ آموزگار شهادت و اي سوخته شعلههاي سركش عشق به تو اقتدا كردم؛ تو شاهد باش كه همچون ياران تو به ياريات برخاستم و نداي با صلابت «هل من ناصر ينصرني» تو را لبيك گفتم» *شهيد عبدالحسين رضايي ----------------------------- «ما وارثان خون حسين (علیه السلام) هستيم و ما را در مبارزه كردن با كفار، هيچ ترس و واهمهاي نيست». *شهيد محمد دوست محمدي -------------------------------- «حسين جان! اي معني انسانيت در زمين و زمان، اي كه به ما درس دادي؛ درس خوب زيستن و خوب مردن. اي نور! اي روشني! اي چراغ فروزان بر مناره تاريخ در همه عصرها و همه نسلها، امت تو و شاگردان مكتب تو از نزديك به تو لبيك ميگويند؛ مگر نه اين است كه تو با حركت كمالي خود، درس انسان بودن و انسان زيستن و انسان مُردن آموختي؟» *شهيد محمدرضا پورقديري ----------------------------- «برادران! بدانيد كه زندگي و شهادت پرافتخار امام حسين (علیه السلام) سر مشقي بود براي تمام جهانيان و نيك انديشان و ما ميكوشيم تا حيات و مرگ خويش را بر اساس ايده آن حضرت قرار دهيم». *شهيد سليمان عبدي ------------------------ «درود بر عاشقان زيارت كربلاي تو يا حسين كه عاشقانه در راه تو جان ميسپارند و به عشق اينكه بر خاك زير پايت بوسه زنند، جان خود را براي زيارت تو و معبودشان هديه ميكنند». *شهيد عليرضا زارع ---------------------- «من رفتم به آن راهي كه براي رسيدن به آن، مشقّات زيادي كشيدم. من رفتم به آن راهي كه آرزويش را داشتم. من ميروم كه دنباله رو خط سرخ ابا عبداللّه الحسين (علیه السلام) باشم» *شهيد مجتبي طيراني ------------------------- «يا حسين! يا حسين! يا حسين! آن قدر فرياد «هل من ناصر ينصرني»ات نافذ بود و آنچنان تنهاييات در آن تفتيده دشت برهوت، دلمان را به آتش كشيد كه اكنون در لبيك به تو ، همه سختيها را با لذت ايثار بر دوش خواهيم كشيد». |
|||
|
|
۱۸:۰۷, ۱۳/مهر/۹۰
شماره ارسال: #90
|
|||
|
|||
![]() هركه رادرغم تواشك زلالش ندهند به شب قدرقسم قدروجلالش ندهند روزي ماست همين اشك عزاي توحسين هركسي راكه چنين رزق حلالش ندهند چه نصيبي بردازشادي فرداي حساب هردلي راكه به سوك توملالش ندهند تاخداوندنخواهد،بخداهركس را به عزاداري تواذن ومجالش ندهند بي نگاه كرم تو، دل هرعاشق را گريه وناله وسوزغم وحالش ندهند سائلي را كه تو.ئي واسطه بردرگه دوست حاش لله كه جوابي به سؤالش ندهند نشود تاكه دلي شيفته كرب وبلا درهواي حرم توپروبالش ندهند |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 202.png]](http://paradise-110.persiangig.com/image/202.png)
![[تصویر: 2252.jpg]](http://paradise-110.persiangig.com/image/2252.jpg)





![[تصویر: h19.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138088167/h19.jpg)
![[تصویر: h1.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138081612/h1.jpg)
![[تصویر: h2.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138081933/h2.jpg)
![[تصویر: h3.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138082254/h3.jpg)
![[تصویر: h4.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138082575/h4.jpg)
![[تصویر: h5.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138082682/h5.jpg)
![[تصویر: h6.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138082903/h6.jpg)
![[تصویر: h7.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138083438/h7.jpg)
![[تصویر: h8.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138083652/h8.jpg)
![[تصویر: h9.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138083759/h9.jpg)
![[تصویر: h10.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138083866/h10.jpg)
![[تصویر: h11.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138084408/h11.jpg)
![[تصویر: h12.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138084836/h12.jpg)
![[تصویر: h13.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138085585/h13.jpg)
![[تصویر: h14.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138085913/h14.jpg)
![[تصویر: h15.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138086234/h15.jpg)
![[تصویر: h16.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138086662/h16.jpg)
![[تصویر: h17.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138087090/h17.jpg)
![[تصویر: h18.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138087204/h18.jpg)
![[تصویر: h20.jpg]](http://s2.picofile.com/file/7138087418/h20.jpg)




![[تصویر: fffffffffffff.jpg]](http://www.najafzadeh.ir/weblog/fffffffffffff.jpg)