کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چگونه میتوان به خود قرآن رجوع کرد؟؟؟ مهم
۱۴:۰۶, ۴/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/بهمن/۹۳ ۱۴:۰۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم خب دیدیم که مقام معظم رهبری به عنوان یک روشنگری که در کانون هدایت و رهبری فکری و عملی مسلمین جهان هستند، دایره شمول مخاطبین را به کلیه جوانان مغرب زمین گسترش دادند و در پیامی مهم مواردی را خواستند که حقیقتا حیاتی و موثر است.


در قسمت دوم پیامشان اینگونه فرمودند که:
((خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیش‌داوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء می‌کند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن می‌گریزانند و می‌ترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمی‌کنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه می‌گویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید.با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شویدمن در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟))

حال سوال این است، چگونه میتوان به خود قرآن مستقیما رجوع کرد؟ ابعاد شکل گیری رجوع مستقیم به قران چیست؟ آیات متشابه در این فرمایش چه می شوند؟ رجوع به تفاسیر در کدام زاویه مورد بررسی قرار میگیرد؟ و سوالات دیگر.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، آیدا ، فاطمه خانم ، محمدهادی ، انتصـار ، Agha sayyed ، میم.حسین.الف ، شیدا ، رهگذر. ، عبدالرحمن ، sarallah ، یاســین ، نورالسادات ، حسن.س. ، مصباح ، Ali#59 ، مجتبی110 ، سیمرغ ، هادی... ، رضوانه ، السا ، حضرت عشق ، Hadith ، آسمانه سجادی ، عبدالرحیم

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۶:۱۶, ۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #11
آواتار
(۵/بهمن/۹۳ ۱۴:۱۹)مصباح نوشته است:  (البته به استثنای معاندان آگاه که انگیزه های دیگه ای دارن و خود قرآن باعث ضلالتشون می شه)
این فرمایش گرانقدر رهبری عزیز مایه برکاتی است عظیم. یکی از خردترین آنها همین است که در این جا گوشه ای از کار را بگیریم، و انشالله با تحلیل هایی که جمع میگردد مثمر ثمر شویم.


یه سوال: چگونه می شود یک امر در عین حال اینکه باعث هدایت است باعث ضلالت هم گردد. مگر ذات یکسانی ندارد. مگر از ذات واحدی صادر نشده است. و مگر به مقصود واحدی دعوت نمیکند؟؟؟


حالا اگر مخاطب خود تارک هم باشد چون قران نور است باید باز هدایت کند، حال بگوییم هدایتش کمرنگ تر می شود که آن هم به خاط ظلالت ذاتی مخاطب است... ولی دیگر چرا خود می شود مضل؟

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: یاســین ، السا ، شیدا ، فاطمه خانم ، مصباح ، میم.حسین.الف ، سیمرغ
۱۷:۰۸, ۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #12
آواتار
وقتی یه انسان در برابر حقیقتی قرار میگیره به اندازه اون حقیقت اگه خشیت داشته باشه رشد میکنه و اگه عناد داشته باشه سقوط میکنه
به نظرم هر چی حقیقت بزرگتر باشه این صعود و سقوط هم بیشتر میشه.
و حقیقتی بزرگتر از قران و معصومین نداریم.
به عبارت دیگه اون کس که مکذب این حقایق متعالی بشه معلومه که خیلی اوضاعش خرابه.
نمیدونم منظورمو رسوندم یا نه.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیدا ، فاطمه خانم ، سید ابراهیم ، مصباح ، آسمانه سجادی ، میم.حسین.الف ، سیمرغ ، السا ، عبدالرحیم ، Eve
۲۰:۴۳, ۵/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/بهمن/۹۳ ۲۰:۴۶ توسط آسمانه سجادی.)
شماره ارسال: #13

تا حالا دقت کردین قرآن چطوری مخاطب و جذب می کنه!




سارا بوکر، هنر پیشه، مدل و مانکن تازه مسلمان آمریکایی


یازده سپتامبر ۲۰۰۱، زمانی که من شاهد رگبار پی در پی اسلام، ارزشها و فرهنگ اسلامی، و اعلام شرم آور "جنگ صلیبی جدید" بودم، توجه ام به چیزی بنام اسلام آغاز شد. تا آن زمان، تمام چیزهائی که برای من با اسلام تداعی می گردید عبارت بودند از: زنان پوشیده در "چادر"، کتک زنندگان زنان (همسران)، حرام ها، و یک دنیا ترور و وحشت.

یک روز من با قرآن، کتابی که در غرب بطور منفی کلیشه ای معرفی شده است برخورد کردم. در ابتدا سبک و نحوه برخورد قرآن مرا تحت تاثیر قرار داد، و سپس نگاه آن به هستی، زندگی، آفرینش، و ارتباط میان خالق و مخلوق مرا به شگفتی آورد. من قرآن را خطابه ای مملو از بصیرت و بینش برای قلب و روح، بدون نیاز به هیچ مترجم (مفسر) و کشیشی یافتم.

سال 88 بود که خبر مسلمان شدن دکتر "میلر" بزرگ‌ترین مبلّغ دین مسیحیت در کانادا رسانه‌های غربی و کلیساها را در بهت فرو برد.

او می‌گوید: در یکی از روزها قرآن را برداشتم و شروع کردم به خواندن آن. با توجه به گذشت بیش از 14 قرن از نزول آن پیش‌بینی می‌کردم، بتوانم به راحتی اشتباهات زیادی در آن پیدا کنم و آن را به رخ مسلمانان بکشم. تصور می‌کردم مطالبی در مورد زندگی اعراب بادیه نشین در این کتاب نوشته شده باشد اما در نهایت پس از ساعت‌ها مطالعه قرآن کریم، نه تنها اشتباهی در آن پیدا نکردم، بلکه چیزهای بسیار زیادی نیز در آن یافتم. آیه‌ای که مرا خیلی به فکر فرو برد آیه 82 سوره نساء بود که می‌فرماید: آیا به قرآن فکر نمی‌کنند، اگر از خداوند نبود در آن اشتباهات زیادی می‌یافتند.


"جوسی‌هاوکینز" معروف به "لون" که جزو 10 خواننده برتر امریکا بود، مسلمان شد و نام "امیر" را برای خود برگزید.

او از خوانندگی دست کشید و در حال حاضر، قرآن می‌آموزد. او می‌گوید: "از روزی که مسلمان شده‌ام، احساس آرامش روحی عجیبی دارم و این احساس در همسر و دو پسر و مادر هشتاد ساله و دیگر آشنایانم که مسلمان شده‌اند و هر روز بر تعدادشان افزوده می‌شود به خوبی قابل مشاهده است."

سرهنگ "ریچارد فیرلی"، مسؤول انجمن افسران پلیس بریتانیا، مدیر مبارزه با تروریسم انگلیس و فارغ‌التحصیل رشته زمین شناسی پس از سال‏ها زندگی در یک خانواده مسیحی با یک آیه قرآن مسلمان شد. او می‌گوید: آیه 7 سوره نبأ که می‌فرماید: "و کوه‌ها را ستون و نگهبان زمین قرار دادیم" مرا دگرگون کرد. سؤالی ذهن مرا به خود مشغول کرد که چگونه ممکن است کسی 1400 سال پیش به این مطالب دقیق علمی رسیده باشد؛ جز این‌که قدرتی ماوراء الطبیعه در اختیار داشته باشد.

فیرلی درباره نخستین طوافش به دور کعبه می‌گوید: "نمی‌دانم در آن لحظه چه اتفاقی برایم افتاد. ناگهان متحول شدم. انگار لحظات و زمان برایم ایستاد. دیگر خود را در آن‌جا احساس نمی‌کردم. از خود بی‌خود شده بودم. از محیطی که در آن بودم، خارج شده بودم. پس از انجام اولین طواف دور خانه خدا، احساس کردم که خیلی به خداوند نزدیک شده‌ام.

مسلمان شدن پروفسور بوکای
[تصویر: re177.jpg]
هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981 میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت،ازمصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون را برای برخی آزمایشها و تحقیقات از مصر به فرانسه منتقل کند.
جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستانشناس به همراه بهترین جراحان و کالبد شکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.
رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه به نام پروفسور موریس بوکای بود، او بر خلاف سایرین که قصد ترمیم جسد داشتند، در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب نتایج نهایی ظاهر شد بقایای نمکی که پس از ساعت ها تحقیق بر حسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده اند. اما مسئله غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالمتر از سایر اجساد، باقی مانده در حالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد وقتی دید نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است و از خود سئوال می کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898 میلادی و تقریبا در حدود 200 سال قبل کشف شده است،در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟!
چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیج انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئوله نمی گذرد؟!
و آیا ممکن است محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته؟ پروفسور موریس بوکای تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر بازگرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم به سفر کشورهای اسلامی گرفت تا از صحت خبر ذر مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل کند. یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و آیه 92 سوره یونس را برای او تلاوت نمود.
این آیه او را بسیار تحت تاثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد. و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد ( لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه تنریل من حکیم حمید).

(۵/بهمن/۹۳ ۰:۲۸)Ali#59 نوشته است:  من فکر میکنم که قرآن بر خلاف کتب عادی،یک رابطه پویا و دو طرفه رو با مخاطبش برقرار میکنه.
یک جورهایی شبیه یک موجود هشیار و آگاه! شبیه امام

قرآن همون امام .
این مطلب درسته.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، میم.حسین.الف ، سیمرغ ، سید ابراهیم ، مصباح ، عبدالرحیم
۲۲:۴۲, ۵/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/بهمن/۹۳ ۰:۴۸ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #14

نکته مهم اینست که اضلال خداوند روی چه شرایطی ، چگونه و برای کیست


نقل قول:خدا جمع زیادی را با آن گمراه می کند و عده کثیری را هدایت می کند، و تنها فاسقان را با آن گمراه می کند" (بقره/26)



در ابتدا به نظر می رسد این گمراهی منوط به خداوند است اما با کمی دقت دقت در میابیم که فرموده اند "فاسقان" پس می شود اینطور استنباط کرد این گمراهی نشئات گرفته از اعمال شخص است


"ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة و لکن یضل من یشاء و یهدی من یشاء و لتسئلن عماکنتم تعملون"(نحل/93)
و اگر خدا می خواست به مشیت ازلی همه بشر را یک امت قرار می داد و لیکن هر که را بخواهد گمراه کند و هر که را بخواهد هدایت، و البته آنچه از نیک و بد کرده اید از همه سؤال خواهید شد"

علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می فرماید :
مقصود این است که خداوند می تواند همه ایشان را از نظر هدایت و سعادت یک جور خلق کند. و مقصود از اضلال بعضی و هدایت بعضی، اضلال و هدایت ابتدایی نیست، بلکه مجازاتی است؛ زیرا همه آنان چه گمراهشان و چه در راهشان همه هدایت ابتدایی دارند و آن کسی که خدا می خواهد گمراهش کند کسی است که خودش راه ضلالت؛ یعنی معصیت را پیموده و پشیمان هم نمی شود و آن کس که خدا هدایتش کرده کسی است که هدایت فطری خود را از دست نداده و بر آن اساس مشی می کند یا همواره در طاعت است و یا اگر گناهی از وی سر می زند توبه می کند و از راه گناه به صراط مستقیم و سنت الاهی اش که تبدیل پذیر نیست بر می گردد: "و لسئلن عماکنتم تعملون:. جمله ای است برای دفع توهمی که ممکن است به ذهن بیاید و آن این است که مستند بودن هدایت و ضلالت به خداوند سبحان اختیار بشر را باطل می کند و به دنبال باطل شدن اختیار مسئله نبوت ها و رسالت ها باطل می شود. برای دفع چنین توهمی جواب داده شده که نه، هنوز سؤال و جواب و اختیار باقی است. و به دست خدا بودن هدایت و ضلالت اختیار شما را باطل نمی کند؛ زیرا خدا ابتداءً گمراه و هدایت نمی کند، گمراه کردنش مجازاتی است؛ یعنی کسی را که خودش گمراهی را خواسته در گمراهی پیش می برد، و همچنین کسی را که هدایت را اختیار کرده باشد در هدایت پیش می برد و خلاصه شما هر چه اختیار کنید خداوند شما را کمک می کند و در آنچه انتخاب کرده اید پیش تر می برد.

می شود اینطور بیان بیان کرد رابطه سببی با اعمال انسان دارد زیرا راه نمایاندن اقتضای ذات مبارک خداوند تعالی برای مخلوق است تا بتواند در مسیر سعادت پیش رود اما نه به گونه ای که اختیار او سلب شود و اگر فردی راه شقاوت را در پیش گیرد در گمراهی آشکار است پس اینگونه مجازات می شود

زانکه از قرآن بسی گمراه شدند

زین رسن قومی درون چه شدند

مر رسن را نیست جرمی ای عنود

چون تو را سودای سر بالا نبود

اشاره باریک مولوی در این بیت نیز به همین موضوع است که عده ای از ریسمان قرآن برای سقوط استفاده می کنند در حالی که می توان از طریق همین ریسمان راه صعود را پیمود و ایراد بر ریسمان نیست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ali#59 ، سیمرغ ، سید ابراهیم ، مصباح ، السا ، عبدالرحیم ، Agha sayyed
۰:۱۷, ۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #15
آواتار
بسم الله الرحمن الرجیم
نقل قول:خدا جمع زیادی را با آن گمراه می کند و عده کثیری را هدایت می کند، و تنها فاسقان را با آن گمراه می کند" (بقره/26)
نقل قول:یهدی من یشاء و یضل من یشاء»، یعنی خدا هر کس را که بخواهد هدایت و هر کس را که بخواهد گمراه می‌کند

بسیاری از شبهات قرآنی با دونستن معنای یشاء و یرید در زبان عربی حل میشه
یشاء : فعلی که صورت میگیرد برمبنای خواست طرفین است یعنی دو نفر باید چیزی را بخواهند تاامر بین آندو صورت بگیرد مثل معالجه بیمار توسط دکتر.

یرید: فعلی که صورت میگیرد مبنی برخواست یکطرف است و خواست دیگری شرط اجرای آن نیست صرف آنکه یک طرف چیزی را بخواهد به انجام میرسد مثل غذا خوردن مثل آب خوردن اگه تشنه باشید دلتون آب میخواد اراده میکنید و آب میخورید

تمامی خواست های خدا هم که درآیاتی از قبیل آیات فوق بیان شده خواست دوطرفه است یعنی خدا بنده ای را هدایت میکند مبنی بر خواست خود بنده که این خواست هم خواست قلبی است هم خواستی که به انجام یک سری اعمال منجر میشود که به اعمال بندگی مشهور است و اگر خدابخواهد بنده ای را گمراه میکند بر اساس اعمالی که انجام نداده است و آمادگی خود را برای هدایت نشان نداده اند...

__________

نقل قول:وخدا چه کسانی را هدایت نمیکند؟


1- کسانی که فاسق شده‌اند (فاسق یعنی کسی که از پوسته‌ی بندگی و آدمیت خارج شده است): «‌سَوَاء عَلَيْهِمْ أَسْتَغْفَرْتَ لَهُمْ أَمْ لَمْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ لَن يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» (المنافقون، 6)

توضیح در مورد آیه فوق : فاسقین و منافقین کسانی هستند که طبق گفته قرآن دعای فرد مستجاب الدعا و معصوم نیز در حقشان اجابت نمیشود

طبق گفته شهید مطهری باتوجه به جاذبه و دافعه آدمی انسان ها چهاردسته اند

انسان کامل جاذبه زیاد دافعه زیاد(امام علی - امام حسین و .....)

انسان منافق جاذبه زیاد دافعه کم (ابن ملجم مرادی-شمر بن ذی الجوشن و ....)

جاذبه کم دافعه کم کلا مرخص اند

دافعه زیاد جاذبه کم افراد گوشه نشین و انزوا طلب که در حد اعلی میشود همان درویشی و صوفی گری و.... حواسمون باشه جز دارو دسته منافقا نشیم


2- کسانی که کفر می‌ورزند (کفر پوشاندن حق است): «يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ

3- کسانی که به آیات الهی ایمان نمی‌آورند: «إِنَّ الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِآيَاتِ اللّهِ لاَ يَهْدِيهِمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ» (النحل، 104)

در حقيقت كسانى كه به آيات خدا ايمان ندارند خدا آنان را هدايت نمی‏كند و برايشان عذابى دردناك است.

و مسرفان و کسانیکه از گمراهان تبعیت میکنند.
شایدم موارد دیگه ای باشه

اگه یه قطره نجاست تو ظرفی باشه و مدام آب پاک بریزیم توش, میشه یه ظرف پر از نجاست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، سید ابراهیم ، Ali#59 ، مصباح ، السا ، عبدالرحیم ، Agha sayyed
۰:۲۷, ۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #16
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

فاطمه هوشینو ژاپنی شیعه ای شده ای که بعد از واقعه یازده سپتامبر در این راه مقدس قدم گذاشت...

[تصویر: 14-7-12-11201412-1.jpg]


این بخش از مصاحبه ایشون رو بخونید:
نقل قول:الان دوازده سالی می شود که مسلمان شدم بعد از ماجرای 11سپتامبر چون هر روز از اسلام و مسلمانان گزارش می دادند علاقه­مند شدم قبل از آن هیچی از اسلام نمی دانستم آشنای مسلمان هم نداشتم .حمله به برج­های دوقول غیرطبیعی بود برای همین کنجکاو شدم که اسلام چه دارد که اینقدر از آن سیاه­نمایی می کنند تا اسلام را خراب کنند." و مکروا مکرالله و الله خیر الماکرین" آنها مکر کردند اتفاقا بعد از 11سپتامبر تعداد مسلمانان بیشتر شد. اول کتاب خواندم و سایت­های اسلامی انگلیس زبان را دیدم منبع به ژاپنی که اصلا نبود در باره اسلام. قرآن را خواندم با انجیل مقایسه کردم خیلی خوب بود. دشمنان اسلام زیاده روی کردند از نظر جمعیتی دین اسلام دومین دین است من مطالعه کردم. برای من جالب بود من فکر می کردم دین اسلام عقب افتاده است برای دیروز است نه امروز اما وقتی قرآن خواندم بیش از 750آیه درباره علوم صحبت شده که علوم به آن هم نرسیدند. خانم ها حقوق بشر دارند در دین اسلام مقام خانم­ها خیلی بالاست نسبت به غیرمسلمانان. وقتی دیدم آنها دروغ می گویند علاقه­ مند شدم و معتقد شدم که دین کامل است و راهی است که انسان باید طی کند این آیه "و خلق الله جن و انس" فکر من را باز کرد معنی جن و انس را نمی دانستم و هدف از زندگی هم نمی دانستم همیشه احساس پوچی داشتم وقتی این را خواندم جواب جاودانه یافتم "سوره یس" را خواندم ترجمه­ اش را هم خواندم در کلام قابل بیان نیست معجزه قرآن است انگار پیامبر در گوش من گفت بیا در آیین دین ما.

ادامه مصاحبه

مصاحبه کامل در سایت مصاف , خیلی جالب بود حتما بخونید

+

ماجرای مسلمان شدن ایشان + فیلم


اینم ببینید خوبه برا همه

خانم ژاپنی برای تقویت اقتصاد ایران، کالای ژاپنی نمی‌خرد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، السا ، عبدالرحیم ، عبدالرحمن
۱۲:۳۷, ۹/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/بهمن/۹۳ ۱۴:۱۸ توسط عبدالرحیم.)
شماره ارسال: #17
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

با توجه به حدیث ثقلین شاید افرادی به حرف اقا اشکال وارد کنند
ولی وقتی رجوع کنید به نوع هدایت خداوند مثلا در مورد چیزهای مست کننده

خداوند میبیند اعراب از کارهایی که به زندگیشان وصل شده ااست همین است میاد
مرحله به مرحله این امر را از زندگی اعراب جدا میکند.

اول خداوند می فرمایند در هنگام مستی به نماز نزدیک مشوید
طرف مجبور میشه پنج نوبت از خود دور کند و بعد حرام اعلام میشود

یعنی بالا بردن مرحله به مرحله
هدف مقام معظم رهبری
درباره خواندن قران، اشنا کردن جوانهای غرب با
کلیات اسلام واین اسلام ساختگی رسانه های غرب ،دروغی بیش نیست و سپس بالا بردن انهاست

وقتی اقا این پیام را دادند عجیب یاد این ایه افتادم
وَمَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ ﴿۵۴﴾ال عمران.


و این هم پیام قران است:

وَمَن يُؤْمِن بِاللَّهِ يَهْدِ قَلْبَهُ تغابن 11

خود خداوند قلبش را هدایت میکند .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مصباح ، عبدالرحمن ، Eve ، Agha sayyed ، سیمرغ ، سید ابراهیم
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا