|
چگونگی حضور قلب در نماز
|
|
۷:۵۹, ۲۹/دی/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() سلام
بزرگان ما براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، راه های متعددی همچون: تحصیل معرفت والا به خدا و دنیا، عدم توجه به کارهاى پراکنده و مختلف ، انتخاب محل و مکان خاص برای نماز و سایر عبادات ، پرهیز از گناه، آشنایی به معنی نماز و فلسفه افعال و اذکار آن ، انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص و مراقبت و تمرین حضور قلب را بیان نموده اند.
حضور قلب در نماز امر بسیار مهمی است که شخص باید با تلاش و زحمت به دنبال رسیدن به آن در نماز باشد کسی که بیشتر ساعات عمر خود را در بیهوده کارى و لهو و لعب می گذراند نمی تواند در نماز حضور قلب پیدا کند زیرا به هر آنچه انسان مشغول باشد، قوه مخیّله (که کارش صورت سازى است) در نماز همان عمل را در نظرش جلوه می دهد و هر چه بخواهد حواس خود را جمع کند فورى موهومات و خیالات به سراغ او می آید و حواسش را متفرّق می گرداند اما کسى که در همه وقت همه اعمال وافکارش بر طبق عقل و شرع انجام شود و هدفش در همه کار تحصیل رضاى حق تعالى باشد، چنین کسى بخوبى می تواند بنا بر عادت، خود را از موهومات و خیالات فاسد حفظ نماید و حضور قلب پیدا کند آن وقت است که حالت خشوع و خضوع پیدا می نماید. ( تفسیر مخزن العرفان ج9 ص9) مقصود از حضور قلب در نماز این است که هر آنچه با روح عبادت سازگار نیست، اعم از افکار مربوط به دنیای خود یا دیگران باشد را از خود دور گرداند، اما افکاری که منافات با روح عبادت نداشته باشد خدشه ای به حضور قلب نمی زند، البته این یک مسئله شخصی است و هر فردی به خوبی درک می کند چه افکاری حضور قلب او را از بین می برد و باید از آنها خودداری کند و این را هم می دانیم که که حضور قلب درجاتی دارد و انسانی که از درجات بالای حضور برخورداراست، مطلقا از غیر خدا و امور خدایی چشم می پوشد. بزرگان ما براى تحصیل خشوع و حضور قلب در نماز و سایر عبادات، اموری را بیان نموده اند که رعایت آنها می تواند مفید باشد. ( تفسیر نمونه ج 14ص205-206) 1ـ بدست آوردن آن چنان معرفتى که دنیا را در نظر انسان کوچک و خدا را در نظر انسان بزرگ کند، تا هیچ کار دنیوى نتواند به هنگام راز و نیاز با معبود نظر او را به خود جلب و از خدا منصرف سازد. یعنی نماز گزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الهی هدفمند است، و از افعال الهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُونی هذا صراط مُسْتَقیم] یعنی اطاعت از همه دستورات و قوانین الهی که مهم ترین و بارز ترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد. اگر کسی فلسفه عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است. 2ـ توجه به کارهاى پراکنده و مختلف، معمولا مانع تمرکز حواس است. و هر قدر انسان، توفیق پیدا کند که مشغلههاى مشوش و پراکنده را کم کند به حضور قلب در عبادات خود کمک کرده است. 3ـ انتخاب محل و مکان نماز و سایر عبادات نیز در این امر، اثر دارد، به همین دلیل، نماز خواندن در برابر اشیاء و چیزهایى که ذهن انسان را به خود مشغول مىدارد مکروه است، و همچنین در برابر درهای باز و محل عبور و مرور مردم، در مقابل آئینه و عکس و مانند اینها، به همین دلیل معابد مسلمین هر قدر سادهتر و خالى از زرق و برق و تشریفات باشد بهتر است چرا که به حضور قلب کمک مىکند. 4ـ پرهیز از گناه نیز عامل مۆثرى است، زیرا گناه قلب را از خدا دور مىسازد، و از حضور قلب مىکاهد. بایداز اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء» امام صادق (علیه السلام) مىفرماید: پدرم امام باقر (علیه السلام) مىفرمود: هیچ چیز براى قلب زیانبارتر از گناه نیست، چه آنکه قلب با گناه مىآمیزد و با آن گلاویز مىشود تا بالاخره گناه بر قلب چیره شده و آن را وارونه مىسازد. ( الکافی ج : 2 ص : 268 ) یعنى قلب به حساب طبع اولى، ملکوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهرهاش وارونه گشته، ناسوتى و شیطانى مىشود. امام صادق (علیه السلام) مىفرماید:گناه انسان را از نماز شب محروم می سازد ( لذّت مناجات با خدا را از او سلب مىکند) همانا تأثیر گناه از کارد برنده سریعتر است. ( الکافی ج : 2 ص : 272) 5ـ آشنایی به معنی نماز و فلسفه افعال و اذکار آن، عامل مۆثر دیگرى است. 6ـ انجام مستحبات نماز و آداب مخصوص آن چه در مقدمات و چه در اصل نماز نیز کمک مۆثرى به این امر مىکند. 7ـ از همه اینها گذشته، این کار مانند هر کار دیگر نیاز به مراقبت و تمرین و استمرار و پىگیرى دارد، بسیار مىشود که در آغاز انسان در تمام نماز یک لحظه کوتاه قدرت تمرکز فکر پیدا مىکند، اما با ادامه این کار و پىگیرى و تداوم آن چنان قدرت نفس پیدا مىکند که مىتواند به هنگام نماز دریچههاى فکر خود را بر غیر معبود، مطلقا ببندد. |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۴:۵۸, ۱/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱/اسفند/۹۳ ۱۵:۰۱ توسط نورالسادات.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
من هم یاداین خاطره از حجت الاسلام غرويان افتادم که در جلسه ای تعریف میکردند که:
از محضر آيت الله بهجت سوال شد، حاج آقا، عمرمان گذشت و دارد مي گذرد، هنوز لذتي از عبادت و به خصوص نمازمان احساس نكرديم، چه بايد بكنيم كه ما نيز اقلاً از آنچه را كه ائمه و پيشوايان معصوم (عليهم السلام) فرموده اند، بچشيم؟ چه كنيم در نماز حضور قلب داشته باشيم؟ آيت الله بهجت در حالي كه سرش را تكان مي داد فرمود: آقا، عامّ البلوي است، اخوُك، مِثْلُك اين دردي است كه همه گرفتاريم. عرض شد: آقا به هر حال مراتبي دارد، و مسأله نسبي است بعضي همچون شما مراتب عالي داريد و ماها هيچي؟ ماها چه بايد بكنيم؟ باز فرمود: شايد من مرتبه شما را تمنّا كنم. بعد از اصرار ما فرمودند: اين احساس لذّت يك سري مقدمات خارج از نماز است. يك سري مقدمات در خود نماز و آن اين است كه:انسان گناه نكند، قلب را سياه و دل را تيره نكند، معصيّت روح را مكدّر و نورانيت دل را مي برد. بايد روغن چراغ را زياد كنيم (معرفت پيدا كنيم) ايمان قلبي و باطني را تقويت كنيم. وقتي وارد نماز مي شويد هنگام خواندن حمد و سوره به معناي آن توجه كنيم تا ارتباط حفظ شود. بايد در طول 24 ساعت حواس خود را كنترل كنيم در طول روز گوش، چشم و ... را كنترل كنيم. از اوّل نماز، توسل حقيقي به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پيدا كني. |
|||
|
|
۷:۱۹, ۲/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نظر ایت الله جواد املی گاهی انسان بر طبق شریعت نماز میخواند، یعنی واجبات و مستحبات وضو و نماز را رعایت میکند، ولی حضور قلب ندارد این نماز گرچه از نظر فقهی باطل نیست، لیکن از نظر اخلاقی و کلامی نمازی بی اثر است تامین حضور قلب در نماز، بسیار مشکل است. با این که هر نماز چند دقیقه بیشتر طول نمیکشد، این هنر در نمازگزار نیست که موقع نماز خود را ضبط کند. اگر انسان همان چند دقیقه خود را ضبط کند و بداند با چه کسی سخن میگوید، بقیه امور او تامین است، اما چون در همان چند دقیقه قدرت حضور و ضبط ندارد، سایر امور او هم ناکام است.» وقتی در هنگام تلاوت قرآن کریم به این آیه میرسیم: «فویل للمصلین *الذین هم عن صلاتهم ساهون»؛ وای بر نمازگزارانی که از نمازشان غافل هستند. ترس از این که مبادا ما هم جزو نمازگزاران این چنینی باشیم وحشتی وصف ناشدنی بر قلبمان میریزد |
|||
|
|
۱۲:۲۳, ۳/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم هشت پرچم برای حضور قلب در نماز آیتالله وحید خراسانی توصیههایی برای جلوگیری از حواس پرتی در نماز دارند که عمل به آن توجّهمان به خدای تعالی را در نماز بیشتر میکند. نماز، پرستش و اظهاربندگی به درگاه پروردگار یگانه است. اگر هنگام خواندن نماز، حضور قلب ندارید و یا حواستان متوجه جای دیگری می شود، پاسخ و توصیه آیت الله وحید خراسانی به این سوال که چه کنیم تا در نماز حواسمان پرت نشده و توجّهمان به خدای تعالی باشد را بخوانید.بعضی از اموری که برای حضور قلب در نماز سفارش شده است عبارتند از:اول: وضو را باتوجه و حضور قلب انجام دهد از امام رضا(علیه السلام) روایت شده که وضو موجب طهارت و تزکیهی دل است (وسائل الشیعه 1/367 ابواب وضو باب1 حدیث 9)دوم: در عظمت نماز و در روایاتی که دربارهی نماز وارد شده تأمّل نماید.سوم: مانند کسی نماز بخواند که گویا با نماز وداع میکند و دیگر فرصت نماز خواندن را نخواهد یافت (مجالس صدوق و ثواب الاعمال عن ابن ابییعفور قال «قال ابوعبدالله الصادق7 اذا صلّیت صلاة فریضة فصلّها لوقتها صلاة مودّع یخاف ان لا یعود الیها ابدا»)چهارم: وقتی روبه قبله مینماید سعی کند که دنیا و مافیها و خلق و آنچه به آن مشغولند را فراموش نماید و قلب خود را از آنها تهی نماید.پنجم: به معانی نماز توجه نموده و نماز را با تأنّی و آرامش بخواندششم: اینکه بداند از آن هنگام که وارد نماز میشود، تا آن لحظه ای که از نماز خارج می شود، خدای تعالی به او رو کرده و نظر مینماید، و ملکی بالای سر او ایستاده و میگوید: ای نمازگزار اگر میدانستی چه کسی به تو نظر مینماید و با چه کسی مناجات میکنی هرگز از او رو بر نمیگرداندی و ابداً از جای خود بر نمیخواستی (کافی عن ابیجعفر7 قال: «قال رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اذا قام العبد المؤمن فی صلاته نظر الله عزوجل الیه (اقبل الله الیه) حتی ینصرف ... و وکّل الله به ملکاً قائماً علی رأسه یقول له ایها المصلی لو تعلم من ینظر الیک و من تناجی ما التفتّ و لازلت من موضعک ابداً» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)هفتم: اینکه بداند که در حال نماز از بالای سرش تا کرانهی آسمان، رحمت خدا براو سایه انداخته و ملائکه الهی از اطراف او تا افق سماء او را در بر گرفتهاند. (عنه (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) ... و اظّلته الرحمة من فوق رأسه الی افق السماء و الملائکة تحفّه من حوله الی افق السماء...» وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب 8 حدیث 5 از کافی)هشتم: آنچه در نماز مکروه است به جا نیاورید و به آنچه فضیلت نماز را می افزاید اهتمام نمائید مثل انگشتر عقیق به دست نمودن و لباس پاکیزه پوشیدن و خود را خوشبو نمودن و شانه و مسواک زدن. |
|||
|
|
۱۰:۴۲, ۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نماز منافق ظاهر ساز دارای چنین وصفی است . در روز قیامت به او گفته می شود : آفریده ی خود را زنده کن و او قادر بر این کار نیست حق تعالی عبادات را صرفا برای اقامه ی صورت ظاهرشان تشریع نکرده بلکه آنها را بخاطر محتوا و مدلولشان قرار داده تا انسان ها به معرفت حق نایل آیند . |
|||
|
|
۱۵:۱۸, ۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
حق نماز در کتاب رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) آمده است که :حق نماز این است که بدانی آن فرستاده توست به سوی خداوند متعال است و تو در آن هنگام در مقابل خداوند متعال ایستاده ای، پس حال که این را دانستی خود را در مقام بنده ای خوار، کم مایه، علاقه مند، بیمناک، امیدوار، ترسان،بیچاره و زاری کننده، که در برابر بزرگواری با آرامش و وقار ایستاده است، قرار بده و با قلب خود ، به او روی آور و آن را با حدود و حقوقش به پادار.1) ابتدا باید خود را در مقابل خدا تصور کنیم. 2) خود را کوچک و علاقه مند و زاری کننده و نیازمند تصور کنیم. 3) بدانیم که خداوند منبع آرامش و بزرگی است.4) با ضوابط و آدابش آن را اقامه کنیم. |
|||
|
|
۱۰:۱۰, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم حضور قلب در کلام شیخ بهایی سزاوار... است که نمازگزار معانی اذکار و آنچه در نماز می خواند و نیز معانی ادعیه و تعقیبات آن را ملاحظه کند... باید در حین قرائت اذکار، با حضور قلب باشی؛ یعنی همگی دل و جان را متوجه درگاه الهی سازی تا خدای تعالی نیز به جانب تو توجه کند... و باید که ایستادن تو در نماز، به وقار و خضوع بوده باشد... و باید که در خاطر بگذرانی که این نمازی که می گزارم، نماز وداع است؛ یعنی آخرین نماز... است که گویا بعد از آن نماز، دیگر نمازگزاردن میسر نخواهد شد... روایت کرده است رئیس المحدثین از امام به حق ناطق؛ امام جعفر صادق ـ علیه السلام ـ که آن حضرت فرموده اند: ...هر کس که دو رکعت نماز بگزارد و داند که در آن دو رکعت چه می گوید، هر آینه برخیزد، و نبوده باشد میانه او و میانه حضرت عزت، گناهی مگر آن که آمرزیده شده باشد. |
|||
|
|
۱۰:۲۱, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم حضور قلب در کلام سید عبدالله شبر
افعال نماز به منزله ظرفی است که حقیقت و هدف نماز در آن جای گرفته است. بنابراین به جا آوردن نماز در حال غفلت از هدف آن، ظرفی را ماند که بی محتواست و همان طور که انسان به ظرف خالی توجه ندارد، خدا را به نمازی که در آن توجه و حضور قلب نباشد، عنایتی نیست. |
|||
|
|
۹:۳۸, ۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم حضور قلب در کلام مولا مهدی نراقی
بی گمان سخنی که از روی غفلت سر زند، مناجات نیست... کسی که با دل غافل می گوید: «اهدنا الصراط المستقیم»، خواستار چیست؟ مقصود از قرائت و اذکار، همانا ثنا و حمد و تضرع و دعاست، و مخاطب، خدای تعالی است. پس هر گاه دل بنده با پرده غفلت پوشیده باشد و... از مخاطب خود غافل باشد و زبان خویش به حکم عادت بجنباند، چه قدر از مقصود دور است... این حکم قرائت و ذکر است... اما مقصود از رکوع و سجود، جز تعظیم و بزرگ داشت پروردگار نیست و تعظیم الهی چه گونه با غفلت جمع نمی شود؟ و عمل چون از تعظیم بیرون رود، چه می ماند به جز خم کردن پشت و و جنبانیدن سر...؟ چون حضور قلب و خشوع و خشیت، مقصود کلی از نماز است، آیات و اخبار بسیاری در ترغیب بر آنها و در فضیلت و ستایش اهل آنها و مذمت غفلت و دل مشغولی در امور دنیا و وسوسه های باطل در حال نماز رسیده است و نیز اخبار و احادیث دلالت دارد که انبیا و اوصیا و بزرگان اولیا به هنگام اشتغال در نماز در نهایت توجه و خشوع و خوف بودند... بهره هر کس از نماز خویش به اندازه خوف و خشوع و تعظیم اوست؛ زیرا نظرگاه خداوند، دلهاست نه ظاهر حرکات... اگر گفته شود: آن چه از اخبار... استفاده می شود، این است که نماز شخص غافل پذیرفته نیست مگر به اندازه ای که حضور قلب داشته باشد، و حال آن که فقها حضور قلب را شرط صحت نماز نمی دانند مگر در نیت و تکبیرة الاحرام، پس این دو مطلب چه گونه سازگارند؟ می گوییم: فرق است میان قبول عبادت با کفایت کردن در انجام تکلیف؛ زیرا مراد از قبولی در عبادت، نزدیکی و قرب بنده است به خدا و حصول ثواب آخرت، و... آن چه کفایت می کند، این است که بنده تکلیف را به جا آورد؛ اگر چه ثوابی بر آن مترتب نشود و او را به خدا نزدیک نکند... . بدان که برای معانی باطنی نماز، شرایط و اسبابی است که [آن معانی] بدون آن ها حاصل و متحقق نمی شود. [شرایط مزبور عبارت است از] : 1 ـ حضور قلب...؛ 2 ـ فهم معانی آنچه [که نمازگزار] می گوید...؛ 3 ـ تعظیم...؛ 4 ـ هیبت و ترس...؛ 5 ـ امید و رجا...؛ 6 ـ حیا. سبب آن دانستن تقصیر و کوتاهی است در عبادت و علم آدمی به عجز از ادای حق بزرگ خداوند؛ و آنچه این علم و آگاهی را تقویت می کند، معرفت به عیب های نفس و آفت های آن و شناخت کمی اخلاص و پلیدی باطن و میل به بهره های زودگذر دنیوی در همه کارهاست و نیز علم به آن چه مقتضی جلال و عظمت الهی است و این که او بر پنهانی ها و رازها و خیالات دل ـ هر چند دقیق و نهان باشد ـ مطلع است. |
|||
|
|
۱۰:۲۷, ۱۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم ![]() نماز با حضو ر قلبم آرزوست ! |
|||
|
|
۱۰:۳۰, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
حضور قلب در کلام سید بن طاووس شایسته است هنگامی که الله اکبر می گویی... در فکر فهم معنای این سخن باشی و بدانی که مشغول عبادت هستی، نه صرف تلفظ با حال غفلت و بر طبق عادت، و نیز باید در گفتن آن صادق باشی... یعنی این که خداوند... در دل و در نزد عقلت به اندازه ای که خدا از شناخت ذات و صفات کاملش بر تو عنایت فرمود، بزرگ و عظیم باشد... و مرادت از الله اکبر گفتن، تنها عبادت او باشد از آن لحاظ که او زیبنده و سزاوار عبادت است و... وقتی الله اکبر می گویی، باطنت با ظاهرت سازگار باشد؛ یعنی چیزی بزرگ تر از خداوند... در قلب و عقل و نفس و نیت تو وجود نداشته و هیچ چیز نزد تو عزیزتر از او نبوده، و هیچ چیز در آن حال تو را مشغول نسازد، و آن را با حضور قلب ادا کنی... از امام صادق ـ علیه السلام ـ روایت شده که فرمود: هنگامی که وقت نماز می رسید، بدن علی بن الحسین ـ علیه السلام ـ به لرزه می افتاد و رنگش زرد می شد و مانند شاخه خشک درخت خرما می لرزید... بر همگی ما واجب است برای هیبت و احترامی که خداوند... ذاتا مستحق آن است، همواره از او بیم و هراس داشته باشیم. ولی غفلت، ما را به جایی رسانده که از او بیم نداریم... و البته این به سبب نادانی ما نسبت به مقام معبود می باشد... اگر نمازگزار در حال قیام برای انجام نماز، مانند کسی است که نماز را بر خود سنگین می داند، لازم است... با خود بیندیشد که اگر...، شخص مورد احترام و علاقه اش به نزدش می آمد، چگونه برای احترام او برمی خاست و بدون احساس تنبلی و سنگینی به او توجه و اقبال می کرد. پس در این صورت ـ که در نماز از او روگردان است ـ باید بداند که خداوند جل جلاله محققا در نزد او از بنده ای از بندگانش پست تر است و چه خطر و زیان هولناکی از این بدتر... نمازگزار باید هنگام تکلم با مولایش ـ که همواره ناظر اوست ـ مقام والای او و حضور در محضرش را به یاد آورده و سخن گفتن با او را برای خود مایه شرافت دانسته و از آن احساس لذت کند و لذا باید در برابر او مؤدب باشد. و آنگاه اذکار نماز را ـ که کلام مقدس خداوند است ـ به نیابت از او تلاوت کند. و نیز توجه داشته باشد به این که خداوند... به او روی آورده و توجه کرده و کلام پاکش را از زبان او می شنود... شایسته است که بنده وقتی تکبیر رکوع را می گوید، با حالت ذلت و خاک ساری و خضوع، رکوع کرده و حضور قلب داشته و نیتش این باشد که در رکوع خداوندی را که مالک دنیا و آخرت اوست، عبادت می کند. در نتیجه در حالت ذلت بندگی، با جلال کامل الهی رو به رو می شود... پس مبادا عضوی از اعضای تو خضوع و خشوع نداشته و تسلیم خداوند عز و جل جلاله نباشی... و پیش از ادای کامل انواع خاک ساری...برای مولای خود، در برداشتن سر از رکوع شتاب ننماید... علی ـ علیه السلام ـ به اندازه ای رکوع می کند که عرق او جاری می شد؛ به حدی که... عرق بر گام هایش می ریخت... از جمله آداب بنده در سجده کردن این است که حضور قلب و خاک ساری اش برای معبود، افزون بر رکوع باشد... باید [بنده] متوجه باشد که او جل و جلاله چنان عظمت و جلالی دارد که گفتار هیچ کس بدان احاطه نمی کند... و... بنده به ناتوانی و ناداری و گناهان متصف است که او را در ذلت و فرومایگی قرار داده است... اگر در سجده ات احساس آرامش و شادمانی ای را که دوست هنگام ملاقات و نزدیک شدن به محبوبش دارد احساس می کنی، خوشا به حالت و گر نه سجده ات نکوهیده و فاسد و قلبت بیمار و دردمند است... قرآن کریم سجده را از نشانه های مهم تقرب و نزدیکی به خداوند... قرار داده است. |
|||
|
|
|
|
|
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حضور قلب در نماز و اسرار نماز از دیدگاه عرفا و بزرگان (کاربردی) | akhevi | 34 | 27,659 |
۱۰/شهریور/۹۲ ۱۴:۵۷ آخرین ارسال: عبدالرحیم |
|





![[تصویر: namaz33.jpg]](http://s5.picofile.com/file/8113029642/namaz33.jpg)




![[تصویر: 1530.jpg]](http://www.andisheh-online.ir/images/matlab/1530.jpg)